ترجمه ۱ : نامه به مالک اشتر
این است فرمان بنده خداوند علی (ع) فرمانروای مؤمنان به« مالک ابن حارث اشتر» آن هنگام که تصدی امور خطه مصر را بدو سپرده است تا مالیات آن سرزمین را بگیرد و با دشمنان بجنگد و به اصلاح مردمش بپردازد و شهرها را آباد کند.

توضیح:
۱- امام علی (ع) خود را بنده نامیده قبل از آنکه امیر مؤمنان بخواند و این هشداری است به کسانی که به مقام و عنوانی دست می یابند: فراموش نکنند. در همه حالات بنده خدایند و در برابر او مسئول. جاه و مقام آن ها را غافل نسازد، و رسم طغیان و جفا کاری را پیشه ننمایند در بندگی خداوند بکوشند تا بتوانند خدمتگزار صالح برای دین و امت باشند.
۲- حاکم و زمامدار یک کشور و همچنین عمال و عوامل او در سطح مملکت اعم از شهر و روستا چندین وظیفه مهم دارند که عبارتند از:
الف- تأمین بودجه های مورد نیاز از طریق مالیات براساس مقررات قانونی و شرعی و صرف آن در مصالح عمومی.

ب – جهاد و دفع فتنه دشمنان خدا و خلق که همیشه و همه جا بوده و هستند و ملت و مملکت را به تباهی می کشند.
ج- سازمان دادن به نیروهای مردمی و سامان دادن به زندگی آنها در ابعاد مختلف مادی، هنری، فرهنگی، دینی، حقوقی وغیره.
د – عمران و آباد سازی کشور در جهت رفاه مردم و تأمین نیازهای عمومی و خدمات شهری و اصلاح جاده ها و تأمین نیازها، احداث مدارس، بیمارستان ها و غیره.

ترجمه ۲ : وظایف مسئولان
امیر مؤمنان مالک را امر می کند به تقوای خداوند و گزینش طاعت او و پیروی آنچه در کتاب خود «قرآن» بدان فرمان داده، از واجبات و سنتها، که هیچ کس خوشبخت نمی شود، مگر به طاعت آن، و بدبخت نمی گردد، جز به انکار وضایع نمودن آن و باید با قلب و دست و زبان، خدا را یاری نماید. زیرا او عهده دار است که یاری کند کسی را که به یاری خدا برخاسته و عزت بخشید آنکه را در اعزاز او همت گماشته است و باید به پیکار با شهوات نفس برخیزد و سرکشی های آن را سرکوب کند چه آنکه نفس فرمانده بدیها است مگر آنکه مشمول ترحم الهی باشد.

توضیح:
۱- مسئولان در جامعه اسلامی قبل از هر چیز موظف به خود سازی هستند یعنی تقوا و پرهیزگاری و تعبد و تسلیم در برابر اوامر خداوند و باید عمل به دستورات خدا را سرلوحه خود سازند و دیگران را به عمل آن فراخوانند تا احکام الهی ضایع نگردد.
۲- تنها راه خوشبختی، تقوا و تعبد و تسلیم است همان گونه که سیه روزی در تخلف و معصیت می باشد.
۳- باید زبان و عمل و قلب مؤمن و در حقیقت سراسر وجودش در خدمت خدا و مردم باشد و با خلوص و ایمان از حوزه اسلام و مسلمین حمایت نمایند و این از وظایف اولیه دولت اسلامی است.

۴- وعده و تعهد الهی بر این است که هر که به یاری او شتافت یاری اش کند و در این صورت دولت را از مخالفت و دشمنی هیچ کس هراسی نباشد.
۵- باید فتنه نفس اماره را کوچک نشمرد که دشمن بیش از هر دشمن دیگری خطرناک است و از توطئه ها و وسوسه های آن باید هراسید و برای پیروزی بر آن از خداوند یاری جست و زمامداران بیش از آنچه از دشمنان خارجی و بیرونی هراسانند باید از خطر هوای نفس و خود محوری ها و نفس پرستی ها هراسان باشد.

