مقدمه

امروزه به دلیل گسترش علوم مختلف و رواج مباحـث زبانشناسـی جدیـد، پدیـدة تعـدد معـانی متـون مختلف، ازجمله قرآن کریم از جذابترین زمینههاي تحقیقاتی است که میتوانـد بـابی جدیـد بـه روي عالمان دین و دریچهاي تازه براي فهم متون دینی بگشاید.

از دیگرسو، پدیدة پایانناپذیري معانی قرآن اهمیت خاصی دارد و در کتابهاي روایی و تفاسیر نیـز، مطالب فراوانی در اینباره آمده است. امیر مؤمنان قرآن را اقیانوسی عظیم میدانـد کـه ژرفـاي آن درك نمیشود و کرانههایش پایان نمیپذیرد (نهجالبلاغه، خ (۱۹۸؛ دانشمندان مسلمان نیز با چشـیدن قطـرهاي از این اقیانوس بیکران، به عظمت آن اعتراف نمودهاند. به باور غزالی تحـت هـر لفظـی از الفـاظ قـرآن کریم، دریاهایی از اسرار و گنجهایی از رموز قرار دارد (غزالی، ۱۴۲۱، ص.(۲۲۸ ابـنعربـی نیـز قـرآن را اقیانوسی بیساحل نامید و علامه طباطبایی، معانی متعدد قابل استناد به قرآن را از عجایب قـرآن دانسـت که عقول را به تحیر میافکند (طباطبایی، ۱۴۱۷، ج۱، ص.(۲۴۳

اما کشف لایههاي مختلف قرآن کـریم و تکثیـر معـانی آن، مکانیسـم خاصـی دارد؛ همچنـین، استنباط مفاهیم و معانی جدید از قـرآن و ارتبـاط برقـرار کـردن میـان آنهـا و زمینـههاي معرفتـی گوناگون، روششناسی ویژهاي میطلبد. پژوهش حاضر درصدد پاسخ بـه ایـن پرسـش اسـت کـه مطالعات مختلف نشانهشناسی تا چه انـدازه میتوانـد ایـن مکانیسـم و روش را نشـان دهـد؟ آیـا میتوان با کمک مباحث نشانهشناسی کاربردي، ازجمله نشانهشناسی لایـهاي، پایانناپـذیري معـانی قرآن و تعدد لایههاي دلالی آن را تبیین کرد؟

در ادامه پس از مفهومشناسی واژگان، به کاربست مطالعات نشانهشناسی لایهاي در قـرآن کـریم میپردازیم و پس از ارائه تاریخچه این بحث و معرفی واژگان کلیدي، با تفکیک ساختار درونـی و برونی متن به کشف و استخراج لایههاي مختلف معنایی و سطوح متعدد معارف آن میپردازیم.

پیشینه بحث

نشانهشناسی دانشی است که نشانههاي ارتباطی را بررسی میکند . این علـم در قـرن بیسـتم پـا بـه عرصه مباحث جدید زبانشناسی گذاشت. نخستین بـار فردینـان دوسوسـور در دورة زبانشناسـی عمومی، شکلگیري علمیاي پیشبینی میکند که آن را نشانهشناسی مـینامـد. تقریبـاً همزمـان بـا سوسور منطقدانی به نام چارلز ساندرز پیرس در امریکا نیز دربارة طـرح نشانهشناسـی یـا آنطـور که او مینامید «Semiotics» کار میکرد. هیچیک از آن دو از کار دیگري خبر نداشـت، همـین نکتـه

نشانهشناسی لایهای آیات قرآن کریم با توجه به روابط درونمتنی و بینامتنی  ۹۲

باعث شد که از همان ابتدا، دو گـرایش متفـاوت در نشانهشناسـی پیـدا شـود: یکـی نشانهشناسـی فلسفی پیرس و دیگري نشانهشناسی سوسور که در آن، زبان، نقش عمدهاي ایفا مـیکـرد و بعـدها به بزرگترین مکتب نشانهشناختی تبدیل شد.

