بسم الله الرحمن الرحيم
آب زنيد راه را هين كه نگار مي رسد
مژده دهيد باغ را بوي بهار مي رسد
چاك شدست آسمان، غلغله ايست در جهان

عنبر و مشك مي رود، سنجق يار مي رسد
رونق باغ مي رسد، چشم و چراغ مي رسد
غم به كناره مي رود، مه به كنار مي رسد
تير روانه مي رود، سوي نشانه مي رود

ما چه نشسته ايم پس؟ شه ز شكار مي رسد
باغ سلام مي كند سرو قيام مي كند
سبزه پياده مي رود، غنچه سوار مي رسد
خلوتيان آسمان تا چه شراب مي خورند

روح خراب و مست شد عقل خمار مي رسد
چون برسي به كوي ما، خاموشي است خوي ما
زانكه ز گفت و گوي ما گرد و غبار مي رسد۱
طرح و مقدمه تحقيق

بنا بر گرايش ها و اعتقادهاي موجود ميان تمام انسان ها در اديان مختلف مي توان با وجود تفاوت ها و اختلافهاي ميان آنها به نكته اي توجه كرد كه نشان دهندة يك باور در ميان آنها است. نكته اي كه باعث شد كه دين هايي مثل اسلام. مسيح، يهود… هر كدام به گونه اي باهم پيوند داشته باشند.

اعتقاد به ظهور يك منجي و نجات دهنده و اجر اكننده عدل و عدالت در جهان، خود پيوندي ميان اين اديان مي باشد و اين موضوع باعث شد تا من از اين نكته استفاده كرده و تحقيق خود را در مورد اين موضوع بنويسم كه نه تنها باعث شناخت من نسبت به دين هاي ديگر شده بلكه مرا بر اين باور داشته كه تمام اديان با هر تفاوت و اختلاف در پايان به نكته اي خواهند رسيد كه اعتقاد و باور همه مي باشد. همين موضوع باعث مي شود كه ما مسلمانان با داشتن آخرين و كاملترين دين هيچ ديني را رد نكنيم زيرا هر ديني در زمان خود كاملترين بوده و با گذشت زمان كاملتر شد تا به اسلام كه كاملترين دين و آخرين مي باشد رسيده، چه بسا كه با آمدن موعود ما يعني حضرت مهدي (عج) دين اسلام كامل و جامع تر شود.

حال با عنايت به مقدماتي كه گذشت سئوال كلي و جامع بحث اين است كه:
( جايگاه و ضرورت بحث“ منجي موعود” در اديان مهم و مطرح بشري چيست؟)
اين سئوال با پيش فرض اعتقاد اديان بشري به ظهور منجي موعودي در آخرالزمان طرح شده است و لذا اميد مي رود در اين نوشتار كوتاه، با مروري بر ديدگاه اديان بزرگ همچون يهوديت، مسيحيت و اسلام، كاوشي در شأن موضوع داشته باشيم.
همچنين نوع موضوع انتخابي با توجه به وسعت حيطه زماني و مكاني آن و عموميت موضوع هر گونه توضيحي در رابطه با محدوديتهاي زماني و مكاني در بحث را منتفي مي سازد.

پيشينه تاريخي
از سپيده دم تاريخ مالامال از ويرانگري و قهر و خشونت بشري همواره انديشه اي اميد بخش و تحرك آفرين در قالب اعتقاد به ظهور يك “ منجي موعود” و غلبة نهائي عدل و داد بر بيداد و ستم و استقرار صلح و نيكبختي و آباداني بر گستره زمين در صدر باورهاي ديني و ملي اقوام و ملل گوناگون جلوه گر بوده و غالباً الهام بخش بسياري از جنبش هاي عدالتخواهانه مردمي عليه نظامهاي اهريمني حاكم بر جوامع بشري بوده است.

تجلي اين “ منجي موعود” را مي توان بروشني در سوشيانس زرتشتيان، كاكلي برهمنان۲، بوداي پنجم بودائيان۱ ، مسيح يهوديان، نارقليط عيسويان و مهدي (عج) مسلمانان اشاره كرد. از سوئي با توجه به قدمت و ريشه دار بودن اين باور در قلب و انديشه مردم، تاريخ كراراً شاهد خيزش هاي خونبار و عميقي از سوي برخي تشنگان جاه و قدرت تحت نام ن منجي موعود” با سوء استفاده از احساسات پاك و بي آلايش اقوام دين باور بوده است.
ما در اين نوشتار بر آنيم با سود جست از منابع معتبر موجود، اعتقاد به “ منجي موعود آخرالزمان” را در سه دين بزرگ آسماني، يهود، مسيحيت و اسلام مورد كند و كاو قرار دهيم.

