چکیده

افزایش روز افزون ساخت آپارتمان ها در ایران باعث شده تا حضور این گونه ساختمان در بین ساختمان هاي آینده، انکار ناپذیر به نظر برسد.از سوي دیگر این گونه ساختمان، باعث به وجود آمدن فرهنگ جدیدي شده است که با عنوان»فرهنگ آپارتمان نشینی«از آن یاد می شود.قسمتی از این تغییر فرهنگ،به دلیل تغییر نگرش و ارتباط ساکنین آپارتمان ها با عناصر طبیعی موجود در محیط می باشد.

این مقاله در راستاي بازشناسی گوشه اي از این تغییرات، با رویکرد پدیدار شناسی محیطی، به بازشناسی عناصر طبیعی موجود در محیط زندگی انسان پرداخته است و سپس با توصیف تعامل انسان با عناصر طبیعی در مسکن تاریخی و آپارتمان هاي امروزي ایران، به تجزیه و تحلیل این توصیفات و چگونگی ادارك مردم از عناصر طبیعی اطرافشان می پردازد.
در این راستا،پس از بازشناسی و مقایسه اطوار حضور عناصر طبیعی(باد،آب،خورشید،حیوانات،خاك،آسمان و گیاهان و درختان )در خانه هاي تاریخی و آپارتمان ها، به مقایسه تفاوت ها و شباهت هاي اطوار حضور و درك این عناصر در مسکن گذشته و امروز توجه نموده است.

این مقایسه نشان می دهد که انسان گذشته براي استفاده از عناصر طبیعی در محیط زندگی خود،همزمان به بعد مادي و معنایی آنها توجه داشته است ولی در آپارتمان ها بیشتر به حضور فیزیکی(جسمانی) این عناصر توجه می شود و این عناصر نمی توانند مانند سابق بر روح و روان مخاطبین آپارتمان نشین خود تاثیر گذار باشند.

کلمات کلیدي:خانه تاریخی،آپارتمان،عناصر طبیعی،درك انسان.

مقدمه

هر آینه ساخت گسترده آپارتمان ها توسط مهندسین و همچنین استقبال وسیع ایرانیان از این گونه مسکن را مورد بازشناسی قرار دهیم،این سوال جدي در ذهن ایجاد می شود که چه عاملی باعث چنین اقبالی شده است؟آیا کیفیت زندگی در آپارتمان نسبت به مسکن تاریخی متعالی تر است ؟یا عامل دیگري باعث رشد روز افزون آپارتمان ها شده است؟

جهت پاسخ گویی به سوالات فوق لازم است تا کیفیت زندگی در مسکن تاریخی و آپارتمانی را مورد بازشناسی و مقایسه قرار دهیم.در این راستا استفاده از پدیدار شناسی می تواند راهگشا باشد. “هدف اصلی پدیدار شناسی ،بررسی،تحقیق و شناخت بی واسطه پدیده هاست.در این شیوه شناخت هر پدیده بدون اتکا به فرضیات قبلی و ادراکات ناآزموده به طور آگاهانه و صریح بررسی و درك می شود…باید در این روش تلاش نمود که با پدیده ها برخوردي خالص و دست اول و رها از نظرات و شائبه هاي قبلی صورت پذیرد و پدیده ها آنچنان که هستند ،شناخته و بیان شوند.”[۱ ] این مقاله با رویکرد پدیدار شناسی به عناصر طبیعی محیط در مسکن تاریخی و آپارتمان هاي ایران می پردازد.”در پدیده شناسی محیطی،

هدف درك اساس مضمون محیط است.اینکه محیط چه معنایی براي مردم دارد؟پدیده شناس با درگیري عاطفی با محیط به دنبال ارتباط (انسان)اصیل با محیط است و بدین ترتیب به توصیفات کیفی می رسد.به عبارتی آنچه در پدیده شناسی محیطی جستجو می شود این است که فضا چگونه به مکان تبدیل می شود.”[۲ ]

تعریف طبیعت

در فرهنگ دهخدا طبیعت به معنی”سرشت که مردم بر آن آفریده شده اند، نهاد، آب و گل، خوي گوهر، فطرت، ذات، غریزه، عناصر تبایع اربعه: چهار عنصر خاك، آب، باد، آتش، یکی از قواي نفس کل، قوه ساریه در اجسام، قوه مدبره همه چیزها( عقل کل)، مبدا حرکت قوا که در او شعور باشد، مبداء اول حرکت، چیزي که از آن حرکت و سکون پدید می آید و در اصطلاح تصوف حقیقت الهی”[۳ ] تعریف شده است.”ابن سینا نیز کلمه طبیعت را به چند معنی به کار برده است که اساسی ترین آن نیرویی است که موجب حرکت عناصر است.”[۴ ] در فرهنگ لاتین نیز معنی طبیعت اینگونه بیان شده است:” لغت طبیعت((nature از لغت ناتورا (natura) به معناي تولد که از آن لغت

