مواد خشبي

اهميت گونه هاي چرا كننده
 تقريبا يك سوم كره زمين(۱۳٫۷ ميليون هكتار) خشكي است.
 ۳ تا ۴ درصد براي هداف شهرنشيني و صنعتي استفاده شده است
 ۱۰ درصد زير كشت است
 زمينهاي غير توليدي حدود ۱۵ درصد خشكي است
 زمينهاي جنگلي ۲۸ – ۳۰ درصد خشكي است
 ۴۰ درصد كل خشكي زمين را چراگاه تشكيل داد

ماهيت مواد خشبي

 خوراك حجيمي است كه وزن كمي بازاي هر واحد حجم دارد.
 روشهاي مختلفي براي طبقه بندي خوراك وجود دارد ولي هيچ تعريف جامعي وجود ندارد و هميشه استثاء هست
 بيشتر مواد خشبي داراي الياف خام بيشتر از ۱۸ درصد و قابليت هضم پايين هستند يكي از استثنائات ذرت سيلو شده است( الياف خام ≥ ۱۸ درصد و TDN ≥ ۷۰ درصد) گرامينه هاي جوان نيز الياف بالا و قابليت هضم بالا دارند
 NDF مواد خشبي كاملا بالاست( ليگنين بالا قابليت هضم را مي كاهد)
 هرچه سن گياه بالاتر باشد ليگنين هم بيشتر است
 بالاترين غلظت ليگنين در ساقه هاست
 كاه هاي بالغ و خشك غلات بين ۱۰ تا ۱۵ درصد ليگنين دارند
 بيشتر مواد خشبي داراي كلسيم و منيزيم و پتاسيم بالا(بويژه لگومينه ها) و فسفر پايين است

مراتع:

 مراتع موقت: ساده ترين مراتع آنهايي هستند كه با كشت يك گونه منفرد گياه مرتعي ايجاد شده و عمر كوتاهي (۴-۱ سال) دارند
 مراتع دائم: مخلوطي از گياهان مختلف در آن كشت مي شود گرامينه و لگومينه
 مراتع طبيعي: علاوه بر گياهان لگومينه و گرامينه داراي درختچه ها و بوته ها نيز هستند
 علوفه مرتعي براي نشخواركنندگان خوراكي با ارزش غذايي بالا شناخته مي شود.

مرتع گرامينه(گراس)
الگوي رشد
تركيب شيميايي
عوامل موثر بر ارزش غذايي
سيستم چرا
اختلالات تغذيه اي ناشي از تغذيه گرسها

الگوي رشد:

 مهمترين گرامينه ها شامل گندم و جو و ذرت مي باشد
 در مناطق سرد و معتدل وقتي در بهار دماي خاك به ۶-۴ درجه سانتي گراد مي رسد رشد مي كند
 الگوي رشد مشابه دارند

 توليد برگ به سرعت انجام مي شود
 با رشد مرتع در بهار ماده خشك گياه افزايش مي يابد

 در مناطق گرم دماي خاك در سرتاسر سال براي رشد گياه بالاست ولي معمولا كمبود آب براي رشد وجود دارد
 در مناطق داراي فصول مرطوب و خشك متمايز رشد مرتع در فصل مرطوب به سرعت انجام شده با ظهور خشكي رشد متوقف شده گياه مي ميرد به بقاياي علوفه خشك باقي مانده در مرتع STANDING HAY مي گويند.

 سرعت رشد مرتع به محيط، مقدار مواد مغذي و ميزاني از برگهاي گياه كه در برابر نور قرار دارند بستگي دارد
 پس از برداشت رشد مجدد آهسته و سپس رشد سريع و نهايتا بلوغ و رشد كم انجام مي شود
 در مناطق معتدله سرعت رشد معمول در بهار ۱۰۰-۴۰ كيلوگرم ماده خشك در هر هكتار در روز مي باشد.

تركيب شيميايي:

 پروتئين خام از اندك (۳ درصد در گرامينه بالغ) تا ۳۰ درصد در گرامينه جوان بخوبي كوددهي شده
 مقدار الياف رابطه معكوس با CP دارد

 ADF از ۲۰ تا ۴۵ درصد در گياه بسيار بالغ مناطق باير فرق دارد
 رطوبت گياه جوان ۸۵-۷۵ درصد است كه با بلوغ گياه به ۶۵ درصد تنزل مي يابد
 آب و هوا رطوبت گياه را شديدا تحت تاثير قرار مي دهد

 تركيب ماده خشك به ميزان ديواره سلولي و محتواي داخلي سلول بستگي دارد
 معمولا ۲۰-۳۰ درصد ماده خشك را سلولز و ۳۰-۱۰ درصد آن را همي سلولز
 محتويات سلولي بيشتر شامل كربوهيدراتهاي محلول در آب و پروتئين است

 كربوهيدراتهاي محلول در آب شامل: فروكتانها، قندهاي گلوكز و فروكتوز و سوكروز و رافينوز و استاكيوز
 در گراسهاي مناطق معتدله كربوهيدرات ذخيره اي فروكتان فراوانترين كربوهيدرات قابل حل بوده و عمدتا در ساقه يافت مي شود
 در گراسهاي مناطق گرمسيري و نيمه گرمسيري به جاي فروكتان، نشاسته ها را در بافتهاي رويشي گياه انبار نموده و اين مواد عمدتا در برگها ذخيره مي گردند.
 غلظت كربوهيدراتهاي محلول در آب گراسها ۲۵ تا ۳۰ درصد متغيير است.

 پروتئين حقيقي گراسها ۸۰ درصد كل ازت را تشكيل مي دهد
 كل پروتئين با بلوغ گياه كم مي شود ولي مقادير نسبي اسيدهاي آمينه تغيير چنداني نمي كند
 بيش از نيمي از پروتئين سلولي گراسها به صورت آنزيم ريبولوز بي فسفات كربوكسيلاز است كه در فتوسنتز نقش دارد
 پروتئين گراسها غني از آرژينين، اسيدگلوتاميك و ليزين است.

 پروتئين گراسها نسبت به دانه داراي ارزش زيستي بالاتري براي رشد است و متيونين اولين و ايزولوسين دومين اسيدآمينه محدودكننده رشد در آنها محسوب مي شود
 پروتئين گراسهاي مناطق گرمسيري نسبت به مناطق معتدله كمتر است

 تجزيه پذيري و قابليت هضم پروتئين گراسهاي نابالغ كاملا بالاست(۸۰-۷۰%)با بلوغ علوفه كم مي شود
 در گياه بالغ بخشي از پروتئين با الياف متصل و به صورت ADIN غير قابل هضم مي شود.
 هر چه شرايط رشد بهتر باشد NPN بيشتر است و با بلوغ گياه كم مي شود

 بخش اصلي NPN شامل اسيدهاي آمينه و آميدهايي مثل گلوتامين و آسپاراژين است كمي هم نيترات وجود دارد كه مي تواند سبب مسموميت حيوانات چرا كننده شود
 ليپيد گراسها پايين و حداكثر ۶ درصد است بخش اصلي اين گروه تري آسيل گليسرولها، گليكوليپيدها، موم ها، فسفوليپيدها و استرولها است
 تري اسيل گليسرولها بخش اندكي از ليپيدها را شامل مي شود و بيشتر آن گالاكتوليپيد است(۶۰% كل ليپيد).

 اسيد لينولنيك اسيدچرب اصلي است و بين ۶۰ تا ۷۵ درصد كل اسيدهاي چرب را شامل مي شود پس از آن اسيدهاي لينولئيك و پالميتيك بيشترين فراواني را دارند.
 ميزان مواد معدني آن متغير و در جدول زير آمده است.

 گراس سبز منبع غني از بتاكاروتن(پيشساز ويتامين A) است ممكن است تا ۵۵۰ ميلي گرم در هر كيلوگرم ماده خشك برسد
 مقدار ويتامين D در آنها پايين است و در گراسهاي بالغ بيشتر است بعلت برگهاي مرده كه در آنها D2 از ارگوسترول اشعه ديده توليد مي شود
 گراس سبز محتوي مقادير معتنابهي ويتامين Eو ويتامينهاي B بخصوص ريبوفلاوين است.

عوامل موثر بر ارزش غذايي علوفه

مرحله رشد

 مهمترين عامل موثر بر تركيب و ارزش غذايي علوفه مرتعي است.
 با رشد گياه غلظت پروتئين گياه كاهش و الياف و ديواره سلولي افزايش مي يابد
 مي توان با كاربرد كودهاي ازته مانع كاهش شديد سطح پروتئين گياه شد
 با بلوغ گياه كل خاكستر نيز كم مي شود

 با بلوغ گياه و افزايش نسبت ليگنين و نيز افزايش نسبت ساقه به كل گياه قابليت هضم كم مي شود لذا انرژي گراسها نيز با بلوغ كم مي شود.

گونه

 گراسهاي مناطق معتدله بعلت توزيع بارندگي يكنواخت نسبتا بكندي رشد نموده بالغ مي شوند بنابراين مي توانند در مراحل اوليه رشد كه ارزش غذايي ابلا دارند استفاده شوند
 گراسهاي مناطق خشك سريعتر بالغ مي شوند و مقادير پروتئين و فسفر آنها تا حد بسيار پايين نزول مي يابد و الياف آنها افزايش مي يابد
 قابليت هضم گراسهاي مناطق گرمسير ۱۵-۱۰ درصد كمتر از منطق معتدله است
 تفاوت ديگري كه بين گونه گرمسيري و معتدله وجود دارد مقادير فراوانتر مجموعه آوندي و غلافهاي ضخيم آن و ليگنين فراوانتر و تراكم بيشتر سلولهاي مزوفيل بافت مركزي برگ در گراسهاي مناطق گرمسيري است.

