مقدمه
گفتم که روی ماهت از من چرا نهان است؟
گفتا: تو خود حجابی، ور نه رخم عیان است
انتظار فرج، انتظار صدور فرحان عمومی علیه کفر و ستم است. انتظار یعنی بر طرف کردن عوامل غیبت او و فراهم ساختن زمینه ظهورش ظهور موفورالسدور او پایان رنجها و کج راهی های بشریت و آخرین امید انسان برای رسیدن به عدالت، صلح، معنویت و سعادت است. راست قامتان منتظر، هر روز بر او سلام می کنند، با او تجدید عهد می نمایند ، برای یاری اش همیشه آماده اند و از هرچه که ظهور او را تأخیری می اندازد (گناه، دنیا طلبی، فساد، منکر و …) پرهیز می کنند.
عن محدبن عثمان العحدی (رض) قال:

والله ان صاحب هذا الامر لنهضد الموسم كل سنه بري الناس و يعرفهم و يروقه ولايعد فونه.
محمد بن عثمان رضي الله عند (نائب دوم حضرت) گويد:

قسم به خدا هر آينه حضرت حجت- عليه السلام- در هر سال در مراسم حج حاضر مي شود را مي بيند و آنها را مي شناسد و ايشان نيز او را مي بينند ولي حضرت را نمي شناسند.
دل بي تو تمنا نكند كوي مني را
زيرا كه صفائي نبود بي تو صفا را

اي دولت مرانم ز در خويش گدارا
زآن پيش كه رانند شهان خيل گدارا

بازآي كه تا فرش كنم ديده به راهت
حيف است كه بر خاك نهي آن كف پا را
چكيده مطالب
ويژگي هاي حضرت مهدي (عج)
۱- حضرت مهدي دو غيبت دارد: ۱- غيبت صغري: كه ۷۰ سال بود – ۲- غيبت كبري: كه بسيار طولاني شده است.
۲- حكومت جهاني اش سراسر گيتي را فرا خواهد گرفت و قوانين فردي و اجتماعي اسلام به مرحله اجرا در مي آيد.۳- تمام جهان هستي و موجوداتش مسخر امر و اراده او مي شوند. ۴- جمعي از خوبان از گدشتگان به امر خدا زنده مي شوند و در شكر آن حضرت انجام وظيفه مي كنند. ۵- ظلم و ستم از سرتا سر جهان رخت بر مي بندد.
۶- مشعل فروزان عدالت صفحه گيتي را روشن مي كند و تاريكي را از جهان مي زدايد. و … .
نشانه هاي پيدايش اين حكومت

گرسنگي وقحطي، مبتلا شدن به انواع بلاها، فساد در تجارت و بازرگاني و…، وحشت و اضطراب، خروج دائه الارض دجال، نزول عيسي بن مريم (ع) از آسمان، طلوع خورشيد از مغرب، صيحه آسماني، خسف و فرو رفتن در زمين بيداء، اختلاف مردم در دين، افزايش قتل و كشتار، افزايش علماي فاسق (بي عمل) و خيانتكار، مردها به مردها اكتفا مي كنند و زن ها به زن ها، قيام مردي او اولاد امام حسين(ع).

سيماي حضرت مهدي
پيامبر اكرم (ص) مي فرمايند: مهدي از من است. پيشاني بازو نوراني و بيني كشيده و باريك دارد سيمايش چون ماه تابان و چهره اش گرد و درخشان است راست قامت و تا حدي بلند قد و دندان هايش چون شانه ظريف و منظم است ديدگان مباركش چون سرمه كشيده محاسن مباركش پرمو و برگونه راست او خالي جذاب است.
آري! عقيده به ظهور يك مصلح بزرگ آسماني در پايان جهان يكي از مسائل بسيار مهم و حساسي است كه نه تنها در آيين مبين اسلام بلكه در همه ي اديان آسماني و نه تنها پيروان اديان و مذاهب بلكه در نزد بسياري از مكاتب مختلف جهان سابقه ديرين دارد. و تمامي پيروان اديان به آن عقيده دارند.

مهدويت در يهود
انجيل: در انجيل برنا با نويدهاي مهدي- عليه السلام به صراحت آمده است. ولي نظر به اينكه مسيحيان آن را معتبر نمي دانند، در اينجا فقط نويدهاي موجود در انجيل معتبر از نظر آنان مي آوريم.
همچنان برق از مشرق ساطع شده تا به مغرب ظاهر مي شود ظهور پسر انسان نيز چنين خواهد شد آنگاه علامت پسر انسان در آسمان پديد گردد و در آن وقت جميع طوايف زمين سينه زني مي كنند و پسر انسان را ببينند كه بر ابرهاي آسمان با قوت و جلال مي آيد … در آن وقت فرشتگان خود را از جهات اربعه از انتهاي زمين تا به اقصاي فلك فراهم آورد … .
لازم به تذكر است كه: كلمه پر انسان مطابق نوشته «مستر هاكس آمريكايي» در كتاب خود «قاموس كتاب مقدس» ۸۰ بار در انجيل تكرار شده و فقط ۳۰ مورد آن با حضرت عيسي قابل تطبيق مي باشد و در ۵۰ مورد ديگر از نجات دهنده اي مي گويد كه كسي جز حضرت مهدي نمي باشد.

مهدويت در زرتشت
در منابع زرتشتيان تصريحات زيادي به ظهور مهدي (عج) شده است كه به بعضي از آنها اشاره مي كنيم در بخش گاتها كه يكي از بخش هاي چهارگانه اوستا است چنين آمده است:
و هنگامي كه سزاي گناهكاران فرا رسد پس آن گاه اي فردا كشور را بهمن در پايان برپا كند از براي كساني كه دروغ را به دستهاي راستي سپرند و خواستاريم از آناني باشيم كه زندگي تازه كنند.

در پايان جهان پيش از رستاخيز عمومي آغاز سزي گناهكاران است كه به سزاي اين جهان خود خواهند رسيد.
اين دولت با سعادت تنها براي كساني است كه دروغ را به دست هاي راستي سپرده و منش زشت را در بوته فراموشي نهاده اند.

