چکیده

این مقاله به بررسی نحوه شکلگیری مقصد شهری در ذهن شهروندان میپردازد؛ فضایی بخصوص، که معمولاً طیف گستردهای از شهروندان، علیرغم اینکه گزینههای مختلفی در سطح شهر پیش رو دارند، ترجیح میدهند تا اوقات فارغ از ضرورتهای زندگی روزمره خود را در آن بگذرانند. شناخت این پدیده برای دستاندرکاران و مدیران شهری که بمنظور پیشگیری از بار سنگین حملونقل شهری و ترافیک ناشی از آن، فرسودگی فضاهای دارای اقبال عمومی، و خلوت شدن نواحی شهری؛ سعی در پراکنش یکپارچه جمعیت در سطح شهر دارند، امری راهگشا و هدایتگر خواهد بود. بدین منظور با مطالعه تعاریف و ویژگیهایی که صاحبنظران و اندیشمندان عرصه شهرسازی درباره فضاهای شهری موفق ارائه نمودهاند و بررسی ویژگیهای فیزیولوژیکی انسان، سعی میشود بهانههای مراجعه به مقصد، دلایل دوام حضور در مقصد، و بالاخره اثراتی که فضا در پس زمینه ذهنی فرد برای مراجعات بعدی ایجاد میکند، شناسایی گردد؛ تا بتوان چگونگی مقبولیت یک فضای شهری را برای تبدیل شدن به مقصد شهری در ذهن شهروندان شناسایی نمود. بنابراین نتایجی که در این مقاله حاصل خواهد شد، ویژگیهایی است که یک فضای موفق باید داشته باشد تا در پس زمینه ذهنی شهروندان

تبدیل به مقصد شهری گردد.

واژگان کلیدی: فضای شهری، مقصد شهری، پسزمینه ذهنی، تداوم حضور

۱ آدرس نویسنده مسئول : اردبیل- خ دانشگاه- ۱۸ متری بدر- پلاک -۶۰ تلفن تماس ۰۹۱۴۳۵۴۰۵۶۴

نامز رذگرد یرامعم و یزاسرهشیلمشیامه نیلوا

Urban Destinations; The Formation and Characteristics

Arman Kianyan

M.A. Urban Design arman.kianyan@gmail.com

Abstract

This article examines the formation procedure of urban destination in the mind of citizens; in a particular state that although being faced a number of different options in the city, a broad range of citizens prefer to spend their leisure time therein, regardless of the needs of their everyday lives. Understanding this phenomenon would be very helpful for administrators and city managers who are trying to integrate the distribution of population in the city for the prevention of heavy urban transportations, its traffic results, erosion of public interested spaces, and solitude of urban areas. To achieve this purpose, by studying the definitions and characteristics about successful urban spaces presented by scholars and thinkers on the urban knowledge and investigating human physiological characteristics, we will try to identify excuses to go to a destination, the reasons for the persistence in the destination, and finally the mental effects of space that cause to future presences there. Thus this will be identified as acceptability of an urban space to become an urban destination. Therefore, the consequences obtained in this paper will be the characteristics that a successful space should have in order to become an urban destination in the mental background of citizens.

Key Words: Urban Space, Urban Destination, Mental Background, Continued Presence×
×

لیناو همایشملیشهرسازی و معماری درگذر زمان

-۱ مقدمه

زمانی که بخواهیم سخن از کلمه مقصد گوییم، بطور ناخودآگاه محلی در ذهنمان تداعی میشود که مسیری را باید برای رسیدن به آن طی کنیم و آن محل جایی است که میخواهیم مدت زمانی را در آن سپری کنیم. برخی از فضاها در شهر برای عموم شهروندان چنین حالتی را تداعی می کنند؛ و باید گفت که چنین فضاهایی

عموماً فضاهای موفقی محسوب میشود.

البته این بحث فضاهایی در شهر، نظیر پایانههای مسافربری درونشهری، مراکز خرید و فروش، فضای مقابل ادرات، پردیس دانشگاهها و مراکز عمومی که گروهی خاص بنا به ضرورتی غیر از تمدد اعصاب و گذران زمان برای خود در آنها حضور پیدا میکنند را دربرنمیگیرد، بلکه منظور فضاهایی است که مردم با انتخاب آگاهانه و اختیاری میخواهند مدتی از زمان زندگی اجتماعی خود را در آن توأم با تفریح و استراحت سپری کنند.

