چكيده:
هدف تحقيق حاضر، بررسي رويه هاي حسابداري دامپروري پيشنهاد شده در استاندارد بين المللي شماره ۴۱ و سيستمهاي هزينه يابي گاو و شير در ايران در بخش هاي دولتي و خصوصي مي باشد. نهايتاً ميزان تطابق رويه هاي پيشنهاد شده در استاندارد بين المللي ۴۱ با سيستمهاي موجود در ايران مورد بررسي قرار گرفته است.
به اين ترتيب بخش كتابخانه اي پژوهش حاضر با صلاحديد اساتيد محترم راهنما و مشاور و با استفاده از متون و ادبيات حسابداري استخراج گرديد و مبناي طراحي سئوالات پرسشنامه به عنوان ابزار سنجش تحقيق قرار گرفت. در بخش ميداني تحقيق، اطلاعات لازم براي تحقق بخشيدن به اهداف تحقيق با استفاده از پرسشنامه جمع آوري شد. جامعه آماري مورد بررسي شامل گاوداري هاي استان تهران بوده است.
اين تحقيق شامل پنج فرضيه مي باشد. فرضيه اول، فعال بودن بازار استان تهران را مورد بررسي قرار داده و به دو فرضيه فرعي قابل تقسيم است. فرضيه فرعي اول فعال بودن بازار شير استان تهران و فرضيه فرعي دوم فعال بودن باز گاو استان تهران را مطرح مي نمايد. نتايج فرضيه هاي فوق با استفاده از روش t-Test در سطح معني داري ۰۵/۰ انجام شده و نشان مي دهد كه اين فرضيه مورد پذيرش قرار مي گيرد.
فرضيه دوم در ارتباط با اين مسئله مطرح شده است كه اثر تغييرات در ارزش منصفانه بازار گاو و شير قادر است تغييرات در اين دارايي ها را به نحو مناسب تري نشان دهد. اين فرضيه نيز با روش t-Test در سطح معني داري ۰۵/۰ مورد آزمون قرار گرفته و پذيرفته شده است.
فرضيه سوم عدم امكان تعيين ارزش منصفانه را براي تعيين بهاي تمام شده شير و فرضيه چهارم امكان تعيين ارزش منصفانه را براي تعيين بهاي تمام شده گاو در استان تهران مطرح مي نمايد. اين فرضيه ها به همان روش و در سطح معني داري ۰۵/۰ مورد آزمون قرار گرفته و قبول شده اند.
فرضيه پنجم در ارتباط با عدم پذيرش تغيير روش هزينه يابي گاو و شير و پيروي از روش پيشنهاد شده در استاندارد ۴۱، توسط دامداري هاي استان تهران مي باشد. اين فرضيه نيز به روش t-Test در سطح معني داري ۰۵/۰ آزمون شده و مورد پذيرش قرار گرفته است.
در پايان نيز نظرات و پيشنهادات محقق درباره پژوهش حاضر، همراه با محدوديت هايي كه حين انجام تحقيق به وجود آمده اند عنوان شده است. 
مقدمه:
دامداري در ايران داراي سابقه طولاني است كه تا چند دهه قبل صرفاً براي رفع نياز خانوادگي مورد بهره برداري قرار مي گرفت و تنها مازاد نيازهاي شخصي به بازار عرضه مي شد. در آن زمان دامپروري به عنوان يك صنعت مطرح نبود و تا آن زمان ضرورتي هم براي نگهداري حساب و تعيين قيمت تمام شده دام و محصولات دامي و اطلاع از سود و زيان عمليات توليدي ضروري به نظر نمي رسيد. با افزايش جمعيت از يك سو و محدوديت منابع طبيعي لازم براي دامپروري به روش سنتي و پيشرفت تكنولوژي در توليد صنعتي دامپروري از سوي ديگر، سرمايه گذاري بخشهاي دولتي و خصوصي در جهت توسعه بخش دامپروري براي تامين نيازهاي جامعه اجتناب ناپذير شد.

