جغرافیای طبیعی
استان گلستان بین ۳۵ درجه و ۵۷ دقیقه تا ۵۶ درجه و ۲۲ دقیقه و ۳۶ درجه و ۳۰ دقیقه تا ۳۸ درجه و ۸ دقیقه عرض شمالی کشور واقع گردیده است. این استان از شمال به کشور ترکمنستان، از جنوب به استان سمنان، از شرق به استان خراسان شمالی و از غرب به دریای خزرواستان مازندران محدود می شود.
مساحت استان گلستان بالغ بر ۷/۲۰۴۳۷ کیلومتر مربع (۳/۱ درصد از کل مساحت کشور و به عبارتی رتبه نوزدهم در بین استان ها) است.

این استان از طرف شمال با جمهوری ترکمنستان ۲۰۵ کیلومتر مرز مشتکر دارد که ۱۲۰ کیلومتر آن را مرز آبی رودخانه اترک تشکیل می دهد. (نقشه شماره ۱)
استان گلستان محدوده منطقه معتدله شمالی قرار گرفته است که این عامل نقش مؤثری را در اقلیم استان بر عهده دارد. این استان بین رشته کوه های البرز، دشته ای جنوبی کشور ترکمنستان، کوه های استان خراسان و دریای خزر واقع شده است. کوه شاهوار با ارتفاع ۳۹۴۵ متر بلندترین و نقاط ساحل با ارتفاع ۲۶ متر پست ترین نقاط استان می باشد.

آب و هوای استان تحت تأثیر عرض جغرافیایی، ارتفاعات، امتداد رشته کوه های البرز نزدیکی به دریا و بیابان ترکمنستان توده های هوایی و پوشش جنگلی از تنوع زیادی برخوردار است.
استان گلستان به دلیلی برخورداری از شرایط اقلیمی و آب و هوایی متفاوت و به دلیل همجواری با استان های خراسان بزرگ و سمنان که از موهبت های طبیعی کمتر برخوردارند قابلیت جذب مهاجران زیادی را دارد که از عمده مهاجران می توان به موارد زیر اشاره کرد:

مهاجران داخلی یا موقت: این نوع مهاجرت ها برای کار و در مدت زمان کوتاه از سال صورت می گیرد از آن جمله مهاجرت روستاییان مینو دشت، رامیان به گرگان، کردکوی، بندر گز و علی آباد را می توان نام برد. مهاجرت آن ها با آغاز درو شالی در مزارع شروع می شود و در مهرماه به پایان می رسد. همچنین مهاجرت روستاییان شهرنشین یا جلگه نشین در فصل گرم به روستاهای ییلاقی و کوهستانی نوع دیگری از مهاجرت است. روستاهای ییلاقی در فصول سرد سال اغلب خالی از سکنه اند یا تعداد کمی جمعیت دارند. برای مثال می توان به روستاهای نواحی کوهستانی مینو دشت، رامیان، علی آباد، گرگان و کردکوی و بندرگز اشاره کرد. از مهاجران فصلی یا موقت می توان به عشایر و کارگران کشاورز اشاره کرد.

مهاجران خارجی یا دائم: از انواع مهاجران دائمی می توان سیستانی های، کاشمری ها، طرودی ها و خراسانی ها، سمنانی ها و …. را نام برد.
مراتع استان گلستان مورد استفاده ی دام های کوچ نشین کرد شمالی خراسان، دامداران سمنان و شاهرود قرار می گیرد.
در فصول سرد سال عشایر زیادی به این استان می آیند به طوری که نزدیک به ۵/۰ درصد کل جمعیت استان را تشکیل می دهند. این عشایر قشلاقشان را در شهرهای گنبد و کلاله سپری می کنند.

طوایف کرد بیشترین عشایر استان را تشکیل می دهند. ییلاق عشایر کرد کوه های شمالی خراسان در اطراف شهرهای بجنورد، شیروان و قوچان می باشد. اما ییلاق دامداران رمه گردان و زندگی دامداران کوهستانی استان در ارتفاعات البرز می باشد.
در گذشته ترکمن ها کوچ نشین بودند و زندگی ایلی داشتند. گوکلان ها در شرق گنبد تا مرز خراسان و یموت ها در غرب گنبد کاووس تا دریای مازندارن ساکن هستند. در حال حاضر بخشی از آن ها اسکان یافته اند و بخشی دیگر در چادرهایی به نام آلاچیق زندگی می کنند.

