مقدمه:

مراد از منابع فقهی حقوق بینالملل جاهایی است که قواعد آنبدواً در آنجا یافت میشود پارهای از حقوقدانان مسلمان که پیرامون حقوق بینالملل اسلامی قلم زدهاند، در بحثمنابع، منحصراً منابع چهارگانه کتاب، سنت، اجماع و عقل را به عنوان منابع حقوق اسلامی مطرح کرده و به این نکته توجه نفرمودهاند که با وضعیت حاضر جامعه جهانی و با تنوع موجود فرهنگی و مذهبی، چگونه میتوان قرآن و سنت را تنها منبع حقوق بین الملل دانست که همه کشورها قواعد مربوط به روابط بینالمللی را از درون آن استخراج کنند. در این جهت حتی بین تمامی کشورهای مسلمان نیز تنها قرآن و سنت پیامبر( ص) را میتوان منبع مشترک دانست که همگان به آن پایبند هستند. باری میتوان گفت حقوق بینالملل را پایه ریزی میکنند که دارای منابع چهارگانه فقه شیعی است؛ یعنی مسائل مختلف حقوق بینالملل را به آنها عرضه و حکم لازم را استخراج میکنندمثلاً برای اینکه دیدگاه اسلامی را درباره حقوق بشر، یا حقوق بشردوستانه و یا مداخله بشردوستانه به دست آورند ناگزیرند به منابع فقه اسلامی مراجعه کنند.

بنابراین در بحث منابع ضروری است، منابع حقوق بینالملل را با استفاده از منابع فقه اسلامی مورد بررسی و ارزیابی قرار داده و روشن سازیم آیا میتوان آنها را بعنوان منابع حقوق بینالملل از دیدگاه اسلامی شناخت؟

منابع فقهی حقوق بین الملل:

منابع حقوق بینالملل در ماده ۳۸ اساسنامه دیوان دادگستری بینالمللی امضأ شده است که معاهدات و عرف بینالمللی از مهمترین آنها به شمار میروند. در نظام حقوقی اسلام، از آن جا که قانونگذار واقعی خداوند متعال است که به همه ی ابعاد وجودی انسان و سیر کمالی او و رابطه ی انسان با جهان علم کامل دارد ، طبعا قواعد حقوقی این نظام ، قواعدی مبتنی بر واقعیت است و نتیجه ی این واقع نگری ، چند بعدی و جامع بودن است ، یعنی در عین آن که نظام حقوقی اسلام ، به تنظیم روابط حقوقی مردم پرداخته از سایر ابعاد فردی و روحانی نیز غفلت نورزیده و قوانین حقوقی را با نظری جامع نسبت به تمام ابعاد وجودی انسان وضع کرده است. حقوقدانان مسلمان نیز با وجود اینکه درباره منابع حقوق در اسلام و تعداد آنها اختلاف نظرهایی داشته و دارند، هر یک منابعی را برای حقوق در اسلام یادآور شده که مشهورترین و مهمترین آنها کتاب خدا و سنت پیامبر( ص) است. بعضی از آنان تا بیست منبع برای حقوق در اسلام ذکر کرده اند. بیشتر اهل سنت این منابع را چهار چیز میدانند: کتاب، سنت پیامبر(ص)، اجماع، قیاس، ولی گروهی قیاسرا مطلقاً مردود دانستهاند. فقهای امامیه نیز منابع حقوق را چهار چیز ذکر کردهاند: کتاب، سنت، اجماع، عقل و برخی از فقهای اهل سنت استحسان و مصالح مرسله را نیز در شمار منابع فقه آوردهاند.

بدون تردید معاهدات و مواثیق بینالمللی یکی از منابع حقوق بین الملل است کهقطعاً مورد تأیید منابع اسلامی نیز قرار دارد و دولت اسلامی میتواند در روابط خود با دولتهای غیراسلامی به این منبع اعتماد ورزد. معاهدات بینالمللی همواره مورد توجه کشورها بوده و از زمانهای پیشین، روابط متقابل کشورها به وسیله تعهدات قراردادی کهعموماً معاهده نام داشتند برقرار شده است. حقوق بینالملل نوین نیروی الزامآور معاهدات را همانند آنچه که برای قراردادهای خصوصی تحت حقوق داخلی مقرر است به رسمیت میشناسد.

انعقاد معاهده در عرب جاهلی قبل از اسلام نیز شناخته شده بود. قبایل عرب پیمانهای مختلف اتحاد و قرارداد کمک متقابل (مانده) و یا صلح و عدم تجاوز (موادعه) منعقد میکردند. ظهور اسلام با ارائه مذهب جهانی

همایش ملی حقوق نیب الملل رد آهنیی علوم روز

و طرح اخوت و برادری انسانی به جای پیوستگی محدود قبیلهای موجب گسترده شدن دامنه انعقاد معاهدات شد. الزامآور بودن معاهدات و قداست آن در بسیاری از آیات قرآن کریم مورد تأکید قرار گرفته است:
به عهدی که با خدا بستید وفا کنید و هرگز سوگند و پیمان را که موکد و استوار کردید مشکنید. »اوفوا بالعهد اذا عاهدتم و لا تنقضوا الایمان بعد توکیدها).«نحل ( ۹۱ / اگر ]تازه مسلمانانی که هنوز موفق به کوچیدن از دیار شرک نشده اند[ از شما در امر دین یاری بطلبند بر شماست که آنان را یاری دهید مگر (آنکه این یاری اقدامی باشد) علیه گروهی که بین شما و آنان پیمانی استوار گشته است. …» و ان استنصروکم فیالدین فعلیکمالنصر الا علی قوم بینکم و بینهم میثاق…« (انفال ( ۷۳ /

