مهدی های دروغین

پیشگفتار
در سپیده دم نیمه شعبان سال دویست و پنجاه و پنج هجری در شهر سامرا پایتخت خلافت عباسی یگانه فرزند امام یازدهم (ع )دیده به جهان گشود که وی را محمد نامیدند و میلادش را از توده مردم بویژه جاسوسان دستگاه جبار بنی عباس پنهان داشتند زیرا که حکومت وقت از این کودک نامور که مژده قیام جهانگستر وی را پیامبر اسلام در گذشته داده ،سخت هراس داشت و سعی می نمود از ولادت چنین مولودی جلوگیری کند غافل از آنکه وعده خدا حتمی و قطعی بود.

در دوران امامت پدر،فقط شیعیان خالص امام توفیق زیارت حضرتش را می یافتند و چون در سال دویست شصت هجری امام عسکری (ع )به شهادت رسید و فرزند پنجساله اش حضرت مهدی (ع )بر او نماز گذارد پیگیری شدیدی برای یافتن و کشتن حضرتش به دستور معتمد عباسی آغاز گشت که سبب گردید تا حجت خدا غیبت اختیار نمود و به فرمان الهی از انظار پنهان گشت .
دوران غیبت حضرت مهدی (عج )به دو غیبت صغری و کبری تقسیم می شود .در غیبت صغری که شصت ونه سال به طول انجامید ،چهار نفر از پرهیزکاران و افراد مورد وثوق به مقام وکالت و نیابت از طرف حضرتش منصوب شدند و سوالات و مشکلات شیعیان را جمع آوری نموده و خدمت امام عرضه می نمودند و مکتوبات حضرت را در پاسخ در خواستهای مردم که توقیعات نامیده شده به مردم می رساندند و بدین ترتیب شیعیان در این مدت ارتباطی پنهانی از طریق پیامهای و نوشتارهای حضرتش بواسطه آن نایبان به امام داشتند تا آنکه در سال سیصد و بیست نه هجری غیبت کبری آغاز شد و باب نیابت خاصه مسدود اعلام گردید و از آن زمان به بعد دیگر کسی از مکان و مسکن امام آگاهی نداشته و نمی تواند به دلخواه

خویش به حضور حضرتش راه یابد اگر چه آن امام مهربان خود گهگاهی از روی لطف و محبت در مورد برخی از شیعیان نجلیاتی داشته و نامه ای را برایشان رقم زده است.
دوران غیبت امام زمان (عج) که مفهومی جز عدم حضور امام در صحنه ظاهری اجتماع را ندارد در روایات اسلامی به پنهانی خورشید درپس ابرهای تیره تشبیه گردیده است .

بهمانگونه که خورشید آنزمان که در پشت ابر از دیده ها مخفی می گردد موجودات از تمام اشعه نور و گرمای مستقیمش برخوردار نشده و در بهره گیری از آن محرومیت هایی را متحمل می شوند بهمان ترتیب تمامی خلقت و به ویژه جامعه انسانی در عین آنکه از فیوضات لازمه برخوردار می گردند اما از دیدار مستقیم و بهره وری از تمامی فیوضات آن وجود پربرکت محرومند.

گذشتگان که امام زمانشان را در صحنه اجتماع حاضر می دیدند به خدمتش می شتافتند محضر پر فیضش را غنیمت دانسته و از معارف الهیش سیراب گشته مسیر هدایت را جسته وظیفه خویش را شناخته و تمامی مشکلات خود را به یمن وجود آن امام حل می نمودند . اما متاسفانه آنانکه از فیض دیدار امام زمانشان محرومند و نمی دانند که در کجا عزیز گم کرده خود را بیابند درگیر هجرانی جانسوز ودردی جانکاهند زیرا نه به خدمتش می رسند نه آنچنان که باید از علوم الهی و معارف ربانیش بهره می برند و هم در برابر مشکلات و بدبختی های آخرالزمان و دوران غیبت اسیر و بیچاره می شوند.

