خلاصه

صنعت نساجی، به عنوان قدیمیترین و ریشهدارترین صنعت در کشور مورد توجه همگان قرار دارد؛ اما ورود انقلاب صنعتی در این حیطه، معضلات و مشکلاتی را موجب گردیده است که عدم توجه به آنها در نهایت منجر به زوال و انحطاط کامل این صنعت خواهد شد. مهندسی ارزش یک کوشش سازمان یافته برای تحلیل عملکرد سیستم ها، تجهیزات، خدمات و موسسات به منظور نیل به عملکرد واقعی با کمترین هزینه در طول عمر پروژه است که سازگار با کیفیت و ایمنی مورد نظر باشد. در این مقاله، شناخت چالش ها و آسیب های وارده بر صنعت نساجی مورد هدف قرار گرفته است تا به کمک آن بتوان راه حل مناسبی از طریق مهندسی ارزش در راستای رفع این مشکلات فراهم ساخت. بررسی مشکلات پیش روی این صنعت در داخل کشور و مقایسه آنها با اقدامات راهبردی صورت گرفته در جوامع دیگر نشان داده است که مستهلک بودن ماشین آلات و عدم وجود روشهای مهندسی و عدم استفاده مهندسی ارزش و روشهای بهینه سازی در واحدهای تولیدی، از جمله مهمترین عوامل مخرب در رابطه با صنعت نساجی داخلی به شمار می رود. کاهش هزینه های تولید به واسطه دخالت اتوماسیون پیشرفته در بخش های مختلف، بهبود کیفیت و ارائه طرح های مشتری پسند، به عنوان عواملی مطرح هستند که می توانند تا حدودی معضلات و آسیب های وارده بر این صنعت را بهبود بخشند . مهندسی ارزش یک روش بسیار مهم برای مصرف بهینه بودجه تخصیص داده شده است در این تحقیق به چالشهای موجود و نقش مهندسی ارزش در حل معضلات پرداخته میشود.

کلمات کلیدی: صنعت نساجی، چالش، مدیریت، مهندسی ارزش

۱٫ مقدمه

صنعت نساجی شامل تمام مراحل تولید الیاف ، تبدیل الیاف به نخ، تبدیل نخ به پارچه و همچنین شامل فرآیندهای تکمیلی انجام شده بر روی پارچه مانند رنگرزی و چاپ میشود. اگرچه صنعت نساجی در ابتدا تنها محدود به تولید نخ بود ولی به مرور زمان همه انواع پوشاک را شامل شد. این صنعت در کشورهای مختلف جهان رونق دارد و در ایران پس از صنعت نفت، بزرگ ترین صنعت محسوب می شود.صنعت نساجی، همواره به عنوان یک صنعت با توان اشتغال زایی بالا مطرح بوده است [۱] اما چندی است که معضلات و آسیب های وارده بر این صنعت، رفته رفته آن را به سوی زوال و نابودی کشانده است. به موجب تعدد واحدهای فعال در بخش های مختلف صنعت نساجی و امکان دستیابی به ارزش افزوده بالا در این صنعت، نیاز است تا تمامی مشکلات پیش روی این صنعت شناخته شود تا بتوان راه حلی مناسب برای رفع آنها یافت.[۲-۴]

.۲ مهندسی ارزش

مهندسی ارزش یکی از ابزارها ی لازم برا ی نشان دادن ارزش محصول در رابطه با کارکرد آن می باشد که توسط لارنس مایلز برای نخستین بار بکار گرفته شد . به گفته وی، مهندسی ارزش ، دیدگاهی خلاق، کارکردگرا و سازمان یافته، با هدف شناسائی کارآمد هزینه های غیرضروری

