پيش گفتار:
در يك تحليل كلي، تحقيقات علمي اصولا بايد منجر به كشف يا پي بردن به حقايق علمي جديدي شوند. در تحقيقات دانشگاهي منظم و پايان نامه هاي تحصيلات تكميلي master s Degree به ويژه رساله هاي دكتري، بيش از تحقيقات ديگر انتظار مي رود كه نتايج حاصله به تدوين يافته هاي نوين علمي منتهي شود. رساله دكتري مي تواند راهگشاي بسياري از مشكلات موجود در حل مسائل كلان كشور، چه بصورت ملي، يا منطقه اي و يا محلي باشد. زيرا رساله

دكتري حاصل تفكر و انديشه ي كساني است كه سال ها وقت گرانبهاي خود را صرف تحصيل در دانشگاه كرده اند. پايان نامه ها مي‌توانند خيلي بيشتر از حد رفع تكليف از دانشجو و استاد – براي رسيدن به مدرك تحصيلي مورد استفاده قرار گيرند. همانگونه كه استادان محترم راهنما و مشاور در اين تحقيق در حد بضاعتشان هدايتگر شوق و انگيزه من به سوي پژوهشگري بودند (كه نياز اصلي كشورمان ايران در حال توسعه است). با همين بينش سعي نموده‌ام كه

موضوع رساله خويش را، به رغم برخورداري از جنبه هاي علمي به گونه اي انتخاب كنم كه قابل طرح در عرصه هاي داخلي و بين‌المللي باشد و با حفظ جنبه كاربردي بودن مطالعات و تحقيقات عميق علمي خود شخصاً دانشجوي ساعي و كوشا با انديشه اي ناب راه تحقيق را طي نمايم و از سوئي نتيجه زحمات استادان و انديشمندان دانشگاهي را به نهادها و سازمانها و ارگانهايي اجرائي ارائه نمايم. زيرا دانشگاه مركز مولد انديشه و دانش است، و مسئولان و برنامه ريزان بايد ايمان آورند كه براي تربيت و توليد انديشه هاي نو بايد امكانات وسيعتري در اختيار دانشگاهها و دانش پژوهان قرار دهند، تا چرخه ي آموزش تحصيل علم در كشور با سرعت بيشتري به حركت درآيد؛ و آنها قادر به توليد فكر و انديشه يي موثر باشند.

اينجانب با كمك استاد راهنما جناب آقاي دكتر سيد رحيم مشيري مدير گروه دانشگاه و جناب آقاي دكتر منصور بدري فر استاد فرهيخته مركز علوم و تحقيقات دانشگاه آزاد اسلامي كه از پيشكسوتان علم جغرافيا هستند تلاش كرده تا از طريق مطالعه‌ي نظريات و تجربيات ديگران خلاءهاي موجود را بشناسم و چيزي هرچند اندك به آن اضافه نمايم. به عبارت ديگر در اين مقطع سعي شده دانش توليد شود يعني با تفسير و تشريح نظريه ها، بسط و توسعه نظريه راه را به

نظريه سازي و بعد از آن اجراء هموار سازيم. يعني از لابلاي مطالعه آثار ديگران، معاني و مفاهيم جديد از آنها استخراج و يا صرفا با مطالعه ي نظريات گذشتگان به حضور در صحنه و كار ميداني هرچند محدود برداشتهاي جديدي را عرضه نمايم، تا در حقيقت بدنه ي جديدي را در رشته مربوطه جغرافيا ايجاد نمايم؛ زيرا ماهيت و ويژگي بارز رساله دكتري همين است.

در بررسي علم مي توان به اين نكته اشاره كرد كه روستاها گرچه به عنوان زمينه هاي تحقيقاتي از ديرباز مورد توجه بوده اند، اما با توجه ويژه و خاص به آنها كه در دهه هاي اخير صورت گرفته است، آنچه به ضرورت اين مقوله دامن مي زند اين واقعيت است كه رشد بي رويه شهرها و بخصوص حواشي آنها (حاشيه نشيني) و نارسائيها و پيچيدگي هاي اجتماعي و انساني (مهاجرت) و مسائل اقتصادي در واماندگي، تزلزل و فروپاشي حيات روستايي ريشه دارد و رشد و توسعه بسياري از كشورها در گرو ساماندهي عرصه هاي روستايي است. به همين دليل، شناخت سكونت گاههاي روستايي در بسياري از شاخه هاي علمي مانند جغرافيا، اقتصاد، جامعه شناسي رونق تازه اي يافته است.