فصل اول
كليات تحقیق

۱-۱ مقدمه
دامداري در ايران داراي سابقه طولاني است كه تا چند دهه قبل صرفاً براي رفع نياز خانوادگي مورد بهره برداري قرار مي گرفت و تنها مازاد نيازهاي شخصي به بازار عرضه مي شد. در آن زمان دامپروري به عنوان يك صنعت مطرح نبود و تا آن زمان ضرورتي هم براي نگهداري حساب و تعيين قيمت تمام شده دام و محصولات دامي و اطلاع از سود و زيان عمليات توليدي ضروري به نظر نمي رسيد. با افزايش جمعيت از يك سو و محدوديت منابع طبيعي لازم براي دامپروري به روش سنتي و پيشرفت تكنولوژي در توليد صنعتي دامپروري از سوي ديگر، سرمايه گذاري بخشهاي دولتي و خصوصي در جهت توسعه بخش دامپروري براي تامين نيازهاي جامعه اجتناب ناپذير شد.
با گسترش واحدهاي اقتصادي صاحبان و مديران صنايع دامپروري بر خلاف دامداران سنتي نيازمند اطلاعاتي جهت اداره واحد اقتصادي، قيمت گذاري محصولات، كنترل هزينه ها، تخصيص بهينه منابع و دستيابي به حداكثر بهره وري از سرمايه گذاريهاي انجام شده خود بودند، كه بخش اساسي اين اطلاعات از سيستم هاي حسابداري بدست مي آيد. از سوي ديگر استفاده كنندگان برون سازماني نيز به اطلاعاتي در مورد اين واحدها نياز دارند كه در حال حاضر صورتهاي مالي به عنوان منبع تغذيه اطلاعاتي اين افراد شناخته شده است.

۲-۱ تاریخچه مطالعاتی
به طور كلي بحث حسابداري محصولات دامي و كشاورزي در ايران موضوع نسبتاً جديدي است و كتب، مقالات و تحقيقات پيرامون آن تقريباً كم است. ذيلاً برخي از تحقيقات به عمل آمده درباره موضوعات مشابه ارائه مي شود. بررسي چگونگي اعمال مديريت در دامداريهاي استان تهران (محقق ـ محمدمهدي كاشيان) بررسي سيستم حسابداري در دامداريهاي ايران (محقق ـ سيد حسن صالحي نژاد) فرضيه در اين پژوهش بدين شرح است كه سيستم هاي حسابداري موجود، جهت تامين اهداف مديريت و اهداف گزارشگري مناسب نمي باشند. در اين تحقيق بيشتر گردش عمليات و فرمهاي مورد استفاده مدنظر قرار گرفته است.
بررسي سيستمهاي حسابداري در گاوداريها، محقق ـ سيد رضا گلستاني كه فرضيه اساسي در اين تحقيق بدين گونه است كه سيستم حسابداري مناسبي جهت تعيين بهاي تمام شده محصولات كشاورزي و دامي در ايران وجود ندارد.
در بين مقالات و نشريات خارجي مطالب نسبتاً زيادتري وجود دارد كه نشاندهنده اين مطلب است كه در آن كشورها نيز استاندارد خاصي وجود ندارد و روشهاي پيشنهاد شده بر اساس راهنمايي هاي ارائه شده توسط AICPA مي باشد. همچنين در بعضي موارد بر اساس راهنمايي مالي اين موسسات كشاورزي كه از سوي سازمان هاي متفرقه و يا راهنمايي مالياتي تهيه گرديده است. مطالبي جهت نحوه نگهداري حساب دارايي ها و ارائه آنها عنوان گرديده است كه همه حاكي از عدم وجود يكنواختي در اين دستورالعمل مي باشد. در سال ۱۹۷۷ كميته استاندارهاي مالي كشاورزي آمريكا كه با هدف توسعه و يكسان سازي گزارشگري صورتهاي مالي و تجزيه و تحليل هاي مالي در محصولات كشاورزي تاسيس شده بود مجموعه اي از دستورالعمل ها براي تهيه گزارشات و تجزيه و تحليل هاي مالي ارائه داد كه تحت عنوان FGAP ناميده مي شد. اين دستورالعمل ها در بعضي موارد كلاً با GAAP متفاوت بود. هيئت استانداردهاي حسابداري بين المللي در استاندارد شماره۴۱ خود كه در ارتباط با محصولات كشاورزي مي باشد در قسمت هايي استاندارهايي را نيز در مورد دام مشخص نموده است.
اين هيئت در سال ۱۹۹۴ تصميم به تدوين يك استاندارد بين المللي براي كشاورزي گرفت كميته اي را براي اين منظور تعيين كرد. در سال ۱۹۹۴ اين كميته يك طرح اوليه بيانيه اصول تهيه تهيه نمود و آنرا براي اظهار نظرات عمومي فرستاد. در نهايت ۴۲ نامه تفسير و تعابير دريافت شد. كه كميته بر اساس آن بعضي توصيه هاي خود را تعديل نمود.
در ژوئيه سال ۱۹۹۹ پيش نويس استاندارد شماره ۶۵ توسط هيئت استاندارد تصويب شد كه پس از ارسال آن مجدداً نامه هاي گوناگوني براي تبديل و تفسير دريافت نمود و نهايتاً پس از جمع آوري نتايج حاصل از پرسشنامه اين دريافت نهايي شد و از اول ژانويه ۲۰۰۳ لازم الاجرا شد.
هدف اصلي LASC از تدوين اين استاندارد اين بود كه همانطور كه براي بعضي موارد خاص مانند بانكها خدمات اعتباري استاندارد خاص وجود دارد براي كشاورز نيز بطور خاص استانداردي تهيه گردد.

۳-۱بیان مسئله
دستيابي به اطلاعات قابل اتكا براي استفاده كنندگان درون سازماني و برون سازماني مستلزم استقرار سيستم هاي مالي و صنعتي(قيمت تمام شده) بود. از اين رو در چند سال اخير واحدهاي دامپروري هر يك با توجه به نيازها و امكانات خود اقدام به تدوين سيستم هاي حسابداري نمودند، كه براي شروع قدمي بسيار مناسب، ولي كافي نبوده است. تنوع در سيستم هاي بكار گرفته شده به گزارشات حسابرسي متفاوت منجر شده است كه به علت فقدان يك استاندارد مشخص و يك دستور العمل واحد طبيعي به نظر مي رسد. لذا در اين تحقيق بر آن شديم مروري بر اين سيستم داشته باشيم و با شناسايي نحوه محاسبه هاي تمام شده دام و شير در اين سيستم آنها را با استاندارد بين المللي و اصول متداول حسابداري مطابقت دهيم سپس نقاط اشتراك و افتراق آنها را با استاندارد شناسايي نماييم و تا حد امكان درصدد شناسايي موانع براي اجرا و بكارگيري نقطه نظرات ارائه شده در استاندارد بين المللي حسابداري بر آنيم.
در واقع در بخش دامپروري يك فاصله اي بين رويه حسابداري و سطح بسيار ضعيف دفتر داري وجود دارد. دليل اين فاصله اين است كه قوانين جاري حسابداري عمومي با موارد خاص كشاورزي و دامداري كاملاً تطبيق نمي كند و اجراي آن بسيار مشكل است، بنابراين به نظر مي رسد كه استاندارد بين المللي شماره ۴۱ بتواند عنصري كليدي براي توسعه استفاده از حسابداري در دامپروري ها باشد.
در اين رساله سعي مي شود با بررسي محدوديت هاي بخش دامپروري سهم اصلي ابزارهاي پيشنهادي در استاندارد را در عمل بررسي نمائيم. در واقع سعي در تطبيق استاندارد شماره ۴۱ با سيستم تدوين شده و شناسائي نقاط غير عملي در بكارگيري استاندارد داريم.

۴-۱اهداف تحقیق و ضرورت آن
هدف اين تحقيق در مرحله اول بررسي و تشريع دقيق نحوه محاسبه بهاي تمام شده شير ودام در ايران و در مرحله دوم تطبيق اين محاسبات با اصول پذيرفته شده حسابداري و استانداردهاي موجود مي باشد. در نهايت پس از تطبيق روش هاي بكار گرفته شده در اين دام داريها با استانداردهاي موجود نقاط اشتراك و افتراق آنها مشخص شده، موانع احتمالي جهت تطبيق موارد افتراق يا استاندارد شناسايي مي شود.
با توجه به تحولات سياسي، اجتماعي، اقتصادي كشور طي سالهاي اخير و توجه مسئولين كشوري به بخش كشاورزي ودامپروري و همچنين حذف تدريجي سوبسيد شير و فرآورده هاي آن ضرورت ارائه يك سيستم حسابداري صحيح كه اطلاعات مربوط به بهاي تمام شده دام و شير را از جهات كنترلي و تعيين قيمت فروش در اختيار مديران قرار مي دهد بيش از پيش احساس مي شود.

