مهمترين عوامل آموزشگاهي كه بر پيشرفت تحصيلي مخصوصا” در درس رياضيات مؤثرند ، عبارتنداز :
۱- روابط معلم و دانش آموز
۲- مهارت معلمان
۳- شرايط آموزشي و امتحانات مطلوب تحصيلي
۴- ارزشيابي

۵- كتابهاي درسي و مواد آموزشگاهي
۶- ناهماهنگي برنامه و روشها و روشهاي آموزشي
۷- آماده كردن درس و نمره دادن
۸- تقويم و ساعت آموزشي
۹- فضاي كلاس و تسهيلات مدرسه
۱۰ – انتظارات مدرسه از دانش آموزان
۱۱- تعويض مكرر معلمان
۱۲- دوري مدرسه (( فاصله خانه تا مدريه ))

۱- روابط معلم و دانش آموز :
آموزش بدون ايجاد رابطه معنايي نخواهد داشت . اولين هدف

معلم بايد برقرار كردن رابطه اي دوستانه و حمايت كننده با دانش آموزان باشد . بايد به ياد داشت كه هر گونه برخورد با دانش آموزان در تقويت يا تضعيف تصور آنه نسبت به معلم مؤثر است . بنابراين تلاش براي رابطه مثبت با دانش آموز بايد همه اوقات معلم و دانش آموزان را در بر بگيرد .

اجتناب از تنبيه شديد مكرر :
معلماني كه مايلند رابطه خوبي با دانش آموزان داشته باشند براي آموزش رفتار مناسب نبايد بر تنبيه متكي باشند . اغلب تنبيه ها با هدفي فراتر از خجالت دادن و ناراحت كردن دانش آموزان در نظر گرفته مي شوند . برخي از معلمان كه خود مايل به تنبيه دانش آموزان نيستند . از والدين كودك كي خواهند تا آنها را به دليل رفتار نامناسب در مدرسه ، تنبيه كنند كه در نتيجه رابطه معلم و والدين با دانش آموز دچار اغتشاش مي شود .
به جاي اينكه از والدين بخواهيم تا آنها را تنبيه كنند بهتر است كاري كنيم تا والدين با امر آموزش فرزند خود درگير شوند .
دوري كامل از راهبردهاي تنبيه شايد دشوار باشد . معلمان بايد چگونگي استفاده از روش هاي انضباطي و تنبيه هاي خفيف را بياموزند . در واقع تنبيه بايد بيشتر از آن كه واقعي باشد ، نمادي باشد . يكي از راههاي تنبيه خفيف استفاده از روش محروم كردن است .
به طور مثال وقتي دانش آموزي بامدادش به پشت شاگرد ديگر را كه در جلو او نشسته است مي زند ، معلم مي تواند آرام به او نزديك شود و مدادش را بگيرد و به او بگويد((مي تواني مدادت را در آخر وقت كلاس از من بگيري ))

۱-۱- اجتناب از شوخي :
منظور اين است كه نبايد با دانش آموزان بدرفتار از عبارات تمسخر آميز استفاده كرد .

۲-۱- پرهيز از پيش داوريهاي غير منصفانه :
اولين گام براي پرهيز از اينگونهموارد آن است كه معلم بايد

صادقانه به آنچه باور دارد اعتراف كند ، زيرا اگر آنها را انكار كند نمي تواند دانش آموزان خود را از عواقب ناخوشايند آن دور دارد . پس از آن معلم بايد تلاش كند تا بين دانش آموزان خود تفاوت نگذارد . روابط خصوصي معلم با برخي از دانش آموزان بسيار زيان بار است . زيرا ديگر دانش آموزان را نوعي تبعيض مي شمارند .
معلمي كه به رياضي علاقه مند است با دانش آموزان علاقمند به رياضي ، بيشتر رابطه برقرار مي كند . حال آنكه معلم مسئوليت حرفه اي دارد و بايد با همه شاگردان رابطه داشته باشد .

۳-۱- ثبات داشتن و بخشنده بودن :
دانش آموزان معلمي مي خواهند كه رفتارشان پايدار و قابل پيش بيني باشد . معلمي كه يك روز رفتاري دوستانه و روز ديگر رفتاري غير دوستانه دارد ، موجب مي شود كه دانش آموزان از در ميان گذاشتن مشكلات خود با وي ترديد داشته باشند . حتي دانش آموزي كه در روز قبل مشكلي در كلاس ايجاد كرده اند بايد بتواند روز بعد به راحتي به سر كلاس بيايند .

۴-۱- اجتناب از روابط وابستگي زا :
معلماني كه به وضوح براي برقراري ارتباط مثبت با دانش آموزان خود تلاش مي كنند ، بايد مراقب باشند كه يكي از حادترين دشواريهاي وابستگي ، وابستگي بيش از حد و اندازه برخي از دانش آموزان به تأييد و تمجيد معلمان است .
يكي از راههايي كه مي توان به ميزان وابستگي دانش آموزان پي برد اين است كه آنها موفقيتهاي خود را به معلم اين دانش آموزان بر اين باورند كه علل موفقيت شان بيرون از خودشان است . معلم از طريق ارزش دادن به دانش آموزان به خاطر عملكرد هاي مطلوب
مي تواند آنها را در شناسايي عوامل اصلي موفقيت خود ياري كند . مثلا” دانش آموزي در جمع كسرها مهارت كسب كرده باشد ، معلم مي تواند به او بگويد : (( توجه خوب ديروز تو به درس در يادگيري و حاضر جوابي امروزت مؤثر بوده است . ))
همچنين دانش آموزي بايد بياموزد تا شكست هايشان را به عدم تلاش و نه عدم توانايي نسبت دهند . اگر دانش آموزي در امتحان شكست خورد ، نبايد شكست خود را انكار كند بلكه بايد آن را بپذيرد . اما لازم است آنرا از عدم تلاش خود بداند .

۲- مهارت معلمان :
بطور كلي معلماني كه در نظر دانش آموزان سخت گيرترند ، معلماني كه توانايي برقراري سريع نظم را در كلاس درس دارا هستند ، معلماني كه به طور منظم از كارهاي خود ارزيابي مي كنند ، و به آنچه دانش آموز ياد گرفته ، در برابر همه آنچه بايد ياد مي گرفت ، به درستي واقفند . و به دانش آموزاني كه مطالب را در بار نخست ياد نگرفته اند ، فرصت فراگيري مجدد را مي دهند ، در حرفه معلمي خود موفق ترند .

۱-۲- آگاهي از مهارتهاي آموزشي و اصول تربيتي :
معلم بايد از فنون و مهارتهاي آموزشي آگاهي داشته باشند و تنها ايمان و تعهد ايمان و تعهد ، كافي نيست . معلمي كه از اين فنون و اصول تعليم و تربيت و مسائل روانشناسي عمومي كودك اطلاعاتي ندارد ، ممكن است با اخلاص كامل و بانيت پاك ، ولي با يك برخورد حساب نشده و نسنجيده با شاگرد او را به سرنوشتاري تلخ دچار كند .
۲-۲- تسط بر درس :
اين نيز از وظايف و مهارتهاي معلم است . زيرا معلم نقش تعيين كننده اي در سرنوشت كودكان و شاگردان خود دارد و علاوه بر تأثيرات ايماني و اخلاقي

 

كه بر روح و روان ايشان مي گذارد ، در بالا بردن توان علمي و شكل دادن به وضعيت فكري آنان نيز بسيار مؤثر است .
لازمه ايفاي اين نقش بسيار مهم ، بالا بودن توان علمي و تسلط كامل بر درس تااولا” ، مطالب آموخته شده به شاگردان صحيح باشد و ثانيا” هيچگونه ابهامي در مسائل و مطالب آن علم برايشان باقي نماند .
اگر معلم ، به صورت عميق بر رشته تعليمي خود تسلط نداشته باشد شاگردان نيز عميق نخواهند شد .معلم براي تسلط بر درس بايد در راه بالا بردن توان علمي خود بكوشد . توقف در يك حد از دانش و آگاهي براي معلم نقص بزرگي است . او بايد بازمان و پيشرفت علوم بر دانش خود بيفزايد .

۳-۲- دارا بودن طرح و برنامه درسي :
يك عامل مؤثر در ترغيب شاگردان به فعاليتهاي درس ، طرح و برنامه درسي معلم است ; طرحي كه در آن وقت كلاس تقسيم و تنظيم شده باشد ، تا به مسائل مختلف همچون پرسش از درسهاي گذشته بررسي نوشته ها و تكاليف شاگردان ، ارزيابي آنان به وسيله امتحانات ناگهاني و …….. رسيدگي شود .
خوب است معلم طرح خود را براي بچه ها در اولين جلسه مطرح كند كه اين امر موجب اهنميت دادن بيشتر آنان به ماده درسي خواهد شد .

۴-۲- ايجاد انگيزه درسي :
يك عامل مؤثر در بي رغبت بودن از شاگردان به درس رياضيات انگيزه نداشتن است كه معلم مي تواند با معرفي درس و شناساندن جايگاه آن درس در بين علوم ديگر و تأثير آن در زندگي ، اين انگيزه و هدف را ايجاد كند . اگر شاگردان هدف از يادگيري درس مورد نظر و فايده آن را بداند و بشناسند با رغبت بيشتري آن را دنبال مي كنند .
۵-۲- لازمه نظارت بر فعاليتهاي كلاس و خارج از كلاس دانش آموزان ارتباط مستمر با آنان است . در صورتي كه معلم ارتباطي احترام آميز و صميمي باشاگردان

 

داشته باشد ، وي را بر امور درسي و غير درسي خود ناظر خواهد گرفت .
علاوه بر ارتباط روحي و معنوي با شاگردان ايجاد ارتباط بين محيط درس و خانه و اجتماع به وسيله تماس با والدين آنها در نظارت بهتر و دقيقتر معلم مؤثر است .

۳- شرايط آموزشي و امكانات مطلوب تحصيلي :
عدم امكانات و تسهيلات مطلوب آموزشي يكي ديگر از عوامل افت تحصيلي دانش آموزان است . كمبود معلمان مجرب و توانا در انتقال مطالب و موضوعهاي درس به دانش آموزان ، وجود ضعف در روشهاي تدريس و تكيه بر محفوظات ، تراكم جمعيت در كلاس ، فشردگي برنامه هاي درسي و كمك آموزشي ، دوري مدرسه از محل سكونت و دهها مسئله ديگر در مورد شرايط مطلوب آموزشي و امكانات و تسهيلات تحصيلي از عوامل قابل توجه در ايجاد و افت تحصيلي است .

۴- ارزشيابي :
ارزشيابي يا امتحان به معلم اين امكان را مي دهد تا در حين آموزش يا بعد از پايان بخشي از كتاب دانش آموزان را ارزيابي كند متأسفانه دانش آموزان امتحان را به عنوان وسيله تهديد كننده يادگيري مي دانند كه منجر به اضطراب امتحان در دانش آموزان مي شود . عدم توجه به پاره اي اصول ارزشيابي ، منجر به روشهاي غلط ارزشيابي مي شود . كه اجراي اين روشها ، چيزي جز افت كمي و كيفي تحصيلي به دنبال ندارد .

 

اغلب سؤالات فرايند هاي عالي ذهن مانند درك و فهم ما به كار بستن ، تجزيه و تحليل ، تركيب و ارزشيابي را مورد سنجش قرار نمي دهند . غالب معلمان در مدارس ابتدايي تنها به پرسش هاي آخر فصل و يا سؤالاتي را كه خود مطرح مي كنند بسنده مي كنند كه اين خود باعث حفظ طوطي وار تنها قسمتهايي از كتاب توسط دانش آموز مي شود .
۵- كتابهاي درسي و مواد آموزشي :
هر جا كمبود كتاب و مواد آموزشي وجود دارد پيشرفت تحصيلي پايين تر است . در فيليپين وقتيتعداد كتاب درسي دوره ابتدايي از يك كتاب براي ۱۰ دانش آموز به يك كتاب براي دو دانش آموز تغير يافت درصد قبولي دانش آموزان از ۵۰ به ۷۰ درصد طي يك سال تحصيلي افزايش پيدا كرد .
در مورد مواد آموزشي امكان دسترسي دانش آموزان به كتاب ها از طريق كتابخانه مدرسه نيز مطرح است ، مطالب فولر ( ۱۹۶۷ ) نشان مي دهد كه هر چه تعداد كتاب هايي كه در گوشه اتاقهاي درس قرار داده مي شود بيشتر باشد ميزان پيشرفت دانش آموزان در خواندن بيشتر خواهد بود .

۶- ناهماهنگي برنامه ها و روشهاي آموزشي :
برنامه هاي درسي اگر با نظر كارشناسان و روانشناسان تربيتي تهيه و تنظيم شوند در مطالب به طور واضح خالي از ابهام باشد از عقب ماندگي احتمالي شاگردان جلوگيري خواهد كرد.روش هاي تدريس نيز بايد به تفاوت هاي فردي وشناخت كامل دانش آموزان به كار رود .

۷- آماده كردن درس و نمره دادن :

دانش آموزان معلماني كه براي آماده ساختن درس و همچنين نمره دادن تكاليف درسي و كار كلاس دانش آموزان وقت مي گذرانند نسبت به معلماني كه اين كار را انجام نمي دهند نتايج بهتري كسب مي كنند .

۸- تقويم و ساعات آموزشي :
هر چه كشوري بتواند ساعات مفيد بيشتري را در مدرسه به دانش آموزان اختصاص دهد ، در صورتي كه متناسب با علائق و روند رشد دانش آموزان باشد ، توفيق و موفقيت بيشتري به دست خواهد آورد . تعداد روزهاي مفيد سال تحصيلي بين كشورها از ۱۲۰ روز تا ۲۴۰ روز در نوسان است و تعداد ساعات آموزشي مي تواند بين ۴۰۰۰ تا ۱۰۰۰ ساعت در نوسان باشد . ( ماشيني ۱۳۷۰ )
تعطيلات سالانه آموزشي در بلغارستان ۸ هفته ، در گينه نو ۹ هفته در فرانسه ۱۶ هفته ، در ژاپن ۱۷ هفته ، در اندونزي ۲۰ هفته و در كويت حدود ۱۸ هفته و در كشور خورمان ايران ۲۰ هفته است . ( زارع ، ۱۳۷۴ ص ۲۶ )
تكاليف درس نيز مورد اهميت اند . دانش آموزاني كه تكاليف درسي بيشتري انجام مي دهند در مقايسه با بقيه موفق ترند .

۹- فضاي كلاس و تسهيلات مدرسه :
دماي مناسب يكي از ضروريات يك كلاس درس است

و در غير اين صورت مي تواند به عنوان يك متغير مزاحم مانع توجه دانش آموزان به معلم و درس شود . بنابراين يك كلاس درس بايد از دماي مناسب در فصول سال بهره مند باشد . اگر فضاي كلاس براي نشستن و راه رفتن مناسب نباشد ، همچنين اگر فضاي كلاس نور كافي نداشته باشد و يا تابلوي كلاس طوري نصب شده باشد كه همه به راحتي نتوانند از آن استفاده كنند منجر به افت آموزشي خواهد شد . در مورد نقش تراكم كلاس ( تعداد دانش آموزان كلاس ) مطالعات نشان مي هدهد كه در كلاس هاي كم تراكم ، موفقيت دانش آموزان بيشتر نيست ، مگر آنكه كلاس كمتر از ۱۵ نفر باشد كه در اين صورت امكان آموزش انفرادي فراهم مي شود . همچنين مي توان اظهار داشت كه ميزان پيشرفت تحصيلي دانش آموزان در كشورهاي صنعتي در كلاس هاي بيشتر از ۴۵ نفر و در كشورهاي در حال توسعه در كلاس هاي بيش از ۵۵ نفر كاهش مي يابد . جالب توجه است كه در مقايسه تطبيقي انجام شده بين دانش آموزان پايه ينجم ۱۵ كشور ، كره با تراكم ۶۰ نفر در كلاس و ژاپن با ۴۲ دانش آموز در كلاس ، رتبه اول را به دست آورده اند . بنابراين آنچه در پيشرفت دانش آموزان نقش مهمي ايفا مي كند ، تراكم كلاس نيست بلكه چيزي است كه در كلاس اتفاق مي افتد . در مورد كلاس هاي با تراكم بيش از ۶۰ دانش آموز هيچ مطالعه اي در دسترس نيست و به نظر مي رسد كه عدد ۶۰ را بتوان به عنوان تراكم حداكثر به حساب آورد ، مشروط برآنكه اتاق درس به اندازه كافي باشد و معلم قبلا” با شيوه تدريس در اين گونه شرايط آشنا شده باشد . ( ماشيني ، ۱۳۷۰ )

۱۰ – انتظارات مدرسه از دانش آموزان :
بخشي از شكستهاي تحصيلي درس رياضيات و دروي ديگر به ناسازگاري كودكان با توقعات و انتظارات مدرسه ارتباط دارد . در شكستهايي هم كه شخصيت دانش آموز منشأ اصلي نيست ، نقش علت معين را به خود مي گيرد . به بيان ديگر

انتظارات مدرسه تاكنون نتوانسته است با برخي از شخصيتهاي كودكان سازگار شود . سازگاري مدرسه با شخصيتهاي كودكان يا نوجوانان بايد از را ملاقات دانش آموز و معلم و با برداشتن گامهايي از سوي طرفين به جانب ديگر ، صورت گي

رد و در اين راه (( همسويي )) ابتكار عمل را در مدرسه در دست گيرد . ( لوگال ، ترجه شجاع ، ۱۳۷۴ ص ۸ )
گاهي علت افت تحصيلي دانش آموز انتظار عدم موفقيت و پيش داوري هاي غلطي است كه معلم از دانش آموز دارد ، معلم در اولين برخورد با دانش آموزان خود سعي مي كند با پيش داوري هاي خود ، آينده تحصيلي آنها را پيش بيني كند .
مطالعات نشان داده است كه اين پيش داوريها بر ميزان پيشرفت و يا شكست درسي دانش آموزان مؤثر است . به اين صورت كه اگر يك دانش آموز را كه نمرات متوسطي از درس رياضيات دارد ، به يك معلم مصرفي كنيم و به او بگوئيم تيزهوشان است و نمرات درختاني خواهد آورد ، خود اين دادن نگرش در ارتباط و رابطه معلم با دانش آموز تأثير خواهد گ

ذاشت و باعث پيشرفت درسي وي خواهد شد . نتيجه اينكه معلمان بايد از پيش داوري منفي در مورد يك فرد جدا بپرهيزند . زيرا خود اين پيش داوري شايد منجر به شكست او بيانجامد . ( بيابانگرد ، ۱۳۷۸ ص ۲۲۳ )

۱۱- تعويض مكرر معلمان :
تعلويض مكرر معلمان در طول سال تحصيلي و ناتواني بع

ضي از دانش آموزان به منظور سازگاري با روش تدريس و خصوصيات معلم ممكن است بويژه در مقاطع ابتدايي منجر به افت تحصيلي شود .

۱۲- دوري راه مدرسه :
مسافت بسيار زياد بين خانه و مدرسه دانش آموزان و يا طولاني بودن ساعات آموزشي در طول روز باعث مي شود كه آنها خستگي بسيار زياد را روزانه تجربه نمايند و اين خستگي به مرور موجب بي علاقگي و دلزدگي آنها به درس و مدرسه مي شود . لذا توصيه مي شود كه حتي الامكان نزديكترين مدرسه براي تحصيل دانش آموزان انتخاب شود كه برخي بزرگان امروزي گفته اند : نزديكترين مدرسه بهترين مدرسه براي دانش آموز .
كمبود معلم با صلاحيت و آموزش ديده :

يكي ديگر از عواملي مؤثر در افت تحصيلي رياضيات دانش آموزان دوره ابتدايي كمبود معلمان با صلاحيت و آموزش ديده مي باشد .
اكثر معلمان مدارس ابتدايي با وسايل كمك آموزشي درس رياضيات آ

شنايي چنداني ندارند . و آنها كه اين وسايل را مي شناسند چون طريقه استفاده از آن را نمي دانند و عملا” چنين آموزشهايي نديده اند ، به استفاده از اين وسايل چندان رغبتي نشان نمي دهند . اين مسأله بايد هشداري براي مراكز ضمن خدمت باشد تا با برگزاري دوره هاي ضمن خدمت در رابطه با شيوه هاي عملي استفاده از وسايل آموزشي درس رياضيات و همين شيوه هاي ساخت وسايل ساده اين درس راه را براي استفاده معلما

ن از وسايل آموزشي ، با رغبت و علاقه هموار سازند . و بدنبال آن زمينه يادگيري همراه با تفكر و فهم دانش آموزان را فراهم كرده به يادگيري دائمي دست پيدا كنند .
همانگونه كه در كشورهاي ديگر نيز اينچنين گامهايي براي آموزش بهتر برداشته
شده است در ژاپن معلمان راهنما و سرپرستاني كه در قلمرو فن آوري آموزشي فعاليت دارند .
نرم افرازهاي آموزشي را طراحي مي كنند و به آموزگاران آموزش مي دهند كه چگونگي فعاليتهاي آموزشي را طراحي ، اجرا و ارزشيابي كنند .
در كشور مالزي مراكز آموزش ضمن خدمت معلمان بهره گيري از فن آوري آموزشي را در برنامه هاي آموزشي خود مورد تأكيد قرار داده اند .

مقاومت بعضي معلمان در برابر تفكرات جديد و
روشهاي جديد تدريس :

اين قضيه بيشتر به معلميني بر مي گردد كه سن آنها گذشته و سابقه اي بيش از بيست سال دارند . و بيشتر بر همان روشهاي گذشته كه حتي خودشان آموزش ديده اند تأكيد دارند .
در تدريس بيشتر از روش سخنراني بهره مي برند و وسايل كمك آ

موزشي در كلاس درسشان جايي ندارد و حتي گاهي آنها را مخل در امر آموزش مي دانند و خيلي به ندرت از وسايل كمك آموزشي استفاده مي نمايند .
كلاس درس اين معلمان خشك و خشن است . به نظر اين معلمان دانش آموزان فرمان برداران محض هستند و فقط بايد آنچه را كه معلم مي گويد انجام دهن

د و خود هيچ گونه نظري ندهند . بيشتر بر حافظه تأكيد دارند و جنبه هاي عملي و عيني و كاربردي درسها را به دليل وقت گير بودن آن كنار مي گذارند . طول مدت تدريس اين معلمان زياد و بر عكس يادگيري دانش آموزان كم وضعيف است و معلم و شاگرد هر دو خسته مي شوند . بنابه دلايل فوق دانش آموزاني كه در كلاس درس اينگونه معلمان حاضر مي شوند اكثرشان دچار افت تحصيلي خصوصا” در رياضيات خواهند شد .

بي توجهي والدين نسبت به پيشرفت تحصيلي دانش آموزان :

تعدادي از والدين در شهرها و اكثر والدين در روستا به علل مختلف از قبيل علل اقتصادي و معيشتي نسبت به پيشرفت تحصيلي دانش آموزان خود نقش بي طرف ايفا مي كنند و نسبت به آن
بي توجهند . و اين حالت در حالي است كه اگر والدين در اين زمينه توجه بيشتري نمايند ، قطار پيشرفت جامعه كه موتور اصلي آن دانش آموزان هستند با سرعت بيشتري به حركت خود ادامه خواهد داد و با نقايص كمتري روبرو خواهد شد .
نقش خانواده در پيشرفت تحصيلي بالاخص در درس رياضيات :
تحقيقات متعدد نشان مي دهد كه پيشرفت تحصيلي دانش آموزان كه والدين آنها افرادي آگاه و باسوادند و بهتر به راهنمايي آنها مي پردازند بيشتر است . والدين با شناخت بيشتر از شيوه هاي صحيح تعليم و تربيت بهتري مي توانند به ياري فرزندان خود بشتابند .
راهنمايي تحصيلي به معني انجام دادن بخشي از كارها و تكاليف دانش آموز نيست . كمك به او به اين طريق باعث مي شود تا او نتواند بخشي از مطالب را به خوبي بياموزد .
نكته ديگر در اين زمينه اين است كه عده اي فكر مي كنند حفظ ك

ردن مطالب رياضي يا درس ديگر و يا رونويسي به تنهايي تكاليف مهمي است . در صورتي كه هدف اساسي آموزش و پرورش ، ايجاد و پرورش خلاقيت و قدرت تجزيه و تحليل در دانش آموزان است . متأسفانه يكي از مشكلات اساسي نظام آموزشي تأكيد بيش

از حد بر روي پرورش حافظه و حفظ كردن است .
بايد به دانش آموزان كمك كرد تا مطالب درسي را خوب بفهمند و بتوانند به زبان خودشان بيان كنند . مهمترين نقشي كه والدين در زمينه راهنمايي تحصيلي فرزندان خود مي توانند داشته باشند ايجاد محيطي آرام و مساعد براي مطالعه و انجام تكاليف است . يادگيري در شرايطي بهتر صورت
مي گيرد كه در آن محيط آرام باشد و محركهاي مزاحم از جمله تلويزيون ، بازي ساير كودكان و سروصداهاي ديگر كمتر باشد .
همچنين والدين مي توانند به جاي خريد اشياي غير ضروري براي دانش آموزان كتابهاي كمك درسي ، غير درسي و وسايل كمك آموزشي تهيه كنند .