نگاهي به تفكر اسلامي پيرامون ظهور امام مهدي (عج)
مهدي (عج) ظهور مي كند به طوري كه بر سر او ابري است و در آن نداي كسي است كه فرياد مي زند: اين مهدي جانشين خداست پس از او تبعيت كنيد.
در اين حديث اشاره اي است به پيشرفت شگفت انگيزي كه با ظهور حضرت مهدي(عج) همراه است بطوريكه ابروماه را در اعلام صداهاي نيكو و شرافتمندامه براي همه مردمان جهان تسخير مي كند. براي اينكه سطح تمدن و پيشرفت و سطح آگاهي و رشد مردم زياد و زيادتر مي شود تا اينكه به بالاترين سطح و واج خود در افق آگاهي مردم برسد بطوريكه هيچ جايي براي كودني و نفهمي نباشد امام محمد باقر(ع) مي فرمايد: «اذا قام قائمنا وضع يده علي رؤوس العباد، فجمع بها عقولهم». يعني اگر قائم ما قيام كند دستش را بر سر بندگان قرار

مي دهد، پس عقلهايشان را جمع آوري مي كند. اما در مورد صفتهايش از حضرت محمد(ص) روايت شده كه مي فرمايند «المهدي من ولدي، ابن أربعين، سنه، كان وجهه كوكب دري، في خده الايمن خال أسود، و عليه عباءتان، يستخرج الكنوز و يفتح مدائن الشرك». يعني مهدي از نسل من است داراي چهل سال صورتش مانند ستاره اي درخشان مي ماند در لب راست او خالي سياه است و بر روي او دوعباست، گنج ها را استخراج كرده دروازه هاي شرك را فتح مي كند. امام رضا (ع) فرمود: و او خلت الارض يوماً بغير حجه لماجت بأهلها كما عوج البحر بأهله. اگر زمين روزي از وجود حضرت حجت خالي بماند همراه ساكنان آن مانند امواج دريا تلاطم مي كند.

خداوند عزوجل مي فرمايد: و ما كان الله ليغد بهم وانت فيهم تاتو در ميان آنها هستي خداوند آنان را عذاب نخواهد كرد.
عقیده به ظهور حضرت مهدی ( علیه السلام )ازنظر اقوام وادیان

انتظار ظهور يك مصلح بزرگ آسمانى، و اميد به آينده و استقرار صلح و عدل جاويدان، امرى فطرى و طبيعى است كه با ذات و وجود آدمى سر و كار داشته و با آفرينش هر انسانى همراه است و زمان و مكان نمى شناسد و به هيچ قوم و ملّتى اختصاص ندارد.

از اين رو، همه افراد طبق فطرت ذاتى خود مايلند روزى فرا رسد كه جهان بشريّت در پرتو ظهور رهبرى الهى و آسمانى و با تأييد و عنايت پروردگار، از ظلم ظالمان و ستم ستمگران نجات يافته، شور و بلوا در جهان پايان پذيرد و انسانها از وضع فلاكت بار موجود نجات يابند و از نابسامانى و نا امنى و تيره روزى خلاص شوند و سرانجام به كمال مطلوب و زندگى شرافتمندانه اى نايل آيند.

به همين دليل، در تمام اديان و مذاهب مختلف جهان، از مصلحى _ كه در آخر الزمان ظهور خواهد نمود و به جنايتها و خيانتهاى ضد انساني خاتمه خواهد داد و شالوده حكومت واحد جهانى را بر اساس عدالت و آزادى واقعى بنيان خواهد نهاد _ سخن به ميان آمده و تمام پيامبران و سفيران الهى در اين زمينه به مردم با ايمان جهان، نويدهايى داده اند.

در اين زمينه، يكى از نويسندگان معروف چنين مى نويسد:
«موضوع ظهور و علايم ظهور، موضوعى است كه در همه مذاهب بزرگ جهان واجد اهميّت خاصّى است. صَرفِ نظر از عقيده و ايمان كه پايه اين آرزو را تشكيل مى دهد، هر فرد علاقه مند به سرنوشت بشريّت، و طالب تكامل معنوى وقتى كه از همه نا اميد مى شود، و مى بيند كه با وجود اين همه ترقّيات فكرى و علمى شگفت انگيز، باز متأسّفانه، بشريّت غافل و بى خبر، روز به روز خود را به سوى فساد و تباهى مى كشاند و از خداوند بزرگ بيشتر دورى مى جويد، و از اوامر او بيشتر سرپيچى مى كند; بنا به فطرت ذاتى خود متوجّه درگاه خداوند بزرگ مى شود، و از او براى رفع ظلم و فساد يارى مى جويد.

از اين رو در همه قرون و اعصار، آرزوى يك مصلح بزرگ جهانى در دلهاى خداپرستان وجود داشته است. و اين آرزو نه تنها در ميان پيروان مذاهب بزرگ، مانند: زرتشتى و يهودى و مسيحى و مسلمان، سابقه دارد، بلكه آثار آن را در كتاب هاى قديم چينيان و در عقايد هنديان، و در بين اهالى اسكانديناوى و حتّى در ميان مصريان قديم و بوميان و حتّى مكزيك و نظاير آنها نيز مى توان يافت».
آرى! عقيده به ظهور يك مصلح بزرگ آسمانى در پايان جهان، يكى از مسايل بسيار مهمّ و حسّاسى است كه نه تنها در آيين مبين اسلام، بلكه در همه اديان آسمانى، و نه تنها در ميان پيروان اديان و مذاهب بلكه در نزد بسيارى از مكاتب مختلف جهان سابقه ديرين دارد، و تمامى پيروان اديان بزرگ عالم از مسيحيان، كليميان و زرتشتيان گرفته تا پيروان مكتب هاى الحادى، همه و همه بدان عقيده دارند.