 اين مساله سبب افزايش استحكام گراسهاي گرمسيري و مقاومت بيشتر در برابر تجزيه شكمبه اي است
 بر همين اساس قابليت هضم و مصرف اختياري اين علوفه پايين است

خاك و كود:

 نوع خاك و بخصوص ميزان مواد معدني آن ممكن است تركيب گياه را بر هم بزند
 كمبود يك عنصر محدود كننده در خاك مي تواند رشد گياه را محدود سازد
 در گرامينه ها كود ازته رشد گياه را تسريع مي كند

 كمبود يك عنصر خاص در جيره غذايي ممكن است بهره وري از جيره را بكاهد مثلا كمبود گوگرد در گوسفندان منجر به كاهش قابليت هضم جيره مي شود
 رايجترين كمبودهاي مواد معدني در گراسها شامل فسفر، منيزيم، مس و كبالت است.
 اسيديته خاك بر جذب برخي عناصر (بخصوص عناصر كم مصرف) توسط گياه اثر كند

 دو عنصر منگنز و كبالت توسط گياه در خاكهي آهكي ضعيف است
 جذب موليبدن در خاكهاي اسيدي به كندي و سختي صورت مي گيرد

 معمولا بالا بودن موليبدن با كمبود مس همراه است(خاكهاي اسيدي) كه منجر به اسهال سياه مي شود.
 كاربرد كودها منجر به تغيير تركيب مواد معدني گياه مي شود

 استفاده از كودهاي ازته منجر به افزايش ميزان برگ گياه و افزايش فتوسنتز مي شود لذا ميزان پروتئين خام و آميد و نيترات افزايش مي يابد
 استفاده از كودهاي ازته منجر به كاهش كربوهيدراتهاي محلول در آب گراسهاي مناطق معتدله مي شود اين گياه ها به طور مطلوبي سيلو نمي شوند

سيستم چرا:

 در بسياري از مناطق دنيا چراي پيوسته انجام مي شود كه رعايت نسبت دام به علوفه بايد انجام شود
 چراي تناوبي به صورت يك مدت چراي فشرده و سپس ايجاد فرصتي براي احياي مجدد مرتع مي باد
 در برخي مراتع به هيچ وجه چرا انجام نشده بلكه علوفه آن توسط ماشين برداشت شده و پس از انتقال در اختيار دام قرار مي گيرد به اين عمل چراي صفر(Zero grazing) مي گويند

ساير عوامل موثر بر ارزش غذايي گراسها

 آب و هوا و فصل
 روز ابري: كربوهيدرات محلول گراس پايينتر از روز آفتابي است
 درتابستان ليگنين علوفه بيشتر قند آن كمتر مي شود
 در اواسط تابستان كاروتن بيشتر از ساير فصول است
 در اول صبح مقدار كاروتن بيشتر است

 دوره خشكي: افزايش كلسيم گياه
 رطوبت بالا: كاهش كلسيم گياه و افزايش فسفر گياه
 انرژي خالص گراس پاييزه پايينتر از بهاره است حتي وقتي در يك مرحله رشد و داراي يك انرژي قابل متابوليسم برابر باشند
 علوفه آخر فصل نسبت به اول فصل داراي كربوهيدرات كمتر و پروتئين بالاتر است و منجر به كاهش توليد پروتئين ميكروبي در شكمبه مي شود

بررسي خانواده گرامينه
ذرت:
 از نظر كلسيم و فسفر فقير و قابليت هضم مواد آلي آن خوب(۷۳%) است
 ذرت علوفه اي از نظر كاروتن بسيار غني است
 اگر ديرتر از مرحله خميري شدن برداشت نشود غني تر از همه علوفه هاي مرتعي است
 برگها ، كلاله و غلاف داراي ويتامين D مي باشد

 زبر بودن ذرت بعلت وجود سيليسيم است
ذرت خوشه اي:
 مخصوص نواحي گرم است ولي همه جا كشت مي شود
 به علف شتري هم معروف است چون به بي آبي مقاوم است
 ساقه آن ۵-۲ متر مي رسد و برگهاي آن شبيه ذرت است
 به انواع زير تقسيم مي شود: ۱)ذرت خوشه اي قندي(Sweat. S) كه محصول زيادي دارد ولي داراي ماده سمي اسيد سيانيدريك و ساپونين است. (۲) ذرت خوشه اي علوفه اي(اطلسي)(Faraye. S) گياهي جارويي و علف گاوي و قياق نيز به آن گفته مي شود۳- ذرت خوشه اي علفي Yohnson.S (4)ذرت خوشه اي دانه اي grain.S 5- ذرت خوشه اي جاروئي Broom.s
ذرت خوشه اي سوراني Sudan grass:

 چون داراي ساقه هاي نازك ميباشد خوش خوراك بوده و علفي تابستاني است گاو و گوسفند ميباشد
 مانند ساير ذرتهاي خوشه اي اگر قبل از خوشه بستن برداشت شود باعث مسموميت ميگردد از نظر ارزش غذايي مانند ذرت ولي تعداد دانه هاي آن بيشتر است كه بعلت ريز بودن دانه معمولا گاو از آن استفاده نكرده و از مدفوع خارج ميشود ولي گوسفند آنرا بخوبي ميخورد

 ميزان محصول ذرت خوشه اي بخصوص اين نوع در دو تا پنج چنين۵۰ تا ۱۳۰ تن د رهكتار است در اغلب علفهاي سبز و جوان ذرت خوشه اي ماده اي سمي بنام اسيد پروسيك يا هيدروسيانيك وجود داشته كه بيشتر در نواحي كم آب و خشك كه باعث توقف رشد گياه ميشود اين ماده زياد شده و باعث مسموميت ميگردد ولي اگر اين گياه بعد از درو خشك و يا سيلو شود اين اسيد مقدارش كم ميشود و يابكلي از بين ميرود و اين اسيد در دانه وجود ندارد چنانچه كود ازته در خاك زياد شده مقدار اين اسيد نيز بيشتر ميگردد

 چنانچه جهت سيلو مصرف ميشود بايد قبل از سفت شدن دانه برداشت شود و اگر بصورت سبز مصرف شود بهتر است دانه ها تا اندازه اي سفت شود سيلوي ذرت خوشه اي زماني استفاده ميشود كه گياه رسيده دانه ها سفت شده باشد و اسيديته آن مانند اسيديته ذرت علوفه اي بوده و بخوبي مورد استفاده دام قرار بگيرد چنانچه خوشه ها بخوبي نرسيده باشند و سيلو شود سيلو بيش از اندازه اسيدي شده و ارزش غذائي آن كم ميشود.

جو Hordeum:
 براي دانه كشت ميشود ولي بعنوان تعليف و علوفه تازه بهاري ويا مخلوط با ساير خانواده حبوبات كشت ميشود
 بايد محصول تازه را بمحض خميري شدن دانه چيد و مصرف نمود و چنانچه فرصت استفاده از آن نباشد ميتوان آنرا سيلو نمود و در تابستان استفاده كرد چنانچه دانه آن سفت شده مورد علاقه دام نبوده از خوردن آن امتناع ميورزد و در صورت استفاده باعث ايجاد ناراحتيهاي آن و گلو و باعث بيماري قارچي Actinomysess ميشود .
 مقدار محصول خيل جو ۱ تا ۸ تن و براي عادت دادن دام از علوفه خشك بمرتع جو بايستي دقت شود زيرا جو تازه خاصيت لينت آور دارد جهت جلوگيري از

سرما بعنوان گياه نگهدارنده معمولا باشبدرها ، ماش ، يونجه و غيره كشت ميشود و داراي ارزش زيادي است.
گندم Triticum Sativum:
 اگر چه بعنوان دانه جهت مصرف انساني كشت ميشود ولي اگر زمين قوي و آب كافي باشد ميتوان بعنوان دو بار چراي آزاد يا سر چرا استفاده شود
 اگر اواخر شهريور گندم كشت شود اوايل آنان قابل چريدن است و نيز در بهار قبل از ظهور و خروج جوانه سنبله نيز از علف آن استفاده ميشود
 گاهي گندم نيز با شبدر و يونجه و غيره بعنوان نگهدارنده كشت ميشود البته در بهار چراي مرتع علوفه گندم بعلت سلولز كم و آب زياد دام با اشتهاي زياد خورده و باعث نفخ و يا اسهال ميگردد و جهت جلوگيري و كم نمودن اين مسئله ميتوان در صبح زود يكبار دام را بسرعت از گياه گذرانيد تا شبنم يا رطوبت آن كم شود مقدار محصول تازه در بهار ۱۰ تا ۲۰ تن در هكتار است

 همچنين مصرف طولاني گندم سبز بعلت دارا بودن ۳۸ % پروتئين و همچنين ، K Ca،P و زيادو Na كم باعث بهم خوردن تعادل مواد معدني و ايجاد لرزش ، نا آرامي ، سفت شدن ماهيچه ، فحلي هاي پي در پي وحتي سقط جنين ميشود.
چاودار:

 گياهيست خوشخوراك در فصل پائيز كشت ميشود و ميتوان از علوفه آن در اواخر بهمن ماه استفاده نمود
 بعنوان قصيل ،تهيه دانه و گياه نگهدارنده با شبدر و يونجه كشت ميشود
 محصول آن زياد ۱۲ تا ۲۰ تن در هكتار به آب كم احتياج داشته و به تهيه زمين نياز ندارد و بعلت مقاومت در مقابل سرما در زمستان كشت ودر اسفندماه بخوبي رشد كرده است در كوهستانها ونواحي خشك و كم رطوبت كشت مي شود

