مونوگرافی قلعه بیگ

مقدمه
به طور کلی شاید یکی از مهمترین فعالیتها در زندگی اجتماعی بشر امروز را بتوان در جهت بهبود وضع زندگی او دانست. در عصر حاضر به مدد فعالیت است که توسعه و توسعه نیافتگی بوجود می آید. از منابع و امکانات موجود استفاده می شود و توانایی و استعداد انسانها از قوه به فعل در می آید و در جهت پیشبرد اهداف و رفاه نسبی جامعه گام برداشته می شود.

لذا با توجه به مهم بودن شناخت روستاها در جهت برنامه ریزی و بعد از جامعه عشایری که پایه زندگی شهرنشینی را تشکیل می دهد بر آن شدم تا در مورد مونوگرافی یکی از روستاهای استان خراسان شمالی بنام قلعه بیگ تحقیقی کوچک انجام دهم.

اهالی این روستا با فرهنگی عجین شده با نظام گسترده خویشاوندی ایلاتی و طوایفی و وجود روابط غیر رسمی بین افراد، انسانهایی عاطفی و با احساسات هستند. که در سالیان بعد از انقلاب شیوه زندگی و نوع اقتصاد خانوادگی و روابط سیاسی واجتماعی شان دستخوش تغییراتی شده است.
فرهنگ گفت: این مردم برخاسته از طبیعت و نوع جغرافیایی موجود است. طبیعتی که گاه عرصه را چنان به آنان تنگ می کند که عزم دیار غربت کرده و آواره شهرها می شوند تا قوت لایموتی برای خود تهیه کنند.

به جهت وجود مشکلات اقتصادی و معیشتی مهاجرت در این روستا بسیار زیاد است، مشاغل درآمدزایی آنها عمدتاً کشاورزی و دامداری است که کم کم از شکل صرف خارج شده و نسل جدید دیگر به شکل سنتی به آنها نمی پردازد. و از نظر مطالعه میکروفولوژی هنوز حدود دو سوم از خانه ها از حالت قدیمی خارج نشده است.
تعریف مونوگرافی
مونوگرافی که ترجمه آن تک نگاری است یکی از شیوه هایی است که در روش ژرفائی برای مطالعه جوامع محدود مورد استفاده قرار می گیرد.
مونوگرافی:

به معنای مطالعه “واحد موضوعی” نیز آمده است مونوگرافی که به معنی تحقیق و نگارش یک واحد است در واقع واحد موضوعی را شامل می شود نه واحد جغرافیایی را، منظور از مونوگرافی در این تحقیق: توصیفی است ژرف و همه جانبه از روستای قلعه بیگ با اوضاع اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، جمعیتی و هنجارهای آن و زندگی مردم را که مورد بررسی قرار می دهد.
هانری مندراس جامعه شناس فرانسوی از میان روشهای تحقیق در جامعه شناسی روستایی روش مونوگرافی را بارورترین روش تحقیق در جامعه شناسی می داند.
تجربه مقدماتی: بررسی پایان نامه ها و کتابهای مربوط به جامعه شناسی روستایی و همچنین از اینترنت و راهنمائی استادگرامی دکتر کامران می باشد.
۱- شناسائی محیط جغرافیایی و موقعیت سیاسی روستا:

۱-۱- موقعیت، حدود و وسعت روستا:
این روستا از مشهورترین روستاهای کردنشین مرزی شهرستان شیروان که در تقسیمات کشوری سال ۱۳۸۳ به استان خراسان شمالی ملحق شده است و به علت قدمت و مرکزیت ایل کیکانلو در این منطقه واقع شده است. این روستا در فاصله ۳۶ کیلومتری شمال شرقی شهرستان شیروان بخش مرکزی و از دهستان سیوکانلو می باشد از شمال به کوه سنجربیگ و ازجنوب به کوه کولک و روستای قدیمی بگان، از شرق به روستای ترانلو و از غرب به روستای پیروانلو محدود می گردد.
مساحت این روستا حدود ۱۵۰ هزار متر مربع می باشد. (۱۵ هکتار)