مهدویت در باور مسیح
در این آیین و كتابهای مقدس ، این آیین نیز بشارتهای روشنی دربار ه موعود آخرالزمان رسیده است. از جمله كتب مسیحیت می‌توان به انجیل متی، ‌لوقاء ، مرقس، برنابا و مكاشفات یوحنا اشاره كرد.
مسیحیان معتقدند حضرت مسیح موعود یهود می باشد. یهودیان ناكامی آن حضرت را در تشكیل حكومت جهانی، دستاویز رد آن مدعا نموده اند.
انجیل در انجیل برنابا نویدهای مهدی ـ علیه السلام ـ به صراحت آمده است، ولی نظر به اینكه مسیحیان آنرا معتبر نمی دانند، در اینجا فقط نویدهای موجود در اناجیل معتبر از نظر آنان را می آوریم.
۱ ـ ” همچنانكه برق از مشرق ساطع شده تا به مغرب ظاهر می شود،‌ ظهور پسر انسان نیز چنین خواهد شد … آنگاه علامت پسر انسان در آسمان پدید گردد، و در آن وقت جمیع طوایف زمین سینه‌زنی كنند و پسر انسان را ببینند كه بر ابرهای آسمان، با قوت و جلال می آید … آسمان و زمین زایل خواهد شد،‌ اما سخن من هرگز زایل نخواهد شد، اما از آن روز و ساعت هیچكس اطلاع ندارد و حتی ملائكه آسمان، جز پدر من و بس … لهذا شما نیز حاضر باشید زیرا در ساعتی كه گمان نبرید پسر انسان می آید. ”
۲ ـ ” … اما چون پسر انسان در جلال خود با جمیع ملائكه مقدس خود آید، آنگاه بر كرسی جلال خود خواهد نشست، ‌و جمیع امتها در حضور او جمع شوند و آنها را از همدیگر جدا می كنند به قسمتی كه شبان، میشها را از بزها جدا می كند‌. “

۳ ـ ” … آنگاه پسر انسان را ببینید كه با قوت و جلال عظیم بر ابرها می آید، در آن وقت فرشتگان خود را از جهات اربعه از انتهای زمین تا به اقصای فلك فراهم خواهد آورد … ولی آن روز و ساعت غیر از پدر هیچكس اطلاع ندارد، نه فرشتگان در آسمان و نه پسر هم، پس بر حذر و بیدار شده دعا كنید، زیرا نمی دانید كه آن وقت كی می شود … ”
۴ ـ ” … كمرهای خود را بسته، چراغهای خود را افروخته بدارید و شما مانند كسانی باشید كه انتظار آقای خود را می كشند، كه چه وقت از عروسی مراجعت كند، تا هر وقت آید و در را بكوبد بی‌درنگ برای او باز كنند. خوشا بحال آن غلامان كه آقای ایشان چون آید ایشان را بیدار یابد … پس شما نیز مستعد باشید زیرا در ساعتی كه گمان نمی برید پسر انسان می آید. “

لازم به تذكر است كه: كلمه ” پسر انسان ” مطابق نوشته ” مستر هاكس آمریكایی ” در كتاب خود ” قاموس كتاب مقدس ” ۸۰ بار در انجیل و ملحقات آن (عهد جدید) تكرار شده كه فقط ۳۰ مورد آن با حضرت عیسی قابل تطبیق می باشد (قاموس مقدس، ماده پسر خواهر ، صفحه ۲۱۹) و ۵۰ مورد دیگر از نجات دهنده ای سخن می گوید كه در آخرالزمان ظهور خواهد كرد، عیسی نیز با او خواهد آمد و او را جلال خواهد داد و از ساعت و روز ظهور او جز خدا كسی اطلاع ندارد و او كسی جز حضرت مهدی ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ نمی باشد.

« مهدویت درزرتشت »
در منابع زرتشتيان تصريحات زيادى به ظهور حضرت مهدى(عليه السلام) شده است كه قسمتى از آنها را در اينجا مى آوريم:
۱ ـ در كتاب «زند» كه از كتب مقدّسه زرتشتيان است در باره انقراض اشرار و وراثت «صلحا» كه پس از درهم شكستن شوكت جبّاران و بيدادگران، زمام اُمور جامعه بشرى را به دست خواهند گرفت، چنين مى گويد:
«لشكر اهريمنان با ايزدان دايم در روى خاكدان محاربه و كشمكش دارند، و غالباً پيروزى با اهريمنان باشد، امّا نه به طورى كه بتوانند ايزدان را محو و منقرض سازند; چه، در هنگام تنگى از جانب اورمزد كه خداى آسمان است به ايزدان كه فرزندان اويند يارى مى رسد و محاربه ايشان نه هزار سال طول مى كشد، آنگاه فيروزى بزرگ از طرف ايزدان مى شود و اهريمنان را منقرض مى سازند، و تمام اقتدار اهريمنان در زمين است و در آسمان راه ندارند، و بعد از پيروزى ايزدان و برانداختن تبار اهريمنان عالم كيهان به سعادت اصلى خود رسيده، بنى آدم بر تخت نيكبختى خواهند نشست».

 

۲ ـ در بخش «گاتها» كه يكى از بخشهاى چهارگانه «اوستا» است (بندهاى ۸ و ۹) نويدهائى در مورد ظهور حضرت مهدى(عليه السلام)و سيطره جهانى آن حضرت كه قيام شكوهمند او طبق وعده هاى أنبياء در آخر الزمان به وقوع خواهد پيوست، چنين آمده است:
«و هنگامى كه سزاى اين گناهكاران فرا رسد پس آنگاه اى «مزدا» ! كشورت را «بهمن» در پايان برپا كند، از براى كسانى كه دروغ را به دستهاى راستى سپرند، و خواستاريم از آنانى باشيم كه زندگى تازه كنند».

۳ ـ باز در همان بخش «گاتها» تحت عنوان «بامداد روز» نويد ظهور يگانه منجى بشريّت كه در پايان جهان خواهد آمد، چنين آمده است:
«كى اى «مزدا» ! بامداد روز فراز آيد، جهان دين راستين فرا گيرد، با آموزشهاى فزايش بخش پرخرد رهانندگان، كيانند آنانى كه «بهمن» به ياريشان خواهد آمد، از براى آگاه ساختن، من تو را بر گزيدم اى أهورا».