تاریخچه:
آثار و اسناد به دست آمده در استان نشانگر آن است که استان گلستان از دیرباز جامعه ای اسکان یافته بوده و قدمت سکونت به ۶هزار سال پیش برمی گردد در حقیقت استان گلستان یکی از قدیمی ترین ایالت های ایران و مرکز عمده ترین آریایی ها در شمال ایران بوده است.

استان گلستان در زمان هخامنشیان به بعد به صورت یک ایالت با تشکیلات منظم درآمد. در آن دوران با نام هیرکانی یا هیرکانیا شناخته می شد که از معروفترین ایالت ایران بوده است. زمان ساسانیان به همراه چندین ایالت دیگر در مجموعه سرزمین خورآسان قرار داشت. با ورود اسلام در سده های اولیه آن به خصوص دوران طلایی اسلام و بعد از آن گرگان نقش مهمی در شکوفایی فرهنگ و تمدن اسلامی و ایرانی داشته است.

این ایالت در قرن ۷ با تهاجم مغولان ویران گشت پس از آن بر اثر لشکر کشی های امیر تیمور در پایان قرن ۷ تا چهاردهم بنام ایالت استرآباد معروف بود.
استان گلستان تا سال ۱۳۱۶ تحت عناوین ایالت یا ولایت گرگان (استرآباد) یکی از تقسمیات مهم کشوری به حساب می آمد. در سال ۱۳۱۶ با توجه به تقسیمات جدید با مجموعه استان های تهران، مازندران، قم و سمنان استان دوم را تشکیل می داد. از سال ۱۳۳۵ به بعد هر یک از مناطق به تدریج به نام های مختلف از استان دوم جدا شدند و استان مستقلی را تشکیل دادند. استان گلستان تا سال ۱۳۷۶ قسمتی از استان مازندران بود. در این سال به صورت استان مستقل ب مرکزیت شهرستان گرگان درآمد.
در حال حاضر (۱۳۸۷) این استان از یازده شهرستان،۲۴ شهر، ۲۱بخش، ۵۰ دهستان، ۱۰۶۱ روستا تشکیل شده است.

فصل دوم:

نقوش متداول، پیدایش نقوش،
تأثیر نقشه در تولید فرش ترکمن

پیدایش نقوش و فلسفه آن در قالی ترکمن:
صنایع دستی نخستین گلواژه ی میراث فرهنگی بنی آدم است و نقوش آن سرشار از اسرار و رموز و زبان گویای ملت هاست.
هنر و صنعت قالی بافی در بین تراکمه سابقه ای طولانی دارد. از دورانی که دامداری در میان تراکمه رواج یافت همزنان با آن هنر قالی بافی نیز شکل گرفته و معمول گشته است. زنان ترکمن با تلفیق رنگ ها، طبیعت رنگین و دنیای جدیدی را می آفرینند که در اندیشه ی خیالشان راه می یابد. آنان با مهارت و چیره دستی تمام با انگشتان پینه بسته ای که هزاران بار به تیغه ی چاقو سپرده شده و تار و پود های قالی را با خون انگشتان رنگین ساخته اند، افتخار می آفرینند و موجب فخر و جلال و شأن و مقام هنری قوم و قبیله می شوند. قالی بافان ترکمن با ایجاد گؤل های مختلف شیوه ی زندگی، جهان شناسی، رفتار اجتماعی و اندیشه خواسته های قومی را به نمایش می گذارند.

عشایر ترکمن همراه با رکاب کشیدن در دشت های بیکران به دنبال یافتن مرتع و مبارزه با طبیعت، توجه خود را با قالیچه ها و فرش هایی معطوف و متمرکز ساختند که نقش عمده در زندگی آنان داشت و به همین صورت نیز آنان ارتضای نیازهای زیبایی شناختی خود را به نسل های آینده باقی گذاشتند. البته در میان کوچ نشینان ترکمن فرش یک وسیله ی تجملی و تفننی نیست، بلکه ضرورتی است که فقیر و غنی از آن استفاده می کنند. قالی، قالیچه، پشتی و

