با ارتقای نقش بیبدیل تکنولوژی در افزایش سود و جایگاه بنگاهها، نیاز حیاتی به تدوین استراتژی تکنولوژی در کنار

دیگر استراتژیهای بخشی بنگاه احساس میشود. از اینرو، پژوهشات متعددی پیرامون چگونگی تدوین استراتژی تکنولوژی در راستای افزایش اثربخشی استراتژی بنگاه و شفافیت در برنامههای عملیاتی مرتبط با تکنولوژی انجام شده است. با تعمیق بر این

مطالعات، میتوان تدوین استراتژی بنگاه را در دو دیدگاه موقعیتیابی و دیدگاه منبعمحور دستهبندی نمود. دیدگاه منبعمحور با درک درست از تکنولوژی -به عنوان یک منبع حیاتی- توانسته به غنای محتوایی روشهای تدوین استراتژیهای تکنولوژی بنگاه بیافزاید اما با ورود به عصر اقتصاد دانشبنیان ، در این دیدگاه از مفهوم توانمندیهای پویا غفلت شده است. لذا این پژوهش درصدد است پس از بحث بر چرایی استفاده از استراتژیهای منبعمحور و مفهوم توانمندی پویا، ملزومات و ملاحظات نوینی را

در تدوین استراتژی تکنولوژی در بستر دیدگاه منبعمحور برگرفته از تئوری توانمندی های پویا ارائه نماید.

واژگان کلیدی

استراتژی تکنولوژی؛ دیدگاه منبعمحور؛ توانمندی پویا

×

.۱ مقدمه
نقش برجسته تکنولوژی در تولید محصولات مبتنی بر نیاز مشتریان، چالشی چند دههای میان میان تکنولوژیستها و مدیران سازمانها ایجاد نمود. تکنولوژیستها با تاکید بر اهمیت تکنولوژی خواهان مدیریتی جامع و بلندنظرانه بر این دارایی استراتژیک

سازمان بودهاند؛ و در سویی دیگر مدیران با یادآوری تکنولوژی به عنوان یک منبع( هر چند حیاتی) مدیریتی متناسب همسان دیگر

منابع را کافی میدانستهاند. هر چند در ظاهر این چالش برآمده از سطح مدیریت بر تکنولوژی تصور میشد، اما به واقع ریشههای
این اختلاف در درک جایگاه استراتژیک تکنولوژی در بنگاه مستتر بوده است. با گذشت زمان اجماعی بر درک اخیر میان

تکنولوژیستها و مدیران سازمانها شکل گرفت که ارتقای مفهوم مدیریت پژوهش و توسعه به مدیریت جامع استراتژیک

تکنولوژی دلیلی متقن بر این ادعاست.

مدیریت جامع استراتژیک تکنولوژی در گام آغازین خود نیازمند دسترسی به فرآیندی کاربردی جهت تدوین استراتژی تکنولوژی
بنگاه است. بدین منظور تلاشهای درخور توجهی توسط پژوهشگرانی چون پورتر، چیهزا، و… انجام شده است. با نگریستن از

منظر مکتب برنامهریزی استراتژیک این پژوهشات در دو دسته موقعیتیابی و منبعمحور تقسیمبندی شدهاند. رویکرد موقعیتیابی با تاکید بر تحلیل بازار در راستای ارتقای جایگاه بنگاه در محیط گام برداشته و اصل را در »رقابت۳« میداند؛ میتوان گفت رویکرد موقعیتیابی تحلیل ایستایی از محیط انجام میدهد در حالیکه رویکرد منبعمحور با اعتقاد به تغییر سریعتر نیازهای بازار نسبت به قابلیتهای بنگاه بر ارتقای قابلیتها تاکید داشته و اصل را در »توانمندیهای سازمانی۴« میداند. بدین ترتیب با توجه به تغییر مداوم محیط کاربرد رویکرد منبعمحور در تدوین استراتژی تکنولوژی ارجح است.

هرچند رویکرد منبعمحور به درستی سوی توجه خود را معطوف به درون بنگاه و به تبع آن تحلیل، بازسازی و تکمیل قابلیتها

معطوف کرده است، اما همچنان درک کاملی نسبت به اهمیت محیط پیرامونی ندارد؛ این کاستی ادراکی ریشه در پیشفرضهای نظری این رویکرد دارد. پژوهشگران در این فضا اذعان میکنند رویکرد نوین توانمندیهای پویا میتواند در جهت پاسخدهی به نقصانهای رویکرد منبعمحور موثر باشد. در واقع رویکرد توانمندی پویا با »یکپارچگی، تولید و شکلدهی مجدد قابلیتهای

درونی و بیرونی« بنگاه امکان تدوین استراتژی تکنولوژی در بستر رویکرد منبعمحور را در تعامل نزدیک با محیط متغیر ممکن

میسازد.
.۲ چرا استراتژی تکنولوژی

بنگاهها با فعالیت در محیط متغیر با تغییر مداوم تکنولوژیها و همچنین نیازهای مشتریانی مواجه هستند که محصولات نوین را طلب میکنند. این تغییرات مداوم بنگاهها را به تغییرات پیوسته محصول و به تبع آن نوآوری مستمر واداشته است؛ نوآوریای که باید با کسب دانش و تکنولوژی همراه باشد(آنتونیو و آنسوف، .(۲۰۰۴ بدین ترتیب در چند دهه اخیر تکنولوژی به عنوان منبع