-۲ تعاریف و مفاهیم

اصولآً نمیتوان فضاهایی در شهر که اختصاص به قشر یا گروه خاصی دارند را با اصطلاح مقصد شهری نام برد؛ بلکه اولین شرطی که این اصطلاح با خود دربردارد، عمومی بودن است.

-۱-۲ فضای عمومی و فضای شهری

فرانسیس تیبالدز (۱۵ :۱۳۸۳) تمامی بخشهای بافت شهری که عموم شهروندان به آن دسترسی فیزیکی دارند؛ از میدان، خیابان و پارک یک شهر تا نمای بناهای محدود و تعریف کننده آنها را جزو فضاهای عمومی شهر میداند. هِنری شفتو( ۷۵ :۲۰۰۸) ۲ نیز با ارائه تعریفی مشابه نتیجه میگیرد که بنابراین می توان گفت فضاهای عمومی بستر وقوع زندگی جمعیاند و نه فضاهایی به جا مانده از فضاهای خصوصی، جهت ارتباط آنها. دکتر پاکزاد (۸۱ :۱۳۸۵) تعامل و تقابل اجتماعی را شرط اساسی تلقی شدن فضای عمومی بعنوان فضای شهری میداند. ریچارد راجرز (۱۱۸ :۲۰۰۳) فضاهای شهری را خیابانها، میدانها و سایر مسیرهایی برمی شمارد که دیگران حق عبور از آنها را دارند و دسترسی در آنها آزاد بوده، و واسطهای برای برقراری ارتباط با افراد آشنا و یا غریبه هستند.

عرصه عمومی چه از بُعد مفاهیم جامعهشناسی و چه از بعد مفاهیم کالبدی و عینی پیشزمینه ایجاد فضای شهری میباشد، به عبارتی در سیر بهبود و ارتقاء کیفیت فضاهای شهری همواره می توان انتظار کمالگرایی از مرتبه عرصه عمومی به فضای شهری داشت، و با تعمیق آن در زمینه ذهنی شهروندان، شاهد ارتقاء فضاهای شهری به مقاصدی در ذهن شهروندان بود. (شکل (۱

۲ Henry Shaftoe

لیناو همایشملیشهرسازی و معماری درگذر زمان

شکل -۱ کمالگرایی عرصه عمومی (نگارنده)

-۲-۲ رابطه شهروندان با فضاهای شهری

بمنظور درک اینکه چگونه فضاهای مقصد در ذهن شهروندان شکل میگیرند بایستی بررسی شود که فضاهای شهری چگونه در ذهن شهروندان به مکانی با قابلیت حضور و گذران ساعاتی از شبانهروز در آن تبدیل میشوند؛ چراکه بنا به نوشته دکتر پاکزاد (۱۵ :۱۳۸۶) مردم فضاهای شهری را نه یک فضا بلکه بصورت یک مکان درک میکنند.

شولتز ۷۷ :۱۳۸۴)و(۷۸ با باور به اینکه شهر، مکانی است برای »دیدار« و تعامل اجتماعی، فضاهای شهری را بعنوان »صحنه سکونت جمعی«، عرصهای برای گردآمدن مردم، بهرغم تمامی اختلافاتشان میخواند. او مفهوم فضای شهری را در پیوند با مفهوم »عضویت اجتماعی« تعریف میکند؛ بدین معنی که شهر باید به یاری فضاهای شهری خود، فرصت »دیدار« و »گزینش« را برای آدمیان فراهمآورد. بگونهای که آدمی در بطن عضویت اجتماعی، احساس تملک و هویت فردی داشته باشد. بدین ترتیب شهر میباید ضمن عرضه امکان »گزینش« به فرد، داشتن گونهای احساس تعلق را نیز عرضه کند. (شکل (۲

شکل -۲ مدل شولتز برای فضای شهری (نگارنده)

ادوارد رلف۳ معتقد است حذف معنا از مکان آنرا به فضا یا بیمکانی تقلیل میدهد (پاکزاد، .(۱۸۵ :۱۳۸۸ بنابراین فضاهای شهری بعنوان بستری برای مکانها عمل میکنند، ولی معنای خود را از مکانها میگیرند.