قارچین، گلیم، خورجین، توبره، جل اسب، جوال و … که هر یک نشانگر دنیای ذوق و هنر زنان و دختران هنرمند است، که با دست های معجزه آسای خویش آن ها را بر سجاده ها درگاهیهای آلاچیق، توبره و خورجین های سیر و سفر نقش زده اند، انسان دریغش می آید که بر پرده های هزار نقش پا بگذارد و با پشت بی اعتنایی بر پشتی هایشان تکیه دهد. فرش در فرهنگ ترکمن، ریشه در زندگی و بقای شان دارد، فرش ترکمن زاده ی ذهن خلاق و اندیشه ی جستجو گر و دستان ماهر مادران می باشد. مادری که تمامی بار خانواده بر دوشش سنگینی می کند. آلاچیق را برپا کند، گله را بپاید، هیزم جمع کند، پخت و پز کند و بچه تربیت و آموزش های لازم را به آن ها بدهد، و با این مسئولیت عظیم قالی نیز ببافد.

مظاهر طبیعت و آنچه در محیط زیست عشایر ترکمن وجود دراد را می توان به عنوان منشأ نقش هایی پنداشت، که اینک به دست ما رسیده است. این نقوش به صورت اشکال هندسی و تماماً قرینه بوده و شکل استلیزه شده از مظاهر مادی و مظاهر معنوی زندگی عشایر ترکمن بوده اند. علاوه بر آن بسیاری از افسانه ها، باورها و اسطوره ها نیز خود را به صورتی در نقوش نشان داده اند. در واقع در اینجا هنر تجلی گاه ارزش ها، هنجارها و مسائل زندگی و محیط اطراف بوده است.

بطور کلی شکل گیری و نوع صنایع دستی در بین هر جامعه ای در درجه اول متأثر از نیازهای اولیه آن جامعه نظیر تهیه پوشاک، مسکن و سپس مواد اولیه موجود در محیط می باشد.
یادگیری قالیبافی نه تنها از وظایف دختران و زنان بوده بلکه در گذشته یادگیری آن برای دختران اجباری نیز بوده است، چرا که تمام خانواده ای عشایر جهت مفروش کردن «اوی» و تهیه جهاز دخترانشان که تمام مراحل اولیه قبل از بافت را گذرانده اند، فرش را نیز باید خودشان به کمک مادر و …. ببافند. زنان و دختران ترکمن تا به حال هیچ یک از دست بافته های خویش را از روی نقشه و جداول متریک نبافته اند و تمامی نقشه ی (به عنوان میراث با ارزش فرهنگی) را چون افسانه ها، داستان ها و سایر عناصر فولکوریک سینه به سینه از مادربزرگان و پیرزنان طایفه ی خود دریافت داشته اند، و به اجداد آنان نیز از نیاکان گذشته شان منتقل گشته است.

کلام نهایی، صنایع دستی امانتدار و نگهدارنده ی پیام قومی است و زوالش، زوال فرهنگی قومی را به دنبال دارد.

نگاهی گذرا به تاریخ صنعت قالی بافی در قبل و بعد از اسلام
اگر چنانچه نگاهی گذرا با تاریخ صنعت و هنر قالی بافی بیندازیم، دوره های متفاوتی را می بینیم، از جمله دروه ی قبل از اسلام و دوره ی بعد از اسلام که در این مختصر سعی بر آن است که راجع به این دوره ها و نیز تأثیراتی که دین اسلام بر نقوش فرش گذاشته است، سخن بگوییم.
الف) دوره ی قبل از اسلام:

در این دوره نقوش فرش های ترکمن عمدتاً از محیط اطراف و طبیعت الهام گرفته است. که اکثراً گیاهان پرندگان و انواع جانوران اهلی و وحشی و نظایر آن را در نقوش به صورت واقعی ببینیم. و با گذشت زمان این نقوش به صورت نمادهایی که در حد غیر قابل تشخیص می باشد در آمده است. با این حال بعضی از نقوش به نقش اصلی (شکل واقعی) شباهت نزدیکی دارد. به عنوان مثال می توان از نمدی نام برد. که توسط طایفه ی یموت با نقش «حالئغئنی» (جول شتر) کار شده و در موزه ی صنایع دستی ترکمنستان نگهداری می شود. نقش این نمد یک کاروان شتر، دهقانی را با گاو خویش در حال شخم زدن، سواری باسگ

شکاریش و شخص با تیر و کمان را نشان می دهد. و در یکی دیگر از کارهای یموت ها می توان در روی نقش ماهی و پرندگان در حال پرواز را مشاهده نمود.
در نمونه ی دیگر از کارهای عودها فیگور حیوان نامشخص نقش، ک در آن گارچی و پشت سر آن کجاوه کاروان شتر، در جوال بندی ها «عوز جاق» یا عروسک که شکل انسان و نقش هایی به نام «چاغا» و «غوزجاق» دیده می شود، که این ها در نقوش معروف آق یوپ سالورها گنجانده شده است. در سایر گل ها، پرندگان، قورباغه، لاک پشت، تمساح، مار و گیاهان نیز دیده می شود.

