مقدمه

استفاده از توان کارشناسی مردم در بخشهای مديريتي، اقتصادي، اجتماعي و کالبدی– کاربردی۱ در احياي بافت
ومردمنقشرویکردبا مرمتتطبیقیمقایسه تاريخي، موضوعي است كه بطور عمده در دهههاي اخير

محل نزاع صاحبنظران و دست اندرکاران امر احياي بافت

و بناهاي تاريخي بودهاست. در شرايط امروز كشور، اعتقاد

در دولت احیای و نداشتن به نيروي مردم از یک طرف و بياعتمادي مردم

به دولت و مسئولین از طرف دیگر، موجب شدهاست كه

ساحت گذر سه امر مشاركت در هالهاي از ابهام قرارگيرد.

تجربیات احیا در بافتهای سنتی نشان میدهد که بار

کارشناسی یزددرشهری
مردم، به عنوان حاملین احیاست. مطالعه و ارزيابي تجربيات
عظیم این امر بر دوش دولت، کارشناسان احیا و درنهایت

۶۰۱ باال، بيانگر اين است که از حضور و مشاركت مردم نتايج مناسبی حاصل شدهاست.

مردم در ساحتهای مختلف انجام پروژه برنامهریزی همچون طراحی، اجرا و بهرهبرداری و در بخشهای مختلف آن اعم از اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و همچنین کالبدی- کاربردی و درنهایت، بخشهای راهبردی- ساختاری که مقوله مدیریت نظارتی را در بر میگیرند، می توانند مشارکت داشتهباشند. برنامهریزان میبایست طوری عملکنند که شهروندان نيز در این فرایند دخيل باشند. دخالت در چنين فرایندي تنها به معنای در جریان گذاشتن شهروندان نیست بلکه باید به آنها اجازهداد درباره دالیل پایهای برنامهریزی پیشنهادشده، اطالعات کافی به دست بیاورند و با همان زبان تخصصی برنامهریزان پاسخ گویند .(Davidoff, 1965: 3)

اگر گروههای مردمی و غیر متخصص قصد شرکت در فرایند برنامهریزی را داشتهباشند، به دلیل پیچیدهبودن و

نامفهوم بودن زبان تخصصی برنامهریزی، نیازمند کمک و حمایت هستند. این مهم، همان وظیفهای است که وکیل برنامهریز برعهده دارد. وي کارشناس و سفیر موکل خويش و مشاور حقوقی اوست .)Ibid(

بنابر آنچه بيانشد، نگارندگان در این پژوهش به دنبال تبیین میزان تاثیرگذاری کارشناسی مردم در بخش کالبدی- کاربردی احیا و مرمت شهری است.

الکین و همکارانش سال ۱۹۹۱ م. در کتاب ” باززندهسازی شهر”۱ چهار اصل را معرفی مینمایند. این چهار اصل عبارتند از: .۱ آینده نگری و نسل آینده . ۲ محیط زیست .۳ برابری .۴ مشارکت. در اصل مشارکت، حضور انسان به عنوان عضو اصلی نمود پیدا میکند و نشان میدهد که در مرکز ثقل آن چهار اصل که به صورت زنجیرهای بر یکدیگر تأثیر متقابل دارند، انسان و فعالیتهای وی قراردارد. برنامهریزی

به وسیله مردم نه برای مردم، آرمان این نگرش است. با این نگرش”که تا حد بسياري” متکی بر رهیافتی” متفاوت” از گذشته باال به پائین است، رویکردی پائین به باال است که به تغییر از یک نگاه تجویزی به مشارکتی منجر میشود. تغییر از راه حل دولت محور به شیوههای حل مسأله با تأکید بر ابتکارات جامعه مدنی و از مساعدت و همیاری به مشارکت واقعی، ویژگی الگوی توسعه پایدار است )حاجیپور،.)۴۲ :۱۳۸۵ بدين منظور، در پژوهش حاضر برای تبیین موضوع همکاری مردم، سه نمونه گذر احیاشده در بافت تاریخی یزد بررسي و تأثیر حضور مردم به عنوان کارشناس در بخش کالبدی- کاربردی آنها ارزیابی شده است. شايان يادآوري است که در این خصوص تاکنون

و تا جائی که نگارندگان مطالعه کردهاند، تحقیق مشخصی در ايران صورت نگرفتهاست.
سؤالی که چارچوب کلی این تحقیق را تشکیل میدهد این است که چگونه میتوان از نیروی مردم به عنوان ساکنان اصلی بافت و استفادهکنندگان مستقیم آن به عنوان کارشناس، در بخش کالبدی- کاربردی امر مرمت و احیاي بافت کمک گرفت.