تعريف واژه ها
۱- اديان بشري: دين ها و مكاتب مهم هستند كه در هر زمان برنامه زندگي انسان ها با توجه به شرايط مقتضي زماني و مكاني از طرف خداوند متعال و به وسيلة پيامبران الهي به انسان هاي هر عصر ارائه مي دهند. اديان مهم و مطرح جامعه بشري عبارتند از: دين يهود، دين مسيح، و دين مقدس اسلام
۲ـ منجي موعود: آن فردي است كه بعد از احاطة ظلم و فساد و بي عدالتي بر گسترة گيتي از طرف خالق بي همتا با هدف دادخواهي و پاكسازي جهان از هر گونه پليدي ظهور خواهد كرد و حضور و ظهور وي در جهان در اديان الهي با مشتركات فراواني وعده داده شده است.

يهود و منجي موعود
تورات، كتاب مقدس يهوديان در بخشي از مندرجات خود صراحتاً علت عدم نزول رحمت الهي و نجات آدميان از شور بختي را غوطه وري در منجلاب فساد و گناه دانسته و شرط تحقق عدالت خداوندي را گرايش آنان به انصاف و رعايت اصول انساني معرفي مي كند: ۱
۱ـ هان دست خداوند كوتاه نيست تا نرهاند و گوش او سنگين نيست تا نشنود.

۲ـ ليكن خطاهاي شما درميان شما و خداي شما حايل شده و گناهان شما روي او را از شما پوشانيده است تا نشنود.
۳ـ زيرا كه دست هاي شما به خون و انگشت هاي شما به شرارت آلوده است، لب هاي شما به دروغ تكلم مي نمايد و زبانهاي شما به شرارت سخن مي گويد.
۴ـ احدي به عدالت دعوت نمي كند و هيچ كس براستي داوري نمي نمايد.

۵ـ به بطالت توكل دارند و به دروغ تكلم مي نمايند، به ظلم حامله شده شرارت را مي زايند.
۶ـ پاهاي ايشان براي بدي دوان و به جهت ريختن خون بيگناهان شتابان است افكار ايشان افكار شرارت است و راه هاي ايشان ويراني و خرابي است.
۷ـ بنابراين انصاف از ما دور شده است و عدالت به ما نمي رسد. انتظار نور مي كشيم و اينك ظلمت است و منتظر روشنائي هستيم اما در تاريكي غليظ راه مي پيماييم.

(در بخشي ديگر از تورات خداوند قريب الوقوع بودن تحقق عدالت خويش را بشارت داده و مؤمنان را به اجراي عدالت فرا مي خواند:۱ )
“۱ـ و خداوند چنين مي گويد انصاف را نگاه داشته عدالت را جاري نمائيد زيرا كه آمدن نجات من و منكشف شدن عدالت من نزديك است.”
تورات به دنبال وعده تحقق الهي، صالحان و حليمان را وارثان حقيقي زمين معرفي كرده و آنان را به انقطاع نسل شروران مژده مي دهد:۲
۸ـ اما حليمان وارث زمين خواهند شد و از فراواني سلامتي متلذذ خواهند شد.

۹ـ زيرا شريران هلاك مي شوند. بلي مثل دود فاني خواهند شد.
۱۰ـ و اما نسل شرير منقطع خواهند شد.
۱۱ـ“ صالحان وارث زمين خواهند بود.”

البته تحقق اين وعده بدست “ منجي موعود” حضرت مسيح صورت خواهد پذيرفت:۱
“۱ـ برخيز و درخشان شو زيرا نور تو آمده و جلال خداوند بر تو طالع گرديده است.
۲ـ زيرا اينك تاريكي جهان را و ظلمت غليظ طوايف را خواهد پوشانيد اما خداوند بر تو طلوع خواهد كرد و جلال وي بر تو ظاهر خواهد شد.
۳ـ و امت ها به سوي نور تو و پادشاهان به سوي درخشندگي طلوع تو خواهند آمد.
۴ـ چشمان خود را به اطراف خويش برافراز كه جميع آنها جمع شده نزد تو مي آيند.”