در این مجموعه تحقیقی سعی شده تا با شواهد و قرائت اصل مهدویت اثبات گردد چرا که اصل مهدویت ریشه دار بوده و در صدر اسلام امر واقعی بوده است. هر چند با توجه به براهین عقلی باز هم نادانان نتوانستند آن را درک کنند و بنابراین تصمیم به جمع آوری این مطالب نموده تا مهدی های غیرواقعی روشن شوند .
امیدوارم که تمامی مسلمان جهان دست به دعا برداریم و برای ظهور فرجش دعا کنیم .
بیان مسئل

آنچه در این پروژه تحقیق مورد بررسی قرار گرفته است وجود حضرت مهدی (عج) از دیدگاه فرقه های مختلف می باشد. و عقاید و نظرات ادیان و فرقه ها مورد بررسی قرارگرفته است.
گرچه هر کدام از این فرقه های مهدی غیر واقعی را معرفی نموده اند.
بنابراین بدین وسیله خواستم شناختی از این فرقه ها به افراد جامعه بدهم و ذهنهای مردم را روشن کرده تا افراد مراقب و هوشیار باشند و همواره پیرو خاندان نبوت و امامت باشند و برای ظهور فرجش (مهدی موعود) دعا نمایند.

اهداف پژوهش
اهداف تحقیق به شرح زیر می باشد:
۱- شناسایی فرقه و ادیان مختلف
۲- تعیین نقش و تاثیر مهدویت در ظهور آقا امام زمان (عج)
۳- تلاش برای شناخت بهتر ائمه اطهار علیهم السلام بخصوص حضرت حجت (عج)
اهمیت و ضرورت پژوهش

انجام این تحقیق سبب هوشیاری مردم در زمینه امر مهمی چون مهدویت می شود و هر چه بیشتر به حقانیت ائمه اطهار و به خصوص و حضرت حجت (عج) پی برده و با مطالعه این مطالب خواننده حساسیت و دقتش نسبت به امر مهدویت بیشتر می شود.
سوالهای پژوهش :
۱- آیا بینش مردم نسبت به ادیان و فرقه های مختلف کافی است ؟
۲- آیا موقعیت های اجتماعی موجود عاملی برای هموار کردن شرایط ظهور آن حضرت می باشد ؟
۳- آیا رسانه های گروهی در زمینه موضوع مهدویت تمامی موثر برداشته است ؟
بسم الله الرحمن الرحیم

مقدمه
هنگامی که تاریخ را مطالعه می کنیم و سرگذشت رهبران راستین را با توده های مردم کج اندیش از مد نظر می گذرانیم آرزو می کنیم که ای کاش انسان را آزادی و اختیاری نبود و اگر بود ای کاش فهم و درکی می داشت .
اما اگر انسان آزادی نداشت و مقدرات بالاجبار برای او حاکم بودند دیگر انسانیت را مفهومی نبود و جداسازی صفوف انسانها از دیگر موجودات امکان نداشت پس بهتر همان را می بینم که انسان مختار باشد و افعال و اعمال خویش را در محدوده قدرتی که به او تفویض شده انجام دهد.
متاسفانه اکنون که آزادی را برای انسان ترجیح می دهیم به هزاران فاجعه برخورد می کنیم فجایعی که انسان آزاد آفریده مفاسدی که به دست این موجود مختار پدید آمده که گاهی فسادش دریاها و خشکی ها را میگیرد که :

ظهر الفساد فی البر البحر بما کسبت ایدی الناس
و همین انسان آینده ای بس خطرناک را در پیش رو دارد تا جایی که جهانی را پر از ظلم و جور می نماید که چنین آینده خطرناک و گذشته نکبت باری را نه حیوانات داشته نه ملائکه و این همان حالتی است که ملائکه در پیشگاه خداوند عرضه می دارند و بدان اشاره می کنند.
اتجعل فیها من یفسد فیها و یسفک الدماء

و خداوند با اینکه می توانست و می تواند با قدرت قاهره خود جلوی همه را بگیرد و در یک لحظه همه فسادها را ریشه کن سازد در عین حال نمی کند زیرا قرار نیست اختیار و آزادی را از انسان بگیرد و اینها همه جنبه های منفی آزادی انسان است که جنبه های مثبتش را نیز انسانهای وراسته : پیامبران ،امامان ، پزهیزکاران و صدیقان در طول تاریخ نشان داده و آینده نهانی جهان نیز در اختیار همین انسانهای صالح خواهد بود.