۱ دانشجوی دکتری دانشگاه صنعتی اصفهان

۲ استادیار و عضو هیئت علمی دانشگاه صنعتی اصفهان

۱

است، یعنی هزینههایی که نه به کیفیت، نه به بهر هبرداری، نه به عمرمفید، نه به زیبائی ظاهری و نه به مشخصات درخواستی کارفرما مربوط میشود . در تعریف مدیریت ارزش آمده است که مهندسی ارزش، فنی بر ای تعیین فعالیت های تو لید یک کالا ، ارزش گذاری برای آن فعالیت ها و سرانجام تعیین فعالیتهایی است که کمترین هزینه را در بر داشته باشد[۵] علیرغم اینکه بهترین زمان بکارگیری مهندسی ارزش در مراحل ابتدایی و فاز طراحی اولیه می باشد، اما یکی از مقاطعی که در آن می توان از قابلیتهای مهندسی ارزش بهره برد، مرحله عملیاتی و نگهداری است . مطالعه مهندسی ارزش در این فاز به عنوان فرصتی برای ایجاد تغییر پیشنهاد می شود که در مراحل قبل مقدور نبودند(شاید ناشی از کمبود زمان و یا دیگر محدودیت ها باشد). نتایج مطالعه مهندسی ارزش در این فاز ، صرفه جویی هزینه با توسعه طول عمر آن از طریق استفاده از مواد جدید، فرآیند و یا طراحی، کاهش هزینه تعمیرات، صرفه جویی در انرژی و دیگر هزینه های عملیاتی می باشد . اجرای مهندسی ارزش برای یافتن پاسخ به این سوال است که چه راه حل دیگری، کارکرد موردنظر، فرایند، محصول و یا اجرای آنرا با هزینه کمتری محقق میسازد .

.۳ عوامل تأثیرگذار بر بهره وری صنعت نساجی
صنعت نساجی در ایران در سالهای اخیر دچار رکود گردیده است به طوریکه بیشتر کارخانجات تعطیل گردیده و تعداد زیادی از کارکنان از کار بیکار شده اند، که این موضوع بسیار غم انگیز است و نیاز به تامل و رفع مشکل دارد. در این قسمت به مشکلات موجود اشاره می شود:

(۱ مدیریت سنتی: مدیریت سنتی نیز درد مشترک بیشتر صنایع کشور بخصوص صنایعی است که مالک و سرمایهگذار خود مجموعهشان را مدیریت می کنند. و به این ترتیب نمی توانند مشکلات صنعت را تشخیص داده و آنرا حل کنند.

(۲ فرسودگی فناوری این صنعت و افزایش هزینهها: این چالش در واقع دایره نقاط ضعف این صنعت را تکمیل میکند و با توجه به آنکه فناوری صنایع نساجی ۱۰۰درصد وارداتی و قیمت دستگاهها و ماشینآلات هم بالاست و در حال حاضر نمونههای ایرانی آن نیز وجود ندارد، منجر به تضعیف هر چه بیشتر این صنعت و افزایش هزینه استهلاک، نگهداری و تعمیرات آن میشود.

(۳ تکنولوژی فرسوده و قدیمی، مستهلک بودن تجهیزات و ماشین آلات: که ناشی از کمبود و محدودیت منابع مالی است. (۴ وجود نیروی انسانی نامناسب و فقدان یا کمبود نیروی انسانی ماهر و متخصص (۵ ضعف و سوء مدیریت: مدیریت ضعیف در واحدهای نساجی و خروج مدیران متخصص از گردونه کار و تولید

(۶ عدم استفاده کامل از ظرفیت ماشین آلات نصب شده در خطوط تولید و همچنین توانمندی های سیستم های ماشینی و فناوری اطلاعات (۷ عدم توجه به مقوله تحقیق و توسعه (R&D) و نوآوری و طراحی واستفاده از مهندسی ارزش در صنایع نساجی

(۸پایین بودن کیفیت محصولات به علت عدم انجام کنترل لازم در مواد اولیه و حسن فرآیند تولید و در نتیجه کاهش توان رقابتی با محصولات خارجی (۹ عدم ارتباط مناسب بین مراکز علمی و کارخانجات صنعتی و عدم استفاده از روشهای علمی مهندسی ارزش (۱۰ استفاده از ماشین آلات مستهلک در بخش های تولیدی :کمیت و کیفیت ماشین آلات بکار رفته در کارخانجات و کارگاه های نساجی داخلی، در

حدی نیست که بتوان محصولاتی با کیفیت انتظار داشت. بسیاری از کارشناسان صنعت نساجی معتقدند که عمده ماشین آلات مصرفی در بخش های مختلف صنعت نساجی مدتهاست که مستهلک شده اند و بیش از عمر مفید خود، در صنعت مورد استفاده قرار می گیرند. در حیطه های مختلف صنعت نساجی به استثنای بخش پوشاک، وابستگی فنی کشور به ماشینآلات خارجی به وفور به چشم می خورد. به گونه ای که درصد بسیار ناچیزی از ماشین آلات توسط مهندسان داخلی تولید شده و مابقی، از بخش واردات ماشین آلات خارجی مستهلک شده تأمین می گردد. شکی نیست که فرسوده بودن ماشین آلات مصرفی در صنعت داخلی، به میزان قابل ملاحظه ای توان رقابتی کشور در بازار های خارجی را کاهش می دهد.