هاي ملت (nation) هموطن (native) و مادرزادي (innate) نیز گرفته شده اند . طبیعت و ملت نه تنها داراي ریشه لاتین یکسانی هستند بلکه تاریخچه مشترکی هم دارند و همواره یکی از آنها در حال توضیح دیگري بوده است.” [۵] دکتر نقی زاده نیز تعریف طبیعیت را چنین بیان می کنند: “چیزي است که انسان در پدید آوردن آن دخالت نداشته باشد و طبیعت

محصول دیالکتیک ذهنی انسان و جهان عینیات است.طبیعت در دیدگاه معاصر کل کره زمین و حتی عالم وجود مشتمل به همه موجودات و از جمله انسان، کره زمین منهاي ساخته هایش، عناصر طبیعی اعم از داخل یا خارج محیط هاي زیستی را در بر می گیرد.”[۶] این مقاله با توجه به تعاریف یاد شده،عناصر طبیعی را به صورت: باد،آب،خورشید،حیوانات،خاك،آسمان و گیاهان و درختان،دسته بندي

نموده و اطوار حضور این عناصر در خانه هاي تاریخی و آپارتمان هاي امروزي ایران را مورد بازشناسی قرار می دهد.
بازشناسی سیر تحول نگرش انسان به طبیعت از گذشته تا امروز
طبیعت همواره به عنوان بستري براي فعالیتهاي انسانی وجود داشته است که انسان در تعامل با آن نیازهاي خود را برآورده می نموده و این موضوع در دوره هاي مختلف تاریخی متفاوت بوده است که دسته بندي هایی نیز براي تبیین انواع این تعامل ارائه شده است. راپاپورت به عنوان یکی از برجسته ترین صاحب نظران معماري، این دسته بندي را اینگونه بیان می نماید: “رابطه انسان با طبیعت در حالت نخست ، مذهبی و کیهان شناسی است به گونه اي که محیط حاکم بر انسان است و انسان کمتر از طبیعت اهمیت دارد. در حالت دوم، رابطه همزیستی وجود دارد، انسان و طبیعت در وضعیت متعادل قرار دارند و انسان خود را نسبت به خداوند مسئول طبیعت و زمین می شمارد و در حالت سوم، ابتدا انسان کامل کننده و تعریف کننده طبیعت است، سپس خلق کننده و سرانجام تخریب کننده طبیعت است. در دو وضعیت نخست رابطه انسان و طبیعت، فردي است و انسان همراه با طبیعت تعامل می کند، در حالی که در مورد سوم، طبیعت به آن چیزي اطلاق می شود که بر روي آن کار می شود و مورد بهره برداري قرار می گیرد.” [۷] در حالت اول از دسته بندي فوق انسان مقهور طبیعت است و در برخی موارد در مسیر شناخت و درك نیروهاي طبیعی آنچنان عاجز می

شود که طبیعت را در مقام خدایی مورد پرستش قرار می دهد .” آدمیان در این حالت در طبیعت و با طبیعت زندگانی می کنند و جنبه هاي درونی و ذاتی این رابطه به حدي قوي است که کلیه جنبه هاي دیگر را تحت الشعاع قرار می دهد… رابطه ذاتی میان انسان و طبیعت آنچنان برقرار و مستحکم است که عدم طبیعت قابل تصور نیست و در صورت تصور محال همانا عدم بشریت را در نظر مجسم می کند. در این حالت خاص بشر هرگز در مقابل طبیعت قرار نمی گیرد و جدا از طبیعت ستون هاي استقلال وجودي او سخت متزلزل است.” [ ۸] “آگوست کنت این دوره زندگی انسان را دوره ربانی معرفی می کند که انسان تحت حاکمیت عالم فراطبیعی است و همه امور مستند به اراده خدایان می باشد.”[۹ ] در حالت دوم از دسته بندي راپاپورت، انسان ها موفق به درك و شناخت برخی از نیروها و عناصر طبیعی شده اند و توانسته اند از این

نیروها در راستاي تامین آسایش و آرامش استفاده می کنند و همزیستی بین انسان و طبیعت باعث می شود که هر کدام بتوانند با بهره مندي از دیگري زندگی بهتري داشته باشند.” باید توجه نمود که حتی در عالم شهرنشینی نیمه صنعتی کشورهاي در حال توسعه یعنی در عالیترین درجه کمال این گروه نیز فرد عادي در حالی که در مقابل طبیعت خشن و سرسخت به جنگ و ستیز بر می خیزد، سعی می کند تا طبیعت را تسخیر کند به دو علت: یکی توجه به اهمیت طبیعت در اقتصاد کشاورزي و دیگري نداشتن وسایل جدید در امر کنترل و تسخیر طبیعت.”[۱۰ ] که این موضوع باعث می شود تا انسان در برخورد با طبیعت اعتدال را رعایت نماید.