ترجمه ۳ : آرمان مالکیت
بدان ای مالک! من تو را به سرزمینی فرستادم که قبل از تو دولت های دیگر، اعم از دادگر و یا بیدادگر بر آن حکمران بوده اند و مردم بدان گونه بر تو می نگرند که تو نسبت به دولت های پیشین و درباره تو آن گویند که تو نسبت به آنان گوئی و همانا بدانچه خدا بر زبان بندگانش جاری می سازد می توان انسان های صالح را شناخت. پس باید بهترین اندوخته ها در نظر تو ذخیره عمل صالح باشد اینک زمام هوای نفس بدست گیر و بر حرص خویش مسلط باش و از آنچه برای تو حلال نیست خودداری کن که مبارزه با نفس در آنچه می پسندد و یا نمی پسندد عین انصاف است.

توضیح:
۱- زمین و حکومت آن همیشه برای اشخاص بخصوص نخواهد بود بلکه در تغییر و تحول است. از این رو آنانکه به قدرت و حکومت می رسند با این تصور با ملل که همواره حاکم بر زمین خواهند بود خود را گم نکنند! و غرور جاه و قدرت، چشم آنان را نگیرد.

۲- رفتار دولت مردان پیوسته زیر نظر مردم، و در محکمه وجدان عمومی جامعه تحت پیگرد و بررسی است و نباید پنداشت که وجدان عمومی خفته و اعمال و رفتار حکومت از نظرها پنهان است و تو که امروز به حکومت میرسی باید به سرنوشت دیگران و قضاوتی که جامعه و مردم درباره آنان نموده و می نمایند بنگری و راهی را برگزینی که از نظر خدا و مردم محکوم نباشد که اگر امروز مردم نتوانند لب به شکایت بگشایند ولی تمام آنچه می کنی در پرونده تاریخ ثبت است.

۳- عمل حاکم قبل از هر چیز در دادگاه عدل الهی تحت پیگرد است که به اراده خداوند به محکمه عمومی جامعه نیز کشیده می شود از اینرو است که می توان قضاوت عمومی نسبت به دولت ها را معیار سنجش صلاح و فساد آنان قرار داد.
۴- نباید پنداشت که هدف واقعی انسان تأمین هدف های مادی و مال و جاه و عنوان و لذات نفسانی است تکرار مسئله هوای نفس و خطرات آن و توصیه به تقوی و خویشتن داری و رهایی از بندهای نفسانی در کلام امام علی (ع) نشانگر این واقعیت است که بزرگترین دشمنان و ریشه همه انحراف ها و خطاها همان نفس اماره انسانی است.

ترجمه ۴ : رابطه دولت با ملت
قلب خویش را با مهر و محبت به رعیت سرشار ساز و برای آنان درنده ای خونخوار مباش که لقمه از دهان آن ها بگیری زیرا مردم دو دسته اند: یا برادر دینی توأند یا انسان هایی هستند همانند تو که از آنان لغزش سر می زند ودستخوش انحراف می شوند و به عمد یا سهو دستشان به گناه آلوده می گردد. بنابر این از عفو و گذشت خویش آنان را بهره مند ساز زیرا تو ما فوق آنهایی و امام تو مافوق تو و خداوند مافوق امام توست. او کار مردم را به تو سپرده و بدینوسیله تو را به آزمایش نهاده با خدا اعلام جنگ مکن که از انتقام او نتوانی گریخت و از عفو و رحمت و بی نیازی نخواهی بود.