(۱۱ بازده کاری کم و دستمزد بالا :دستمزد کارگران در هر حوزه فعالیتی، عامل محرک و تأثیرگذار در بازار رقابت به شمار می رود؛ لذا نظام نامتعادل پرداخت حقوق، توان رقابتی را کاهش خواهد داد. چنانکه گزارش شده است، در ایران به ازای ۹ ماه کار مفید، حداقل ۱۵ ماه حقوق پرداخت میشود در حالی که مقدار حقوق پرداخت شده در کشورهای رقیب، قیقاًد برابر با مقدار کار مفید انجام شده است .[۶] به منظور فائق آمدن بر این چالش و افزایش بهره وری به ویژه در صنعت نساجی، سیاست های دولت می تواند در راستای افزایش ساعات کاری یا کاهش تعطیلات طرح ریزی شود.

پس بطور کلی می توان دریافت که بزرگ ترین چالشها و نقاط آسیب صنعت نساجی در ایران عبارتند از: ❑ واردات غیرقانونی محصولات نساجی ❑ در اختیار نبودن مواد اولیه با کیفیت مورد نیاز صنعت
❑ عدم پرداخت به موقع یارانه های صادراتی

❑ افزایش قیمت تمام شده محصول به واسطه سیاست های نادرست بانکی و نامتعادل بودن عرضه و تقاضا

❑ مستهلک بودن ماشین آلات مورد استفاده در بخش های تولیدی

۲

❑ بالا بودن دستمزد کارگران و پایین بودن بازده کاری

❑ عدم سرمایه گذاری مناسب در بخش های تولیدی و بازاریابی

❑ وجود رقبای سرسختی نظیر چین و ترکیه

❑ عدم توجه طراحان منسوجات به نیاز بازار و مد روز

.۴ راهکارهای موفقیت آمیز و استفاده از مهندسی ارزش در حل معضلات
موفقیت برخی از کشورهای فعال در حوزه صنعت نساجی به حدی است که سایر کشور ها توانایی رقابت با آنها را ندارند. در این میان، کشورهای ژاپن، کره جنوبی، و ترکیه، طلایهدار این صنعت به شمار می روند. رمز موفقیت تولیدکنندگان ژاپنی، توجه به سه ملاک کیفیت، قیمت و مد بوده است. تولید کنندگان کشور کره جنوبی نیز، افزایش کیفیت را ملاک بهره وری صنعت نساجی خود قرار داده اند و در همین راستا نیز ماشین آلات جدید و مدرن را جایگزین ماشین های کهنه و مستهلک کرده اند. توسعه صنعت نساجی و پوشاک در کشور ترکیه نیز، بیشتر مرهون عواملی از جمله کیفیت مطلوب مواد اولیه مصرفی، قیمت تمام شده مناسب کالا، نیروی کار ارزان و هزینه های پایین واحدهای صنعتی میباشد. برخی از مشکلاتی که بیان شد (مانند بالا بودن نرخ مالیات، اخذ عوارض مختلف، سود بالای تسهیلات بانکی و …) در سال های اخیر رفع یا تعدیل شده است، ضمن اینکه دولت در مواردی با تشکیل کمیته بحران با بررسی موضوعات مبتلا به صنایع مختلف تمهیدات و تدابیری را (استمهال بدهی ها و بخشودگی جرایم) اتخاذ کرده است.

با همه این تفاسیر مهمترین راهکارها و رهیافت های لازم برای حل مسائل و مشکلات مبتلابه صنایع نساجی با استفاده از مهندسی ارزش در ۳ بخش، به شرح پیشنهاد می شود:

(۱ استفاده از مهندسی ارزش در جهت افزایش بهره وری (۲ استفاده از مهندسی ارزش در جهت استفاده از منابه انسانی