۵-۱چهار چوب نظری تحقیق
مبانی نظری تحقیق حاضر بدین صورت می باشد که پس از بررسی ویژگی های صنعت گاوداری و رهنمودهای مالی ارائه شده در زمینه محاسبه بهای تمام شده گاو و شیر در برخی کشورهای جهان و رهنمودهای مالی ارائه شده در ارتباط با ارزشگذاری گاو و شیر طبق استاندارد بین المللی شماره ۴۱ و رهنمود های مالی ارائه شده در ارتباط با ارزشگذاری گاو و شیر در ایران ، نقاط اشتراک و افتراق رهنمودهای فوق را بررسی نموده و با مطرح نمودن سوالاتی در قالب پرسشنامه نسبت به تطبیق استاندارد بین المللی حسابداری ۴۱ با رهنمودهای مالی ارائه شده در ایران اقدام نمائیم .

۶-۱فرضيات تحقیق
در پژوهش حاضر، پرسشنامه تنظيم شده با توجه به فرضيات و ادبيات تحقيق حاوي سئوالاتي است كه پاسخ هاي آنها براي آزمون اين فرضيات مورد استفاده قرار مي گيرد.
• فرضيه اول: بازار استان تهران يك بازار فعال مي باشد.
اين فرضيه اصلي به دو فرضيه اخص شكسته شده است. در فرضيه فرعي اول، فعال بودن بازار دام استان تهران مورد آزمون قرار گرفته و در فرضيه دوم فعال بودن بازار شير اين استان مورد بررسي قرار مي گيرد.

• فرضيه دوم: اثر تغييرات ايجاد شده براي دامها از طريق تغييرات در Fair Value بهتر نشان داده مي شود.
• فرضيه سوم: امكان تعيين Fair Valueبراي تعيين بهاي تمام شده شير وجود ندارد.
• فرضيه چهارم: امكان تعيينFair Value براي تعيين بهاي تمام شده گاو وجود ندارد.
• فرضيه پنجم: پذيرش كافي از جانب گاوداري ها جهت تغيير روش مطابق استاندارد بين المللي۴۱ وجود ندارد.

۷-۱ حدود مطالعاتی
همان گونه كه عنوان شد، قلمرو جغرافيائي پژوهش حاضر، استان تهران و شهرستان هاي اطراف آن مي باشد. در واقع بررسي هاي انجام شده در مورد گاوداري هاي وسيع اين استان كه داراي سيستم ثبت حسابداري مي باشند انجام شده است. به اين ترتيب چندين شهرستان بزرگ اين استان مورد مطالعه قرار گرفته است.
در تحقيق حاضر، جامعه آماري مورد بررسي كليه واحدهاي گاوداري شيري داراي مجوز استان تهران مي باشد. در بيشتر اين واحدها، گاوهاي پرواري مجزا نبوده و گاوداري مخصوص گاوهاي پرواري وجود ندارد. بلكه گاوهاي نر پرواري در كنار گاوهاي شيري نگهداري مي شوند. با توجه به اطلاعاتي كه از طريق سازمان جهاد كشاورزي تهران بدست آمد مشخص شد بسياري از اين گاوداريها فاقد سيستم حسابداري هستند لذا محقق تعداد ۵۶ واحد از گاوداريهائي كه داراي سيستم حسابداري قابل اتكائي بودند را بعنوان بخشي از جامعه آماري انتخاب نمود.
تعداد واحدهاي گاوداري صنعتي شيري داراي سيستم حسابداري موجود در هر يك از شهرستان هاي اين استان در سال ۸۸ در جدول ۳-۱ نشان داده شده است.

