نقاشي ديواريهاي ايران وجهان

دوره امويان
هنرمندان مسلمان دوگونه نقاشي مي کردند نقاشي ديواري و نقاشي کتاب هاي خطي نقاشي ديواري پيوند محکمي با تزئينات ساختمان دارد آن عبارت است از نقاشي که با آب رنگ ها بر روي ديوار رسم مي گرديد منحصرا تزئيناتش موضوعاتي بود که در شهرهاي خاورمينانه پيش از اسلام رواج داشت مانند ستايش پادشاهان يا منظره هاي شکار و مجلس بزم و همچنين تزئينات اشکال گياهاي و پرندگان را به کار مي بردند تاکنون چيزي که دليل بر کارگيري هنري نقاشي ديواري توسط اعراب پيش از دوره ي اموي باشد به دست نيامده است

روشي تزئيني در دوره هاي اسلامي متاخر هم رواج نيافت
فقط روي ديوارهاي گرمابه ها و تالارهاي ويژه به کار مي رفت ظاهر نقاشان کشيدن نوع نقاشي را که به نقاشي کتب خطي معروف شد ترجيح مي دادند و آن عبارت از تزئين کتاب هاي خطي و تاريخي و علمي با برخي نقاشي هاي رنگي توضيح بود.

نقاشي ديواري در دوره عباسي
خلفاي عباسي به پيروي از تزئيات کاخ هاي ساساني کاخهايشان را به نقاشي ديواري تزئين مي کردند نمونه هاي از اين نقوش ديواري مدکاخ هاي جوسق پيدا شده است اين نقاشي ديواري بخش بالايي ديواريهاي تالار کاخ را مي پوشاند بهترين نمونه در قسمت حرمسرا يافت مي شود که مشتمل بر نقاشي رقاصه ها و نوازندگان و منظره هاي شکار حيوانات و پرندگان برخي از اين صحنه ها جانداراني درون منطقه دايره مربع است که دور آن را يک نوار مزين به نقطه هايي شبيه دانه هاي مرواردي يا شکلهاي قلب آن را در بر گرفته است

بعضي تصويرهاي درون دايره شاخ و برگهاي کنگ مي باشند که در تزئينات به کار رفته است هنرمندان عباسي بريا قالب بندي صحنه ها از رنگ هاي تيره استفاده مي کردند و پس از آن سطرها را با رنگهاي مختلف پر مي کردند

دوره سلجوقيان
در نقاشي دوياري رنگهاي فيروزه اي و اخوايي مي بينيم که پيش از اسلام مي شناختيم اساس طرح بر بنياد متوجه ساختن خطوط به مرکز دايره قرار دارد و همانگونه که اشاره شد قانون مناظر و مزايا با روش ويژه توجه به مکان کيفي و در سمت در جهت مخالفت پرسپکتيو غربي انجام گرفته است

تمامي عواملي نقاشي و ظرافت کاريهاي آن از کاشيکاريي هاي درگرفته تا طريقه نمايش دوخت سرو و نهر آب و ديگر ريزه کاريهاي اين اثر در حالت چهره ها ما را به ياد مينياتورهاي که پس از هجوم مغولان در کشور ما رايج گرديد مي اندازد ويژگيهاي آثار برجسته اين دوران عبارتند از تداوم سنت نگارگري مانسي و بودايي که در آن صورتها به صورت تمام رخ و گرد مصور مي شود و چشم ها به حالت مورب است.

دوره ي ساسانيان
نقاشي در دوران پيش از تاريخ ايران به توضيح نقوشي بر روي سفال هاي بدون لعاب و لعاب دار به کار رفته بود . نقاشي انسان هاي غارنشين در کوهستانهاي لرستان که الان به آن اشاره مي کنيم .مردمان ساکن غارهاي لرستان بر ديوار هاي نمونه از هنر آنها پيدا شده است ،گرچه قدمت آنها به پاي غارهاي لاسکو در فرانسه و آلتاميرا در اسپانيا نمي رسد نقشي ديوارهاي ساختماني باستاني ايواني و آنچه در شاهنامه فردوسي باز مي شناسيم تصوير شده است که اين نقاشي ها را به اواخر عصر ساساني نسبت داده اند.

دوره ي صفويه
در مينياتورهاي دوره ي صفويه آدمها از نظر مقياس در نقاشي با يکديگر تفاوتي نداشته و اشراف و شاهزادگان به اندازه ديگر نقاشي مي شده اند ولي در نقاشي نسبت به دوره تيموري و در دوره هاي قبل از خطوط روانتر بيشتري استفاده مي نمود.

