چکیده

پس از انقلاب صنعتی که از اواسط قرن ۱۸ در انگلیس شروع شد و به واسطه آن، صنعت، پیشرفت قابل ملاحظهای را شاهد بود، علاوه بر آثار مثبتی که در پی داشت، به دلیل هجوم بسیاری از افراد از روستاها و شهرهای کوچک به شهرهای بزرگ، باعث ایجاد اخلال و بی نظمی در زندگی انسانها و به ویژه در شهرسازی شد. در این دوره، شهرسازان و معماران زیادی از جمله تونی گارنیه، سوریا ای ماتا، لوکوربوزیه، رایت، ای بر کرامبی، هوارد و … هر یک نظریهای برای رفع مشکلات به وجود آمده ارائه دادند و هر یک از دیدگاه خود به مسأله شهرسازی پرداختند. در این مقاله نظریات دو نفر از مشهورترین آنها یعنی لوکوربوزیه با نظریه »شهر درخشان« یا شهر عمودی که یک شهرساز ترقیگرا و به نوعی فرهنگ گرا است و رایت با نظریه »شهر پهندشتی« یا نوعی شهر خطی که یک شهرساز طبیعتگرا محسوب میشود، مورد مقایسه قرار گرفته و تمایزات و تشابهات هر یک بررسی شده است. این مقایسه در زمینه ۸ موضوع مختلف و ۱۳ پارامتر انجام شده است که در این میان تنها در ۳ مورد نظریات این دو نظریه پرداز، مشابه یکدیگر است.

واژگان کلیدی: لوکوربوزیه، شهر درخشان، شهر عمودی، رایت، شهر پهندشتی، شهرسازی پس از انقلاب صنعتی.

مقدمه

انقلاب صنعتی

انقلاب صنعتی عبارتست از دگرگونیهای بزرگ در صنعت، کشاورزی، تولید و حمل و نقل که در اواسط قرن هجدهم از انگلستان آغاز شد.[۱] اختراعات جدیدی مثل ماشین بخار کالاها را سریعتر و ارزانتر از قبل تولید می کرد. در قرن نوزدهم گسترش صنعت به اروپا و آمریکا رسید.راه آهن سرعت مسافرت را زیاد کرد. مردم زیادی در کارخانه ها کار و در شهرها زندگی می کردند.

maryam_sharifzade@yahoo.com× کارشناسی ارشد طراحی شهری، دانشگاه گیلان، رشت، ایران. ۱ mehrnaz.molavi@gmail.com×دانشگاه گیلان، رشت، ایران. دکترای شهرسازی،استادیار گروه شهرسازی۲

۱

تأثیر انقلاب صنعتی بر شهرسازی

با توجه به افزایش روزافزون جمعیت شهرنشین جهان بعد از انقلاب صنعتی و مهاجرت نیروی کار روستایی برای جذب در فعالیت هایصنعتی،تعادل میان جمعیت روستایی و شهری به هم خورد. تا قبل از انقلاب صنعتی، اکثریت با روستاییان بود ولی بعد از وقوع انقلاب صنعتی، کفه ترازو به سمت شهر، فزونی یافت. با توجه به اینکه انگلستان بیش از سایر نقاط جهان تحت تأثیر این انقلاب قرار گرفت، نظریات بسیاری راجع به حل این بحران به وسیله متخصصان ارائه گردید، زیرا این مشکلات و شهرهای بزرگ انگلستان مثل منچستر و لندن گریبانگیر تمامی ساکنان شهرها شد.

اثرات اولیه انقلاب صنعتی شامل افزایش تراکم و انبوهی، مخاطرات امنیتی و آلودگی آب و هوا بوده و در مقایسه با کشف باروت، سبب گستردگی بیشتر شهرها شد. کلید صنعتی شدن شهرها، توسعه حمل و نقل بود؛ بنابراین خیابانهای جدید، شبکه خطوط راهآهن، کشتیرانی و … درنظر گرفته شد. از آنجایی که این تغییرات بر روی الگوهای موجود (الگوی سنتی) پیاده شد، اغلب موجب ناسازگاری و بروز مشکلاتی گردید.بیشتر شهرهای بزرگ در وضعیت نامطلوبی قرار گرفتند، به طوری که افرادی که امکان ترک داخل شهرها را داشتند به حاشیه شهرها پناه بردند؛ در حالی که کارگرانی که دستمزد پایین دریافت میکردند، ناچار به زندگی در نواحی شلوغ مرکزی بودند. رشد شهرها و مشکلات صنعتی شدن، آنچنان سریع بود که حرکتهای اصلاحی در بسیاری از کشورهای پیشرفته آغاز گردید و قوانین و مقرراتی برای ایجاد شهری سالمتر و کارآتر تدوین شد.[۲]