ب) دوره ی بعد از اسلام:
بعد از اسلام تحولاتی در نقوش فرش ترکمن به وقوع پیوست. در این زمان تراکمه که به دین اسلام ایمان آوردند نمی توانستند نقوش جانداران را به صورت واقعی در فرش کار کنند. چون رهبران دینی بر این اعتقاد بودند، یا این باور را در دید عامه ایجاد نموده اند که نماز خواندن روی فرش هایی که اشکال جانداران نقش بسته، گناه بوده و ممنوع می باشد و اگر چنانچ روی چنین فرش هایی نماز خوانده شود نماز آنان باطل است و این افکار تا به حال نیز ادامه دراد، حتی تا این اواخر کشیدن عکس آن را گناه می دانستند و بر این عقیده بودند که عکاس باید در آخرت برای هر کس که عکس آن را کشیده است، جان بدهد. شاید هم

این دیدگاه درست نباشد. البته یکی از محققان صنایع دستی به نام ف.ف. گوگول در قالی های تکه، ساروق به نقش های «دونگوز بورون» و گوبچه قورباغه ای اشاره ای نداشته است و محقق دیگری به نام دکتر گ.ا. پوگاچنکووا اشتباه گوگول را یادآوری می کند و می گوید: گول پوره ی خوک «دونگوز بورون» در نقوش قالی از دوره ی ساسانی ها نیز وجود داشته است و نظر خود را به اثبات رساند. حتی در بناهای تاریخی و قصرهای حکام و تخت شاهان نیز این نقوش تزیین شده است.

ج) تأثیرات دین اسلام در نقوش فرش ترکمن:
با نفوذ دین اسلام در میان ترکمن ها تأثیراتی در نقوش فرش به وجود آمده است. من جمله نقش هایی همچون «محرابی»، «تومار»، «نقراب»، «دوغاچیق» و … بعد از اسلام به وجود آمده است. این نقوش شکل استلیزه شده ی اشکال واقعی بوده است و شکل ظاهری بعضی از اشکال را که بعد از اسلام موجودیت یافته است در نقوش فرش به کار گرفته است. مانند محرابی و دوغاچیق و … در بعضی از این نقوش به زیبایی شناسی در نقوش توجه خاصی شده است. و چنین نقش هایی در فرش ترکمن روز به روز بیشتر نمایان گردید.

همچنین خیلی از نقوشی که توسط زنان و دختران قالی باف ترکمن ابداع گردیده بود، در هنرهای معماری نیز به کار گرفته شده است. از جمله: مساجد، موزه ها و مدارس را با این نقوش تزئین کرده است. مثلاً در سمرقند مدرسه ی اولغ بیک نقش «غئیاق»، «تگبند» و باز در همین شهر موزه ی شاه زند نقش آغداق، دروه زه گول، آق گوزی، اگرم، آلاجا و در مسجد بی بی خانم نیز نقش «اق گوزلی تگبند»، «تاویم گوزه نه گسالی تگبند» و … گواه بر این مدعاست و حتی در ترکمنستان نیز در مسجد خواجه احمد یساوی نقش تگبند وجود دارد که در نقوش گلیم نیز دیده می شود.
مضیره ی سلطان سنجر در مرو با نقش «تأدیم گوزه نه گسالی تگبند» و مسجد انو در شرق عشق آباد با نقش «تگبند» «ساللان» زینت داده شده است. و در گرگان نیز تالار فخرالدین اسعد گرگانی با نقوش «غوچاق»، «گلین بارماق» تزیین شده است.