۳ Edward C. Relph

لیناو همایشملیشهرسازی و معماری درگذر زمان

مدنیپور (۳۲ :۱۳۸۴) مینویسد درحالی که فضا را گسترهای باز و انتزاعی میبینیم، مکان بخشی از فضاست که بوسیله شخص یا چیزی اشغال شده است و دارای بار معنایی و ارزشیست.

بنابراین تا بدینجا میتوان چنین بیان کرد که درصورتی می توانیم یک فضای شهری را مکان بنامیم که در آن افراد حضور یافته و به فعالیت، برهمکنش و تعامل در آن فضا بپردازند.

دیوید کانتر۴ اجزاء عناصر ساخت مکان را به شکل زیر طبقهبندی مینماید:

-۱ زمینه کالبدی مکان : اجزاء بستر کالبدی مکان که شامل منظر شهر، شکل مصنوع، نفوذپذیری سیما و چشمانداز زمین و مبلمان میشود.

-۲ فعالیت مکان : اجزا و عناصری مانند کاربریها، جریان پیاده، الگوهای رفتاری، بو و صدا، ترافیک و جریان وسایل نقلیه را شامل میشود.

-۳ معنی مکان : دربردارنده عواملی نظیر تداعیهای فرهنگی، عملکردهای ادراک شده، جذابیتها و ارزیابیهای کیفی میباشد. (شکل(۳

وی معتقد است بدون تعامل بین عناصر ساخت مکان یعنی ویژگیهای کالبدی، فعالیتها و تجارب قبلی نسبت به محیط، مکانهای شهری بتدریج خالی از زندگی، ساکن و بیحرکت، کسلکننده، و یکنواخت می شوند (گلکار، .(۳۱ :۱۳۷۹ چنین است که طبق گفته رلف آنچه باقی میماند، فضائیست که در ذهن مردم تعریف بیمکانی به خود میگیرد.

شکل -۳ مدل مکان کانتر (نگارنده)

میتوان طبق مدل مکان کانت و نیز تعریف شولتز از فضای شهری، نتیجه گرفت که فضای شهری با ایجاد زمینهای کالبدی برای وقوع فعالیتها، و درنتیجه امکان تعامل و برهمکنش اجتماعی بین افرادی که در آن حضور یافتهاند، به نوعی با فرد رابطه برقرار کرده و بدین ترتیب میتواند در فرد جذابیت و ارزش دوام حضور و تکرار فعالیتها در فضا و یا کسلکنندگی و گریز از فضا را ایجاد کند.

۴ Daivid V. Canter

لیناو همایشملیشهرسازی و معماری درگذر زمان

-۳ مقصد شدن فضای شهری

فضاهای شهری برای آنکه بعنوان مقاصد شهری مطرح شوند، بایستی بهانهای برای حضور در خود برای مردم ایجاد کرده و ارزش و انگیزه گذراندن مدتی از زمان را در ذهن شهروندان تداعی کنند.

۱-۳ بهانه حضور در فضای شهری

برای آنکه یک فضای شهری، شهروندان را به خود جذب کند، یا به عبارتی مقصد شهری باشد؛ قبل از هر چیز لازم است تا عاملی اولیه شهروندان را به آن جذب کندافراد. هر کاری را معمولاً برای رفع و برآوردن یک یا چند نیاز انجام میدهند. حضور در فضا نیز از این قاعده نمیتواند مستثنا باشد.

۱-۱-۳ نیاز

نیاز دارای مبنای فیزیولوژیایی است. از این جهت که شامل یک نیروی فیزیکی- شیمیایی در مغز است که تمامی تواناییهای عقلی و ادراکی فرد را سازمان داده و هدایت میکند (نقیزاده، .(۱۶۱ :۱۳۸۴

مردم معمولاً برمبنای عوامل جذب و دفع، محلی را ارزیابی میکنند، برمیگزینند یا از آن میگریزند و اغلب محلی را که با نیازها و خواسته هایشان انطباق بیشتری داشته باشد، انتخاب میکنند (رضازاده، .(۱۶ :۱۳۸۴

آبراهام مازلو۵ روانشناس امریکایی در بررسی خود در رابطه با نیازهای انسان، هرمی را ترسیم و در آن نیازها را به شکل سلسلهمراتبی و برحسب اهمیت و سطوح برآوردهشدن طبقهبندی نموده است. (شکلهای ۴ و (۵