در قرن يازدهم هجري قمري حضور آدمهاي متنوع در نقاشيها کم شر و نقاش ايراني به ترسيم يکي دو آدم با قامتي معتدل و زيبا اکتفا نمود اين روش نقاشي منصوب به رضا عباسي از بزرگترين نقاشان زمان شاه عباس اول مي باشند.

دوره ي هخامنشي
در تخت جمشيد هيچيک از رنگ هاي اصلي محفوظ نمانده است لباس شوئها طرحهاي پراکنده از ستاره ها و چهار گوشه ها که هر کدام دروازه شهري را درون خود دارند و نيز حاشيه هاي از گلهاي نيلوفر را با ترکيب رنگهاي نشان مي دهند

نقش برجسته هاي مادها با اسبهاي زيبايشان مي آورند و سپس شوئي ها يعني آنهاي که با خود يک شير ماده با بچه هايش و همچنين کمانها و خنجرهاي را که به طور مطمئمن از فلز گرانبهايي بودند مي آورند.

دوره تيموريان
در دوره تيموريان هنر پرتره سازي دوباره جان گرفت اين نقاشي ها آن قدر بزرگ بودند که اسامي بزرگان و لشکريان در کنار تصويرشان مي نوشتند
نيمه ي اول قرن ۹: درترکيب بندهاي اين دوره عدم تقارن به وضوح به چشم مي
خورد به خاطر همين ترکيب بندي درست هنرمندان را پرتحرک نشان مي داد.
نيمه دوم قرن ۹:‌ در اين دوره که بزرگترين نقاش تاريخ ايران پيدا مي کند در هنر انسان اصلي را باز مي کند.

سيري در نقاشي هاي ديواري غارهاي دوشه
نقاشي ديواري به عنوان يکي از اشکال هندي در طول تاريخ همواره از اهميت خاصي برخوردار است تاثير اين نقاشي ها بر زندگي انسان از ديرباز تا کنون آنچنان پايدار و ماندني است که مي توان گفت کمتري رشته هنري چنين تاثير را داشته است

زيرا که خيلي از رشته هاي هنري در مقاطع از تاريخ بنا به ضرورت و مجموعه شرايط خاصي شکل گرفته در مقاطعي ديگر از ميان رفته و کاربرد لازم خودرا از دست داده اند اما نقاشي ديواري ديگر را مي توان نخستين زايش راستين هندي انسان در سپيده دم تاريخ هنر دانست به طوري که همچنان تاکنون تداوم و تاثير خود را در بطن زندگي جامع بشري حفظ کرده است

هزار سال پيش انسان نخستين تصوير حيواناتي را که براي احتياجات خود شکار مي کرده و تصاوير آنها رابر ديواره محل سکونتشان يعني در انتهاي صخره غار نقاشي مي کردند آنان با اجراي اعمال چون مراسم حمله به آن تصاوير انگيزه خود را براي شکار فردايشان بالامي بردند

غار آلتامير و غار لاسکو
نخست آلتاميرا: در سال ۱۹۸۹ ميلادي اسپانايي و علاقه مندبه آثار عتيقه به هنگام جت و جو غارهاي (آلتاميه) مقدراي استخوان تراشيده سنگ هاي چخماق و آثار ابتدايي کشف کرد پس از ورود به غار بر روي ديوارهاي داخل غار نقوشي را که به چشم انسان متمدن تا آن زمان با آن آشنا نشده بوديم مشاهده کرديم به اين ترتيب اولين انسان متمدين قديمي ترين آثار نقاش مربوط به ۱۰ تا ۱۵ هزار سال قبل از ميلاد کشف کرد

غار لاسکو: در سال ۱۹۴۱ ميلادي در غار لاسکو فرانسه به طور اتفاقي آثار پيدا شد که بعدها يکي از با ارزش ترين آثار هنري پيش از تاريخ لقب گرفت در اعماق اين غار شکارچيان نقاش آن زمان بر روي ديوار تصاوير حيواني چون ماموت، گاو وحشي … بسيار زيبا آهو، اسب، گرگ نقاشي کرده بودند و آثار مربوط به دوره ي نوسنگي بوده است

دوره ي مصر
از آثار به دست آمده لذا اين دوران مي توان به مقبره هاي تخته سنگي در (بني حسني) اشاره کرد که در مقايسه با ديگر آثار بدست آمده به جاي مانده است اين مقبره ها بر خلاف احرام که بناهاي عظيم و مرتفع بودند در دل تخته سنگها ايجاد مي شود و ستونها بخشي از پيکره ها سنگي صخره محسوب مي شوند و نقش در نگهداري استفاده ندارند