توضیح :
۱- رابطه دولت و ملت باید براساس مهر و محبت باشد نه از نوع رابطه ظالم و مظلوم و نتیجه رابطه محبت و احساس آن است که دولت از حمایت ملت همواره برخوردار گشته و زمینه مخالفت و شورش و نفرت از میان می رود و مخالفت و شورش ملت ها علیه دولت ها ناشی از بی مهری ها ودیکتاتوری هاست.
۲- خطا و لغزش از لوازم طبیعی انسان است و گناه ناکرده در جهان بسیار اندک است. بنابراین نمی توان یک انسان را به دلیل ارتکاب برخی جرائم قابل اصلاح و اغماض، طرد و نفی کرد و باید انسان خطا کار ارشاد و تربیت شود و در این کار باید تا آنجا که مقدور است از عفو و گذشت یاری گرفت که این خود عاملی در جهت جذب انسانهای منحرف خواهد بود.
۳- نظام جامعه بشری بر این قرار دارد که فرد یا افرادی زمام اداره امور اجتماعی انسان را بدست گیرند و سامان دهند و این خود اضافه بر مسئولیت زمامداران امتحانی است برای آنها که وقتی زمام کار مردم را بدست می گیرند چگونه عمل می کنند بنابر این باید بکوشند از این امتحان سالم بدر آمده تا در بوته آزمایش سیه روی نگردند.

ترجمه ۵ : کنترل قدرت ۱
از عفو پشیمان نشو، و از عقوبت خوشنود مباش و به مجازات کاری که راه حل دارد شتاب مکن و مگو که من فرمانروایم و هر آنچه گویم آن کنم، چه این پندار قلب را تباه و ایمان را ضعیف می سازد و آدمی را کبر و عجب دست دهد به عظمت ملک خدا مافوق خود بنگر و از سیطره او بر تو در آنچه عاجز از آنی یاد کن که این از خود بینی و غرور می کاهد و از تند روی بازت می دارد و عقل از دست رفته را به تو بر می گرداند زنهار که با خود بزرگ بینی به رقابت با خدا برخیزی و در جبروت بدو تشبیه جویی! که خداوند هر جبار و مستکبری را خوار و ذلیل خواهد کرد.

توضیح :
۱- باز هم سخن از حاکمیت اخلاق و ایمان و عفو و گذشت و عواطف انسانی است. امام با بیانات و عبارات مختلف تأکید دارد که حاکم اسلامی نباید در پناه قدرت ایفای نقش کند زیرا در این صورت چه فرقی میان حاکمیت الهی و حکومت طاغوتی، آنچه روح حاکم در حکومت الهی است معنویت عشق، محبت و رابطه براساس اعتقاد و آرمان مشترک الهی و عمل برای خدا و اخلاق اسلامی و خصائل انسانی است نه استقرار بر اریکه قدرت.

ترجمه ۶ : مسئولیت دولت
در آنچه با سرنوشت تو و بستگان ودیگر مردم مورد علاقه ات بستگی دارد بخدا و مردم انصاف بده و گر نه ظالم خواهی بود و کسی که در حق بندگان خدا ستم کند خداوند خصم اوست و هر آنچه خدا خصم اوشود عذر و بهانه اش مردود است و به محاربه با خدا برخاسته تا اینکه توبه کند و از گناه دست بکشد و هیچ عملی برای زوال نعمت و نزول عذاب مانند ظلم و ستم نیست چه خداوند دعای مظلوم را می شنود و هم او در کمین ستمگران است.
توضیح :

۱- دولت مردان باید انصاف و حق و عدل را در پیشگاه خدا و خلق آرمان خویش سازند بر خدا تمرد نکنند و قوانین او را زیر پا نگذارند و حقوق بندگان خدا را ضایع نگردانند.
۲- بی انصافی و حق کشی ظلم است.
۳- ظلم مخاصمه و محاربه با خداست.
۴- مخاصمه و محاربه با خدا بد فرجام است.
۵- حاکم می تواند از گناه خود توبه کند و به راه خدا باز گردد.
۶- ظلم قوی ترین عامل نکبت و زوال نعمت است.
۷- خداوند در کنار مظلوم و او در روی ظالم قرار دارد.

