تمهید:

این مقاله برخلاف برخی مقالات رایج که نظریات خود را مستند به نظریات قبلی می سازند، تلاش می کند تا صدق مدعای خود را با کمک براهین و ساختار منسجم خود اثبات نماید. (کواین، صص ۱۱ تا (۳۲

همچنین این مقاله تلاش می کند بر اساس سبک و الگوی مبتنی بر ساختار مقالات مروریٌ یعنی بررسی، تحلیل محتوی و نقد برخی نوشتارهای حول و حوش موضوع مقاله، بتدریج نظریه و نظام فکری مورد نظر را ارائه دهد. این کار اولاً موجب می شود این نوع مقالات مروری – که بیان اندیشه های امروزی هستند، -بیشتر مورد توجه و تأکید قرار گیرد، ثانیاً سیر فلسفی شکل گیری اندیشه مورد نظر بدرستی طی شود، و ثالثاً تمایزات و اشتراکات نظریه جدید با

دیدگاه های قبلی به خوبی آشکار شود. چنین رویکرد و مسیری در بخش دوم (مقاله دومٍ) دنبال شده و دلایل یا براهین ادعاهای مطرح شده در طی این مقاله همزمان با نقد مقالات مربوطه ارائه خواهد شد.

به هرحال تلاش این مقاله در جهت دسته بندی مجدد مفاهیم فلسفی مرتبط با نظریه و نظام فلسفی جدید ارائه شده، خواهد بود. مهم این است نظام جایگزینی که پیشنهاد می شود دارای ویژگی های عمومیت، سادگی، تواضع،

محافظه کاری و قابل انطباق بر واقعیت های شهودی باشد.

(۹۲

الف) مقدمه :(۱)

۲

به دلالیل بسیار زیادی موضوع زندگی پس از مرگ از مهمترین مسائل حیات بشری است، و این موضوع ارتباطی به دین دار بودن یا نبودن ندارد؛ گرچه ادیان الهی به نحو شاخص تری به این موضوع پرداخته اند.َ

جست و جوی آب حیات و اکسیر جوانی در گذشته، و در دوران کنونی تلاش برای شبیه سازی انسان، روشن ترین این کوشش ها برای بقا و ادامه حیات است.

امّا مرگ حقیقتی وجودی و غیر قابل انکار است، که علی رغم وجود بسیار اسرار آمیز آن، غیر قابل شناخت نیست. تلاش بشر برای شناخت این راز بزرگ و تلاش او برای بقا، از همان آغازین دوران های خلقت و زمانی که انسان توانست خود و جهان پیرامون خود را بشناسد، وجود داشته است. افسانه ها، داستانهای اسرار آمیز، آیین های مذهبی و یا مراسمات آیینی، اعتقادات خرافی و غیر خرافی در خصوص دنیای پس از مرگ که از عهد باستان باقی مانده است، همه و همه گزارشاتی است از آن تلاش عظیم؛ گرچه این سؤال جدّی وجود

دارد که آیا این باورها مبتنی بر حقیقتی بنام زندگی اخروی و حیات پس از مرگ می باشد، و یا صرفاً آرزوی بشر، سازنده این باورها شده است؟

با توجه به عدم دسترسی دانش بشر به زندگی پس از مرگ، از همان ابتدا این موضوع در حوزه نظریه پردازی های متافیزیکی قرار گرفت؛ به نحوی که نظریه های متعدد متافیزیکی و یا خیالپردازانهُ در این خصوص ظهور پیدا کرد. برخی از این نظریات موجب تقویت جنبه های اخلاقی و یا روی آوردن افراد به دین شده در حالیکه برخی دیگر از این نظریات موجب دوری افراد از دین، خدا، و اخلاق می شد.

۳

از حیث سازواریِ نیز برخی از این نظریات بسیار جامع و پیچیده بوده و برخی دیگر باورهایی بسیار ابتدایی بوده که امروزهعضاًب نامعقول به حساب می آید. (شفائی، صص ۳۴۵ تا (۳۵۱

اهمیت باور به زندگی پس از مرگ و چگونگی آن امروزه اگر بیش از گذشته نباشد، کمتر از آن نیست، و هر انسانی ناچار است تکلیف خود را با این موضوع روشن سازد. کورنو می گوید: “سرنوشت من که در انتظار من است، مرا تکان می دهد، نگران می کند، تسلی می بخشد، و مرا قادر به از خود گذشتگی و فداکاری می سازد. حال منشاء اثر آن هرچه می خواهد باشد”. (اونا مونو، (۲۸۴ از سوی دیگر شناخت زندگی پس از مرگ بدون شناخت ارکان و موجودات آن چون روح، نفس، بدن و … ناممکن است. سودنبرگ می گوید:”هرکس بدون شناخت روح و بدن و نحوه اتصال آنها به بحث در باره حیات پس از مرگ می پردازد، در واقع دل خود را خوش می کند”. (اونامونو، ص(۲۸۳

امروزه ادیانی که علی رغم قبول خداوند به عنوان فاعل و خالق هستی، ضرورتی بر عبادت و رعایت احکام شریعت ندارند، به سرعت در حال گسترش هستند؛ شاید به همین دلیل، یکی از سه رکن اصلی دین اسلام نیز باور به زندگی پس از مرگ و جهان غیب (در حالت کلی)، ذکر شده است. به هرحال اعتقاد به زندگی پس از مرگ که تحت عناوینی چون معاد، قیامت، بعث و برانگیخته شدن، برزخ و … در ادیان توحیدی مطرح شده است، یک باور بنیادین بوده و نیاز به تعمق و تحلیل جدا از بحث خداباوری آن ادیان، دارد.