نظریههای متفاوت برای رفع مشکل شهرسازی پس از انقلاب صنعتی

همانگونه که تکنولوژی باعث پیچیده تر شدن ابزار زندگی شد، همانگونه نیز باعث بزرگتر و پیچیده تر شدن سیستم شهری شد. لذا لازم می آمد که برای این فضای پیچیده اندیشه ای صورت پذیرد. از دیدگاه زیکفرید گیدئن[۳]۱ یک موضوع مهم در این مقطع اتفاق می افتد و آن این است که تا قبل از انقلاب صنعتی به دلیل سادگی ساختار و سیستم شهرنشینی مشاهده می شود که رمز موفقیت و ماندگاری آثار معماری و شهرسازی در هماهنگی بین عقل و علم از یک طرف با هنر و فلسفه و احساس از طرف دیگر بود (به طور مثال لئونارد داوینچی هم نقاش بود هم شهرساز یا مثلاً شیخ بهایی هم حکیم بود و هم سیاستمدار و هم فیلسوف و هم مهندس) ولی در انقلاب صنعتی به دلیل رشد بی رویه تکنولوژی وسایل و ابزاری ابداع شد و مواردی اختراع شد که دیگر جایی در معماری و هنر نداشت؛ به طور مثال تیرهای آهن، ورقه های فولادی، بتن مسلح و انواع ابزارهاییکه جایگاهی در طراحی معماری نداشت. به طور مثال بزرگترین و باشکوهترین عنصر معماری انقلاب صنعتی که نماد انقلاب صنعتی نیز محسوب می شود یعنی برج ایفل توسط یک مهندس ساختمان جوان فرانسوی بنام گوستاو ایفل ساخته شد که این مهندس جوان طریقه استفاده از ورقه ها و تیرهای آهنی و اتصال آنها به همدیگر را به صورت مجموعه ای از خرپا از یک آهنگر معمولی یاد گرفته بود که تجربه ای در ساخت چند پل فلزی داشت. بنابراین مشاهده می شود که به سرعت تکنولوژی علم و امور عقلی از هنر، فلسفه و امور انسانی سبقت میگیرد. لذا لازم می آمد جای خالی فلسفه را علم جدید پر کند که این به عهده تئوری این دوران یعنی نظریه نظامها یا تئوری سیستمها واگذار گردید.

میزان اختراعات و اکتشافات در صد سال انقلاب صنعتی به اندازه کل اختراعات و اکتشافات بشر تا آن تاریخ بود به همین ترتیب میتوان انتظار داشت که نظریات علمی در زمینه شهرسازی نیز به تعداد زیاد و چشمگیری برای مقابله با عوارض انقلاب

۱Sigfrid Gideon

۲

صنعتی ارائه شده باشد. تعداد کثیری از اندیشمندان معمار، مهندس، جامعه شناس، اقتصاددان و جغرافیدان نظریات مبسوطی در این زمینه ارائه دادند که هر کدام از این نظریات سعی در گشودن گره ای از مشکلات شهرسازی در آن دوران داشت که به بخشی از آنها در زیر اشاره می شود.

– تونی گارنیه۱ و شهر صنعتی

تونی گارنیه طرحی را در شهر لیون فرانسه برای یک شهر خطی با محور یا آکس خیابانی با محلات مسکونی در دو جانب محور طراحی کرد. در واقع شهر تونی گارنیه دارای یک محور است.

– سوریا ای ماتا و شهر خطی

سوریا ای ماتا طرح شهری را در اطراف مادرید در مجاورت خط راه آهن پیشنهاد داد که این شهر دارای یک آکس اصلی که خیابانهای فرعی یا جمع کننده به این محور اصلی با زاویه عمود متصل می شدند. این طرح به دلایل مالی و اداری با شکست روبرو شد.

– لوکوبوزیه۲ و شهر درخشان

لوکوبوزیه یک معمار مشهور فرانسوی است که دارای آثار بی نظیری در معماری است. او چاره کار را در شهرهای دوران صنعتی در استفاده از فضا به جای زمین میدانست. نظر او این بود که برای کاهش عوارض ناشی از انقلاب صنعتی یعنی تراکم، ترافیک، بینظمی و آشفتگی کاربری زمین، بایستی تا آنجا که ممکن است از سطح اشغال کاست و به درصد تراکم اضافه نمود. او ریشه مشکلات شهرها را در استفاده نامناسب از زمین می دانست به نظر او به جای گسترش شهر در سطح زمین بایستی شهرها در ارتفاع گسترش یابد و به جای آن فضای باز وسیعی در بین ساختمانهای بلند ایجاد گردد. شهر درخشان لوکوبوزیه شهری بود که دارای میدانها و فضاهای بسیار وسیعی بود و حتی خیابانها بیش از حد معقول درنظر گرفته شده بود.

– ابنذر هوارد۳ و باغ شهرها

هوارد در کتاب خود به نام (فردا مسیری صلح آمیز به سوی یک اصلاح واقعی) تئوری خود را تحت عنوان باغ شهرها مطرح کرد. در سال ۱۸۹۹ وی انجمن باغ شهرها را و در سال ۱۹۰۲ شرکت باغ شهر را تأسیس کرد و در سال ۱۹۰۳ شهر لچورث را با کمک ریمون آن وین و باری پارکر طرح شهر را مکان یابی و طراحی کرد. سپس در سال ۱۹۱۹ شهر ولین را طراحی کرد. نظر هاوارد درخصوص باغ شهرها، ایجاد فضای باغ مانند در کنار محیط های مسکونی و فضای پیاده روی در جوار باغهای شهری بود. کار او شبیه به طراحی گلخانه ای دالان شکل بود که محیط های مسکونی را از باغها جدا می کرد.