(۳ استفاده از مهندسی ارزش در جهت کاهش هزینههای مصرف انرژی

.۵ استفاده از مهندسی ارزش در جهت افزایش بهره وری
در سطح جهانی در واقع فاکتورهایی تعریف می شوند که می توان به رقابت با اجناس خارجی پرداخت و کمیته ای در سوییس است که ملاکهایی را جهت رقابت پذیری کشورها با یکدیگر تعریف نموده است. فواید بهره وری عبارتند از: صرفه جویی در هزینه ها ، افزایش کیفیت کالاها و خدمات ، ثبات قیمت ها و یا حتی کاهش آن ، افزایش سطح رفاه عمومی جامعه ، افزایش درآمد وسود ، رضایت عمومی افراد ، رونق اقتصادی ، افزایش تولید و ارائه خدمات ، ثبات اقتصادی در بازار جهانی ، ایجاد اشتغال ، توسعه صنعتی.[۶] بهره ور ی برای سیستم های دولتی و شرکتها منافع

æ فوایدی دارد که برخی به شرح ذیل می باشد : افزایش سود و درآمد،کاهش هزینه ها، افزایش تقاضا، رضایت شغلی کارکنان، سرعت عمل کارکنان، ایجاد رقابت سالمتر، ارتقای شغلی کارکنان، ایجاد محیط کاری جذاب، آموزش عمومی کارکنان، افزایش حقوق و دستمزد، امنیت شغلی کارکنان، انجام درست کارها و انجام کارهای درست، افزایش کیفیت زندگی کاری، افزایش رفاه کارکنان، افزایش انگیزه کاری.[۷]

بهبود و ارتقای بهرهوری مستلزم کوشش و تلاش برنامه ریزی شده همه جانبه از سوی افراد و مسئولین ذیربط است که خود نیازمند بهبود شرایط کار

æ تغییر محرکه ها و روش های انگیزشی کارکنان ، بهبود نظام ها ، دستورالعمل ها ، قوانین ، بخشنامه ها ، دستور العمل ها ، روشها و فناوری و غیره می شود. به طور کلی برخی از عوامل موثر برای افزایش سطح بهره وری را می توان چنین برشمرد:

– بهبود کیفی عامل کار

– بهبود روابط حاکم بین مدیر و کارکنان

– بهبود در بکارگیری رهاوردهای فناورانه

.۶ استفاده از مهندسی ارزش در جهت استفاده از منابع انسانی
مهندسی ارزش یک کوشش سازمان یافته برای تحلیل عملکرد سیستمها، تجهیزات، خدمات و موسسات به منظور نیل به عملکرد واقعی با کمترین هزینه در طول عمر پروژه است که سازگار با کیفیت و ایمنی مورد نظر باشد. در برنامه ریزیهای کلان هر یک از ممالک دنیا، استراتژی مهندسی ارزش ملحوظ شده است. این استراتژی بخصوص درکشورهای پیشرفته جایگاه ویژهای داشته و از طریق سرمایه گذاری درامر خطیر نیروی انسانی و تلاش برای بهبود کیفی آن اجرا می گردد. هر یک از صنایع برای ایجاد و تکمیل فرایند مهندسی ارزش نیازمند سه عنصر اساسی نیروی انسانی، تجهیزات و دستگاهها، کالا و مواد هستند. ازمیان عوامل فوق » نیروی انسانی« مهمترین سرمایه صنعت است که نحوه بکارگیری آن برای حصول حداکثر کارآئی و

۳

بهرهوری از پیچیدهترین مشکلات موجود میباشد. در چارچوب مدلهای رشد درونزا، سرمایه انسانی از جمله عوامل تأثیر گذار بر رشد بهرهوری می باشد. در واقع اگر بین اهداف فردی و سازمانی در صنعت تطابق وجود نداشته باشد نیروی انسانی به عامل بازدارنده تبدیل خواهد شد. براین اساس لازم است با بکارگیری اصول علمی در مهندسی ارزش به »برنامه ریزی نیروی انسانی« یا پرورش و رشد، نیروی انسانی موجود شناسائی وتجزیه و تحلیل شده پرداخت. بعضی اصوا و اقدامات به شرح زیر میباشند :[۸-۱۱]

– ایجاد تعادل هماهنگی در ساختار مراکز سیاست گذاری درامر تأمین نیروی انسانی مورد نیاز تحقیقات صنعتی

– ایجاد زمینه های آشنائی پژوهشگران با مشکلات موجود در صنعت

– لوازم ایجاد یک دید منسجم و هماهنگ درخصوص پیش بینی، جذب، تأمین، بهسازی، نگهداشت و تعدیل نیروی انسانی در واحدهای صنعتی