پنج عنوان کلی که در بررسی موضوع زندگی اخروی یا زندگی پس از مرگ، می باید مورد کنکاش قرار گیرد عبارت است از: -۱ اثبات امکان پذیر بودن زندگی پس از مرگ. – -۲ اثبات و تبیین مطلوب بودن آن نوع زندگی.–۳ اثبات ضرورت متافیزیکی آن. – -۴ یافتن شواهدی که بر حقیقت داشتن

۴

وجود چنان نوع زندگی، دلالت کند. – -۵ ارائه تصویری روشن از کیفیت و چگونگی آن نوع زندگی.

به زعم این نوشتار مهمترین و منسجم ترین نظریه ای که تا کنون در خصوص زندگی پس از مرگ ارائه شده است نظریه “جسمانیهالحدوث بودن نفس” صدرا مبتنی بر فلسفه اسلامی، می باشد؛ که به شکل مفصل تری مورد تحقیق این مقاله قرار خواهد گرفت.

ب) تبیین مختصر نظریه جدید:

ب–۱ واژه شناسی مفهوم زندگی پس از مرگ

به زعم این نوشتار، صورت یک نظام فکری عبارت است از واژگان سازنده آن نظام فکری و رابطه آنها با یکدیگر. پس اگر واژگان یک نظام فکری بدرستی معنا شود، فهم نسبتاً کاملی از آن نظام بدست آمده است. در نظام فکری مرتبط با زندگی اخروی، واژگان متعددی بکار می رود که از جمله: تولد، زندگی دنیایی، مرگ، قبر، برزخ، صراط، قیامت، معاد، حیات اخروی، بهشت، جهنم، عذاب، ثواب، عقاب، حساب و کتاب، روح، نفس، بدن، هویت و اینهمانی، تقوّم بدن یا

نفس، خیال، بی مرگی، جاودانگی، رستاخیز و…

همچنین این کلمات را در ادبیات قرآنی در خصوص زندگی اخروی می توان دید، که البته اغلب با واژه یوم آغاز شده است: یوم النشور، البعث، القیامه، التغابن، تبلی السرائر، الخلود، الموعود، التلاق، الاخره، الفصل، الحق، الجمع، الواقعه، الحشر، النشر، لقاء االله، لقاء الجنه، الساعه،

در زبان انگلیسی نیز این مفهوم، اغلب با این واژگان شناخته می شود:

life afterdeath – afterlife – resurrection – survival – immortality

۵

باید توجه داشت هرکدام از این واژگان بار معنایی خاصّ خود را داشته و نمی تواند جایگزین دیگری شود؛ اما عمدتاً در نظریه های مبتنی بر زندگی اخروی، واژه “معاد” برای زندگی پس از مرگ بکار می رود، در حالیکه معاد به معنی زمان یا مکان بازگشت، فقط نشان دهنده مرحله و یا بخش خاصی از زندگی پس از مرگ است. لذا این نوشتار مفهوم زندگی پس از مرگ یا زندگی اخروی شامل همه مراحل و مراتب وجودی آن را مورد بررسی قرار خواهد داد.

ب–۲ انواع کلی نظریات مرتبط با موضوع زندگی پس از مرگ

نظام های فلسفی موجود در خصوص زندگی پس از مرگ با توجه به مبانی آن نظام ها دیدگاه های متنوعی در خصوص زندگی پس از مرگ مطرح ساخته اند. آنها با این سؤالات کار خود را شروع کرده اند که حقیقت انسان چیست؟ و اگر قرار باشد پس از مرگ نیز حیات آگاهانهّ وی ادامه داشته باشد، این حیات چگونه خواهد بود؟

گروه اول یعنی طبیعیون یا فیزیکالیستها که همه چیز را در فعل و انفعالات شیمیایی و یا کنش و واکنشهای فیزیکی می بینند، طبیعتاً حقیقت انسان را در بدن او قرار خواهند داد. لذا بدیهی است که با مرگ بدن ظاهری ویا لااقل تا زمانی که این بدن بر اثر معجزه ای بزرگ برانگیخته نشود، صحبت از حیات پس از مرگ

بی معنی خواهد بود.

امّا امروزه چالشهای جدّی در خصوص تفکر فیزیکالیستی ایجاد شده وفاصله عمیق مابین آگاهی با رفتارهای صرفاً الکتروشیمیایی موجب تقویت نظریات رقیب و تمایل فلاسفه دین به سوی آن، گشته است. همچنین توجه فلاسفه تحلیلی به مسئله شعور و نحوه پیدایش آن، نشان از فاصله غیر قابل اجتناب آن با بدن مادّی دارد. (اکبری، ص (۳۱۵ گرچه همچنان برخی نظریات و

۶

از جمله نظریه تولید آگاهی ناشی از ماشین مغزی وجود دارد.ْ (سنایی، صص ۱۱۵ و ۱۲۲البته) حتی همین نظریات مادّی گرایانه نیز لزوماً منکر امکان پذیر بودن قیامت نمی شود، چرا که نظریه قیامت، محالیّت عقلی ندارد.َ لذا چنین نظریات فیزیکالیستی اگر بخواهد معاد را بپذیرد آن را بصورت یک اتفاق خاصّ و در شرایط ویژه که موجب تشکیل مجدد وجود انسانی از روی نقشه بسیار پیچیده ژنتیکی آن می شود، خواهد دانست؛ و این نظریه نه تنها امکان پذیر بودن معاد را

ادعا می کند، که حتی می تواند چگونگی آن را توضیح دهد.ُ گروه دوم، حقیقت انسان را در نفس وی می دانند