در اين رساله سعي شده تا نظم ساختاري بنيادي وجود داشته باشد البته مولف ادعا ندارد كه در ايجاد اين نظم و ساختار كاملا موفق بوده است ولي از آنجا كه اعتقاد دارد ساختاري هرچند ضعيف بمراتب بهتر از اينكه اصولا ساختاري وجود نداشته باشد اگر ياري و دستگيري استادان و حمايتهاي علمي انديشمندان فروتن و بزرگي چون دكتر حسين آسايش، دكتر محمدتقي رهنمايي، دكتر پرويز كردواني، دكتر حسين شكوئي، دكتر محمد حسين پاپلي يزدي، دكتر مسعود مهدوي، دكتر عزت اله عزتي، خانم دكتر كتايون عليزاده، دكتر علي اصغر نظري، دكتر ركن الدين افتخاري، دكتر عباس بخشنده نصرت، دكتر فرهودي، دكتر قويدل و جناب دكتر فرجي راد و دكتر پرهيزگار و … در طول دوران تحصيل نبود هرگز چنين توفيقي براي نگارش پايان نامه در مقطع دكتري فراهم نمي آمد.

در نگارش اين رساله از آثار، كتب و نوشته هاي بسياري استفاده شده است، اما كاستي و كمي آن بر عهده نويسنده است. از دانشمندان، استادان، كارشناسان انتظار است با بذل توجه و تذكر در اين پايان نامه مرا ياري رسانند. حمايت الهي بدرقه راهشان و توجهات حضرت ثامن الائمه برايشان مستدام باد.
بهروز اژدري

مقدمه:
با بررسي سوابق، در گذشته هاي دور كتابها و نشريات جغرافيايي بعد توصيفي داشت و آن را به چند دوره تقسيم كرده بودند، يك رشته نوشته هاي جغرافيايي قبل از اسلام كه بيشتر يوناني و رومي بطالسه اسكندريه ورودس و ديگري منابع جغرافيايي بعد از اسلام (حموي، ادريسي، مقدسي، ابن‌خلدون…) و مكاتب جديد اروپايي بود كه هركدام كتب و انديشه هاي خاص خود برخوردار بود، و روز به روز جنبه تخصصي تر مشاهدات سطح زمين توسط جغرافيدان بيشتر مي شد.

در كشورهاي اسلامي كه اصولاً مسافرت منتهي به مهاجرت بسيار آسان بود به طوري كه نبي مكرم حضرت رسول (ص) مسافرت خود از مكه به مدينه را هجرت و مهاجرت ناميد و به منظور ارزش دهي آن را مبداء تاريخ و جغرافياي سرزمين اسلام دانست. حال ارزش مهاجرت بدان سان است كه نبي مكرم مي فرمايد: مهاجرت من از مكه به مدينه النبي (يثرب) تكامل، ترقي و پيشرفت براي مسلمانان به همراه داشت.

و اما در سال هاي اخير جغرافياي ايران از يك جغرافياي توصيفي محض به يك جغرافياي كمي – تحليلي تغيير ماهيت داده است، اما اين جغرافيا هنوز در جستجوي هويت خويش و به تجزيه و تحليل مسائل كلان جهاني، منطقه اي، ملي و حتي محلي است. زيرا زمينه هاي مادي كمي و كيفي لازم جهت عبور از مرحله خودگرايي به كلان گرايي در دهه آينده فراهم آمده است؛ و جغرافي دانان ايران در سالهاي اخير توانائي عظيم خود در مشاركت جهت حل مشكلات كشور در زمينه هاي متعدد شهري – روستائي، عشايري، محيط زيست، مكان گزينيهاي توريستي و غيره را به اثبات رسانده اند. فعاليت هاي جامعه جغرافيائي ايران، پايان نامه ها، رسالات و مقالات پژوهشي دليل اين مدعاست. در همين راستا، بعنوان اولين و مهمترين گام در جهت خودكفايي، تأمين نيروي انساني لازم بود كه ايجاد و تأسيس دانشگاه ها اولين قدم در نيل به اين هدف بود.