نويسنده كتاب «بشارات عهدين» پس از آن كه اين دو بشارت را از «گاتها» نقل كرده است چنين مى نويسد:
«مترجمِ «گاتها»، در پاورقى، «بهمن» را ـ كه در اين دو بشارت پرچمدار نهضت آخرين معرفى شده ـ نماينده توانايى و منش نيك و راستى و پارسايى دادار اهور مزدا، تفسير كرده، و روى اين اصل، توضيح اين دو فراز از «گاتهاى زرتشت» از اين قرار است:

در پايان جهان پيش از رستاخيز عمومى آغاز سزاى گناهكاران است كه به دست تواناى نماينده قدرت و راستى و قدس و عدالت الهى ـ به سزاى اين جهانى خود خواهند رسيد ـ اين دولت با سعادت تنها براى كسانى است كه دروغ را به دستهاى راستى سپرده، و منش زشت را در بوته فراموشى نهاده اند.
« مهدویت در یهود »

یهودیان معتقدند كه در آخر الزمان منجی و رهاننده ای به نام “ماشیح” ظهور خواهد كرد كه او را از نسل حضرت داوود ـ علی نبینا و آله و علیه السلام ـ می شمارند. لازم به تذكر است كه موعود مسلمانان، حضرت مهدی ـ علیه‌السلام ـ نیز از طرف مادرشان به حضرت داوود ـ علی نبینا و آله و علیه السلام ـ می رسند.
زبور در زبور حضرت داوود ـ علی نبینا و آله و علیه السلام ـ كه تحت عنوان ” مزامیر ” در كتاب عهد عتیق آمده است، نویدهایی در مورد ظهور حضرت مهدی ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ داده شده است. تا جایی كه می توان گفت ، در هر بخش زبور اشاره ای به ظهور آن حضرت و نویدی از پیروزی صالحان بر شریران، و تشكیل حكومت واحد جهانی و
تبدیل ادیان و مذاهب مختلف به یك دین محكم و آیین مستقیم موجود است.

جالب توجه اینكه مطالبی كه قرآن كریم پیرامون ظهور حضرت مهدی ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ از زبور نقل كرده، در زبور فعلی عیناً موجود است، و از تحریف مصون مانده است.
قرآن كریم چنین می فرماید:‌
” و لقد كتبنا فی الزبور من بعد الذكر ان الارض یرثها عبادی الصالحون .” ‌
” همانا بعد از ذكر در زبور نوشتیم: زمین به صالحان به ارث خواهد رسید. ”
طبق روایات متواتر اسلامی، این آیه مربوط به ظهور حضرت مهدی ـ علیه‌السلام ـ می باشد.

۱ ـ ” … زیرا شریران منقطع خواهند شد، و اما منتظران خداوند، ‌وارث زمین خواهند شد. هان بعد از اندك زمانی شریر نخواهد بود، در مكانش تأمل خواهی كرد و نخواهد بود. و اما حلیمان وارث زمین خواهند شد … زیرا كه بازوان شریر شكسته خواهد شد و اما صالحان را خداوند تأیید می كند،‌ خداوند روزهای كاملان را می داند و میراث آنها خواهد بود تا ابدالآباد‌. ”
۲ ـ ” … قومها را به انصاف داوری خواهد كرد. آسمان شادی كند و زمین مسرور گردد … صحرا و هرچه در آن است به وجد آید. آنگاه تمام درختان جنگل ترنم خواهند نمود، به حضور خداوند، زیرا كه می آید. زیرا كه برای داوری جهان می آید. ربع مسكون را به انصاف داوری خواهد كرد و قومها را به امانت خود‌. “

« مهدویت در یهود (۲) »
تورات
در سفر پیدایش چنین می خوانیم:
” نام تو ابراهیم خواهد بود … اما در خصوص اسماعیل تو را اجابت فرمودم ، اینك او را بركت داده بارور گردانم،‌ و او را بسیار كثیر گردانم، دوازده رئیس از وی پدید آیند و امتی عظیم از وی بوجود آورم … از ابراهیم امتی بزرگ و زورآور پدید خواهد آمد و جمع امتهای جهان از او بركت خواهند یافت. ”
نکته: از نسل حضرت اسماعیل ـ علی نبینا و آله و علیه السلام ـ تنها یک پیامبر یعنی وجود مقدس پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ به رسالت برگزیده شدند. به علاوه تمامی جانشینان آن حضرت نیز از نسل حضرت اسماعیل ـ علی نبینا و آله و علیه السلام ـ می باشند.

۳ ـ ” نهالی از تن ه ” یسی ” بیرون آمده، شاخه ای از ریشه هایش قد خواهد كشید و روح خدا بر او قرار خواهد گرفت … مسكینان را به عدالت داوری خواهد كرد و به جهت مظلومان، زمین را به راستی حكم خواهد نمود … گرگ با بره سكونت خواهد داشت و پلنگ با بزغاله خواهد خوابید و گوساله و شیر پرواری با هم و طفل كوچك آنها را خواهد راند … و در تمامی كوه مقدس من، ضرر و فسادی نخواهند كرد. زیرا كه جهان از معرفت خداوند پر خواهد بود مثل آبهایی كه دریا را می پوشاند .”
” یسی ” (در بعضی نسخ ” یشی ” آمده است) به معنی ” قوی ” نام پدر حضرت داوود ـ علی نبینا و آله و علیه السلام ـ است و چنانكه ذكر شد موعود ما حضرت مهدی ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ از طرف مادر به او می رسند .

۴ ـ ” … و بسیاری از آنانی كه در خاك زمین خوابیده اند، بیدار خواهند شد … و آنان كه بسیاری را به عدالت رهبری می نمایند مانند ستارگان خواهند بود تا ابدالآباد. اما تو ای دانیال كلام را مخفی دار و كتاب را تا آن زمان مهر كن … خوشا به حال آنان كه انتظار كشند‌. ”
۵ ـ ” اگرچه تأخیر نماید، برایش منتظر باش، زیرا كه البته خواهد آمد و درنگ نخواهد كرد … بلكه جمیع امتها را در نزد خود جمع می كند و تمامی قومها را برای خویشتن فراهم می آورد‌ .”