– ای بر کرامبی۴و شهرهای اقماری

او از مشاورین دولت پادشاهی انگلستان بود و در واقع می توان گفت یکی از افراد عملگرا در تاریخ شهرسازی محسوب می گردد. کار او از هنگامی شروع شد که پس از جنگ جهانی دوم توسط هواپیماهای آلمانی حدود %۷۰ ساختمانهای شهر لندن یعنی قسمت عمده ای از مناطق مسکونی و بخش وسیعی از صنعت انگلستان یعنی ریسندگی و بافندگی را تخریب کرد و مردم از این شهر فراری شدند. پس از پایان جنگ جهانی دوم بحث بازگشت مردم به شهر لندن و بازسازی صنایع تخریبی مطرح شد. برای اینکار از مشاوره ای بر کرامبی استفاده شد زیرا اگر بازگشت مردم به شهر لندن آزاد اعلام می شد بازسازی شهر

۱Tony Garnier 2Le Corbusier 3Ebenezer Howard

۴Sir Patrick Abercrombie

۳

لندن انجام نمی شد لذا بایستی یک نوع برنامه ریزی فراشهری صورت پذیرد. ای بر کرامبی در این خصوص طرحی برای توقف حرکت جمعیت به شهر لندن پیشنهاد داد. در این پیشنهاد شهرهای جدیدی در اطراف لندن پیشنهاد شد که در فاصله معقولی از شهر قرار داشتند واین جمعیت به جای حرکت به مقصد لندن درمحل شهرکهای اقماری پیشنهادی ای بر کرامبی مستقر شدند.

بسیاری از صنـایع نیز به این شهـرکها منتقل شد. این حرکت ای بر کرامبی نقطه عطفی در تاریـخ برنامه ریزی منطقه ای۱ محسوب می گردد.[۴]

– فرانک لوید رایت۲ و شهر پهندشتی

اولین معمار نامآور آمریکایی است که مدرسه هنرهای زیبای پاریس را نگذرانده است. او همچون بسیاری دیگر، یکی از پیشگامان معماری نو است. اما گذشتن از سنت برای او به شکلی دیگر است. او پیرو و معرفی کننده »نقشه آزاد« است که این مفهوم نه به یکسانی و بیتفاوتی فضای داخلی، بلکه کاملاً بعکس، به خصوصیت بخشیدن به این فضا ختم میشود. این مفهوم در بسیاری از آثار رایت همچون »اواک پارک«، »فالینگ واتر« و … نمایان است.

این معماری که به نوعی » ضد -شهرسازی« است و به نام » شهر پهندشتی« در سه کتاب به طور جامع، توسط رایت معرفی شده است، سعی بر دادن آزادی به انسان و دور کردن او از شهر ماشینی و آشتی او با طبیعت دارد.

در ادامه و در بخش ۲، لوکوربوزیه و طرحهایش در شهرسازی معرفی شدهاند. در بخش ۳، ایده شهرسازی رایت معرفی شده است. در بخش ۴، هشت پارامتر مختلف در دو طرح »شهر درخشان« لوکوربوزیه و »شهر پهندشتی« رایت مورد بررسی قرار گرفتهاند و در انتهای بخش ۴ دیدگاه هر یک از این دو، با ۱۳ پارامتر مختلف و به صورت خلاصه در یک جدول، با یکدیگر مقایسه شدهاند.

لوکوربوزیه

شارل ادوارد ژانره مشهور به لوکوربوزیه (۱۸۸۷-۱۹۶۵)، نقاش، معمار و شهرساز سوئیسیتبار فرانسوی است. اندیشهها و آثار او را میتوان به چهار دوره تقسیم کرد :[۵]

– در دوره نخست همه کوشش او به پیشبرد انبوهسازی در معماری خلاصه میشد که دستاورد آن، طرح دومینو در ۱۹۱۴ است.

– در دوره دوم به شهرسازی روی آورد و ایده ساخت آسمانخراشهایی در میان فضاهای سبز درختان را پی گرفت. شهر معاصر (۱۹۲۲) و شهر درخشان (۱۹۳۵) و طرح شهر الجزیره (۱۹۳۸)، مربوط به آن دوره میباشد.

– در دوره سوم (از سال (۱۹۴۷، تفکرات خردگرایانهی خود را تعدیل نموده و به طراحی ساختمانهای تندیسگونه و اکسپرسیونیستی پرداخت. اولین اثر او در این زمینه »واحد مسکونی مارسی« و اوج آن کلیسای رون شان میباشد.
– در دوره چهارم، فعالیتهای او با طراحی شهر چندیگر و ساختمانهای عمودی آن آغاز میشود. طرحهایی که بر معماری مدرن ژاپن تأثیری انکارناپذیر می گذارند.

۱Regional Planning 2Frank Lloyd Wright

۴

»شهر درخشان۱« (شهر شعاعی)

این طرح در سال ۱۹۳۰ در کنگرهC.I.A.M بروکسل ارائه گردید. این طرح به گونهای دارای عناصر یک »شهر خطی « نیز بود: اماکن مناسبی جهت صنایع سبک و سنگین و همچنین فضاهایی برای انبارها به موازات مناطق مسکونی امتداد یافته بودند. [۶]

»شهر درخشان« به وضوح عناصر اصلی نظریه شهرسازی لوکوربوزیه را نمایان میسازد. او یک »شهر سبز« با بناهای مرتفع را طراحی کرد که ساختمانها بر ستونها بنا شده بودند و تمامی سطح زمین جهت عبور و مرور پیادهها در نظر گرفته شده بودند. باغهای معلق بر فراز بامها گسترده شده بودند. شبکه جادهها و فضاهای مخصوص پارکینگها، در ارتفاع ۵ متری سطح زمین قرار داشتند. محل طبیعی ادارات در مرکز شهر و نزدیک یکدیگر در نظر گرفته شده بود. این شهر برای جمعیتی حدود سه میلیون نفر طراحی شده بود و دارای هسته مرکزی با کمربندی سبز و باغشهرهای عمودی در اطراف بود. لوکوربوزیه خواهان آن بود که درختان، آسمان، خورشید و طبیعت را به میان خانهها بکشاند.[۶]

بعدها لوکوربوزیه نام »شهر درخشان« را به طرحهای دیگر خود نیز اطلاق کرد و به این ترتیب، این نام، نماد نظریه وی در شهرسازی شد. [۶]

لوکوربوزیه در شهرسازی از اشکال ساده هندسی تبعیت میکرد. به تدریج طرحهای وی انعطافپذیرتر شد و خطوط منحنی که به تبعیت از شکل زمین یا مستقل از آن پدید آمده بود، در طرحهای او به خصوص طرحهای الجزیره، ظاهر شدند.