 چون خيلي زود ساقه چوبي ميشود حيوانات تا مرحله سنبله بستن بخوبي از آن استفاده ميكنند مصرف آن بصورت سبز به همين علت بهتر است تا اضافه نمودن كود ازته ميتوان پروتئين خام آنرا از ده درصد به ۱۶ درصد برسانيم

جودوسر ( يولاف ) يا جو اسبيAvena Sativa :
 نوع وحشي آن بنام و مزارع و غلات بطور هر روز چون غذاي اصلي است بنام جو اسبي يافت است .دانه برنگهاي سياه ، سفيد و يا زرد و گياه بعنوان علوفه سبز ، دانه يا كاه كاشته ميشود

 چنانچه بعنوان علوفه مصرف شود بهتر است با گياهان پروتئين دارد مثل ماش ، باقلا كاشته شود و بهترين زمان برداشت علوفه پس زا بسته شدن سنبله و زمان خميري بودن دانه است بعلت شيرين بودن بخوبي مورد استفاده دام قرار گرفته

 البته داراي مقداري ساپونين است كه ممكنست باعث تلخي شير شده مثلا چنانچه شيري روزانه ۱۵ كيلوگرم استفاده شود باعث تغيير كيفيت مزه و بوي شير ميشود
 همچنين بعلت داشتن نيترات باعث مسموميت ميشود البته امكان مسموميت وقتي بوجود مي آيد كه مقدار No3 از ۰٫۷ % بيشتر باشد
 مصرف متعارف آن ۸-۶ كيلوگرم در گاو است مصرف سيلوي يولاف ،‌گندم ، جو و چاودار كه حدود ۴۰-۳۰ % ماده خشك دارد بشرح زير ميباشد جهت گوسفند ۱٫۹ تا ۳٫۲ كيلوگرم ماده خشك براي ۱۰۰ كيلوگرم است.

گندميان:
آرواي سفيد ( علف فيورين ) :
 گياهيست بلند ، زودرس و به نواحي مرطوب ودر محلهاي خشك در قسمتهاي سايه و نيمه سايه رشد ميكند مثل بين درختان در جنگل و كنار جويبار . از نظر ارزش غذاي متوسط و در نواحي ممكنست گياه به انگلها از جمله كرمهاي پهن آلوده باشد .
دم روباه ( دانه قناري ) :

 گياهيست بلند و در نواحي مرطوب و آبگير رشد كرده مصرف زياد آن باعث تغيير نمره شير و چربي ميشود بهتر است قبل از گل كردن مورد استفاده قرار گيد در غير اينصورت گياه بلند شده روي زمين افتاده و ميپوسد .
پنجك يا علف با‌غ ( علف داكتيل )‌:

 بصورت دسته جمعي در مراتع جلگه اي ، كوهستاني و به استثناء مناطق باتلاقي و مرطوب روئيده و ساقه بلند ات بهترين موقع استفاده قبل از گل كردن است زيرا بعد از گل كردن بعلت داشتن خارهاي ريز باعث زخم دهان و مري و حلق ميشود و ايجاد كيسه هاي چركي در دهان نموده و در نتيجه اشتهاي دام كم شده و محصول كم ميگردد د رمقابل سرما حساس و نسبت به آفتاب مقاوم نيست.

جوسيخك ( چمن زانوئي ):
 اين گياه داراي ساقه بلند و در مناطق گرم و زمينهاي پرقدرت رشد ميكند معمولا با يونجه كشت ميشود و ساقه آن زود چوبي ميشود و داراي مقداري ساپونين نيز ميباشد كه باعث تغيير مزه شير ميشود بعلت زود چوبي شدن از گياهان درجه ۲ محسوب ميشود .
چمني ها Lolium :
 يكدسته از علفهاي مرتعي كه بصورت چمن كشت ميشوند كه به چمنيها مشهورند كه داراي انواع يك يا چند ساله است و جهت تزئين در پاركها ،‌ باغها و غيره ونيز بعنوان توليد علوفه كشت ميشود .
 چمن اشكدار ،‌چمن ايتاليائي يكساله بوده و در نواحي گرم و مرطوب كشت ميشوند.

 چمن انگليسي ( يا دائمي ) كه در تمام چمنها روئيده و حتي بعد از گل كردن مورد استفاده قرار ميگيرد
 چمن تلخك يا چچيم : كه داراي ماده سيانوك بوده و در اسب وحتي سگ ايجاد مسموميت ميكند.

 چمن ايراني : در مناطق ابري و كوهستان بصورت خود و در منطقه ساده بنام چمن ( يارندي ) معروف ميباشد كه معمولا در مقابل سرما مقاوم است .
 علف تيموتي Timoty grass : گياهان معروف خانواده مرتعيها ميباشد گياهيست چند ساله و تا حدودي دائمي ساقه بلند و در مقابل سرما و رطوبت مقاوم و معمولا با شبدر كاشته ميشود ولي داراي ارزش غذائي خوب و خوش خوراك است اگر چه زود چوبي و خشك مشود ولي داراي ارزش غذا ي خوب بخصوص p بوده ولي Ca آن كم است و بهتر است قبل از گل كردن استفاده شود بعلت داشتن P زياد بعنوان گياهي متعادل كننده مورد استفاده قرار ميگيرد و مصرف آن همراه با يونجه باعث بالا رفتن مقدار شير و درصد چربي ميشود ولي اگر بمقدار زياد استفاده شود باعث عقيمي دام و تلخي شير ميشود .

اختلالات تغذيه اي ناشي از گراسها:
مسموميت نيتراتي:
 نيترات مي تواند در گرامينه ها تجمع يابند
 خود نيترات براي حيوانات سمي نيست

 در شكمبه نشخواركنندگان نيترات به نيتريت تبديل مي شود
 نيتريت به هموگلوبين چسبيده توليد مت هموگلوبين(رنگدانه قهوه اي رنگ) مي كند كه قادر به حمل اكسيژن نيست
 نشانه هاي مسموميت نيتريتي: لرزش، تلوتلوخوردن، تنفس سريع و مرگ
 در صورتي كه علوفه حاوي كربوهيدرات محلول زياد باشد اثر سمي نيترات كمتر خواهد شد

مسموميت زايي مايكوتوكسيني:
 ممكن است گرامينه ها توسط قارچهاي مولد مايكوتوكسين آلوده شوند
 عارضه ” بي تعادلي ناشي از گراس چاودار” در اثر مصرف چاودار آلوده ايجاد مي شود و علايم آن شامل: بي تعادلي و ايست قلبي
 قارچ ارگوت با توليد آلكالوئيد ارگوتي بنام ارگووالين(ergovaline) موجب لنگش فستوكا مي شود.
 آلودگي با قارچ پيتومايسيس كارتاريوم موجب صدمات كبدي و آزاد سازي صفرا در خون مي شود و با تجزيه كلروفيل توليد فيتواريترين مي نمايد كه باعث يرقان و حساسيت به نور مي گردد و آن را اگزماي صورت مي گويند.

بيماري گراس( grass sickness)
 اين عارضه پس از چراي اسبها پس از يك دوره خشكي در مرتع بروز مي كند و اسم علمي آن ديساتونومياي(dysautonomi) اسبي است و علايم آن عبارتند از: لرزش عضلاني، دشواري يا ناتواني در بلع، استفراغ محتويات معدي، ايستادن غير طبيعي، انسداد كولون و كاهش وزن كه به دليل صدمه به سيستم عصبي خودكار مي باشد.

لگومها

 خانواده لگومينوز حدودا ۱۸۰۰۰ گونه دارد كه معروفترين آنها در تغذيه دام يونجه و شبدر است.
 مزاياي علوفه لگومينه:
۱ – خوشمزگي و خوش خوراكي گياه
۲- بعلت غني بودن مواد پروتيئني
۳ بالابودن كلسيم ويتامين A و D

۴- كشت آنها توام با خانواده غلات باعث بالا رفتن پروتئين مرتع ميگردد
 لگومها قابليت همزيستي با باكتريهاي تثبيت كننده ازت در خاك و مقاومت به خشكي دارند
 مصرف كودهاي پتاسيم و آهك موجب افزايش رشد آنها مي شود

 كود ازته كه موجب تحريك رشد گراسها مي شد رشد لگومها را مختل مي كند
 هرچه فسفر خاك بيشتر باشد فسفر گياه هم بيشتر مي شود
 رايجترين لگومهاي مراتع انواع شبدرها مي باشد.

 شبدرها از نظر ميزان پروتئين و مواد معدني غني تر از گراسها هستند و ارزش غذايي آنها با افزايش سن كمتر افت مي كند
 لگومها داراي پروتئين زياد هستند و ريشه آنها ازت هوا را گرفته در خاك تثبيت مي كند
 بيشتر پروتئين آنها در برگ و دانه جمع مي شود و گياه جوان داراي مقدار زيادي پروتئين است
 پروتئين آنها بيشتر از نوع گلوبولين است و اسيدهاي آمينه گلوتاميك، آرژينين و سيستئين آن كم است

 مقدار كلسيم و منيزيم آن بيشتر از گراسهاست

 سرعت هضم و عبور شبدرها در دستگاه گوترش از گراسها بيشتر بوده موجب مصرف خوراك بيشتر مي شوند.
 مشابه گراسها قند اصلي موجود در شبدرها سوكروز است و فاقد فروكتان هستند و حاوي مقادير نسبتا زيادي نشاسته هستند
 لگومهاي مناطق گرمسير و معتدله از نظر تركيب و قابليت هضم تفاوت چنداني با هم ندارند ( برعكس گراسها)
 لگومها نسبت به گراسها داراي پروتئين بالاتر هستند

 ساقه لگومها داراي الياف بيشتري از گراسهاست و داراي كربوهيدراتهاي محلول كمتري هستند
 سطوح كلسيم، منيزيم، گوگرد و مس آنها بالاتر و سطوح منگنز و روي آنها كمتر از گراسهاست
 لگومها به لحاظ دارا بودن پروتئينهاي سيتوپلاسميك و احتمالا پكتين ها استعداد ايجاد نفخ در نشخواركنندگان را دارند.