۶ ـ ” … و در ایام آخر واقع خواهد شد … جمیع امتها به سوی او روان خواهند شد … او امتها را داوری خواهد نمود … امتی بر امتی شمشیر نخواهد كشید و بار دیگر جنگ را نخواهند افرو خت. ”
۷ ـ ” … آنگاه انصاف در بیابان ساكن خواهد شد،‌ و عدالت در بوستان مقیم خواهد گردید، و عمل عدالت ، سلامتی و نتیجه عدالت ، آرامی و اطمینان خواهد بود تا ا ب دالآباد و قوم من در مسكن سلامتی و در مساكن مطمئن و در منزلهای آرامی ساكن خواهند شد. “

برای توضیح بیشتر می توان در ” عهد عتیق ” به كتابهای اشعیا نبی (فصل ۱ و ۴۵) ، ذكریا نبی (فصل ۱۴) ، صفنیاء نبی (فصل ۳) ، سلیمان نبی (فصل ۲) ، حجی نبی (فصل ۲) ، اول سموئیل (فصل ۲) ، دوم سموئیل (ف ص ل ۱۲ و ۲۳) و حزقیال نبی (فصل ۲۱) مراجعه نمود.

اسامى مقدّس حضرت مهدى(عليه السلام) در كتب مذهبى اهل اديان
اينك قسمتى از اسامى مبارك آن حضرت را كه با الفاظ مختلفى در بسيارى از كتب مذهبى اهل اديان و ملل مختلف جهان آمده است، از نظر خوانندگان گرامى مى گذرانيم.
۱ ـ «صاحب» در صحف ابراهيم(عليه السلام) ۲ ـ «قائم» در زبور سيزدهم; ۳ ـ «قيدمو» در تورات به لغت تركوم; ۴ ـ «ماشيع» (مهدى بزرگ) در تورات عبرانى; ۵ ـ «مهميد آخر» در انجيل; ۶ ـ «سروش ايزد» در زمزم زرتشت; ۷ ـ «بهرام» در ابستاق زند و پازند; ۸ ـ «بنده يزدان» هم در زند و پازند; ۹ ـ «لند بطاوا» در هزار نامه هنديان; ۱۰ ـ «شماخيل» در ارماطس; ۱۱ ـ

«خوراند» در جاويدان; ۱۲ ـ «خجسته» (احمد) در كندرال فرنگيان; ۱۳ ـ «خسرو» در كتاب مجوس; ۱۴ ـ «ميزان الحق» در كتاب اثرى پيغمبر; ۱۵ ـ «پرويز» در كتاب برزين آذر فارسيان; ۱۶ ـ «فردوس اكبر» در كتاب قبروس روميان; ۱۷ ـ «كلمةُ الحقّ» در صحيفه آسمانى; ۱۸ ـ «لِسانِ صدق» هم در صحيفه آسمانى; ۱۹ ـ «صمصام الاكبر» در كتاب كندرال; ۲۰ ـ «بقية اللّه» در كتاب دوهر; ۲۱ ـ «قاطع» در كتاب قنطره; ۲۲ ـ «منصور» در كتاب ديد براهمه; ۲۳ ـ «ايستاده» (قائم) در كتاب شاكمونى; ۲۴ ـ «ويشنو» در كتاب ريگ ودا; ۲۵ ـ «فرخنده» (محمّد) در كتاب وشن جوك; ۲۶ ـ «راهنما» (هادى و مهدى) در كتاب پاتيكل; ۲۷ ـ «پسر انسان» در عهد جديد (اناجيل و ملحقات آن); ۲۸ ـ «سوشيانس» در كتاب زند و هومو من يسن، از كتب

زردتشيان; ۲۹ ـ در كتاب «شابوهرگان» كتاب مقدس «مانويه» ترجمه «مولر» نام «خود شهر ايزد» آمده كه بايد در آخر الزمان ظهور كند، و عدالت را در جهان آشكار سازد; ۳۰ ـ «فيروز» (منصور) در كتاب شعياى پيامبر.

علاوه بر اين ها اسامى ديگرى نيز براى حضرت مهدى(عليه السلام)در كتب مقدّسه اهل اديان ذكر شده است كه ما به جهت اختصار از نقل آنها خوددارى نموديم.
اسامى مقدّسى چون: «صاحب، قائم، قاطع، منصور و بقية اللّه» كه در كتب مذهبى ملل مختلف آمده است، از القاب خاصّ وجود مقدّس حضرت حجّت بن الحسن العسكرى ـ عجّل اللّه تعالى فرجه الشريف ـ است كه در بيشتر روايات اسلامى، به آنها تصريح شده و ائمّه معصومين(عليهم السلام) در اكثر روايات، از آن حضرت به عنوان «صاحب»، «قائم» و «بقية اللّه» ياد كرده اند. و اين خود بيانگر اين واقعيّت است كه موعود همه اُمّتها و ملّتها همان وجود مقدّس منتظر غايب، حضرت حجّت بن الحسن العسكرى (عليه السلام) است.

عدل چيست؟
اولين مسأله اي كه بايد روشن شود اين است كه عدل چيست؟ ظلم چيست؟ تا مفهوم اصلي و دقيق عدل روشن نشود هر كوششي بيهوده است و از اشتباهات مصون نخواهيم ماند. مجموعاً چهار معني و يا چهار مورد استجال براي اين علمه است الف) فورون بودن = اگر مجموعه اي را در نظر بگيريم كه در آن اجزاء و ابعاض مختلفي بكار رفته است و هدف خاصي از آن منظور است بايد شرايط معيني در آن از حيث مقدار لازم هر جزء و از لحاظ كيفيت ارتباط اجزاء با يكديگر رعايت شود وتنها در اين صورت است كه آن مجموعه مي تواند باقي

بماند و اثر مطلوب خود را بدهد و نقش منظور را ايفا كند مثلاً يك اجتماع اگر بخواهد باقي و برقرار بماند بايد متعادل باشد يعني هرچيزي در آن به قدر لازم (نه به قدر مساوي) وجود

