چکیده

کشورهاي ایران و افغانستان به حکم مؤلفه هایی همچون جغرافیا، تاریخ، اقتصاد و فرهنگ بر همدیگر تاثیر گذاشته اند و از هم تاثیر می پذیرند. علاوه بر موارد فوق ظهور و سقوط طالبان تحت تأثیر آمریکا و تحولات افغانستان پس از ۱۱ سپتامبر

۲۰۰۱، باعث اهمیت بیشتر تحولات این کشور در ارتباط با امنیت ملی ایران شده است. محیط استراتژیک ایران چنان است که افغانستان به یکی از مهمترین حلقههاي این محیط تبدیل شده است. امروزه عدم وجود صلح و امنیت در افغانستان، وجود سیاستهاي اشغال گرانه آمریکا و خصوصاً سیاستهاي پنهان خارجیان به منظور انتقال مواد مخدر و باندهاي قاچاق اسلحه و گروههاي خرابکارانه به ایران مواردي است که همواره ایجاد ثبات امنیتی منطقه را به مخاطره افکنده است. مهمترین منابع تنش زاي سیاسی- امنیتی در روابط ایران و افغانستان عبارتند از فعالیت اشرار و قاچاقچیان مواد مخدر در داخل و آن سوي مرزها، فعالیت گروه هاي تروریستی که اقدامات منفی سیاسی و ضد امنیتی مرتکب می شوند، حضور مهاجرین افغان و تبعات ناشی از این حضور، قاچاق کالا، ورود، حمل و خرید و فروش سلاحهاي جنگی غیر مجاز، جرائم خشن(سرقت هاي مسلحانه،آدم ربایی،گروگان گیري وگروکشی،تحرکات اشرار)، جستجو کرد.در مقاله حاضر درصد آن هستیم که با روشی توصیفی- تحلیلی به تجزیه و تحلیل عمده ترین منابع تنش زاي سیاسی- امنیتی در روابط ایران و افغانستان را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهیم.

واژگان کلیدي: ایران ،افغانستان، مرز، جرایم سازمان یافته، نیروهاي خارجی

مقدمه

پدیده اي به نام مرز از زمان معاهدات صلح وستفالی به تاریخ ۲۴ اکتبر ۱۶۴۸ همزمان با نظریـه حاکمیـت کشـوري و مفهـوم جدیدش اساساً با هدف تعیین حد خارجی سرزمین یک دولت ایجاد شـده اسـت. بـه عبـارت دیگـر مرزهـاي سیاسـی کشـور مهمترین عامل تشخیص و جدایی یک واحد متشکل سیاسی از واحدهاي دیگر است. در درون همین خطوط مرزي اسـت کـه وحدت یک مجموعه سیاسی به نام کشور شکل می گیرد. مرز مؤلفه اي از هویت دولت مـدرن اسـت کـه امـروزه مـورد توجـه دولتهاي جدید قرار گرفته است، در نظامهاي سیاسی قدیم مسائل مرزي منحصر به سر حدات و حل آنها سـهل و سـریع بـوده است. لیکن امروزه چالشهاي مرزي به واحدهاي سیاسی احاله می گردد و حل و فصـل آنهـا چنـدان سـاده نیسـت. علـت ایـن پیچیدگی را می توان در کارکردهاي مرز جستجو نمود. کارشناسان و متخصصان ژئوپلتیک در خصوص نقش و کارکردهاي مرز نظرات متفاوت و تکمیل کننده اي ارائه کرده اند. تحدید حدود منطقه اي اعمال قدرت حکومت، اثبات حقوقی یا فیزیکی یـک دولت بر یک قلمرو خاص، ایجاد حد نهایی کنترل و حاکمیت هر دولت بر قلمرو و مردم خود ،از جمله کارکردهایی هستند کـه به مرز نسبت داده شده و مؤید این مطلب است که مرز حائز نقش و کارکردهاي متفاوت در مقوله هـاي سیاسـی ،اجتمـاعی و نظامی است . بررسی ها نشان می دهد نقش و کارکرد مرز در مناطق مختلف جهان، بسته به نوع مناسبات موجود، متفـاوت و

١٣٩

ھما ش م ی ی زی و ا ؛ چا ش و ر یا
۳۰ و ۳۱ فروردین – ۱۳۹۱ دانشگاه سیستان و بلوچستان
National Congress on Border Cities and Security; Challenges and Strategies – CBCS 2012

گوناگون بوده و قابل تعمیم نیست. به علاوه گذشت زمان نیز اثرات کارکردي آنها را دچار تغییر می کند. از دیگـر سـو انقـلاب اطلاعاتی و گسترش فن آوري اطلاعات از قبیل ماهواره و اینترنت در سالیان اخیر بر کارکرد مرزها تـأثیر زیـادي داشـته و بـر اهمیت آن افزوده است.