به آزادی انسان رضایت داده و می گوییم ای کاش این آزادی توام با علم و فهم و درک بود که باز هم بسیاری از همین مفاسد را پدیده دست انسانهای آزاد و دانا می بینیم نه آزاد نادان و از این جهت شرط دیگری لازم می دانیم و آن داشتن ایمان به خدا و اعتقاد به قیامت است.
در اینجاست که می گوییم ای کاش جهانی می داشتیم با انسانهای آزاد ،دانا و با ایمان و تقوی ! و ای کاش آنان که می توانستند چهره ای زیبا به جوامع بشری داده و به این جنگلها و نابسامانیها خاتمه دهند و بشر آزاد را با حفظ آزادیش از علم و دانش بهره مند سازند و جانش را با تقوی بیامیزند تا زودتر بر سر کار آیند و ای کاش آن پیشوای ذخیره شده برای چنین روزی زودتر زخ بنمایند و وارد صحنه شود.

امید است این تحقیق مورد استفاده خوانندگان قرار گیرد و همگی دست به دعا برداشته و دعایی که حضرتش به ما تعلیم فرمودند زمزمه کنیم:
الهم انا نرغب الیک فی دوله کریمه تعزبها الاسلام و اهله و تذل بها النفاق و اهله و تجعلنا فیها من الدعاه الی طاعتک و القاده الی سبیلک.
وبعضی گویند امام ابوحنیفه با محمد بن عبدا……امام بیعت کرد در ایام منصور خلیفه ،و چون محمد بن عبدا….در مدینه به قتل رسید امام ابو حنیفه بر همان بیعت معتقد و ثابت قدم بود ،و بدوستی اهل بیت راسخ ،و این خبر به منصور رسیده و وی را زندانی کرده تا آنکه در حبس وفات یافت .

بعضی گویند که کشته نشد وحی است و بعد ازاین خروج کند و عالم را به عدل آراسته کند و برخی دیگر به مرگ او اقرار نمودند و گفتند که امامت به محمد بن قاسم بن علی بن الحسین بن علی رسید که در ایام معتصم با الله اسیر شد ،و او را نزد معتصم حبس شد تا اینکه مرد.
و برخی دیگر به امامت یحیی بن عمر (ابوالحسین ،یحیی بن عمر بن یحیی بن حسین بن زید بن علی بن الحسین )که در کوفه خروج کرد قاتل شدند وی در ایام متوکل خروج کرد و توسط بن طاهر دستگیر و زندانی شد و سپس توسط محمد بن عبدا….. بن طاهر کشته شد.

امام ابوجعفر محمد بن علی باقر (ع)(امام صادق ع) ابوالجسارود را سر خوب لقب فرمود و تفسیر نمودند که سر خوب شیطانی است اعمی که ساکن دریاست .برخی دیگر بر این عقیده اند که علم فرزندان امام حسن (ع )و امام حسین (ع )،همچو علم پیغمبر است و رواست که علم از ایشان گرفته شود .
قرامطه :محمد بن اسماعیل را مهدی موعود می دانند و عقیده دارند که زنده است و در بلاد روم زندگی می کند .
کیسانیه