۸-۱تعریف واژه ها و اصطلاحات
مفاهيم و اصطلاحات خاصي كه در رشته دامداري متداول بوده و در اين بخش بكار برده شده به شرح زير است:
دامداري. دامداري به واحدهاي پرورش دام كه با تعداد محدود به روش سنتي دام نگهداري كنند اطلاق ميشود(رادمهر ، ۱۳۷۵ ، ص ۱۷ ).۱
دامپروري. دامپروري به واحدهايي كه به طريق صنعتي و با توجه به روشهاي اصلاح نژاد، دام پرورش مي دهند اطلاق مي شود(رادمهر ، ۱۳۷۵ ، ص ۱۷ ).۱
داراييهاي زنده مولد. به دارایی هایی می گویند که از شرایط و قابلیت محصول دهی بر خوردار باشند (ملک آرایی و بیلندی ، ۱۳۸۶ ، ص ۱۳۸ )۲٫
دام. منظور از دام در اين بخش گاو شيري و گاو گوشتي است و بنابراين دامداري آن بخش از واحدهاي دامپروري است كه به نگهداري گاو مي پردازد ( رادمهر ، ۱۳۷۵ ، ص ۱۶)۳٫
دام داشتي. دامي كه به منظور توليد شير يا گوساله بيش از يك دوره مالي نگهداري مي شود و به قصد فروش پرورش نمي يابد(ملک آرایی و بیلندی ، ۱۳۸۶ ، ص ۱۳۸ )۴٫دام گوشتي. دام نري است كه به منظور فروش و براي توليد گوشت پرورش داده مي شود (همان منبع، ص ۱۳۷ )۵٫ دام شيري. دام داشتی اسست که برای تولید شیر و تولید مثل نگهداری می شود (همان منبع ، ص ۱۱۳ )۶٫
جنين. جنين به گوساله قبل از تولد اطلاق مي شود. و در گاو، زمان شكلگيري آن از هنگام مثبت بودن تست آبستني آغاز و تا تولد يا سقط جنين ادامه دارد(سفید بخت ، ۱۳۸۲ ، ص ۲۰ )۷٫
گوساله ماده و نر. معمولاً جنين بعد از تولد تا سن ۱۵ الي ۱۸ ماه (بر حسب نر يا ماده بودن) گوساله ناميده مي شود. بطور كلي گوساله هاي نر به منظور بهره برداري از گوشت آنها (به جز موارد استثنائي كه به عنوان گاو نر تخمي براي توليد مثل) نگاهداري مي شوند و گوساله هاي ماده براي توليد مثل و شير مورد استفاده قرار مي گيرند(ملک آرایی و بیلندی ، ۱۳۸۶ ، ص ۱۱۴ )۸٫
تليسه. به گوساله ماده، پس از بلوغ جنسي اعم از اينكه آبستن يا غير آبستن باشد و يا سقط جنين كرده ولي هنوز اولين زايش را انجام نداده اطلاق مي شود(همان منبع ، ص ۱۱۳ )۹٫گاو ماده. تليسه پس از اولين زايش و يا سقط جنين در مرحله آبستن سنگين و توليد شير، به گاو ماده تبديل مي شود (سفید بخت ، ۱۳۸۲ ، ص ۴۵ )۱۰٫
دوران آبستني گاو و تليسه. دوران آبستني گاو به دو دوره آبستني سبك. از روز تشخيص آبستني تا پايان ماه ششم و آبستن سنگين از ماه هفتم تا زمان زايش يا سقط جنين دام، اطلاق مي شود (ملک آرایی و بیلندی ، ۱۳۸۶ ، ص ۱۱۴ )۱۱٫
گاو خشك آبستن. گاو خشك به گاو ماده آبستني كه به منظورايجاد امكان رشد كامل جنين شير آن خشك شده و يا آن را خشك كرده اند اطلاق مي شود و معمولاً شامل دوران آبستن سنگين گاو ماده است ( امینی پاکباز ، ۱۳۵۱ ، ص ۴۷ )۱۲٫
گاو ماده كم، متوسط و پر شير. گاوهاي شيري را از نظر ميزان شيردهي به دسته كم، متوسط و پر شير تقسيم مي كنند ( امینی پاکباز ، ۱۳۵۱ ، ص ۴۷ )۱٫
جوانه نر. منظور از جوانه نر دام نر است كه در فاصله سني ۹ تا ۱۵ ماهگي قرار دارد و بعد از ۱۵ ماهگي، قابل فروش مي باشد ( دکتر سفید بخت ، ۱۳۸۲ ، ص ۱۷ )۲٫
موارد خوراكي كنسانتره. مواد خوراكي كنسانتره مواد خوراكي است كه از مخلوط چند ماده غذايي از جمله جو، سبوس و كنجاله بدست مي آيد( همان منبع ، ص ۱۷ )۳٫
نژاد اصيل. نژاد اصيل يا خالص، نژادي است كه تحت شرايط خالص با انجام طبقه بندي و انتخاب هاي متوالي از بهترين افراد نژاد بدون اينكه پس از به وجود آمدن از لحاظ خون با نژاد ديگر آميخته شود، حفاظت شده باشد (هاشمی ، ۱۳۶۹ ، ص ۷۹ )۴٫
نژاد آميخته. نژاد آميخته نتيجه حاصل از تلافي يك نژاد خالص مشخص در اثر جفت گيري با نژاد ديگر اطلاق مي گردد. نژاد آميخته ممكن است ۵۰% يا بيشتر خون اجداد خود را داشته باشد كه بر حسب آن نسل ۱و۲و… و ۶ ناميده مي شود (همان منبع ، ص ۷۹ )۵٫

فصل دوم
مروری بر ادبيات تحقيق

۱-۲ مقدمه
صنعت دامداري علي رغم اهميت نسبي آن در اقتصاد بسياري از كشورها و رابطه روز افزون آن با ساير بخش ها، چندان مورد توجه محققين، مجريان و تدوين كنندگان اصول حسابداري قرار نگرفته است. و همواره ميان اهميتي كه به عمليات حسابداريداده ميشود و سهل انگاري كه نسبت به اجراي اصول حسابداري در صنعت كشاورزي روا داشته شده است تناقض وجود دارد. مديران دامداريها نيز از ديرباز بر اين عقيده بوده اند كه به منظور اداره موفقيت آميز دامداري ها، لازم است كه اطلاعات مناسبي در زمينه حسابداري مديريت در اختيار آنها قرار گيرد.