– مشخص نموده سازمان مسئول بررسی و تجزیه و تحلیل عمیق در نیروی انسانی موجود در مراکز تحقیق صنعتی از نظر مهارتها، روحیه ها، نگرش کاری، هزینه نیروی کار، عوامل بازدارنده یا برانگیزنده و میزان اثر بخشی وبهره وری در مهندسی ارزش و مدیریت هزینهها

– رفع مشکلات درمسیر جابجائی نیروی انسانی موجود در مراکز تحقیقاتی و لزوم تعیین مسیر حرکت شغلی بمنظور پیشگیری از رکود

– فراهم ساختن موجبات احساس مشارکت نیروی انسانی در فعالیتهای تحقیقاتی و نیز احساس مفید بودن، موفقیت وترقی در رشد و مهندسی ارزش صنعت

– ایجاد سیستم اطلاعاتی جامع برای دستیابی سریع به آخرین پیشرفتهای تکنولوژیکی

– در راستای اقدامات مربوط به مهندسی ارزش، توجه به تحقیقات بنیادی، کاربردی براساس استراتژی بلند مدت و به مقتضای نیازهای ملی صنایع

– بازنگری عمیق در شرح شغل و وظیفه نیروی انسانی محقق برای ایجاد فعالیتهای مهم و واگذاری کارهای روتین و تکراری آزمایشگاهی به سطوح تکنیسن و پائینتر

– بازنگری در شرایط زمانبندی انجام فعالیتها با توجه به شرایط محیطی و جغرافیایی

– تخصیص تسهیلات و امکانات براساس قابلیتهای شغلی و پیشرفتهای حاصله ( حذف روابط غیر رسمی)

– توجه به قدر ومنزلت محققان از طریق تدوین مقررات و ضوابط مفید و آسان

– لزوم بهره وری نیروی انسانی محقق از سود حاصل از فعالیت های صنعتی ودریافت حقوق و مزایا براساس کار مفید

– تقویت آموزش های مورد نیاز، ارتباطات داخلی وخارجی بامراکز معتبر تحقیق در مهندسی ارزش بمنظور رشد وبهسازی منابع انسانی موجود در صنایع

.۷ استفاده از مهندسی ارزش در جهت کاهش هزینههای مصرف انرژی
اقدامات زیر جهت استفاده از مهندسی ارزش در جهت کاهش مصرف انرژی و کاهش هزینهها به شرح زیر میباشد:
– توقف برخی از دستگاه ها و تجهیزات واحدهای مجتمعها در پیک شبکه

– برنامه ریزی جهت جلوگیری از توقف بی مورد دستگا هها و تجهیزات واحدها.

– بررسی و امکان سنجی استفاده از نور طبیعی در کلیه واحدهای مجتمع و اقدام آزمایشی این امر در یکی ازواحدهای مجتمع.

– افزایش آگاهی و حساسیت مدیران، کارشناسان و دیگر همکاران مجتمع در جهت مصرف بهینه انرژی از طریق بخشنامه ، اطلاعیه، پوستر و برگزاری سمینار.

– محاسبه و بررسی نسبت KWH/T (کیلو وات ساعت بر واحد محصول) مصرفی واحدها به تفکیک ماهیانه، هفتگی و روزانه و تحلیل آن-ها نیز بررسی KWH/T استاندارد واحدهای مختلف مجتمع با توجه به تناژ اسمی و مقایسه آن با شاخصهای جهانی .

– محاسبه و بررسی مقادیر )R/Tهزینهی ریالی هر تن محصول تولیدی) و R/KWH (هزینهی ریالی هر کیلو وات ساعت انرژی الکتریکی مصرفی) و انرژی اکتیو (انرژی مصرفی موثر تجهیزات الکتریکی)، انرژی راکتیو (انرژی مصرفی غیرموثر تجهیزات الکتریکی) مجتمع و مقایسه آن با سالهای قبل و استانداردهای جهانی.

– استفاده از لامپ های کم مصرف و پر بازده.

– نصب کلید و کنترل های بیشتر برای سیستمهای روشنائی، گرمایشی، سرمایشی و مصارف غیر صنعتی و غیره.

– کم نمودن یا از مدار خارج نمودن مقطعی درصدی از سیستمهای روشنائی که غیر ضروری بودند.

۴

– انجام تعمیرات اساسی تشکیلات و تاسیسات مربوط به انرژی مجتمع برای ماههای گرم و سرد سال.

– کاهش ارتفاع از سقف چراغهای روشنائی واحدهای صنعتی و بوجود آوردن شرایط نور مطلوب تر برای کارکنان درواحدهای مختلف.