۱-۲- ناهمواریها:
این روستا به علت کوهستانی بودن دارای ارتفاعات و کوههای زیادی می باشد به طوری که روستا در حاشیه دره و در دامنه کوه قرار گرفته است. مهمترین کوههای این روستا کوه سنجربیگ، پتله گاه و قشمار که دنباله رشته کوههای هزار مسجد می باشند بلندترین قله این منطقه پتله گاه می باشد.
۱-۳- آب و هوای روستا:

این روستا از نظر آب و هوائی دارای آب و هوای کوهستانی با زمستانهای بسیار سرد و تابستهای معتدل می باشد عموماً در این منطقه دو نوع وزش باد وجود دارد، یکی در جهت شمال شرقی و جنوب غربی می وزد و به بادهای “آیش” معروف می باشد و تا حدی بادهای گرم و خشک می باشند. که این نوع باد چندان مفید نیست و به گیاهان و زمینهای زراعی آسیب می رساند. نوع دیگر باد که کاملاً مخالف جهت باد قبلی از طرف غرب به شرق می وزد و باد ملایمی می باشد که از طرف دریای خزر می وزد و به آن “باد دولان” می گویند و بادی است با رطوبت که باعث سرسبزی و خرمی می شود.

به طوری این منطقه دارای زمستانهای بسیار سرد و طولانی و تابستانهای خنک و معتدل می باشد و به جهت داشتن آب و هوای معتدل دارای خاک شنی نسبتاً حاصلخیز می باشد.
این روستا با بارانهای فراوان در بهار و برف زیاد در زمستان مواجه است و دارای منابع آب روزمینی و زیرزمینی نسبتاً فراوان می باشد. به جهت باران زیاد همیشه در خطر سیلاب قرار دارد میزان بارندگی در سال بین ۳۰۰ تا ۴۰۰ میلی متر می باشد.

درجه حرارت این منطقه در زمستان بعضاً تا ۲۵ الی ۳۰ درجه زیر صفر و در تابستان تا ۲۵ تا ۳۰درجه بالای صفر هم می رسد. (آمار هواشناسی استان در سال ۱۳۸۶)
۱-۴- رودخانه ها

در این روستا تنها یک رودخانه بنام رودخانه بیچرانلو که از شمال به جنوب روستا می گذرد و از کوههای سنجربیگ و پتله گاه سرچشمه می گیرد و پس از مشروب کردن مزارع و باغات روستا در روستای دیگری بنام دوآب به رودخانه گلیل می پیوندد.
علاوه برآن در اطراف روستا چشمه های متعددی وجود دارد که از آن برای آب آشامیدنی روستا و استفاده دامداران در گذشته مورد استفاده قرار می گرفت.
۱-۵- پوشش گیاهی:

پوشش گیاهی روستا با آب و هوا و میزان بارندگی ارتباط مستقیم دارد. هر چقدر میزان بارندگی بیشتر باشد پوشش گیاهی آن بهتر و بیشتر می باشد. پوشش گیاهی در این روستا بیشتر از گیاهان علفی و مقداری هم دارای درخت و درختچه ها می باشد البته این درختها در ارتفاعات و دامنه دیده می شود بیشترین نوع درختی که دیده می شود درخت سرو کوهی است که در اصطلاح کرمانجی به آن درخت «مرخ» می گویند.

طبق گفته های مردم روستا تمامی کوههای این منطقه زمانی به صورت جنگل های انبوه بوده که به مرور زمان و بر اثر قطع درختان توسط انسانها و چرای بی رویه دام از بین رفته است. گیاهان علوفه ای دارویی در این منطقه عبارتند از: آنوخ- قارچ خوراکی- کنگر- چریش- ساری گل- شقایق- پونه- گون- زرشک- بابونه- زردآلو کوهی- زیره کوهی- گل گاوزبان و … می باشد.
۱-۶- جانوران:
این منطقه به جهت اینکه سه چهارم آن کوهستانی می باشد و دارای ارتفاعات زیاد در چای عمیق، دارای جنگل و بوته های زیادی می باشد. با توجه به نوع آب و هوا انواع و اقسام جانوران درنده و وحشی و خزندگان و پرندگان گوناگون یافت می شود.