يونجه
 گلهاي يونجه بنفش رنگ ، خوشه اي شكل و از اجتماع ۱۰ تا ۲۰ گل تشكيل شده است بنور آفتاب احتياج زيادي داشته و چنانچه رطوبت زياد نباشد نسبت بدرجه حرارتهاي بال مقاوم است گيا هسيت عمومي نواحي گرمسير كه به خشكي مقاوم است ولي كلا نسبت به كليه آب و هواها مقاوم شده زمين آن نبايد زياد مرطوب بوده و حتما داراي آهك باشد .
 زمان كشت موقعي است كه حداقل درجه حرارت محيط ۸ باشد و هر چه مقدار گرما طولاني تر باشد محصول بيشتر است در جنوب هشت چين و در شمال تا ۴ چين در سال برداشت ميشود در نواحي گرمسير مقدار رشد بستگي به دوز آبياري دارد كه معمولا متوسط دور آبياري حداكثر ۱۲ روز ميباشد.
 يونجه به آهك و P زيادي احتياج داشته و معمولا قبل از بذر پاشي كود فسفر و در پائيز كود آهك بصورت سرك برداشت در هر هكتار هشت تا ۱۲ تن علف خشك و حدت بهره برداري با مديريت خوب ۱۵ الي ۶ سال ميباشد .

 نسبت انرژي به پروتئين در يونجه كم است و داراي مقدار كافيCa,P,VitA,D و كمپلس Vit.B ميباشد
 درصد تركيب مواد موجود در قسمتهاي مختلف يونجه نسبت به ماده خشك
گل برگ ساقه اصلي ساقه فرعي
پروتئين خام ۲۲۱۴ ۲/۲۲ ۸/۱۰ ۶/۱۴

ماده چرب ۵/۱ ۶/۲ ۵/۰ ۱
سلولز ۵/۱۶ ۵/۱۵ ۵۲ ۶/۳۴
مواد معدني ۶/۹ ۳/۱۶ ۲/۶ ۲/۱۲

اثر عوامل مختلف در تركيب و ارزش غذائي يونجه
 الف ) چگونگي تهيه علوفه خشك : علوفه پر برگي كه از رنگ آن سبز ، باران نخورده باشد ، كپك زده . شته تقريبا داراي ارزش علوفه سبز و تر ميباشد چون برگ داراي پروتئين بيشتري ميباشد لذا هر چه در طول عمليات خشك كردن برگ گياه جدا شود ارزش غذائي آن كم ميشود معمولا علوفه باران خورده داراي كاروتن كمتري بوده ولي علوفه كپك زده اصلا ارزش غذائي ندارد .

 ب ) مرحله برداشت معمولا از علوفه جوان پروتئين بيشتر و قابليت هضم بالائي دارد و چنانچه يك دهم به گل نشسته باشد بهترين موقع در است چنانچه زودتر از اين برداشت شده بهتر است بمصرف طيور برسد و چنانچه بعد از گل كردن كامل درو شود بهتر است بمصرف اسب و خوك برسد و يونجه اي كه خيلي زود برداشت شود حالت اسهال آور داشته .
 -بطور كلي ارزش غذائي يونجه بمقدار ۱ % براي هر روز تاخير در برداشت بعد از گل دهي اوليه ميباشد
 رابطه بين ماده خشك و سن در يونجه

مرحله رشد و سن درصد ماده خشك ارزشيابي
قبل از غنچه ۱۸-۱۵% پروتئين خيلي زياد ، ماده خشك و سلولز كم دارند نبايد چيده شود .
غنچه دار قبل از گل ۲۱-۲۰% پروتئين زياد ، ماده خشك و سلولز كم دارند نبايد چيده شود
شروع گل يا ۱۰% گل ۲۳-۲۲% تعادل بين مواد غذايي برقرار مقدار محصول حداكثر بهترين موقع چيدن است

تمام گل ۲۵-۲۳% مقدار پروتئين نسبتا كم بموقع چيدن هر چه زودتر
بعد از گل دادن ‹۲۵ سلولز و ماده خشك خيلي زياد پروتئين كم براي چيدن دير است.
 در چينهاي بعدي معمولا در صد ماده خشك در مراحل مشابه حدود ۱ % بيشتر است .

 ج ) دفعات برداشت چين: اول داراي برگ ريز و كمتر و داراي علفهاي هرز بيشتر و پروتئين كمتري است ولي در چينهاي بعدي بيشتر ميشود ارزش نسبي چينهاي مختلف يونجه بستگي بشرايط آب و هوا و محل دارد مثلا در بضي مناطق بهتر است مزرعه يونجه بمصرف طيور و در بعضي مناطق بمصرف چراي گوسفند برسد .
مرتع يونجه:

در بيشتر كشورها يونجه را بصورت خالص يا مخلوط با غلات كشت ميكنند معمولا د رمناطق مرطوب ۲ تا ۳ سال و گرمسير ۳ و ۵ سال مرتع دوام مي آورد براي اينكه يونجه در فصل زمستان پايدار بماند و داراي ذخيره رشد بعدي باشد تاقبل از شروع زمستان ارتفاع يونجه ۷تا ۱۰ سانتيمتر رها ميشود از چراي سنگين مرتع يونجه و يونجه مخيرده اجتناب شود.
سيلوي يونجه

سيلو يونجه ( گياهاني كه داراي پروتئين زيادي هستند بعلت تخمير كند نميتوانند سيلوي مرغوبي بدهند كه براي دفع همين مشكل ميتوان ملاس به آنها اضافه نمود و يا همراه با خانواده گندميان مانند جو – ذرت خوشه اي و يا ساير گياهان استفاده نمود معمولا در مناطق گرمسير و خشك بعلت افت ماده خشك يونجه را سيلو نميكنند چنانچه يونجه بمقدار زياد ددر تغذيه گاو شيري مصرف شود بايستي مكملهاي فسفر و نيز اضافه شده و الا كمبود P ظاهر و باروري گاو كم ميشود وقتي يونجه بمرحله گل كامل و يا درپايان گل دادن باشد
اولا: داراي ماده تلخي بنام ساپونين كه يكنوع ماده آلكالوئيدي است بوده كه بعلت تلخي دام آنرا نميخورد و ثانيا ساپونين باعث ايجاد تاول پوستي ( كوليك نيكروز ) و همچنين باعث حل گلبولهاي قرمز خون ميشود چون كلا باعث حل الكترونها ميشود كه باعث حفظ گلبولها است

– حداكثر مصرف يونجه سبز و مرغوب د رگاو شيري حدود ۶۰۰ كيلوگرم است ولي بهتر است مقدار مصرف آن محدود ۵-۶ كيلوگرم خشك در روز و از مواد ديگري نيز استفاده شود براي گوسفند ۲ –۵ كيلوگرم يونجه در روز استفاده شود .

پودر يونجه
– از پودر يونجه بعلت دارا بودن كلسيم و پروتئين و كاروتن در تغذيه طيور استفاده ميكنند بعد از چيده شدن يونجه آنرا توسط دستگاههاي خشك كن برقي خشك نموده و بمصرف طيور ميرسانند كه بعلت دارا بودن گزانتوفيل باعث زردي خوشرنگ پوست و زرده تخم مرغ ميشود پودر يونجه بايستي داراي كمتر از ۳۳ % فيبر خام و عادي از علف هرز و مواد خارجي باشد.
– مقدار مصرف آن براي طيور تا ۵ % جيره آنها ميباشد.

– انواع پودر يونجه شامل :
۱ ـ آرد برگ يونجه
۲- آرد كامل يونجه
۳ – آرد ساقه ميباشد
يونجه انواع مختلفي دارد كه يكي ديگر از آنها يونجه كل زرد ( ليلاتي ) كه بصورت خود رود در مناطق گرمسير و دشتها ديده ميشود نوع هر ساله آن داراي مقاومت بيشتري نسبت بسرما ست حيوانات با اشتهاي زياد از آن استفاده ميكنند ولي زود خراب ميشود در بين تيره حبوبات داراي بيشترين مقدار چربي ميباشد .

ب ) گروه شبدر Trifolium
بطور كلي شبدرها گونه هاي زيادي هستند چه بصورت گياهان اهلي و يا بصورت خود رو كه از جمله اين شبدرها :شبدر قرمز T.prateule ميباشد كه به شبدرايراني نيز معروف بوده گياهيست كه سه برگچه اي داراي گلهاي قرمز و كروي شكل و داراي كرك و ريشه اصلي عمودي بوده كه ۱ تا ۲/۱ متر در زمين فرو ميرود به زمينهاي رسي و قلياي و يا رسي شني عادت كرده نسبت به سرما و رطوبت مقاوم بوده و تا يك سال در زمين باقي ميماند بازده زياد و مقدار آب زياد لازم دارد در زراعت آبي معمولا سه تا چهار چين برداشت شده و چنانچه با غلات كشت شده مرتع خوب حاصل ميگردد چنانچه بموقع برداشت شود تا ارزش پروتئين يونجه را دارد البته از نظر انرژي خالص و مواد قابل هضم كمي بيشتر از يونجه است زماني كه نصف مزرعه بگل نشسته برداشت ميشود و مقدار مصرف آن شبيه به يونجه ولي جهتت گاو و گوسفند مشابه يونجه ميباشد مرتع شبدر قرمز يكي از بهترين مراتع است و ايجاد نفخ كمتري ميكند مقدار كاروتين آن كمتر از يونجه بنابراين كمتر از جهت طيور استفاده ميشود .
Trepens شبدر سفيد و يا خزنده :

يكي از بهترين گياهان مرتعي است اگر چه محصول زيادي ندارد ولي ارزش غذائي آن زياد است داراي ساقه خزنده در مقابل چرا مقاوم است و هيچوقت سلولز نميشود از چراي صبح زود بايد جلوگيري شود نوع يكساله يا چند ساله آن مورد استفاده قرا رگرفته و در زراعت آبي ۲ تا ۶ سال دوام مياورد معمولا چون ايجاد نفخ مينمايد از چراي صبح زود بايد جلوگيري شود مقدار محصول تازه ۱۵ تا ۲۰ تن ۵/۲ تا ۵ تن د رهكتار است .