از طرف ديگر، اطلاعات مالي لازم براي اهاف تصميم گيري، برنامه ريزي و كنترل بايد توسط سيستمهاي حسابداري ارائه شود. اطلاعات حسابداري تاريخي بوده و اطلاعات تاريخي بايد به منظور برنامه ريزي هاي، مناسب با ساير اطلاعات هماهنگي داشته باشند، لذا سيستم حسابداري بايد مركز سيستمهاي اطلاعاتي مديريتي تلقي شود) مک گران ، ۲۰۰۲ ، ص ۲) .
به منظور ايجاد هماهنگي و يكنواختي در گزارشگري مالي توسط توليد كنندگان محصولات دامداري و پاسخگوئي به نيازهاي مذكور، رهنمودهائي نيز براي اين دسته از توليدكنندگان در سراسر دنيا و بر مبناي شرايط محيطي هر كشور صادر شده است.
در اين فصل ويژگي هاي صنعت گاوداري و رهنمودهاي مالي ارائه شده در زمينه محاسبه بهاي تمام شده انواع گاو و شير در ايران انجام شده است عنوان مي گردد. به طور خلاصه، مباني نظري تحقيق حاضر در سه بخش به شرح ذيل ارائه مي شود.
بخش اول : رهنمودهاي مالي ارائه شده در ارتباط با ارزشگذاري گاو و شير در سراسر دنيا
الف) ايالات متحده آمريكا
ب) اروپا
ج) كانادا
د) انگلستان
هـ )استراليا
و) نيوزلند
ز) هنگ كنگ
ج) آفريقاي جنوبي
بخش دوم ـ رهنمودهاي مالي ارائه شده در ارتباط با ارزشگذاري گاو و شير طبق استاندارد بين المللي شماره۴۱
بخش سوم ـ رهنمودهاي مالي ارائه شده در ارتباط با ارزشگذاري گاو و شير در ايران
الف) شركت سرمايه گذاري تامين اجتماعي
ب) بنياد مستضعفان
ج) بخش خصوصي

۲-۲- رهنمودهاي مالي ارائه شده در ارتباط با ارزشگذاري گاو و شير در سراسر دنيا
۱-۲-۲ ايالات متحده آمريكا
دهه بين سالهاي ۱۹۷۳ تا ۱۹۸۳ شامل دوره اي از تاريخچه صنعت كشاورزي در ايالات متحده است كه با خوش بيني و اميد رسيدن به كمال آغاز شد و با نا اميدي و سرخوردگي و افسردگي پايان يافت. تعداد و شدت وقايع و تغييراتي كه در اين دهه در صنعت كشاورزي آمريكا به وقوع پيوست با هيچ زمان ديگري قابل مقايسه نمي باشد.
طي سالهاي ۱۹۸۳ تا ۱۹۸۷ صنعت كشاورزي دچار بحراني شد كه امروزه آن را دوران ((بحران بدهي هاي كشاورزي)) مي نامند. تجارت اين سالها باعث شد روشهاي تشخيصي، سنجشي و دامداري مورد توجه بيشتر واقع شده و حسابداران متوجه ناكار آمد بودن آنها شدند.
