مقدمه

در دو مطالعه قبلی (کرمینوري و همکاران، زیر چاپ الف و ب) پربسامدترین واژههاي موجود در حافظه دانشآموزان دبستانی پایههاي تحصیلی اول تا پنجم در سه شهر ایران

(تهران، تبریز و سنندج) با استفاده از نشانه هاي ادراکی (حروف اولیه) و نشانههاي معنایی

(مقولهها) تعیین گردید. اگر چه نمیتوان ادعا کرد این واژگان ، تنها واژگان فارسی موجود در نظام شناختی دانشآموزان هستند؛ و بدیهی است که واژگان آنها بسیار فراتر از این واژههاي به دست آمده باشد، ولی میتوان نتیجهگیري کرد واژگان به دست آمده از طریق نشانههاي ادراکی و معنایی در ردیف پربسامدترین واژههاي کودکان دبستانی ایرانی هستند؛ زیرا اولین کلماتی هستند که به ذهن آنها میرسد و در دسترس حافظه فعال آنها است. با استناد به

١١٣

مطالعاتِ خارجیِ مشابه انجام شده در زبانهاي انگلیسی و سوئدي (لزاك۱، ۱۹۹۵؛ باتیک و مونتاگو۲، ۱۹۶۹؛ نیلسون ۳، (۱۹۷۳ میتوان گفت واژگان به دست آمده از نشانههاي ادراکی و معنایی، نمونه خوبی برايُکّل واژگان موجود هستند.

پژوهشهاي خارجی گوناگون نشان دادهاند واژههایی که از بسامد بالا برخوردارند، خواندن واژهها و متن را بهبود میبخشند و در متنخوانی دانشآموزان نقش مهمی ایفا میکنند.

براي مثال گراوز۴ و همکاران (۱۹۸۰) نشان دادند بسامد واژه میتواند به عنوان عامل پیشگویی براي خواندن دانشآموزان دبیرستان به کار رود. یعنی هر چه واژه از بسامد بیشتري
برخوردار باشد دانشآموزان در خواندن آن واژهها سریعتر و صحیحتر عمل میکنند؛ و هر چه واژه از بسامد کمتري برخوردار باشد خواندن واژهها با سرعت و صحت کمتري انجام میپذیرد.

استوارت۵ و همکاران (۲۰۰۳) در مطالعه گستردة خود از کتابهاي درسی و غیردرسی

(داستانی) براي کودکان ۵ – ۷ ساله به منظور تهیه واژگان پایهاي براي خواندن کودکان ، به این نتیجه رسیدند بسامد واژهها از عوامل مهمی است که در صحت خواندن کودکان اثر میگذارد.

براهنی (۱۳۵۷) در مطالعه خود، رابطه بین فراوانی واژهها در کتابهاي درسی سوادآموزان (با متوسط سنّ ۳۰ سال) و میزان یادگیري واژهها را مورد بررسی قرار داد و نتیجه گرفت بین درجه تکرار واژهها و میزان یادگیري، همبستگی مثبت و معنیداري وجود دارد.

کرمینوري و همکاران (زیر جاپ الف و ب) واژگان موجود در حافظه ۱۶۰۰ دختر و پسر دانشآموز ایرانی (تهرانی، تبریزي و سنندجی) در پایه هاي تحصیلی ۵ گانه دبستان با استفاده از
نشانههاي ادراکی ۹) حرف اولیه) و معنایی ۳۱) مقوله) را مورد مطالعه قرار دادند. نتیجه این پژوهشها استخراج پربسامدترین واژههاي دانشآموزان بر اساس نشانههاي ادراکی و معنایی از حافظه کودکان بود.

۱- Lezak, M. D.

۲- Battig, W. F. & Montague, W. E.
3- Nilson, L. G.
4- Graves, M. F.
5- Stuart, M.

١١٤

از طرف دیگر کتابهاي درسی (خصوصاً کتابهاي فارسی) و غیردرسی در دورة دبستان نقش مهمی در آموزش زبان فارسی در جامعه ایران بر عهده دارند. از آن جایی که فرآیند انتخاب این واژگان در کتابهاي درسی و غیردرسی به وسیله نویسندگان بزرگسال به درستی مورد بررسی و مطالعه قرار نگرفته، لازم است بررسی شود آیا انتخاب واژهها بر اساس بسامد و فراوانی واژگان در زبان فارسی و با مراجعه به واژگان خود کودکان در پایههاي تحصیلی مختلف صورت میگیرد، یا صرفاً براساس انتخاب و ترجیح نویسندگان و با استفاده از دانش و تجربههاي شخصی آنها انجام میپذیرد؟

روش

در پژوهش حاضر کُلیه کتابهاي ۵ ۱ پایه تحصیلی دورة ابتدایی سال تحصیلی ۷۹ – ۸۰ و

کتابهاي کانون فکري کودکان و نوجوانان بین سالهاي ۱۳۷۵ تا ۱۳۷۹ در ۴ گروه سنّی –

گروه ۱ (پایه اول و قبل از دبستان)، گروه ۲ (پایه اول و دوم و سوم ابتدایی)، گروه ۳ (پایه سوم و چهارم و پنجم) و گروه ۴ (پایههاي چهارم و پنجم)- جامعه پژوهش را تشکیل میدادند. فهرست کامل و نحوة استخراج واژههاي کتابهاي درسی به ترتیب الفبایی و بسامد در گزارش پژوهش کرمینوري و همکاران (۱۳۸۴) آمده است.

جهت مقایسه واژههاي دانشآموزان با واژههاي کتابهاي درسی و غیردرسی از واژههاي به دست آمده از کودکان در مطالعه کرمینوري و همکاران (۱۳۸۲) استفاده شد.