شبدر هفت چين ايراني : داراي گلهاي صورتي رنگ و بيشتر بعنوان گياه زمستاني مصرف ميشود و به رطوبت زياد احتياج داشته و معمولا با غلات كشت ميشود ميزان محصول آن ۲۵ تا ۵۰ تن و محصول خشك ۶ تا ۱۲ تن در هكتار است در زمينهاي سخت و عميق بهتر رشد ميكند و دام با اشتها از آن استفاده ميكند.
شبدر زير زميني گياهيست يكساله خزنده زير زميني و خود بخود بذر پاشي ميكند بيشتر بجاي شبدر سفيد استفاده ميشود ازت را در خاك زياد نموده ودامنه آن پروتئين زيادي دارد بيشتر در كنار جويبارها بخاطر احتياج زياد به رطوبت ميرويد .

شبدر دو رگه : در زمينهاي اسيديته خوب رشد كرده خودبخود بذر افشاني نموده و سالها باقي ميماند بعلت مقاومت خوب در نقاط شمال و مرطوب كشت ميشود در موقع ظهور گلهاي چيده شده مقدار محصول آن ۱۲ تا ۲۴ تن و خشك آن ۳ تا ۶ تن در هكتار است .

تركيب و ارزش غذائي و مقدار مصرف شبدرها:
شبدرهاي علوفه اي پر ارزش و خوش خوراك ميباشند شبدر سبز بيشتر از شبدر خشك مورد علاقه دام است كه ارزش غذايي آن بستگي بموقع چيدن طرز خشك كردن ، كود و روش بهره برداري دارد داراي ۱۲ تا ۲۰ درصد پروتئين خام ۱۹ تا ۳ درصد ازت و ۹۳ تا ۴۰ درصد مواد غير ازته ميباشد مقدار فسفر آن بيشتر از يونجه و برگهاي سبز آن CU و CO زيادي دارد مصرف زياد و بتنهائي آن باعث كم شدن درصد چربي و ناراحتيهاي گوارشي در اسب و گوسفند ميكند.
شبدرها
۱۲-۲۰% CP
30-19% N
33-40% N.F.E
يونجه p<
CU , CO زياد دارد
– مقدار زياد مصرف شبدر دو رگه باعث بيماري حساسيت بنور ميشود.
– در بعضي از شبدرها بيماريهاي قارچي مثل سفيدك باعث ايجاد نفخ و سقط جنين ميشود.
– بيماري زنگ شبدر موجب مرگ و مير دام ميشود و در گاو ايجاد نفخ و سقط جنين ميشود.
– وجود بيماري هاي كاذب در شبدر و يونجه باعث بيماري گاو شيري و اسهال مصرف كننده ميشود.
– مصرف بيش از حد شبدر سفيد در گوسفند ايجاد نفخ و لنگش ميكند اسيد سيائيدريك موجود در آن باعث لنگش ميشود .

اسپرس :
كه از گياهاني است كه بسيار زياد در كشورهاي اروپائي كشت شده داراي ريشه عمومي ، گلهاي صورتي و نسبت به گرما و خشكي مقاوم بوده و بيش از ۸ سال ميتوان بهره برداري كرد در ايران بيشتر در شمال كشور و در كوه و دامنه ها كشت ميشود و در زمينهاي فقير و آهكي بخوبي رشد ميكنند نفخ كمتري را ايجاد كرده ارزش غذايي زيادي دارند معمود در اواخر مرحله گل دادن برداشت ميشود .
گروه مالش ( باقل ) Vicia

تعدادي از اين گروه بعنوان علوفه كشت ميشوند و لي كلا مصرف انساني دارند و بيشتر در مناطق سردسير و معتدل كشت شده بسرما مقاوم گياهي يكساله و علفي است و معمولا با گندم و جو كشت ميشود از نظر پروتئين قوي و مشابه شبدر است قبل از دادن بذر جهت خوراك دام ولي بعد از آن فقط جهت اسب و گوسفند استفاده ميشود در بيشتر مناطق ماش علوفه اي بعنوان مرتع پائيزي و زمستاني مصرف ميشود ماش كمي تلخ مزه ولي مورد استفاده دام قرار ميگيرد. چنانچه روي زمين خوابيده شده كپك و زنگ زده نبايد مورد استفاده قرار گيرد بهترين استفاده جهت مرتع موقعي است كه دانه هاي ماش و غلات بحالت فيبري رسيده باشند بعضي از ماشهاي علوفه اي داراي ماده ( وليسيانين) است كه موجب مسموميت و تلفات دام ميشود كه نبايد مورد استفاده قرا رگيرد .

باقلاي علوفه اي V.Faha دانه هاي آن سرشار از آلبومين بوده و تك سيمها دانه خورد شده آنرا خوب ميخورند و در مرحله ظهور گل بهترين زمان چراي مرتعي يا سبز آن است و در مرحله ايجاد نيام مخصوص سيلو نمودن است از سيلوي باقلا با گندميان مقداري متعادلي حاصل ميشود نبايد بيش از ۲ روز جهت گاو شيري استفاده شود كشت آن در پائيز و علوفه در بهار قابل استفاده است مصرف آن چنانچه بموقع نباشد و بمقدار زياد قبل از شير دوش بدام داده شود موجب تلخ شدن شير دام ميگردد كه گليكوزيد موجود در آن باعث تلخي ميشود ميزان محصول ۲۵ تا ۵۰ تن و خشك ۶ تا ۱۲ تن ميرسد .

نخود سبز Pisum
كه از اين گروه نخود فرنگي يا نخود علوفه اي Pisumsatilum را ميتوان بيشتر مصرف انساني داشته ولي بعلت مواد غذايي زياد از علوفه آن سبز ، خشك و سيلو استفاده ميشود بهترين موقع استفاده زمان گل دادن است و اگر بصورت علوفه خشك استفاده ميشود در موقع بستن نيام مناسب ميباشد استفاده زياد از آن باعث كم شدن شير ميشود و مقدار ارزش غذائي و قابليت هضم آن تا پيدا شدن گل افزايش يافته و سپس سلولزي ميشود مقدار محصول سبز آن ۱۵ تا ۳۵ تن و ۳ تا ۸ تن محصول خشك آنست.
بادام زميني Arachis-Hypoyea

گياهيست مخصوص نواحي گرمسير منشاء آن زا برزيل بوده گياهي يكساله و ازگروه لوبيا چشم بلبلي داراي گلهاي زرد و خطوط قرمز رنگ و مگل پس از تلقيح طويل شده و در زير زمين تشكيل بذر ميدهد به آب و هواي مرطوب وحرارت احتياج دارد فصل كشت آن تابستان ، زمين بايستي پرهوا و معمولا زمين شني متناسبتر است از دانه نو گياه سبز آن استفاده ميشود ارزش پروتئيني آن كنتر از يونجه و سوزا است بعد از استفاده از بذر از بقيه گياه جهت دام استفاده ميشودد آرد آن رديف آرد ذرت كنجاله پنبه دانه و سبوس گندم است .
نخود ايراني :

بيشتر جهت خوراك انساني مصرف ميشود گياهيست يكساله در هواي معتدل و گرم كشت ميشود نسبت به كم آبي و خشكي مقاوم و جهت احياء زمين كشت ميشود معمولا بوته نخودي را كه دانه بسته و بمصرف خوراك دام نميرسانند چون داراي ارزش غذايي كم و سلولزي است دانه آن ميتواند بمصرف كنسانتره برسد كلا علوفه اي نميباشد .
لوبيا چيتي يا سوزا و سويا ( لوبياي روغني ) :

گياهيست يكساله شبيه لوبيا وارتفاع آن برحسب نوع از نيم تا ۵/۱ متر برگهاي بيضي شكل ، كركدارد و گلها سه تا پنج كوچك و سفيد رنگ و ۲تا ۵ دانه بيضي شكل در غلافهايي بطول ۳ تا ۶ سانتي متر ديده ميشود برگهايش سفيد ، زرد ، سياه و يا ابلق است مخصوص نواحي گرمسير و معتدل و دانه جهت روغن كشي استفاده ميشودكاه آن ازكاه گندمو يولاف با ارزشتر است مصرف آن محدود ات و معمولا سوياي علوفه اي تر از سوياي دانه اي است مقدار محصول ۳ تا ۵ تن علوفه خوشخوراك و داراي پروتئين و ميتواند جانشين يونجه وو شبدر شود علوفه شورا ۸۰ تا ۹۰ % علوفه يونه با ارزش است از توليد نيام تا داه قابل استفاده است دانه داراي پروتئين ، چربي و مواد قابل هضم ميباشد و در بعضي جاها با سوران گرس و ذرت خوشه اي كشت ميشود با استفاده ا زشورا د رتغذيه گاو شيري از پروتئين كنسانتره كم ميشود و معمولا با غذاهاي پرانرژي و كم پروتئين مصرف ميشود در تغذيه طيور بجاي يونجه مصرف شده و مقدا رمحصول آن بصورت علف ۱۶ تا ۳۲ تن و خشك ۴ تا ۷/۱ است .
گروه لوبيا:

لوبياي معمولي اساسا بعنوان غذاي انسان كشت مي شود. از نظر پروتئين عني تر از يونجه و از نظر پروتئين قابل هضم برابر آن است. بهتر است به صورت مخلوط با علوفه غلات مثل ذرت، سودان گراس و غيره كشت شود.