در حالت سوم انسان با اتکا بر شناختی که از بسیاري از عناصر طبیعی به دست آورده است اقدام به مداخله در طبیعت نموده و بعضا به خود اجازه می دهد که به منظور برآورده نمودن نیازهاي خود دست به تخریب طبیعت بزند. این حالت بیشتر در جوامع صنعتی کاملا توسعه یافته اتفاق می افتد که “در این حالت مردم کشورهاي کاملا توسعه یافته صنعتی به خاطر رفاه انسانی در محیط صنعتی و تولیدات اقتصادي آنچنان به ناموس طبیعت چنگ می زنند که دیگر اصالتی براي طبیعت باقی نمی ماند.” [۱۱] با توجه به مطالب فوق، آنچه تعیین کننده نگرش انسان به طبیعت در دوره هاي مختلف تاریخ بوده است، توانمند شدن وي در کنترل و پیش بینی نیروها و عناصر طبیعی بوده است.

پدیدار شناسی عناصر طبیعی محیط
در این بخش با اتکا به آنچه که در مقدمه توضیح داده شد ،به بازشناسی و مقایسه تاثیر عناصر طبیعی محیط، بر ادراك انسان در مسکن تاریخی و آپارتمان می پردازیم.
اطوار حضور آب
در برخی مناطق ایران خانه ها براي آنکه بتوانند به آب قنات دسترسی داشته باشند و اصطلاحا آب بر خانه سوار شود ،اقدام به خاك برداري از زمین می نمودند که باعث می شد حیاط این خانه ها در ارتفاع پایین تري نسبت به معبر خارج ساختمان قرار داشته باشد.[۱۲]این موضوع باعث می شود تا انسان در حین ورود به خانه به تدریج با چند پله به ارتفاع پایین تري برود و در پناه زمین قرار بگیرد،که باعث ایجاد حس آرامش و اطمینان می شود و این موضوع تفاوتی ظریف با نحوه سکونت در آپارتمان دارد،زیرا در آپارتمان ها

معمولا براي رسیدن به واحد مسکونی باید به سمت آسمان حرکت کنیم و زندگی در ارتفاع باعث ایجاد حس معلق بودن و عدم اطمینان در ناخودآگاه ذهن انسان می شود. به عبارت دیگر می توانیم بگوییم که”آپارتمان ها سر در آسمان و نگاه به خاك دارند ولی مسکن تاریخی ریشه در خاك دارد و نگاه به آسمان”[۱۳] حضور آب در حوض هاي خانه هاي تاریخی داراي عملکرد هاي متنوعی از جمله: زیبایی بصري و شنیداري،آرامش بخشی،تلطیف هواي

خانه،استفاده براي شستشو،بازي کودکان در آب و …بوده است ،اما حضور آب در آب نماهاي آپارتمان ها صرفا بر زیبایی بصري و گاها شنیداري(صداي شرشر ) متکی می باشد.

از سوي دیگر حوض هاي خانه هاي تاریخی معمولا داراي هندسه ساده اي به صورت مستطیل، بیضی و دایره اي می باشند که این موضوع باعث می شود مخاطبی که به حوض نگاه می کند مجذوب کیفیت آب یا تصویري که در آن می افتد بشود، تصویري که معمولا از آسمان بالاي حیاط یا جبهه هاي حیاط خانه می باشد. در حقیقت مخاطب با نگاه به حوض می تواند عظمت آسمان را در قسمت محدودي از حیاط (حوض) احساس کند.از سوي دیگر حوض ها و آبنماهایی که در حیاط آپارتمان ها وجود دارند معمولا داراي هندسه پیچیده تر و همچنین تزئینات بیشتري می باشند که این موضوع باعث می شود تا حوض و تزئینات آن بیشتر از خود آب و کیفیت هاي آن، نظر مخاطب را به خود جلب کند.به عبارت دیگر “در این فضا سازي ها کمتر نشانی از پیچیدگی هاي گمراه و یا اغوا کننده اي که حواس را متوجه انسان و مصنوع او نماید به چشم می خورد[۱۴ ]”. ناودان هاي خانه هاي تاریخی سه نوع بوده اند که شامل ناودان هاي شره اي ،شیاري واخیرا به صورت لوله اي می باشند[۱۵ ]تنوع ناودان