این حقیقت غیر قابل انکار است که کشور ایران در طی تاریخ با تغییر در مرزهاي سیاسی یا قدرتمند شده و یا دچـار ضـعف و انحطاط گردیده است. خصوصاً اینکه جمهوري اسلامی ایران در منطقه اي از جهان واقع شده که مدام در سیطره قـدرت هـاي بزرگ جهانی قرار داشته است و مرزهاي این کشور به شدت متأثر از این مناسبات جهانی بوده است. ناهمگونی هـاي مرزهـاي کشور در ابعاد مختلف به گونه اي است که کمتر منطقه اي از مرز در برابر نوع خاصی از پدیده هاي مختلف ناامنی و ناهنجاري قرار گرفته است و انواع گوناگون تهدیدات خارجی و داخلی نیز به شکلی این ناهنجاري ها را تحت تـأثیر قـرار داده و بعضـاً در مقاطعی به آن دامن زده اند.

بیان مسئله

کشورهاي واقع در یک حوزه ي جغرافیایی به حکم مؤلفه هایی همچون جغرافیا، تاریخ، اقتصاد و فرهنگ بر همدیگر تاثیر می گذارند و از هم تاثیر می پذیرند. نگاه عمیق به تحولات جمهوري اسلامی ایران و افغانستان نشان می دهد که این دو کشور بـه علت همسایگی، مسایل تاریخی، فرهنگی، زبانی و دینی از یکدیگر متأثر می شوند. به عنوان مثال جنگ داخلـی در افغانسـتان به بی ثباتی در مرزهاي ایران و ورود مهاجرین افغان به ایران انجامید. در همین حال، وقوع انقلاب اسلامی در ایران آثـار اولیـه خود را بر افغانستان به نمایش گذاشت و لذا ایران به یکی ازحامیان نیروهاي جهادي در افغانستان تبدیل شد. اشغال افغانستان به وسیله شوروي، رقابت شرق و غرب در این کشور، جنگ و جهاد داخلی، کشتار شیعیان و آواره شدن میلیـون هـا نفـر، مـواد مخدر، مسئله هیرمند و . . . از جمله مسائلی هستند که ایران از آنها تأثیر پذیرفته و در بعضـی مواقـع بـراي تـأمین امنیـت و منافع خود به ناچار درگیر تحولات و مسائل افغانستان شده است. علاوه بر موارد فـوق، ظهـور و سـقوط طالبـان تحـت تـأثیر آمریکا و تحولات افغانستان پس از ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، باعث اهمیت بیشتر تحولات این کشور در ارتباط با امنیت ملـی ایـران شده است.

محیط استراتژیک ایران چنان است که افغانستان به یکی از مهم ترین حلقه هاي این محیط تبدیل شده است. امروزه عدم وجود صلح و امنیت در افغانستان، وجود سیاست هاي اشغال گرانه آمریکا و خصوصاً سیاست هاي پنهان برخـی کشـورها بـه منظـور انتقال مواد مخدر و باندهاي قاچاق اسلحه و گروههاي خرابکارانه به ایران مواردي است که همواره ایجاد ثبات امنیتی منطقه را به مخاطره افکنده است. مهمترین منابع تنش زاي سیاسی- امنیتی در روابط ایران و افغانسـتان را مـی تـوان در مؤلفـه هـاي فعالیت اشرار و قاچاقچیان مواد مخدر در داخل و آن سوي مرزها، فعالیت گروه هاي تروریستی که اقـدامات منفـی سیاسـی و ضد امنیتی مرتکب می شوند، حضور مهاجرین افغان و تبعات ناشی از این حضور، قاچاق و جرائم خشن، جستجو کرد. با حمله آمریکا به افغانستان و اشغال نظامی آن کشور، مناطق پیرامونی ایران تغییراتی را پذیرا شد و حوزه نفوذ سنتی ایران را محـدود و در تنگناي شدید قرار داد. حضور آمریکا درافغانستان و در پاکستان (به طور غیرمستقیم و بر مبناي همکاري) موجب کـاهش قدرت مانور ایران در افغانستان و گسترش حوزه ژئوپلیتیکی آمریکا شد. اتمی شدن پاکستان و ظهور یـک قـدرت هسـتهاي در همسایگی ایران و همکاري استراتژیک این کشور با آمریکا در منطقه به ویـژه در افغانسـتان و اخـتلال در شـکل گیـري روابـط راهبردي ایران، روسیه، چین و هند و معرفی افغانستان به عنوان یک رقیب ژئوپلیتیکی براي ایران از جمله مؤلفـه هـاي بسـیار مهمی است که میزان آسیبپذیري ایران را در این حوزه ژئوپلیتیکی بطور فزایندهاي بالا برده است(یونسـیان، .(۵۷ :۱۳۸۰ بـا توجه به این مطالب می توان ادعا کرد که بخش قابل توجهی از مؤلفه هاي تأثیرگذاردر تأمین امنیت داخلـی کشـور بـه نـوعی متأثر از متغیرهاي خارج از مرزهاي سرزمینی است لذا هر گونه آسیبپذیري در روابط کشور بـا همسـایگان زمینـه نقصـان در امنیت داخلی و امنیت ملی را فراهم مینماید.

