مقدمه

خطوط نستعلیق و ثلث در ایران از مهمترین و پرکاربردترین خطوط محسوب میشوند که بهدلیل زیبایی و کارایی در زمینه های مختلف توانسته اند ماهیت خود را با تکنولوﮊی نرمافزار وفق دهند.

با توجه به اینکه خوشنویسی در نرم افزار از زیبایی ها

ﻭ جذابیت بالایی برخوردار است و خطوط موجود نمودی از خط بزرگان خوشنویسی محسوب میشود که در فضای مجازی ظهور یافته، شناخت شیوه این خوشنویسان ازنظر سبک و نمود ظاهری آنها ضروری می نماید. صورت بندی جریانهای خوشنویسی معاصر ایران یکی از نکات مهم و مدنظر در این پژوهش است.

هدف از این موضوع ارتقای دانش و بینش نظری در جهت شناخت ریشه و اصل آثار خوشنویسانی است که خط آنها در ساخت نرمافزار الگو قرار گرفته است. پرسش مهم در این زمینه این است که: آیا خط این خوشنویسان به جریانهای خوشنویسی در ایران نزدیک است و می توان نمودی از شیوه خوشنویسی قدما را در آنها دید؟

در این نوشتار سعی شده به شیوه توصیفی (تحلیلی) و با روش گردآوری اطلاعات بهصورت کتابخانه ای و میدانی نخست شاخه های مهم و تأثیرگذار خوشنویسی در نستعلیق در قالب شیوه میرعماد الحسنی قزوینی و میرزارضا کلهر

ﻭ در خط ثلث شیوه های مهم این خط در قرن های سیزدهم

ﻭ چهاردهم در ارتباط با خط خوشنویسان در نرمافزار بررسی شود و سپس بهشیوه میدانی نرمافزارهای موجود گردآوری شود.

این تحقیق بهشیوه نمونهپژوهشی به بررسی خطوط نستعلیق و ثلث موجود در سه نمونه از نرمافزارهای پرکاربرد خوشنویسی بهنامهای کلک، چلیپا و میرعماد پرداخته است. نگارنده در جهت پاسخ به سؤال تحقیق با طرح جداولی جداگانه از مفردات حروف خوشنویسان مبدع

نرمافزار و مفردات و ترکیبات خوشنویسی قدما شباهت میان آنها را نشان داده است.

با مشاهده و مقایسه تصویری آثار خوشنویسان مبدع نرمافزار بهصورت سنتی و نمود خط آنها در نرمافزار با خطوط قدما این فرضیه ثابت شده که شباهتهای بسیاری میان خط این خوشنویسان و شیوه قدما ازنظر سبک نوشتن مفردات حروف و ترکیبات وجود دارد.

تاکنون تحقیقی که بهطور خاص به بررسی خطوط موجود در نرمافزارهای خوشنویسی ازنظر مقایسه با شیوه های رایج خوشنویسی پرداخته شده باشد یافت نشده است، اما در زمینه شناخت شیوه های خوشنویسی می توان به مقاله کاوه تیموری با عنوان »خوشنویسی معاصر ایران« اشاره کرد که در آن به شیوه های خوشنویسی نستعلیق اشاره کرده و نگارنده برای غنای بیشتر مقاله از آن بهره برده است.

چگونگی بهرهبرداری خط خوشنویس در نرمافزارهای خوشنویسی

در خوشنویسی، هر حرف با اشکال مختلف ظاهر می شود و علاوه بر آن برای هر کلمه یا جزئی از آن ترکیبهای متعددی وجود دارد. نرمافزارهای خوشنویسی این امکان را فراهم می کند تا کاربران بتوانند ترکیبات مختلف حروف و کلمات را بهسادگی ایجاد کرده و زیباترین آنها را برگزیند. هنگام الگوبرداری از خط برای تولید نرمافزار، ازحروف مفرد و ترکیباتی که خوشنویس در اختیار تولیدکنندگان نرمافزار قرار می دهد استفاده می شود.