از سويي تلاشهاي دانشگاه آزاد اسلامي در راه ايجاد گروههاي جغرافيا در بسياري از شهرهاي ايران در خور ستايش است. نتيجه اين تلاش هاي گسترده و سازنده ي دانشگاههاي دولتي و آزاد اسلامي، خود بيانگر اتكاء به نفس و اعتقاد راسخ جغرافيدانان ايران در مشاركت فعال براي خودكفائي علمي كشور است، كه زمينه مساعدي را براي فعاليتهاي علمي – پژوهشي و فني با ساير ارگانهاي دولتي در سراسر ايران پديد آورده است.

با ورود جغرافيا به قلمرو برنامه ريزي، تاكيد بر توسعه چندسطحي بيشتر شده است، چرا كه جغرافيا و برنامه ريزي در بسياري از اصول و روشها جهت گيري مشتركي دارند. و هر طرحي بايد با محيط طبيعي و مكان خود و توسعه تاريخي و انطباق پذيري با الگوهاي موجود حركات جمعيتي و مهاجرت هماهنگي داشته باشد و همه اينها در جغرافيا مورد مطالعه قرار مي گيرد.

اتي. دبليو فريمن در اثر خود بنام (جغرافيا و برنامه ريزي) عقيده دارد كه برنامه ريزي داراي يك اساس جغرافيايي غيرقابل اجتناب است. جغرافيا اساس كار برنامه ريزان است، زيرا برنامه ريزان قبل از اينكه كار در جهت بازسازي و بهبود بخشي از شهر و روستا آغاز كنند، بايد شرايط چشم انداز موجود را بشناسد. در همين رابطه تا كنون جغرافيدانان تحقيقات موردي ارزشمندي را در زمينه مسائل جمعيتي و مديريت مادر شهرهاي بزرگ، كاربري زمين، مهاجرت به حاشيه مادر

شهرها، مكانيابي شهرك هاي جديد، اداره مادر شهرها، اكولوژي شهري و اثرات مهاجرت بر مبدأ و مقصد….. انجام داده‌اند. استدلال عده اي اين است كه با كنترل جمعيت مادر شهرهاي عمده، مي توان تعادلي در نظام سلسله مراتبي شهري بوجود آورد و اين امر از طريق تقويت شهرهاي مياني و مراكز روستايي امكان پذير است. استدلال در صورتي مورد قبول است كه در سطح ملي سياست عدم تمركز اقتصادي، فرهنگي و سياسي به همراه عدالت اجتماعي و فقرزدايي عملي گردد.

در سالهاي اخير بر خلاف سالهاي گذشته، برنامه ريزان روستايي و شهري تنها با برنامه ريزي فيزيكي يا كالبدي درگير نيستند، بلكه بر برنامه ريزي اقتصادي و اجتماعي شهر و روستا نيز تاكيد دارند. معماران و شهرسازان بيشتر به برنامه ريزي فيزيكي شهر و روستا مي انديشد، اما جغرافيدانان علاوه بر برنامه ريزي فيزيكي، در انديشه برنامه ريزيهاي اجتماعي، اقتصادي شهرها هستند. پس برنامه ريزي براي شهر و روستا قبل از هر رشته علمي ديگر با دانش جغرافيا همراهي دارد، زيرا جغرافيدانان بيشتر از معماران شهري با منابع شهري و ظرفيتهاي محيط طبيعي، اجتماعي، سياسي، فرهنگي و اقتصادي جامعه شهري و روستايي آشنايي دارند.