ترجمه ۷ : پایگاه مردمی دولت
باید بهترین کارها در نظرت کاری باشد که بیشتر در شاهراه حق بوده و شعاع عدل در آن گسترده تر و خشنودی رعیت را فرا گیرتر باشد زیرا نارضایتی عامه مردم رضایت خواص را بی ارج و بی اعتبار می سازد و نا رضایتی خواص با خشنودی عامه قابل اغماض است و احدی از مردم برای حکومت پر خرج تر در حال رفاه و بی فایده تر در شداید و گریزان تر از انصاف و پر توقع تر در خواسته ها و ناسپاس تر در بخشش ها و عذر ناپذیرتر هنگام خودداری از عطاها و کم صبرتر در ناملایمات روزگار مانند خواص نیست و همانا ستون دین و انبوه مسلمین و پشتوانه ای در برابر دشمنان توده افراد امت اند پس باید با آنان رو کنی و به ایشان تمایل جوئی.
توضیح :

۱- دولت مردان به جای علاقه به مقام، عنوان، مال و شهرت باید به چیزی دیگر بیاندیشند و عشق بورزند: حق، عدل و رضای مردم.
۲- هر جامعه ای دارای اقشار مختلف است که در یک تقسیم بندی کلی در دو طبقه اصلی، خلاصه می گردد: یکی عامه که توده مردم هستند دیگری خواص، که کمترین قشر و معدود جامعه هستند و حکم باید توده مردم را نگه دارد و با جلب اعتماد و رضای آنان پروائی از نارضائی خواص که اقلیتی ناچیزند نداشته باشد و عامه مردم همیشه پشتیبان دین و در کنار امت مسلمان و سپر بلا در برابر دشمنان اند، پس باید اینها را نگهداشت و با جلب اعتماد و احقاق حقوق حقه آنها و رسیدگی به حال ایشان این پشتوانه قدرت را حفظ کرد که یک حکومت الهی و مردمی در میان مردم باید پایگاه داشته باشد نه آنکه وابسته به اشراف و چهره های سرشناس باشد.

ترجمه ۸ : نقش اخلاق در حکومت
و باید دورترین افراد رعیت از تو کسی بادش که اصرار به رعیت جویی مردم دارد چه آنکه در مردم عیب هائی است و حاکم به پرده پوشی آن از همه سزاوارتر است. پس عیب های پنهان را بر ملا مکن و آنچه بر ملا شده تطهیر و توجیه نما و آنچه پنهان است حکم آن را به خدا واگذار تا آنجا که می توانی اصرار دیگران را بپوشان که خداوند راز تو را که خواهی پنهان ماند، نهفته دارد. از مردم عقده هر کینه را بگشای و ریشه هر انتقامی را از خود بگسل و از هر چیز که تو را نادرست آید دوری گزین و در تصدیق هر سخن چین شتاب مکن زیرا سخن چین دغل کار است هر چند به چهره خیر خواه در آید.

توضیح :
۱- فرمانروای مسلمین نباید به افراد عیب جو که در صدد تخریب دیگرانند میزان داده تا بدینوسیله عیب جویی، سخن چینی و ضربه زدن بر حیثیت دیگران که از ذمائم اخلاقی است در دستگاه حکومت پدید آید و اگر هست از میان برود.
۲- زمامدار باید در حفظ اسرار مردم و پرده پوشی بر معایب پنهان و اصلاح عیوب آشکار تا آنجا که مقدور است و زیانی به دین و مصلحت مسلمین و دولت اسلامی نمی رساند بکوشد و این حقی است که مردم بر گردن مسئولان دارند.

۳- زمام داران نباید کینه از کسی به دل بگیرند زیرا کینه توزی موجب سلب اعتماد و اقدام به عکس العمل های ناروا و در نتیجه شکاف میان دولت و ملت خواهد شد.
ترجمه ۹ : مشاوران و مسئولان دولتی
در مشورت های خود به بخیل مجال مده که تو را از بذل و بخشش باز دارد و از فقر بترساند و نه ترسو را در کارها به ضعفت کشاند و نه حریص را که حرص و ولع به ستمکاری را در نظرت جلوه دهد. چه بخیل ترس و حرص اوصافی هستند که از سوء ظن به خداوند ناشی می گردد.
توضیح :

۱- مشاوران صالح و صادق و آگاه و دلسوز رکنی از ارکان دولت اند اینها در سوق دادن مسئولان به راه اصلاح نقش مؤثر دارند در حالی که مشاوران ناصالح عامل انحراف فکری و عملی مسئولان اند.