مشخصات فرش ترکمن
تمامی فرش های ترکمن دارای تقسیمات مخصوص به خود است، که در ابتدا و انتها حاشیه قرار دارد به نام «ألدم» بعد از ألدم حاشیه های کوچک و بزرگ در عرض و طول به صورت شکل های متشابه تکرار می شود و متن فرش را به صورتی قابی احاطه می کند. در فرش های بزرگ در دو طرف حاشیه ی بزرگ، حاشیه کوچک تکرار می شود. حاشیه بزرگ را «شلپه» نیز می گویند و بیشتر به نام «اولی غئری» معروف است. در دو طرف حاشیه ی بزرگ معمولاً سه حاشیه ی کوچک تکرار می شود که این حاشیه های کوچک را «آونئق غئری» می گویند.

در طول فرش، اول حاشیه ی ابتدا، بعد حاشیه های کوچک و بعد حاشیه ی بزرگ و دوباره حاشیه های کوچک و سپس متن فرش شروع می شود.
در متن فرش نقش های متشابه غالباً به شکل های هندسی به نام «گول» و نقش های کوچکتری مابین گول ها با نام «آراگول» (گولچه) دیده می شود.

عمده ترین نقوش فرش ترکمن و فلسفه ی پیدایش آن ها
در متن فرش نقش های متشابه غالباً به شکل های هندسی به نام «گول» و نقش های کوچکتری ما بین گول ها به نام «آراگول» یا گولچه می گویند. نقوش فرش های ترکمن عمدتاً از محیط اطراف و الهام از محیط طبیعت بوده است. عمدتاً گیاهان، پرندگان و انواع جانوران اهلی و وحشی و نظایر آن را در نقوش واقعی می بینیم. با گذشت زمان این نقوش به صورت نماد هایی که در حد غیر قابل تشخیص می باشد در آمده است. با این حال بعضی از این نقوش به نقش اصلی (نقش واقعی) شباهت نزدیکی دارد.

۱٫ نقوش اصلی قالی های ترکمن:
نقوش اصلی قالی های ترکمن ۵ نوع می باشند که مربوط به ۵ ایل می باشند، که آن را می توانیم در پرچم جمهوری ترکمنستان به وضوح ببینیم که اینان عبارتند از:
۱٫ یموت
۲٫ تکه
۳٫ ارساری
۴٫ چاودر
۵٫ آخل
طبق برآوردهای سازمان ها و نهادهای مرتبط با فرش ترکمن شاید بیش از ۸۰۰ نوع طرح و نقش ترکمن در منطقه وجود داشته باشد که تا کنون حدود ۴۰ تا ۵۰ طرح شناسایی و بافته شده است و این خود گویای پتانسیل بالای طراحی در استان می باشد که بدون حضور دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی توانسته اند با حفظ شیوه های سنتی نقش آفرینی های بسیار زیاد در طراحی قالی داشته باشند.

همانطور که قبلاً اشاره شد شاید علت تنوع نقش فرش ترکمن الگو برداری از همان علایمی باشد که بین اقوام گوناگون ترکمن مقدس بوده و به عبارتی همان توتم باشد و شاید هم الگو برداری از حرکات ماه و ستارگان و آفتاب و ابر می باشد که بسیار متنوع و جذاب هستند..

از ویژگی های نقش فرش ترکمن تکرار واگیره ای آن است که از دلایل آن شاید بتوان به ذهنی باف بودن آن اشاره کرد که باعث سادگی اجرا می شده است. نقوش ساده و ترکیب هندسی آن ها و خطوط منظم اشکال و با زوایای راست و معین از دیگر ویژگی ها و سادگی های فرش ترکمن می باشد. آقای علی حصوری در کتاب نقش های ترکمن و اقوام همسایه به ۷۸۳ طرح از مجموعه نقوش ترکمن اشاره می کند. البته تمام این نقوش در جغرافیای ترکمن ایران واقع نشده است و بخش عمده ای از آنان نیز در طول روزگاران به فراموشی سپرده شده اند که از جمله دلایل این فراموشی شاید بتوان به تکرار بیش از حد موتیف ها در فرش ترکمن اشاره کرد که باعث فراموشی آن ها نزد بافندگان شده است.

سادگی نقوش فرش ترکمن بار گرافیکی خاصی به آن داده است که اتفاقاً مورد علاقه ی بسیاری از خریداران خارجی گردیده است که می بایست از این ظرفیت حداکثر استفاده را به عمل آورد. البته لازم به ذکر است که اطلاع طراحان از مبانی رنگ و کاربرد آن در رنگ گذاری طرح ها و نقش های ترکمن می تواند باعث تقویت نقشه کشی ترکمن گردد وبازار جدیدی برای آن به ارمغان آورد. به عبارتی می توان گفت شاید دخل و تصور در طرح و نقش فرش ترکمن به مراتب ساده تر و راحت تر از نقشه های گردان و غیره باشد.البته نباید از نظر دور داشت که صرف سادگی نمی تواند بهانه ی دخل و تصور قرار گیرد و هر گونه تغییر باید مبتنی بر شناخت باورها و اعتقادات مربوط به آن باشد.