حروف و اتصالات خوشنویسی در رایانه توسط طراح حروف اسکن شده و در نرمافزار بُرداری دورگیری و اجرا میشود و بعد از اتمام الگوبرداری و طراحی حروف خوشنویس حروف طراحیشده را بازبینی و اصلاح میکند. خوشنویسی حروف در چند بخش صورت میگیرد:

تصویر ۱. راست:بهترتیب از بالا: خوشنویسی کلمات در حالت کشیده،وسط: تنظیم حروف نسبت به الف و دوایر حروف، پایین: حروف اجراشده بهصور توپر و اجرای اتصالات حروف از روی حروف خوشنویسیشده در برنامهبرداری کرل دراو((Corel draw
تصویر چپ: خوشنویسی حروف کشیده توسط خوشنویس، نقاط تشکیلدهنده حروف پس از دورگیری، حروف دورگیریشده بهصورت توپر. مأخذ: نگارنده

فصلنامه علمی- پژوهشی نگره

تصویر۲. بالا: اجرای حرف »ح« در برنامه برداری، پایین: نقاط سازنده حرف پس از انتقال به نرمافزار ساخت فونت. مأخذ: نگارنده

الف) خوشنویسی حروف منفصل و ترکیبات چندحرفی ب) خوشنویسی کشیده ها (مدات).

هنگام اجرا و دورگیری حروف در برنامه برداری، باید به ضخامت مناسب خط دورگیری توجه شود، زیرا، بدون توجه به ضخامت خط، نازکی و کلفتی حروف دچار تحریف میشود و شکل حرف از حالت اصلی خود که مبین شیوه خوشنویس است خارج میشود (تصویر ۱).

همچنین علاوه بر درنظرگرفتن ضخامت مناسب، باید خطوط ازنظر نقاط سازنده حرف در برنامه بُرداری کنترل شوند و از حداقل نقاط در زوایای حروف استفاده شود تا انحنای حرف بدون برآمدگی و تورفتگی نامناسب ایجاد شود. نظارت بر کیفیت اجرای حروف و بررسی تطبیقی حروف خوشنویسیشده با حروف برداری توسط خوشنویس انجام می شود، زیرا ممکن است در دورگیری حروف ایراداتی مشاهده شود، بهخصوص در حروف کشیده که انحنای بیشتری دارند اجرای دقیق تری نیاز است.

در این دسته از حروف قسمت شروع حرف باید انحنا و دور لازم را داشته باشد و قسمت انحنای حرف باید با شیب مناسب روی خط کرسی وسط قرار گیرد. پس از تبدیل حروف خوشنویسیشده به حروف بُرداری، لازم است این حروف به برنامه تولید فونت منتقل شود تا با فرمت مخصوصِ فونت در نرمافزارهای خوشنویسی استفاده شود.

از مشکلات شایع تبدیل حروف برداری فارسی به فونت در نرمافزار ساختْ فونت افزایش تعداد نقاط سازنده حرف در حالت برداری است که موجب شکستگی انحنای حرف در عرض و ارتفاع آن می شود. این مشکل بهدلیل

تصویر ۳. قطعه نستعلیق، بهخط سلطانعلی مشهدی، مأخذ: مرقع رنگین

ناسازگاری ساختار حروف فارسی بهویژه خطوط نستعلیق

و ثلث با استانداردهایی است که در برنامههای ساخت فونت

ـ که بیشتر مناسب حروف لاتین است ـ مشاهده می شود. هنگامی که حروف در متن بزرگتر می شوند، ناهمواری ها بیشتر نمایان می شود. بنابراین، درخصوص حروف نستعلیق که پر از انحنا و کمان های ظریف و زیبا است وجود نقاط اضافه مشکل ساز است و رفع آنها ضروری است. برای مثال در حرف »هـ«، که در نرمافزار بُرداری با هجده نقطه ساخته شده، بعد از انتقال به نرمافزار ساخت فونت، نقاط به ۳۲ عدد افزایش می یابند و موجب تغییر شکل حرف »هـ« می شوند (تصویر۲).

بنابراین، در این مرحله نیز حذف نقاط اضافی و تنظیم مجدد انحنا و زوایای حروف توسط طراح فونت با نظارت خوشنویس ضروری است. اشاره به این نکته ضروری است که طراح حروف در زمان اجرای حرف باید تابع قواعد خوشنویسی باشد، بدان معنا که ذهن او باید در پی تحلیل و گزینش بهترین شکل از حروف در حالت مجازی باشد. تحلیل و گزینشی که صورت می گیرد از لحاظ پوسته خارجی و تکنیک های اجرایی متفاوت است. نرمافزارهای متعددی در زمینه طراحی و اجرای حروف در رایانه وجود دارد، اما پوسته داخلی حاوی رعایت همان اصول و قواعد سنتی خوشنویسی است؛ یعنی اصولِ نسبت، قوت، ضعف، صعود، نزول، سطح و دور در مفردات و ترکیبات.