شکلهای ۴ و -۵ هرم سلسلهمراتب نیاز مازلو۶

طبق این هرم نیازهای رده بالاتر ظاهر نمیشوند؛ مگر اینکه نیازهای ردههای پایینتر لااقل تا حدودی ارضا شده باشند. ارضاء نیازهای ردههای بالاتر بیشتر مستلزم شرایط بیرونی (اجتماعی، اقتصادی و سیاسی) بهتر است تا نیازهای ردههای پایینتر (پاکزاد، .(۳۲ :۱۳۸۵

Abraham Maslow fa.wikipedia.org

۵

۶

لیناو همایشملیشهرسازی و معماری درگذر زمان

برای اینکه محیطهای طراحی شده از لحاظ روانی سالم باشند، باید بتوانند نیازهای اساسی انسانها را برآورده سازند. در هرم نیازهای مازلو نیازهای زیستی و جسمی پایه این سلسله مراتب را تشکیل داده و نیازهای روانی پیچیدهتر رأس آن را میسازند. به عقیده مازلو، نیازهای زیستی و جسمی که در سطح پایینترند، باید ابتدا و بطور نسبی برطرف شده، سپس نیازهای روانی اهمیت پیدا کنند (ماتلاک، .(۵۹۲ :۱۳۷۹

۲-۱-۳ نیاز توجیهگر حضور در فضاست

استفان کار۷ و همکارانش پنج نوع نیاز انسانی که توجیه کننده حضور مردم در فضاهای عمومی میباشند را معرفی کردهاند؛

راحتی : راحتی اجتماعی و روانی و احساس امنیت خود و اموال .(Carmona, 2007: 231)

آرامش : آرامش از طریق سطح آزادیای که عرضه میکند با راحتی متمایز میشود. آرامش در میزان راحتی جسم و فکر حالت گسترش یافتهتری دارد. استفان کار و همکارانش معتقدند در تعیین عواملی که وظیفه حمایت از آرامش را بعهده دارند، عنصر وقفه یا تضاد نسبت به زمینه شهری مجاور حائز اهمیت است (همان: ۲۳۲و.(۲۳۳

ارتباط غیرفعال با محیط : این طبقهبندی شامل توجیحات آشکار، مداوم و لذت بردن مردم از نگاه کردن به صحنه عبور دیگران است. این نوع برخورد، غیرمستقیم یا غیرفعال است؛ چراکه بیشتر دربرگیرنده فعالیت نگاه کردن است تا انجام دادن کاری .(Widiyastuti, 2004: 25)

ارتباط فعال با محیط : ارتباط فعال تماس مستقیمتری را با یک مکان و مردم درون آن برقرار می کند. پیادهروی تفریحی یا کوچک بودن میدان که در برهمکنش بین غریبهها مهم است Carmona, 2007: 236-) .(237

اکتشاف : کار و همکارانش اکتشاف را پنجمین دلیل حضور مردم در فضاهای عمومی می دانند که نیاز به تحرک و جنبوجوش را پاسخگوست و برخی از تجربیات شادیبخش ما مربوط به این مقوله است. اکتشاف همچنین میتواند دربرگیرنده احساس رمز و راز باشد .(Carmona, 2007: 237)

هر مکان ممکن است پاسخگوی یکی از این اهداف باشد. توجه به این نیازها به این دلیل اهمیت دارد که علاوه بر توجیه استفاده از مکان، در ضریب موفقیت آن نیز موثرند. مکانهایی که به نیازهای مردم بیتوجه باشند یا بهنحو مطلوبی ارائه خدمات نکنند، ناموفق و غیرقابل استفاده خواهند بود.

۷ Stephen Carr

لیناو همایشملیشهرسازی و معماری درگذر زمان

بنابراین میتوان ارتباط بین نیازهای طبقهبندی شده در هرم مازلو را با نیازهایی که کار و همکارانش عامل حضور شهروندان در فضاهای عمومی میباشند را با توجه به سطح برآورده شدن هر نیاز، بصورت شکل ۶ مرتبط دانست.

شکل -۶ نیاز به حضور در فضای عمومی براساس هرم مازلو (نگارنده)

۲-۳ فعالیت؛ بهانه مکث و گذران زمان در فضای شهری

بنابر تعریف پاکزاد » (۴۱ : ۱۳۸۵)به تمامی افعال انسانی که در راستای برآوردن یکی از نیازهای او انجام میگیرند، فعالیت گفته می شود.« پس میتوان گفت؛ این نیازهای انسانی است که تعیینکننده فعالیتهای رخدهنده در یک فضا میباشند و نوع فعالیتهای موجود در فضا میتواند در موفقیت یا عدمموفقیت یک فضای شهری مؤثر باشد.