متاسفانه نظام برنامه ريزي در شهرهاي ايران از سابقه كوتاهي برخوردار است و عليرغم رشد فزاينده فيزيكي كالبدي و افزايش جمعيت شهرهاي ايران، ناشي از مهاجرت بي رويه روستائيان، روند برنامه ريزي متناسب با شرايط موجود نبوده است. ابر شهر مذهبي ايران – مشهد (دومين كانون بزرگ جمعيتي ايران) در زمينه هاي مختلف در اثر نابساماني فضايي و عدم برنامه ريزي شهري و روستايي (در حاشيه آن) دچار مشكل شده است. كه در اين رساله به مشكلات ناشي از پراكندگي جمعيت و الگوي نادرست توزيع فضايي در سطح حاشيه شهر مشهد و روستاهاي محور طوس اشاره خواهد شد.
۱-۱- «طرح تحقيق – بيان مسئله و تعريف آن»

برنامه ريزي براي مهاجرت يكي از مهمترين فرضيه هاي جمعيتي است. پديده مهاجرت كه موضوع اصلي پژوهش ماست مسئله نو و تازه اي نيست بلكه امري است كهن چرا كه انسان در گذشته هاي دور به دلايل مختلف براي رسيدن به اهداف خود اقدام به مهاجرت مي كرده است. اين حركت‌ها براي يافتن غذا، يافتن زمينه و خاك مساعد براي كشاورزي و زراعت و زندگي، براي پيشرفت و ترقي شغل و يافتن شغل و يا جهت فرار از فشارها و مشكلات اجتماعي و سياسي و فرهنگي و بوجود آمدن جنگ در طول تاريخ وجود داشته است.

نمونه آن از نظر تاريخي مهاجرت آريائيها به ايران كه تحول عظيمي در وضع اين سرزمين بوجود آورده است. مهاجرت و جابجائي انسانها بحدي مهم و ضروري جلوه كرده كه در موارد زيادي در بعضي جوامع دليل انحطاط فكري اقتصادي اجتماعي و سياسي امنيتي و فرهنگي را عدم وجود تحرك و جابجائي انسانها مي دانند. همه مي دانيم افزايش فوق العاده جمعيت جهان و تحرك انسانها طي سده نوزده و بيست و اعصار پيش از آن بوده است. و شهرها غالباً ناگزير به مقابله با هجوم اكولوژيكي مهاجران بوده اند.

كوچ كردن همواره يكي از راههاي است كه به انسان در تلاش خود براي سازگاري با محيط و فائق آمدن بر دشواريها كمك كرده است. اما اگر جريان مهاجرت در طول تاريخ بعنوان يك وسيله تنظيم خودبخودي منابع و موجودات تلقي مي شده است در ربع قرن اخير جنبه هاي منفي و مخرب آن نيز آشكار شده و اثرات اقتصادي – اجتماعي – فرهنگي – سياسي و امنيتي حاصل از اين جريان در چهارچوب اقتصاد توسعه مورد توجه قرار گرفته است.

تحقيق حاضر در رابطه با مهاجرتهاي روستايي و نقشي است كه در گسترش و توسعه شهر و بار مثبت و منفي كه براي ابرشهر مذهبي ايران (مشهد) بهمراه داشته است. مهاجرت و جابجايي هاي جمعيت در طول تاريخ موجب انتقال دستاوردهاي تمدن ملل و ارتباط آنها شده است.
در تعيين و تبيين يك مسأله تحقيقاتي، انتخاب موضوع بايستي در طي زمان كافي وبا مطالعه و بررسي منابع تحقيقاتي موجود صورت پذيرد تا نتيجه كار به صورت رساله اي پژوهشي ارائه شود. اين پايان نامه واژهاي كليدي مهاجرت – حاشيه نشيني – روستا – توسعه و برنامه ريزي و ساماندهي – … را ما با

مكانيزم خاص گره زده ايم و اصول ارتباطي آنها را با يكديگر بررسي نموده ايم و به وسيله استفاده از پرسشنامه ها، مشاهدات عيني، كار ميداني، تحليل‌هاي فضائي، و حتي استفاده از يافته‌هاي افراد محقق در گذشته استفاده نموده ايم تا به اطلاعات جديدي دست يابيم و در تنظيم و تدوين طرح تحقيق، مطمئنا برخي از مفهوم هاي نظري كليدي جهت مرتب كردن تحقيق مفيد خواهند بود. لذا در طرح تحقيق ما نيز الزاما مورد استفاده قرار خواهند گرفت و براي توجيه و تاكيد بيشتر به مواردي چون منطق، استدلال استقرايي، و منطق كشف علمي اشاره خواهد شد.