در این تحقیق سعی شده به شیوههای رایج خطوط نستعلیق و ثلث که براساس اصول خوشنویسی از دیرباز تاکنون به وجود آمده است برای مشخصکردن ارتباط بین شیوه قدما و خوشنویسان مبدع نرمافزار اشاره شود.
۳۵

شماره۵۲ بهار۲۹

تأثیرگذار در تولید نرم افزارهای خوشنویسی با شیوههای رایج در خط نستعلیق (شیوه کلهر و میرعماد) و خط ثلث (شیوه ترکی و عربی)

تصویر۴. مفردات خط نستعلیق، بهخط تصویر۶. قطعه سیاه مشق، به خط میرزا

میرعماد، مأخذ: مرقع خطوط کاخ گلستان، غلامرضا اصفهانی، مأخذ: مجموعه رامین
۸۷۳۱: ۳ قد یمی

تصویر۵. قطعه چلیپا، به خط میرعلی، مأخذ:

مرقع گلشن، ۴۶۳۱: ۸

پیشرفت و تکامل خط نستعلیق

با مروری بر تاریخ خوشنویسی در ایران درمی یابیم که استعداد شگرف و نگرش ریاضیگونه ایرانیان در کتابت خیلی زود تحولی عظیم را در عرصه خوشنویسی رقم زد

ﻭ بدینسان قرن چهارم شاهد قاعده مندی خطوط ششگانه

ﻭ ابداع اصول دوازده گانه خوشنویسی توسط ابنمقله شیرازی بود. اولین خط ایرانی یعنی تعلیق در قرن هفتم و هشتم هجری قمری ابداع شد و دوران بلوغ خود را سپری کرد و پس از آن عروس خط ها یعنی نستعلیق جلوه کرد

ﻭ در قرن نهم میرعلی تبریزی از لحاظ فنّی این خط را بهصورت مستقلی عرضه نمود (چهرازی،۰۸۳۱: ۶۲).
قلم نستعلیق، بهعنوان دومین خط خاص ایرانیان در دوره اسلامی، پس از شکلگیری و پیدایش شاهد ویژگیها
ﻭ اختلافاتی هرچند جزئی در ساختار حروف، کلمات، اتصالات و نیز ترکیب بندی ها شد و در نتیجه این اختلافات در هر دوره از دیگر دوره ها متمایز گشت. در این بررسی، قبل از پرداختن به شیوه های خوشنویسی لازم است ابتدا پارهای توضیحات درخصوص معنای اصطلاحاتی چون »شیوه« و»سبک« در هنر خوشنویسی بیان شود. حبیباالله فضائلی در کتاب تعلیم خط در بیان »شیوه« میگوید: »کلمه شیوه که در ردیف آن ربط، اسلوب، سبک و روش نیز استعمال می شود درواقع آن روش خاصی است که استاد سالها بدان روش خط نوشته و در میان مردم شناخته گردیده است« (فضائلی،۷۴:۷۸۳۱).

حمیدرضا قلیچ خانی نیز در کتاب فرهنگ واﮊگان و

اصطلاحات خوشنویسی در بیان »سبک« آورده است: »خصوصیات ممتاز و منحصربهفرد هر اثر یا هنرمند را سبک گویند که بر اثر پختگی و کمال یافتن هنر یک دوره یا هنرمند صورت میگیرد« (قلیچخانی، ۸۸۳۱ :۰۲۲). بی ارتباط نیست که وقتی از میرعلی تبریزی میپرسند چه فرقی میان خط او با سلطانعلی است می گوید: من این خط را کامل کردم، اما خط سلطانعلی شیرینی و حلاوت خاصی را داراست (بیانی،۸۶۳۱ :۷). با تعاریفی که در این خصوص بیان شد، اساس شیوه و سبک مبتنی بر تجربیات خوشنویس در به کارگیری اسباب کتابت و نیز حالات فیزیکی و جسمانی او در حین نگارش و همچنین دیدگاههای متفاوت و منحصربهفرد هنرمند است.

شیوه های رایج در نستعلیق

در آغاز ظهور خط نستعلیق دو سبک مختلف از این خط در ممالک ایران ظاهر شد.

