مقدمه

قرآن کریم از گروههاي مختلفی یاد کرده است؛ مانند مـؤمنین، مشـرکین، کفّـار و اهل کتاب و از جمله آنها گروه منافقین است. برخی از این گروهها، تقریبـاً در تمـام سورههاي قرآن کریم، مورد اشاره قرار گرفتهاند و بعضی دیگر فقط در برخی از سور قرآنی آمدهاند. این یادکردها گاه در دسته خاصی از سـور قرآنـی مشـاهده مـیشـود.

ازاینرو، پراکندگی یادکرد گروههـا در سـورههـاي قـرآن کـریم بـراي پژوهشـگران، تأملبرانگیز و مهم جلوه میکند. از بررسی پراکندگی ذکر گروهها، نکات بسیار مهمی

معلوم میگردد که همگی در فهم عمیقتر تعالیم قرآن کریم، مؤثر است.

منافقین از جمله گروههایی هستند که در قرآن کریم از آنها بهگونهاي برجسته یـاد
شده است، لکن این یادکرد در دسته خاصی از سور قرآنی مشاهده میشود. بررسیها
نشان داده که از منافقین، تنها در سورههاي مدنی، یـاد شـده اسـت. واژة منـافقین در
سورههاي مدنی چون آلعمران، توبه، نساء، انفال، احزاب، حدید، فتح، حشر و تحریم
آمده است؛ بهطوري که حتی یکی از سور مدنی نیز به نام »منافقون« نامگـذاري شـده
است؛ گرچه در سورة بقره ـ بزرگترین سورة مدنی و سورة قرآن کـریم ــ نـام منـافقین
نیامده، اما همان ابتداي سوره، بعد از ذکر پرهیزگاران (متّقین) و کـافران بـا تعبیـر
وم»سِنَ النﱠا « (بقره((۸ :(۲ از منافقین یاد شده است. صاحب تفسیر »مجمعالبیـان«
در شــأن نــزول آن گفتــه اســت: »ایــن آیــه دربــارة منــافقین مدینــه؛ یعنــی
عبدااللهبنأبیبنسلول و جدبنقیس و معتببنقشیر، نـازل شـده اسـت« (طبرسـی،
۱۴۱۸ق، ج۱، ص.(۶۶
سال
ذکر نام منافقین در سورههاي مکی، تنها در سوره عنکبوت (آیه (۱۱ آمـده اسـت؛
/ هجدهم هرچند دانشمندان علوم قرآنی و مفسرین بزرگ اتفاق نظر دارنـد کـه یـازده آیـه اول
/شمارةدوم سوره عنکبوت، جزء آیات مـدنی اسـت. مرحـوم طبرسـی، بنـا بـر یکـی از دو قـول

۶۸پیاپی ابنعباس، تمام سوره عنکبوت را مدنی و بنا بر روایت دیگري، ده آیه شـریفه اول
ـــ غیر از »الم« که آیه اول آن است ـ را مدنی دانسته اسـت (همـان، ج۸، ص.(۳ ابـن

۳۴ ش

جریر طبري از قتاده، روایت کرده که ده آیه شریفه اول از سوره عنکبوت، مدنی است

(طبري، ۱۴۲۵ق، ج۱۱، ص.(۱۴۴ جلالالدین سـیوطی، ذیـل بحـث از آیـاتی کـه از سورههاي مکی و مدنی استثناء شده میگویدوآیاتلَیاوعلتالَم »الْمنﱠافنَقینَ« (آیـه (۱۱

از مکیبودن، استثناء شـده اسـت (سـیوطی، ۱۳۶۳، ج۱، ص.(۶۷ دکتـر سـیدمحمدباقر حجتی میگوید: »سوره عنکبوت با وجود مکیبودن، یازده آیه آغاز آن مـدنی اسـت«
(حجتی، ۱۳۶۰، ص.(۸۰ همچنین دکتر محمود رامیار میگوید: »امـا در مـورد سـورة عنکبوت که مکی است، باید دانست که آیه آغاز آن مدنی میباشد و در آنجاست کـه سخن منافقین بازگفته شده است« (رامیار، ۱۳۶۲، ص.(۶۰۷ بنابراین، همـانگونـه کـه سیدمحمدباقر حجتی و محمود رامیار اشاره کردهاند، از جمله مشخصات سورههـا یـا آیات مدنی، یادکرد منافقان است.