زيرا در مطالعه بسياري از جنبه هاي مربوط به رفتار انساني، نظير مهاجرت، فلسفه روش شناسي و تبيين در جغرافيا بايد لحاظ شود. همانطور كه مولف كتاب تبيين در جغرافيا، ديويد هاروي توصيف و تحليل جغرافيائي را به دو كلمه «چه» و «چگونه» در مورد همه پديده هاي علمي مهم مي داند زيرا مهم آنست كه متوجه شويم در باره چه مسئله اي بايد مطالعه كنيم، و در واقع اين مساله قلمرويي از اشياء و عملكردها را شناسايي مي نمايد كه مي بايستي مورد توصيف و تحليل قرار گيرند.

به منظور تفسير و توجيه طرح تحقيق، مي توان گفت كه هر تحقيق تجربي داراي خصوصيتها و جنبه هاي غير قابل مشاهده است. يعني طرح بايد داراي توالي منطقي باشد، به طوري كه اطلاعات تجربي را به سوالات و مسائل تحقيقي اصلي و مقدماتي، و نهايتا، به نتايج آن اتصال متصل كند. طرح بررسي مهاجرت، در مرحله عملكردي شامل: جمع آوري، تحليل و تفسير مشاهدات محقق است، كه اين مدل منطقي است و محقق اجازه مي يابد استنباط ها را با توجه به روابط

علي از ميان متغيرهاي مورد بررسي و تحقيق، بيرون بكشد. طرح تحقيق مهاجرت روستايي به حاشيه شهر مشهد، در واقع مفاهيمي را تعريف مي كند كه آيا تفسيرهاي حاصله مي تواند به جمعيتي بزرگتر يا موقعيت هاي متفاوت تعميم داده شود. ضمنا اينجانب برابر مصوبه اجرائي دانشگاههاي مهم دنيا دستورالعمل تاليف رساله دكتري در علوم مختلف ازجمله علوم انساني و رشته جغرافيا را بكار گرفته ام تا كار پربار و قانون مند باشد. در چارچوب رساله تحقيق موضوعي تحت عنوان بازتاب مهاجرت روستايي به مشهد (ابر شهر مذهبي ايران) اشاره مي نمايد بخشها و چهارچوب كلي مورد نظر شامل موارد ذيل است:

مقدمه، بيان مساله، مرور ادبيات گذشته، معرفي فرضيه ها و معرفي ناحيه مورد مطالعه و مقطع زماني مورد مطالعه با مراحل تحقيق و روش كارمان مشتمل به منابع اطلاعاتي و آماري (كتابخانه اي – اداري – و ميداني)، طبقه بندي، تهيه نقشه ها و جداول و مدلها، تجزيه تحليل اطلاعات و آمار جمعيتي؛ محدوديتها و اهميت مطالعه مورد بررسي قرار گرفت.

مساله اساسي در موضوع مورد مطالعه ما نگرش اجتماعي، فرهنگي، سياسي (به مهاجرت روستايي) ازجمله نگراني در باره تعداد فراواني اغتشاشهاي شهري در مشهد توسط گروه مهاجر است. (غائله سياسي ۱۳۷۱) بنابراين، در رويارويي با چنين مواردي، جغرافيدانان علاقه مند هستند كه چرائي و علت بروز انواع شديد مهاجرتها، اغتشاشها و ناهنجاري اجتماعي، جرائم و امنيت اجتماعي و ساماندهي حاشيه اي را كه فقط در نقاط خاص در حاشيه و داخل شهرهاي عمده اتفاق مي افتد كشف نمايند. در اين راستا، هم دانشمندان و هم مردم علاقه دارند كه چنين حركت هاي جمعيتي و مزاحمتهاي مدني را ريشه يابي كنند