Competition Organizational Capabilities

۳

۴

کلیدی رقابت بنگاهها تعریف شده است(خلیل،.(۲۰۰۰ با پذیرش نقش تکنولوژی در بقای بنگاه در بازار و حضور در رقابت با
رقبا، چالشی میان تکنولوژیستها و مدیران پیرامون سطح مدیریت این منبع کلیدی ایجاد نمود. در یک دوره تقریبا ۵۰ ساله

مدیریت تکنولوژی، از مدیریت پژوهش و توسعه در یک واحد تبدیل به مدیریت جامع استراتژیک تکنولوژی شد و در کنار دیگر حوزههای اصلی مدیریت سازمانی جای گرفت(ستیندامار و دیگران، .(۲۰۱۰ باید توجه داشت نگاه استراتژیک به مدیریت

تکنولوژی ورای اندازه سازمانهاست؛ زیرا چه بنگاههای کوچک به واسطه استفاده از تکنولوژی و توسعه محدود نوآوری

تکنولوژی و چه بنگاههای بزرگ در اثر نقش پررنگ تکنولوژی در موفقیت و یا شکست آتی آنها نیازمند نگاه استراتژیک به تکنولوژی هستند(آنتونیو و آنسوف، .(۲۰۰۴

نگاه استراتژیک به تکنولوژی اهمیت برقراری ارتباط میان استراتژی بنگاه و استراتژی تکنولوژی را گوشزد میکند. به بیان دیگر، با پذیرش تکنولوژی به عنوان یک منبع حیاتی برای دستیابی به مزیت رقابتی پایدار، توانایی بنگاهها در تعبیه تکنولوژی در استراتژی
بنگاه شکست و یا موفقیت آتی آنها را رقم خواهد زد(هکس و مجلوف،.(۱۹۹۶ استراتژی تکنولوژی موجب بقای بنیان استراتژی
کسب و کار و همچنین مزیت رقابتی میشود(سالمان،.(۲۰۱۰ استراتژی تکنولوژی پاسخ میدهد، کدامین تکنولوژیها، قابلیتها و توانمندیها برای کسب و حفظ مزیت رقاتبی نیاز است، کدامین تکنولوژیها باید استفاده شود، چه میزان سرمایهگذاری باید بر توسعه تکنولوژی مصرف شود، کدام تکنولوژیها باید خریداری شود، چگونه تکنولوژیهای مستتر در محصول به بازار معرفی شود و چگونه توسعه تکنولوژی و مدیریت تکنولوژی سازمان یابند(برگلمان و دیگران،.(۲۰۰۱

داگسون و دیگران((۲۰۰۸ استراتژی تکنولوژی را شامل تعریف، توسعه و استفاده از قابلیت های تکنولوژیک می داند که مزیت رقابتی شرکت را تضمین میکند. هکس و مجلوف((۱۹۹۶ با تبیین استراتژی تکنولوژی به عنوان استراتژی کارکردی در بنگاه، شناسایی واحدهای استراتژیک تکنولوژی و تدوین استراتژی مناسب در جهت توسعه مزیت رقابتی را استراتژی تکنولوژی بنگاه نامیدهاند. در تعاریف استراتژی تکنولوژی تلاش شده است این مفهوم در ذیل استراتژی کسب و کار و به عنوان یکی از

استراتژیهای کارکردی بنگاه، شکلدهنده به قابلیت، توانمندی و به تبع آن مزیت رقابتی بنگاه، جهتدهنده به انتخابهای
استراتژیک بنگاه و عامل همگرایی مدیریت بر تکنولوژی در تمامی سطوح بنگاه معرفی شود. از این حیث استراتژی بنگاه دارای دو هدف است. از یک سو استراتژی کلان بنگاه را به دستورالعملهای جامع بلند مدت سرمایهگذاری برای بخشهایی که فعال در توسعه تکنولوژی، توسعه محصول و فرآیند و همچنین توسعه دانش فنی جهت استفاده در محصول و فرآیندهای سازمان هستند،

ترجمه میکند. و از سوی دیگر، شامل توسعه تکنولوژی مبتنی بر فرصتها و گزینههایی است که سازمان را در توسعههای آتی راهنمایی میکند؛ از قبیل پشتیبانی از توانمندیهایی که سازمان بتواند آینده خود را شکل دهد(دی میر،.(۲۰۰۶

دو گروه از عوامل بر استراتژی تکنولوژی سازمان تاثیر میگذارند: درونی و بیرونی. پیشرفت تکنولوژیک، چرخه عمر تکنولوژیک، چرخه عمر محصول و پویاییهای رقابتی عوامل بیرونی هستند؛ و نقش رهبری بنگاه و قدرت آن در برابر رقبا عواملی درونی
هستند(آنتونیو و آنسوف، .(۲۰۰۴ این عوامل نیروهایی را به سازمان وارد میکنند که نتیجه تعامل بستر سازمانی و صنعت، اقدامات

استراتژیک و ارزشیابی تکنولوژی هستند(سالمان،.(۲۰۱۰ میتوان گفت مدیریت کلان بنگاه با ارزیابی عوامل درونی و بیرونی
استراتژی تکنولوژی را از طریق اقدامات زیر ممکن میسازد:

• پیشبینی نوسانات تکنولوژیک آینده
• تشخیص تهاجمی بودن تکنولوژی حاضر بنگاه

• تعیین شکاف تکنولوژی آینده بنگاه

• طراحی اقدامات و اولویتهای توسعه تکنولوژی آینده