نوعي از آن بنام لوبياي جاوه در نواحي گرمسير و مرطوب مي رويد داراي ماده سمي فازئولوناتين است كه در اثر هيدروليز به اسيد سيانيدريك و استن تبديل مي شود به همين علت قبل از مصرف بايد جوشانده شود نوع وحشي آن سمي تر و كشنده است

نوع ديگر آن لوبياي معمولي است كه داراي هماگلوتين است كه براي جوجه ها بسيار سمي است
گروه خلر يا سنگنك Lathyrus:

گياهيست يكساله و شرايط بد رشد و نمو خوبي دارد ساقه هاي زير زميني وخوابيده دارد و بيشتر در نقاط مرطوب در پائيز كشت ميشودد در ايران بيشتر بعنوان دانه و در آمريكا بصورت مرتع ، بولاف كشت ميشود كمي تلخ مزه وداراي گلوكوزيدهاي قليائي بوده كه برا ينشخواركنندگان بي ضرر ولي گل كرده آن در اسب اختلالاتي بوجود مي آورد و اصولا مصرف زياد گل كرده آن در دامهاي آبستن ايجاد اختلالاتي ميكند ماده آلكالوئيدي روي لسله اعصاب و نخاع د رطيور وحيوانا اثراتي ميگذارد رنگ دانه سفيد و بهترين نوع تغذيه استفاده آن همراه با گياهان پرانرژي مثل جو و بولاف ميباشد در مرحله سفت شدن دانه مصرف ميشود كلا نوع قرمز آن سمي است ولي اگر قبل از دانه بستن مصرف شود خطرناك نميباشد ميزان محصول خشك ۲T و سبز ۱۰T ميباشد .

جنس گون :
گياهيست بوته اي و در نواحي معتدل و خشك كوهتاني بصورت خودرو ميرويد تعدادي از آنها بعنوان علوفه بمصرف دام ميرسد و تعدادي بعلت داشتن طعم نامطبوع و سميت بيماريزا بوده و ايجاد بيماري ( ورتي گو ) ، لوكئيسم در حيوانات تميكند يك نوع كوهي آن باعث بيماري حساسيت ،هيجان و ترس شديد ميشود در مقابل خشكي و سرما مقاوم و جهت جلوگيري از حركت شن در كوير و شنزار استفاده ميشود.

گروه لوپن يا باقلاي مصري
مصرف آن بمدت طولاني در گاو ايجاد بيماري حساسيت به نور كرده، كره حاصل از شير اين گاوها تلخ مزه است
شنبليله :
گياهيست يكساله و در مناطق آب و بمنظور خوراكي و مرتع استفاده ميشود و از دسته شبدرهاست . در زمستان قبل از ظهور گلها مرتع آن قابل استفاده ميباشد بعلت داشتن ماده كومارينCumarin داراي بوي خاصي بوده و دام از خوردن آن امتناع كرده ولي مخلوط آن مورد استفاده است بعلت اين ماده چند هفته قبل از كشتار بعلت جلوگيري از بو گرفتن دام مصرف آن قطع ميگردد و شنبليله مصرف انساني نيز دارد .

اختلالات تغذيه اي ناشي از لگومها
 يكي از جدي ترين اختلالاتي كه بدنبال تغذيه لگومها رخ مي دهد نفخ است پروتئينهاي محلول برگ نقش عمده اي در توليد كف و ايجاد نفخ پايدار در شكمبه دارند. لگومهاي محتوي تانن بالا احتمال بروز نفخ را بعلت رسوب پروتئينهاي محلول مي كاهند.

 عارضه مرگ ناگهاني موسوم به ” روده قرمز red gut” كه در اثر چراي گوسفندان از يونجه تازه رخ مي دهد نيز به عبور سريع خوراك با قابليت هضم بالا از شكمبه مربوط است كه موجب افزايش تخمير و انتقال آن به بخش روده بزرگ مي شود
 برخي لگومها مثل انواع شبدرها داراي تركيبات استروژني هستند.

 برخي شبدرها حاوي ايزوفلاونها و كومستان هاي طبيعي هستند كه اثر استروژني نسبتا ضعيفي دارند ولي اين اثر بعلت متابوليسم شكمبه اي تشديد مي شود مثلا ايزوفلاون اصلي موجود در نوعي شبدر بنام شبدر زيرزميني بنام فورمونانتين در شكمبه به اكوئل تبديل مي شود
 استروژنهاي گونه شبدر عمدتا از ايزوفلاون ها و در يونجه عمدتا كومستان ها هستند.

 مصرف استروژنها منجر به ناباروري و مرگ بره هاي پس از تولد مي شود

 ناباروري ناشي از مصرف استروژنهاي گياهي مي تواند تا مدتها پس از مصرف علوفه نيز در ميشها تداوم داشته باشد

 علت اصلي ناباروري مصرف استروژنها، يك هيپرپلازي غده اي كيستي در رحم است كه منجر به افزايش جريان مخاط و نفوذ ضعيف اسپرم در لوله رحمي مي شود.
 يكي از شناخته شده ترين گونه لگومينه درختچه اي گياه لئوكائنا است كه به ايپيل- ايپيل معروف است كه محتوي مقادير معتنابهي پروتئين، مواد معدني و بتاكاروتن است ولي حاوي اسيدآمينه سمي ميموزين است. ميموزين در شكمبه به دي هيدروكسي پيريدين تبديل مي شود كه گواترزاست مصرف زياد لئوكائنا موجب كاهش وزن، اختلالات تيروتئيدي و از دست رفتن مو و پشم(كچلي) مي شود. نشخواركنندگان بومي در شكمبه خود داراي ميكروارگانيزمهايي هستند كه دي هيدروكسي پيريدين را مي شكنند.
ساير علوفه ها:

غلات(cereals):
 غلات ممكن است بعنوان محصولات سبز علوفه اي به تنهايي يا همراه با لگومها كشت شوند
 علوفه غلات مثل دانه غلات غني از كربوهيدرات و فقير از نظر پروتئين مي باشند
 ارزش غذايي آنها تابع مرحله رشد هنگام برداشت است
 دامنه پروتئين خام آنها ۶ تا ۱۲ درصد است
 در زمان تشكيل خوشه مقدار نشاسته آنها افزايش و غلظت الياف خام آن كاهش مي يابد لذا قابليت هضم كم نمي شود.

نيشكر(Sugercane):
 يك گراس پاياي مناطق گرمسيري است كه تا ارتفاع ۴٫۵-۶ متر مي رسد
 محصولي كه براي برداشت شكر استفاده مي شود بعد از فراوري شامل ملاس و باگاس(تركيب اليافي) مي باشد
 ملاس نيشكر تركيبي پرانرژي، كم پروتئين با تركيبي مشابه ملاس چغندر قند است.

 باگاس محصولي با الياف بالا، كم پروتئين با قابليت هضم بسيار پايين است كه گاهي براي تغذيه گاوها با ملاس مخلوط مي شود
 باگاس عاري از ملاس محتوي ۲۸ درصد قابليت هضم است

 باگاس اگر با بخار آب در دماي ۲۰۰ درجه سانتي گراد و بمدت ۱۵-۵ دقيقه عمل آوري شود قابليت هضمش تا ۵۵ درصد بالا مي رود
 در برخي نقاط دنيا خود گياه كامل نيشكر بعنوان خوراك دام مستقيما استفاده مي شود.

چليپائيان(Brassicas)
 تقريبا شامل ۴۰ گونه است كه عبارتند از كلم پيچها، كلمها، منداب، شلغمها و شلغمهاي سوئدي. برخي از چليپائيان به عنوان محصولات ريشه اي كشت مي شوند و در بخشهاي آتي بحث مي شوند

كلم پيچها(kales) (Brassica oleracea):

 انواع كوتاه(۳۰ سانتي متري) تا بلند ( ۲ متري) آنها وجود دارد
 ساقه هايي بسيار محكم دارند
 معمولترين نوع كوتاه آن كلم پيچ هزار سر(var. fruticosa) و معمولترين نوع بلند آن كلم پيچ ساقه پر (var. acephala) مي باشند
 كلم پيچها داراي ماده خشك پايين(حدود ۱۴ درصد) و پروتئين بالا( حدود ۱۵ درصد) و مقدار كربوهيدرات محلول در آب آن ۲۰ تا ۲۵ درصد و كلسيم ۲۰-۱۰ درصد و قابليت هضم آن بالاست
 قابليت هضم ساقه ها از ساير اجزاء كمتر است به طوري كه ممكن است حيوان از خوردن آن امتناع ورزد.

منداب (Rapes)
 ارزش غذايي شبيه كلم پيچ دارد

سيلو كردن Silage
 سيلو (silage) ماده توليدي توسط تخمير كنترل شده يك محصول با رطوبت بالاست. به فرايند توليد محصول فوق، سيلوكردن و به مخزن مربوطه سيلو مي گويند.
 تقريبا هر محصولي را مي توان سيلو كرد.

 در سيلوكردن محصول از مزرعه برداشت شده، خرد شده و به سرعت در سيلو ريخته و فشرده و سپس روي آن پوشيده مي شود بنابراين در سيلو كردن دو موضوع اهميت دارد.
۱٫ براي ايجاد شرايط طبيعي تخمير رسيدن به شرايط بي هوازي ضروري است كه با خرد كردن محصول، پركردن سريع سيلو و فشرده سازي و درزگيري آن كه مانع ورود آب و اكسيژن شود حاصل مي آيد. در صورت ورود اكسيژن فعاليت ميكروبي هوازي رخ داده سيلو فاسد مي شود.