تا موفق به جلوگيري از وقوع مجدد آنها در آينده گردند، لذا امكان دارد كه چنين پژوهشي در نيل به موفقيتها و عامل تحركات اجتماعي (اغتشاشهاي مهاجرين شهري و حاشيه اي و ساماندهي مهاجرت به حاشيه شهرها مورد بررسي قرار گيرد. در بررسي اغتشاشها ابتدا بايد به علل بروز مهاجرت توجه شود. در اينجا جغرافيدانان، از علل حقيقي چيز چنداني نمي‌دانند. بنابراين به آزمون تعداد زيادي از خصوصيات متفاوت شهرها و روستاها اقدام مي نمايند. لذا، هدف آنست كه يك رابطه مهم موجود بين عامل يا خصوصيت متفاوت در داخل و حاشيه شهرها و بروز مهاجرتهاي روستايي بي رويه و به دنبال آن اغتشاشها و ناهنجاريهاي

اجتماعي و هجوم اكولوژيكي مهاجرين به شهرهاي بزرگ ازجمله كلان شهرها (نمونه موردي حاشيه ابرشهر مذهبي ايران مشهد) كشف شود. البته اين راه علمي دقيقي نيست و شيوه هاي مناسب براي حل اين مساله خاص تلقي نمي شود. به هر حال فرضيات و نظرياتي داريم در باره علل تحركات اجتماعي (مهاجرت)، اغتشاش و ناهنجاريهاي اجتماعي كه به دنبال اثبات آنها هستيم. بدين ترتيب بجاي انتخاب يك راه پيچيده و نامناسب توجهمان را به مجموعه ايي محدود از خصوصياتي جلب مي كنيم كه از لحاظ منطقي با وقوع مهاجرتهاي روستائي به شهرها اغتشاشهاي شهري و ناهنجاريهاي اجتماعي در ارتباط باشند. مانند مشكلات اقتصادي روستاها و خط فقر – تمايل به پيشرفت و برخورداري از امكانات، ضعف حمايت پليس، بيكاري، مسكن گزيني نامناسب مهاجرين، مدارس غيرقابل قبول و …

تصوري كه در اين زمينه كه آيا نوعي رابطه بين دو واقعه يا مجموعه هائي از اين وقايع وجود دارد؟ يا امكان دارد كه وجود داشته باشد؟ بر اساس تجربه به تشكيل فرضيه اي مي انجامد. و بدين ترتيب تمام حقايقي را كه دانشمند در باره تعدادي از فرآيندها بدست مي آورد، كم و بيش تحت تأثير تفكراتي قرار خواهند داشت كه آنها را تاكنون تنظيم و قاعده مند كرده است. اولين مساله در تلاش علمي ما، اين تصميم است (مهاجرت يا حاشيه نشيني) كه كدام حقايق به مساله مربوط هستند هنگامي كه يك دانشمند براي تبيين يك رويداد نظير وقوع مزاحمتهاي نژادي مهاجرين حواشي و كوشه كنار شهر (مانند حاشيه مشهد) اقدام مي كند، هر واقعه ممكن را بتواند (در باره شهر مذهبي مشهد) برداشت و ذخيره نمايد، مورد امتحان قرار نمي دهد.

دانشمندان با هدفي خاص مشاهده و بررسي خود را انجام مي دهند. در واقع نظريه موجود تعيين مي كند كه چه حقايقي را در هر تحقيق بايستي جمع آوري شوند. بعنوان مثال جهت حل مساله اي در مهاجرتهاي بي رويه روستايي به شهرها طغيانگريهاي شهري مهاجرين و ناهنجاريهاي اجتماعي و جرايم، احتمالا حقايقي را در مورد تركيب نژادي، درآمد متوسط، اوضاع مسكن گزيني، بيكاري، باسوادي، تركيب قومي، ساختار نسبي جنسي و مكان اقامت قبلي مهاجرين و وضعيت مهاجرت جمع آوري مي كنيم. سپس هنگامي كه يك دانشمند تصميم گرفت كدام حقايق ممكن است مربوط به مساله مورد نظر باشند، بايستي آن را به شيوه اي واضح توصيف نمايد. تا به نتايج مطلوب دسترسي يابد.