از جمله جانوران وحشی: گرگ، پلنگ، روباه و شغال می باشد- همینطور جانورانی مثل گراز، خرگوش، آهو، بزکوهی، و پرندگان از قبیل: کبک، قوش، عقاب، کرکس، جغد، انواع کبوتران، گنجشگان، کلاغ، قمری، موسی کوتقی، شانه بسر، زاغ سیاه، بلدرچین و بلبل یافت می شود. خزندگان مثل: مار، سوسمار، عقرب، آفتاب پرست نیز یافت می شود.
فصل دوم:
۲- تاریخچه روستا:
۲-۱- نام روستا و وجه تسمیه آن
نام روستا قلعه بیگ می باشد علل نامگذاری این روستا (قلعه) به بیگ به جهت وجود دائمی ایل (بیگ) در این روستا بوده است. نام قدیم این روستا قره چشمه می باشد. این روستا محل سکونت چهار طوایف بزرگ شامل ۱- طایفه تایانلو ۲- طایفه کالاچلو ۳- طایفه شامالی ۴- طایفه آل و دل بوده .
۲-۱-۱- طایفه تایانلو:
احتمالاً از طایفه کردهائی که در مرز عراق ساکنند می باشند اما مردم این قلعه معتقدند که این طایفه از طایفه کردهای دماوند می باشند که از کردان کرمانج منطقه سیوک منطقه ای در خربوط کردستان ترکیه می باشند که در عصر صفویه به این منطقه آورده شده اند. اما لفظ تایان معانی مختلفی دارد از جمله به طایفه ای کرد در مرز ترکیه و عراق نیز گفته می شد.

۲-۱-۲ طایفه کالاچلو:
این طایفه از روستای آب گرگ از ایل هودانلو (در اطراف قوچان) به علت نزاع و اختلاف محلی مهاجرت نمودند و در قلعه بیگ سکنی گزیدند.
البته این طایفه در اغلب نقاط این استان پراکنده اند و از آذربایجان به این مناطق مهاجرت نموده ند.
۲-۱-۳- طایفه شامالی:
واژه شام ئالی (از اطراف شام) این واژه بر کردهائی که از کشور سوریه (شام) به این منطقه مهاجرت نمودند می گویند و یکی از طوایف بزرگ این روستا محسوب می شوند.
۲-۱-۴- طایفه آل و دل:
این طایفه یکی از طوایف مهاجر از قلعه ترانلو که این قلعه مورد تهاجم ترکمنها واقع شده بود و به همین دلیل به قلعه بیگ مهاجرت نمودند و اقلیت مردم این روستا را تشکیل می دهند. تمامی طوایف این روستا کردهای کرمانج و همگی اهل تشیع می باشند.
«مرزداران شمالی خراسان- شاد روز امانی- ۱۳۸۲- ص۱۳۸-۱۳۷»
نکته:
تمامی کردهای منطقه اسم روستا را قلعه می گویند چون از قدیم هر روستا دارای یک قلعه برای محافظت در مقابل تهاجمات بود.
۲-۲- گذشته روستا براساس گفته های مردم و اسناد و مدارک:
ظهور و وجود کرد در خراسان و مهاجرت آنها و نقطه شروع حرکت اکراد به صورت پراکنده در برخی کتب وجود دارد بیشتر مورخین و پژوهشگران شروع حرکت رسمی آنان را به صورت قبیله ای مربوط به عصر شاه عباس اول صفوی می دانند.

اما در کتاب سفرنامه ابن حوقل در سفر به ماوراء النهر و وارد شدن به شهر چاچ که مربوط به سال ۳۵۰ ه. ق است ضمن توصیف مکان و جمعیت و حصار و دروازه های شهر چاچ از دروازه کرمانج نام می برد که نشانگر قوم کرمانج در آن اطراف بوده است.