فعالیتهای انسان عمدتاً از نیازهای او سرچشمه میگیرند؛ بنابراین با توجه به تنوع نیازهای انسانی و سلسله مراتب آنها، یان گهل(۱۰-۱ :۱۹۸۷) ۸ شهرساز دانمارکی، برای فعالیتها که معلول نیازهای انسان هستند نیز نوعی دستهبندی قائل شده است. وی فعالیتهای انسانی را از لحاظ اجباری یا اختیاری بودن به سه دسته تقسیم نموده، که عبارتند از؛

-۱ فعالیتهای ضروری (اجباری) بطورکلی، وظایف و سرگرمیهای روزانه که مرتباً در طول سال و تحت هر شرایطی و مستقل یا نسبتاً مستقل از محیط بیرونی تکرار میشوند به این گروه تعلق دارند. مانند رفتن به

مدرسه یا محل کار، منتظر ماندن در ایستگاه اتوبوس، خرید کردن و… .

-۲ فعالیتهای انتخابی (تفریحی) آن دسته از فعالیتهایی هستند اگر تمایل به انجام آنها وجود داشته باشد و در عین حال زمان و مکان برای وقوع آن مناسب باشد، صورت میپذیرند. این فعالیتها فقط زمانی اتفاق میافتند که شرایط بیرونی مناسب باشند، هنگامی که آب و هوا و مکان دعوت کننده باشند. مانند رفتن به پارک و بطورکلی تفریح و فعالیت های اجتماعی مانند تماشا کردن دیگران، صحبت کردن، جلب توجه کردن و… .

۸ Jan Gehl

لیناو همایشملیشهرسازی و معماری درگذر زمان

-۳ فعالیتهای اجتماعی (اشتراکی یا ناشیشده) در این زمینه تنها فعالیتهایی جای دارند که در فضاهایی با قابلیت دسترسی برای همه، امکان وقوع مییابند. این فعالیتها همچنین می توانند تحت اصطلاح فعالیتهای »ناشی شده« بیان شوند؛ زیرا در همه موارد زمانی ظاهر می شوند که به دو گروه دیگر فعالیتها پیوند یافته باشند. آنها در ارتباط با فعالیتهای ضروری و اختیاری است که وجود و توسعه مییابند. انجام این فعالیتها منوط به حضور افراد دیگر در فضاست؛ نظیر تماشا کردن، صحبت کردن، جلب توجه کردن، فعالیتهای نمایشی و… . ( Carmona, .(2007: 143-145

گهل معتقد است وقتی نواحی بیرونی کیفیت پایینی داشته باشند، فقط فعالیتهای ضروری در آنها رخ میدهند و در تضاد با آن محیطهای مطلوب قرار دارند که گستره وسیعی از فعالیتهای انسانی را امکانپذیر میسازند. طیف گسترده فعالیتهای اختیاری بخاطر مکان و شرایطی است که مردم را برای نشستن، خوردن، بازی کردن و بطورکلی توقف کردن، دعوت میکنند. در مورد فعالیت های اجتماعی میتوان گفت؛ بطور کلی بسته به تعداد دفعاتی که مردم اوقاتشان را در فضای بیرونی بسر میبرند، احتمال صحبت کردن و ملاقاتهای غیرمنتظره بیشتر میشود.

-۴ کیفیت فضا

صحبت از تأتیر کیفیت فضا بر میزان وقوع و تکرار فعالیتها به میان آمد. باید گفت برخی از ویژگیهای یک فضا نقش اساسی تر دارند که به آنها ویژگیهای اساسی یا کیفیت آن فضا گفته میشود.