تأثیر و نقشه در تولید فرش ترکمن
«تبدیل ذهنی بافی به بافت با نقشه و تکنولوژی کامپیوتری در تهیه آن»
فرش ترکمن کلاً ذهنی بافت می شود. نقش و نقشمایه ها از نسلی به نسل دیگر، از مادر به دختر ارث رسیده است. این میراث گران بها در بعضی مواقع مورد تهاجم قرار گرفته و باعث تغییراتی در نقش ها و گل ها شده است و همچنین در پاره ای موارد تغییر و تحولاتی از طرف خود بافنده به وجود آمده که گاهی به سود و یا ضرر نقش ها و طرح ها تمام شده است. از آن جایی که فرش ترکمن ذهنی باف می باشد و بدون استفاده از نقشه های شطرنجی بافته می شود بافنده با استفاده از ذهن خود و الهام از میراث گذشتگان نقش ها را در کنار هم قرار داده و یک هنر با ارزش ارائه می دهند.

نقوش فرش ترکمن بیشتر مواقع به صورت تکراری می باشد. یکی از مسائل تکراری بودن نیز همان ذهنی باف بودن می باشد چون یک بافنده نمی تواند ۸۵۰ نوع نقش را در ذهن داشته باشد و بالاجبار تعداد و تنوع رنگ نیز از تعداد انگشتان دست تجاوز نخواهد کرد و همچنین بر اثر مرور زمان تعداد نقش ها کم تر شده است و حتی در بعضی مواقع به نقش ها و بافت و طرح هایی برخورد می کنیم که در نگاه اول تشخیص این که آیا این بافته ی ترکمنی است یا نه سخت است.
در بافته های ذهنی فرش ترکمن هیچ کدام از فرش ها استاندارد به خصوصی را ندارند حتی اگر به یک فروشگاه فرش قدم بگذاریم می بینیم که هیچ کدام از

فرش ها با همدیگر در یک ابعاد و اندازه ی به خصوصی نیستند چون در حین بافت بافنده کمتر به استاندارد و حتی رج شمار فرش توجه می کند. تا حد امکان می خواهد از بروز اشتباه در نقوش را جلوگیری نمیاد و اگر هم اشتباهی صورت گرفت اشتباه هر دوره به دوره ی بعد رسیده و از یک نسلی هب نسل دیگر. بعد از مدتی می بینیم به جای اینکه تنوع نقوش و تنوع رنگ بهتر و بیشتر ارائه شود اصل نقش از بین رفته است.

اگر به بافته های فرش ترکمن خوب توجه بکنیم متوجه می شویم که تراکم چله ها در عرض و پودگذاری در طول در یک استاندارد به خصوصی نیستند و به خاطر همین اندازه در طول و عرض با همدیگر تغییر دارد. حتی در بعضی موارد بافنده اندازه ی فرش از اندازه ی دار قالی بالاتر است. گل ها را به صورت نصف و ناقص ول کرده و بافت را به اتمام می رساند. که البته با یک کمی دقت می تواند این ایراد را رفع نماید. گرچه قدمت بافت فرش ترکمن به چندین قرن گذشته بر می گردد تنوع نقوش در فرش ترکمن فرش زیاد بوده و همچنین همسایگان ترکمن صحرا ایران و ترکمنستان امروزی دارای بافته های گوناگون می باشد با این حال در بافته های امروز به خاطر ذهنی باف بودن و از بین رفتن بافته های اولیه و نداشتن الگوی اصلی و اقتباسی بعدی کاهش یافته که به غیر از چند نقش و نقش مایه که امروزه در تمامی مناطق ترکمن صحرا بافته می شود نقوش دیگری به کار گرفته نمی شود.