در اين ساختمان ها ديوارها به انواع نقاشي ها و نقوش برجسته ي رنگي است از جمله آثار نقاشي بدست آمده در اين دوران نقاشي (تغذيه غزالان) افريقايي است نمونه ي از نقش برجسته هاي اين مجسمه ها سرديس است که به شکل بسيار طبيعي واقع گرايانه کار شده است حالت لبها و چشم ها حس خاصي را فرمانروايي را در بيننده القا مي کند

دوره ي هنر
نقاشي ديواري بهيچوجه منسوخ در دوره با بودند کم و بيش بر ديواره هاي نقاشي مي کردند بر ديواره هاي تنها در بين عصر به جاي ديواره معابد ديواره کاخهاي راجه ها نقاشي مي کردند و گاهي نيز بر سطح خارجي اين قصرها ترسيماتي مي کشيدند که چون کم دوام و نامطلوب بود منسوخ شد.

دوره ي چين
در نقاشي هاي که روي ديوارها يا بر سطح پرده هاي چند لته ي براي آرايش کاخ هاي سلطنتي و کوشکهاي اشراف اجرا مي کردند به تجسم منظره هاي سرزمين خوش روي آورند علاوه بر اين هنگام با رشد ادبيات ملي و استانها عاميانه و ادبي مضمون هاي تاريخ و زندگي نامه و غيره را بر روي طومارهاي افقي به تصوير کشيدند.

دختر نوشيروان
نقاشی های بزرگ دیواری ساسانی
شادروان استاد احمد علی کهزاد
ژنرال فریه فرانسوی در تابستان سال ۱۸۴۵ مسیحی در کهساران مرکزی افغانستان بین (خرم) و (سارباغ) و سرپل در علاقه دو آب (شاه پسند) بین حوضه (بلخ آب) و (خم آب) بین دهکدۀ (بودهی) و (دیو حصار) از هیکل تراشی های بزرگی در جدار کوه صحبت میکند و در آن هیکل تراشی پادشاهی را روی تخت دیده است. ۷۹ یا ۸۰ سال بعد از ژنرال فریه یک نفر از دانشمندان فرانسوی، پروفیسور هاکن،

که میخواست از کابل به نزد پروفیسور فوشه و دیدن جریان حفریات به بلخ برود، در رفت و آمد خود از معبر کاروان رو قدیم بامیان از کوتل اغربات، سوخته چنار، دندان شکن، خرم، سار باغ، هیبک و تاشقرغان عبور نموده و دو مرتبه در تجسس و مطالعه جاهائی افتاد که بنام سموچ (زاد خان) و (قلعه دختر نوشیروان) یاد میشد.

در تابستان سال ۱۹۲۳ (ماه جون) پروفیسور مذکور از کاروان سرائی در دوآب شاه پسند بطرف غرب یا شمالغرب حرکت میکند. خط سیر این دو نفر فرانسوی یکی ژنرال فریه و دیگری باستان شناس در فاصله ۸۰ سال به محل مطلوبی که در این مقاله بدان کار دارم، یک چیز است. فریه از دهکده ئی بنام (بودهی) یاد میکند و هاکن از جاهائی بنام (روهی) و (موهی) اسم میبرد.

هر دو از دره های ژرف و تنگ رودخانه های علیای خلم عبور میکنند و هر دو در این علاقه از وجود تاتارها صحبت میکنند و یکی از همین تاتارها پروفیسور هاکن را به محل دقیقی رهنمائی میکند که تصاویر بزرگ دیواری معروف به دختر نوشیروان در طاق بزرگی در دامان کوه نقاشی شده بود. بقرار نوشته های هاکن دختر نوشیروان قریب رودخانه خلم و بفاصله ۷ کیلومتری آن بطرف (روی) یا (روهی) واقع است.

هاکن مانند فریه پادشاهی را روی تخت نشسته دیده است. فریه در هیکل تراشی های خود از وجود محبوسین در پای تخت شاه صحبت میکند و هاکن برعکس از دو نفر که شاید موبدان زردشتی باشند به راست و چپ شاه یاد میکند

و خوشبختانه تا جائی که مقدور بود و با وسایلی که خود را به کمر کوه رسانید، توانست رسم هائی از آن مجلس رنگه با شرح چگونگی رنگ ها داده که عین آن در کتاب آثار عتیقه بودائی بامیان(تالیف موسیو و مدام گودار و هاکن) گرفته شده و پروفیسور گیرشمن باستان شناس دیگر فرانسوی در کتاب (اشکانی و ساسانی) خود مجدداُ آنرا به چاپ رسانیده است.