الگوی بلوکهای آپارتمانی به همراه »باغهای معلق« خیلی زود کنار گذاشته شد زیرا تعمیم آن، به ناچار به سوی ایجاد خیابانهای دالانی شکل بودند که لوکوربوزیه به شدت از آنها انتقاد میکرد. او از پیشرفت فن ساختمان خشنود بود و امکان ایجاد ساختمانهای بلند مرتبه را راهکار مناسبی در راستای ایجاد آرزوی یکصد ساله اروپاییان برای نور و تهویه میدانست. ]ش[۵ او معتقد بود باغشهرها باید در ارتفاع ساخته شوند و نه در سطح و در اینجا »دیگر آسمان خراشهای نیویورک هم بسیار کوچک خواهند بود[۶] .«

لوکوربوزیه که شیفته الگوی بلوکهای آپارتمانی خود بود و آنها را مناسب با »جامعه عصر ماشین« میدانست، میل داشت که در هر کجا (شهرهای بزرگ یا کوچک، روی زمینهای بکر، در مناطق روستایی و جنگلها) آنها را اجرا نماید. [۶] برای ساکنان نواحی مرکزی در شهرهای بزرگ، یک ساختمان چند طبقه با »باغهای معلق« ایده جالبی است اما برای ساکنان مناطق روستایی، این موضوع زیاد جذابیت ندارد. وی سلیقه و علایق مردم را به خوبی تشخیص نمی داد و میل داشت که آنها را مطابق با روش خویش قالبریزی کند. [۶]

لوکوربوزیه از زمین های شهری به عنوان منابع الماس یاد میکند و معتقد بود استفاده منظم از ساختمانهای مرتفع، ارزش زمین را افزایش میدهد. او مینویسد: »شهرسازی به معنای صرف پول و هزینه نیست بلکه به دست آوردن آن است.« او شهر را به یک پارک بزرگ تشبیه میکرد اما متأسفانه به دلیل همین ساختمانهای عظیم، نیاز به تأمین جادهها، پارکینگها و … که باید در فضای باز بین همان ساختمانها ایجاد شوند، دیگر فضای چندانی برای آن باغ موعود باقی نمیماند. [۶]

از همین رو است که میتوان گفت »شهر درخشان« لوکوربوزیه (همانطور که خود او هم اذعان میکند) در واقع یک طرح آرمانگرایانه بود تا یک طرح واقعی و فقط نشانگر خطوطی برای ادامه کار بود.

۱Ville Radieuse = Radiant Town

۵

رایت

فرانک لوید رایت، یکی از نام آورترین معماران آمریکایی، در تاریخ ۸ ژوئن ۱۹۶۷ درمرکز Richland ، ویسکانسین۱متولد شد. بعد از کالج، او معاون ارشد لوییس سالیوان۲شد. رایت سپس شرکت خود را تاسیس کرد و سبکی را توسعه داد که به نام »مدرسه چمنزار۳« شناخته میشد و برای »معماری ارگانیک« در طراحی خانه ها و ساختمان های تجاری تلاش فراوانی کرد. او در طول زندگی حرفه ای خود، ساختمان های شمایلی۴ متعددی ایجاد کرد. رایت در ۹ آورید ۱۹۵۹، فوت کرد.[۷]

»شهر پهندشتی۵«

رایت در سال ۱۹۳۳، دیدگاهش در رابطه با شهرسازی را با عنوان »شهر پهندشتی« بیان میکند و به ارائهی مدلی از یک اجتماع غیر متمرکز بر پایهی استفاده از خودرو شخصی می پردازد.

رایت بر این باور بود که اختراع تلفن و خودرو باعث شده که شهرهای قدیمی بیش از پیش روزآمدی خود را از دست بدهند. او مشتاقانه چشم به راه روزی بود که شهرهای فشرده و پرچمعیتی نظیر نیویورک و شیکاگو نابود گردند و به جای آن، آمریکاییان دوباره در محیطهای ساده روستامانندی زندگی کنند که از خانههای جداگانه ساخته شدهاند و در آنها افراد آنقدر از یکدیگر دور میشوند که ثبات زندگی خانوادگی تضمین می شود و از سوی دیگر با بهرهگیری از وسایل نوین رسانههای گروهی و حملونقل، آنقدر با هم در تماس هستند که احساس عضویت در یک جامعهی واقعی به آنها دست دهد.