داشته باشد يك اجتماع متعادل به كارهاي فراوان = اقتصادي، سياسي، فرهنگي، قضائي، تربيتي احتياج دارد و اين كارها بايد ميان افراد تقسيم شود و براي هر كدام از آن كارها به آن اندازه كه لازم و ضروري است افراد گماشته مي شوند. از جهت تعادل اجتماعي آنچه ضروري است اين است كه ميزان احتياجات در نظر گرفته شود و متناسب با آن احتياجات بودجه و نيرو مصرف گردد اين جاست كه پاي مصلحت به ميان مي آيد يعني مصلحت كل، مصلحتي كه در آن بقاء و دوام كل و هدف هايي كه از كل منظور است در نظر گرفته مي شود از اين نظر جزء فقط وسيله است و حسابي مستقل براي خود ندارد. همچنين است تعادل فيزيكي= يعني يك ماشين كه براي منظوري ساخته مي شود و انواع نيازمنديها براي ساختمان اين ماشين است اگر بخواهد يك مصنوع متعادل باشد بايد ار هز ماده اي به قدري كه لازم و ضروري است و احتياج ايجاب مي كند در آن بكار برده شود. تعادل شيميايي نيز چنين است= ه

ر مركب شيميايي فرمول خاصي دارد و نسبت خاصي ميان عناصر تركيب كننده آن هست تنها با رعايت آن فرمول و آن نسب ها كه متفاوت است تعادل بر قرار و آن مركب بوجود مي آيد. نقطه ي مقابل عدل به اين معني بي تناسبي است نه ظلم بحث عدل به معني تناسب در مقابل بي تناسي از نظر كل مجموع نظام عالم است ولي بحث عدل در مقابل ظلم از نظر هر فرد و هر جزء مجزا و از اجزاء ديگر است در عدل به مفهوم اول (مصلحت) كل مطرح است و در عدل به مفهوم دوم مسأله حق فرد مطرح است لهذا اشكال كننده بر مي گردد و مي گردد و مي گويد من منكر اصل تناسب در كل جهان نيستم ولي مي گويم رعايت اين تناسب خواه- ناخواه مستلزم برخي تبعيض ها مي گردد آن تبعيض ها از نظر كل روا است و از ن

ظر جزء ناروا است عدل به معني تناسب و توازن از شئون حكيم بودن و عليم بودن خداوند است.
معني دوم عدل، تساوي و نفي هرگونه تبعيض است گاهي كه مي گويند فلاني عادل است منظور اين است كه هيچ گونه تفاوتي ميان افراد قائل نمي شود بنابراين عدل يعني مساوات.

اين تعريف نيازمند به توضيح است اگر مقصود اين باشد كه عدالت ايجاب مي كند كه هيچگونه استحقاقي رعايت نگردد و با همه چيز و همه كس به يك چشم نظر شود اين عدالت عين ظلم است اگر اعطاء بالسويه عدل باشد منع بالسويه هم عدل خواهد بود جمله بالسويه عدل است از چنين نظري پيدا شده است.
و اما اگر مقصود اين باشد كه عدالت يعني رعايت تساوي در زمينه استحقاق هاي متساوي البته معني درستي است عدل ايجاب مي كند اين چنين مساواتي را واين چنين مساوات از لوازم عدل است ولي در اين صورت بازگشت اين معني به معني سومي است كه ذكر خواهد شد.

ج) رعايت حقوق افراد و عطا كردن به هر ذي حق، حق او را.
و ظلم عبارت است از پايمال كردن حقوق و تجاوز و تصورف در حقوق ديگرانمعني حقيقي عدالت اجتماعي بشري يعني عدالتي كه در قانون بشري بايد رعايت شود و افراد بشر بايد آن را محترم بشمارند همين معني است اين عدالت متكي به دو چيز است:

يكي حقوق و اولويت ها يعني افراد بشر نسبت به يكديگر و مقايسه ب يكديگر، نوعي حقوق و اولويت پيدا مي كنند. مثلاً كسي كه با كار خود محصولي توليد مي كند، طبعاً نوعي اولويت نسبت به آن محصول پيدا مي كند و منشأ اين اولويت، كار و فعاليت است هم چنين كودكي كه از مادر متولد مي شود نسبت به شير مادر حق اولويت پيدا مي كند و منشأ اين اولويت دستگاه هدفدار خلقت است كه شير را براي كودك به وجود آورده است.

يكي ديگر خصوصيت ذاتي بشري است كه طوري آفريده شده است كه در كارهاي خود الزاماً نوعي انديشه ها كه آن ها را انديشه ي اعتباري مي ناميم استخدام مي كند و با استفاده از آن انديشه هاي اعتباري به عنوان «آلت فعل» به مقاصد طبيعي خود نائل مي آيد. آن انديشه ها يك سلسله انديشه هاي انشائي است كه بايدها مشخص مي شود. از آن جمله اين است كه براي اينكه افراد جامعه بهتر به سعادت خود برسند بايد حقوق و اولويت ها رعايت شود و اين است مفهوم بشري كه وجدان هر فرد آن را تأييد مي كند. و نقطه مقابلش را كه ظلم ناميده مي شودع محكوم مي سازد.

اين معني از عدل و ظلم به حكم اينكه از يك طرف بر اساس اصل اولويت ها است و از طرف ديگر از يك خصوصيت ذاتي بشر ناشي مي شود كه ناچار است يك سلسله انديشه هاي اعتباري استخدام نمايد و بايدها و نبايدها بسازد و حسن و قبح انتزاع كند از مختصات بشري است و در ساحت كبريائي راه ندارد.

مهدي (عج) وقتي مي آيد كه همه، منزلت او را بدانند و خلاء او را لمس كرده باشند. هنوز مانده تا همه ي بشريت به اجماع برسد. مهدي (عج) وقتي خواهد آمد كه جهان به واقع، منتظر او و منتظر عدالت باشد و قدر او را بداند و حاضر به پرداختن بهاي آن باشد وقتي مي آيد كه صدايش را بشنود و بشناسد و به احترام او برخيزند. نابراين انكار مهدي (عج) در واقع تشويق ستم و توحش در دنياست. انكار مهدي (عج) انكار دولت عدل جهاني و تئوريزه كردن ملوك الطوايفي همين بلوك هاي ستم و بي عدالتي است كه امروز بر دنيا حكومت مي كنند.
قدرت مركزي مهدي (عج) كه ستاد فرماندهي يك انقلاب جهاني و يك حكومت جهاني است تمدن جديد رحماني را در دنيامستقر و جايگزين خواهد كرد. مهدي (عج) براي چند وجب زمين نخواهد جنگيد، براي همه ي زمين خواهد جنگيد، براي همه ي زمين.