آنچه بعد از این مطالعات و ملاخظات برای بنده مسلم شده است، این است که ژنرال فریه فرانسوی آنچه را در سال ۱۸۴۵ دیده و یاد داشت کرده هیکل تراشی نبوده بلکه نقاشی های رنگه دیواری بوده و آنچه را دیده همین نقاشی های دختر نوشیروان است که به فاصله ۱۳۰ کیلومتری غرب یا شمالغرب بامیان قرار دارد و بعد از سال ۱۹۲۳ یعنی بعد از هاکن کسی از آن خبر ندارد و حتی در همین سال هم عوارض طبیعی خساره های زیادی بدان رسانیده است.

از نظر پژوهشی تصاویر رنگه دیواری دختر نوشیروان در تاریخ فرهنگ و هنر افغانستان و ایران اهمیت زیادی دارد. مفکورۀ عمومی طاق دختر نوشیروان، طاق های نقش رستم را در نزدیکی تخت جمشید بیاد میآورد. این طاق ها به روش هخامنشی و ساسانی در دل کوه کنده و در پناه آن تقاشی هائی صورت گرفته است.

از روی رسم هائی که ذکر کردم، پادشاهی یا شهزاده ئی به لباس ساسانی روی تختی نشسته که پایه های آن از قسمت های پیشین بدن اسپها تشکیل شده و عقب شانه دهانه دارد و تاج او سرهای حیوانات کوهی از قبیل قوچ کوهی و آهو وغیره متناظراُ به دو سمت دیده میشود. پادشاه خنجر راست و بلندی در دست دارد که نوک غلاف آن وسط دو پای او دیده میشود.

در دو جناح عقب دو فیل پایه دو نفر ایستاده معلوم میشوند که محتملاُ موبدان زردشتی باشند. این تصویر عینناُ شبیهه تصویر خسرو اول ساسانی است که روی جام بلور سنگی دیده میشود و در کابینه دو مدای (مجموعه مدال و مسکوکات) پاریس محفوظ است.

ما از درۀ فندقستان هم مجسمه های شاه و ملکه ئی را یافته ایم که زیر تخت آنها در ظرف سفالی سکه ئی از خسرو اول ساسانی گذاشته شده بود و از درۀ ککرک بامیان هم تصویر رنگه پادشاهی کشف شده است که در لباس و تاج و زیور آلات او نفوذ ساسانی با همه جرئیات آن محسوس است. چون ساسانیان در ین وقت از بلخ بر حصۀ متنابهی از خاک های افغانستان مرکزی سیادت داشتند، نفوذ هنری آن دوره در تمام آثار نقاشی های بودائی بامیان، ککرک و هزارسم مشهود است.

دختر انوشیروان آبده ئی بود که این خاطره را در دل کوه نگه میداشت. از نظر مطالعات هنری ساسانی تصاویر دختر نوشیروان اهمیت بسزائی دارد زیرا در خاک های ایران کنونی از نقاشی های دیواری آن دوره چندان چیزهائی باقی نمانده است.

كشف كتيبه‌ خط كوفي و نقاشي‌ ديواري ايلخاني در فيروزكوه تاريخ ارسال:

کتيبه اي به خط كوفي و نقاشي‌هاي ديواري متعلق به دوره ايلخاني در امامزاده يحيي روستای هرانده فيروز كوه كشف شد. در بخشي از این كتيبه عبارت «قال رسول‌الله» به خط كوفي و رنگ آبي لاجوردي نوشته شده است.

گروه اجتماعي، صبا آذرپيك:كتيبه اي منقوش به خط كوفي و نقاشي‌هاي ديواري متعلق به دوره ايلخاني به دنبال لايه‌برداري سطوح سيماني ديوارهاي امامزاده يحيي روستاي هرانده فيروزكوه كشف شد.

باستان‌شناسان با اجراي طرح سامان‌دهي و مرمت بناي امامزاده ۹۰۰ ساله فيروزكوه، به نقاشي‌هاي ديواري و كتيبه‌اي منقش درسطوح زيرين لايه‌ سيماني ديواره داخلي دست يافته‌اند كه بر اساس گمانه‌زني هاي انجام شده قدمت اين اثر به دوره ايلخاني باز مي گردد.«عبدالرضا برق‌دهنده» باستان‌شناس در مورد كتيبه‌ كشف شده مي‌گويد: «در بخشي از كتيبه كه از زير لايه سيماني خارج شده ،«قال رسول‌الله» به خط كوفي و به رنگ آبي لاجوردي نوشته شده است.