در این روش بافت ترکمنی تمامی مراحل کار (طراحی فرش – بافت) به عهده ی بافنده می باشد. تمامی بافندگان ترکمن را نیز خواهران و زنان هنرمند و زحمت کش ترکمن تشکیل می دهند و این زنان هم طراح و نقاش و هم بافنده می باشند. و به لحاظ این که در روش زندگی ترکمن ها چه به صورت عشایری و ایلاتی و چه به نحو روستایی و شهری گذشته و حال زنان ارتباط خارجی کمتری را دارند، از نحوه و نوع بافت و تغییر و تحولات و پیشرفت و نحوه ی طراحی نیز اطلاعات به خصوصی را نیز ندارند.

به دنبال تغییر و تحولاتی که در قرن سیزدهم هجری قمری و رواج طراحی فرش در منطقه ی کرمان صورت پذیرفته بود. بافندگان ترکمن از این تغییرات و پیشرفت در بافندگی بلااستفاده مانده و هنوز به همان روش ذهنی و قدیمی ادامه دادند.

تغییر و تحولات و نوآوری
تا انقلاب اسلامی سال ۵۷ توجه خاصی به نحوه ی بافت و نوع طرح ها و نقوش داده نمی شد البته اگر هم توجهی شده باشد به صورت انفرادی و تعریف و تمجید از بافنده بوده است.

بعد از سال ۵۷ بر روی کار آمدن نهادها و ارگان ها و سازمان های جدید انقلابی حمایت از بافندگان نیز شروع شد، البته از بین این سازمان ها و نهاد ها می توانیم وزارت جهادسازندگی را در اول لیست به خصوص برای منطقه ی ترکمن صحرا نام ببریم. با همکاری طراحان و علاقه مندان به فرش ترکمن اولین اقدامی که صورت پذیرفت مشخص نمودن نوع بافت و نوع کاغذهای شطرنجی فرش ترکمن می باشد.

نوع بافت فرش ترکمن از خانواده ی تخت بافت و یک پوده می باشد و گره ها بعد از بافت در عرض به صورت مستطیل در می آید و بدین جهت نوع کاغذ شطرنجی نیز از حالت ۱۰×۱۰ خانه بزرگ به حالت ۱۰×۵ تبدیل می شود. بدان معنی که در یک خانه بزرگ کاغذ شطرنجی ۱۰×۱۰، ۵ گره در عرض و ۱۰ گره در طول جای می گیرد. گرچه با همان گره فارسی گره زده می شود و بدین ترتیب تمام کاغذهای طراحی شطرنجی ترکمنی به صورت خانه های بزرگ ۱۰×۵ هستند. با مشخص شدن و روی کار آمدن این روش اولین جرقه در طراحی و نقشه کشی فرش ترکمن زده شد. وعلاقه مندان وطراحان و نقاشان به بازسازی و طراحی نقشه های قدیمی ترکمن همت گماشتند.

گرچه تجربیات کافی را نداشتند و با کمبود زیادی مواجه بودن ولی یک راهی بود برای تقسیم کار بین بافنده و طراح و نقشه کش قالی که در آزمایش های اولیه بافندگان خوب از عهده ی بافت با نقشه و نقشه خوانی بر آمدند و بدین ترتیب تنوع در طرح ها و نقوش با استفاده از کاغذهای شطرنجی و بازسازی نقشه های قدیمی تنوع رنگ نیز داده شد.

از آن جایی که تهیه ی نقشه و طراحی فرش به شیوه ی سنتی وقت گیر و زمان زیادی را می طلبید و با توجه به اینکه طراحی و نقشه کشی فرش در ترکمن صحرا نوپا بوده و همچنین تعداد طراحان و نقشه کشان فرش ترکمن انگشت شمار بودند و خدمات رسانی به حداقل ۱۶۰ هزار نفر بافنده نیز نقشه های مختلف و زیادی را می خواست از طرفی باید همگام با پیشرفت سایر بافندگان جلو می رفت. با روی کار آمدن رایانه ها و نرم افزار طراحی فرش در خانواده بزرگ تولید کنندگان فرش جرقه ی دیگری در طراحی فرش ترکمن به وجود آمد. سازمان جهاد سازندگی گرگان و گنبد یک دستگاه کامپوتر و نرم افزار طراحی فرش را جهت سهولت در طراحی فرش و بازسازی نقشه های فرش ترکمن تهیه نمود. با تهیه نقشه های مختلف و شطرنجی شده جان تازه ای به فرش ترکمن داده شد.