در روز قيام مهدي (عج) جبه اي به عرض جهان تشكيل خواهد شد و اين جا ديگر حق و باطل، چشم در چشم، شمشير مي زنند و قدرت از آنجا به همه جا ساطع خواهد شد. اين قيام از مكه آغاز خواهد شد و حتي سخناني كه مهدي(عج) در مكه و در بيت الله حرام و كناركعبه، كنار ركن يماني خواهد ايستاد و خواهد گفت، آن سخنان، ثبت و از پيش، اعلام شده است.

د) رعايت استحقاق ها در افاضه وجود و امتناع نكردن از افاضه و رحمت به آنچه امكان وجود يا كمال وجود دارد. بعداً خواهيم گفت كه موجودات در نظام هستي قابليت ها و امكان فيض گيري از مبدأ هستي با يكديگر متفاوتند هر موجودي در هر مرتبه اي هست از نظر قابليت استفاضه، استحقاقي خاص به خود دارد. ذات مقدس حق كه كمال مطلق و خير مطلق و فياض عل الاطلاق است به هر موجودي آنچه را كه براي او ممكن است از وجود و كمال وجود اعطا مي كند و امساك نمي نمايد. عدل الهي در نظام تكوين طبق اين نظريه يعني هر موجودي هر درجه از وجود و كمال وجود كه استحقاق و امكان آن را دارد دريافت مي كند ظلم يعني منع فيض و امساك وجود از وجودي كه استحقاق دارد.
عدالت

در قرآن و اخبار پيشوايان عدالت بر دو قسم فردي و اجتماعي و هر دو معني مورد عنايت كامل آئين مقدس اسلام مي باشد.
عدالت فردي

آن است كه انسان از دروغ و غيبت و گناهان بزرگ ديگر اجتناب نموده و در انجام ساير گناهان پافشاري نكند و كسي كه داراي اين صفت است عادل ناميده مي شود و طبق مقررات اسلامي اگر لياقت علمي هم داشته باشد مي تواند متصدي قضاوت و حكومت و پيشوائي تقليد و ساير مشاغل اجتماعي شود ولي كسي كه از اين شخصيت ديني محروم باشد ولو عالم باشد نمي تواند از اين مزايا بهره مند شود.

عدالت اجتماعي
آن است كه انسان نسبت به حقوق ديگران افراط وتفريط روا ندارد و همه را در برابر قانون الهي مساوي ببيند و در اجراء مقررات ديني از حق تجاوز نكند و تحت تأثير عواطف و احساسات قرار نگرفته از راه راست منحرف نشود خداي متعال مي فرمايد: «ان الله يأمر بالعدل» سوره نحل آيه ۹۰٫ خداي متعال به عدالت امر مي كند. باز مي فرمايد «واذا حكمتم بين الناس ان تحكموا بالعدل» در اين آيه خداوند بر حكام امر فرموده كه از روي عدل حكم كنند در آيات و روايات بي شماري به عدالت درگفتار و رفتار امر شده و خداي متعال ستمكاران را در چند مورد از كلام خود صريحاً لعنت كرده است.
عدل از اصول دين
در ساير مسائل الهيات اگر شبهات و اشكالاتي هست براي طبقه متكلمين و فلاسفه و اهل فن مطرح است آن مطالب هر چند دشوار باشد ولي چون از قلمرو افكر عامه ي مردم خارج است اشكال و جواب آنها هر دو در سطحي بالاتر از سطح درك توده طرح مي شود. اما ايرادها و اشكال هاي مسئله عدل در سطح پايين و وسيع عامه نيز جريان دارد در اين مسئله هم دهاتي بي سواد مي انديشد و هم فيلسوف متفكر.

از اين جهت مسئله عدالت داراي اهميتي خاص و موقعيتي بي نظير است و هميت جهت را مي توان توجيهي فرض كرد براي اين كه علماء اسلامي عدل را در رديف «ريشه هاي دين» قرار دهند و دومين اصل از اصول پنجگانه دين بشناسد وگرنه عدل يكي از صفات خدا است و اگر بنا باشد صفات خدا را جزء اصول دين شمرده شده امر ديگر است و آن اينكه شيعه با اهل سنت در ساير صفات خداوند اختلافي نداشتند اگر هم داشتند مطرح نبود. ولي در مسأله عدل اختلاف شديد داشتند و شديداً هم مطرح بود. به طوري كه اعتقاد و عدم اعتقاد بهعدل، علامت «مذاهب» شمرده مي شد كه مثلاً شخص شيعه است يا سني و اگر سني است معتزلي است يا اشعري.
عدالت در سايه حضرت مهدي (عج)

براي قرآن، قرآني ناطق لازم است كه روان اين قرآن ناطق باروان قرآن بايد هماهنگ باشد و آن قرآن ناطق كسي جز معصوم نمي تواند باشد زيراو انعكاس است حقيقي از حكومت خداوند در قرآن كريم كه در هر زمان و مكاني بايد وجود داشته باشد و حتي اگر غايب شد فقهاي عادلي وجود دارند كه عالم را از منابع اصليش استخراج مي كنند و اين امر استمرار دارد همانطور كه پيامبر در حديث ثقلين مي فرمايد: «انهما لن يفترقا حتي يرداعلي الحوض» اين دو از همديگر جدا نمي شوند تا اينكه در كنار حوض كوثر به هم ملحق شوند شيعه و