١٤٠

ھما ش م ی ی زی و ا ؛ چا ش و ر یا
۳۰ و ۳۱ فروردین – ۱۳۹۱ دانشگاه سیستان و بلوچستان
National Congress on Border Cities and Security; Challenges and Strategies – CBCS 2012

روش انجام تحقیق

روش در تحقیق علمی راه دستیابی به شناخت است. روشهاي تحقیق در علوم اجتماعی روشـهاي انطبـاق آگـاهی بـا شـناخت است. با توجه به اهمیت مطالب و به روز بودن آنها و ملاحظات مرتبط با متغیرها و گزاره هاي دخیل در رونـد تحقیـق و ابعـاد گسترده مسائل امنیتی- سیاسی میان دو کشور ایران و افغانستان از چهارچوب روش توصیفی – تحلیلی اسـتفاده شـده اسـت.
پرسش اصلی این پژوهش، این است که مهمترین منابع سیاسی، امنیتی تنش زا در روابط دو جانبه ایران و افغانستان کدامند؟ و فرضیه اصلی بر این پایه استوار گردیده است که »مؤلفه هایی چون : قاچاق مواد مخدر، پناهندگان افغـانی، مسـأله اقـوام و مذاهب در دو سوي مرزها، تروریسم، حضور نیروهاي فرا منطقه اي در افغانستان، اختلافات ارضی و مرزي، و … عواملی هستند که در حیطه ي روابط ایران و افغانستان، سرنوشت دو کشور را به هم پیوند می زند و آنها را بـه همکـاري نزدیـک و مشـترك وادار می کند.

مباحث نظري

امنیت: واژه عربی از ریشه »امن« است و تعاریف گوناگونی که تقریباً معانی یکسانی را می رساند، از آن به دست آمـده اسـت.

در فرهنگ فارسی عمید، امنیت به : »در امان بودن، ایمنی، بی ترسـی، آرامـش و آسـودگی« معنـا شـده اسـت(عمیـد،:۱۳۶۰ .(۲۵در دانشنامه سیاسی، امنیت در لغت، حالت فراغت از هر گونه تهدید یا حمله یا آمادگی بـراي رویـارویی بـا هـر تهدیـد و حمله آمده است(آشوري،.(۳۸ :۱۳۶۶ همچنین به صورت نسبتاً جامع در فرهنگ علوم سیاسـی، امنیـت چنـین تعریـف شـده است:

۱٫ تضمین ایمنی، یعنی قراردادهاي تنظیمی سیاسی براي کاهش احتمال بروز جنگ، برقراري مذاکره به جاي محاربـه و قصـد حفاظت از صلح به عنوان شرط طبیعی بین دولت ها؛
۲٫ مصونیت از تعرض و تصرف اجباري و دور ماندن از مخاطرات و تعدیات به حقـوق و آزادي هـاي مشـروع(آقابخشـی،:۱۳۷۶ .(۳۸۴

مرز: انسان ها براي مشخص ساختن پیرامون فعالیت خود، آن گونه که با گستره فعالیت همسایه تداخل پیدا نکنـد، ناچـار بـه تعیین خطوطی قراردادي در بخش پایانی و پیرامونی محیط زیست یا قلمرو خود می باشند که گونه گسترش یافته این مفهوم خط پیرامونی است که بخش پایانی گستره فعالیت یک ملت را مشخص می سازد و جنبه اي سیاسی پیدا مـی کنـد کـه مـرز خوانده می شود(مجتهدزاده، .(۴۰ :۱۳۸۱ مرزها حدود ملت ها و کشورها را مشخص کرده و بنابراین معـرف کشـور- ملـت هـا هستند. مرزها به طور هم زمان، ابزار سیاست کشور، تجلی و وسیله قدرت و تعیین کننده امنیت ملی هستند(میرحیدر،:۱۳۷۵ .(۱۴۱

قاچاق: قاچاق کلمه اي ترکی است به معنی: تردستی، کاري که پنهانی و با تردستی انجام شود، خرید و فروش کالاهـایی کـه در انحصار دولت بوده یا معامله آنها ممنوع باشد؛ وارد یا صادر کردن کالاهایی که ورود و صدور آنها ممنوع است(عمیـد،:۱۳۵۵ .(۱۵۶ قاچاق یعنی کاري بر خلاف قانون که پنهانی انجام شود و متاعی که معامله یا ورود آن به کشور ممنوع باشـد. بـه طـور کلی، هر نوع معامله یا مبادله کالا با پول یا کالایی دیگر که دولت محدودیت یا ممنوعیتی علیه آن وضـع کـرده باشـد قاچـاق محسوب می شود(بنائی،.(۷۶ :۱۳۷۷ قاچاق تحت عناوین مختلف دسته بندي می شود، مثلاً در یک دسته بندي، می تـوان آن را به قاچاق داخلی از یک سو و از سویی دیگر به قاچاق خارجی تقسیم کرد. در این تقسیم بندي مبدأ و مقصد قاچاق در نظـر گرفته می شود و هرگاه این دو نقطه درون کشور واحدي باشند قاچاق داخلی و در غیر این صورت قاچاق خارجی محسوب می شود(سیف،.(۲۷ :۱۳۷۸