کرمانج در شرق علاوه بر خراسان در کشورهای قرقیزستان، قزاقستان و افغانستان نیز به صورت پراکنده زندگی می کنند. ولی حرکت رسمی آزاد به خراسان شمالی مربوط به دوران صفویه است، چرا که عصر شاه عباس عصر جابجایی ایلات بود اختلافات قزلباشان و تهاجم ازبکان و سقوط هرات و مشهد و شورش های داخلی و مشکل عثمانیان دشواریهایی بود که در زمان او پیش آمده بود. (صفویه از ظهور تا زوال- رسول جعفریان ص ۱۸۶)

این روستا در گذشته قره چشمه نامیده می شد و محل زندگی طایفه ای ترک زبان بود. اما بعد از خروج ترک ها کردهای بیچری طایفه کالاچلو ساکن شده اند و قلعه بیگ نیز در روبروی روستای فعلی مشهور به قلعه بگان (بیگ) بود و در حدود سال ۱۲۵۰ ه. ق هر دو روستا در هم ادغام شده اند و روستای (قلعه) فعلی را تشکیل دادند. قلعه بیگ فعلی کمتر از دویست سال قدمت دارد و در داخل قلمرو خود به چند قلعه کوچک دیگر تقسیم شده بود.

۲-۳- اماکن و بناهای تاریخی:
این قلعه دارای یک برج قدیمی به نشانه مرزداری طوایف که هنوز پابرجاست و از سنگ و گل ساخته شده است و ارتفاع آن حدود ۱۲ متر می باشد.
زیارتگاه مقبره سکینه صوفی که مورد اعتقاد اهالی است ولی شجره نامه مشخصی ندارد در این قلعه وجود دارد.
فصل سوم
۳- سیمای روستا:
۳-۱- شکل سکونت (بافت فیزیکی روستا):
در این روستا شکل سکونت به جهت کوهپایه ای به صورت خطی است. چون این روستا در دامنه کوهستان قرار گرفته و شکل خطی یا طولی نامنظم و کوچه ای دارد. شکل معماری روستا دارای دو سطح متفاوت و به هم چسبیده می باشد به طوریکه با هم در ارتباط هستند سقف خانه ها پوشیده از چوب است و دیوارهای آن از گل و لای و سنگ است و اکثر خانه ها در دو طبقه، که در طبقه بالا افراد سکونت دارند و طبقه پایین یا همکف محل نگهداری دام و انبار علوفه می باشد.
۳-۲- اماکن عمومی (مدرسه- مسجد- گورستان- اماکن ورزشی- تفریحی و …):
در این روستا مدارس ابتدائی وجود دارد. گورستان دارد لکن غسالخانه ندارد. اماکن ورزشی ندارد اماکن تفریحی ندارد البته برای ورزش و تفریح کوهنوردی دارند، حمام عمومی ندارد مسجد دارد خانه بهداشت دارد، شرکت تعاونی دارد، تعداد ۴ باب مغازه دارد، یک باب نانوائی نیز دارد.
۳-۳- محله ها، کوچه ها، خیابانها، میادین اصلی روستا:

همانگونه که گفته شد به جهت کوهستانی بودن محله های روستا به هم چسبیده دارای کوچه های تنگ و پرپیچ و خم و باریک می باشد که اخیراً طرح هادی در این منطقه اجرا شد که خیابان اصلی روستا را تعریض نموده است. غالب کوچه ها به میدان مرکزی روستا که در آن مرکز تأسیسات عمومی است منتهی می شود.
۳-۴- راههای ارتباطی به شهر و مزارع:

تنها راه ارتباطی به شهر که به مسافت ۳۶ کیلومتر می باشد هنوز ۷ کیلومتر آن آسفالت نشده و به صورت راه شوسه می باشد. راههای ارتباطی به مزارع که در اطراف روستا واقع شده به صورت خاکی و مال رو می باشد.