برای پاسخ به پرسش باال، نظر به حضور مستقیم نگارنده در فرایند احیا از طریق مشاهده مستقیم و همکاری از یک طرف، مطالعه و جمعآوری اسناد و مدارک کتابخانهای و انجام مصاحبههای الزم با کارشناسان از طرف دیگر، تجزیه

و تحلیل در این زمینه انجام شد. از میان تمام عوامل مؤثر در موفقیت یک پروژه مرمت و احیا، عواملی که به نقش کارشناسی مردم در بخش کالبدی- کاربردی پروژه ارتباط داشتهباشد، مورد توجه قرار گرفته و از این منظر، مقوله مرمت و احیا تبیین شدهاست. همچنین برای بررسی توان کارشناسی مردم در بخش کالبدی- کاربردی، مقایسه فرایند احیا و روانبخشی سه گذر۲ لب خندق، هاشم خان و منارگلی )امام حسینی( انتخاب شدند.۳

چارچوب نظری۴

خیابانها و گذرها در ساختار شهری میتوانند صرفاً کارکردی ترافیکی داشتهباشند. با مطرحشدن مباحثی از قبیل معماری شهری و همچنین بررسی کارکردهای کوچه و گذر بافتهای قدیم، مشخص میشود که در گذشته گذر افزونبر کارکرد ترافیکی، کارکرد اجتماعی نیز داشتهاست. به نظر میرسد خیابانهای احداثشده در بافتهای تاریخی میتوانند ضمن کارکرد ترافیکی، به صورت یک نشانه بارز که واجد بار عملکردی، ویژگی کالبدی و کیفیت معنایی است، بیان و مطرحشوند.

بررسی سیر تحوالت شهری در قرون اخیر، یادآور این موضوع است که نظریهپردازان امور شهری، در نحوه و نوع استفاده از فضاهای شهری نظراتی متفاوت را ارائه نمودهاند. ورود خیابان بعد از انقالب صنعتی به ساختار شهر و قرارگیری آن به عنوان فضای شهری مهم و تأثیرگذار در کالبد شهر و تسلط کامل و بیچون و چرای آن در پنجاه سال گذشته، به آفرینش دیدگاههای متفاوتی در این خصوص منجرشد. حرکت انسان و اتومبیل در شهر و دستیابی به کمیت و کیفیت ارتباط این دو با هم، نوع عملکرد خیابان و گذر را مشخص میکنند. عملکردی که میتواند از خیابانها و گذرها تنها به عنوان مسیر عبوری و ترافیکی شروع و تا خیابان به عنوان فضای شهری ادامه یابد )یزدانفر و همکاران، .)۴۸ :۱۳۹۰

– معماری شهری۵

در کنار ساختار عملکردی خیابانها و گذرها، ساختار کالبدی نیز بسیار تأثیرگذار است. ترکیب ساختار بیانشده واجد بار معنایی خاصی میشود که میتوان آن را معماری شهری خواند. معماری شهری، معماریای است که به بستر و زمینه اطرافش پاسخ میدهد و به تعریف حوزه عمومی اطراف خود کمک مؤثری میکند .)Carmona, 2003: 149( درواقع اینگونه معماری، به معنای تعریف و نامگذاری کارکردهای کالبدی حد واسط بین معماری و طراحی شهری است.

– ارتباط کالبد و ناظر

افزونبر کارکرد خیابانها و گذرها در ارتباط متقابل اتومبیل با انسان و همچنین ساختار کالبدی آن، بررسی نگاه و برخورد انسان یا عابرپیاده با کاربرد و کالبد یادشده و ارتباطی که با خیابان، اتومبیل و ساختار کالبدی معماری میتواند برقرارکند، خالی از فایده نیست. در این خصوص، نظریات مختلفی برای ارتباط محیط کالبدی با مخاطب ناظر وجوددارد. نظریات سه گانه موجود درباره این ارتباط در ساحت کیفیت طراحی شهری، به شرح زیر است:

الف. تأثیر کیفیت طراحی شهری که به مثابه کیفیت و صفت ذاتی محیط کالبدی است و به شکل مستقل از ناظر وجود دارد.
ب. تلقی کیفیت طراحی شهری به مثابه مقولهای کامالً ذهنی و سلیقهای که ناظر آن را میسازد و هیچگونه ربطی هم با ساختار و خصوصیات کالبدی ندارد.
ج. تلقی کیفیت طراحی شهری به مثابه پدیدار۶ یا رویدادی۷ که در جریان داد و ستدی میان خصوصیات کالبدی و محسوس محیط از یک سو و الگوهای فرهنگی و تواناییهای ذهنی فرد ناظر از سوی دیگر، شکل میگیرد.