از پانزده سال گذشته تاكنون، پيچيدگي معاملات مالي و نوسانات قيمت ها در بازار باعث افزايش تمركز برگزاري دامداري ها شده است و بيانيه هاي منشر شده توسط انجمن حسابداران خبره آمريكا تنها قادر بودند رهنمودهاي محدودي درباره مسائل ويژه دامداري ها ارائه نمايند.
علاوه بر اين بسياري از رهنمودهاي منتشر شده توسط انجمن مذكور، توضيحاتي كافي درباره نحوه ارائه صورتهاي مالي نداده و بدين لحاظ دامداران چندان قادر نبودند از آنها براي مقاصد تجزيه و تحليل هاي مالي استفاده كنند. به عبارت ديگر تعاريف و فرآيندهاي مورد استفاده دامداران هيچ گاه به صورت قانون مند و استاندارد در نيامده بود و گرچه مزاياي استاندارد نمودن اين واژه ها همواره واضح بوده است اما تا كنون موفقيت چنداني در اين زمينه كسب نشده بود.
استاندارد نمودن رويه هاي گزارشگري و تجزيه و تحليل مالي علاوه بر ارائه روشهاي موثر در انجام تحليلهاي مربوط به صنايع دامداري، منافع ديگري را نيز براي توليدكنندگان موجود در اين صنايع در بر دارد. وجود رهنمودها و دستورالعملهاي ارائه گزارشات مي تواند فرآيند آموزشي را براي اشخاصي كه علاقمند به محصولات دامداري بوده و يا به نوعي با آنها در ارتباط هستند تسهيل نمايد. علاوه بر اين يكنواختي در رويه هاي حسابداري به اشخاص ذينفع كمك مي كند تا داده هاي لازم براي انجام تجزيه و تحليلهاي تاريخي و مقايسه اي از عمليات مزرعه اي را نيز جمع آوري كنند.
دلايل فوق زمينه پيدايش انجمني تحت عنوان FFSC را فراهم ساختFFSC. ابتدائاً عبارت بود از ” هيئت تدوين استاناردهاي مالي مزارع و دامپروري ها“ و عده اي از افراد كه توسط بخش بانكداران صنعت كشاورزي و دامداري انجمن بانكداران آمريكا به آنجا دعوت شده بودند و در آن فعاليت مي كردند. برخي از اين افراد متخصصين امور مالي صنعت كشاورزي و دامداري بودند و برخي ديگر اشخاص ذينفع از اين صنعت- كه داراي تخصصي نيز در درك و تجزيه و تحليل عملكرد مالي محصولات دامداري و كشاورزي بودند. FFSC عبارت است از انجمني براي شناسائي، بحث و ارائه راه حل درباره مسائل موجود در گزارشهاي مالي و رويه هاي سنجش وضعيت و عملكرد مالي واحدهاي مزرعه داري و دامداري. انجمن مذكور همواره تلاش نموده و اميدوار است در آينده نيز قادر باشد نيازهاي اطلاعاتي كليه اشخاص ذينفع را پاسخگو باشد.
FFSCهرگز يك سازمان حسابرسي نبوده و نخواهد بود بلكه تنها يكي از گروه هاي ذينفع در حرفه حسابداري بوده و نمايندگي نيز در هيئت مديره اين انجمن دارد.
به همين ترتيب نيز مي توان گفت كه FFSC جايگاهي در اصول پذيرفته شده حسابداري نداشته و نمي تواند تغيير در آن ايجاد نمايد.
مسئوليت اين امر تنها بر عهده هيئت تدوين استانداردهاي حسابداري مالي و انجمن حسابداران خبره آمريكا مي باشد.
FFSC تصميم گرفت از بيانيه مفاهيم نظري حسابداري مالي كه توسط هيئت تدوين استانداردهاي حسابداري مالي منتشر شده است به عنوان مبناي گزارش خود جهت استاندارد نمودن رهنمودهاي ارائه شده استفاده كند.