راه این دو بنیانگذار را دیگرانی در طول قـرن بیسـتم ادامـه دادنـد. سـنت نشانهشناسـی سوسـوري توسط اندیشمندانی چون یلمسلو، یاکوبسن، بارت، کریستوا و بودریا ادامه یافت. نشانهشناسی پیرسـی را نیز متفکرانی همانند موریس، ریچاردز، سبئوك و دیگران پی گرفتنـد. نشانهشناسـانی چـون اکـو نیـز از دستاوردهاي هردو شاخه در تحلیلهاي خود بهره گرفتند و تقرباًی پیشبینی سوسور بـه واقعیـت تبـدیل شد و حوزهاي مطالعاتی به نام نشانهشناسی تثبیت گردید.

امروزه نشانهشناسی لایهاي بهمثابه دیدگاهی نظري که زمینهساز نوعی نشانهشناسی کـاربردي اسـت، زمینه را براي تحلیل گستردة متـون ازجملـه متـون مقـدس در بسـتر رابطـه تعـاملی و چندسـویه میـان نظامهاي نشانهاي و لایههاي متنی که شبکهاي پیچیده از روابط دلالی را بهوجود میآورد، فراهم میکنـد. دربارةنای شاخه از دانشِ نشانهشناسی، آثار بسیاري از چندلر، بارت، دینه سـن، گیـرو و… منتشـر یافـت که در آن به بررسی لایههاي درونی متن پرداختهاند. بررسی لایههاي بیرونی متن و تأثیر روابـط بینـامتنی در کشف معانی مختلف متن نیز، تألیفات گســتردهاي همراه داشت و اندیشمندان غربی همچـون ژولیـا کریستوا، ریفاتر، ژرار ژنت و فیلیپ سولرس و نیز پژوهشگران عرب مانند الغذامی، محمد خیـر البقـاعی
و محمدعزّ آثاري مهم و درخور تقدیري از خود برجاي گذاشتند کـه بسـیاري از آنهـا نیـز، بـه فارسـی ترجمه شده است. اما بههرحال در هر دو حوزة یادشده، جامعه علمی ایران، هنوز دوران طفولیـت خـود را سپري میکند و تنها آثاري چند از فرزان سجودي، حمیدرضا شعیري، علیرضـا قائمینیـا و… بـه ثبـت رسانده است. به همین دلیل فقدان تحقیقات مستقل و جامع در جامعه شیعیان، که به هر دو حوزة فـوق، آن هم بهطور همزمان، بپردازد و هر دو حوزه، هم سطح عمودي و هم در سـطح افقـی، را پوشـش و در آیات قرآن کریم تطبیق دهد، بهخوبی محسوس است.

گفتنی است بسیاري از مفسران، محققان و اندیشمندان اسلامی، چه در قالب کتـاب و چـه مقالـه، در پرتو علم دلالات از انواع دلالات آیات قرآن کریم (دلالت مطابقی، تضمنی و التزامی) و لایههاي مختلف معنایی آن سخن گفتهاند؛ اما تاکنون هیچیک از دریچه علـم نشانهشناسـی و از زاویـه رویکردهـاي تـازة معناشناسی به این دلالات نپرداختهاند. بنـابراین دسـتاورد جدیـد پـژوهش حاضـر و امتیـاز آن از دیگـر پژوهشها و تحقیقات قبلی، کاربست دانش نشانهشناسی در آیات قرآن کریم است؛ بهگونهاي که نهتنها در

۰۳  ، سال هفتم، شماره اول، پیاپی ۳۱، بهار و تابستان ۳۹۳۱

لایههاي درونی نص (همانند علم دلالات)، بلکه به لایههاي برونی آن و ارتباط نص با دیگر متون مرتبط نیز میپردازد و میکوشد با تکمیل نظریه نشانهشناسی لایهاي، نشان دهد آیا ممکن است نص قرآن کریم حاصل عملکرد نظامهاي مختلف نشانهاي که در قالب لایههاي مختلف متنی تجلی میکنند، دانست یا نه؟ بیتردید، چنین مطالعاتی ابزارِ به فعلیت رسیدن استعدادهاي نص را فراهم میکند و دلالتهاي پنهان آن را آشکار میسازد. امید است پژوهش حاضر، راه را بر تحقیقات بیشتر در این حوزه بگشاید.