۲٫ مهار فعاليت ميكروارگانيزمهاي نامطلوب نظير كلستريديومها و انتروباكتريها كه فراورده هاي نامطلوب تخميري ايجاد مي كنند. اين كار را مي توان از طريق تقويت رشد باكتريهاي اسيد لاكتيكي يا افزودنيهاي شيميايي انجام داد.

 باكتريهاي اسيد لاكتيكي قند موجود در محصول را به اسيدهاي آلي بخصوص اسيد لاكتيك تخمير مي كنند بدين ترتيب اسيديته سيلو تا جايي پايين مي آيد كه فعاليت باكتريهاي نامطلوب مهار مي شود.

 رسيدن به اسيديته مطلوب هنگام سيلو كردن گياهاني كه داراي خاصيت بافري بالاتري هستند دشوار است لذا سيلوكردن لگومها دشوارتر از گراسهاست.
 گياهان داراي مقادير كم كربوهيدرات محلول يا بافر زياد ممكن است قبل از سيلو كردن با يك ماده افزودني موثر عمل آوري شوند.
 انواع سيلوها شامل سيلوهاي افقي، عمودي يا كيسه اي است.

نقش آنزيمهاي گياهي در سيلوسازي

 فعاليت آنزيمهاي گياهي بلافاصله بعد از برداشت و طي مراحل اوليه سيلو كردن اتفاق مي افتد نتيجه فعاليت اين آنزيمها شامل: تنفس و تجزيه پروتئين مي باشد.
الف. تنفس: تجزيه تركيبات آلي در حضور اكسيژن جهت توليد انرژي مي باشد. كربوهيدراتها منبع اصلي تنفس هستند نتيجه اين عمل در گياه برداشت شده تنها توليد حرارت است كه در محيط سيلو پراكنده مي شود و سبب گرم شدن سيلو مي شود سادهترين راه مهار اين واكنش فشردن سيلو تا جايي است كه اكسيژني در آن باقي نماند.
ب. تجزيه پروتئين: ۷۵-۹۰ درصد كل ازت گياه به صورت پروتئين مي باشد. پس از برداشت، تجزيه پروتئينها آغاز مي شود و در اثر چند روز پژمرده شدن گياه در فضاي آزاد محتواي پروتئين گياه به ۵۰ درصد برسد. ميزان تجزيه بسته به گونه گياه، ميزان ماده خشك و دما متغيير است. با سيلوكردن، تجزيه پروتئين ادامه مي يابد و با افت pH كم مي شود. محصولات تجزيه پروتئين گياهي شامل اسيدهاي آمينه و پپتيدهاي با طول مختلفند. تخريب اسيدهاي آمينه در اثر فعاليت ميكروبي است نه آنزيم گياهي.

 

نقش ميكروارگانيزمها در سيلوسازي
 قارچها و باكتريهاي هوازي ميكروبهاي غالب گياه زنده مي باشند با ايجاد شرايط بي هوازي كم كم از جمهيت اين ميكروبهاي وابسته به اكسيژن كم شده جمعيت ميكروبهاي بي هوازي افزايش مي يابد. اين باكتريهاي عبارتند از: باكتريهاي توليد كننده اسيد لاكتيك، كلستريديومها و انتروباكتري ها.
باكتريهاي توليد كننده اسيد لاكتيك
 بي هوازي اختياري هستند و روي گياه زنده هم فعاليت دارند اما پس از برداشت گياه و خرد و له كردن تكثير مي يابند دو گروه اصلي هستند: گروه اول باكتريهاي با توليد همگن شامل: لاكتوباسيلوس پلانتارومLactobacillus Plantarum و پديوكوكوس پنتوزاسئوسPediococcus Pentosaceus و انتروكوكوس فكاليس Entrococcus faecalis و گروه دوم شامل باكتريهاي با محصولات تخميري ناهمگن هستند شامل: لاكتوباسيلوس برويس Lactobacillus brevis و لئوكونوستوك مزنتروئيدزLeuconostoc Mesenteroides .
 باكتريهاي با توليد همگن داراي بازده بالاتري در توليد اسيد لاكتيك از قندهاي هگزوز اند نسبت به توليدكنندگان ناهمگن .
 طي سلوكردن ممكن است مقاديري همي سلولز هم هيدروليز شود كه منجر به آزاد سازي پنتوزها مي شود پنتوزها متعاقبا توسط باكتريهاي اسيدلاكتيكي به اسيد لاكتيك و اسيد استيك تخمير مي شوند.

كلستريديومها
 در گياهان وجود دارند و منبع اصلي آلودگي آن خاك است
 به شكل اسپور هستند و تنها تحت شرايط بي هوازي رشد مي كنند.

 به دوگروه اصلي كلستريديومهاي تجزيه كننده قند و تجزيه كننده پروتئين تقسيم مي شوند. باكتريهاي تجزيه كننده قند شامل: كلستريديوم بوتيريكوم Closteridium butiricum و كلستريديوم تيروبوتيريكوم Closteridium tyrobutyricum كه اسيد لاكتيك و باقيمانده كربوهيدراتهاي محلول در آب را به اسيد بوتيريك تخمير نموده سبب افزايش pH سيلو مي شوند گروه دوم باكتريهاي تجزيه كننده پروتئين اند كه شامل: كلستريديوم بيفرمنتانز Closteridium bifermentans و كلستريديوم اسپروژنز Closteridium sporogenes بوده عمدتا اسيدهاي آمينه را به اسيدهاي استيك و بوتيريك، آمينه ها و آمونياك تخمير مي كنند.

 كلستريديومها در pH برابر ۷- ۷٫۴ رشد مطلوب دارند ولي قادر به تحمل اسيد نيستند و در pH برابر ۴٫۲ رشد آنها مهار مي شود علاوه بر اسيديته وجود رطوبت نيز براي فعاليت آنها مهم است به طوري كه وقتي رطوبت نمونه بالتر از ۸۰ درصد باشد pH حدود ۴ نيز آن را مهار نمي كند اگر ماده خشك سيلو بيشاز ۳۰ درصد باشد فعاليت آنها به خوبي مهار مي شود
 كلستريديومها علاوه بر زياني كه براي ماندگاري سيلو دارند موجب بروز بيماري در دام هم مي شوند مواردي از بروز بوتيليسم در اثر فعاليت كلستريديوم بوتولينيوم در اسبها و گاوهاي مصرف كننده چنين سيلوهايي ديده شده است.

 

ليستريا
 سيلوهاي با رطوبت بالا و آلوده به خاك ممكن است حاوي باكتري ليستريا مونوسيتوژنز Listeria monocytogenes نيز باشند كه باعث تورم مغز و پرده هاي مغز و تورم جفت و سقط جنين مي شوند اين باكتريهاي در pH زير ۴٫۷ قادر به زيست نيستند.

 

انتروباكتريها
 همان باكتريهاي اسيد استيكي يا كلي فرمي مي باشند به تعداد كم در گياه هستند و بي هوازي اختياري اند و با باكتريه اي اسيد لاكتيكي براي بدست آوردن كربوهيدراتهاي محلول در آب رقابت دارند آنها اين تركيبات را به اسيد استيك، اتانول و هيدروژن تبديل مي كنند همانند كلستريديومها قادر به دي كربوكسيله كردن و دآمينه كردن اسيدهاي آمينه و در نتيجه توليد غلظت بالايي از آمونياك مي باشند pH مطلوب براي رشد آنها حدود ۷ است بنابراين در مراحل اوليه سيلوكردن فعالند.از جمله آنها اشريشيا كولي Escherichia Coli و اروينيا هربيكولا Erwinia herbicola مي باشند

گونه هاي باسيلوس
 شايعترين آلودگي گراسهاي درو شده است و در سيلوهايي كه آسيب هوازي زيادي ديده اند به وفور يافت مي شوند. از جمله آنها باسيلوس ليچيني فورميس Bacillus lichiniformis مي باشد كه سبب سقط جنين در گاو مي شود.

قارچها
 قارچهاي موجود در سيلوها شامل: كانديدا Candida، ساكارومايسس Saccharomyces و تورولوپسيس Torulopsis هستند.
 وقتي سيلو در معرض هوا قرار گيرد عامل بيشترين فساد سيلو هستند.
 اكثر كپكها هوازي اند لذا روي سطح سيلو فعالند
 بسياري از آنها قادر به توليد مايكوتوكسينها هستند.