»بطورکلی کیفیت چگونگی یک پدیده است که تأثیر عقلانی- عاطفی خاصی بر انسان میگذارد و منظور از آن اولاً خاصیتها و ویژگیهای اصلی یک چیز و ثانیاً کلیت و نظامی از جزء کیفیتهایی است که یک »چیز« را بوجود آوردهاند« (پاکزاد، ۷۰ :۱۳۸۶و.(۷۱

این کیفیتها که قابل ادراک هستند، بر اساس مدل ساخت مکان کانتر، میتوانند حاصل فرم یا عملکرد یا معنای آن عینیت باشند:

– کیفیتهای صوری یا ظاهری (فرمال)

– کیفیتهای عملکردی

– کیفیتهای معنایی

کیفیت فضا میتواند حاصل کلیت فضای مورد مطالعه، انواع اجزا یا نسبت انواع اجزا و تعداد اجزا و رابطه بین آنها باشد. همخوانی و همگونی یا بالعکس تضاد یا عدمهمخوانی میان آنها میتواند کیفیتهای متفاوتی ایجاد نماید (همان: .(۷۲

لیناو همایشملیشهرسازی و معماری درگذر زمان

۱-۴ احساس فضا

هر کیفیتی از فضا احساسی را در فرد نسبت به آن فضا ایجاد میکند؛ و این موضوع تأثیری جدای از تأثیر نیاز، بر انتخاب فضا و حضور در فضا یا ترک آن دارد. جان ماتلاک (۴۱۲ :۱۳۷۹) انواع مختلف احساس فضا و کیفیتهایی که این احساسها را ایجاد میکنند را اینچنین نام میبرد؛

رضایت : اگر عناصر متفاوت فضا به یکدیگر مرتبط باشند و چنانچه ویژگیهای آن، با کاربری مورد نظر و زمینه آن هم سازگار باشد، احساس رضایت به بیننده دست خواهد داد.

لذت : چنانچه فضایی نه تنها رضایتبخش باشد،بلکه برای بیننده پُرمعنی هم باشد، فضایی لذتبخش خواهد بود.

آرامش : آسایش فیزیکی و روانی، فرم نرم و روان، رنگهای سرد، نور و صدای ملایم، آشنایی و هماهنگی عوامل، ویژگیهایی فضایی هستند که میتوانند احساس آرامش را بوجود بیاورند.

سرخوردگی : اگر فضایی نتواند روابطی پرمعنا میان عنصر و عنصر، عنصر و زمینه، عنصر و استفاده کننده، فضا و وضعیت، مواد و کاربری، به وجود آورد، بیننده هر چه تلاش کند، نمیتواند اطلاعات جامعی کسب کند. در این صورت فضا موجب سرخوردگی او خواهد شد.

رسمیبودن : روابطی که دارای نظمی ساده و واضح هستند، احساس رسمی بودن را منتقل می سازند. وابستگی شدید به قوانین تقارن دوطرفه و اغراق درباره مقیاس میتوانند چنین احساسی را بیان کنند.

غیررسمی بودن : فضاهایی که دارای نظمی ناموزون هستند،یا نظمی پیچیده و کامل (مثلاً تعادلی پنهانی) دارند، احساس رهایی و غیررسمی بودن را بیان میکنند. این فضاها میتوانند بسیار هیجان انگیز نیز باشند.

وقار و سنگینی: روابط کاملاً هماهنگ، اگر با رنگهای تیره و اشباع نشده ترکیب شوند، احساس وقار را منتقل میسازند. این فضاها میتوانند درونگرا بوده، فرد را ترغیب به تأمل و تفکر نمایند.

۲-۴ رابطه حضور و مکث در فضا با کیفیت فضا

با مقایسه میان هرم نیازهای مازلو و دستهبندی فعالیتی یان گهل متوجه میشویم که فعالیتهای اجباری عمدتاً از نیازهای اولیه و ضروری انسانی نتیجه می شوند و بنابراین جاذب طیف گستردهتری از افراد خواهند بود؛ و هرچه به رأس هرم نزدیکتر میشویم، فعالیتهای انتخابی و در مرحله عالی تر از آن فعالیتهای اجتماعی بهوقوع خواهند پیوست که درجهت برآوردن نیازهای عالیتر انسانی مانند خودشکوفایی و زیبایی خواهند بود معمولاًدامنه وقوع آن ها در فضاهای عمومی ناموفق محدودتر میباشد. (شکل (۷

لیناو همایشملیشهرسازی و معماری درگذر زمان

شکل -۷ ارتباط نوع فعالیتها با میزان جذب و حضور مردم در فضا (نگارنده)