۱- شیوه جعفر و اظهر تبریزی که بعدها سلطانعلی مشهدی (متوفی ۶۲۸ق) آن را رونق داد و این شیوه در خراسان شایع شد و به آن سبک خراسانی یا نستعلیق شرق نیز می گویند. (یارشاطر،۱۷:۴۸۳۱؛ تصویر۳)؛ ۲- شیوه عبدالرحمن خوارزمی خوشنویس دربار سلطان

یعقوب آق قریونلو (۴۸۸-۴۹۸ق) بود که در قسمت های غربی و جنوبی ایران متداول شد و بعدها فرزندان او عبدالرحیم و عبدالکریم و پیروانشان در ظرف زمانی و مکانی محدود آن را رواج دادند (یوسفی، ۵۷۳۱ :۹۸).

فصلنامه علمی- پژوهشی نگره

تصویر۷. بررسی تطبیقی مفردات و ترکیبات تصویر٨ . سیاه مشق، به خط محمدرضا

حروف در دو سبک میرعماد(سمت راست) کلهر، مأخذ: مرقع رنگین، ۴۶۳۱: ۳۵

و کلهر(سمت چپ)،مأخذ: شریفی زین دشتی،

۰۹۳۱: ۲۰۱

اختلاف سبکی در این دو شیوه این است که در شیوه غربی کلمات و حروف بسیار تند و تیز نوشته شده و مدها در عین صافی بلند هستند و دوایر در عین استواری از اندازه معمول بزرگترند، درحالیکه در شیوه شرقی یا خراسانی اندازه کلمات و حروف معتدل بود. این سبک همان است که پس از تکامل در طی چهار قرن بهصورت کنونی به دست ما رسیده است. شیوه غربی پس از مدتی مورد قبول کاتبان واقع نشد (همان).

با متروکشدن شیوه غربی، شیوه شرقی یا خراسانی پس از مراحل ابتدایی بهتدریج و دستبهدستِ هنرمندان خوشنویس همچنان به سوی تکامل رفت. بعد از سلطانعلی مشهدی و با آغاز دوره صفوی خوشنویسانی چون میرعلی هروی (متوفی ۱۵۹ق)، مالک دیلمی (متوفی ۹۶۹ق)، باباشاه اصفهانی (متوفی ۶۹۹ق) و محمد حسین تبریزی (متوفی ۵۸۹ق) این خط را پالایش دادند و در زیباتر ساختن آن کوشیدند تا نوبت به میرعمادالحسنی سیفی قزوینی (۴۲۰۱-۱۶۹ق) رسید.

»او نستعلیق را وارد فصل جدیدتری از نوآوری ها نمود و در تطبیق حروف واحد و هماهنگی میان آنها سعی

ﻭ ذوق و نبوغ بسیار به کار برد، بهخصوص در ده سال آخر عمر خود شیوه مستقلی اختیار کرد که بعدازآن همه خوشنویسان از او پیروی کردند« (امیرخانی،۵۷۳۱ :۳). با آغاز حکومت قاجار، قلم نستعلیق بهویژه در نیمه دوم قرن سیزدهم وارد مرحله دیگری از تحولات و تغییرات شد. با ورود صنعت چاﭖ و تأثیرگذاری آن برخوشنویسی نستعلیق، شرایط برای برانگیختن نبوغ خلاقانه و نوآورانه میرزامحمدرضا کلهر (۵۴۲۱-۰۱۳۱ق) فراهم شد. کلهر سبک جدیدی را ایجاد کرد و نستعلیق کنونی زاییده ابتکار

ﻭ اندیشه اوست. کلهر همان رویه میرعماد را در پی گرفت،

تصویر۹. چلیپای نستعلیق، به خط سیدحسن میرخانی، مأخذ: مجموعه یداالله کابلی

اما سلیقه و خلاقیت خود را بدان افزود. امروزه اساتید فن و صاحب نظران عرصه خوشنویسی نستعلیق، به طور عمده به دو سبک متمایز از هم بهنامهای »سبک قدیم« یا »سبک میرعماد« و »سبک جدید« یا »سبک کلهر« معتقدند. با اندکی تأمل می توان دریافت که این تقسیمبندی، ضمن اینکه دلالت بر شکلگیری این دو شیوه در دو مقطع زمانی متفاوت یعنی دوره صفوی و دوره قاجار دارد، براساس خوشنویسان شاخص و برجسته آن دو دوره است. به طور کلی و بدون درنظرداشتن شیوههای شخصی و شیوه های تلفیقی سایر هنرمندان خوشنویس، عموم خوشنویسان پیرو و مقلد و ترویجدهنده دو شیوه مذکور بودهاند.