چکیده:

تئوری محدودیت ها با شناسایی و برطرف کردن محدودیت های سیستم، باعث افزایش راندمان، خروجی و سودآوری سیستم می شود. بر مبنای این تئوری، کنترل هزینه تأثیری بر خروجی و سودآوری سیستم ندارد، بلکه تنها خروجی سیستم است که موجب سودآوری آن می گردد. به همین دلیل TOC معیارهای خود را در دنیایی که آن را “دنیای دستیاف” می نامد و در تقابل با “دنیای هزینه” قرار می گیرد، بیان می کند. در این مقاله نظریه محدودیتها یا همان متدولوژی صنعتی (TOC) و کاربرد آن در مدیریت وکنترل پروژه به روش تحلیلی بررسی ارائه می گردد.

کلمات کلیدی:

تئوری محدودیت ها (TOC)، زنجیره تامین، ،زنجیره بحرانی، بافرهای پروژه، راندمان، عملکرد سیستم

مقدمه

تئوری محدودیتها((TOC1 یکی از رهیافتهای نوین در زمینه بهبود مستمر میباشد که نخستین بار توسط دکتـر گلـدرات-فیزیکـدان یهودی- در اواسط دههی ۸۰ میلادی به دنیا معرفی گردید. شاید بتوان پایه و اساس این تئوری را در یک جملـه ایـنگونـه بیـان کـرد:”

محدودیتهای هر سیستم، عملکرد آن سیستم را تعیین میکنند”.

نتایج مثبت حاصل از پیادهسازی تئوری محدودیتها آنقدر هست که برای هر مدیری وسوسه کننده باشـد. بـرای مثـال تحقیق به عمل آمده، نتایج حاصل از بکارگیری اصول این تئوری در سازمانهای مختلف به شرح زیر ارائه شده است:
توان عملیاتی یا دستیافت تا %۶۳ افزایش

سود تا %۷۶ افزایش

عملکرد بموقع تا %۴۴ افزایش

سطوح موجودی تا %۴۹ کاهش

زمان های تأخیر تا %۷۰ کاهش

نتایج فوق در خلال چندماه به صورت تخقیقی حاصل شده است.

۱ Theory Of Constraints

۲

مفاهیم تئوری محدودیتها:

تئوری محدودیتها با شناسایی و برطرف کردن محدودیتهای سیستم، باعث افزایش رانـدمان، خروجـی و سـودآوری سیسـتم مـیشـود. بـر مبنای این تئوری، کنترل هزینه تأثیری بر خروجی و سودآوری سیستم ندارد، بلکه تنها خروجی سیستم است که موجب سـودآوری آن مـی-

گردد. به همین دلیل TOC معیارهای خود را در دنیایی که آن را “دنیای دستیاف”۲ مینامد و در تقابل با “دنیای هزینه”۳ قـرار مـیگیـرد، بیان میکند.