– اعمال مدیریت بار (مدیریت مصرف انرژی الکتریکی در سطح کلان برای صنایع و کشور را مدیریت بار گویند ([۱۵] و پیک سائی.

– اجرای آزمایشی و موفق استفاده از انرژی خورشیدی در شرکت.

.۸ نتیجه گیری
به طور کل، دلایل موفقیت و پیشگام بودن کشورهای فعال در عرصه صنعت نساجی را می توان به کیفیت بالای محصول تولید شده، توجه و شناخت نیاز مصرف کنندگان مطابق با سلیقه و مد روز، پایین بودن بهره های بانکی و عوارض پرداخته شده به دولت در بخشهای واردات و صادرات، بکارگیری مواد اولیه یا کیفیت و استفاده از ماشینآلات مدرن، ربط داد. عمده ترین مسائلی که سبب وارد آوردن آسیب به صنعت نساجی داخل میشود، ارتباط نزدیکی با سیاست های نادرست دولتی و مالی کشور دارد. همچنین، ورود غیر قانونی کالاهای نساجی به داخل کشور، اثرات نامطلوبی را بر اقتصاد داخلی و سرمایه گذاری در بخشهای مختلف تولیدی به همراه خواهد داشت.

۹٫ مراجع
۱٫ حسن، الوداری، “بازاریابی صنعت نساجی در جهان”. مجله تعاون، ش ۸۴، ص ۸۳، .(۱۳۷۷)
۲٫ احسان، سلطانی، “صنعت نساجی ایران، چالشها و چشماندازها”، مجله صنعت نساجی، ش ۱۷۵، ص ۲۳-۲۲، .(۱۳۸۶)

۳٫ سید علیقلی، روشن، کلثوم، بختیاری، “بررسی مشکلات صنعت نساجی (پارچهبافی) در ایران و اقدامات صورت گرفته توسط کشورهای پیشرو در این صنعت”. مجله بررسیهای بازرگانی، ش ۴۸، ص ۴۰-۲۸، .(۱۳۹۰)

۴٫ احمد توکلی، جلال دهقانی سانیج.، (تابستان (۱۳۸۹، بررسی عوامل تاثیرگذار بر توسعه صادرات صنعت نساجی، مجله دانش و توسعه (علمی-پژوهشی)، سال هجدهم، شماره .۳۱

۵٫ Djumin S. D., Wibowo Y. and Irani Sh. A., (2005), “Value Stream Mapping from an Industrial Engineering Viewpoint,” Department of Industrial, Welding and Systems Engineering, The Ohio University,

Columbus Ohio 43210.

۶٫ شهنام طاهری.، (۱۳۸۰)، ” بهره وری و تجزیه و تحلیل آن در سازمان ها”، نشر هوای تازه، چاپ دوم، تهران.

۷٫ جیمز اف . استونر و همکاران.، (۱۳۷۹)، ” مدیریت” ، تر جمه دکتر سید محمد اعرابی و دکتر علی پارسائیان ، نشر دفتر پژوهش های فرهنگی، چاپ اول، تهران.

۸٫ A.Katou, A. Budhwar, S.Pawan., (2007), ” WKH Hffect of human resource management policies on

RUJDQL]DWLRQDO SHUIRUPDQFH LQ JUHHN PDQXIDFWXULQJ ILUPV”‘international business review, vol49,1-35.

.۹ عباسی، داوود.، (۱۳۸۴)، “بررسی عوامل موثر بر انگیزش و تاثیر آن بر کارایی کارکنان معاونت درمان سازمان تامین اجتماعی”، پایان نامه کارشناسی ارشد دانشکده مدیریت، دانشگاه آزاد اسلامی.

.۱۰ سلطانی، ایرج.، (۱۳۸۳)، “نقش سرمایه انسانی در بهره وری سازمان”، نشریه مدیریت، ش ۸۶ – ۸۵، ، ص ۱,

۱۱٫ %HQQHWW 6.’ (2000)’ ” +HDOWK ZRUNHU PRWLYDWLRQ DQG KHDOWK VHFWRU UHIRUP”‘*HRUJH :ashington University

,Washington .PHR associates Inc.

.۱۱ بهرامی، حسین و دیگران .،(پاییز(۱۳۸۳، “صرفه جویی و مدیریت انرژی در سیستمهای الکتریکی”، انتشارات سازمان بهره وری انرژی .ایران (سابا).