طرح مسأله

شاید بتوان گفت که پایان بحث پژوهشگر علوم قرآنی، آغاز کـار پژوهشـگر علـوم سیاسی است. آنچه براي دانشمند علوم قرآنی، اهمیت دارد، معلومشـدن مشخصـههـاي سور مکی و مدنی است. لذا حال که معلوم شد یکی از مشخصات آیات مدنی، ذکر نام منافقین است، کار تمام است. اما براي پژوهشگر اندیشه سیاسی اسلام، این مطلب، تازه آغاز تحقیق است. او باید بررسی کند که چرا از مختصات آیات مدنی، یـادکرد منافقـان است. چه دلیلی وجود دارد که ذکر منافقان، تنها در سورههاي مدنی آمده است. آیا ایـن امر ممکن است حقیقت مهمی را در اندیشه سیاسی اسلام روشن کند؟

البته مرحوم علامه طباطبایی با طرح چنین پرسشی مخالفت کرده است. به عقیـده ایشان اختصاص ذکر نام منافقین در سورههاي مدنی، معنایی غیر از تأکیـد بیشـتر بـر موضوع منافقین ندارد. قرآن کریم، دربارة منافقین اهتمام شدیدي ورزیده و مکرر آنان را مورد حمله قرار داده است؛ زیرا مصائب منـافقین بـر اسـلام و مسـلمین، حتـی از مشرکین و یهود و نصاري بیشتر بوده است. علامه طباطبایی، پس از آنکه مـواردي از مصائب منافقین در مدینهالنبی را بیان کرده، عقیده برخی از مفسرین را نقد میکند که

زادگانمهدوي داود /کریم قرآن سیاسی اصطلاح نفاق؛

۳۵ ش

۶۸پیاپی /شمارةدوم / هجدهم سال

۳۶ ش

نوشتهاند حرکت نفاق از بدو ورود اسلام به مدینه، شروع و تـا زمـان وفـات رسـول خدا۹ ادامه داشت. به عقیده ایشان با تدبر و موشکافی حوادثی که در زمان رسـول خدا رخ داد و فتنههاي بعد از رحلت آن حضرت، نادرسـتی چنـین برداشـتی معلـوم میگردد؛ چرا که هیچ دلیل قانعکنندهاي بـراي اختصـاص نفـاق در مدینـه در دسـت نیست. لذا ایشان تنها دلیل قابل ذکر را مورد انتقاد قرار داده است و آن دلیل، ترس از اظهار باطن یا طمع غنیمت است. پیامبر و مسلمانان در دوران حضور در مکه و قبـل از هجرت، قوت و نفوذ کلمه و دخل و تصرّف آنچنـانی نداشـتند تـا کسـی از آنـان بترسد و یا طمع خیري داشته باشد و به این منظور در ظاهر، مطابق میل آنـان اظهـار ایمان کند و کفر خود را پنهان بدارد. لذا در مکه هـیچ انگیـزهاي بـراي نفـاق تصـور نمیشود، بر خلاف دوران بعد از هجرت که رسول خـدا۹ و مسـلمانان در مدینـه، قدرت و شوکت پیدا کردند و در نتیجه، مشرکین مدینه جرأت علنـیکـردن مخالفـت خود را نداشتند. ازاینرو، نفاق ورزیدند تا از مسلمانان، ایمن بمانند.

علامه طباطبایی، نادرستی این دلیل را از آن رو دانسـته کـه علـت و منشـأ نفـاق، منحصر در ترس و طمع نیست. پس عقلاً جایز است که بعضی از مشرکین به انگیـزه تصاحب حکومت، مسلمان شده باشند؛ زیرا رسول خدا۹ از همان اوایـل دعـوت، فرموده بود که اگر به خدا و دعوت اسلام، ایمان بیاوریـد، ملـوك و سـلاطین زمـین خواهید شد. ایشان این مطلب را هم نمیپذیرفتند که در نزدیکیهـاي رحلـت پیـامبر خدا۹ نفاق منافقین از دلهایشان، بیرون شده باشد. البته بـا انعقـاد خلافـت، دیگـر انگیزهاي براي اظهار نفاق باقی نماند؛ چرا که با اولیاي حکومـت اسـلامی، زد و بنـد سرّي کردند. همانا تصاحب حکومت آرزویشان بود که برآورده شد (طباطبایی، بیتا، ج۱۹، ص.(۴۸۳-۴۸۸