مجمع مذكور معتقد است كه صورتهاي مالي تهيه شده منطبق بر GAAP و اطلاعات مكملي كه همراه آن ارائه شده و براي كشاورزان و تحليل گران حائز اهميت مي باشند، بيانگر استاندارد مناسبي براي صنعت كشاورزي است. با اين حال در اين گزارش برخي رويه هاي لازم براي گزارشگري مالي پيشنهاد شده است كه اگر چه با GAAP مطابقت نمي نمايد اما مورد استفاده بسياري از اشخاص ذينفع، غير از حسابداران مي باشند. در مواردي كه واحدهاي مزرعه داري و دامداري داراي سيستمهاي حسابداري داخلي لازم براي تهيه صورتهاي مالي مطابق با GAAP نبوده و از لحاظ مالي نيز توانايي خريد اين سيستمها را ندارند، FFSC معتقد است كه آنها مي توانند از رويه هاي مشخص شده در اين گزارش استفاده نمايند و اگر آنها را به نحوي مناسب افشا كنند، سايرين نيز قادر خواهند بود اطلاعات ارائه شده را در تجزيه و تحليلهاي خود به كار ببرند.
FFSC، GAAP را بعنوان مبناي تهيه صورتهاي مالي مزارع مورد پذيرش قرار داده و از كاربرد آن به شدت حمايت مي كند. FFSC بر اين عقيده است كه گزارشگري مالي مزارع بايد بعنوان يكي از اهداف اصلي خود تلاش نمايد تا با GAAP هماهنگ بوده و كاربرد آن را در حرفه حسابداري ترويج دهد.
بنابراين FFSC در اين گزارش نيز تلاشي براي ارائه مجموعه اي كامل از رهنمودهاي گزارشگري مالي ننموده است، بلكه تلاش نموده است د رهنمودهاي خود كه عمدتاً براي تحليلگران مالي ارائه مي شوند، عوامل متقابل را نيز مدنظر قرار دهد:
الف) تبعيت GAAP و عنوان مواردي كه رويه هاي مورد استفاده توسط برخي اعتبار دهندگان و تحليلگران با آنچه در رهنمودهاي GAAP عنوان شده است مغايرت دارند: ب) ارائه رهنمودهاي مربوط به نحوه برخورد حسابداري با معاملات ويژه موجود در صنعت كشاورزان و دامداري به نحوي كه با GAAP مطابقت داشته باشند. و ج) ارائه رهنمودهايي غير از آنچه توسط GAAP منتشر شده است در مواردي كه FFSC احساس مي كند كه توليدكنندگان قادر نيستند با الزامات GAAP تطابق داشته باشند.

۱-۱-۲-۲ موارد عدول از GAAP
شكل ترازنامه، نحوه ارائه دارائيهاي سرمايه اي GAAP واحدهاي تجاري را ملزم داشته است كه در ترازنامه هاي خود، دارائيهاي سرمايه اي را با توجه به بهاي تمام شده آنها منعكس نمايد. داده هاي مربوط به ارزش بازار را نيز مي توان بعنوان اطلاعات مكمل ارائه نمود (گر چه يك حسابدار رسمي هيچگاه بر اين مبنا نمي تواند قضاوتي درباره منصفانه بودن گزارشات ارائه دهد). GAAP انعكاس خالص دارائيها را به ارزش منصفانه بازار در صورتهاي مالي شخصي مجاز مي داند به شرطي كه مبلغ مربوطه بعنوان يك قلم مجزا تحت عنوان سرمايه گذاري در ترازنامه منعكس شده و افشائيات لازم درباره ارزش دارائي و بدهي مربوطه در يادداشتهاي پيوست ارائه گردند.
FFsc بر اين امر واقف است كه براي تجزيه و تحليل، لازم است كه هم اطلاعات ارزش بازار در دست باشند. اين اطلاعات را مي توان از طريق ارائه ترازنامه اي كه طبق اصول GAAP تهيه شده باشد (به شرح فوق) و يا از طريق ترازنامه هايي كه توسط توليدكنندگان محصولات كشاورزي و دامداري و ساير اشخاص ذينفع قابل تلقي شود استخراج نمود. اينگونه ترازنامه ها مي توانند ارزش بازار دارائيهاي سرمايه اي را در متن ترازنامه و اطلاعات مربوط به بهاي تمام شده آنها را در جداول پيوست و يا به صورت ضميمه ارائه داده و يا در انعكاس اقلام به روش دو ستوني عمل نمايند.
طبق رهنمود ارائه شده توسط انجمن حسابداران خبره آمريكا موجودي هاي كالا در واحدهاي دامداري را مي توان به اين ترتيب طبقه بندي نمود: محصول در حال رشد، احشام پرواري جهت فروش، دامهاي آماده فروش و محصولات فرعي از قبيل گوساله دام هاي شيرده و پشم گوسفندان.