ترجمه ۱۰ : انتخاب وزیران و معاونان

بدترین وزیران تو آنهایند که برای جنایتکاران پیشین وزارت نموده و یا شریک جنایاتشان بوده اند پس نباید اینان از یاران نزدیک تو باشند زیرا این ها همکار تبهکاران و برادر خوانده ظالمان اند و این در حالی است که تو می توانی به جای آنها افراد شایسته ای را که آگاهی و کارایی لازم را داشته و جرائم و گناهان و انحرافهای پیشینیان را نداشته باشند بیابی که با ستمکاران و گنهکاران معاونت نکرده باشند اینها با خرج کمتری بهترین خدمت را می کنند و با عواطف بیشتری با تو برخورد می نمایند و به دیگران کمتر دل می بندند پس اینان را برای محافل سری و جلسات ویژه برگزین و از اینان کسی را بهای بیشتری بده که حق را گر چه تلخ باشد به صراحت با تو بگوید و از کمترین همکاری با تن در کاری که خدا آنرا برای اولیای خود نمی پسندد، خودداری نماید گر چه آن کار بر وفق میل تو باشد، با افراد پرهیزکار و صادق نزدیک شو و آنان را بگونه ای عادت بده که با تمجید و تعریف بی جا و کارهائی که انجام نداده ای تربیت ندهند زیرا این تملق گوئی ها وسیله عجب و غرور است.

 

ترجمه ۱۱ : سیاست مدیران و وظایف دولت
مبادا که نیکوکار و بد کار در نظرت یکسان باشند که این خود موجب دلسردی نیکوکاران و تشویق و تجری بدکاران شود لازم است با هر یک از آنها به آنچه پذیرفته اند عمل کنی باید بدانی که هیچ چیزی مانند احسان و نیکوکاری و تخفیف دادن در پرداخت ها و پرهیز از تحمیل های بی مورد موجب حسن ظن ملت نیست به دولت نخواهد بود پس باید کاری کنی که موجبات این حسن ظن میان دولت و ملت فراهم آید. زیرا این حسن ظن و تفاهم بار سنگینی را از دوش تو بر می دارد و همانا به کسی بیشتر خوشبین توانی بود که با او خوب عمل کنی و به کسی بیشتر بدگمان باید بود که با او بد عمل کرده باشی.

توضیح :
یکی از آفات بسیار خطرناک برای یک نظام بی تفاوتی و عدم توجه به ارزشها و لیاقت هاست که از یک سو کاری مهم بدست افراد نا صالح و نا لایق سپرده شده و کار مملکت به تباهی و ویرانی می رود و از سوی دیگر نیروهای مفید و شایسته منزوی گشته که پیامد آن یأس و نا امیدی و خودی و مرگ استعداد ها است و نیز باید میان دولت و ملت رابطه براساس تفاهم و حسن ظن باشد. بنابراین مسئولان و بر دولت است که با ارزشیابی دقیق افراد و شناخت لیاقت ها و استعدادها و آمادگی ها هر یک را به پست لایق و مسئولیت متناسب بگمارند.

ترجمه ۱۲ : پاسداری از سنت ها و پرهیز از بدعت گذاری
سنت شایسته ای را که سران این امت بدان عمل کرده اند و عامل وحدت و مصلحت ملت است نقض مکن و سنت نا شایستی که به سنت های صالحه و پیشین زیان میرساند ابداع مکن که پاداش برای بنیانگذران آن سنت صالحه است و گناه بر کسی که آنرا نقض نماید.

ترجمه ۱۳ : رابطه دولت با علمای دین
با دانشمندان و حکیمان زیاد به بحث و مذاکره نشین تا مصالح کشور را تثبیت کنی و اصول پایداری یک ملت را قوام بخشی.
توضیح:
۱- علما و حکما مغزهای متفکر و اندیشمند یک ملت اند و دیگر اعضا که حکومت نیز جزیی از آن است بمثابه اعضای یک بدن اند که با این مغز و روح نیاز دارند بنابر این یک حکومت صالح آن است که از آرا و افکار و نظرات سنجیده حکیمان و عالمان یاری جسته و مصالح کشور را در مقابل آن تثبیت و موجبات قوام و پایداری دولت را تحقق بخشد.