به دنبال ظهور “ موعود” تورات و نابودي اشرار و استقرار عدالت، هر گونه تضاد و تخاصمي از ميان برخواهد خاست و نهال صلح و آشتي خواهد باليد۱ :
۱ـ مسكينان را به عدالت داوري خواهد كرد و به جهت مظلومان زمين براستي حكم خواهد نمود و جهان را به عصاي دهان خويش زده، شرير را به نفحة لبهاي خود خواهد كشت.

۲ـ و كمربند كمرش عدالت خواهد بود و كمربند ميانش امانت.
۳ـ و گرگ با بره سكونت خواهد داشت و پلنگ با بزغاله خواهد خوابيد و گوساله و شير و گوسفند باهم.
۴ـ و طفل كوچك، آنها را خواهند راند.

۵ـ و گاو با خرس خواهد چريد و بچه هاي آنها باهم خواهند خوابيد و شير مثل گاو كاه خواهد خورد.
۶ـ و طفل شيرخواره بر سوراخ مار بازي خواهد كرد و طفل از شير بازداشته شده، دست خود را بر خانة افعي خواهد گذاشت.
۷ـ و در تمامي كوه مقدس من ضرر و فسادي نخواهند كرد زيرا كه جهان از معرفت خداوند پر خواهد شد مثل آبهايي كه دريا را مي پوشاند.
و آدميان كه روزگاري بس دراز جز بذر قهر و نبرد و خشونت هيچ نمي افشاندند سلاح بر زمين نهاده به آباداني و سازندگي ميل خواهند كرد۱ :
…. و ايشان شمشيرهاي خود را براي گاو آهن و نيزه هاي خويش را براي اره ها خواهند شكست و امتي بر امتي شمشير نخواهند كشيد و بار ديگر جنگ را نخواهند آموخت.

تورات در مضامين فوق ضمن پيش گوئي صريح ظهور “ منجي موعود” از بين رفتن شرور، حاكميت صالحان بر زمين و محو نهائي هر گونه خصومتي از ميان موجودات به نكته اي قابل تأمل اشاره دارد و آن دعوت خلايق به رعايت عدل و انصاف پيش از آمدن نجات خداوندي و كشف عدالت در زمين است. اين نكته به طرز فكر آناني كه شرط تعجيل در ظهور نجات دهنده جهان بشري را نابودي كامل ارزشهاي معنوي و در بر گرفتن مطلق فساد و تباهي در جوامع بشري مي دانند خط نابودي مي كشد.
مسيحيت و منجي موعود

انجيل مقدس ضمن پيش بيني قيام منجيان دروغين در آخر الزمان صراحتاً رواج فساد و گناه و وقوع جنگهاي پي در پي و حوادث ويرانگر طبيعي را از مقدمات علائم ظهور “ موعود منجي” مي داند۱ :
“۱ـ…. و( عيسي) چون به كوه زيتون نشسته بود و شاگردانش در خلوت نزد وي آمده گفتند به ما بگو كه اين امور كي واقع مي شود و نشان آمدن تو و انقضاي عالم چيست.

۲ـ عيسي در جواب ايشان گفت زنهار كسي شما را گمراه نكند.
۳ـ از آن رو كه بسا به نام من آمده خواهند گفت كه من مسيح هستم و بسياري را گمراه خواهند كرد.
۴ـ و جنگها و اخبار جنگها را خواهيد شنيد. زنهار مضطرب نشويد زيرا كه وقوع اين همه لازمست ليكن انتهاء هنوز نيست.
۵ـ زيرا قومي با قومي و مملكتي با مملكتي مقاومت خواهند نمود و قحطي و وباها و زلزله ها در جايها پديد آيد.
۶ـ اما همه اينها آغاز دردهاي زايمان است.

۷ـ آنگاه شما را به مصيبت سپرده خواهند كشت و جميع امتها به جهت اسم من از شما نفرت كنند.
۸ـ و در آن زمان بسياري لغزش خورده يكديگر را تسليم كنند و از يكديگر نفرت گيرند.
۹ـ و بسا انبياء دروغين ظاهر شده بسياري را گمراه كنند.
۱۰ـ و به جهت افزوني گناه محبت بسياري سرد خواهد شد.
۱۱ـ ليكن هر كه تا به انتها صبر كند نجات يابد.