رایت معتقد است شهروند شهر پهندشتی، روزانه به آمیزه ای از کار دستی و کار فکری سرگرم است و از این رهگذر به تمامیتی دست مییازد که جامعه و شهر امروز، به نابودی آن همت گماشته بودند. او همچنین معتقد است نظام مبتنی بر آزادی فردی و احترام به مالکیت زمین، راهی است برای دستیابی به هماهنگی اجتماعی و پرهیز از جنگ طبقاتی. [۵]

به این ترتیب رایت پیشنهاد میکند که بر ضد شهرهای بزرگ، اقداماتی صورت گیرد و مجتمعهای شهری به صورت پراکنده و نامتمرکز درآیند (تمرکززدایی جمعیتی). رایت مدل شهر پهندشتی خود را برای نخستین بار در نیویورک به نمایش گذاشت. در نخستین کار رایت روی این ایده در مجموعه راکفلر، یک مرکز شهری را در میان حومه تعریف میکند و حومه را با استفاده از عوامل طبیعی و با توجه به شرایط موجود طراحی مینماید. [۵]

طرحهای شهر پهندشتی به گونهای بود که با تغییرات هر منطقه هماهنگ میشد. رایت نیروهای تغییردهنده محیط را به سه دسته تقسیم میکند: [۵]

-۱ حمل و نقلهای شخصی؛ مانند خودرو و وسایل حمل و نقل عمومی -۲ برقی شدن و مخابراتی شدن وسایل-رادیو، تلویزیون، تلفن، یخچال، روشنایی و جز آن -۳ تولید وسایل ماشینی، اختراعات و اکتشافات جدید علمی

در شهر رایت، منظر شهری بسیار مورد توجه قرار گرفته بود، شهر پهندشتی شهری محض و تعریف نشده بود و هر جایی میتوانست شهر پهندشتی باشد و در اصل چشمانداز کشتزارها، باغ ها و تاکستانها، آبگذر در کنار جادهها و مسائل فناورانه و ترکیب مناسب آنها است که چنین شهری را تعریف میکند و هویت میبخشد. [۵]

۱Richland Center, Wisconsin 2Louis Sullivan 3Prairie school 4iconic 5Broadacre City

۶

در شهرپهندشتی، بناها با شکلهای بینهایت متفاوت، به طبیعت و خصوصیت زمینی شبیه می شوند که بر روی آن بنا خواهند شد و بنابراین بناها جزئی تفکیکناپذیر از زمین میشوند. نظام جادهای این شهر، بزرگراههای سریعالسیری است که به خوبی با منظر و دورنمای طبیعی، تلفیق شدهاند. رایت معتقد است هر شخص باید بتواند طی ۱۰ تا ۴۰ دقیقه به تمامی بخش های شهر دسترسی داشته باشد.آنچه در این طرح مشاهده می شود، عدم وجود سیمای شهری در مرکز شهر است زیرا همه تأسیسات و خدمات شهری، در همه جای شهر به طور یکسان و هماهنگ ادامه مییابد. [۸]

مقایسهای میان »شهر درخشان« لوکوربوزیه و »شهر پهندشتی« رایت

جزئیات شهرسازی از دیدگاه لوکوربوزیه

لوکوربوزیه که جز شهرسازان ترقیگرا (و تا حدودی فرهنگ گرا) محسوب می شود معتقد بود شهرهای بزرگ برای امنیت ساکنان بسیار متراکم شدهاند و با این حال، برای پاسخگویی به واقعیت جدید »امور«، متراکم نیستند. او معتقد بود شرایط طبیعی از میان رفتهاند و شهر جدید صنعتی شعاعی – مرکزی، یک سرطان خوشخیم است! [۸]

– جاده

لوکوربوزیه در طرح »شهر درخشان« خود، ۸ نوع جاده یا گذرگاه را معرفی می کند:

گذر اول: جاده ملی یا استانی

گذر دوم: راه شهری

گذر سوم: راههای خاص رفتوآمد ماشینها بدون هیچ پیادهرو و هیچ ارتباطی با ساختمانهای اطراف (تقسیم کالبدی)

گذر چهارم: خیابانهای تجاری هر تقسیم کالبدی

گذر پنجم: راهی که به داخل هر تقسیم کالبدی نفوذ می کند و با نوع بعدی خود (گذر ششم) اتومبیلها و عابران را به در خانهها میرساند

گذر هفتم: راهی که همه طول منطقه سبز را تغذیه میکند که در آنجا مدرسهها و مکانهای ورزشی واقع شدهاند

گذر هشتم: راهی که در کنار گذر هفتم میآید و محل عبور دوچرخه است

– هندسه ساختمانها

لوکوربوزیه معتقد است همه چیز از ساخت و ساز بناهای مرتفع گرفته تا فاضلاب، لولهکشیها، راهها و رفتوآمد باید از زاویه قائمه طبعیت کنند. او می گوید: »چموخم ویرانکننده، سخت و خطرناک است« و »خیابان چموخمدار راه حیوانات است، خیابان مستقیم راه انسانها است[۸] .«

او حتی اتاقها و مکانهای کار کردن و زیستن را مربعی می داند و به راستگوشه بودن همه چیز اعتقاد دارد. حتی می گوید: »در پای آسمانخراشها، میدانی پوشیده از باغها، پارکها و درختکاریهای مربعشکل است[۸] .«

– خیابان

لوکوربوزیه پیشنهاد میکند قهوهخانهها از درون پیادهروها جمعآوری شده و بر روی مهتابیها و بامها و مکانهای تجاری باارزش نقل مکان داده شوند. نتیجه این کار، حداقل سه برابر شدن سطح رفتوآمد شهر است. [۸] او همچنین بیان می کند تعداد خیابانها باید تا کاهش یابد چون تقاطع خیابانها دشمن رفتوآمد است.