محمد حنیفه فرزند علی (ع )البته از مادری غیر از فاطمه (ع )بود که گروه کیسانیه اعتقاد داشتند او مهدی موعود است و پس از مرگ او ،سر و صدا بلند کردند که او هرگز نمرده است ،بلکه در کوه رضوی در میان دو شیر قرار گرفته که حافظ و نگهبان اویند !
در حالیکه می دانیم (محمد حنیفه )در سال ۸۰یا ۸۱ وفات کرد و در بقیع (گورستان معروف مدینه )به خاک سپرده شد و خوشبختانه امروز دیگر سر و صدایی از این گروه به گوش نمی رسد .
عقیده کیسانیه و رد آن عقیده
آنچه دلالت دارد بر فساد کیسانیه که قائل به امامت محمد بن الحنیفه (یکی از پسران امیرالمومنین ع) هستند و معتقدند که او زنده و امام زمان است چند چیز می باشد .
یکی اینکه : اگر محمد حنیفه امام معصوم بود واجب بود نص صریحی در تائید و اثبات آن رسیده باشد. زیرا عصمت جز به نص صریح از پیغمبر دانسته نمی شود. خود کیسانیه هم در این خصوص مدعای نص صریح نیستند بلکه به چیزهای ضعیفی که باعث اشتباه و انحراف آنها گشته متوسل شده اند و نصی بر آن دلالت ندارد مانند اینکه می گویند : حضرت امیرالمومنین (ع) در روز جنگ جمل پرچم را بدست او داد و گفته آن حضرت که بوی فرمود:
تو فرزند من هستی ! با اینکه حسن و حسین هم فرزندان او بوده اند؟
و دیگر : روایاتی که شیعه امامیه از پدران امام زمان و جد آن حضرت درباره امامتش نقل کرده اند مخصوص و متواتر و در کتب معتبر موجود است که از ذکر آنها به لحاظ اختصار خودداری می کنیم .
و دیگر روایاتی است که از طریق شیعه و سنی از پیغمبر اکرم (ص) در خصوص امامت دوازده امام رسیده است . هر کس که معتقد به امامت آنها باشد می داند که محمد حنیفه فوت شده و امام عصر صاحب الزمان عجل ا… فرجه است .
و دیگر منقرض شدن این فرقه است . زیرا در زمانها و زمان طولانی پیش از این (مقصود بعد از انقراض آنهاست) کسی نمانده که معتقد به امامت محمد حنیفه شود.اگر اعتقاد آنها درست بود نمی باید منقرض گردند.
اگر گفته شوند : از کجا معلوم است که آنها منقرض شده اند ؟ شاید در بعضی از شهرهای دوردست و جزیره ها و اطراف زمین مردمی باشند که هنوز محمد حنیفه را امام بدانند ؟
چنانکه ممکن است در اطراف زمین افرادی پیرو مذهب حسن (بصری) باشند و بگویند کسی که مرتکب معصیت کبیره می شود منافق است و بنابراین نمی توان ادعا کرد که این فرقه منقرض شده اند. بلکه در صورتی ممکن است یقین به انقراض آنها پیدا کرد که مسلمانان اندک و علما محدود باشند. اما در همه جا وقتی که مسلمانان پراکنده و علما بسیار باشند از کجا دانسته می شود؟
می گوییم : این حرف بازگشت به این معنی می کند که ما نتوانیم به هیچ وجه علم به اجماع امت اسلام پیدا کنیم چه که شاید در اطراف زمین شخصی مخالف اجماع باشد ! در واقع لازمه این حرف این است که مثلا بگوییم : شاید در اطراف زمین کسی پیدا شود که بگوید : تگرگ روزه را باطل نمی کند یا اینکه برای روزه دار جایز است تا طلوع آفتاب خوردن و آشامیدن را ادامه دهد ! زیرا قول اول مذهب ابوطلحه انصاری و قول دوم مذهب حذیفه و اعمش است .

و همچنین بسیاری از مسائل فقه که میان صحابه و تابعین مورد اختلاف بوده و بعدها این اختلاف برطرف گردید و علمای اعصار متاخر اجماع برخلاف آن نمودند پس لازم است که انسان در این باره شک کند و اطمینان به اجماع بر مسئله ای که سابقا مختلف فیه بوده است حاصل ننماید این گفتار بیهوده از کسانی است که می گویند شناختن اجماع و رسیدن به آن ممکن نیست ما می دانیم که طایفه انصار بعد از پیغمبر کوشیدند که مقام امامت را تصاحب کنند ولی مهاجرین آنها را عقب زدند و بعدها انصارنیز قول مهاجرین را پذیرفتند. پس اگر کسی بگوید : منصب امامت برای انصار که در صدر اسلام با مهاجرین بر سر آن اختلاف داشتند جایز است و شاید در اطراف زمین کسی یافت شود که معتقد به این معنی باشد جواب آنها چیست ؟ هر جوابی که آنها در این مورد دارند همان جواب ماست .

گروهی از مسلمین محمد حنیفه را را امام مهدی پنداشته اند و می گویند نمرده است و در کوه رضوی غائب می باشد . بعد از این ظاهر می شود و دنیا را پر از عدل و داد می کند.
فرقه محمدیه : عقیده دارند که بعد از امام علی نقی فرزندش محمد بن علی امام است. او را زنده و مهدی موعود می دانند با اینکه در حیات پدرش وفات کرده است.