سرانجام والدين بايد سعي كنند با دادن مسئوليتهاي مختلف در حد توان دانش آموزان احساس مسئوليت پذيري و عزت نفس آنها را تقويت كنند . تا نسبت به تدريس معلم نيز احساس مسئوليت كرده ، و تكاليف خود را درست تر انجام داده وقت بيشتري را صرف يادگيري كنند .

تأثير تغذيه و بهداشت در يادگيري درس رياضيات :

درس رياضيات از دروسي است كه در هنگام تعليم و آموزش دي

دن و حتي آموزش دادن احتياج به شادابي خاصي دارد .
اصولا” امروزه معلمين براي تدريس درس رياضي ساعات اوليه حضور در كلاس را
در نظر مي گيرند ، اگر دلايل آن را بررسي كنيم مي بينيم كه در اين موقع هم فكر دانش آموز آماده است و هم پس از يك استراحت كامل در اول صبح داراي يك شادابي خاص است . و روح و روان او از هر نظر آمادگي بيشتري دارد .
بر هيچ كس پوشيده نيست كه افرادي كه داراي

وضعيت روحي و رواني و جسماني مناسبي نباشند به خوبي نمي توانند فكر خود را متمركز نمايند . و يادگيري در آنان به خوبي انجام نمي شود . از يكي از عوامل مختلف اختلال در يادگيري درس رياضيات در كودكان ، بهداشت و تغذيه نامناسب و وضعيت بد روحي و رواني بچه هاست .
نوع تغذيه و بهداشت و مراقبتهايي كه از كودك مي شود ، مستقيما” در رشد او
اثر مي گذارد . سوء تغذيه و بخصوص كمبود پرتئين ، موجب كندي رشد وزن و حجم مغز
مي شود . در نتيجه دانش آموزي كه از كمبود تغذيه و بهداشت در رنج باشد مسلما”در يادگيري كليه دروس دچار مشكل خواهد بود ، چه برسد به يادگيري درس رياضي ، پس
به طور خلاصـه مي تـوان گفت كه نـابرابري امـكانات تـربيتي و تخـصصي در واقـع از خـانواده آغاز
مي شود . و خانواده ها بايد زمينه هاي مناسب بهداشتي و رواني و تغذيه اي را براي فرزندان فراهم آورند تا فرزندانشان به راحتي و درستي بتوانند ادامه تحصيل دهند و معلمين هم هنگام تدريس و دادن تكليف به بچه ها به اين مقوله توجه كافي داشته باشند .

تأثير آموزش پيش دبستاني در پيشگيري از شكست :

در مبارزه با مسئله شكست تحصيلي ، آموزش و پرورش پيش دبستاني ، چه از لحاظ رواني و چه از لحاظ پرورشي نقش اساسي دارد . رشد جسمي و رواني كودك از آغاز تولد تا ۶ سالگي ، با آهنگي سريعتر از سالها و مراحل بعد انجام مي گيرد . در ۳ سال اول زندگي شبكه اعصاب و مغز كودك كه البته متأثر از عوامل زيست شناختي و رواني است ، به سرعت نمو مي كند . شوق يادگرفتن و آموختن در اين سنين جلوه اي خاص دارد . ولي شكوفايي آن وابسته به محيط خانوادگي و محيط آموزشي مدرسه است . در اي

 

ن سالها كودك بسيار كنجكاو است . ولي اگر به پرسشهاي او پاسخهاي قانع كننده اي داده نشود ، به تدريج كنجكاوي او پژمرده مي شود .
آموزش و پرورش پيش از مدرسه ، تفاوتهاي ناشي از محيط اجتماعي و فرهنگي را كه خود زمينه شكست تحصيلي را فراهم مي كند ، تخفيف مي دهد .
بسياري از بررسيها نشان مي دهند كه كودكاني كه پيش از ورود به دبستان در كودكستان تحت تعليم و تربيت بوده اند ، در پايه هاي اول دوره ابتدايي نسبت به سايرين پيشرفت تحصيلي بيشتري دارند .