۷

او در شهر جدید، ساخت خیابان را به صورت سه طبقه پیشنهاد میکند:

– در زیرزمین: خیابان عبوری وسایل نقلیه سنگین (بارانداز خانه)

– در طبقه همکف ساختمانها: خیابانهای معمولی

– خیابانهای شمالی-جنوبی و شرقی-غربی: محورهای اصلی شهر که بزرگراههایی برای عبور و مرور سریع یک سویه به حومه شهر برقرار میکنند و البته به وسیله گذرهای شیبدار به سطح خیابانهای معمولی اتصال پیدا می کنند

– درختکاری و سرسبزی

آپارتمانهایی که لوکوربوزیه پیشنهاد میدهد نیازی به حیاط ندارند اما از همه جهات بر روی هوا و نور باز میشوند (ساختمانهایی با ارتفاع ۵۰ متر). از آنجایی که او پیشنهاد می دهد آپارتمانها فاصله کافی از یکدیگر داشته باشند ۱۵۰) تا ۲۰۰ متر ([۸]، در فضای میان آنها استفاده از عنصر درخت و سبزی را ضروری میداند و شهر را شبیه به یک پارک بزرگ میداند.

– ساختمانها

او به افزایش تراکم جمعیتی در واحد سطح معتقد است و به این منظور، پیشنهاد میکند برجهای مرتفعی ساخته شوند که هر یک به نحوی از دیگر برجها مجزا است. لوکوربوزیه پیشنهاد میکند برای صرفهجویی در وقت و نیرو، در هر برج مکانهای کاری هم درنظر گرفته شوند. او در مجموعه مسکونی نمونهای که پیشنهاد میدهد انواع مشاغل از مشاغل عمومی مثل قصابی، عطاری، اغذیه فروشی، لبنیاتی، خرازی، آرایشگاه، کتابخانه و … و حتی مهدکودک و کودکستان برای کودکان، میدانهای ورزشی و … نیز در یک برج (در آخرین طبقه) وجود داشته باشد.

– زمین

او میگوید مطلوبترین زمین، زمین مسطح است خصوصاً اگر رفتوآمد زیاد باشد. اگر میزان رفتوآمد کم باشد، پستی و بلندی زمین کمتر آزاردهنده است.

– جمعیت

لوکوربوزیه جمعیت انسانی شهر را در سه دسته تقسیمبندی میکند:

– شهرنشینان: کسانی که در شهر زندگی می کنند

– حومهنشینان: کسانی که در حومه شهر زندگی می کنند و به شهر نمیآیند و کارشان نیز همان جا است (مثلاً در کارخانه)
– مختلطها: کسانی که در شهر کار میکنند اما در حومه، زندگی می کنند

– وسایل رفتوآمد

لوکوربوزیه تأکید می کند که شهر، فقط به یک ایستگاه قطار نیاز دارد که آن هم در مرکز شهر واقع شده است. ایستگاه قطار، یک ساختمان زیرزمینی است و بام آن فرودگاهی برای تاکسی های هوایی است.

۸

جزئیات شهرسازی از دیدگاه رایت

رایت جز شهرسازان طبیعتگرا محسوب میشود و در نظریههای مختلفی که ارائه میدهد، نوعی »ضد-شهرسازی« مشاهده میشود. او معتقد است انسان امروزی، آمیزش اصلی خود با رودخانهها، جنگلها، مراتع، حیوانات را با آلودگی اکسید کربن و تجمع در خانههای سلولمانند اجارهای، بر روی زمینی مصنوعی، تعویض کرده است.[۸]

رایت به نوعی دنبالهرو و خواستار »دموکراسی« در همه ابعاد زندگی انسانی است. از همین رو، انسان های اولیه را به دو دسته تقسیم میکند : کشاورزان یکجانشین (ساکن در غار) و بیابانگردان جنگجو. رایت معتقد است طرح آزادی، در غریزه های اصلی »ماجراجویی« ریشه دارد؛ ماجراجویی کسی که آزادیاش را با به کارگیری شجاعتش زنده میداشت، نه کسی که با مطیع بودن و با کارش و فرار کردن و پناه گرفتن در سایه دیوار میزیست. او عنوان میکند: بیتردید، بیابانگرد نمونه اصلی یک »دموکرات« بود. [۸]

از همین اندیشه و تفکر است که می توان به دیدگاه طبیعتگرای رایت پی برد. او در همه نظریاتش، به دنبال برگرداندن انسان به اصل خویش یعنی همان طبیعت روستاگرایانه و زمینداری است که به اندازه کافی زمین در اختیار دارد و در خانه خود که در این زمین سرسبز ایجاد شده است، زندگی میکند.

او به شدت مخالف تمرکزگرایی شهرهای بزرگ بود و روند در ارتفاع رفتن را نفی میکرد و آن را کاملاً نازیبا و غیرعلمی میدانست. او مخالف فشردگی (چه عمودی و چه افقی) بود . او معتقد بود دلایل این »در ارتفاع رفتن« چیزی نیست جز نظامیگری، فحشا و اختلافات نظامی.البته میتوان گفت با آسمانخراشهای چندطبقه مخالف نبود اما تا زمانی که این آسمانخراش در فضایی باز و سبز طراحی و ایجاد شده باشند. از طرفی وجود آسمانخراشها را ناقض حقوق مدنی همسایگان این آسمانخراش میدانست. [۸]

– جاده

از آنجایی که » شهر پهندشتی« رایت به صورت یک مجموعه منفصل و جدای از یکدیگر طراحی شده است، برای اتصال میان این مجموعهها پیشنهاد میکند بزرگراههای سریعالسیر با عرض زیاد برای تأمین امنیت، با دورنما و منظر طبیعی، ایجاد شود. این بزرگراهها در فواصل منظم به فرودگاهها مرتبط می شوند.