فصل سوم:

– بخش اول: مواد اولیه
– بخش دوم: تجهیزات
– بخش سوم: جمعیت بافنده
– بخش چهارم: برنامه ریزی تولید
– بخش پنجم: نقش بهداشت کارگاه در تولید فرش و کیفیت آن

بخش اول: مواد اولیه
پشم
پشم یکی از ارکان اصلی قالی می باشد که از آن برای پرز قالی استفاده می شود. در بعضی مناطق ترکمن نشین برای چله ها هم از پشم استفاده می کنند که از دلایل استفاده آن در چله ها می توان به در دسترس بودن آن اشاره کرد و در ضمن قیمت پشم نسبت به دیگر محصولات نظیر پنبه و ابریشم ارزان تر می باشد. در استان گلستان برای بافت قالی از پشم گوسفند و در بعضی موارد از پشم شتر و در بعضی از موارد از کرک استفاده می کنند. در حال حاضر عمده پشم استان به خارج از استان صادر می شود و در مقابل فرش های دباغی شده ی خمینی شهر به عنوان مواد اولیه وارد استان می شود که یکی از موارد

نامرغوب در مواد اولیه فرش استان می باشد. این در حالی است که اگر نگاهی به آمار موجود گوسفندان در استان بیفکنیم شاید متوجه شویم که مقدار قابل توجهی پشم در استان تولید می شود که به لحاظ عدم مرغوبیت و کوتاهی الیاف به ناچار با پشم های شهرهای دیگر تعویض می شود.
در مورد پشم شتر که در بعضی مناطق از پشم های خود رنگ شتر در تولید بعضی قالیچه ها و گبه ها استفاده می شود می توان گفت بر اساس برآورد سازمان جهاد کشاورزی تعداد ۷۹۷/۳ نفر شتر در منطقه وجود دارد.

هر شتر معادل ۲ کیلوگرم پشم تولید می کند که در مجموع ۵۹۴/۷ کیلوگرم پشم شتر در استان تولید می شود.
در سال ۱۳۸۲ تهداد گوسفندان استان گلستان ۱۲۹/۰۱۰/۱ رأس بوده است که رتبۀ ۱۶ کشور در بین ۳۰ استان از آن استان گلستان بوده است و این خود از نظر تولید فرش نقطۀ قوتی محسوب می شود. چرا که از ویژگی های مناطق فرشبافی، در دسترس بودن مواد اولیه و تأمین آن در حد نیاز استان می باشد.
در استان گلستان حدود ۶۸% چله ها از پشم می باشدو ۹۴% پشم قالی های بافته شده نیز از پشم می باشد.

پنبه:
پنبه لیف محکمی است که به طور عمده از سلولز تشکیل شده است و از عوامل اصلی در بافت قالی و از مصالح عمده آن است که منشأ گیاهی آن که از غوزه بدست می آید در مناطق مختلفی از جمله اصفهان، کاشان، قزوین، یزد، خراسان و دشت ترکمن و گیلان و مازندران کشت می شود و بیشتر در کارخانه های پنبه پاک کنی و پنبه ریسی که عمدۀ آن در گرگان و گنبدکاووس وجود دارد به نخ تبدیل می شود. اهمیت پنبه تا بدانجاست که به طلای سفید مشهور است و به سرزمین گلستان که در بردارندۀ پنبه است سرزمین طلای سفید نام گذاشته اند. الیاف پنبه به رنگ های سفید و قهوه ای و زرد و خاکستری وجود دارد که قطر و طول آنها متفاوت هستند و از مرغوبترین آنها پنبۀ سفید است.

پنبه در فرش به عنوان چله و پود استفاده می شود و به دلیل قدرت کشش مناسب تر از پشم، برای چله و پود می باشد. به طور متوسط برای بافت هر متر مربع فرش، حدود ۱ کیلوگرم نخ پنبه در چله و پود استفاده می شود.
در استان گلستان ۳۰% چله های بکار رفته در قالی بافی، از پنبه می باشد.

ابریشم
نوعی لیف پروتوئینی است که از پیله ی کرم ابریشم به دست می آید که نرم و شفاف و ظریف و محکم می باشد. کرم ابریشم در مناطق گیلان و خراسان و در استان گلستان در منطقه ی رامیان و مینودشت پرورش می یابد. از ابریشم به عنوان چله و پرز استفاده می شود.
در تولید ابریشم استان گیلان مقام نخست را دارد و مناطق مازندران و گلستان و گیلانم در مجموع از نقاط ابریشم خیز کشور محسوب می شود.