۱۲ـ و به اين بشارت ملكوت در تمام عالم موعظه خواهد شد تا بر جمع امتها شهادتي شود آنگاه انتهاء خواهد رسيد.”
و به دنبال مصيبات كوبنده، شيرازة افلاك از هم خواهد گسست و “ موعود منجي” در اوج شكوه و قدرت تجلي خواهد نمود۱ :
“۱ـ و فوراً بعد از مصيبت آن ايام ، آفتاب تاريك گردد و ماه نور خود را ندهد و ستارگان از آسمان فرو ريزد و قوتهاي افلاك متزلزل خواهد گرديد.
۲ـ آنگاه علامت پسر انسان در آسمان پديد آيد و در آن وقت جميع طوايف زمين سينه زني كنند و پسر انسان را ببينند كه بر ابرهاي آسمان با قوت و جلال عظيم مي آيد.

۳ـ اما از آن روز و ساعت هيچكس اطلاع ندارد حتي ملائكه آسمان جز پدر من و بس.”
با توجه به آيات آمده، انجيل برخلاف تورات كه صرفاً علائم ظهور را در قلمرو اجتماع و روابط انساني به تصوير مي كشد علاوه بر طرح موضوع جديد ظهور منجيان دروغين تحت نام عيسي مسيح، پا را از عرصه حيات اجتماعي فراتر نهاده و سخن از وقوع بلاياي طبيعي و گسيختگي شيرازة هستي همچون زوال فروغ مهر و ماه و ريزش ستارگان از آسمان پيش از تجلي “ منجي موعود” يا پسر انسان مي راند.
به عبارت ديگر در آخرالزمان قبل از قيام قائم نوعي هم داستاني ميان حوادث زميني و آسماني صورت مي پذيرد.
منجي موعود در اسلام

در تاريخ انديشة مسلمين همواره عقيده به موعود آخرالزمان از جايگاه ويژه اي برخوردار بوده و از اركان عمده اين دين بزرگ آسماني به شمار مي رود.
به طور كلي اين باور قدسي در مذهب اسلام از دو منظر قابل بررسي است.
۱ـ آيات قرآن كريم ۲ـ احاديث و روايات منقول از معصومين(ع)
يك ـ موعود از ديدگاه قرآن

قرآن مجيد بدون آنكه صراحتاً نامي از “ موعود منجي” به ميان آورد در آيات متعددي غلبه نهائي دين اسلام بر ديگر اديان و حاكميت و اقتدار مطلق بندگان صالح خدا را بر زمين پيش بيني مي كند۱ :

“ ما در زبور بعد از ذكر « تورات» نوشتيم كه بندگان صالح من وارث زمين خواهند شد”
در كتب تفاسير، ذيل همين آيه از امام باقر(ع) چنين نقل شده است۱ :
“ هم اصحاب المهدي في آخر الزمان

يعني بندگان صالحي را كه خداوند در اين آيه بعنوان وارثان زمين ياد مي كند ياران مهدي(عج) در آخرالزمان هستند.”
آيه شريفه فوق دقيقاً مويد همان مضامين تورات است كه ذكر آن آمد يعني:
۱ـ …. و اما نسل شرير منقطع خواهد شد.
۲ـ و صالحان وارث زمين خواهند بود.

مفسران بزرگ قرآن، آيات ذيل را نيز از مصاديق روشن قيام نهايي امام مهدي(عج) در آخرالزمان مي دانند:
“ اراده ما بر اين قرار گرفته است كه به مستضعفين نعمت بخشيم، و آنها را پيشوايان و وارثين روي زمين قرار مي دهيم.۲ ”
خداوند به كساني از شما كه ايمان آورده اند و اعمال صالح انجام داده اند وعده مي دهد كه آنها را قطعاً خليفه روي زمين خواهد كرد. همانگونه كه پيشينيان را خلافت روي زمين بخشيد. و دين و آييني را كه براي آنها پسنديده است پابرجا و ريشه دار خواهد ساخت و خوف و ترس آنها را به امنيت و آرامش مبدل مي كند آنچنانكه تنها مرا مي پرستند و چيزي را براي من شريك نخواهند ساخت و كسانيكه بعد از آن كافر شوند فاسقند.۱ ”
“ او كسي است كه رسولش را با هدايت و آيين حق فرستاد تا او را بر همه آيين ها غالب گرداند هر چند مشركان كراهت داشته باشند.۲ ”