دیدگاه نخست به نظریه “جبریت محیط” شهرتدارد، دیدگاه دوم به “امکانگرایی محیطی” موسوم است و دیدگاه سوم با “احتمالگرایی محیطی” از طریق رویکرد تعاملی شناخته میشود )گلکار، ۷۱ :۱۳۸۶و .)۷۲ براساس این سه نظریه، کیفیتهایی که متعلق به عرصه ذهنی هستند، کیفیتهایی به شمار میروند که درون ضمیر فرد ساکناند. متقابالً کیفیتهای مرتبط با عرصه عینی، متعلق به شیء است که به شکل موجودیتی خارجی در معرض ذهن قرار گرفتهاند و با حقایق جهان خارج سر و کار دارند )گلکار، .)۴۱ :۱۳۸۰

در این میان ارتباط انسان با مکان، به واسطه درک کالبد و فعالیتهای روزمره آن است و میزان و کیفیت این ارتباط، حس مکان و تعلق خاطر به آن را به منصه ظهور میرساند. دراین باره کیفیت طراحی مکان در درک انسان از محیط، نوع و میزان ارتباط وی با آنها، نقشی تعیینکننده دارد. در رابطه با مؤلفههای کیفیت طراحی شهری، مدلهای مختلفی مطرح میشوند که شرح برخی از آنها به قرار زیر است:

– مدل اپلیارد:۸ براساس این مدل میتوان مؤلفههای گوناگون کیفیت طراحی شهری را برمبنای پاسخگوئی به حاالت ادراکی مختلف انسان سازماندهی و طبقهبندی کرد.

– مدل لنگ:۹ این مدل با اقتباس از نظریه سلسله مراتب نیازهای آبراهام مازلو۱۰ تدوین شده که کیفیتهای طراحی شهری را بر حسب برآورده ساختن گونههای مختلف نیازهای انسان، طبقهبندی نمودهاست.
– مدل کانتر:۱۱ مطابق این مدل، محیط شهری به مثابه

یک مکان متشکل از سهُبعد درهم تنیده کالبد، فعالیت و تصورات است. مدل کانتر باعث شدهاست تا دیگر صاحبنظران طراحی شهری نیز با الهام یا اقتباس از آن، روایتهای متنوعی از آن را ارائه نمایند. برای نمونه، مدل “حس مکان” جان پانتر۱۲ را که بر سه گانه بودن مؤلفههای دخیل در آفرینش حس مکان داللت دارد، میتوان از روایتهای فرعی مدل کانتر دانست. براساس مدل جان پانتر سه مؤلفه کالبد، فعالیت و معنی، در ایجاد حس مکان دخیل هستند که به نحو قابل توجهی به سه مؤلفه پیشنهادی کانتر؛ کالبد، فعالیتها و تصورات شباهت دارند )گلکار، .)۵۱-۵۴ :۱۳۸۰

حس مکان پدیدهای است که از تالقی کالبد، فعالیتها و معانی در ذهن مردم شکل میگیرد. کالبد شامل منظر شهری۱۳، فرم ساختهشده۱۴، نفوذپذیری۱۵، منظر۱۶ و مبلمان شهری۱۷ و مواردی از این دست است. فعالیتها نیز شامل کاربری زمین۱۸، جریان پیاده۱۹، الگوهای رفتاری۲۰، صدا و

ايران معماري و مرمت پژوهشی -علمی دوفصلنامه ۱۳۹۳ تابستان و بهار هفتم، شماره چهارم، سال

۱۰۷

و مردم نقش رویکرد با مرمت تطبیقی مقایسه
در دولت احیای و
ساحت گذر سه
کارشناسی در شهری
یزد

۱۰۸

بو۲۱ و جریان حرکت سواره۲۲ است. همچنین معنی دربردارنده خوانایی۲۳، مشارکت فرهنگی۲۴، ادراک عملکرد۲۵، کشش و جاذبه۲۶ و ارزیابی کیفی۲۷ است.(Carmona 2003: 99) 28
عناصر فیزیکی، فعالیتها و نیز تصوراتی که بطور همزمان از اجزای مختلف و با معنای مکان حاصل میشوند، بر شکلگیری حس دلبستگی و مکان تأثیرگذار است. فعالیتها به عنوان مهمترین عنصر مفهوم دلبستگی و نیز حس مکان باعث ایجاد پایداری در خیابانها و گذرها میشوند. موفقیت خیابانها و گذرهای شهری، نتیجه سازگاری آنها با فعالیتهای استفادهکنندگان آنهاست. همچنین در زمینه معنی یا تصورات قابلیت دسترسی، خوانایی، حیات، تنوع، قابلیت انتخاب، داد و ستد، راحتی و تمایز بزرگترین صفاتی هستند که وابستگی به مکان را ایجاد میکنند و همین وابستگی است که حس مکان را پدید میآورد .(Shuhana, 2008: 399-409)

براساس نظر یان گل۲۹، فعالیتهای بیرونی در فضای عمومی در سه گروه فعالیتهای ضروری، انتخابی و اجتماعی قابل طبقهبندیاند. هریک از این فعالیتها نیازمند خصوصیات متفاوتی در محیط مصنوع هستند.

هنگامی که محیط بیرونی کیفیت پائینی داشتهباشد، تنها فعالیتهای ضروری انجام میپذیرند. حال آنکه در محیطی با کیفیت باال نه تنها فعالیتهای ضروری صورت میپذیرد بلکه به دلیل وجود شرایط بهتر، تمایل به صرف زمان بیشتر برای اینگونه فعالیتها نیز افزایش مییابد. افزونبر اینها، گستره وسیعی از فعالیتهای انتخابی نیز به واسطه دعوتکنندگی شرایط به توقف )مکث(، نشستن، خوردن، بازیکردن و مانند آنها انجام میگیرند )یان گل، .)۵ :۱۳۸۷ به دیگر بیان، کیفیت محیط فیزیکی عابر پیاده، کلیدی برای تشویق مردم به انتخاب پیادهروی بجای استفاده
از ماشین است .(Southworth, 2005: 246)

بطور کلی میتوان گفت ارتباط کالبد با ناظر در رویکرد احتمالگراییِ محیطی، به شکلی است که از یک طرف عرصه عینی شیء، کالبد را نمایان میسازد و از طرف دیگر عرصه ذهنی فرد در تلقی و نظر آن دخیل است و به نوعی از یک سو به داد و ستد میان خصوصیات کالبدی با الگوهای فرهنگی و تواناییهای ذهنی فرد از سوی دیگر، میپردازد. در این تلقی بار معنایی نیز تعریف میشود که شامل قابلیت دسترسی، خوانایی و مواردی اینچنین است. این تلقی ناشی از کارکرد زیباییشناسی بصری در محیط شهری است که واجد حس مکان و تعلق خاطر یا حس زننده و غیر انسانی در ارتباط بیننده با فضای کالبدی میگردد. این مهم، انتخابهای رفتاری و زیباییشناسی فرد را مشخصنموده

و گسترش میدهد. حس مکان میتواند با ایجاد فرصت برای دیدن، شنیدن و مالقات دیگران، میزان حضور در فضا را تعریفکرده و عرصه را برای فعالیتهای بیرونی گسترشدهد. این عرصه که از فعالیتهای ضروری شروع
و میتواند دامنه آن انتخابی و درنهایت اجتماعی هم باشد، ناشی از تلقی انسان از حس مکان در فضای شهری است.
شایان یادآوری است که موضوع پژوهش حاضر که مقایسه سه گذر در سه حوزه کالبدی، کاربردی و معنایی است و در دامنه معماری شهری هم قرار دارد، با مدل جان پانتر که سه عنصر کالبد، فعالیت و معنی را در حس مکان دخیل دانسته، همپوشانی دارد )تصوير.)۱

بنابراین نظر به مدل پانتر در این پژوهش در مقایسه سه گذر مورد نظر به زمینهگرایی، پیادهمداری، انسجام فضایی، نفوذپذیری، تناسبات بصری، محصوریت، راحتی و آسایش به عنوان عوامل تأثیرگذار بر کالبد و گوناگونی، انعطافپذیری، سرزندگی و پویایی، مشارکت و سازگاری به عنوان عوامل تأثیرگذار بر عملکرد )فعالیت( و درنهایت به تعلق خاطر، خوانایی و امنیت از نظر معنایی، پرداخته شدهاست.۳۰

درادامه، جمعآوری دادهها با استفاده از مطالعه و برداشتهای میدانی و حضور بین مردم و تصویربرداری از گذرها و خیابانها صورت گرفتهاست. هدف از بررسي ويژگيهاي سه گذر مورد بحث، سنجش ميزان موفقيت طرح احيا براساس معيارهاي كالبدي، كاربردي و معنایی است. در بررسی کالبدی، عملکردی و معنایی ابتدا با توجه به عوامل تأثیرگذار، کارکردهای مختلفی که در چارچوب عوامل یادشده قرار میگیرند، مطرح میشوند و پس، سه گذر با نگاه اثباتی پانتر و با توجه به کارکردهای آنها مقایسه میگردند. برای معیارهای سه گانه باال و عوامل تأثیرگذار بر آنها، کارکردهای فراوانی مطرح است.