ترجمه ۱۴ : هم آهنگی ارکان دولت و ملت
بدان که ملت طبقات و اقشاری دارد که صلاح هر یک را با دیگری بستگی است و از یکدیگر بی نیاز نتوان بود این ها عبارتند از : سپاهیان خدا، نویسندگان عمومی و خصوصی، قضات دادگستری، مأموران اجرایی با شیوه انصاف و مسالمت، مأموران مالیات و مقررات سرانه از کفار ذمی و مسلمانان، تجار و صنعت پیشه گان، طبقات پایین و محتاج و فقر جامعه و خداوند برای هر یک سهمی معین و محدوده ای را در کتاب و سنت پیامبر که بعنوان یک آیین نامه محفوظ پیش ماست مقرر داشته است.

ترجمه ۱۵ : ارتباط و انسجام نهاد های دولت و ملت
سپاهیان به امر خداوند دژهای ملت و آبروی دولت و عزت دین و پشتوانه امنیت اند و ملت بدون آنان پایدار نیست. سپاهیان نیز بدون بودجه ای که خداوند از درآمدهای عمومی برای آنان قرار داده تا بوسیله آن با دشمنان بجنگند و نیروها را آرایش و ساز و برگ دهند و پشتوانه نیازهای آنها باشد دوام نخواهند آورد پایداری سپاه و بودجه نیز جز به گروه سوم که قضاوت کارکنان و نویسندگان است نخواهد بود چه این ها معاهدات را استوار می کنند و درآمدها را گرد آوری نموده و در امور جزیی و کلی مورد اعتماد و امانت اند و همه اینها که بر شمردیم

سامان نمی گیرند جز به تجار و کسبه و صاحبان حرفه و صنعت که برای کسب درآمد در بازارها گرد آمده و از دسترنج خویش آنان را اداره می کنند که درآمد دیگران برای جبران آن کافی نیست و بالاخره طبقه پائین جامعه که نیازمندان و تهی دستان هستند و باید با مددکاری و اعانه اداره شوند و خداوند برای هر یک از این طبقات راهی گشوده و هر کدام را بر دولت حقی مقرر است که بدان اصلاح امر او شود و دولت حق تکلیف را در این خصوص ادا نخواهد کرد جز با اراده و همت و یاری جستن از خداوند و تصمیم به ملازمت حق و صبر بر آن خواه مسئولیت سبک بوده و یا سنگین باشد.

 

ترجمه ۱۶ : نیروهای مسلح
از سپاهیانت آن کس را به فرماندهی برگزین که در نظرت خالص ترین و خیراندیش ترین فرد برا ی خدا و پیامبر و امام تو پاکدامن ترین و خردمند ترین افراد بوده و از خشم بپرهیزد و عذر پذیر باشد نسبت به ضعیفان مهربان و به زورمندان بی اعتنا باشد خشونت او را تحریک نکند و ناتوانی او را به عقب نکشاند آنگاه با جوانمردان شرافتمندی که از خاندان های اصیل و صالح و خوش سابقه اند نزدیک و صمیمی باش و نیز با مردان شجاع و سلحشور و سخاوتمند و با گذشت که اینان کانون کرامت و بزرگواری و خوبی ها می باشند .

پس از حال آنان آن چنان تفحص و تفقد کن که پدر و مادر از فرزندان شان تفقد می کنند و کاری که بدان تقدیم شان می کنی به نظرت بزرگ جلوه نکند و لطف و عنایتی که بدیشان می کنی حقیر و نا چیز مشمار گرچه کوچک باشد زیرا این لطف و عنایت موجب خواهد شد تا با دلگرمی و صداقت و حسن ظن بیشتری خدمت کنند و از تفقد و دلجویی در پیرامون مسائل کوچک بدلیل آنکه کارهای بزرگتری در پیش است غافل مباش زیرا آنها از امور کوچک در جای خود بهره می گیرند همانگونه که از مسائل بزرگ بی نیاز نخواهند بود.