مفهومشناسی واﮊگان

الف) نشانهشناسی لایهای

این شاخه از نظام نشانهشناسی مطالعه زبان در عرصه ارتباط، یعنی کارکرد واقعی هر نظام نشانهاي، طرحی انعطافپذیر است که پویاییهاي زبان را در عرصه کاربرد اجتماعی توجیه میکند و کثـرت دلالت نشانهها را در موقعیتهاي متفاوت پاسخ میدهد. در حقیقت، نشانهشناسی لایـهاي کـارکرد ارتباطی و دلالی نشانهها را از منظر نظامهاي متکثـر چندبعـدي دخیـل در دلالـت میبینـد، نـه در ساحت تکبعدي و ایستاي رابطه یکسویه میان زبان و سـطح گفتـار (سـجودي، ۱۳۸۳، ص.(۱۴۶ در چارچوب نشانهشناسی لایهاي، متن از لایههاي متعددي تشکیل شده است کـه شـاید برخـی در مقایسه با دیگر لایهها اصلیتر به نظر برسد، اما در دلالتهاي متن، همه لایـهها میتواننـد بـه یـک اندازه اثرگذار باشند. معنا نیز حاصل برهمکنش میان لایههاي متنـی، دانششـناختی، رمزگانهـا و…

است؛ ازاینرو، هر نشانهاي اعم از زبانی و غیرزبانی در یک کنش ارتباطی، در دل نظـام پیچیـدهاي از عوامل متعامل معنا مییابد (همان، ص.(۱۵۸

برایناســاس، نشانهشناســی لایــهاي آیــات قــرآن کــریم نیــز، کثــرت دلالــت نشــانهها را در موقعیتهاي متفاوت پاسخ میدهد و بر پایه ایـن ادعـا اسـتوار میسـازد کـه نـص دو محـور عمودي و افقی دارد و ابعاد معنایی گوناگون آن، بهواسطه روابط درونمتنی و بینامتنی حاصـل میشود. در حقیقت، نص قرآن کریم افزون بر تعدد لایههاي مختلف در درون خویش (محور عمودي ) که واسطهبه ارتباط با نظام نشانگیِ درون آن حاصل میشود، ابعاد گوناگون فلسـفی، کلامی، علمی، سیاسی، روایی، عقلی و … نیز دارد (محور افقی) که هریک نمود عینی و متنـی یک نظـام رمزگانیانـد (گیـرو، ۱۳۸۰، ص.(۷۹-۸۷ ایـن ابعـاد بـراي مفسـر از راه توجـه بـه رمزگانهاي مختلف موجود در هریک از نظامهاي یادشده و البته با توجـه بـه سـاختار مـتن، حاصل میشود. نمودار زیر ابعاد دلالی مختلف نص را نشان میدهد:

نشانهشناسی لایهای آیات قرآن کریم با توجه به روابط درونمتنی و بینامتنی  ۱۳

ب) رمزگان (Code)

مجموعهقواعدياند که براساس آن، عناصري انتخاب میشوند که با دیگـر عناصـر ترکیـب شـده و عناصري جدید میسـازند (یوهانسـون و لارسـن، ۱۹۴۳م، ص.(۷۳ بنـابراین رمزگـان بـه قـوانینی اشاره دارد که عناصر یک نظام را به عناصر یک یا چند نظام دیگـر پیونـد میدهـد و هـردو طـرف ضر در مبادله پیام، واقعاً یا فرضاً، کـاملاً یـا بعضـاً و یـا مشـترکاً، از ایـن قـوانین بهـره میبرنـد (سیبیاك، ۱۳۹۱، ص.(۶۸ نظام رمزگانی نیز، نظامی فراگیـر و اجتمـاعی از قراردادهـاي هـر حـوزه نشانهاي است که میتواند با نقش محتوایی خویش در تفسیر متـون، بـه کشـف لایـههاي مختلـف