– هندسه ساختمانها

به نظر رایت، بناها می توانند با شکلهای بینهایت متفاوت و متناسب با خصوصیات و توپوگرافی زمینی که بر روی آن بنا خواهند شد، ایجاد شوند. او توجه ویژهای به مجموعه و زیبایی آن دارد.

– خیابان

شهر شطرنجی، متأثر از افکار رایت است. در این طرح، با تکیه بر توسعهی شبکه راهها و خیابانهای جدا، یک نظام مستطیلشکل، پیشنهاد میشود.

– درختکاری و سرسبزی

۹

رایت شهر خود را از محیط ماشینی شده امروزی خارج کرده و در فضای بیآلایش روستایی بنا مینهد. بنابراین میتوان گفت رایت در همه جا به سرسبزی، گلکاری و درختکاری اهمیت داده و بیان میکند انسان باید در چنین فضایی زندگی کند.

– ساختمانها

در »شهر پهندشتی«، مساوات و برادری و آزادی حق همه مردم پنداشته شده و از این رو است که رایت امید می دهد حتی طبقات اجتماعی نامرفه هم توانایی خرید واحد مسکونی کامل را دارند و هر کارگر، اولین مکان کار خویش را آنجایی پی میافکند که مایل است در آنجا سکونت کند. به عبارتی محل زندگی مقدم بر کار شمرده شده است. اما در کنار آن بیان میکند زمانی این طرح قابل تحقق است که جامعهای خلاق و آزاد داشته باشیم.

در »شهر پهندشتی« رایت، تصور شده که هیچ دو واحد مسکونی، دو باغ، دو واحد زراعی، دو کارخانه یا حتی دو بازار مشابه وجود نخواهد داشت. همچنین بیان میکند هر شخص یک مزرعه کوچک با نیازهای کمتری در اختیار دارد که البته خود قادر به رفع این نیازها در یک کارگاه کوچک شخصی را دارد و فقط به نیروی برق نیاز دارد که بتواند از ابزار درون کارگاه خود استفاده کند. او حتی پیشبینی پیشفروش محصولات کشاورزی افراد را به صورت زمانبندی شده کرده است.

رایت بیان میکند دفاتر کاری افراد با حرفهای گوناگون، عموماً در مجاورت نقاط مسکونی خواهند بود و مکانهای تفریحی در طول جادهها توزیع میشوند. همچنین به مراکز اجتماعی همچون موزه بسیار اهمیت میدهد و آن را عامل اتصال افراد میداند و میگوید از موزه و مکانهای نظیر آن میتوان به عنوان مکان قرار ملاقات استفاده کرد. او همچنین محل قرارگیری مدارس را درون پارکهای طبیعی تصور می کند.

– زمین

تنوعگرایی در همه جنبههای پشنهاد رایت مشاهده میشود. او در مورد نوع زمین به صراحت سخن نمیگوید اما به طور کلی و از نظرات رایت میتوان گفت که او هر نوع زمینی را با هر پستی و بلندی، مناسب زندگی میداند به شرطی که خود شخص بخواهد در آن زندگی کند.

– جمعیت

رایت در رابطه با تنوع جمعیت بحث خاصی مطرح نکرده و بیان کرده همه مردم باید در مزارع زندگی کنند اما در کنار آن بیان میکند، ساختمانهای موجود حذف نخواهند شد و آپارتمانهای »تعاونی« کماکان برای شهروندانی که هنوز تجربه زندگی در »شهر پهندشتی« را ندارند، ساخته خواهد شد. به عبارتی میتوان گفت از نظر رایت مردم به دسته تقسیم میشوند: کسانی که در »شهر پهندشتی« زندگی میکنند و کسانی که در آن زندگی نمیکنند.

– وسایل رفتوآمد

رایت بیان میکند که هر شخص باید بتواند طی ۱۰ تا ۴۰ دقیقه از محل سکونت خود، به تمامی واحدهای عملکردی (تجاری، تفریحی، آموزشی، سلامتی و …) دسترسی داشته باشد بنابراین هر شخص باید اتومبیل شخصی یا هواپیمای شخصی داشته باشد یا بتواند از وسایل نقلیه عمومی که همیشه در دسترس است، استفاده کند.

مقایسه »شهر درخشان« و »شهر پهندشتی« به صورت خلاصه

در جدول ۱، نظریات لوکوربوزیه و رایت در شهرسازی به صورت خلاصه آورده شده که در آن به ۱۳ پارامتر مختلف اشاره شده است.

۱۰

جدول :۱ مقایسهای مختصر میان دیدگاه لوکوربوزیه و رایت نسبت به شهرسازی

ردیف پارامتر »شهر درخشان« لوکوربوزیه »شهر پهندشتی« رایت
۱ انرژی مصرف کم انرژی به دلیل متمرکز بودن مصرف بیش از حد انرژی به دلیل
مراکز خدماتی و مسکونی فواصل زیاد مراکز خدماتی و مسکونی
از یکدیگر
۲ تمرکز جمعیتی تمرکزگرا تمرکز زدا
۳ جهت حرکت ساختمانها ارتفاعی خطی
۴ فضای سبز توجه میکند اما در حد باغهای معلق توجه ویژه و اساس ساختار »شهر
درون ساختمان و پارکهای اطراف پهندشتی«
ساختمان
۵ نوع زمین زمین مسطح هر گونه زمینی
۶ ارزش زمین بسیار با ارزش (معدن الماس) کم ارزش (باید به مساوات در اختیار
همه باشد)