 احتمال آلودگي كارگران مشغول به كار در سيلو نيز توسط مايكوتوكسينها وجود دارد
 مايكوتوكسينها موجب آسيب به باروري و سيستم عصبي و ايمني مي شوند

 ورود اكسيژن به داخل سيلو طي سيلو كردن يا بعد از بازكردن آن مي تواند سبب الودگي قارچي شود لذا بايد سيلوها در سطح محدود باز شوند.
 استفاده از افزودني هاي داراي اسيدهاي آلي يا نمكهاي آن مي تواند سبب افت سريع pH و حفاظت سيلو در مقابل حمله قارچها شود.
اتلاف مواد مغذي طي سيلو سازي
اتلاف مزرعه اي:

 محصولاتي كه در روز برداشت، سيلو مي شوند اتلاف ماده خشك قابل چشم پوشي دارند حتي اگر ۲۴ ساعت از زمان برداشت بگذرد اتلاف ماده خشك بيش از ۲-۱ درصد نمي باشد.
 اگربيش از ۴۸ ساعت از زمان برداشت بگذرد بسته به شرايط اب و هوايي اتلاف ماده خشك مي تواند زياد باشد مثلا بعد از ۵ روز شاهد ۶% و بعد از ۸ روز شاهد ۱۰% اتلاف هستيم. مواد مغذي اصلي كه تحت تاثير قرار مي گيرند كربوهيدراتهاي محلول در آب و پروتئين ها هستند كه به اسيدهاي آمينه تبديل مي شوند.
اتلاف اكسيداسيوني:

 اين اتلاف از عمل آنزيمهاي گياهي و ميكروبي بر موادي نظير قندها در حضور اكسيژن ناشي مي شوند و منجر به توليد دي اكسيد كربن و آب مي شوند
 در صورتي كه سيلو ها به سرعت پر و غير قابل نفوذ شوند اكسيژن كمي بداخل آنها نفوذ كرده آسيب اكسيداسيوني به حداقل مي رسد.
اتلاف تخميري:

 اتلاف طي تخمير اسيدلاكتيكي پايين است و م يتوان گفت اتلاف ماده خشك كمتر از ۵ درصد و اتلاف انرژي به واسطه توليد تركيبات پرانرژي مثل اتانول حتي كمتر از اين هم باشد.
 اتلافات انجام شده طي تخمير كلستريديومي و انتروباكتريايي به مراتب بيش از تخمير اسيد لاكتيكي است كه عمدتا بعلت آزاد سازي گازهاي دي اكسيد كربن، هيدروژن و آمونياك است.

اتلاف ناشي از پساب:
 در بيشتر سيلوها زهكشي ازاد وجود دارد و مايع يا پساب (Effluent)همراه با مواد مغذي محلول از آن خارج مي شود
 ميزان پساب تابع مقدار رطوبت مواد سيلو شده است
 معادله باستيمان در زير ميزان پساب سيلوها را قابل تخمين نموده است:
Vn= 767 – ۵٫۳۴ D + 0.00936D2
Vn= حجم پساب توليد شده (ليتر بازاي هر تن گياه)

D= ميزان ماده خشك گياه ( كيلوگرم در تن)
 علاوه بر ماده خشك سيلو ساير عوامل موثر بر توليد پساب به شرح زير مي باشند:
الف. نوع ساختمان سيلو
ب. درجه غير نفوذ كردن سيلو

ج. ماهيت ماده سيلو شده
د. پيش فراوري ماده سيلو شده

 در صورت ورود باران به سيلو مقدار پساب افزايش مي يابد
 پساب حاوي قندها، تركيبات ازته محلول، مواد معدني و اسيدهاي تخميري است كه همگي بسيار مغذي هستند.
 وقتي رطوبت سيلو بيش از ۸۰ درصد باشد مقدار پساب ممكن است بالغ بر ۱۰ درصد ماده خشك شود
 وقتي رطوبت كمتر از ۷۰ درصد باشد مقدار پساب ممكن است به صفر برسد.

طبقه بندي سيلوها:
 سيلوهاي طبيعي تخمير شده
 سيلوهاي همراه با مواد افزودني

سيلوهاي به طور طبيعي تخمير شده:
۱٫ سيلوهاي بخوبي محافظت شده پژمرده نشده
۲٫ سيلوهاي بخوبي محافظت شده پژمرده شده
۳٫ سيلوهاي بخوبي محافظت نشده

۱٫ سيلوهاي بخوبي محافظت شده پژمرده نشده
 اين نوع سيلو معمولا از گرامينه ها و محصولات كامل غلات تشكيل شده است
 باكتريهاي اسيد لاكتيكي به طور غالب تخمير را در اين نوع سيلوها انجام مي دهند

 pH اين سيلوها بين ۳٫۷ تا ۴٫۲ است و غلظت اسيد لاكتيك آن در دامنه ۸۰ تا ۱۲۰ گرم در كيلوگرم ماده خشك است
 حاوي مقادير كمي اسيد استيك و مقادير ناچيزي اسيد پروپيونيك و بوتيريك هستند.

 كمي اتانول و مانيتول نيز بعنوان اتلافات تخمير باكتريهاي اسيد لاكتيكي و مخمرهاي سيلو وجود دارد
 پس از تخمير حداكثر ۲۰ درصد كربوهيدراتهاي محلول در آب ماده سيلو شده باقي مي ماند.

 در محصولات علوفه اي تازه، بيشتر ازت به صورت پروتئين است اما در محصولات سيلو شده عمدتا به صورت NPN است.
 طي سيلو كردن دآميناسيون اسيدهاي آمينه رخ داده نهايتا ميزان آمونياك اين سيلوها نيز پايين و معمولا كمتر از ۱۰۰ گرم ازت آمونياكي در كيلوگرم كل ازت خواهد بود.
 از آنجا كه طي سيلو كردن بخشي از كربوهيدراتهاي محلول در آب به تركيبات پر انرژي مثل اتانول تبديل مي شوند غلظت انرژي خام اين سيلوها بيشتر از مواد اوليه است.

۲٫ سيلوهاي بخوبي محافظت شده پژمرده شده
 پژمرده كردن قبل از سيلو كردن سبب افزايش ميزان ماده خشك و محدود شدن طي تخمير سيلو مي شود.
 در اين سيلوها فعاليت كلستريديومها و انتروباكتري ها محدود (بعلت رطوبت كم) و باكتريهاي اسيد لاكتيكي حتي وقتي علوفه تنها ۵۰ درصد رطوبت داشته باشد نيز تا حدودي انجام مي شود.
 مواد پژمرده شده در سيلوهاي عمودي(برجي) بهتر عمل مي آيند تا سيلوهاي افقي بعلت نفوذ كمتر اكسيژن در سيلوهاي عمودي.
 پژمرده سازي منجر به pH بالاتر و محتواي كربوهيدراتهاي محلول بالاتر و سطوح پايين تر اسيدهاي سيلويي مي شود
 در اين سيلوها تجزيه پروتئين ها كم شده اگر به سرعت و تحت شرايط خوب آب و هوايي پژمرده شدن صورت پذيرد دآميناسيون اسيدهاي آمينه كاهش خواهد يافت و مقدار انرژي خام آن با مواد اوليه زياد نيست.

۳٫ سيلوهاي بخوبي محافظت نشده
 سيلوهايي هستند كه غالب تخمير آنها توسط كلستريديومها يا انتروباكتري ها يا هر دو صورت مي پذيرد.
 اين تعريف شامل سيلوهاي فاسد شده در اثر اكسيداسيون نمي شود.
 توليد اين سيلوها به ۳ دليل مي تواند باشد: ۱: رطوبت بالاي مواد سيلو شده ۲: سطوح پايين كربوهيدراتهاي محلول در گياه اوليه ۳: پايين بودن تعداد باكتريهاي توليد كننده اسيد لاكتيك
 pH اين سيلوها بالا و در دامنه ۵ تا ۷ است
 اسيد تخميري اصلي آنها اسيد استيك يا بوتيريك است
 اسيد لاكتيك و باقيمانده قندهاي محلول گياه سيلو شده پايين است.
 سطوح ازت آمونياكي بالاتر از ۲۰۰ گرم در كيلوگرم كل ازت است. اين آمونياك از كاتابوليسم اسيدهاي آمينه مشتق مي شود و با ساير فراورده هاي تجزيه اي نظير آمين ها و انواع كتواسيدها و اسيدهاي چرب همراه است.

سيلوهاي عمل آوري شده با مواد افزودني
افزودنيهاي سيلو به دو نوع اصلي تقسيم مي شوند.۱: محركهاي تخمير مانند مواد غني از قند، مواد تلقيحي و آنزيمها كه موجب افزايش تعداد باكتريهاي اسيدلاكتيك مي شود ۲: مهاركننده هاي تخميري مانند اسيدها و فرمالين كه رشد ميكروبها را مهار مي كنند
۱- محركهاي تخمير
 از جمله مهمترين محركهاي سيلويي ملاس است كه داراي ۷۰ درصد قند محلول در ماده خشك است كه موجب افزايش توليد اسيد لاكتيك و كاهش pH و آمونياك در سيلوهاي عمل آوري شده مي گردد.
 رعايت اصول سيلو سازي براي تهيه سيلوي خوب كفايت نمي كند محصولات در حال رشد منابع ضعيفي از باكتريهاي توليدكننده اسيد لاكتيك هستند و بعضي از سويه هاي اين باكتري نيز براي سيلوكردن مفيد نمي باشند لذا برخي مواد تلقيحي تجاري كه حاوي باكتريهاي توليدكننده اسيد لاكتيك هستند به اين منظور استفاده مي شود.
 مقدار ماده تلقيحي بايد چنان باشد كه حداقل ۱۰۵ تا ۱۰۶ واحد تشكيل دهنده كلني بازاي هرگرم ماده سيلو شده باشد و مقدار آن تابع مقدار قند محلول موجود در نمونه است.
 سومين ماده افزودني- آنزيمهاست. كه شامل سلولازها و همي سلولازهاست كه ديواره سلولي را به قند ازاد تبديل مي كنند افزودن آنزيمها با گياهان جوان سيلو شده و داراي ماده خشك پايين بهترين نتيجه را مي دهد.
۲- مهاركنند هاي تخمير
 استفاده از اسيدها، معمولا اسيدكلريدريك و سولفوريك و اسيد فورميك، شايع است اسيد فورميك اثر خورندگي كمتري دارد
 فرمالين نيز بعنوان يك مهاركننده رشد ميكروبي استفاده مي شود فرمالين يك محلول ۴۰ درصد از فرمالدئيد در آب است كه به تنهايي يا با تركيب با اسيد سولفوريك يا اسيد فورميك استفاده مي شود. فرمالدئيد با پروتئين تركيب شده مانع تجزيه آن توسط ميكروبها و آنزيمهاي گياهي مي شود. ثابت شده مخلوط فرمالين با اسيد فورميك موثر تر از تركيب آن با اسيد سولفوريك است.