معنایی متن کمک نماید (سجودي، ۱۳۸۳، ص.(۱۹۵

در تفسیر قرآن کریم نیز نظامهاي رمزگان بهعنوان منابع تفسیر، متونیاند کـه بـه لحـاظ ارتبـاط محتوایی و تأثیر آن در روشنساختن مفاد آیـات، بهرهبـرداري میشـوند. بنـابراین نقـش نظامهـاي رمزگان، محتوایی است و مفسـر پـس از تبحـر در علـوم و کسـب دانششـناختی لازم، از آنهـا در تفسیر بهره میگیرد و بدانها استناد مینماید. بدین ترتیب، مثلاً عرفان، نـوعی رمزگـان اسـت کـه در نظام نشانهاي عرفان قرار دارد و همه تفاسیر عرفانی ما از مـتن، براسـاس ایـن نظـام رمزگـانی، یعنی متون عرفانی معنا مییابند.

اما ازآنجاکه در برخورد با هر حوزهاي میتوان رمزگانی براي آن قائل شـد و سـرانجام زنجیـرهاي بیپایان از رمزگانها را درمقابل داشت، میتوان در نگاهی سطحی، رمزگانها را بـه دو دسـته کلـی زبانی و غیرزبانی تقسیم کرد. رمزگانهاي زبانی عبارتاند از متون مختلف مرتبط با نـص، اعـم از رمزگان علم، فلسـفه، عرفـان، روایـات، عقـل، کـلام و غیـره (گیـرو، ۱۳۸۰، ص.( ۴۷ رمزگانهـاي غیرزبانی نیز، میتوانند شامل هنري، اشیاء، آیینی و… باشد (همان، ص.(۱۲۷-۱۳۴ بهطور کلی ایـن رمزگانها، متن را به مفهومی سیال تبدیل میکنند و امکان تحقق لایـههاي مختلـف مـتن را فـراهم مینمایند. نوشتار حاضر فقط به بررسی رمزگانهاي زبانی آیات قرآن کریم میپردازد.

۲۳  ، سال هفتم، شماره اول، پیاپی ۳۱، بهار و تابستان ۳۹۳۱

ج) انواع روابط (درونمتنی ـ بینامتنی)

در نشانهشناسی لایهاي از دو طریق میتوان به خوانش متن و از آنجا به کشف لایههاي معنایی آیـات راه یافت: نخست، روابط درونمتنی یا دروننصی کـه روشـی بـراي تفسـیر مـتن بـا توجـه بـه نشـانگان و رمزگانهاي موجود در متن اسـت (صـفوي، ۱۳۷۸، ص(۶۱؛ در ایـن روش، مفسـر بـا کمـک نشـانگان موجود در سراسر نص و نیز کلمات همنشـین و جانشـین، سـیاق و… معـانی آیـات و لایـههاي متعـدد معنایی آن را تعیین میکند. تفسیر قرآنبهقرآن، حاصل روابط درونمتنی است؛