۳-۵- مسکن و تسهیلات زندگی (طرز ساختن- مصالح ساختمانی- مساحت منزل- تعداد اتاقها و …):
به علت ریزش برف و باران در فصل زمستان خانه ها را از نوع سقف های مسطح بنا می کنند و تماماً از گل و خشت نپخته استفاده می نمایند. با توجه به اینکه در این منطقه درخت چنار فراوان است لذا برای سقف منازل فقط از تیر چنار استفاده می نمایند برای دیوارهای منازل از کاه و گل استفاده می کنند که در عبور ندادن سرما بسیار مؤثر می باشد. در حال حاضر اغلب مسکن کم دوام هستند.

شکل خانه ها و نمای آن را همیشه رو به آفتاب می سازند و اکثر منازل در وسط خانه یک هال کوچک و در دو طرف آن دو اتاق خواب و پشت هال را آشپزخانه یا انباری می سازند. تمامی وسایل ساختن منازل در داخل روستا تهیه می شود مگر اینکه پنجره ها و دربهای فلزی را از شهر تهیه می نمایند که در سابق همه آنها به صورت چوبی و در روستا توسط نجار تهیه می شد.

مساحت خانه ها از ۳۰ متر مربع تا ۸۰ مربع و به ندرت ۱۰۰ متر مربع در تناوب است و این امر بستگی به درآمد و تعداد اعضای خانواده دارد وسایل گرمایشی بخاری نفتی و بعضاً بخاری هیزمی استفاده می کنند. نوع تسهیلات که در اختیار دارند استفاده از سه شبکه اول، دوم، سوم سیما که پس از تقسیمات کشوری در سال ۱۳۸۳ مورد بهره برداری قرار گرفت. دارای دفتر مخابراتی و تلفن می باشد و چون برق در روستا وجود دارد از یخچال و سایر لوازمات برقی زندگی استفاده می نمایند.
فصل چهارم
۴- جمعیت شناسی روستا:
۴-۱- ساخت جمعیت
۴-۱-۱- تعداد جمعیت روستا:

طبق آخرین آمار سرشماری پایان سال ۱۳۸۵ تعداد کل جمعیت این روستا ۸۱۴ نفر می باشد که ۱۸۰ نفر آن عشایر و ۴۱۴ نفر ان جمعیت ثابت و ۲۲۰ نفر به صورت فصلی می باشد (آمارگیری مرکزی بهداشت ۱۳۸۶)
نکته: منظور از جمعیت فصلی افرادی است که در فصل کشاورزی برای جمع آوری محصولات کشاورزی به روستا برمی گردند.
۴-۱-۲- توزیع جمعیت بر حسب سن و جنس
طبق جدول زیر تعداد جمعیت بر حسب سن و جنس اینگونه می باشد.
گروههای سنی مرد زن
زیر ۱ سال ۱۰ ۷
۱ تا ۴ سال ۱۹ ۳۹
۵ تا ۹ سال ۳۳ ۲۵
۱۰ تا ۱۴ سال ۳۶ ۳۲
۱۵ تا ۱۹ ۳۵ ۳۰

۲۰ تا ۲۴ ۵۰ ۳۶
۲۵ تا ۲۹ ۲۹ ۳۱
۳۰ تا ۳۴ ۲۲ ۱۳
۳۵ تا ۳۹ ۱۴ ۱۳
۴۰ تا ۴۴ ۱۱ ۱۴
۴۵ تا ۴۹ ۱۳ ۷
۵۰ تا ۵۴ ۳ ۱۲
۵۵ تا ۵۹ ۵ ۹
۶۰ تا ۶۴ ۳ ۹
۶۵ به بالا ۱۶ ۱۸
جمع کل ۲۹۹ نفر ۲۹۵ نفر
در هنگام تولد نسبت دختر و پسر تقریباً ثابت است و در برابر هر ۱۰۰ دختر ۱۰۴ پسر متولد می شود و این نسبت از اواسط قرن گذشته ثابت مانده است.
(بهنام، جمشید، ۱۳۴۸٫ص۴)