همانطوریکه گفته شد؛ فعالیتهای ضروری، تقریباً بدون ارتباط با کیفیت محیط فیزیکی انجام میشوند درحالی که فعالیتهای انتخابی بستگی به این درجه دارد که فضا چه چیزی برای ارائه به افراد دارد؛ و افراد برای پاسخ به کدام نیاز خود در آن حضور یافتهاند. هرچه فضا مطلوبتر باشد، فعالیتهای انتخابی بیشتری در آن صورت میپذیرد و طول مدت فعالیتهای ضروری نیز در آن افزایش مییابد. فعالیتهای اجتماعی که شامل بازی کودکان، احوالپرسی، گفتوشنود، انواع فعالیت های جمعی و دیدن و شنیدن افراد دیگر می شود، نتیجه کیفیت و مدت دوام انواع دیگر فعالیتها است، زیرا زمانی رخ میدهد که افراد دیگر را در شرایط خاص ملاقات میکنند. (شکل (۸ هنگامی که تمام انواع فعالیتها با ترکیب و تکمیل یکدیگر رخ دهند، فضاهای جمعی در شهرها و مناطق مسکونی معنیدار و جذاب میگردند.

شکل -۸ وابستگی دامنه و دوام فعالیت به کیفیت فضا (نگارنده)

به گفته گهل (۱۸۳-۱۷۳ :۱۹۸۷)، فعالیتهای اجتماعی، دستاورد »کیفیت« و »طول مدت وقوع« دو گونه فعالیت پیشین هستند. البته گهل، سه عامل تقویت نظارت اجتماعی، کاستن از سرعت حرکت سواره و همچنین توجه به شرایط اقلیمی در هر محل خاص را بعنوان پیش شرط، بمنظور افزایش احتمال حضور افراد در فضا توصیه میکند. گهل معتقد است فعالیت، در جایی رخ میدهد که پیشتر فعالیتی رخ داده باشد و معمولاً در جایی

لیناو همایشملیشهرسازی و معماری درگذر زمان

که فعالیتی جریان ندارد، فعالیت تازهای رخ نمیدهد. به اعتقاد وی، فعالیتهای اجتماعی و اختیاری در یک فضا هنگامی رخ میدهند که از همه لحاظ مطلوب باشد.

شکل -۹ شرط احتمال حضور و انجام فعالیت در فضا (نگارنده)

۱-۲-۴ ویژگیهای مکان مطلوب

همانطور که گفته شد؛ کیفیت فضای شهری نقش مهمی در جذب شهروندان و فعالیت آنها در مقصد مورد نظر دارد. در اینجا به بررسی ویژگیهای کیفی مکانهای مطلوب میپردازیم تا از این طریق بتوانیم ویژگیهای را برای مقصد شهری معرفی نماییم.

در بررسی مطلوبیت مکان ممکن است افراد مختلف به جنبه های مختلفی از کیفیت مکان توجه نمایند. برای برخی از افراد ممکن است جنبههای کارکردی یک مکان در تصویر ذهنی شانپُررنگتر باشد؛ در حالی که برای برخی دیگر ممکن است فعالیتها یا رفتارهایی که در آن مکان رخ میدهد برجستهتر شود.

کانتر تأکید میکند که در بررسی مکانها و برای فهمیدن اینکه مکانها چگونه در ارتباط با فعالیتها یا تجربههایی مشخص، تبدیل به مکانهایی خوب یا بد میشوند، میباید »هدف« یک مکان را شناخت (پاکزاد، .(۲۳۱ :۱۳۸۸ بهباور کانتر ما نمیتوانیم مکانی را کاملاً بشناسیم یا بیافرینیم مگر هنگامی که بدانیم:

-۱ انتظار چه »رفتاری« را در آن مکان داریم؛

» – ۲ویژگیهای فیزیکی« آن محیط باید چگونه باشد؛ و

» – ۳تصورات« یا ذهنیتی که مردم از آن »رفتار« در آن »محیط فیزیکی« دارند چگونه است (همان: .(۲۴۰

به باور سی. پامیر (۷۳-۶۹ :۲۰۰۴) طراحی یک مکان باید ظرفیت فضا را برای جذب و مطابقت تنوع فعالیتها افزایش بخشد. وی عواملی نظیر؛ ارتباط با خیابان، نشیمنگاه مناسب، راحتی، سازگاری و لذت، کیفیت بالا در عین سادگی را در جهت مطلوبیت مکان شهری برمیشمارد.

دیویس (۱۴ :۱۳۸۴) مکان باکیفیت را مکانی میداند که پاسخهای متمایزی را تشویق و تقویت نماید. وی موارد زیر را نیز در ساخت مکان مطلوب ملاک قرار میدهد؛