دوم، روابط بینامتنی که متون را از نظر صورت و معنا به هم پیونـد میدهـد. ایـن اصـطلاح کاربردهاي گوناگون دارد و نوشتار حاضر بینامتنی را بهمعناي رابطه تفسیري متون با یکـدیگر میداند که از برخی تعابیر اکو و کریستوا این معنا حاصل میشود. از نظر اکو، هر خواننـدهاي متن را با کمک تجاربش که برگرفته از دیگر متون است، میخواند و تجربه خواننده از قرائت متون دیگر، در نحوة قرائت وي از متن مؤثر است (گراهام، ۱۳۸۰، ص( ۲۲؛١ به بیان دیگر، در تفسیر بینامتنی به نحوة انعکاس و تأثیر متون در یکدیگر براي به فعلیت رساندن اسـتعدادهاي نص توجه میشود. در این نوع مطالعات، بـراي رسـیدن بـه مـراد جـدي، نیازمنـد اطلاعـات فرازبانی هستیم؛ زیرا در همه نصوص، مطالب علمی، فلسفی، کلامی و… بهصـورت بالفعـل و صریح وجود ندارد (قائمینیا، ۱۳۸۹، ص.(۴۴۹ در تفسیر قـرآن نیـز مـراد از تفسـیر بینـامتنی توجه به روابط نشانهشناختی و معناشناختی در سطوح مختلف است که متون دیگر میتوانند با قرآن داشته باشند (همان، ص.(۴۴۴

د) روابط همنشینی و جانشینی

روابط همنشینی یکی از نشانههاي زبـانی اسـت کـه مربـوط بـه ترکیـب کلمـات در جملـه یـا کـلام و نسبتهاي همجواري آنهاست. واژگـان در طـول کـلام، بـه دلیـل زنجیـروار بودنشـان، بـا یکـدیگر در تماساند. به کلماتی که در جوار یک کلمه قرار گرفتهانـد، کلمـات هـمنشـین آن کلمـه گفتـه مـیشـود (صفوي، ۱۳۷۸، ص(۱۱۶-۱۱۷مثلاً؛ »هدایت« درانﱠهُمْفِتْیهٌآی»بِرَبﱢهآمَنُواوَزِدمْناهُمْهُدى« (کهـف:(۱۳، بهمعناي »ایمان« و درفَإِمﱠاآیأْتِینﱠکُمیه»مﱢنیهُدًىفَمَنتَبِعَهُـدَاىفَلخَـاوْفٌعَلَـیهِمْوَلَـاهُـمْیحزَنُـون« (بقره:(۳۸ بهمعناي »پیامبران و کتابهاي آسمانی« است که تشخیص هریک، وابسـته بـه سـیاق و بافـت زبانی واحدهایی است که بـر روي محـور همنشـینی در ترکیـب بـا هـم قـرار گرفتهانـد. پـس، مفهـوم »همنشینی« چیزي جز ارتباط یک عنصر زبانی با دیگر عناصر تشکیلدهندة زبان نیست.

نشانهشناسی لایهای آیات قرآن کریم با توجه به روابط درونمتنی و بینامتنی  ۳۳

اما اصطلاح »جانشینی« رابطه یک عنصر با دیگر عناصري است که مـیتواننـد جـايگـزین آن شوند و مربوط به گزینش و نسبتهاي همانندي کلمات، در یـک سـخن، عبـارت یـا یـک جملـه است. در این مرحله، گزینش الفاظ و انتخاب آنها از محور جانشینی، براساس مشابهت و مجاورت با واژگان همنشین صورت میپذیرد؛ زیرا واژگان، هنگام همنشینی بـا واحـدهاي مختلـف، معـانی متفاوتی القا میکنند و هر واژه، همواره میتواند هرآنچه را که بهگونهاي با آن مرتبط است، به ذهن متبادر کند (یاکوبسن، ۱۳۸۰، ص.(۱۲۳

براي آنکه بتوان وارد بحث نشانهشناسی لایههاي قرآن کریم شد، باید نخست بهاختصـار، شـرحی از نظریه اکو در باب نشانه و رمزگانها بهدست داد.

نشانه به مثابه یک متن

اکو معتقد است هر نشانهاي در عمل یک متن است و امکان ندارد نشانهاي در کاربرد، بهکلی منتزع و منفک و قائم به خود بهکار برده شود؛ از همین رو، درواقع نشانهاي وجود ندارد؛ بلکه آنچه هسـت، فقط نقش نشانهاي است که بیانی را با محتوایی مرتبط میکند و بهعنوان یک متن در کنش ارتباطی، براي جامعه انسانی نیز، قابل تشخیص است (اکو، ۱۳۸۷، ص۲۰؛ احمدي، ۱۳۷۱، ص(۵۵؛ مـثلاً در متن قرآن اقلام محتوایی متعددي براي واژة »هدي« وجـود دارد: قـرآن، ایمـان، توحیـد، شـناختن، خواندن و… (پرچم و شاملی، ۱۳۹۱، ص.(۱۱۷-۲۰۷ از این نظر ما با حداقل پنج نقش نشانهاي براي »هدي« مواجه هستیم که در کنشهاي ارتباطی مختلف یا نظامهاي رمزگانی متعدد، هریک در مقایسه با دیگري پررنگتر میشود.

با این توصیف اکو، علاوه بر نظامی که در آن نشانه در تقابل با نشـانههاي دیگـر ارزش نشـانهاي یافته، عناصر دیگري نیز از نظامهاي دیگر بهطور همنشین در مجاورت نشانهاي کـه در عمـل و بـه مقصود عینی و عملی دلالت و ایجاد ارتباط بهکار رفتـه اسـت، حضـور دارنـد کـه نـهتنها اجـزاي جداییناپذیر آن کنش ارتباطیاند، بلکه امکان تفکیک آنها از فرایند دلالت نشانه نیـز وجـود نـدارد (گیرو، ۱۳۸۰، ص.(۴۶

بنابراین، متنْ شبکهاي باز از لایههاي متعدد خواهد بود که خود حاصل رمزگانهاي متفاوتاند. با توجه به متن، برخی لایهها یا حتی گاهی یک لایه در مقایسه با لایههاي دیگر اصـلیتر اسـت یـا اصلیتر تلقی میشود و در تجلیهاي متفاوت متنی حضور ثابت دارد ــ البته نه تفسـیر و دریافـت

۴۳  ، سال هفتم، شماره اول، پیاپی ۳۱، بهار و تابستان ۳۹۳۱

ثابتـ و لایههاي دیگر بافتی و متغیرند. هر لایه متنی در ارتباط با دیگر لایههاي متنی وجـود دارد. این لایهها در تعامل با هم و در تأثیر متقابلی که از هـم میپذیرنـد، بهمثابـه مـتن و بهمثابـه عینیـت ناشی از یک نظام دلالتگر تحقق مییابند و تفسیر میشوند (همـان، ص۴۷؛ بـارت، ۱۳۷۰، ص.(۶۱ این برداشت ارائهشده از متن در تصویر زیر نمایان شده است:

نمودار :۱ رابطه میان لایههاي مختلف متن و رمزگانهاي متعدد آن

البته نباید تصور کرد این لایهها صرفاً در کنار هم قرار میگیرند یا به هر طریقی ممکن اسـت باهم مجاور شوند، بلکه باید گفت این لایهها، هم سازمان درونی دارند و هم سازمان بیرونی و براساس روابط و نظم بهخصوصی شکل میگیرند و بر یکدیگر تأثیر میگذارند؛ به بیان دیگر، در اینجا از یکسو با روابط درونرمزگانی روبـهرو هسـتیم کـه نظـام ارزشـی نشـانههاي هـر رمزگان را تعیین میکنند و پیوسته متـأثر از لایـههاي متنـی کـه تولیـد میشـوند، متغیرنـد و ازسويدیگر با روابط بینارمزگانی (بینامتنی) کـه تـأثیر متقابـل بـین رمزگانهـا را درپـی دارد. بنابراین، روابط درونمتنی ساختار درونی هر لایهاي از متن را تعریف میکند و روابط بینامتنی که بیانگر تأثیر متقابل لایههاي متنی بر یکدیگر است، سـاختار بیرونـی هـر لایـه را مشـخص میسازد (سجودي، ۱۳۸۳،ص.(۱۶۲