ترجمه ۱۷ : گزینش قوای مسلح
باید گزیده ترین فرمانده هان سپاهیان در نظرت کسی باشد که با آنان در مساعدت و مساوات پیشگام بوده و از امکانات موجود آنان و عائله شان را برخوردار سازد تا آنان مصمم و یک جهت با دشمن بجنگند. مسلم است که محبت های تو با سپاهیان سبب جذب قلوب آنها بتو خواهد بود و همانا بهترین روشنایی چشم مسئولان گسترش عدالت در سطح کشور و جذب قلوب ملت است و این حاصل نشود جز با آرامش و صفای دل های آنان و خیر خواهی آنان صورت نپذیرد مگر با اینکه در اطراف مسئولان باشند و دولت بر دوش آنان سنگینی نکند تا بسر رسیدن دوران آنها را انتظار کشند. پس خواسته های ایشان را بر آور و همواره از آنان ستایش نمائی و از رنجی که تحمل کرده اند یاد کن زیرا یادآوری مکرر از کارهای شایسته آنان شجاع را به جنب و جوش آورده و وامانده را ترغیب به کار می کند. « انشاالله »

ترجمه ۱۸ : ملاک ارزشها
آنگاه ارزش عمل هر یک را شناخته و آنرا به حساب دیگری مگذار و هیچ کس را از آن ارزشی که دارد پایین تر نیاور و شخصیت یک انسان موجب نشود که کار کوچک او را بزرگ شماری و گمنامی یک شخص سبب نگردد کار بزرگی را که نموده است حقیر شماری.
توضیح :
۱- ارزشها براساس عمل تعیین می گردد.
۲- هیچ کس جز با عمل خود ارزشمند نخواهد بود.
۳- خود باخته شخصیت ها نباید شد، که ارزش ها را شخصیت ها تعیین نمی کنند.

ترجمه ۱۹ : محور حکومت و حل اختلاف
هر آنچه از کارهای سنگین که تو را به رنج می افکند و یا اموری که مشتبه می گردد را بخدا و پیامبرش واگذار که خداوند درباره کسانیکه دوست داشته رهنمود شان دهد فرموده است: «ای کسانیکه ایمان آورده اید اطاعت کنید خدا و پیامبر و اولی الامرتان را، پس اگر در چیزی کار به مشاجره کشید آن را به خدا و پیامبر ارجاع دهید» ارجاع به خداوند گرفتن آیات روشن و صریح کتاب اوست و واگذاری به پیامبر به معنای پیروی از سنت فرا گیر و دور از اختلاف او است.

ترجمه ۲۰ : شرایط قضات در محاکم اسلامی
آنگاه برای قضاوت میان مردم کسی را برگزین که از نظر تو بهترین افراد باشد کسی که در این کار عاجز نباشد از برخورد با طرفین دعوی به لجاجت کشیده نشود در اشتباه و لغزش کاری اصرار نکند در بازگشت به حق آنگاه که آن را شناخت انعطاف پذیر باشد گرفتار طمع نباشد در جستجوی حق کنجکاو بوده و به شناخت ناقص اکتفا نکند. در موارد شبهه احتیاط کند و تنها براساس دلائل کافی حکم نماید و از مراجعات مکرر شاکیان خسته نشود در کشف یک موضوع پر تحمل ترین افراد باشد و چون حق را شناخت با قاطعیت هر چه بیشتر حکم دهد چاپلوسی ها او را مغرور نکند و فریب کاریها او را منحرف نسازد و کسانیکه دارای این صفات باشند اندک اند.

پس نحوه قضاوتش را همواره زیر نظر بگیرد و او را بقدر کافی بخشش کن که بهانه ای نداشته باشد و به مردم محتاج نگردد و او را به نزد خویش گرامی دار بدان گونه که دیگران را مجال طمع در وی نباشد تا از دسیسه دیگران در امان بماند آنچه را گفتم دقیق توجه کن، چه این اسیر دست اشرار بود که آن را برای هواهای نفسانی و به دست آوردن دنیا استخدام کرده بودند.