۷ نوع ساختمانها

۸ رابطه شهر و فضای سبز

۹ توجه به انسان

ساختمانهای ساده و مربعی هر نوع تنوعی در ساخت ساختمان

انتقال فضای سبز به شهر انتقال شهر به فضای سبز

تنها توجه به جنبه بیولوژیکی یا توجه ویژه به انسان و آزادی او (توجه
زیستشناسانهی انسان و تلاش برای رفع به هویت فردی)

نیازهای فیزیولوژیک

۱۰ انواع جمعیت انسانی همه نوع جمعیتی پیشبینی شده است همه نوع جمعیتی پیشبینی شده اما
تأکید خاصی بر زندگی در »شهر
پهندشتی« دارد
۱۱ پیشنیاز فرهنگی ندارد باید ایجاد شود (شهر و تفکر آزاد و
ایجاد دموکراسی و جامعه خلاق)
۱۲ استفاده از تکنولوژیهای ضروری (مثل تاکسیهای هوایی) ضروری (وسایل نقلیه شخصی و
جدید هواپیماهای شخصی) به دلیل فاصله
زیاد مراکز از یکدیگر
۱۳ خیابان با حداقل تقاطع تعداد بسیار زیاد تقاطع ها (شهر
شطرنجی)

۱۱

نتیجهگیری

در این مقاله، نظریات شهرسازانه لوکوربوزیه با عنوان »شهر درخشان« و رایت با عنوان »شهر پهندشتی« که برای رفع مشکلات ایجاد شده پس از انقلاب صنعتی ارائه دادهاند، از طریق ۸ موضوع مختلف در شهرسازی، با یکدیگر مقایسه شدند و در انتها با توجه به ۱۳ پارامتر مختلف، نظریات این دو معمار و شهرساز، با یکدیگر مقایسه شدند. میتوان گفت فقط در سه مورد تقریباً نظریاتشان به یکدیگر نزدیک بود و در بقیه موارد گاهی کاملاً مخالف یکدیگر هستند.

لوکوربوزیه که شهرسازی ترقیگرا است، میگوید زمین ارزش بالایی دارد و برای استفاده بهینه از زمین، معتقد به تمرکزگرایی و ایجاد برجهای بلند با انواع مشاغل خدماتی و مسکونی در کنار یکدیگر است. این ایده که در جهان امروز به واقعیت نزدیکتر است، از طریق ایجاد تراکم و تمرکز، باعث کاهش بسیار زیاد مصرف انرژی و از سویی راحتی انسانها است.

از طرفی لوکوربوزیه بیان کرد در فضای میان این آسمان خراشها، باید پارکهایی قرار گیرد. اما همین تراکم جمعیتی، خود نیازمند فضای زیادی برای خیابانها، پارکینگها و . . که عملاً فضای میان ساختمانها که قرار بود پارک باشد را از میان میبرد.

رایت اما به نوعی دیگر، با این مسأله برخورد کرد. او که از فضای »شهریشده« شهرهای بزرگ گریزان بود، پیشنهاد داد انسانها باید به اصلالت خود که همان زندگی ساده و بیآلایش روستایی است برگردند. او که شهرسازی طبیتگرا بود، معتقد بود خانهها که یک فضای خصوص برای هر شخص محسوب می شوند، باید در میان فضای سبز خارج از شهر ایجاد شود و هر کس باید به میزان لازم زمین در اختیار داشته باشد و از طرفی معتقد بود هر کس خود توانایی رفع تمامی امورات خود به جز برق را دارد؛ تفکری که برگرفته از همان زندگی روستایی قدیم است و البته برای انسانهای امروزی نه تنها قابل اجرا که غیر قابل درک است زیرا امروزه هم ارزش انرژی سوخت بالا و گران است و هم قیمت زمین. البته رایت اعتقاد داشت قیمت زمین باید کاهش یابد و رویه زمینداری باید از بین برود که به نظر میرسد در دنیای امروز ما جایی ندارد.

همانطور که خود این افراد هم بیان کردهاند، ایدههای عنوان شده فقط به عنوان نقطه شروع راه است و به عنوان یک ایده کامل مطرح نبوده است اما به نظر می رسد با کمی تغییر در نظرات لوکوربوزیه بتوان نظرات او را برای اوضاع فعلی شهرهای بزرگ به کار برد مثلاً برای جلوگیری از تراکم، به جای ایجاد یک ساختمان ۱۷ طبقه با تراکم بسیار بالا، ساختمان هایی با تراکم جمعیتی کمتر ایجاد شود؛ در واقع ساختمانی نزدیک به نظر لوکوربوزیه. از طرفی میتوان با انتقال برخی مشاغل یا افراد به حومه شهر تا حدودی به نظریه رایت نزدیک شد و از طرفی از جمعیت و تراکم شهر کاست و از این طریق به آرمانشهر
رایت نزدیک شد.

منابع

انقلاب_صنعتی[۱] http://fa.wikipedia.org/wiki/

[۲] http://urbanism.blogsky.com/1389/05/08/post -53

[۳] گیدیون، زیگفرید. .۱۳۸۶ فضا، زمان و معماری. ترجمه مزینی، منوچهر. انتشارات شرکت انتشارات علمی و فرهنگی. تهران.

[۴] http://eng-civil.persianblog.ir/post/144

[۵] دکتر پاکزاد، جهانشاه. .۱۳۸۹ سیر اندیشهها در شهرسازی. انتشارات آرمانشهر. تهران.
[۶]استروفسکی، واتسلاف. .۱۳۷۸ شهرسازی معاصر، از نخستین سرچشمهها تا منشور آتن. ترجمه اعتضادی، لادن. مرکز نشر دانشگاهی. تهران.