مگر آن گروهی از مشرکان که با آنان عهد کردید و عهد شما را نشکستند و هیچ یک از دشمنان شما را یاری نکردند، پس با آنان عهد را تا مدتی که مقرر داشته اید نگاه دارید که خدا متقیان را دوست دارد. »الا الذین عاهدتم منالمشرکین ثم لم ینقصوکمشیئاً و لم یظاهروا علیکماحداً فاتموا الیهم عهدهم الی مدتهم اناالله یحب المتقین« (توبه ( ۴ /

پیامبر اکرم(ص) خود معاهدات متعددی منعقد کرد. اولین آنها معاهدهای بود که در شهر مدینه در اولین روزهای هجرت پیامبر(ص) از مکه به آن شهر منعقد شد. سند مزبور حاوی یک میثاق بین قبایل مختلف مسلمان که مهاجرین مکه نامیده می شدند با پیروان آن حضرت در مدینه ( انصار) از یک طرف و قبایل یهودی از طرف دیگر است و در آن اتحاد امت براساس برادری اسلامی وضع گردیده و بر آزادی مذهب، مدارا و همکاری، آزادی شخصی، حمایت از مالکیت خصوصی، منع جنایت و اصول اساسی مانند آن تأکید شده است. معاهده مهم دیگری که توسط حضرت منعقد شد، معاهده صلح حدیبیه بود که بین پیامبر و قبیله قریش در مکه در سال ۶۲۸ میلادی انعقاد یافت. این معاهده شامل پیمان عدم تجاوز بین مسلمانان مدینه و مشرکین مکه است و سابقه معتبری برای صحت انعقاد معاهدات با غیرمسلمانان محسوب میشود. مرحوم علامه طباطبائی در ارزش و اعتبار فوقالعاده معاهدات بینالمللی از نظر اسلام چنین آوردهاند((۲

» خداوند سبحان به وفای به پیمانها و قراردادها امر فرموده است و در آیات بسیاری از قرآن کریم پیمان شکنی را به شدت مورد نکوهش قرار داده است. میفرماید: ای اهل ایمان به پیمانها وفا کنید. و نیز فرموده است به پیمان وفا کنید که هر آینه درباره پیمان مورد بازخواست واقع خواهید شد و آیات دیگر. اسلام اجازه نقض عهد و پیمان را نداده است مگر آنکه عدالت آن را اقتضا نماید و آن در جایی است که طرف دیگر قرارداد آن را از روی طغیان نقض کرده باشد با آنکه اطمینان به عدم نقض آن از سوی دشمن از بین رفته باشد که در این صورت نیز قرارداد به خاطر بیاعتبار شدنش ملغی میگردد… خداوند متعال فرموده است: ای پیامبر هنگامی که خوف آن داری که دشمن پیمانت را نقض کند، پیمان را به سوی او پرتاب کن چه آنکه خداوند خیانتکاران را دوست ندارد. بنابراین تنها هنگام خوف خیانت اجازه نقض پیمان را داده است ولی راضی نشده که بدون اعلام به آنان پیمان نقض شود… . ولی در اسلام هرگز نقض ابتدایی عهد و پیمان بدون آنکه دشمن آن را نقض کرده باشد مجاز نیست… خداوند فرموده است: »تا هنگامی که دشمنان بر پیمان خود پایدارند شما نیز بر پیمان استوار بمانید…« حتی اگر وفای به این عهد باعث شود که مسلمانان پارهای از منافع خود را از دست بدهند و پارهای از زیانها متوجه آنان شود و بتوانند. ]در نتیجه نقض عهد[ منافع خود را حفظ کنند.« به طور کلی معاهدات به موجب فقه اسلامی انواع متفاوتی دارند. معاهداتی که با اهل کتاب (ذمی ها) منعقد می شود دارای ماهیت دائمی است. اما معاهداتی که با اتباع دشمن به صورت موقت منعقد میگردد، از آنجا که این نوع قراردادها به موجب حقوق بین الملل مابین موضوعات حقوق بینالملل منعقد نمیشود، معاهده نامیده نمیشوند. معاهدات صلح (موادعه) یا معاهدات ترک مخاصمه (مهادنه) از نوع معاهداتیاند که براساس مصلحت و ضرورت منعقد میگردند.

همایش ملی حقوق نیب الملل رد آهنیی علوم روز

فقه و صلاحیتها ” Surisdiction”یا””Competence یکی از مباحث مهم حقوق بین الملل کیفری، مسئله صلاحیتهاست که گاه زیر عنوان«قلمرو نصوص جزا در زمان« مورد بحث قرار میگیرد. بطور کلی چهار نوع صلاحیت مطرح است: