نظام آموزشي كشورهاي جهان

مقدمه
نظام آموزشي كشورهاي جهان
آموزش يكي از مهم ترين اركان هر نظام اجتماعي به شمار مي رود. در جوامع پيشرفته كه روز به روز بر پيچيدگي آن افزوده مي شود بدون آموزش هاي لازم، زندگي ممكن نخواهد بود. به تناسب گسترش مهارت هاي كار و زندگي در شرايط كنوني، نظام آموزش هر جامعه اي نياز به ارتقاء كمي و كيفي دارد. سياست گذاري و برنامه ريزي در مسائل آموزشي در سطوح و حوزه هاي مختلف اعم از ابتدايي، متوسطه وآموزش عالي و نظاير آن يكي از سرنوشت سازترين حوزه ها است. سياست گذاري در اين حوزه امري پويا و متحول است كه به فراخور نياز جوامع بايد دست خوش تغيير و اصلاح گردد. در اين بين بهره مندي از سياست ها و تجارب آموزش ساير كشورها در طراحي نظام آموزشي كشور بسيار مفيد و مؤثر مي باشد.
امروزه كشورهاي مختلف جهان از ساختارهاي

آموزشي متفاوتي برخوردار مي باشند كه طبيعتاً ساختارهاي فوق در هركشوري بنا بر سياست ها، برنامه ها و اهداف مورد نظر آن كشور متفاوت مي باشد. دراين ميان، تلاش براين است كه نظام آموزشي هر يك از كشورها با تحولات اجتماعي و پيشرفت هاي فرهنگي متناسب با قرن بيست و يكم هم گام گردد و از سويي ديگر، هماهنگي هاي لازم بين برنامه هاي آموزشي و بازار كار در حوزه هاي مختلف خدماتي، صنايع، كشاورزي، بازرگاني و غيره برقرار گردد.

در طي سال هاي اخير، كشور ايران نيز با توجه به ناكارآمدي نظام هاي آموزشي گذشته در تحقق اهدافي نظير تناسب توليدات نظام آموزشي با بازار كار، برخورداري از راه بردها و روي كردهاي نوين آموزشي، برخورداري و بهره وري از فن آوري روز در ابعاد مختلف آن و… دست خوش تحولاتي نه چندان گسترده و بعضاً موردي بوده است. اما از آن جا كه اعمال تغييرات مذكور هنوز ازشكل آرماني برخوردار نگرديده است،آشنايي و بررسي ساختار نظام به عنوان سرآغاز مطالعات جامع درخصوص تجارب آموزشي كشورهاي مختلف به ويژه كشورهايي كه از شرايط و امكانات مشابه كشور ايران برخوردار مي باشند مطرح مي باشد.
قاره آسيا
در قاره پهناور آسيا با مجموعه متنوعي از نظام هاي آموزشي مواجه مي باشيم كه از يك سو برخي به دليل تطابق بيش تر وضعيت نظام با اهداف از پيش تعيين شده و برخورداري از امكانات، تجهيزات و نيروي انساني آموزش ديده از وضعيت مطلوب تري برخوردار بوده و از سوي ديگر برخي نيز با ادامه حاكميت روش هاي سنتي برنظام آموزشي مدارس از بازدهي لازم برخوردار نبوده و به دلايل عدم تأمين منابع مالي مورد نياز، عدم برخوداري از امكانات، فرصت ها، تجهيزات و شرايط لازم از آموزشي پويا محروم مي باشند. در اين پيش گفتار تجزيه و تحليل نظام آموزشي كشورهاي جهان مد نظر نبوده بلكه به نگاهي توصيفي به اطلاعات موجود اكتفا مي گردد.

مقطع آموزش پايه : براساس قوانين مصوب هر يك از كشورهاي جهان بخشي از مقطع تحصيلي به عنوان مقطع آموزش پايه تلقي گرديده و كليه شهروندان مؤظف اندكه پس از احراز شرايط لازم و قانوني ازآموزش قانوني اين مقطع برخوردار گردند. دولت ها نيز به نوبه خود مؤظف اند در جهت برخورداري هرچه بيشتر شهروندان از اين مقطع تسهيلات لازم را فراهم نموده و به ارائه خدمات به صورت رايگان مبادرت نمايند.مقطع آموزش اجباري در برخي از كشورهاي قاره آسيا (۲۶ درصد) من

جمله كشورهاي تركيه، سوريه، ويتنام، ايران، امارات متحده عربي و….. تنها شامل مقطع آموزش ابتدايي و در ساير كشورها نيز (۴۸ درصد) اين مقطع دو مقطع آموزش ابتدايي و مقدماتي متوسطه را شامل مي گردد.در ميان كشورهاي آسيايي طولاني ترين مقطع آموزش پايه به كشورهاي برونئي دارالسلام با ۱۲ سال و كشورهاي آذربايجان، ارمنستان، قزاقستان به مدت ۱۱ سال تعلق دارد. كوتاه ترين مقطع آموزش پايه نيز به كشورهايي اختصاص دارد كه آموزش در آن مقطع تنها مختص مقطع ابتدايي بوده و حداقل دوره آموزشي ۵ سال به طول مي انجامد. از جمله كشورهاي

فوق مي توان به كشورهاي ميانمار، مغولستان، و.يتنام و…..اشاره نمود.
سن ورود به مقطع آموزش پيش دبستانيي : در ميان كشورهاي آسيايي كمترين سن ورود به آموزش پيش دبستانيي سن ۲ سالگي ( در كشورهاي قبرس و اسرائيل(فلسطين اشغالي) و بيش ترين سن ورود به اين مقطع سن۵ سالگي است كه در كشورهاي تايلند، اندونزي، ايران و…. مشاهده مي گردد. در اكثريت قريب به اتفاق كشورهاي قاره آسيا سن ورود به مقطع آموزش پيش دبستانيي ۳ سال (۴۸ درصد) و يا ۴ سال (۳۴ درصد) مي باشد.لازم به ذكر است مقطع آموزش پيش دبستانيي در عمده نظام هاي آموزشي كشورهاي دنيا اجباري نيست.
مقطع آموزش ابتدايي : پايين ترين سن ورود به مقطع آموزش ابتدايي سن ۵ سالگي (در كشورهاي، پاكستان، سريلانكا، ميانمار) و مسن ترين دانش آموزان شاغل به تحصيل در مقطع ابتدايي نيز در كشورهاي فلسطين و اردن به دليل طولاني بودن آن مقطع با ۱۵ سال سن و كشور يمن با ۱۴ سال سن مشاهده مي گردد. طولاني ترين مقطع آموزش ابتدايي (۱۰ سال) در كشورهاي فلسطين و اردن مشاهده مي گردد.
مقطع آموزش متوسطه : مقاطع آموزش رسمي با توجه به اهميت مقاطع در نظام آموزشي كشورهاي جهان به دو مقطع اصلي آموزش ابتدايي و متوسطه تقسيم مي گردد در برخي از كشورهاي قاره آسيا (۱۴ درصد) نظام آموزشي تنها به دو مقطع مذكور تقسيم شده و از انشعابات بيشتري برخوردار نمي باشد. به عنوان مثال دركشور آنگوئيلا (دوره ابتدايي ۱۰ سال و مقطع

متوسطه۴ سال)، يمن (دوره ابتدايي ۹ سال و مقطع متوسطه ۳ سال ) به طول مي انجامد و اين درحالي است كه در اكثر كشورهاي اين قاره (۸۶ درصد ) مقطع آموزش متوسطه خود از دو مقطع كوتاه تر با عناوين مقطع مقدماتي متوسطه و مقطع تكميلي متوسطه متشكل مي گردد.كوتاه ترين طول مدت متوسطه در مجموع كشورهاي قاره آمريكا در كشور ونزوئلا با طول مدت ۲ سال و در كشور السالوادور و برزيل با طول مدت ۳ سال و طولاني ترين مقطع متوسطه ۸ سال نيز در كشورهاي سريلانكا،كويت ودر كشورهاي آذربايجان، بنگلادش، تركمنستان، سنگاپور، هند به مدت (۷سال) مشاهده مي گردد. طولاني ترين مقطع مقدماتي متوسطه در كشور سريلانكا با ۶

سال طول مدت مقطع و كوتاه ترين آن با ۲ سال طول مدت مقطع در كشور بوتان مشاهده مي گردد. طولاني ترين مقطع تكميلي متوسطه ۴ سال (در كشور هاي پاكستان، كويت، ايران) و كوتاه ترين مقطع در كشورهاي چين، گرجستان، مغولستان، مالديو و….مشاهده مي گردد.
قاره اروپا
درميان قاره هاي جهان قاره اروپا را مي توان به عنوان جايگاهي قلمداد كرد كه مجموعه اي از پيشرفته ترين و متنوع ترين نظام هاي آموزشي را در خود جاي داده است. دلايل پيشرفت اين نظام ها را مي توان در عواملي ذيل جستجو نمود:
۱- استقرار و اجتماع اكثر كشورهاي توسعه يافته در اين قاره،
۲- قدمت فرهنگي و سوابق ممتد و طولاني علمي و آموزشي در هر يك از كشورها،
۳- وقوف براهميت و نقش آموزش و پرورش در توسعه جامعه و سرمايه گذاري هاي لازم در اين زمينه،
۴- شناسايي و بهره برداري مفيد كشورها از منابع، ظرفيت ها و پتانسي

ل هاي موجود خود،
۵- برنامه ريزي و آينده نگري ها لازم،
۶- ساختار مناسب مديريتي حاكم بر نظام آموزشي،
۷- بهره گيري از مشاركت هاي مؤثر مردمي،
۸- برخورداري و به كارگيري فن آوري پيشرفته در چارچوب برنامه آموزشي
لازم به توضيح است ميزان كارآيي نظام هاي آموزشي و برخوداري از عوامل فوق در كشورهاي اين قاره يك سان نبوده و مي توان كشورهاي مختلف را از اين نظر به سطوحي مختلفي تقسيم بندي نمود. اما شاخص ترين نمونه ها را مي توان در كشورهاي آلمان، انگليس، اسكانديناوي و… مشاهده كرد. همان گونه كه در ابتدا نيز در اين نوشتار نگاهي توصيفي به ساختار نظام آموزشي مدنظر بوده و طرح مطالب فوق تنها به منظورجلب توجه پژوهش گران و علاقه مندان به اين حوزه براي بررسي و مطالعه در زمينه شيوه هاي مختلف مديريت و اداره آموزش و پرورش، نوآوري هاي آموزشي، پيوند آموزش با بازار كار و اشتغال، حضور مؤثر مردم و مشاركت هاي مردمي در آموزش و غيره است كه در گام هاي بعدي م تواند حوزه مطالعاتي مناسبي را پيش روي علاقه مندان امر آموزش قرار دهد.
مقطع آموزش پايه : آموزش پايه در تعداد كمي از كشورهاي اين قاره (۷ درصد) براي مثال كشورهاي آلباني، مقدونيه، لهستان و….. تنها مقطع ابتدايي را در برمي گيرد. در اكثر كشورها نيز (۸۸ درصد) اين مقطع شامل مقطع ابتدايي و مقدماتي متوسطه مي گردد. اين وضعيت در كشورهايي مانند آلمان، بلژيك، انگليس، هلند و….. مشاهده مي شود. لازم به توضيح است تعداد معدودي از كشورها (۵درصد) اطلاعات ويژه اين مقطع را گزارش نكرده اند.

درميان كشورهاي اروپايي طولاني ترين مقطع آموزش پايه مربوط به كشور هلند با ۱۳ سال و بعد از آن كشورهايي مانند آلمان، جبل الطارق، بلژيك و… به ميزان ۱۲ سال به طول مي انجامد. كوتاه ترين مقطع آموزش پايه نيز ۸ سال بوده كه در كشورهايي مانند اسلواني، بلغارستان، روماني، سن مارينو و… مشاهده مي گردد.
سن ورود به آموزش پيش دبستاني : درميان كشورهاي اروپايي كمترين سن ورود به آموزش پيش دبستاني سن ۲ سالگي بوده كه در كشورهاي، اسپانيا، ايسلند، فرانسه و…. مشاهده شده و بيش ترين سن ورود به اين مقطع ۵ سالگي است كه تنها در كشور سوئيس به اجرا در مي آيد. در اكثر كشورهاي اين قاره سن ورود به مقطع پيش دبستانيي سن ۳ سال است.

مقطع آموزش ابتدايي : پايين ترين سن ورود به مقطع آموزش ابتدايي سن ۴ سالگي است كه در كشور جبل الطارق ديده شده و در عين حال پايين ترين سن ورود به اين مقطع در جهان مي باشد و مسن ترين دانش آموزان شاغل به تحصيل در مقطع ابتدايي نيز در كشورهاي لهستان و مقدونيه به دليل طولاني بودن آن مقطع با ۱۴ سال سن مشاهده مي گردد. طولاني ترين مقطع ابتدايي با ۸ سال طول مدت مقطع نيز در كشورهاي آلباني، جبل الطارق و مقدونيه، به اجرا در مي آيد. كوتاه ترين طول مقطع نيز ۳ سال بوده كه متعلق به كشورروسيه فدرال مي باشد و در عين حال اين مدت زمان ركورد كوتاه ترين مقطع ابتدايي در جهان نيز به حساب مي آيد.

مقطع آموزش متوسطه : به طور كلي مقطع هاي آموزش رسمي با توجه به اهميت آن ها در نظام آموزشي كشورهاي جهان به دو بخش اصلي ابتدايي و متوسطه تقسيم مي شوند در برخي از كشورها قاره اروپا (۷ درصد) براي مثال كشورهاي آلباني، مقدونيه و لهستان (دوره ابتدايي ۸ سال و مقطع متوسطه ۴ سال) نظام آموزشي تنها به دو گروه مورد اشاره تقسيم شده و از تفكيك بيشتري برخودار نمي باشد ، اما در اكثر كشورهاي اين قاره (۸۶ درصد ) مقطع متوسطه به دو

مقطع كوتاه تر تقسيم گرديده كه با عناوين مقطع مقدماتي متوسطه و مقطع تكميلي متوسطه شناخته مي شوند. كوتاه ترين طول مدت متوسطه در مجموع كشورهاي قاره اوروپا در كشورآلباني، مقدونيه و لهستان با طول مدت ۴ سال مشاهده گرديده و طولاني ترين مقطع متوسطه ۹ سال مي باشد كه در كشور آلمان به اجرا در مي آيد و در عين حال طولاني ترين دوره متوسطه در جهان به حساب مي آيد. طولاني ترين مقطع مقدماتي متوسطه در كشور آلمان با ۶ سال و سپس ۵

سال در كشورهاي لتوني، ليتواني، روسيه فدرال و….مشاهده مي شود. و كوتاه ترين آن نيز با ۲سال طول مدت دركشورهاي اسپانيا، استوني، بلژيك، مالت و… به اجرا در مي آيد. طولاني ترين مقطع تكميلي متوسطه ۵ سال است كه در كشورهايي مانند سن مارينو و مالت، و كوتاه ترين مقطع با ۲ سال طول مدت مقطع در كشورهايي مانند اوكراين، ايرلند، روسيه سفيد و مشاهده مي شود.

چشم انداز اقتصادي- اجتماعي ایران
جمهوري اسلامي ايران با مساحت ۱۹۵ / ۶۴۸ /۱ كيلومتر مربع در نيمكره شمال شرقي و در جنوب آسيا و منطقه خاورميانه واقع شده است. اين كشوراز شمال با تركمنستان ، آذربايجان ، ارمنستان و درياي خزر ، از جنوب با خليج فارس ، درياي عمان ، از غرب با عراق و تركيه و از شرق با پاكستان و افغانستان همسايه است.كشور ايران به ۲۸ استان تقسيم گرديده و اين در حاليست كه تعداد كل استانها در سال ۱۹۹۰ بر۲۴ استان بالغ مي گرديد.طي سال ۱۹۹۳ استان

اردبيل،طي سال ۱۹۹۵ استان قم ، طي سال ۱۹۹۶ استان قزوين و طي سال ۱۹۹۷ استان گلستان به ترتيب از استانهاي آذربايجان شرقي تهران ، زنجان و مازندران تفكيك شده و مستقل گرديدند.
طبق سرشماري ۱۹۹۶، جمعيت ايران بر۶۰ ميليون بالغ مي گردد كه از اين ميزان
۲۴ /۵۰ درصد جمعيت متعلق به زنان و ۷۶ / ۴۹ درصد متعلق به مردان مي باشد. گفتني است كه۳۱ / ۶۱ جمعيت در محيط هاي شهري و۶۹ /۳۸ در محيطهاي روستايي ساكن مي باشند. نرخ رشد جمعيت طي دو دهه گذشته تا حد زيادي متفاوت بوده است. طي دهه ۱۹۷۶ تا ۱۹۸۶ اين نرخ بر ۲ / ۳ درصد بالغ گرديد. اين در حاليست كه با رشد جمعيت نرخ مذكور به عنوان مانعي جهت پيشرفتهاي اجتماعي و توسعه پايدار مورد توجه قرار گرفته و تلاشهايي در جهت كاهش آن اعمال گرديد. به نحوي كه بنا بر داد ه هاي موجود نرخ فوق به ۵ / ۱ درصد در مناطق شهري و ۲ درصد در مناطق روستايي كاهش يافت و از اين روي متوسط نرخ رشد جمعيت طي سال ۱۹۹۸ بر ۴۷ / ۱ درصد بالغ گرديد. بيش از نيمي از جمعيت كشور بين رده هاي سني ۶۴- ۱۵ و ۵ / ۳۹ درصدكل جمعيت زير رده سني ۱۴ قرار دارند.از اين روي كشور ايران از لحاظ تركيب سني در زمره جوانترين كشورهاي جهان قرار دارد.

نرخ جمعيت و گرو ه هاي سني مختلف (طي سالهاي ۹۶ – ۱۹۸۶ )
سال جمعيت بر مبناي ميليون متوسط نرخ رشد سالانه رده هاي سني ۱۴ – ۰ سال رده هاي سني۶۴ – ۱۵سال رده هاي سني۶۵ سال و بالاتر
۱۹۸۶ ۴ / ۴۹ ۹۱ / ۳ ۴ / ۴۵ ۵ / ۱۵ ۱ / ۳
۱۹۹۱ ۸ / ۵۵ ۵۹ / ۲ ۴۴ ۹ / ۵۲ ۱ / ۳
۱۹۹۶ ۶۰ ۴ / ۱ ۵۱ / ۲۹ ۱۲ / ۵۶ ۳۷ / ۴
منبع : كتاب سال آماري كشور ، مركز آمار ايران
نرخ باسوادي و بيسوادي مردان و زنان
مجموع افراد باسواد ۱۱ ۲/۱۳ ۷/۱۹ ۶ /۲۵ ۲ /۳۳ ۶ /۴۰ ۷/۴۷
نرخ بي سوادي مردان ۴ /۱ ۹/۴ ۲/۴ ۹ /۳ ۶ /۳ ۱/۳ ۸/۲
نرخ بي سوادي زنان ۵/۶ ۸/۷ ۸/۶ ۶ /۶ ۴/۶ ۶ ۵/۵
منبع : كتاب سال آماري كشور ، مركز آمار ايران

شاخص هاي اساسي اجتماعي – اقتصادي
سال
۱ مجموع GNP به دلارامريكا ۱۹۹۷ ۸۰/۱۷
۳ آمار مجموع فراواني (در صد زنان ) ۱۹۹۷ ۸/۴
۴ آمارمرگ و ميركودكان رده سني۱ سال به ازاي هر هزارنفر ۱۹۹۷ ۳۲
۵ آمار مرگ و ميركودكان زير رده سني ۵ سال به ازاي هر هزارنفر ۱۹۹۷ ۳۵
۶ اميد زندگي در هنگام تولد ( به سال) ۱۹۹۷ ۶۹
منبع : شماره ۱ بانك جهاني , شماره ۲ سازمان ملل و شماره ۳ تا ۶ سازمان يونيسف
نرخ تخميني بزرگسالان بيسواد با ذكر جنسيت طي سال۱۹۹۵

سياستهاي آموزشي ایران
از آنجاييكه سياست اصلي دولت ايران درحوزه آموزش همواره برسياست تمركززدايي استوار بوده است، كليه استانهاي كشورمجاز به اعمال روشهاي گسترشي ، تسهيل اصلاحات ويا اداره برنامه هاي مختلف آموزشي مي باشند. از جمله سياستهاي آتي دولت ايران در جهت نيل به هدف مذكور مي توان به اعطاي قدرت اجرائي بيشتر به استانها و استقرار سازمانهاي آموزش و پرورش نسبتاً مستقل در استانها و تفويض بسياري از مسئوليت هاي وزارت مركزي به سازمانهاي مذكور اشاره نمود.
علاوه بر اين، از سال ۱۹۹۹ سياست مدرسه سالاري در جهت بهبود ك

يفيت آموزش و سياست تمركز زدايي آموزشي در ادرات انساني آموزش و پرورش به مورد اجرا گذارده مي شود.
گفتني است كه طي طرح مذكور، علاوه بر اعطاي اختيارات بيشتر به مدارس، شوراي معلمان، شوراي دانش آموزان و انجمن هاي اوليا- مربيان تشكيل يافت. اين طرح در برنامه ريزي و ادارة آموزش، شامل والدين و دانش آموزان نيز مي شود. از جمله نقاط قوت طرح مذكور مي توان به افزايش كميت ثبت نام و حضور تعداد بيشتري ازدانش آموزان در مدارس اشاره نمود.

از جمله مهمترين سياستهاي آموزشي كشور ايران پس از پيروزي انقلاب اسلامي مي توان به موارد ذيل اشاره نمود:
۱- بازنگري و اصلاح ساختار برنامه ريزي و برنامه هاي آموزشي و روزآمدنمودن آنها در جهت پاسخگويي به نيازهاي بومي و رهيافتهاي جديد علمي
۲-تقويت و توسعه دوره هاي تحصيلات تكميلي و ارتقاء كيفيت علمي آن درجهت تأمين اعضاي هيأت علمي مراكز آموزشي و پژوهشي، رفع نيازهاي تخصصي بخشهاي مختلف و كاهش اعزام دانشجو به خارج از كشور
۳- راه اندازي و تقويت دوره ها و مراكز جديد آموزشي در علوم پايه و پيشرفته از قبيل زمينه هاي خاص در علوم پايه، تكنولوژي اطلاعاتي و بيوتكنولوژي

۴- ساماندهي و نهادينه نمودن سياست آموزش استعدادهاي خلاق درمراكز آموزش عالي و وضع مقررات و ضوابط ويژه آموزشي و پژوهشي
۵- فراهم آوردن فرصت و افزايش دسترسي افراد با استعداد به مراكز دانشگاهي در سراسركشور و حمايت از اقشار محروم جهت دستيابي به امكانات دانشگاهي و تكميل تحصيلات عالي
۶ – تقويت ارتباط، همبستگي وتطابق ميان نظام آموزش عالي، توسعه فناوري و بازاركار
۷- تأمين اعضاي جديد هيأت علمي
۸-گسترش و تقويت آموزشهاي علمي – كاربردي و فني- حرفه اي با هماهنگي دستگاههاي توليدي و خدماتي
۹- ارتقاي كيفيت آموزشي
برنامه ريزي آموزشي
از جمله مهمترين برنامه ريزي هاي آموزشي كه در جهت ارتقاي كيفيت آموزشي مراكزآموزشي صورت گرفته مي توان به موارد ذيل اشاره نمود:
۱٫ گسترش كارائي دروني نظام آموزشي به واسطه شناسائي موانع و برطرف نمودن آن ها
۲٫تقويت عوامل تسهيل كننده آموزشي و بهره گيري از نتايج مربوطه در برنامه هاي آموزشي جهت افزايش ميزان پيشرفت آموزشي وكاهش ميزان تكرار مطالب درسي
۳٫ گسترش كارائي بيروني نظام آموزشي به واسطه تغيير و بررسي برنامه ها، عناوين و محتواي كتب درسي در جهت تناسب كميت و كيفيت مواد آموزشي با نيازهاي روزمره و استعدادها قابليت هاي بالقوة دانش آموزان

 

۴٫ تأكيد بر استخدام معلّمين متخصص، كاهش تراكم جمعيت كلاس هاي درسي، بهبود و گسترش تجهيزات كمك آموزشي و استخدام آموزشياران متخصص درخدمات مشاوره تحصيلي
۵٫ رشد و گسترش خدمات مشاوره وهدايت تحصيلي متناسب با نيازهاي خاص دانش آموزان از طريق گسترش و تقويت مراكز ويژه مشاوره تحصيلي

۶٫ برقراري تعادل ميان حقوق و مزاياي معلمين استخدامي به احتساب ساعات موظف كاري و تخصص هاي ويژة افراد
۷٫ بهره گيري از روشهاي تشويقي آموزشي در جهت افزايش ضريب استخدام معلمين در مناطق محروم از طريق اعطاي فوق العادة هاي آموزشي و افزايش حقوق پايه آنان
۸٫ به كارگيري ابزاركمك آموزشي و راه بردهاي جديد آموزشي درجهت حمايت از روشهاي ابتكاري و به كارگيري چنين روشهايي درمراكز آموزشي
۹٫ راه اندازي شبكه تلويزيوني آموزشي و انتشار روزنامة آموزشي در جهت تسهيل در امر ارتبطات و انتقال آخرين يافته ها، مفاهيم و تجربيات به دانش آموزان

۱۰٫ اجراي تحقيقات كاربردي به منظور شناسائي عوامل مؤثر برعدم يادگيري و عقب افتادگي تحصيلي دانش آموزان و تدارك طرح هاي آموزشي برمبناي نتايج بدست آمده از تحقيقات مذكور
۱۱٫ طراحي سيستم مديريت جامع آموزشي از طريق طراحي پايگاه داده هاي جامع (EMIS)
10-گسترش مشاركتهاي مردمي در حوزه آموزش

برنامه ريزي آموزشي
از جمله مهمترين برنامه ريزيهاي آموزشي كه درجهت گسترش مشاركتهاي مردمي درحوزه آموزش صورت گرفته ميتوان به موارد ذيل اشاره نمود:
۱٫ اجراي سياست مدرسه- محور در جهت تمركززدائي نظام آموزشي و گسترش مشاركتهاي مردمي در فرايند آموزش.
۲٫ اعطاي اختيارات بيشتر به ادارات كل استاني وزارت آموزش و پرورش با توجه به شرايط خاص استاني در جهت برطرف نمودن مشكلات آموزشي مشاركت همگاني مردم در حوزه آموزش
۳٫ تصويب « طرح سوم گسترش اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي» جهت مشاركت وزارت آموزش و پرورش با سازمان امور مديريتي و استخدامي در جهت فراهم نمودن شرايط و تسهيلات لازم جذب مشاركتهاي داوطلبانه مردمي و مشاركت بخش خصوصي در آموزش

۴٫ جذب همكاري و مشاركت والدين و افزايش ارتباط آن ها با مدارس و پيگيري و توجه به آموزش فرزندان
۵٫ گسترش فعاليت هاي شوراي آموزش در استانها و شهرستانهاي كشور جهت جذب كمكهاي مردمي
۶٫ تشويق و ترغيب شهرداريها و شهروندان به مشاركت هر چه بيشتر در احداث مراكز آموزشي
۷٫ تشويق شهروندان به احداث مدارس غيردولتي
۸٫ بهره مندي شهروندان از وام هاي بانكي طولاني مدّت و تسهيلات ويژه جهت احداث فضاهاي آموزشي
۹٫ تدوين مقررات ويژه حقوق و مزاياي معلمين و كادر تمام وقت مدارس غيردولتي
۱۰٫ تبديل فضاهاي آموزشي دولتي (فروش يا اجاره آن ها ) به فضاهاي غيردولتي
۱۱٫ اعطاي زمين هاي داراي كاربري آموزشي با قيمت مناسب به دارندگان مجوز احداث مدارس

غيردولتي
۱۲٫ تأسيس صندوق حمايت از گسترش مدارس غيردولتي
۱۳٫ انتقال بخشي از سهم آموزشي مدارس دولتي به مدارس غيردولتي
۱۴٫ جذب كمكهاي مالي مردمي و افراد خيّر در حوزه آموزش
۱۵٫ استفاده از رسانه هاي جمعي نظير راديو، تلويزيون و روزنامه ها جهت انتقال صحيح اطلاعات آموزشي به والدين و ارتقاء مشاركتهاي مردمي

۱۱- برنامه هاي پيگيري سوادآموزي ويژه نوسوادان
برنامه ريزي آموزشي
از جمله مهمترين برنامه ريزي هاي آموزشي كه درحوزه برنامه هاي پيگيري سوادآموزي ويژه نوسوادان صورت گرفته ميتوان به موارد ذيل اشاره نمود:
۱٫ افزايش دانش نوسوادان در جهت مشاركت بيشتر آنان در مسئوليت هاي فردي، خانوادگي و اجتماعي
۲٫ ارائه آموزشهاي فني- حرفه اي جهت ايجاد مهارتهاي لازم در افراد
۳٫ گسترش فرهنگ نوسوادان به واسطه تشويق آنان به مطالعه كتاب و روزنامه، پخش برنامه هاي ويژه از راديو وتلويزيون و ارائه آموزش مكاتبه اي به آنان
۱۲- گسترش آموزش غيررسمي
برنامه ريزي آموزشي
از جمله مهمترين برنامه ريزي هاي آموزشي كه درحوزه گسترش آموزش غيررسمي صورت گرفته ميتوان به موارد ذيل اشاره نمود:
۱٫ تشويق و تسهيل احداث مؤسسات علمي، آموزشي و هنري به واسطه اعطاي مجوزهاي لازم به بخش خصوصي
۲٫ اختصاص مزاياي خاص به مؤسسات آموزشي غير خصوصي
۳٫ ارائه آموزشهاي غيررسمي از طريق پخش برنامه هاي راديويي و تلويزيوني

 

ساختارنظام آموزشي ایران
آموزش پيش دبستاني :كه مشتمل بر دوره آموزش اختياري ۱ساله ويژه كودكان رده سني ۵ سال با هدف آمادگي كودكان جهت ورود به مراكز آموزش ابتدايي مي باشد.
آموزش ابتدايي : مشتمل بردوره آموزشي ۵ ساله ويژه كودكان رده هاي سني ۶ تا ۱۱ سال مي باشد.
آموزش راهنمايي : مشتمل بردوره آموزشي۳ ساله ويژه دانش آموزان رده هاي سني۱۴-۱۱سال مي باشد.
آموزش متوسطه: مشتمل بردوره آموزشي ۳ ساله بوده و به ۳ شاخه نظري ، فني حرفه اي و مهارتي (كاردانش ) تقسيم مي گردد.
شاخه نظري : آندسته ازدانش آموزاني كه به انتخاب شاخه فوق مبادرت مي نمايند ملزم به گذراندن ۹۶ واحد آموزشي تا زمان اخذ گواهينامه آموزش متوسطه در يكي از ۳ رشته ادبيات و علوم انساني، رياضي و فيزيك و علوم تجربي مي باشند.

شاخه فني و حرفه اي :آندسته از دانش آموزاني كه به انتخاب شاخه فوق مبادرت مي نمايند در يكي از گرو ه هاي آموزشي صنايع،كشاورزي ،خدمات برق ، مواد ،صنايع كشتيراني، كشاورزي، هنر ، مديريت ، اقتصاد داخلي ، مالي و اداري آموزش ديده و در پايان دوره آموزشي ۳ ساله و پس از گذراندن ۹۶ واحد آموزشي به كسب مهارتهاي لازم جهت احراز شغل مناسب و گواهينامه آموزش فني و حرفه اي نائل مي آيند.

شاخه مهارتي ( كاردانش ) : آندسته از دانش آموزاني كه به انتخاب شاخه فوق مبادرت مي نمايند ملزم به گذراندن ۴۹ واحد عمومي جهت اتخاذ مدرك كلاس اول مي باشند. پس از گذراندن ۹۶ واحد درسي گواهينامه مهارتهاي تحصيلي به فارغ التحصيلان اعطاء ميگردد. هدف دوره آموزشي مذكور آموزش وتربيت نيروي كاري ماهر و نيمه ماهر در حوزه هاي خدمات و كشاورزي است.
دوره پيش دانشگاهي : دوره آموزش پيش دانشگاهي دوره آموزشي ۱ ساله ويژه آندسته از دانش آموزاني است كه به اتمام مقطع آموزش متوسطه نائل آمده و قصد ورود به دانشگاه ها يا ساير موسسات آموزش عالي را دارند.
منبع : سازمان يونسكو

نرخ باسوادي و بيسوادي افراد بزرگسال رده هاي سني ۱۵ سال و بالاتر (طي سال ۱۹۹۵)
امار مجموع بزرگسالان با سواد : ۷۱ درصد
جمعيت زنان با سواد : ۳/۱۱ ميليون نفر
جمعيت مردان باسواد : ۳/۱۴ ميليون نفر
مجموع تعداد زبان هاي مادري : ۴ زبان
منبع : سازمان يونسكو و مركز آمار ايران
كليه حقوق اين پايگاه متعلق به دبيرخانه شوراي عالي انقلاب فرهنگي مي باشد. شرايط استفاده
ارتباط با مدير پايگاه: webmaster@iranculture.org
مقطع تكميلي متوسطه
آندسته از دانش آموزاني كه درمقطع مقدماتي متوسطه به كسب مدرك علمي پايان دوره نائل آمده اند با گذراندن دوره آموزشي۳ ساله موفق به اخذ ديپلم متوسطه گرديده و در صورت تمايل با گذراندن دورة ۱ساله پيش دانشگاهي از امكان حضور در آزمون كنكور ورودي دانشگاهها برخوردار مي گردند .

علاوه بر اين دورة ۵ ساله فني- حرفه اي نيز جهت تربيت تكنسين در رشته هاي مربوطه پس از گذراندن دورة مقدماتي متوسطه به علاقه مندان ارائه مي گردد.
اهداف مقطع تكميلي متوسطه
از جمله مهمترين اهداف مقطع تكميلي متوسطه مي توان به موارد ذيل اشاره نمود:
شاخة نظري : ارتقاء دانش عمومي و فرهنگي، شناسايي شايستگي هاي دانش آموزان و هدايت آنان به رشتة تحصيلي مورد علاقه درمراكز آموزش متوسطه و آمادگي آنان جهت ورود به دانشگاه ها و مراكز آموزش عالي

شاخة فني و حرفه اي : هدايت دانش آموزان به رشته هاي تحصيلي مربوطه اعم از ( صنايع ، خدمات، كشاورزي و….. )
شاخة كار و دانش : تربيت كادر ماهر و نيمه ماهر ( استاد كار ) ، سرپرست ، سر كارگرو …

تاريخچه آموزش پيش دبستاني ایران
تاريخچه آموزش پيش دبستاني در ايران به ۸۰ سال پيش باز مي گردد.
در سال ۱۲۹۸ مسيونر هاي مذهبي و اقليت هاي ديني به احداث كودكستان ها و مراكز آموزش پيش دبستاني درتهران مبادرت نمودند .در همان اثنا زنده ياد جبار باغچه‏بان در سال ۱۳۰۳ به احداث باغچه اطفال در شهرستان تبريز مبادرت نموده و چند سال بعد در سال ۱۳۰۷ كودكستان ديگري در شهرستان شيراز داير نمود. گفتني است كه در آن اثنا تنها از كودكان خانواده هاي مرفه و كارمندان عالي رتبه ادارات در اين مراكز ثبت نام به عمل مي آمد . استقبال اين خانواده ها از

عملكرد مراكز آموزش پيش دبستاني (كودكستان ها( سبب گرديدكه طي مدت زمان كوتاهي در تهران وچندين شهر بزرگ ديگر كشور، كودكستان هايي توسط بخش خصوصي داير گردد .از جمله مهمترين برنامه هاي اين مراكز مي توان به بازي هاي مرسوم ، آموزش مقدماتي خواندن و نوشتن ، نقاشي و بازي با عروسك و اشكال هندسي اشاره نمود.در سال ۱۳۰۳ شوراي عالي فرهنگ ،به تصويب انحصاري آيين نامه احداث مراكز آموزش پيش دبستاني در شهرستان تهران و درسال

۱۳۰۴به تصويب اين آيين نامه براي ساير شهرهاي كشور مبادرت نمود.نخستين امتياز تاسيس كودكستان توسط وزارت معارف و اوقاف و صنايع مستظرفه در سال ۱۳۱۰ صادر گرديد.از اين روي سال۱۳۱۰ آغاز فصل جديدي در تاريخ آموزش پيش دبستاني ايران محسوب مي گردد.نخستين آيين نامه ويژه كودكستانها و مراكز آموزش پيش دبستاني درسال ۱۳۱۲ به تصويب شوراي عالي فرهنگ رسيد. در ماده اول اين آيين نامه ، سن كودكان جهت پذيرش در كودكستانها ۴ تا ۷ سال قيد شده بود. اين در حاليست كه درسال ۱۳۳۵ ، آيين نامه جديدي جهت اداره كودكستانها به تصويب رسيد

كه طي آن سن كودكان ، ۳ تا ۶ سال تعيين شده بود. در سال۱۳۳۴ ، اداره مستقلي جهت رسيدگي و نظارت بر امور كودكستان ها تحت نظارت وزارت فرهنگ تاسيس گرديد. در سال۱۳۴۰ ، اداره امور كودكستانهاي كشور منحل شده و وظايف مربوطه به اداره كل تعليمات ابتدائي محول گرديد. در آن اثنا دولت به تلاش هايي درجهت احداث كودكستان هاي دولتي مبادرت نموده و با احداث كودكستانها در شهرهاي سراسركشور،كودكان خانواده هاي طبقه متوسط را تحت پوشش خود قرار داد. تا سال ۱۳۲۲ در سراسر كشور تنها تعداد ۷ كودكستان وجود داشت و اين در

حاليست كه طي سال۱۳۳۱ به ۷۴ و طي سال ۵۱ ۱۳ به ۴۳۱ مركز بالغ گرديد. در همان اثنا تلاش هايي درجهت تربيت مربيان مراكز پيش دبستاني نيز آغاز گرديد. درسال ۱۳۳۶ ، آموزشگاه هاي كودكياري آغاز به فعاليت نمودند . اولين اساسنامه و برنامه درسي اين آموزشگاهها طي سال ۱۳۴۵ به تصويب شوراي عالي فرهنگ رسيد. چندسال بعد تدريس رشته كودكياري يا آموزش و پرورش پيش ازدبستان در برخي دانشكده هاي علوم تربيتي من جمله مدرسه عالي شميرانات و دانشگاه ابوريحان آغاز گرديد. به دفتر

برنامه ريزي آموزش ابتدايي تغيير نام داده و واحد كودكستان هاي اين اداره، عهده دارمسئـوليت طرح و برنامه ريزي آموزش و پرورش پيش دبستاني گرديد. درسال۱۳۵۴، با توجه به توسعه كودكستانها و تربيت مربيان كودك، دفتر برنامه ريزي آموزش ابتدايي به دفتر آموزش كودكستاني و ابتدايي تغيير نام داده و بالاخره درسال ۱۳۵۹ در اداره كل و سپس در دفتر آموزش عمومي ادغام گرديد . طبق آخرين آيين نامه كودكستانها كه در سال ۱۳۴۹به تصويب شوراي عالي آموزش و

پرورش رسيد، تشكيل كلاسهاي آمادگي ضميمه آموزش ابتدايي گرديده و سن كودكان كودكستاني ۳ تا ۶ سال تعيين گرديد. درسال ۱۳۵۳ ، وزارت آموزش و پرورش طبق انتشار بخشنامه اي به اعمال اصلاحاتي در آيين نامه مذكور مبادرت نمود. مطابق اين تغييرات تنها آندسته از كودكاني كه از سن ۵ سال تمام برخوردار بودند از حق ثبت نام دركلاسهاي آمادگي بهره مند گرديدند.
درگذشته امتي

از تاسيس مهدهاي كودك ويژه كودكان رده هاي سني ۳ تا ۶ سال به وزارت آموزش و پرورش و مجوز تاسيس مراكز مراقبتي كودكان زير رده سني۳ سال به اتاق اصناف واگذار گرديد. ازسال۱۳۵۴، سازمانهاي دولتي موظف به تاسيس مهدهاي كودك شده و ضوابط آنها از سوي سازمان زنان تنظيم گرديد. درسال۱۳۵۶، در بودجه كل سازمانهاي دولتي، بودجه لازم جهت احداث مهدهاي كودك ويژه فرزندان زنان كارمند پيش بيني شده و سازمان زنان مسئوليت تشكيل و نظارت بر آنها را عهده دار گرديد. پس از انقلاب اسلامي ، بر اساس تصميم گيري هيات وزيران، با انحلال

سازمان زنان ، سازمان ملي رفاه خانواده، سازمان تربيتي شهرداري تهران و انجمن ملي حمايت از كودكان، اجازه تاسيس مهدهاي كودك به وزارت بهداري و بهزيستي و سپس به سازمان بهزيستي محول گرديد. درحال حاضر صدور مجوز و نظارت بركليه مهدهاي كودك دولتي و خصوصي بر عهده سازمان بهزيستي كشور است. ازسال ۱۳۷۲ كليه كلاسهاي آمادگي ضميمه مدارس دولتي به علت كمبود جا منحل گرديد.گفتني است كه اين كلاسها ۳۰ سال پيش درسال۱۳۴۹ و با تصويب شوراي عالي آموزش و پرورش تشكيل شده بود . ازجمله انواع مهدهاي كودك كه درحال حاضر درسراسركشور فعاليت دارند ميتوان به موارد ذيل اشاره نمود:
ــ مهدهاي كودك خصوصي كه توسط بخش خصوصي احداث گرديده اند.

ــ مهدهاي كودك خود محوركه وابسته به موسسات دولتي بوده و با كمك هزينه هاي دولتي و والدين كودكان اداره ميگردند.
ــ مهدهاي كودك كارگري كه متعلق به كارخانجات بوده و تحت پوشش وزارت كار فعاليت دارند.
ــ مهدهاي كودك ادارات آموزش و پرورش كه به ثبت نام از فرزندان زنان شاغل درآموزش و پرورش مبادرت مي نمايند.
ــ مهدهاي كودك انجمنهاي حمايتي سازمان بهزيستي كه به ثبت نام از كودكان تحت پوشش بهزيستي و درصدي از افراد عادي مبادرت مي نمايند.
ــ مهدهاي كودك انجمنهاي روستايي كه به ثبت نام از كودكان روستايي مبادرت مي نمايند.

تاريخچه فوق بيانگر اين واقعيت است كه سهم دولت در تاسيس مهدهاي كودك بسيار ناچيز بوده و عمدتا به تنظيم آيين نامه ها و اعطاي مجوزهاي قانوني محدود بوده است به نحويكه پس از تشكيل اولين مهدهاي كودك ، وزارت آموزش و پرورش به تاسيس مهدهاي كودك دولتي پس از ۴۲ سال مبادرت نمود. درحال حاضر براي كودكان زنان غير شاغل مهد كودك دولتي وجود نداشته وكلاسهاي آمادگي ضميمه مدارس دولتي نيز از سال ۱۳۷۲ منحل گرديده است. علاوه بر اين تعداد فارغ

التحصيلان رشته كودكياري با توجه به نياز مهدهاي كودك ، بسيار اندك بوده و دوره هاي باز آموزي بهزيستي ويژه مربيان و مديران ، چه از لحاظ مدت زمان و چه از لحاظ تعداد نفرات تحت پوشش هر دوره آموزشي، جوابگوي نياز مهدهاي كودك نمي باشد. . بعنوان مثال از سال ۶۱ ۱۳تا ۶۹ ۱۳يعني ظرف مدت زمان ۸ سال تنها ۱۲۱۵ نفر ازمديران و مربيان موفق به گذراندن دوره هاي آموزشي كوتاه مدت بهزيستي شده اند و اين در حاليست كه اين رقم درمقايسه با تعداد مديران ومربيان مهدهاي كودك بسيار ناچيز مي باشد.

علاوه بر اين تعداد مهدهاي كودك نسبت به جمعيت كودكان در ايران بسيار ناچيز مي باشد.. بعنوان مثال طي سالهاي۱۳۶۰- ۱۳۵۹ تعداد مهدهاي كودك بر۲۹۷۱ ، تعداد كودكان بر ۱۷۲۰۰۲، تعداد كلاسها بر۶۳۴۰ و تعداد كاركنان بر۹۳۵۶ نفر بالغ مي گرديد واين درحاليست كه طي سالهاي ۶۸ ـ ۶۷ تعداد مهدهاي كودك بر ۲۵۴۷ ، تعداد كودكان ثبت نامي بر۱۷۷۹۷۹، تعداد كلاسها بر۵۹۵۱، تعداد كاركنان بر۱۹۸۳و تعداد كودكان رده هاي سني۱ تا ۶ سال بر۱۲ميليون نفر بالغ گرديد . ضــمنا تعداد مهدهاي كودك خصوصي شهرستان تهران طي سال

 

۱۳۷۰ بر۲۰۰ مركز، طي سال۱۳۷۱بر۱۷۴مركز و طي سال۱۳۷۲بر۱۷۰ مركز بالغ گرديد.
آمارفوق نشانگر افزايش دائمي تعدادكودكاني ثبت نامي مراكز آموزش پيش دبستاني و مهدهاي كودك و كاهش تعداد مهدهاي كودك و كادر ويژه آن مي باشد . آمار سال ۶۸ ـ۶۷ مبين اين واقعيت است كه تنها ۵ ر۱درصد كودكان رده هاي سني ۱ تا ۶ سال و ۵ ر۲درصد كودكان رده هاي سني ۳ تا ۶ سال ا ز امكانات آموزشي وتفريحي مهدهاي كودك استفاده نموده اند. درضمن تعداد كودكان هركلاس بر ۳۰ نفر و نسبت كودكان به كادر آموزشي به نسبت ۲۵ به۱ بوده است.به

عبارت ديگر به ازاي هر ۱ پرسنل، ۲۵ كودك وجود داشته است . چنانكه قبلا نيز بدان اشاره گرديد رده هاي سني ۱ تا ۶ سال در رشد و پرورش شخصيت كودكان ،از نقش اساسي برخوردار بوده و از اين روي آموزش پيش دبستاني به عنوان بخشي از نظام آموزش عمومي محسوب شده و دولتها به برنامه ريزي و سرمايه گذاري در اين عرصه مبادرت مي نمايند .در كشور ايران آموزش پيش

دبستاني در واقع به بخش خصوصي واگذار گرديده وبدين ترتيب خانواده هاي كم در آمد و متوسط قادر به بهره گيري از امكانات مهدهاي كودك نمي باشند و اين درحاليست كه كودكان خانواده هاي مواجه با مشكلات اقتصادي و فرهنگي از نياز بيشتري به توجه و آموزش برخوردار مي باشند. به اين ترتيب به دليل وجود كمبودها ، نواقصات زياد و برنامه هاي نادرست و عدم برخورداري از كادر مناسب و عدم اولويت دولت به آموزش كودكان در دوره هاي پيش دبستاني، اكثريت كودكان با مشكلات عديد ه اي در روند آموزشي و رشد شخصيتي خود مواجه مي گردند.

سرمايه گذاري درامور كودكان پيش دبستاني آثار پيش گيرانه بر آسيب هاي دوران نوجواني و جواني وبزرگسالي دارد . بسياري از انحرافات اخلاقي ريشه دركمبودهاي روحي و رواني دوران كودكي دارند. ارتباط اوليه كودك با الگوهاي شخصيتي، آينده او را رقم ميزنند .برخلاف تصورات عمومي مبني بر عدم سود آوري سرمايه گذاري در مهدهاي كودك چنين سرمايه گذاري هايي به معناي تربيت نيروي خلاق ، هدفمند و آگاه آتيه هر ملت و عوامل بازدارنده بسياري از آسيب هاي

اجتماعي مطرح مي باشند . در مقطع آموزش پيش دبستاني ،والدين و مربيان كودك به شناسايي توانايي هاي بالقوه كودكان و رشد وتوسعه چنين توانايي هايي مبادرت نموده، شعور و رفتارهاي هاي رواني كودك شكل گرفته و هـدايت صحيـح تجربيات كودك بــه خصوصيات رواني مي انجامد كه شخصيت او را پرورش ميدهند. درجريان حضور درمراكز آموزش پيش دبستاني است كه كودك شناخت نزديك به واقعيتي از خود بدست آورده و خواسته هاي او به عنوان تبلوري از رشد عاطفي ،عقلي و اجتماعي او شكل مي گيرد.

آموزش پيش دبستاني ایران
بر اساس تجربيات و بررسيهاي روان شناختي و تربيتي ، سال هاي اوليه زندگي كودكان نقش اساسي در رشد و پرورش آنان ايفا مي نمايدچراكه ۸۰ درصـد شخصيت كــودك ظرف۶ سال اوليه حيات او شكل ميگيرد. براين اساس آموزش و پرورش پيش دبستاني از اهميت ويژه‏اي برخوردار بوده و تلاش عمده دولت ها بر اين بوده است كه هرروزه تعداد بيشتري از كودكان تحت پوشش آمــوزشهاي اين دوره قرار گرفته و بــا توجه به ويژگي ها ونيــازهاي فردي ،از آموزشهاي مناسب

وسازنده برخوردار گردند. اولين ارتبـاطات انساني- اجتماعي كودكان دردوران پيش دبستانـي شـكل گرفته و شكوفـائي و رشد اين ارتباط منوط به آموزش عشق ورزيدن ، محبت نمودن ، …. و نشان دادن راه صحيح برقراري ارتباط توسط والدين و مربيان آنان مي باشد . در واقع پايه هاي اوليه اعتماد به نفس ، مسئـوليت پذيري و استقلال و خلاقيت كودكان در دوران پيش از دبستان استوار مي گردد. توجه دقيق و مناسب به كودكان به رشد و شكوفائي استعدادهاي آنان كمك مي نمايد. مهدهاي كودك‏ و مربيان اين مراكز نقش اساسي وحياتي در تربيت و رشد شخصيت كودكان و نيل به اهداف فوق ايفــا مي نمايند.

برنامه هاي آموزشي
از جمله مهمترين برنامه هاي آموزشي مقطع آموزش پيش دبستاني مي توان به موارد ذيل اشاره نمود:
۱- برنامه هاي علمي و عملي آموزشي كه بر مشاهده و بازديد ، آموزش زبان فارسي ، رياضيات مقدماتي ، مفاهيم ابتدايي علوم و اعتقادات مذهبي مشتمل مي گردد.
۲- فوق برنامه هاي آموزشي كه بر صنايع دستي ، خمير بازي ، بريدن و چسباندن اشياء ، نقاشي ، بازيهاي فكري ، قصه گويي ، شعرخواني و تمرينات بدني مشتمل مي گردد.
برنامه ريزي و مديريت آموزشي

اولين مركز مستقل آموزش پيش دبستاني در سال ۱۹۲۴ در جهت ارائه دوره هاي آموزش اختياري (سيستم آموزش غير اجباري در سيستم آموزش رسمي)احداث گرديد در طول دهه ۱۹۸۰ از مراكز فوق تحت عناوين مختلف اعم از مراكز مراقبت روزانه،كودكستانها، مدارس پيش دبستاني ياد مي گرديد.مراكز مذكور عمدتا در محل سازمانها و وزارتخانه هاي دولتي استقرار يافته و به مراقبت از كودكان با والدين شاغل در سازمان يا وزارتخانه مربوطه مبادرت مي نمايند. مراكز مذكور به طور خصوصي وتحت نظارت سازمان بهزيستي وتحت سرپرستي وزارت آموزش و پرورش فعاليت مي نمايند.
هدف عملي

مراكزفوق مراقبت و تربيت كودكان برخوردار از والدين شاغل و ارائه تسهيلات به آنان بود. از جمله تقسيم بندي هاي به عمل آمده توسط مراكز پيش دبستاني كشور مي توان به موارد ذيل اشاره نمود:
كودكان رده هاي سني۴ تا ۱۸ ماه
كودكان رده هاي سني ۱۸ ماهه تا ۳ سال
كودكان رده هاي سني ۳ تا ۵ سال
كودكان رده هاي سني ۵ سال
از مراكز ويژه كودكان رده سني زير ۵ سال تحت عنوان(مراكز مراقبتي روزانه) و از مراكز ويژه كودكان رده سني ۵ سال تحت عنوان مدارس آمادگي ياد مي گردد.
مسئوليت برنامه ريزي ، آماده سازي و توسعه متدهاي آموزشي وتفريحي مراكز پيش دبستاني برعهده اداره برنامه ريزي و توسعه متون درسي كشور مي باشد.

وظيفه نظارت بر عملكرد مراكز مذكور به دايره آموزش ابتدايي و مسووليت تدارك امكانات و تسهيلات رفاهي به (( مديريت عمومي تعاون و رفاه اجتماعي )) وزارت آموزش و پرورش تفويض گرديده است. معلمين ومربيان مراكز آموزش پيش دبستاني از ميان فارغ التحصيلان رشته هاي تربيتي مراكز تربيت معلم و يا از ميان فارغ التحصيلان دانشگاهي علوم تربيتي در حوزه آموزش پيش دبستاني انتخاب مي گردد.وجود تغييرات اقتصادي، فرهنگي ، اجتماعي و سياسي دو دهه اخير در ايران ، افزايش نسبت زنان شاغل و ضرورت مراقبت از كودكان به افزايش نرخ ثبت نام كودكان در مراكز پيش دبستاني منجر گرديده است.برگزاري كنفرانس جامتين و تأكيد كليه كشورهاي شركت كننده بر اهميت ضرورت ارائه مقطع آموزش پيش دبستاني به كليه شهروندان باعث اعمال توجه بيشتر به اين جنبه از آموزش گرديده است. طي دهه پاياني قرن بيستم به اطمينان از برقراري هماهنگي ميان وزارت آموزش و پرورش و سازمان بهزيستي به عنوان دو مجموعه مسئول در جهت رشد وتوسعه هر چه بيشتر آموزش پيش دبستاني تأكيد شد. با اين وجود در نتيجه تمركز نامحسوس در برنامه ريزي ، مديريت و سرپرستي مقطع آموزش پيش دبستاني ، هر يك از

سازمانهاي دولتي به تنظيم استراتژي هاو سياست جاري خود با توجه به نيازها و امكانات كارشناسان مبادرت مي نمايند.
اهداف آموزشي
اهداف مقطع آموزش پيش دبستاني
از جمله مهمترين اهداف مقطع آموزش پيش دبستاني مي توان به موارد ذيل اشاره نمود:
۱-رشد جسماني ، ذهني ، عاطفي و اجتماعي كودكان بر پاية اصول اخلاقي و مذهبي
۲-افزايش سطح توانائيها و استعدادهاي كودكان
۳- آماده سازي و تربيت كودكان جهت درك مفاهيم علمي و ذهني
۴- رشد و پويش زبان فارسي همسطح با زبانهاي محلي
۵- آماده سازي و تربيت كودكان جهت برقراري همكاريها و معاشرتهاي اجتماعي
۶- حمايت از خانواده هاي كم درآمد در روند تربيتي و تحصيلي فرزندان
از جمله مهمترين اهداف مقطع آموزش پيش دبستاني ميتوان به موارد ذيل اشاره نمود:
۱٫ تربيت كودكان درجهت اجراي اصول اسلامي در زندگي شخصي و اجتماعي
۲٫ تقويت احساس همكاري و مشاركت كودكان در فعاليت هاي اجتماعي و حس مسئوليت پذيري آنان
۳٫ افزايش قدرت جسمي و ذهني، برقراري تعادل جسمي و افزايش مهارت هاي پايه كودكان
۴٫ آموزش زبان فارسي درجهت تقويت ارتباطات وابزارهاي آموزشي كودكان اعم از خواندن ، نوشتن ، شنيدن و حرف زدن

از سال ۱۹۸۹ نظر به مشكلات زباني كودكان مناطق دو زبانه كشور حين ورود به مقطع آموزش ابتدايي ، نرخ بالاي تجديد كودكان طي سالهاي اوليه آموزش ابتدايي ،عدم تسلط كافي دربرقراري ارتباطات به زبان فارسي و در دسترس نبودن تعداد كافي از مراكز پيش دبستاني ، هر ساله كلاس هاي آمادگي يك ماهه قبل از شروع سال تحصيلي در مناطق مذكور تشكيل مي گردد. گفتني است كه وزارت آموزش و پرورش به فراهم نمودن زمينه هايي جهت آمادگي كودكان ساكن مناطق مذكور جهت ورود به مقطع آموزش ابتدايي از طريق تعيين برنامه هاي مورد نياز و صدور بخشنامه هاي مربوطه اقدام مي نمايد.
استراتژي هاي آموزشي

ازجمله مهمترين راهبردهاي آموزشي مقطع آموزش پيش دبستاني مي توان به موارد ذيل اشاره نمود:
۱٫ ترغيب اولياي امور وزارت آموزش و پرورش به توجه هر چه بيشتر به سطح آموزش پيش دبستاني
۲٫ كسب اطمينان از برقراري حداكثر هماهنگي ممكن ميان نهادهاي اداره كننده مراكز آموزش پيش دبستاني در وزارت آموزش و پرورش
۳٫ اختصاص بيشتر وجوه غير مستقيم از سوي وزارت آموزش و پرورش به مراكز آموزش پيش دبستاني
۴٫ آموزش و تربيت نيروي انساني ماهر از طريق تمركز بر آموزشهاي دوره پيش دبستاني
۵٫ گسترش فضاهاي مستقل آموزش پيش دبستاني

آموزش ابتدايي ایران
اهداف مقطع آموزش ابتدايي
از جمله مهمترين اهداف مقطع آموزش ابتدايي مي توان به موارد ذيل اشاره نمود:
۱- برقراري فضاي مناسب آموزشي جهت پيشرفت اخلاقي و اعتقادي دانش آموزان
۲- پرورش استعدادها و خلاقيتهاي كودكان
۳- بهبود قدرت بدني و جسماني كودكان

۴- آموزش خواندن ، نوشتن ، محاسبه و برقراري معاشرت اجتماعي با ساير اعضاء اجتماع
۵- آموزش مسائل بهداشت فردي و گروهي
برنامه هاي آموزشي
از جمله مهمترين برنامه هاي آموزشي مقطع آموزش ابتدايي مي توان به موارد ذيل اشاره نمود:
علوم قرآني و تعليمات ديني انشاء و املاء فارسي
زبان فارسي ( خواندن و درك مطلب)
تعليمات اجتماعي
علوم هنري ( نقاشي،خطاطي، كاردستي)
علوم طبيعي و بهداشت ، علوم رياضي
ورزش و تربيت بدني
دروس مذكور در هفته ۲۴ ساعت ارائه شده و زمان هر كلاس درس ۴۵ دقيقه مي باشد.

مدت زمان دروس آموزشي مقطع آموزش ابتدايي
مواد درسي كلاس اول كلاس دوم كلاس سوم كلاس چهارم كلاس پنجم
قرآن – – ۲ ۲ ۲
تعليمات ديني – ۳ ۲ ۲ ۲
انشاء فارسي – ۲ ۲ ۲ ۲
املاء – ۳ ۲ ۲ ۲
فارسي ( خواندن و درك مطلب ) ۱۲ ۴ ۴ ۳ ۳
تعليمات اجتماعي – – ۲ – –
هنر ( نقاشي ، خطاطي ، كاردستي ) – ۲۲ – ۴ ۴
علوم طبيعي و بهداشت ۳ ۳ ۴ ۳ ۳
رياضي ۵ ۵ ۴ ۴ ۴
ورزش ۲ ۲ ۲ ۲ ۲
مجموع ساعات هفتگي ۲۴ ۲۴ ۲۴ ۲۴ ۲۴
اهداف كيفي آموزش ابتدايي
از جمله مهمترين اهداف كيفي مقطع آموزش ابتدايي مي توان به موارد ذيل اشاره نمود:
۱٫ اعمال تغييرات ساختاري در نظام آموزشي مطابق با نيازهاي واقعي جامعه و برنامه توسعه جهاني به منظور رشد كيفيت و نرخ بهره وري داخلي آموزش و پرورش
۲٫ ارائه آموزشهاي پايه به كودكان استثنايي
۳٫ اصلاح ساختار اداري و روشهاي اجرايي حوزه آموزش
اهداف كمي آموزش ابتدايي
از جمله مهمترين اهداف كمي مقطع آموزش ابتدايي مي توان به موارد ذيل ا-۶ سال در مراكز آموزش ابتدايي طي سال ۱۹۹۸ به نرخ۱۲۳ درصدي در پايان برنامه اول
۲٫ دستيابي به نرخ قبولي كودكان رده هاي سني ۸-۶ سال در مراكز آموزش ابتدايي از ۵ / ۷۸ درصد طي سال ۱۹۸۳ به ۸۱ درصد طي سال ۱۹۹۸ و ۸۴ درصد در پايان برنامه دوم
۳٫ بهبود كارآيي داخلي و كاهش نرخ مردودي و افزايش نرخ قبولي دانش آموزان مقطع آموزش ابتدايي به نسبت ۷۷ به ۱۰۰
سياستها ، استراتژي ها و اولويت هاي مقطع آموزش ابتدايي
از جمله مهمترين سياستها ، استراتژي ها و اولويت هاي مقطع آموزش ابتدايي مي توان به موارد ذيل اشاره نمود:
۱٫ اصلاح و تغيير ساختار نظام آموزش ملي مطابق با نيازهاي جامعه و توسعه ، ارتقا كيفيت و كارائي برنامه هاي آموزشي مقطع آموزش ابتدايي با رجوع به اسلام ، قرآن و سنت پيامبر (ص)در جهت گنجاندن ارزشهاي روحي و معنوي در برنامه هاي آموزشي
۲٫ توجه به قوانين ،برقراري همكاريهاي گروهي ، تعهد به مشاركت در موضوعات سياسي اجتماعي ، توجه به موضوع سلامت رواني كودكان
۳٫ برقراري هماهنگي ميان سياست هاي فرهنگي سياسي ، اجتماعي و اقتصادي مورد پذيرش وزارت آموزش و پرورش با ساير سياستگذاران ملي
۴٫ كاهش نرخ ترك تحصيل و ايجاد علاقه و انگيزه ادامه تحصيل درميان كودكان از طريق اولويت دادن به اجراي سياست غلبه برمشكلات و كمبودهاي آموزشي مقطع آموزش ابتدايي با توجه به تفاوت هاي قومي و فرهنگي
۵٫ اعمال سياستهاي انعطاف پذير در اجراي متدهاي متفاوت آموزشي و بهره گيري از نيروي انساني ، فضا ، ابزارها و امكانات آموزشي در جهت پاسخگويي به نيازمنديهاي محلي مطابق با نوع و سطح آموزش ، جنسيت ، ميزان علاقه مندي و استعداد دانش آموزان
۶٫ اولويت دادن به آموزش معلمان و اجراي برنامه هايي در جهت ارتقاء موقعيت معلمان و تعيين موقعيت آنان در جامعه و اتخاذ سيستم آموزشي واحد به عنوان الگوي راهنما
۷٫ تأكيد بر اهميت ارزيابي پيوسته و اصلاح روشها، سياستها و برنامه هاي آموزشي
۸٫ جلوگيري از ارزيابي هاي انحصاري و مقطعي آموزشي به ويژه در ميان دانش آموزان مقطع آموزش ابتدايي

۹٫ اولويت دادن به ارزيابي پيوسته نرخ مردودين و تجديديها ، بررسي دلايل و ارائه طرح هايي در جهت رفع مشكلات مذكور
۱۰٫ ارائه برنامه هاي آموزش ابتدايي به كودكان سراسر كشور
۱۱٫ اتخاذ و اجراي برنامه هاي مورد نياز جهت ثبت نام كليه كودكان و تمركز منابع و تسهيلات در جهت جبران كمبودهاي مناطق محروم
۱۲٫ برقراري روابط همكاري با سازمانهاي ذيربط، بسيج كليه منابع و جلب توجه و مشاركت فعال دولت در جهت پرداختن به موضوعات فرهنگي ، حمايتي ، رفاهي و قانوني
۱۳٫ تربيت كادر آموزش ابتدايي مناطق محروم و دور افتاده از طريق گسترش موسسات و دانشگا ه هاي تربيت معلم

مشكلات اصلي آموزش ابتدايي
از جمله مهمترين مشكلات مقطع آموزش ابتدايي مي توان به موارد ذيل اشاره نمود:
۱٫ عدم كيفيت و انعطاف ناپذيري محتوي و متدهاي آموزشي و ناديده انگاشتن خلاقيت، نظم، مسئوليت پذيري و انجام فعاليت هاي گروهي
۲٫ فقر اقتصادي و عدم تقبل هزينه هاي بالاي آموزشي دانش آموزان توسط والدين و تأثيرات سوء آن بر آموزش فرزندان
۳٫ عدم تعهد والدين جهت گمارش كودكان رده هاي سني۱۰-۶ سال به مدارس ابتدايي به واسطه ضعف قوانين آموزشي كشور
۴٫ عدم صراحت موضوعات آموزشي و عدم هماهنگي موضوعات مذكور با الگوهاي پيشرفت كشور در نتيجه فقدان هماهنگي ميان آموزش و بازاركار
۵٫ ايجاد وقفه دركيفيت آموزش و روشها و تجهيزات داخلي به واسطه اعمال تغييرات سريع جهاني در زمينه توسعه علمي

نرخ افت و ارتقاء تحصيلي دانش آموزان طي سال تحصيلي ۱۹۹۰ و ۱۹۹۷ بر مبناي جنسيت

زن
مرد

 

مردان و زنان

مقايسه نرخ افت تحصيلي دانش آموزان مقطع ابتدايي طي سال هاي ۱۹۹۷-۱۹۹۰ بر مبناي مناطق روستايي ، شهري و كشوري كشوري
مناطق شهري
مناطق روستايي
نرخ ثبت نام ناخالص
نرخ ثبت نام ناخالص (GER) دانش آموزان مقطع ابتدايي در معرض نوسانات قرار داشته است. به نحوي كه اين ميزان طي سال ۱۹۹۰ از۶ /۱۱۰درصد به ۳ /۱۱۳درصد در سال ۱۹۹۲ افزايش و در سال ۱۹۹۸ تا ۵/۱۰۹درصد كاهش يافته است.
نرخ ثبت نام ناخالص (GER) دانش آموزان پسر طي سال ۱۹۹۰ از۴/۱۱۶درصد به ۷/۱۱۷درصد ظي سال ۱۹۹۲ و ۶/۱۱۵درصد طي سال ۱۹۹۸ تنزل يافته است.
نرخ ثبت نام ناخالص دانش آموزان بر مبناي جنسيت(طي سالهاي۱۹۹۸ -۱۹۹۰)
سال ۱۹۹۰ ۱۹۹۱ ۱۹۹۲ ۱۹۹۳ ۱۹۹۴ ۱۹۹۵ ۱۹۹۶ ۱۹۹۷ ۱۹۹۸
مختلط ۶/۱۱۰ ۱/۱۱۱ ۳/۱۱۳ ۱۱۳ ۱/۱۱۲ ۹/۱۰۸ ۱۵۷ ۹/۱۰۶ ۲/۱۰۷
پسر ۴/۱۱۶ ۱۱۶ ۷/۱۱۷ ۱۱۷ ۲/۱۱۶ ۲/۱۱۳ ۳/۱۱۱ ۱/۱۱۱ ۶/۱۱۰
دختر ۴/۱۰۴ ۵/۱۰۶ ۷/۱۰۸ ۸/۱۰۸ ۷/۱۰۷ ۵/۱۰۴ ۵/۱۰۲ ۶/۱۰۲ ۸/۱۰۳
منبع: اداره هماهنگي و ادغام طرحهاي آموزشي
نرخ ثبت نام ناخالص GER دانش آموزان دختر نيز طي سالهاي ۱۹۹۰ تا سال ۱۹۹۳ دستخوش تغييرات زيادي بوده است بنحويكه از ۴/۱۰۴درصد به ۸/۱۰۸درصد رسيده و طي سال ۱۹۹۸ تا ميزان ۳/۱۰۲درصد كاهش يافته است.
دلايل افزايش نرخ ثبت نام ناخالص (GER)
نرخ ثبت نام ناخالص (GER) از نقسيم تعداد دانش آموزان ثبت نامي در آموزش ابتدايي بخش بر كل جمعيت رده سني ۱۰-۶ سال محاسبه مي گردد.
صورت كسر مذكور از جمع دو رقم اصلي و مشخص (تعداد وروديهاي جديد پايه اول و تعداد دانش آموزان رده هاي سني ۶ تا ۱۷ سال كه در پايه هاي آموزشي ۲ تا ۵ آموزش مي بينند)حاصل مي گردد. از سال ۱۹۹۰ ، با كاهش تعداد گرو ه هاي رده سني ۱۰-۶ سال كاهش ناچيزي درتعداد وروديهاي جديد پايه اول مشهود بوده است.واين در حاليست كه تا پيش از سال ۱۹۹۰ تعداد دانش آموزان پايه هاي۵-۲ تحصيلي به طور قابل ملاحظه اي افزايش يافته است. گفتني است كه تفاوت ميان كاهش و افزايش فوق منجر به افزايش تعداد دانش آموزان طي سا ل هاي ۹۳-۱۹۹۰ در

مقايسه با سا ل هاي پيش و همچنين منجر به افزايش صورت كسر گرديده است.اما مخرج كسر كه جمعيت گرو ه هاي رده سني ۱۰-۶ سال را شامل مي گردد در مقايسه با سالهاي پيش دستخوش كاهش شده كه به خودي خود به افزايش نرخ ثبت نام ناخالص (GER) كه از تقسيم تعداد دانش آموزان پايه اول بر كل جمعيت گروه سني ۱۰- ۶ سال بدست مي آيد، منجر مي گردد.
دلايل كاهش نرخ ثبت نام ناخالص (GER)
نرخ ثبت نام ناخالص دانش آموزان(GER) از سال ۱۹۹۳ با كاهش روبرو بوده است. ميزان كاهش رشد جمعيت دانش آموزان و در نتيجه كاهش وروديهاي مقطع آموزش ابتدايي و اعمال تغييرات عمده در قوانين و روند برگزاري امتحانات به منظور سهولت در ارتقاء تحصيلي دانش آموزان پايه ابتدايي از جمله مهمترين دلايل سير نزولي نرخ ثبت نام دانش آموزان به شمار ميرود.
نرخ ثبت نام ناخالص دانش آموزان(GER) دختر و پسر از سال ۱۹۹۰ تا ۱۹۹۳ افزايش كرده و از سال ۱۹۹۳ با كاهش روبرو بوده است.طي مقايسات انجام گرفته ميان نرخ ثبت نام ناخالص دانش آموزان پسر و دختر (GER) مشخص گرديد كه نرخ ثبت نام ناخالص دانش آموزان پسر از دختران بالاتر بوده است كه از جمله مهمترين دلايل آن مي توان به موارد ذيل اشاره نمود:
۱- وجود فرهنگهاي رايج مختلف بويژه درمناطق روستايي درخصوص تحصيلات دختران
۲- همكاري و مشاركت دختران در امورخانه داري و بچه داري
۳- كمبود معلمين در مناطق روستايي و دور افتاده
۴- برپايي كلاس هاي مختلط آموزشي در روستاها و مناطق دور افتاده
۵- مشاركت دختران در فعاليت هاي توليدي خانواده نظير قاليبافي، صنايع دستي و …

طبق اطلاعات جدول فوق بالاترين نرخ در استانهاي كرمان، لرستان ،چهارمحال و بختياري، اردبيل، گيلان، هرمزگان و مركزي و پايين ترين نرخ در استانهاي سيستان و بلوچستان، آذربايجان غربي، يزد ، خراسان و كردستان به چشم مي خورد.طبق جدول فوق پايين ترين نرخ GER به استان سيستان و بلوچستان تعلق دارد.
از جمله مهمترين دلايل نرخ بالاي GERدر چندين استان مي توان به موارد ذيل اشاره نمود

:
۱٫ مختلط بودن مراكز آموزشي استاني
۲٫ اجرا وكاربرد متدهاي تكراري درمراكز آموزشي استاني
۳٫ تأخير در ثت نام و ثبت نام مجدد جمعيت گروه سني۱۰-۶ سال
۴٫ كاهش جمعيت كودكان رده هاي سني۱۰-۶ سال
از جمله مهمترين دلايل نرخ پايين GERدر چندين استان كشور مي توان به موارد ذيل اشاره نمود:
۱٫ تعداد كم معلمين زن در برخي نواحي كشور، بويژه مناطق روستايي
۲٫ تشكيل كلاس هاي آموزشي مختلط در برخي نواحي كشور
۳٫ ايجاد و رونق حرفه هاي كاذب
۴٫ مشكلات فرزندان در فعاليت هاي توليدي
۵٫ برخلاف تلاشهاي زيادي كه جهت افزايش GER در اين استانها شده است، اعداد و ارقام در مقايسه با ديگر استانها پايين است.
۶٫ اتخاذ روشهاي تكراري، ثبت نام بموقع وروديهاي جديد و تعداد كم دانش آموزان رده هاي سني ۶ تا ۱۰ سال
كليه عوامل فوق سبب گرديده تا تعداد دانش آموزان مقطع آموزش ابتدايي در مقايسه با جمعيت كلي گروه هاي سني ۱۰-۶ سال از كاهش چشمگيري برخوردار باشد.
(نرخ ثبت نام خالص NER)
طي دهه ۹۹-۱۹۹۰ نرخ ثبت نام خالص NER))از افزايش برخوردار بوده است. به نحوي كه طي سال ۱۹۹۰ از ۲ /۹۲درصد به ۹۷درصد طي سال ۱۹۹۸ افزايش يافت.در همان اثناء نرخ ثبت نام خالص دانش آموزان دختر (NER) نيز نشانگر تغييرات مشابهي بوده و از افزايش۴/۸۸درصد به ۳/۹۵درصدي بر خوردار بود.روند مشابهي نيز در خصوص دانش آموزان پسر مشهود مي باشد به نحويكه طي سال ۱۹۹۰ از افزايش ۹/۹۵ درصد به ۵ /۹۸ درصدي طي سال ۱۹۹۸ بر خوردار بوده است.
نرخ خالص ثبت نام درمقطع آموزش ابتدايي بر مبناي جنسيت(طي سالهاي۹۸-۹۰)
سال ۱۹۹۰ ۱۹۹۱ ۱۹۹۲ ۱۹۹۳ ۱۹۹۴ ۱۹۹۵ ۱۹۹۶ ۱۹۹۷ ۱۹۹۸
مختلط ۲/۹۲ ۶/۹۴ ۲/۹۷ ۲/۹۹ ۲/۹۹ ۳/۹۷ ۲/۹۶ ۷/۹۶ ۹۷
پسر ۹/۹۵ ۵/۹۵ ۶/۹۹ ۱۰۰ ۱۰۰ ۷/۹۹ ۶/۹۸ ۹۹ ۵/۹۸
دختر ۴/۸۸ ۶/۹۱ ۶/۹۴ ۹۷ ۹/۹۶ ۸/۹۴ ۷/۹۳ ۳/۹۴ ۳/۹۵
منبع: اداره آموزش هماهنگي و ادغام طرحهاي آموزشي

 

مقطع آموزش راهنمايي ایران
اهداف مقطع آموزش راهنمايي
از جمله مهمترين اهداف مقطع آموزش راهنمايي مي توان به موارد ذيل اشاره نمود:
۱- افزايش توانائيهاي اخلاقي و ذهني دانش آموزان
۲- افزايش تجربيات و دانش عمومي دانش آموزان
۳- شناسايي استعدادهاي فردي و جهت دهي به چنين استعدادهايي از طريق تشويق جوانان به حضور در مراكز آموزش متوسطه
برنامه هاي آموزشي
از جمله مهمترين برنامه هاي آموزشي مقطع آموزش راهنمايي مي توان به موارد ذيل اشاره نمود:
زبان و ادبيات فارسي، رياضيات، زيست شناسي، تعليمات ديني
تاريخ، جغرافيا، زبان عربي، علوم اجتماعي، علوم هنري
شناخت حرفه و فن، زبان خارجي، آمادگي دفاعي، علوم قرآني

مقطع تكميلي متوسطه
آندسته از دانش آموزاني كه درمقطع مقدماتي متوسطه به كسب مدرك علمي پايان دوره نائل آمده اند با گذراندن دوره آموزشي۳ ساله موفق به اخذ ديپلم متوسطه گرديده و در صورت تمايل با گذراندن دورة ۱ساله پيش دانشگاهي از امكان حضور در آزمون كنكور ورودي دانشگاهها برخوردار مي گردند .
علاوه بر اين دورة ۵ ساله فني- حرفه اي نيز جهت تربيت تكنسين در رشته هاي مربوطه پس از گذراندن دورة مقدماتي متوسطه به علاقه مندان ارائه مي گردد.
اهداف مقطع تكميلي متوسطه

از جمله مهمترين اهداف مقطع تكميلي متوسطه مي توان به موارد ذيل اشاره نمود:
شاخة نظري : ارتقاء دانش عمومي و فرهنگي، شناسايي شايستگي هاي دانش آموزان و هدايت آنان به رشتة تحصيلي مورد علاقه درمراكز آموزش متوسطه و آمادگي آنان جهت ورود به دانشگاه ها و مراكز آموزش عالي
شاخة فني و حرفه اي : هدايت دانش آموزان به رشته هاي تحصيلي مربوطه اعم از ( صنايع ، خدمات، كشاورزي و….. )
شاخة كار و دانش : تربيت كادر ماهر و نيمه ماهر ( استاد كار ) ، سرپرست ، سر كارگرو …

مقطع آموزش پيش دانشگاهي ایران
مقطع آموزش پيش دانشگاهي جهت آمادگي دانش آموزان در ورود به دانشگاه ها و مراكز آموزش عالي طراحي گرديده است.
برنامه هاي آموزشي
از جمله مهمترين برنامه هاي آموزشي مقطع مذكور مي توان به ۶۳ واحد مشترك آموزشي در كليه مدارس ، ۳۶ واحد ويژه كليه رشته ها ( رياضي- فيزيك ، ادبيات و علوم اننساني )،۳۶ واحد ويژة فني- حرفه اي ، ۳۲ واحد فني كار- دانش جهت كسب درجة دوم و ۴۸ واحد جهت كسب درجة اول ، ۳۲ واحد پيش دانشگاهي شامل نيازهاي دروس دانشگاهي و زبانهاي خارجي ( انگليسي ، فرانسه ، آلماني)

نظام آموزش عالي ایران
تاريخچه تحولات آموزش عالي
آموزش عالي در فرهنگ و تمدن پوياي ايراني و اسلامي از قدمت و غناي شايسته اي برخوردار بوده است . با آغاز عصر رنسانس و پيشرفتهاي علمي و صنعتي در كشورهاي غربي، در كشور ايران نيز عناصري از آموزش عالي مبتني بر الگوي اروپاي غربي ايجاد گرديد.نخستين بار اميركبير علاوه بر اعزام دانشجو به خارج، با تأسيس دارالفنون در سال ۱۲۲۸ هجري شمسي، ازاساتيد خارجي

جهت تدريس در دانشكده هاي تخصصي فني دارالفنون دعوت به عمل آورد.در همان اثنا دانشگاه تهران و تعدادي از دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالي شكل گرفتند. با تصويب قانون اجازه تأسيس دانشگاه در تهران طي سال ۱۳۱۳ هجري شمسي، دانشگاه تهران به عنوان مركز ثقل آموزش عالي ايران شناخته شد.
با تأسيس وزارت علوم و آموزش عالي در بهمن ۱۳۴۶ و تشكيل ” شوراي مركــزي آموزش” در سال ۱۳۴۸ ، نخستين گام در جهت تمركز، تجديد سازمان و اعمال نظارت مركزي بر دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالي كشور برداشته شد. پس از پيروزي انقلاب اسلامي در ارديبهشت۱۳۵۹ لايحه قانوني تشكيل شوراي عالي فرهنگ و آموزش عالي به تصويب شوراي انقلاب رسيده و به دنبال آن به منظور ايجاد تحولي اساسي در دانشگاهها، به درخواست دانشجويان مسلمان و انقلابي ستادي با عنوان ستاد انقلاب فرهنگي با فرمان حضرت امام خميني (ره) تشكيل شد.گفتني است كه ستاد مذكور عهده دار بزرگترين نقش در حوزه سياستگذاري فرهنگي و آموزشي كشور گرديد.
درمرداد ماه ۱۳۶۴ با تصويب قانون ” تشكيل وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي”، ك

ليه اختيارات، وظايف و مسؤوليتهاي وزارت فرهنگ و آموزش عالي درآموزش پزشكي به وزارتخانه جديد تفويض گرديد. درسال۱۳۷۹، وزارت فرهنگ و آموزش عالي به منظور انسجام بخشيدن به امور اجرايي و سياستگذاري نظام علمي كشور به وزارت علوم، تـحقيقات و فناوري تغيير نام داده و وظايف برنامه ريزي، حمايت و پشتيباني، ارزيابي و نظارت، بررسي و تدوين سياستها و اولويتهاي راهبردي در حوزه هاي تحقيقات و فناوري نيز به وظايف آن افزوده گرديد.

اركان نظام آموزش عالي
از جمله مهمترين نهادهاي مركزي نظام آموزش عالي ايران مي توان به موارد ذيل اشاره نمود:
۱- شوراي عالي انقلاب فرهنگي
اهم وظايف شوراي عالي انقلاب فرهنگي به عنوان بالاترين مرجع سياستگذاري و برنامه ريزي آموزش عالي كشور به شرح ذيل است :
۱٫ گسترش و نفوذ فرهنگ اسلامي در شؤون جامعه و تقويت انقلاب فرهنگي و اعتلاي فرهنگ عمومي
۲٫ تحول دانشگاهها و مدارس، مراكز فرهنگي و هنري براساس فرهنگ صحيح اسلامي و گسترش وتقويت كارشناسان متعهد و نيروهاي فعال ماهر، اساتيد، مربيان و معلمين معتقد به اسلام و استقلال كشور
۳٫ تعميم سواد و استفاده از دستاوردها و تجارب مفيد دانش بشري جهت نيل به استقلال علمي وفرهنگي كشور
۴٫ حفظ، احيا و معرفي آثار اسلامي و ملي
۲- وزارت فرهنگ و آموزش عالي (علوم، تحقيقات و فناوري)

وزارت فرهنگ و آموزش عالي طي سال۱۳۵۷ با ادغام وزارت علوم و آموزش عالي و وزارت فرهنگ و هنر تشكيل يافت.ازجمله مهمترين وظايف وزارت فرهنگ و آموزش عالي مطابق قانون اصلاح قانون تأسيس وزارت علـوم و آموزش عالي مصوب۱۳۵۳ مي توان به موارد ذيل اشاره نمود:
الف- بررسي و ارائه اهداف اساسي، خط مشي و برنامه ريزي كليه سطوح آموزشي و پژوهشهاي علمي و برقراري هماهنگي ميان برنامه هاي مذكور
ب – تعيين اصول كلي برنامه هاي آموزشي و پژوهشي دانشگاه هاي كشور
ج – تعيين ضوابط اساسي آموزشي و پژوهشي دانشگاهها، مؤسسات آموزش

عالي و مؤسسات پژوهشي
د – هماهنگي نمودن ضوابط سازماني دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالي، مؤسسات پژوهشي و ضوابط و اصول كلي مقررات استخدامي اعضاي هيأت علمي و سايركادر دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالي و پژوهشي كشور پس از تأييد سازمان امور اداري و استخدامي كشور (با توجه به نيازها و مقتضيات خاص هر يك از سازمانهاي مربوطه)
هـ- هماهنگ نمودن ضوابط و اصول كلي مقررات مالي و معاملاتي دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالي و مؤسسات پژوهشي با همكاري وزارت امور اقتصادي و دارايي و سازمان برنامه و بودجه، در جهت تسهيل فعاليت سازمانهاي مذكور
و – برنامه ريزي جامع توسعه آموزش عالي و پژوهشهاي علمي به منظور تربيت نيروي انساني كاردان و متخصص موردنياز كشور
ز – تعيين خط مشي كلي درخصوص اعزام دانشجو به خارج و نظارت و سرپرستي بر امور اعزام و تحصيل، بازگشت و به كارگماري دانشجويان مذكور
ح – اتخاذ تدابيرلازم جهت ترويج علوم، هدايت و ارشاد فعاليتهاي پژوهشي،حمايت از محققين كشور و ايجاد تسهيلات لازم جهت انجام فعاليتهاي پژوهشي
ط – نظارت بر امور دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالي و مؤسسات پژوهشي و ارزشيابي آنها
ي – تعيين ضوابط مربوط به تشخيص ارزش علمي گواهينامه هاي آموزش عالي، پژوهشهاي علمي دانشگاهها و مؤسسات علمي خارجي وتعيين ارزش مدارك مذكور

ك – فراهم آوردن موجبات تربيت دبيران و كارشناسان آموزشي موردنياز مؤسسات آموزش عمومي
ل – صدور مجوز تأسيس، تجهيز و توسعه هرگونه واحد آموزش عالي و يا مؤسسه پژوهشي و جلوگيري از ادامه فعاليت و يا انحلال هر يك از آنها طبق تصويب شوراي گسترش آموزش عالي
م – همكاري با سازمان برنامه و بودجه در جهت بررسي صورت اعتبارات جاري و عمراني موردنياز دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالي وپژوهشي
ن – اداره امور نمايندگي ثابت ايران درسازمان يونسكو و امور بورسهاي تحصيلي اعطايي از سوي سازمان امور اداري و استخدامي كشور به دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالي و مؤسسات پژوهشي كشور و توسعه و نظارت در روابط علمي بين المللي درسطح آموزش عالي و پژوهشهاي علمي
دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالي
دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالي و پژوهشي كشور تحت نظارت هيأت امناي دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالي اداره مي گردد. مطابق قانون مصوب۱۳۶۷ شوراي عالي انقلاب فرهنگي وهيأت امناي دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالي با ساختاري به شرح ذيل تشكيـل مي گردند:
الف – وزير
ب – رئيس دانشگاه
ج – ۴ الي ۶ تن از شخصيتهاي علمي، فرهنگي، اجتماعي، محلي و كشوري كه از نقش مؤثرتري درتوسعه و پيشرفت دانشگاه مربوطه برخوردار باشند. ( اين اعضا به پيشنهاد وزيـر و تصميم گيري شوراي عالي انقلاب فرهنگي و با حكم رئيس جمهور تعيين مي گردند).

د – نماينده يا رئيس سازمان برنامه و بودجه
گفتني است كه رياست هيأت امناي دانشگاه برحسب مورد بر عهده وزير فرهنگ و آموزش عالي يا وزير بهداشت، درمان و آموزش پزشكي و دبيري هيأت امنا نيز بر عهده رئيس دانشگاه مي باشد.
از جمله مهمترين وظايف و اختيارات هيأت امنا كه به موجب قانون مذكور تعيين گرديده است مي توان به موارد ذيل اشاره نمود:
الف – تصويب آيين نامه هاي داخلي
ب – تصويب قوانين سازماني و تشكيلاتي دانشگاه ها و نحوه اداره دانشگاه ها و واحدهاي تابعه
ج – بررسي و تصويب بودجه دانشگاه ها كه از سوي رئيس دانشگاه پيشنهاد مي گردد.
جريانات متنوع درآموزش عالي
آموزش عالي در ايران عمدتا بر آموزشهاي دانشگاهي منتهي به مدارك كارداني، كارشناسي، كارشناسي ارشد و دكتري مشتمل مي گردد.
از جمله مهترين مراكز آموزشي فعال درنظام آموزش عالي ايران ميتوان به موارد ذيل اشاره نمود:
مراكز دولتي
در كشورايران مسووليت تأمين نيروي انساني آموزش ديده و متخصص به وزارت علوم، تحقيقات و فناوري تفويض گرديده است،اما در عين حال ساير وزاتخانه ها و دستگاههاي اجرايي نيز به نحوي در تربيت نيروي انساني متخصص مشاركت دارند. با واگذاري آموزشهاي پزشكي به وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي در مردادماه سال ۱۳۶۴، كليه اختيارات، وظايف و مسؤوليتهاي وزارت فرهنگ و آموزش عالي در آموزش پزشكي به وزارتخانه جديد انتقال يافت. هدف از اين اقدام استفاده آسان تر و مؤثرتر ازامكانات و بيمارستانهاي تحت پوشش وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي به منظور اجراي برنامه هاي گسترش آموزش پزشكي در سطح كشور بود.

درحال حاضر علاوه بردانشگاهها و مراكزآموزش عالي وابسته به وزارتخانه هاي علوم، تحقيقات و فناوري و بهداشت، درمان و آموزش پزشكي، مراكز ديگري نيز با كسب مجوز از وزارت علوم، تحقيقات و فناوري به پذيرش دانشجـو مبادرت مي نمايند كه از جمله اين مراكز مي توان به آموزشكده هاي فني و مراكز تربيت معلم وابسته به وزارت آموزش و پرورش و مؤسسات آموزش عالي وابسته به ساير وزارتخانه ها نظير وزارت امور خارجه، پست و تلگراف، راه و ترابري و اشاره نمود.روند تحصيلي دانشجويان در دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالي به اين ترتيب است كه آنها جهت تحصيل در يك رشته تحصيلي، در يكي از مراكز آموزش عالي ( دانشگاه، دانشكده و

آموزشكده فني) پذيرفته شده، دروس و واحدهاي تحصيلي را در مدت زمان معيني به اتمام رسانده و به اخذ يكي از مدارك رسمي كارداني، كارشناسي، كارشناسي ارشد، دكتري حرفه اي و دكتري تخصصي نائل مي آيند. هم اكنون تعداد ۵۴ دانشگاه و مؤسسه آموزش عالي تحت پوشش وزارت علوم، تحقيقات و فناوري فعاليـت مي نمايند.گفتني است كه وظيفه سياستگذاري، برنامه ريزي، هدايت تحصيلي، نظارت و ارزيابي، اعطاي مجوز تأسيس، توسعه دانشگاه، دوره و رشته و گزينش

دانشجو و …. در مراكز آموزش عالي كشور بر عهده اين وزارتخانه مي باشد.علاوه بر دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالي مذكور طي سال۱۳۷۱ دانشگاهي تحت عنوان، دانشگاه جامع علمي – كاربردي به منظور تقويت آموزشهاي فني و حرفه أي و تربيت نيروي انساني ماهر موردنياز بخشهاي صنايع، معادن، كشاورزي و خدمات تأسيس گرديد. اين آموزشها كه عمدتا بر دوره هاي كارداني و كارشناسي مشتمل مي گردد، با همكاري دستگاههاي اجرايي ، سازمان ها و وزارتخانه هاي به كارگيرنده دانشجويان مربوطه اجرا ميگردد.
مراكز غيردولتي
به منظور افزايش مشاركت عمومي در ارائه خدمات آموزش عالي و كاهش بار مالي دولت در اين زمينه و به دليل افزايش روز افزون تقاضاي اجتماعي جهت ورود به مراكز آموزش عالي در ايران ،دانشگاهها و مؤسساتي در بخش غيردولتي ايجاد گرديده كه از آن جمله مي توان به دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالي به شرح ذيل اشاره نمود:
دانشگاه آزاد اسلامي
نخستين دانشگاه غيردولتي كشور پس ازانقلاب اسلامي طي سال۱۳۶۱تحت عنوان دانشگاه آزاد اسلامي تشكيل يافت. دانشگاه آزاد اسلامي درطول سالهاي آغازين فعاليت خود با استفاده از فضاهاي آموزشي، ساختمانها، تجهيزات و كارگاههايي كه از سوي مسؤولين مناطق و افراد خير دراختيار آنها قرار مي گرفت،گسترش يافت.گفتني است كه دانشگاه مذكور، درحال حاضردربيش از۱۱۰ شهر كشور فعاليت دارد.

مؤسسات آموزش عالي غيردولتي (غيرانتفاعي)
تجربه راه اندازي دانشگاه آزاد اسلامي، تقاضاي روزافزون جوانان جهت ورود به مراكز آموزش عالي و علاقه مندي بخش غيردولتي به مشاركت در آموزش عالي كشور موجب گرديد كه در سال ۱۳۶۴ شوراي عالي انقلاب فرهنگي به تصويب آيين نامه تأسيس دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالي غيردولتي و غيرانتفاعي مبادرت نمايد. آيين نامه مذكور كه به منظور بسيج كليه امكانات كشور در امرگسترش آموزش عالي مورد تصويب شوراي عالي انقلاب فرهنگي قرار گرفت در جهت پيگيري اهداف ذيل به تصويب رسيد:

– ارتقاء سطح دانش و فرهنگ جامعه
– تأمين نيروي انساني متخصص مورد نياز كشور
– گسترش آموزش عالي دركشور در جهت پاسخگويي به نيازمنديهاي جامعه
– بهره گيري از كليه مدرسين و اساتيد كشور درحوزه آموزش عالي
– ايجاد زمينه هاي مناسب جهت فعاليت همه جانبه مردم جهت گسترش و اعتلاي دانش و پژوهش در كشور
لازم به ذكر است كه درحال حاضر۳۲ مؤسسه آموزش عالي غيردولتي (غيرانتفاعي) با برخورداري از تعداد ۱۶۰۹۱ دانشجو دركشور فعاليت دارند.
آموزش از راه دور
دانشگاه پيام نور با برخورداري از ساختار ويژه و متفاوت با نظام آموزشي ساير دانشگاههاي كشور و به منظور ارتقاء سطح علمي و فرهنگي جامعه، گسترش آموزش عالي دراقصي نقاط كشور و راهيابي تعداد بيشتري از داوطلبان مستعد به مراكز آموزش عالي، فراهم آوردن امكان ادامه تحصيل براي داوطلبين شاغل يا خانه دار، تأمين بخشي از نيروهاي تخصصي جامعه و استفاده مؤثر از نيروها و امكانات علمي كشور در سال ۱۳۶۶ تأسيس يافت. گفتني است كه برنامه هاي دانشگاه مذكور جهت برقراري هماهنگي ميان آموزش و تحولات سريع اجتماعي طراحي مي گردد . طي سالهاي اخيردانشگاه مذكور به ارائه فرصتهاي مناسب تحصيلي به شيفتگان و علاقه مندان تحصيلات عالي ارائه مبادرت نموده و تا حدودي پاسخگوي تقاضاي آنان جهت ورود به دانشگاه بوده است. شيوه آموزشي اين دانشگاه به صورت ” آموزش از راه دور ” بوده و برنامه هاي آموزشي به صورتي خاص براي اين دانشگاه تنظيم و تدوين مي گردد.

دراين شيوه آموزشي از ابزار آموزشي نظير متون درسي خود آموز ، نوارهاي ويديويي،كتابهاي آموزشي و آزمايشگاهي، روشهاي آموزشي مكاتبه اي و تشكيل كلاسهاي رفع اشكال حضوري بهره گيري مي شود.
از سال تحصيلي ۷۸-۱۳۷۷ ، دانشگاه پيام نوربه گزينش دانشجو از طريق برگزاري آزمون سراسري در۱۸رشته تحصيلي درمقاطع آموزشي كارشناسي وكارداني مبادرت نموده است. گفتني است كه اين دانشگاه از ۱۴۷ مركز درسطح كشور برخوردار مي باشد. تعداد دانشجويان اين دانشگاه طي سال تحصيلي ۷۸-۷۷ بر۱۴۶۹۹۰ نفر بالغ گرديده كه ۷۶۴۳۷ نفر ( ۵۲ درصد) آن به دانشجويان زن و تعداد ۷۰۵۵۳ نفر ( ۴۸ درصد) به دانشجويان مرد تعلق دارد.
تعداد كل پذيرفته شدگان دانشگاه مذكورطي سال تحصيلي ۷۸-۷۷ در۳ گروه علوم انساني، علوم پايه و فني و مهندسي بر ۳۳۴۱۸ نفـر بالغ گرديد كه از اين تعداد ۱۹۴۴۴ نفر به دانشجويان زن تعلق دارد.
دانش آموختگان اين دانشگاه طي سال تحصيلي ۷۷- ۱۳۷۶ بر ۱۱۷۰۰ نفر بالغ گرديد كه ۵۱۷۱ نفر از آن به دانشجويان زن تعلق دارد.ازجمله مهمترين رشته هاي آموزشي دانشگاه پيام نور مي توان به آمار، رياضي، شيمي، فيزيك، كامپيوتر، مديريت بازرگاني، حسابداري، زبان، كتابداري، شيمي، زيست شناسي، زمين شناسي، ادبيات فارسي، روانشناسي، علوم اجتماعي، علوم تربيتي، جغرافيا و الهيات اشاره نمود.

گزينش دانشجو
گزينش دانشجو در مراكز دولتي
به دليل انبوه متقاضيان ورود به دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالي دولتي و به منظور برقراري عدالت اجتماعي و گزينش شايسته ترين افراد و نيز تخصيص امكانات آموزش عالي به افراد مستعد، گزينش دانشجو در مقاطع آموزشي كارشناسي و كارشناسي ارشد به صورت متمركز صورت مي گيرد.
اين درحاليست كه درمقطع آموزشي دكتري به دليل لزوم ايجاد تناسب ميان علايق دانشجويان درگرايشات تحصيلي و امكانات دانشگاه و محدوديت تعداد داوطلبين و نيـز اهميت گزينش دانشجو از سوي دانشگاههاي مجري، گزينش دانشجو به صورت غيرمتمركز صورت مي گيرد. درروش متمركز، داوطلبين براساس نمرات و ظرفيتهاي اختصاصي رشته هاي آموزشي مورد پذيرش واقع مي گردند.
در روش نيمه متمركز ، ملاك پذيرش علاوه بر نمرات دانشجويان و ظرفيتهاي اختصاصي به رشته

هاي تحصيلي، احراز شرايط ديگر نظير سلامت جسماني، تواناييها و صلاحيتهاي ويژه اي است كه از طريق معاينه، مصاحبه، آزمون عملي CFQO مورد بررسي و سنجش قرار مي گيرد. براساس ضوابط آزمون سراسري دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالي، داوطلبين ملزم به استفاده از سهميه هاي منطقه اي ( سهميه مناطق ۳ گانه، سهميه جانباران، سهميه شاهد، رزمندگان، آزادگان ) مي باشند. گفتني است كه استفاده كنندگان سهميه ها مطابق ضوابط و مقررات متعهد خدمت خواهند بود. مدت تعهد، شرايط و ضوابط هر سهميه از سوي سازمان سنجش يا وزارتخانه مربوطه از طريق دفترچه هاي راهنماي انتخاب رشته هاي تحصيلي دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالي به استحضار داوطلبين مي رسد.جهت ورود به مقطع آموزش كارشناسي ارشد ، دانشجويان سال آخر مقطع آموزش كارشناسي و دارندگان مدرك كارشناسي از مجوز حضوردرآزمون كارشناسي ارشد باتوجه به تناسب رشته خود برخوردار مي گردند.گفتني است كه آزمون دوره دكتري تخصصي نيز به صورت غيرمتمركز، توسط دانشگاههايي كه به اخذ مجوز دوره دكتري از شوراي گسترش آموزش عالي نائل آمده اند، برگزار مي گردد.

درآزمون مقطع آموزشي مذكور، دانشجويان سال آخرمقطع كارشناسي ارشد و دارندگان مدرك دكتري حرفه اي و كارشناسي ارشد با توجه به تناسب رشته تحصيلي قبلي خود از مجوزحضور در رشته مورد نظرخود در اين آزمون برخوردار مي گردند.گفتني است كه اين آزمون مشتمل بر آزمونهاي كتبي، شفاهي و مصاحبه علمي مي باشد.
گزينش دانشجو در مراكز غيردولتي

نظام آموزشي در دانشگاه آزاد اسلامي به دو صورت پاره وقت و تمام وقت اجرا مي گردد. نظام آموزشي تمام وقت همانند نظام آموزشي دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالي دولتي به مورد اجرا گذارده مي شود. نظام آموزش پاره وقت نيز درجهت پاسخگويي به نياز آن دسته از متقاضياني كه به دلايل گوناگون از تحصيل در دوره هاي آموزشي تمام وقت دانشگاه ها محروم مي باشند، درقالب مقاطع آموزشي كارداني و كارشناسي اجرا مي گردد. طول مدت تحصيل در نظام آموزش پاره وقت، بيش از نظام آموزش تمام وقت است. به دانش آموختگان اين دوره نيز همانند نظام

آموزشي تمام وقت، مدرك تحصيلي مربوطه اعطا مي گردد. لازم به ذكر است كه دانشگاه آزاد اسلامي به برگزاري آزمون ورودي خود در قالب۳ آزمون جداگانه (آزمون رشته هاي پزشكي، آزمون رشته هاي غيرپزشكي و آزمون رشته هاي نظام پاره وقت ) مبادرت مي نمايد.

دوره هاي آموزشي
منظور از دوره تحصيلي در نظام آموزش عالي مجموعه دروسي است كه در چارچوب نظام خاصي براي هررشته تحصيلي ارائه گرديده و به اعطاي مدارك دانشگاهي منتهي مي گردد. از جمله اصلي ترين دوره هاي تحصيلي درآموزش عالي كشور ايران مي توان به دوره هاي آموزشي كارداني، كارشناسي، كارشناسي ارشد و دكتري حرفه اي و تخصصي اشاره نمود.
دوره كارداني: تعداد واحدهاي دوره كارداني بر ۶۸ تا ۷۲ واحد درسي بالغ گرديده، تحصيل در اين دوره معمولا” ۲ سال به طول انجاميده و به دانش آموختگان اين دوره مدرك كارداني اعطا مي گردد.
دوره كارشناسي: تعداد واحدهاي دوره كارشناسي بر۱۳۰ تا ۱۴۵ واحد درسي بالغ گرديده ، تحصيل در اين دوره معمولا” ۴ سال

به طول انجاميده و به دانش آموختگان اين دوره مدرك كارشناسي اعطاء مي گردد.
دوره كارشناسي ارشد: تعداد واحدهاي كارشناسي ناپيوسته بر ۲۸ تا ۳۲ واحد و كارشناسي ارشد پيوسته بر ۱۷۲ تا ۱۸۲ واحد درسي بالغ مي گردد. تحصيل در دوره كارشناسي ارشد پيوسته۶ سال و دردوره كارشناسي ارشد ناپيوسته ۲سال به طول انجاميده و به دانش آموختگان آن مـدرك كارشناسي ارشد اعطا مي گردد.
دوره دكتري : تعداد واحدهاي دوره دكتري نيز بر ۴۲ تا ۵۰ واحد درسي مشتمل بر واحدهاي آموزشي و پژوهشي بالغ مي گردد.آموزش دوره دكتري ۵/۴ سال به طول انجاميده و به دانش آموختگان آن مدرك دكتري (PH.D) اعطاء مي گردد.از جمله مهمترين شرايط ورود به دوره هاي كارداني، كارشناسي ( پيوسته و ناپيوسته )، كارشناسي ارشد پيوسته و دوره هاي دكتري عمومي ( پزشكي، داروسازي، داندانپزشكي و دامپزشكي ) مي توان به موارد ذيل اشاره نمود:
۱- برخورداري از گواهينامه پايان دوره متوسطه (از داخل ياخارج ازكشور) موردتأييد وزارت آموزش و

پرورش و يا برخورداري از گواهينامه دوره كارداني جهت ورود به دوره كارشناسي ناپيوسته كه برحسب مورد به تأييد وزارت علوم، تحقيقات و فناوري يا وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي رسيده باشد.
۲-قبولي در آزمون ورودي
۳- سپارش تعهد خدمتي براساس ضوابط و قانون آموزش رايگان يا پرداخت شهريه مطابق تعرفه و مقررات مراجع ذي ربط
برنامه ريزي آموزشي
مسؤوليت برنامه ريزي در نظام آموزش عالي كشور ايران برعهده شوراي عالي برنامه ريزي است . گفتني است كه شوراي مذكور درامر برنامه ريزي، تدوين و تصويب آيين نامه ها و مقررات آموزشي دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالي انجام وظيفه مي نمايد. شوراي مذكور از ۹ گروه برنامه ريزي، ۶۸ كميته تخصصي، ۳ كميسيون دائمي و بالغ بر۴۷۰ عضو دائمي برخوردار مي باشد.لازم به ذكر است كه گروهها و كميته هاي تخصصي عموما” از اعضاي هيأت علمي دانشگاهها و صاحبنظران مسائل آموزش عالي و برنامه ريزي متشكل مي گردد. نظام آموزشي دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالي كشور بر نظام واحدي استوار است كه حجم دروس آموزشي با تعداد واحدهاي آن درس سنجيده شده و قبولي يا مردودي دانشجويان دريك واحد درسي به همان واحد محــــدود

مي گردد.دارندگان مدرك ديپلم متوسطه پس ازگذراندن دوره پيش دانشگاهي و توفيق در آن از مجوز ورود به دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالي برخوردار مي گردند دروس رشته هاي تحصيلي در دوره كارشناسي از لحاظ محتوا بر ۴ دسته دروس عمومي، پايه، اصلي و تخصصي تقسيم مي گردد .گفتني است كه دروس عمومي به منظور توسعه اطلاعات و معلومات عمومي، دروس پايه به منظور تقويت بنيه علمي و ايجاد پيش زمينه مناسب براي دروس اصلي و تخصصي، دروس اصلي ب

ه عنوان اساس و مبناي دروس تخصصي و دروس تخصصي در جهت ارتقاءكارايي علمي و عملي دانشجويان ارائه مي گردد. دروس دانشگاهي عمدتا” به صورت الزامي و تعدادي به صورت اختياري ارائه مي گردد كه شامل دروس مستقل و پيوسته است. دروس مستقل، دروسي مي باشند كه انتخاب آنها منوط به گذراندن درس يا دروس قبلي يا پيش نياز است.از لحاظ نحوه آموزش، دروس دانشگاهي به دروس نظري و عملي تقسيم مي گردد. دروس نظري حاوي مجموعه اي از

دانشهاست كه به صورت خطابه، كنفرانس، سمينار و بحث و گفتگو به دانشجويان ارائه شده و دروس عملي نيز مجموعه مهارتهايي است كه انتقال آن به دانشجويان طي عمليات كارگاهي، بيمارستاني، آزمايشگاهي و صحرايي صورت مي گيرد. در سال ۱۳۷۹ به منظور توسعه مشاركت دانشگاهها در مديريت آموزش عالي، تمركززدايي و ارتقاؤ كيفيت آموزش عالي، اختيارات مربوط به برنامه ريزي آموزشي به دانشگاههاي كشور واگذار گرديد تا از اين طريق، انطباق پذيري هرچه بيشتر برنامه ريزي درسي با نيازهاي جامعه و روز آمدشدن برنامه ها باتوجه به تحولات دانش بشري در دانشگاهها حاصل گردد.

هيأت علمي مراكز آموزش عالي
آندسته از افرادي كه ازمدرك دكتري تخصصي (PH.D ) برخوردار باشند، صرف نظر از جنسيت و مذهب (مسلمان، مسيحي، كليمي و زرتشتي) از مجوز استخدام در دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالي برخوردار مي گردند. اعضاي هيأت علمي آموزشي، مسؤوليت ارائه آموزشهاي نظري، عملي، پژوهشي و راهنمايي دانشجويان را بر عهده دارند. از جمله مهمترين وظايف اعضاي هيأت

علمي دانشگاه ها مي توان به تدريس، پاسخگويي به سؤالات درسي، رسيدگي به پايان نامه هاي تحصيلي، مشاوره و راهنمايي تحصيلي دانشجويان، حضور درجلسات رسمي دانشگاه ها، اجراي طرحهاي تحقيقاتي و انجام وظايف اجرايي اشاره نمود.مبادرت به ۲۴ تا ۳۶ ساعت فعاليتهاي تحقيقاتي و حداكثر ۴ ساعت فعاليت آموزشي براي اعضاي هيأت علمي كه به فعاليت درمؤسسات پژوهشي مبادرت مي نمايند، الزامي است.
از جمله مهترين وظايف اعضاي هيأت علمي- پژوهشي دانشگاه ها مي توان به موارد ذيل اشاره نمود:
الف – اجراي پروژه هاي تحقيقاتي مصوب شوراي پژوهش
ب – تدريس دردانشگاهها و مؤسسات وابسته به وزارت فرهنگ و آموزش عالي
ج – ارائه خدمات علمي – آزمايشگاهي به مؤسسات آموزشي
د- ارائه خدمات كارشناسي و مشاوره علمي
هـ- حضور درسمينارها، كنفرانسها و مجامع علمي – تخصصي
و – حضور در شوراهاي مؤسسات آموزشي
به منظور جذب اعضاي هيأت علمي دانشگاهها درمراكز آموزش عالي و ارتقاء سطح علمي آنها قوانين و آيين نامه هايي به تصويب رسيده است كه از آن جمله مي توان به موارد ذيل اشاره نمود:
۱- دانش آموختگان مقاطع آموزشي كارشناسي ارشد و دكتري كه به عضويت هيأت علمي دانشگاههاي وابسته به وزارت فرهنگ وآموزش عالي و بهداشت، درمان و آموزش پزشكي در آيند، از امكان گذراندن خدمت نظام وظيفه در يكي از دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالي برخوردار مي گردند. همچنين به موجب قانون، مشمولين عضو هيأت علمي كه به گذراندن دوره نظام وظيفه درمراكز آموزش عالي مبادرت مي نمايند، درصورت قبولي در آزمون ورودي دوره هاي تحصيلي بالاتر داخل يا خارج كشور از حق مرخصي تحصيلي و ترخيص از خدمت برخوردار مي گردند.
۲-درصورت تصويب برنامه پيشنهادي اعضاي هيأت علمي توسط دانشگاه ها، فرصتهاي مطالعاتي در داخل يا خارج از كشور براي آنان فراهم مي گردد.
۳- كليه اعضاي هيأت علمي دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالي و پژوهشي با پيشنهاد دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالي و پژوهشي و تأييد وزارت ازحداكثر۳ بارحضورساليانه درمجامع علمي و بين المللي، آشنايي با تازه هاي آموزشي و پژوهشي و انتقال دستاوردهاي نوين علمي و جهاني به مراكز آموزش عالي بهره مند مي گردند.علاوه بر قوانين مذك

ور، مقررات ديگري نيز درجهت حمايت از اعضاي هيأت علمي و ارتقاء سطح آموزش عالي توسط مراجع ذي ربط به تصويب رسيده است كه از آن جمله ميتوان به موارد ذيل اشاره نمود:
۱- انتخاب اساتيد نمونه با توجه به عمل نمود آموزشي، پژوهشي و اجرايي اساتيد در دانشگاه ها
۲- ادامه تحصيل مدرسين دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالي در مقطع آموزشي دكتري
۳- آيين نامه جذب نيروهاي متخصص و كارآمد
اقدامات
از جمله مهمترين اقدامات آموزشي كشور ايران پس از پيروزي انقلاب اسلامي در حوزه آموزش عالي مي توان به موارد ذيل اشاره نمود:
۱ – فراهم نمودن زمينه هايي جهت پرورش استعدادهاي خلاق دردانشگاهها از طريق تدوين و اجراي آيين نامه تسهيلات آموزشي ويژه دانشجويان ممتاز، دستورالعمل چگونگي تحصيلات همزمان در دو رشته تحصيلي در مقطع كارشناسي و آيين نامه دوره دكتري پيوسته در رشته هاي تحصيلي ويژه استعدادهاي درخشان

۲- تبديل بورسيه تحصيلي اعزام به خارج به تحصيل در دانشگاههاي داخل
۳ – اعطاي بورسيه تحصيلي در مقطع دكتري دانشگاههاي داخل و خارج به اعضاي هيأت علمي دانشگاههاي سراسر كشور
۴- اعزام دانشجويان بورسيه به خارج از كشور
تعداد دانشجويان بورسيه شاغل به تحصيل در خارج از كشور طي سال ۱۳۷۷، بر۱۰۵۳ نفر بالغ گرديد كه از اين تعداد ۱۸۲ نفر به گروه علوم انساني، ۲۲۹ نفر به گروه علوم پايه، ۴۴۹ نفر به گروه فني – مهندسي، ۱۶۰ نفر به گروه كشاورزي و دامپزشكي و ۳۲ نفر به گروه هنر اختصاص داشته اند. گفتني است كه بيشترين تعداد دانشجويان بورسيه ايراني به ترتيب به كشورهاي انگلستان، كانادا، استراليا، هند و فرانسه اعزام شده اند.
۵- پذيرش دانشجويان خارجي در دانشگاه هاي كشور
طي سال تحصيلي ۷۸-۱۳۷۷ بالغ بر ۸۸۵ دانشجو از سايركشورها به تحصيل دردانشگاهها و مؤسسات آموزش عالي بخش دولتي ايران مبادرت نموده اندكه از اين تعداد ۶۸ نفر تبعه كشور آذربايجان، ۲۱۰ نفر تبعه كشور افغانستان، ۵۳ نفر تبعه كشور پاكستان، ۱۶۴ نفر تبعه كشور تاجيكستان، ۹۲ نفر تبعه كشور عراق، ۱۹ نفر تبعه كشور تركيه و ۲۷۹ نفر تبعه كشورهاي ديگر بوده اند.
۶- توسعه دوره هاي تحصيلات تكميلي بويژه در مقطع آموزشي دكتري تخصصي
طي سال تحصيلي ۷۸-۷۷ در دو بخش دولتي و غيردولتي بالغ بر۴۸۶۸۱ دانشجوي مقطع كارشناسي ارشد و تعداد ۹۹۹۸ دانشجوي مقطع دكتري به تحصيل در اين دوره ها مبادرت نموده اند.

۷- اصلاح هرم هيأت علمي با تأكيد برجذب هيأت علمي برخوردار از مدرك علمي دكتري دردانشگاهها و مؤسسات آموزش عالي و پژوهشي و اعمال تسهيلات لازم جهت ادامه تحصيل مدرسين دانشگاهها از طريق اصلاح دستورالعمل پذيرش دانشجويان دكتري
۸- واگذاري بررسي صلاحيت عمومي داوطلبان عضويت در هيأت علمي دانشگاهها به هيأت مميزه دانشگاهها و هيأت مميزه هاي منطقه اي
۹- تلاش در جهت افزايش چشمگير سهم زنان درآموزش عالي به نحويكه طي سال ۱۳۷۷، ۵۲ درصد از پذيرفته شدگان كنكور سراسري به داوطلبين زن در اين آزمون اختصاص يافت.
۱۰- ضابطه مند نمودن گسترش رشته ها و دوره هاي تحصيلي مراكز علمي دولتي و غيردولتي توسط شوراي گسترش آموزش عالي از طريق اعمال سياست پراكندگي و بومي نمودن آموزش عالي ( ضابطه مند نمودن تعيين ظرفيت پذيرش دانشجو در آزمونهاي سراسري به تناسب امكانات و نيازهاي آموزشي)
۱۱- افزايش تعداد برنامه هاي مصوب گروههاي ۹ گانه شوراي عالي برنامه ريزي
تا سال ۱۳۷۷ بالغ بر ۱۰۳۸ برنامه درسي به تصويب شوراي عالي برنامه ريزي رسيده است كه از اين تعداد، ۱۶۱ برنامه به گروه علوم پزشكي، ۹ برنامه به گروه دامپزشكي، ۲۰۳ برنامه به گروه علمي- كاربردي، ۲۶۶ برنامه به گروه علوم انساني، ۶۰ برنامه به گروه علوم پايه، ۲۱۹ برنامه به گروه فني و مهندسي، ۸۵ برنامه به گروه كشاورزي، ۴۱ برنامه به گروه هنر و ۶ برنامه به گروه هماهنگي تربيت معلم تعلق داشته است. همچنين از اين تعداد برنامه ۱۴۲ برنامه در دوره دكتري، ۳۳۴ برنامه در دوره كارشناسي ارشد،۲۹۰ برنامه در دوره كارشناسي و ۲۷۲ برنامه در دوره كارداني به اجرا درآمده است.

۱۲- اجراي طرح جامع نظارت از طريق تشكيل دفاتر نظارت و ارزيابي مستقر دردانشگاهها و ابلاغ اساسنامه شوراي نظارت دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالي و پژوهشي
۱۳- گسترش آموزشهاي علمي – كاربردي با هماهنگي وزارتخانه هاي آموزش و پرورش، پست،تلگراف و تلفن، جهاد، راه و ترابري، صنايع، فرهنگ و ارشاد اسلامي
گفتني است كه درحال حاضر ۳۹ مؤسسه آموزش عالي علمي- كاربردي تحت پوشش ۱۷ وزارتخانه و ارگان دولتي، به ارائه آموزشهاي علمي- كاربردي در دوره هاي تحصيلي كارداني و كارشناسي مبادرت مي نمايند.
۱۴-توسعه دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالي در مناطق محروم و مستعد به منظور محروميت زدايي آموزشي و فرهنگي

پژوهش و فناوري
سياستها
از جمله مهمترين سياستهاي كشور ايران در حوزه پژوهش و فناوري مراكز آموزش عالي پس از پيروزي انقلاب اسلامي مي توان به موارد ذيل اشاره نمود:
۱- افزايش سهم تحقيقات از توليد ناخالص ملي و بهبود شاخصهاي كمي تحقيقاتي كشور؛
۲- سوگيري تحقيقات درجهت رفع نيازهاي اجتماعي و اجرايي و كاربردي ترنمودن طرحهاي پژوهشي دانشگاهها و مراكز تحقيقاتي و تبديل آنها به فنآوري ملي
۳- ايجاد مراكز و قطبهاي تحقيقاتي پيشرفته در سطح ملي، منطقه اي و جهاني متناسب با اولويتهاي توسعه همه جانبه كشور
۴- تقويت و تجهيز زيرساختهاي علمي سخت افزاري و نرم افزاري و وضعيت فناوري ملي
۵-فراهم سازي امكان دسترسي پژوهشگران به تجهيزات تحقيقاتي و تشويق محققين، مبتكرين و مخترعين به اجراي هرچه بيشتر طرحهاي نيمه صنعتي
۶- احداث و تقويت مراكز پژوهشي مشترك ميان دانشگاهها و دستگاههاي اجرايي و ارتقاء انگيزه و سطح فعاليت مشترك در سطح ملي
اقدامات
از جمله مهمترين اقدامات كشور ايران درحوزه پژوهش و فناوري مراكز آموزش عالي پس از پيروزي انقلاب اسلامي مي توان به موارد ذيل اشاره نمود:
۱- تأسيس انجمنهاي علمي در زمينه هاي علوم انساني، فني و مهندسي و علوم كشاورزي
گفتني است كه درحال حاضر تعداد انجمنهاي علمي كشور از ۶۲ انجمن طي سال ۱۳۷۶ به ۸۰ طي سال ۱۳۷۸ بالغ گرديده است.
۲- تشكيل ستاد ملي سال جهاني رياضيات در سال ۱۳۷۷
۳- حمايت از برگزاري سمينارهاي علمي دانشگاهها و برگزاري نمايشگاه كتب تخصصي

۵- تقويت مراكز اطلاعاتي و مركز مدارك علمي ايران
۶- به روز نمودن ا طلاعات تجهيزاتي دانشگاهها و مراكز پژوهشي،
طي سال ۱۳۷۸ بالغ بر۴۲۰۰ عنوان مجله توسط دانشگاه تهران، دانشگاه تربيت مدرس و كتابخانه منطقه اي شيراز خريداري و روگرفت آن به ساير دانشگاهها و مراكز تحقيقاتي ارسال گرديد.
۷- برگزاري جشنواره خوارزمي و تشويق مخترعين و مبتكرين جوان به منظور شكوفايي علم و تحقيق و پژوهش از سوي سازمان پژوهشهاي علمي و صنعتي ايران
۸- برقراري ارتباط ميان صنعت و دانشگاه و توسعه تكنولوژي دركشور و حمايت از مراكز پژوهشي غيردولتي از سوي سازمان پژوهشهاي علمي و صنعتي ايران
منزلت و رسالت فرهنگي و اجتماعي
سياستها
از جمله مهمترين سياستهاي كشورايران درجهت ارتقاء منزلت و رسالت فرهنگي و اجتماعي مراكز آموزش عاليپس از پيروزي انقلاب اسلامي مي توان به موارد ذيل اشاره نمود:
۱- رشد و گسترش فرهنگ گفتگو، نقد و مباحثه علمي و اجتماعي و ايجاد فضاي سالم و مطمئن جهت ارتقاي فرهنگ، انديشه، دانش و بينش در دانشگاهها و جامعه
۲- فراهم آوردن زمينه مشاركت كارشناسانه دانشگاهيان در فرايند تصميم سازي، تصميم گيري، نقد و اصلاح امور جامعه و برنامه ريزي و مديريت توسعه كشور
۳- سياست حمايت از تشكلهاي علمي، آموزشي، پژوهشي، فني، سياسي و فرهنگي دانشجويان و دانشگاهيان در چهارچوب قوانين و مقررات

۴- فراهم نمودن عرصه هاي فعاليت فكري و علمي دانشجويان در دوران تحصيل جهت كسب تجربيات و آشنايي با افكار، ايده ها و خواستهاي آنان از طريق حمايت و زمينه سازي از انتشار نشريات دانشجويي
اقدامات
از جمله مهمترين اقدامات كشورايران درجهت ارتقاء منزلت و رسالت فرهنگي و اجتماعي مراكز دانشگاهيپس از پيروزي انقلاب اسلامي مي توان به موارد ذيل اشاره نمود:
۱- حمايت از تشكلهاي علمي، آموزشي، پژوهشي، فرهنگي و … در ميان دانشجويان و دانشگاهيان، از طريق تشكيل كانونهاي فرهنگي و هنري و برگزاري همايشهاي فرهنگي وحمايت مادي، فكري و معنوي از كليه كانونها
۲- مشاركت دادن دانشجويان در تصميم گيريها و برنامه ريزيهاي مربوط به مجامع كانونهاي فرهنگي، هنري از طريق تشكيل كميته هاي برنامه ريزي
۳- حمايت و تقويت برنامه هاي فرهنگي، هنري و ورزشي دانشگاهها نظير برگزاري جشنواره ها، مسابقات فرهنگي، هنري، گردهمايي ها، همايشهاي فرهنگي، سمينارها و كنگره هاي علمي و فرهنگي
۴- حمايت از انتشار نشريات دانشجويي دردانشگاههاي كشور در زمينه هاي علمي، اجتماعي، فرهنگي، سياسي، خبري، هنري و …
لازم به ذكر است كه تعداد نشريات دانشجويي تا قبل از سال۷۶ بر ۵۰ بالغ مي گرديد كه طي سال ۷۸ بر ۳۰۰ نشريه بالغ گرديد.

۵ – حفظ و ارتقاء روحيه اسلامي و انقلابي دانشگاهيان و دانشجويان از طريق تشكيل ستاد اسلامي شدن مراكز آموزشي با رياست وزير علوم، تحقيقات و فناوري، تشكيل كميته هاي علمي – اعتقادي، فرهنگي، مديريت و اجراي طرحهاي تحقيقاتي درخصوص اسلامي شدن دانشگاهها و برگزاري سمينار “دانشگاه، جامعه و فرهنگ اسلامي” در سال ۱۳۷۸
۶- افتتاح وتقويت صندوقهاي رفاه و تأمين تسهيلات اعتباري استفاده از وام براي دانشجويان دوره هاي آموزشي شبانه

روابط علمي، منطقه اي و بين المللي
سياستها
از جمله مهمترين سياستهاي كشورايران درجهت ارتقاء روابط علمي، منطقه اي و بين المللي در حوزه آموزش عالي پس از پيروزي انقلاب اسلامي مي توان به موارد ذيل اشاره نمود:
۱- تقويت و توسعه مبادلات علمي، آموزشي و تحقيقاتي ميان دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالي و پژوهشي داخلي و نهادها و مراكز معتبر علمي و بين المللي
۲- تبادل استاد، دانشجو و محقق با مراكز دانشگاهي و پژوهشي معتبر جهان
۳- سياست ارتقاء سطح مشاركت علمي و فرهنگي جمهوري اسلامي ايران در نهادها و مجامع علمي بين المللي

۴- اهتمام به توسعه زبان فارسي و فرهنگ اسلامي و ايراني درمنطقه خاورميانه و آسيا و تقويت كرسيهاي آموزش زبان فارسي در مراكز معتبر علمي جهان
اقدامات
از جمله مهمترين اقدامات كشورايران درجهت ارتقاء روابط علمي، منطقه اي و بين المللي در حوزه آموزش عالي پس از پيروزي انقلاب اسلامي مي توان به موارد ذيل اشاره نمود: ۱- گسترش همكاريهاي آموزشي، پژوهشي و فناوري در چهارچوب كميسيون هاي مشترك جمهوري اسلامي ايران با ساير كشورها (بيش از ۱۹ مورد طي سالهاي ۷۷ و ۷۸) ۲- حضور هيأت عالي رتبه وزارت

علوم، تحقيقات و فناوري در بيست و نهمين اجلاس كنفرانس عمومي فرهنگستان علوم جهان (TWAS)، پنجمين اجلاس عمومي شبكه سازمانهاي علمي جهان سوم (TWNSO) و حضور هيأت عالي رتبه وزارت متبوع دركنفرانس جهاني در قرن ۲۱ دربوداپست مجارستان ۳- انعقاد يادداشت

تفاهم علمي و آموزشي ميان وزارت علوم، تحقيقات و فناوري با كشورهاي ايتاليا، هلند، يونان، پاكستان، مغرب و … (طي سالهاي ۷۷ و ۷۸) ۴- انعقاد يادداشت تفاهم همكاري ميان دانشگاهها و مراكز تحقيقاتي جمهوري اسلامي ايران با كشورهاي ايرلند، ژاپن، كره جنوبي، چين و … (طي سالهاي ۷۷ و ۷۸) ۵- انعقاد قرارداد همكاري با جمهوري فدراتيو روسيه و آفريقاي جنوبي طي سال ۱۳۷۹ انجام رايزني هايي در جهت به عضويت درآمدن وزارت علوم، تحقيقات و فناوري، دانشگاهها و مراكز تحقيقاتي جمهوري اسلامي ايران در مجامع علمي و بين المللي جهان ۶- اعزام و پشتيباني مدرسين زبان و ادبيات فارسي به دانشگاههاي كشورهاي چين، بنگلادش، ژاپن، اردن، سوريه، اسپانيا، لهستان و يمن ۷- پذيرش دانشجويان غيرايراني رشته زبان و ادبيات فارسي و ايران شناسي جهت گذراندن دوره هاي كوتاه مدت آموزش زبان فارسي دركشور

مديريت اجرايي، امور معيشتي و رفاهي
سياستها
از جمله سياستهاي كشورايران درجهت ارتقاء مديريت اجرايي، امور معيشتي و رفاهي درحوزه آموزش عالي پس از پيروزي انقلاب اسلامي مي توان به موارد ذيل اشاره نمود: ۱- افزايش سهم آموزش عالي از توليد ناخالص ملي و بودجه عمومي دولت ۲- بهبود وضعيت معيشتي و رفاهي اعضاي هيأت علمي از طريق افزايش حقوق و مزايا متناسب با شأن و منزلت آنان، حل مشكلات

مسكن و تأمين بهداشت و درمان و فراهم آوردن تسهيلات ويژه معيشتي جهت استفاده بهينه از فرصتها و تواناييهاي آموزشي و پژوهشي ۳- تقويت نهاد مديريتي دانشگاهها و مراكز پژوهشي كشور از طريق گزينش شخصيتهاي مؤمن و انقلابي علمي، فرهنگي- اجتماعي و زمينه سازي جهت رشد و شكوفايي انديشه افراد متعهد و جوان در سطوح مديريت خرد و كلان
اقدامات
از جمله اقدامات كشورايران درجهت ارتقاء مديريت اجرايي، امور معيشتي و رفاهي درحوزه آموزش عالي پس از پيروزي انقلاب اسلامي مي توان به موارد ذيل اشاره نمود:۱- اجراي آيين نامه مديريت دانشگاهها با تكيه بر افزايش مشاركت اعضاي هيأت علمي در تصميم سازي و تصميم گيري۲ – تدوين و اجراي آيين نامه بهره وري و تشكيل كميته هاي بهره وري در دانشگاهها ۳- برنامه ريزي جهت آموزش مديران و بهبود مديريت و بهره وري در حوزه آموزش۴- افزايش اختيارات رؤساي دانشگاههات هيأتهاي امناي دانشگاهها در زمينه هزينه نمودن اعتبارات ۶- افزايش حقوق اعضاي هيأت علمي و پرداخت فوق العاده جذب و كارانه به كادر دانشگاهها۷- تدوين طرح كارايي اعضاي هيأت علمي۸- تحت پوشش بيمه تكميلي قراردادن كليه كادر دانشگاهها و مراكز پژوهشي
ارزيابي‌ داخلي مراكز آموزش عالي

با توجه‌ به‌ اهداف و سياست‌هاي‌ وزارت‌ علوم‌ ، تحقيقات‌ و فنّاوري‌ جهت‌ ارتقاء كيفيت‌ آموزش‌ عالي‌ و به‌منظور فراهم‌ آوردن‌ شرايط‌ مشاركت‌ هر چه‌ بيشتر اعضاي‌ هيات‌ علمي‌ در بهبود كيفيت‌ آموزشي‌ ، پژوهشي‌ وعرضه‌ خدمات‌ تخصصي‌ جهت‌ توسعه‌ كشور ، ارزيابي‌ دروني‌گروههاي‌ آموزشي‌ كه از آن تحت عنوان (ا ر . د . گ‌) ياد مي گردد ، با همكاري‌ سازمان‌ سنجش‌ آموزش‌ كشور صورت مي گيرد. گفتني است چنانچه‌ ا ر . د . گ‌ در گروههاي‌ آموزشي كليه دانشگاههاي‌ كشور صورت گيرد، زمينه‌ مناسبي جهت‌ انجام‌ ارزيابي‌ بروني‌ و اعتبارسنجي‌ فراهم‌ مي گردد.
تحولات برنامه ريزي آموزشي مراكز آموزش عالي

نظر به راهبردهاي برنامه سوم توسعه جمهوري اسلامي و ضرورت پي‏جويي راههاي تحقق سياست تمركز زدايي وزارت علوم، تحقيقات و فناوري« آيين‏نامه واگذاري اختيارات برنامه‏ريزي درسي» در جهت ارتقاء آموزش عالي و نهادينه نمودن مشاركت دانشگاهها درسطح كلان مديريت آموزش

عالي، طي سال ۱۳۷۹ به دانشگاه هاي سراسر كشور ابلاغ گرديد.پس از ابلاغ آيين‏ نامه مذكور و طرح موضوع درشوراي آموزشي دانشگاه ها، مسووليت بررسي وتعيين راهكارهاي اجرايي آيين‏نامه مذكور به دفتر برنامه‏ ريزي آموزشي، نظارت و ارزيابي تفويض گرديد. بدين منظور بلافاصله دفتر برنامه ‏ريزي با پيگيري مستمر و بهره ‏گيري از نظرات تني چند از اعضاي هيات علمي دانشگاه ها در قالب تشكيل كميسيوني ويژه، به تدارك و تدوين « آيين ‏نامه برنامه ‏ريزي جامع آموزشي دانشگاه ها» مبادرت نمود، به گونه‏اي كـه كليه اختيارات واگذار شده به دانشگاه را پوشش دهد. آيين‏ نامه

مذكور پس از طي مراحل اوليه، نهايتاً در جلسه مورخ ۱۱/۴/۸۰ شوراي دانشگاه به تصويب نهايي رسيد.گفتني است كه آيين‏ نامه مذكور مشتمل بر تعيين وظايف ‏و اهدافي جهت تحقق بهينه اختيارات واگذار گرديده در خصوص برنامه‏ ريزي درسي‏ به ‏دانشگاههاي كشور مي بود. بر اين اساس دفتر برنامه‏ ريزي به منظور نهادينه سازي برنامه‏ ريزي درسي، پيشنهاد تاسيس «كميسيون برنامه ‏ريزي جامع آموزشي دانشگاه ها» با هدف تحقق اهداف ‏و وظايف مذكور در آيين ‏نامه را ارائه نمود.
كميسيون جامع برنامه ‏ريزي آموزش عالي
به منظور برنامه‏ ريزي جهت توسعه علمي دانشگاه هاي سراسركشور از نظر كمي و كيفي، تدوين طرح جامـع آموزشـي در چهـارچوب سياستهاي حوزه آمـوزش عـالي در برنامـه ســوم توسعه جمهوري اسلامي ايران، نوآوري و بهره ‏مندي بيشتر از پيشرفت دانش بشري و تببين آيين‏ نامه واگذاري اختيارات برنامه ‏ريزي درسي به دانشگاهها به استناد مواد قانوني ۱۰ و ۱۱ ، كميسيون برنامه‏ ريزي جامع آموزشي دانشگاه تشكيل گرديد.

اهداف كميسيون
از جمله مهمترين اهداف كميسيون برنامه ‏ريزي جامع آموزشي دانشگاه مي توان به موارد ذيل اشاره نمود:۱ـ نظام ‏مند سازي فرايند برنامه ‏ريزي درسي۲ـ تقويت، تعميق ‏و‏ نهادينه‏ نمودن ‏برنامه‏ ريزي درسي۳ـ روزآمد نمودن برنامه‏ هاي آموزشي۴ـ ايجاد تناسب بيشتر ميان محتواي دروس آموزشي و نيازمنديهاي جامعه۵ـ طراحي برنامه آموزشي جامع ويژه دانشگاه ها و مراكز آموزش عالي
وظايف كميسيون
از جمله مهمترين وظايف كميسيون برنامه ‏ريزي جامع آموزشي دانشگاه مي توان به موارد ذيل اشاره نمود: ۱ـ مسئله يابي، موضوع ‏شناسي و تعيين راهبردهاي آموزشي كشور با توجه به برنامه سوم توسعه ۲ـ طراحي و‏تدوين‏ برنامه ‏۱۰ ساله ‏جامع آموزشي دانشگاه ۳ـ ارائه راهبردها و پيشنهادهاي تخصصي در حوزه برنامه‏ريزي درسي ۴ـ پيشنهاد راهكارهاي تخصصي به دفتر برنامه ‏ريزي آموزشي جهت نظارت علمي بر طراحي و اجراي بهينه برنامه هاي آموزشي ۵ ـ بررسي

پيشنهادات گروههاي آموزشي درخصوص نحوه پذيرش دانشجو و مواد امتحاني ۶ ـ تدوين اصول و روش‏هاي ساماندهي رشته‏ ها، گرايش‏ها و سرفصل‏هاي آموزشي ۷ـ بررسي برنامه هاي آموزشي پيشنهادي دانشكده‏ ها و اصلاح و پيشنهاد آن به مراجع ذي‏ربط ۸ ـ بررسي وكارشناسي ضرورت‏ يا عدم ضرورت ارائه، حذف يا ادغام رشته ها و گرايشات تحصيلي متناسب با توان علمي گروههاي آموزشي ۹ـ تدارك ‏دستورالعمل‏ اجرايي‏ آيين ‏نامه ‏واگذاري ‏اختيارات ‏برنامه ‏ريزي ‏درسي به دانشگاهها

نمودار تشكيلاتي كميسيون برنامه‏ريزي جامع آموزشي دانشگاه
فعاليت هاي ‏كميسيون
از جمله مهمترين فعاليت هاي كميسيون برنامه ‏ريزي جامع آموزشي دانشگاه مي توان به موارد ذيل اشاره نمود:
فعاليت هاي كلان برنامه ‏ريزي
۱ـ طراحي « طرح جامع آموزشي ۱۰ ساله دانشگاهي» ۲ـ بررسي و تصويب « طرح جامع آموزشي ۱۰ساله دانشگاهي» ۳ـ بررسي گزارشات مرحله‏اي « طرح جامع آموزشي ۱۰ساله دانشگاهي» ۴ـ بررسي خط‏ مشي آتي كميسيون ۵ ـ بررسي فرمتهاي۶ گانه برنامه‏ريزي آموزشي گروههاي

آموزشي (اعم از تغيير دروس، تاسيس رشته ها، تدوين برنامه ها و سرفصلهاي جديد، ادغام رشته ‏ها، حذف موقت و دائم رشته ها) ۶ ـ تعيين امكانات گروههاي متقاضي راه‏ اندازي رشته هاي جديد توسط هياتهاي بازديدكننده ۷ـ تصويب شيوه ‏نامه هيات هاي بازديدكننده و گزارش بازديد ۸ ـ بررسي راهكارهاي تسهيل كننده ساير وظايف كميسيون (براساس بند ۳ ماده ۲ آيين‏نامه برنامه‏ريزي جامع آموزشي دانشگاه) ۹ـ بررسي راهكارهاي مربوط به تعميم فرهنگ برنامه ‎ريزي آموزشي ۱۰ـ تدوين طرح برگزاري كارگاه ارتقاء كيفي روند برنامه ‏ريزي درسي دانشگاه ها
فعاليتهاي اجرايي
كميسيون برنامه ‏ريزي جامع آموزشي طي سالهاي ۸۱- ۱۳۸۰ به تشكيل۱۵ جلسه و بررسي و تصويب ۴۸ موضوع كـه عمدتاً در خصـوص برنامه ‏ريزي آموزشي گروههاي مختلف من‏جمله تغيير دروس آموزشي و تاسيس رشته ها مبادرت نموده است.گفتني است كه از اين تعداد تاكنون ۴۰ مصوبه به طور كامل مراحل اجرايي خود را طي نموده و ۸ مصوبه نيز در حال پيگيري است.
كميسيون معين برنامه‏ ريزي
كميسيون معين با هدف طراحي و بررسي اوليه و مقدماتي جهت كارشناسي كيفي و اصولي فعاليت كميسيون جامع و پيگيريهاي لازم در محـل دفتر برنامـه ‏ريـزي و بـا حضور مدير دفتر، مدير گروه تعليم و تربيت، معاون و كارشناسان دفتر تشكيل مي‏گردد.از اهم فعاليت هاي صورت گرفته كميسيون مذكور مي توان به تدارك و تدوين اوليه آيين ‏نامه برنامه‏ريزي جامع آموزشي دانشگاه، ارائه

پيشنهاداتي جهت تحقق اختيارات واگذاري برنامه ‏ريزي درسي به دانشگاهها جهت تسهيل و تسريع اين فرايند، تدارك ‏آيين ‏نامه ‏داخلي‏ كميسيون‏ برنامه‏ ريزي‏ جامع، بررسي پيشنهادات دانشكده‏ها با حضور نمايندگان گروه آموزشي مربوطه،رسيدگي به امور مربوط به دبيرخانه كميسيون برنامه‏ريزي جامع، برگزاري نشست مشترك با روساي كميته ‏هاي تخصصي، هماهنگي جلسات كارشناسي و هياتهاي بازديدكننده و تدارك و تدوين فرم‏هاي۶ ‏گانه برنامه‏ ريزي آموزشي به شرح ذيل اشاره نمود:۱ـ فرم درخواست تغيير برنامه هاي آموزشي (ويژه تغييرات كمتر از ۶ واحد

درسي)۲ـ فرم درخواست تغيير يا تدوين برنامه ها و سرفصل رشته هايتحصيلي۳ـ فرم درخواست راه اندازي رشته يا گرايش تحصيلي جديد۴ـ فرم درخواست حذف يا جايگزيني رشته هاي تحصيلي۵ـ فرم درخواست حذف موقت رشته هاي تحصيلي۶ـ فرم درخواست ادغام گرايشات يا رشته‏‏هاي تحصيلي

آموزش غير رسمي ایران
در جمهوري اسلامي ايران وزارتخانه ها و سازمانهاي دولتي و غير دولتي درارائه آموزشهاي غير رسمي به شهروندان مشاركت دارند.با پيروزي انقلاب اسلامي در ايران‌، اصلاحات جامع فرهنگي و آموزشي بر اساس اصول اسلامي صورت گرفت.به نحويكه چند ماه پس از پيروزي انقلاب اسلامي امام خميني (رحمت الله عليه ) رهبر انقلاب‌، به صدورحكمي در خصوص تشكيل نهضت سواد آموزي باهدف اوليه ارائه آموزش به شهروندان بي سواد وكم سواد مبادرت نمود. گفتني است كه اجراي تعهدات كنفرانس جهاني ( E.F.A) ) جامتين تايلند طي دهه۱۹۹۰ به تسريع اجراي چنين

فعاليتهايي منجر گرديد.كليه مساجد كشور نه تنها به عنوان اماكني جهت برگزاري مراسم مذهبي بلكه به عنوان اماكن تشكيل دهنده كلاس‌هاي آموزش مسائل مذهبي و فرهنگي به فعاليت پرداختند.علاوه بر اين از مساجد ‌همچنين به‌عنوان اماكني جهت تشكيل كلاس‌هاي نهضت سواد آموزي بهره برداري مي گردد. علاوه براين شهرداريهاي سراسر كشور اقدام ‌به‌استقرار، راه‌اندازي و اداره مراكز فرهنگي و كانونهاي فرهنگي سراسر كشور مبادرت مي نمايند.گفتني است كه مراكز مذكور به كتابخانه‌ها ، سالن‌‌هاي مطالعه ، سالن‌‌هاي اجتماع ،كلاس‌هاي آموزشي و دور‌ه‌هاي فرهنگي و هنري مجهز مي باشند.علاوه بر اين از سوي ديگر وزارت آموزش و پرورش ‌به‌ صدور پر

وانه جهت تشكيل موسسات زبان درجهت ارائه آموزش زبانهاي خارجي به گرو‌ه‌هاي سني مختلف مبادرت نمود. لازم به ذكر است كه درحال حاضر تعداد زيادي از موسسات مذكور زبان تحت نظارت وزارت آموزش و پرورش فعاليت مي نمايند. آموزش غيررسمي در سطح بسيار وسيعي دركشور ايران ارائه مي‌گردد. عمده ترين برنامه‌ها توسط سازمان نهضت سوادآموزي، وزارتخانه‌ها، سازمانهاي دولتي و غيردولتي و همچنين از طريق برنامه‌هاي تلويزيوني به مورد اجرا گذارده مي شود.
برنامه ريزي و مديريت آموزشي
در جمهوري اسلامي ايران دولت نقش م

همي در آموزش غير رسمي ايفا نموده و در اين زمينه بودجه و تسهيلات قابل توجهي ‌به‌ آن اختصاص داده است. از آنجاييكه عمده سياست‌هاي اصلي مديران بلند پايه دولت جمهوري اسلامي ايران بر اهداف برنامه‌هايE.F.A استوار بوده و بركيفيت E.F.A تأكيد داشت از اين روي درسال۱۹۸۰ به‌دنبال حكم تاريخي بنيان گذار جمهوري اسلامي ايران‌( امام خميني ( ره ) و در جهت نيل به اهداف غائي دولت درحوزه آموزش غير رسمي سازمان نهضت سواد آموزي (L.M.O) با مسئوليت بسيج عمومي در جهت ريشه كني بي سوادي، دسترسي كليه شهروندان ‌به‌ آم

وزش ابتدايي‌ و كاهش نرخ بيكاري بزرگسالان در سراسر كشور تشكيل شد
سازمان نهضت سوادآموزي (LMO)
طبق قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران، دسترسي ‌به‌آموزش در مقاطع مختلف حق مسلّم كليه اقشار جامعه از جمله گرو‌ه‌هاي اقليت قومي مي‌باشد. سازمان نهضت سوادآموزي ‌به‌عنوان سازمان تحت نظارت دولت همواره به پيگيري اين اصل در آموزش مبادرت نموده و هيچ‌گونه تبعيضي ميان شهروندان ساكن مناطق روستايي يا شهري، مهاجرين، كارگران و… قائل نگرديده است. با توجه ‌به‌عوامل مختلفي كه ريشه در دورة ماقبل انقلاب اسلامي داشته و محروميت مناطق روستائي در مقايسه با مناطق شهري را سبب گرديده ، سازمان نهضت سوادآموزي توجه خود را بر اين مناطق متمركز نموده است.
مقاطع تحصيلي
نظام آموزشي سازمان نهضت سوادآموزي از چهار مقطع آموزش پايه‌ و مقطع آموزش تكميلي سوادآموزي متشكل مي‌گردد.

مقطع ابتدائي
اين مقطع، اولين مقطع تحصيلي سوادآموزي محسوب گرديده و ارزش تحصيلي آن برابر با كلاس دوم ابتدائي آموزش رسمي مي باشد. هدف مقطع مذكور آشنايي فراگيران با الفباي زبان پارسي و تركيب‌‌ حروف درجهت ساخت كلمات و جملات مي باشد. علاوه براين آموزش مهارت‌هاي سوادآموزي جهت كسب مهارت در قرائت و نگارش متون ساده فارسي نيز از اهم اهداف آموزشي اين مقطع به شمار مي رود. طي اين دوره همچنين دانش آموزان از توانائي كافي در جهت محاسبه اعداد جهت برطرف نمودن نيازهاي روزانه برخوردار مي گردند.گفتني است كه تعداد فراگيران مقطع مذكور طي سالهاي ۱۹۹۸-۱۹۹۰،بر ۷۸۷۲۱۲۵ نفر بالغ مي گردد كه از اين ميان بالغ بر ۲۷/۴۲درصد موفق ‌به‌دريافت گواهينامه مربوطه گرديده اند.لازم به ذكر است كه %۴/۷۵ ازآمارمذكور به دانش آموزان زن تعلق داشته است.

مقطع تكميلي
اين مقطع، دومين مقطع تحصيلي سوادآموزي مي‌باشدكه با كلاس سوم ابتدائي آموزش رسمي برابر است. هدف اين مقطع آشنا نمودن فراگيرندگان با كلمات، جملات و متون پارسي تا حد كسب توانايي جهت بيان منظور خود و دريافت منظور ديگرسخنوران مي باشد.علاوه بر اين دانش آموزان مقطع مذكور ازمهارت‌هاي لازم درشمارش و محاسبه صحيح اعداد و قرائت قرآن مجيد برخوردار مي گردند. قبولي در اين مقطع، ‌از اهميت به سزايي در روند فراگيري و ثبات آموزشي دانش‌آموزان برخوردار مي باشد.تعداد فراگيران و سوادآموزان مقطع مذكور طي سالهاي ۱۹۹۸-۱۹۹۰،بر ۴۶۲۰۳۳۴نفر بالغ گرديد كه از اين ميان تعداد ۲۵۹۷۲۵۴ نفر موفق ‌به‌حضور در مقاطع بالاتر تحصيلي گرديدند.

مقطع نهائي
مقطع آموزشي مذكور از سال ۱۹۹۰ ‌به‌منظور افزايش مهارت‌هاي خواندن، نوشتن ،محاسبه اعداد و آمادگي سواد‌آموزان جهت حضور در سطح پايه پنجم بزرگسالان ايجاد گرديد.ارزش اين مقطع با پايه چهارم آموزش ابتدائي برابر است. از آغاز فعاليت اين مقطع تا سال ۱۹۹۸،بالغ بر ۱۵۱۳۰۵۳نفر تحت آموزش قرار گرفته اند كه از اين تعداد ۶۱ درصد‌‌ ‌به‌دريافت گواهي نامه مربوطه نائل آمده اند.لازم به ذكر است كه بالغ بر ۶ /۸۷ دانش آموزان مقطع فوق به دانش آموزان زن تعلق دارد.
پايه پنجم تحصيلي
مقطع تحصيلي پايه پنجم از سال ۱۹۸۹ در جهت فراهم آوردن امكان ادامه تحصيل دانش آموزان درمقاطع بالاتر آموزش رسمي ايجاد گرديد. ارزش تحصيلي مقطع مذكور با پاية پنجم آموزش رسمي برابر مي باشد. طي سالهاي ۱۹۹۸-۱۹۸۹،از تعداد ۶۸۲۸۰۶ نفر ثبت‌نام به عمل آمد كه از اين تعداد بالغ بر ۴۰۳۴۰۱نفر ‌به‌اخذ گواهينامه مربوطه نائل آمدند. گفتني است كه ۸/۸۶درصد دريافت كنندگان گواهينامه هاي آموزشي به دانش آموزان زن تعلق دارد.
دوره هاي تكميلي سوادآموزي

‌به‌منظور جلوگيري از رجوع ‌به‌دورة بي‌سوادي و ‌به‌منظور گسترش آموزش مؤثر و كاربردي، به ويژه ارتقاي فرهنگ كتابخواني در ميان افراد كم سواد جامعه، طرح دوره هاي تكميلي سوادآموزي برنامه‌ريزي شده و به اجرا درآمد. گفتني است كه طرح مذكور بطور رسمي از سال ۱۹۹۴ در سطح ملّي به اجرا در آمده است. طي سالهاي ۱۹۹۸-۱۹۹۵،‌بالغ بر۶۶۱۱۴۶ نفر در دوره هاي مذكور ثبت‌نام نموده و ۴۲عنوان كتاب درخصوص موضوعات بهداشتي، ديني، تربيتي، اجتماعي و اقتصادي و …. در ميان آنان توزيع گرديد. ارزيابيهايي كه در خصوص عملكرد دوره هاي مذكور صورت گرفته، نشان مي‌دهد كه اگر چه نتايج طرح مذكور طي دورة هاي كوتاه مدت عملي نگرديده وتنها از طريق ارائه فعاليتها و ارتقاي كيفيت دوره هاي مذكور در دراز مدت قابل دستيابي مي باشد، با اين وجودطرح مذكور تأثير بسزائي در آموزش نوسوادان به همراه داشته است.

طرحهاي سوادآموزي پايه
از جمله مهمترين طرحهاي سوادآموزي پايه مي توان به موارد ذيل اشاره نمود:۱٫ طرح عمومي ابتدا طرح مذكور كه شامل فعاليت‌هاي اصلي سوادآموزي مي‌باشد، در مقطع ابتدائي و مقطع تكميلي آموزش سواد آموزي به اجرا درآمد واين در حاليست كه طي سال ۱۹۸۹، پايه پنجم آموزش بزرگسالان و طي سال ۱۹۹۱، مقطع نهائي نيز ‌بدان اضافه گرديد. با اجراي طرح مذكور،تعداد

۸/۱۳ميليون سوادآموز تحت نظارت L.M.O قرار گرفتند كه از اين تعداد بالغ بر ۸/۲ميليون به دانش آموزان مرد و ۸/۱۰ميليون به دانش آموزان زن تعلق داشت.گفتني است كه ۵/۵۱درصد از تعداد كل افراد مذكور ‌به‌اخذ گواهينامة مربوطه نائل آمدند جهت‌گيري فعاليتهاي آموزشي طي سال گذشته نمايانگر افت كميتي است. واين در حاليست كه سطح ارتقاء آموزشي نشان دهندة افزايش كيفيت برنامه‌هاي سوادآموزيِ به اجرادر آمده در اماكني نظير مساجد، مدارس، منازل و … مي‌باشد.