سني هر دو در نقل اين حديث مشتركند. اكنون داراي امام حجت هستيم و نيز حكمي كه تا هزاران سال ادامه خواهد داشت چه بسا خداوند عمر حضرت نوح (ع) را طولاني كرده تا براي ما حقيقت طولاني كردن عمر حضرت حجت (عج) را تأكيد كند زيرا كه او برتر از نوح (ع) و ساير انبياست. اين برتري به خاطر آنست كه او در آنجام دادن كاري موفق خواهد شد كه پيامبران نخست نتوانستند آن را انجام دهند و اين كار همان به وجود آوردن دولت جهاني در زمين زير پرچم اسلام است. بعد از امام حجت (عج) رجعت خواهد بود يعني اهل بيت براي

برقراري حكم خداوند به زمين برخواهند گشت. اينكه امام حجت به شمشير بر مي گردد، به خاطر اينست كه ديگر به چنين اسلحه اي نياز ندارد و دنيا همه به صورت دولت واحدي خواهد بود كه عدالت و نور واحدي خواهد داشت و كساني كه مخالف عقيده ي توحيدند، هيچخطري بري بشريت بوجود نخواهند آورد. ديگر به ساتخدام سلاح و نيرو حاجتي نيست، زيرا كه قوت و نيرو در علوم كشاورزي صنعت، اقتصاد، آزاديها و هرچه كه انسان را خوشبخت مي كند خواهد بود.

دولت عاشقي و عدل جهاني
از مهدي (عج) هرچه بگوييم حكايت انگشتانه و درياست ايشان در چشم انداز بسيار مرتفع هستند و ما از هر زاويه اي كه بخواهيم به ايشان بنگريم بايد كلاهمان را از سرمان برداريم تا نيفتد. ايشان بر روي بام جهان و بر شانه تاريخ ايستاده اند، در حالي كه ما زير دست و پاي جهان و زير چرخ هاي ارابه تاريخ دست و پا مي زنيم. نه ما، بلكه همه ي بشريت. قيام مهدي (عج)، نقطه غليان تاريخ و شوك بزرگ تاريخي است كه عليه ستمرگران جهان و براي گشودنراه تنفس بشريت محروم وارد مي شود و بر اساس روايات نه فقط راه تنفس، بلكه ايشان راه تعقل را هم براي بشريت باز مي كنند. بخش هاي عظيمي از ظرفيت بالقوه تعقل و عقلانيت بشر تا قبل از ظهور ايشان تعطيل است. وقتي ايشان بيايند عقلانيت، تازه فعليت پيدا مي

كند و بالفعل مي شود. يعني عقل بشر، بعضي از موتورهايش خاموش بوده و به دست ايشان و در عهد ايشان روشن خواهد شد و ايشان مخالفان «عقل» و مخالفان «عدل» هر دو را، يكجا بر سر جاي خود خواهند نشاند. بازار عقلانيت و عدالت، هر دو را، گرم خواهد كرد كه به هم مربوط اندو نه «عدالت» را جداز «عقل» مي توان به درستي فهميد و معنا و اجراء كرد و نه عقل و عقلانيت اگر به عدالت، معطوف نباشد، عقل سالم و عقل به معناي واقعي كلمه است. ايشان ريشه ي كينه را در دنيا خواهند خشكاند و جامعه اي خواهد ساخت كه كينه و كينه توزي قاچاق محسوب شود زيرا ايشان عوامل كينه توزي يعني ظلم و جهل را برخواهد انداخت و رسم برادري و دولت عاشقي را برقرار خواهد كرد.
مهدي (عج) زمين را پر از عدل و داد مي نمايد

يكي از ويژگي هاي حضرت مهدي (عج) پر كردن زمين از عدل و داد اسن. اين ويژگي، مكرر از پيامبر و اهل بيت (ع) و با عبارت «عملا الأرضعدلاً كما ملئت ظلحاً و جورا» نقل شده است.
در فرازي از بشارت هاي اشعيا آمده كه در زمان آن حضرت، عدالت اجتماعي برقرار خواهد گرديد و امنيت عمومي به وجود خواهد آمد به گونه اي كه مردم در صلح و صفا و صميمت زندگي مي كنند و باهم سازش نمايند و در كنار هم با آسودگي بياسايند:

«آنگاه انصاف در بيابان ساكن خواهد شد و عدالت در بوستان مقيم خواهد گرديد. عمل عدالت، سلامتي و نتيجه ي عدالت، آرامي و اطمينان خاطر خواهد بود تا ابدالاباد. و قوم من در مسكن سلامتي و در مسكن مطمئن و در منزل هاي آرامي ساكن خواهند شد.»

در احاديث متواتر از طريق شيعه و سني از حضرت رسول اكرم (ص) روايت شده كه در مورد ظهور حضرت مهدي (عج) فرموده است:
«فيملا الأرض قسطاً و عدلاً، كما قلئت جوراً، حتي يكون الناس علي مثل أمرهم الأول لايوقظ نائماً دلا يهديق دماً»

«امت اسلامي به سوي او پناه مي برند، آنچنان كه زنبوران عسل به سوي ملكه ي خود پناه مي برند، عدالت را در سراسر گيتي مي گستراند همچنان كه پر از ستم شده تا جايي كه صفا و صميميت صدر اسلام را به آنها بازگرداند خفته اي را بيهوده بيدار مي كند (آسايش كسي را بر هم نمي زند) و خوني را (به ناحق) نمي ريزد.»
عدل راستين

اساس همه برنامه هاي اام عصر (ع)، استقرار عدالت و بر طرف ساختن ظلم و ستم است، كه در چندين مورد حضرت رضا (ع) هم به آن اشارات فرموده اند. از جمله مي فرمايند:
« … يطهر الله به الارض من اهل الكفر و الجحود» خداوند به دست او زمين را از كافران و منكران پاك مي گرداند.
همچنين در بيان ديگري آن حضرت مي فرمايند:
« … فاذا خرج اشرقت الارض بنور ربها و وضع ميزان العدل بين الناس فلايظلم احدا حداً »
«وقتي ظهور كند زمين را به نور پروردگار عالم نوراني خواهد ساختع و ترازوي عدالت را در بين مردم به گونه اي برپا كند كه كسي بر ديگري ظلم و ستم ننمايد.»