به گفته وي نقاشي‌هاي ديواري امامزاده يحيي نيز به ارتفاع ۲ متر از سطح زمين و دور تا دور بقعه امتداد دارد و به نظر مي رسد نقاشي‌ها با مضمون مذهبي و آراسته به نقوش اسليمي است.
در همين حال «قدير افروند» معاون حفاظت فني سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري استان تهران كشف كتيبه ايلخاني را حين عمليات سامان‌دهي و احياي بناي امامزاده يحيي فيروزكوه عنوان كرد

و گفت :« به دليل تخريب‌هاي صورت گرفته در بخشي از بنا و مرمت غير اصولي آن از سوي اهالي منطقه، طرح احيا بناي امامزاده يحيي آغاز شد كه در اين ميان با برداشته شدن بخشي از سيمان ديوارداخلي، باستان شناسان به كتيبه اي با قدمت ۷۰۰ ساله دست يافتند».

به گفته وي در سال‌هاي اخير نماي بيروني بناي اين امامزاده با سيمان سياه و سفيد اندود شده كه اين لايه ضخيم بار سنگيني را روي بنا به وجود آورده است.
افروند فاز نخست اقدامات صورت گرفته را شامل لايه‌برداري ديوار سيماني عنوان كرده‌ و افزود: «سنگيني لايه‌هاي سيماني به همراه گودبرداري صورت گرفته در چند سال اخير سبب تخريب تدريجي اين بناي تاريخي شده و بر اين اساس در فاز نخست اين طرح، لايه‌هاي سيماني و گچي از داخل و خارج بناي امامزاده، زدوده مي‌شود.

در همين حال برق‌دهنده باستان‌شناس با بيان اين كه كتيبه و نقاشي‌هاي ديواري در سطح زيرين گچ‌ها قرار داشته و امكان هوازدگي آنها در صورت برداشته شدن پوشش گچي وجود دارد، اجراي اين پروژه را در يک دوره زماني و متناسب با شرايط آب و هوا عنوان مي‌كند.

بر اساس بخش ديگري ازكاوش‌هاي صورت گرفته ، گنبد اصلي امامزاده يحيي به شکل طبقه اي و دايره‌وار بوده و گنبد سيماني كنوني در سال‌هاي بعد ساخته و روي گنبد اصلي قرار گرفته است.در اجراي طرح ساماندهي بناي اين امامزاده ، گنبد اصلي بر اساس مستندات موجود بازسازي مي شود.

معماري بناي امامزاده يحيي به قرن ۷ هجري برمي‌گردد و به نظر مي‌رسد، ادامه يافتن كاوش‌هاي كنوني، منجر به بازيابي نمادهايي از هنر معماري ايلخاني در اين بقعه تاريخي شود.
نقاشي‌هاي ديواري اين بقعه به رنگ لاجوردي بوده و به گفته باستان‌شناس اين پروژه ،نقاشي كنوني كشف شده طرحي از يك محراب مزين به نقوش اسليمي است.

بقعه امامزاده يحيي در بخش جنوبي روستاي هرانده فيروزكوه به صورت برج سنگي با گنبد رك ( مخروطي ) قرار گرفته است.
مصالح به كار رفته در بناي بقعه سنگ لاشه ، ملات گچ و ساروج است كه در سالهاي اخير با سيمان سياه و سفيد پوشيده شده است .

نقاشي هاي ديواري صفوي
فن شناسی و آسیب شناسی نقاشی های دیواری صفوی
نوشته رویا عمرانی کارشناس حفاظت مرمت اشیاءتاریخی و فرهنگی
مقدمه
نقاشي مفعول فعل نقش نشاندن است و از اين تعريف مي توان نتيجه گرفت كه نقش عنصر مهم و حياتي اين فعل و مفعول است و هويت بخش آن در طول ازمنه تاريخي نقوش بصور گوناگون بر روي متريالها( ماده ها) ي مختلف نشانده شده چرا كه يكي از راههاي ارتباط انسان نخستين بوده و اين را دارد. در طول دورانهاي مختلف به گونه اي متفاوت توسط انسان بصورت ابزاري براي بيلان هدف و مفهوم استفاده شده و مي شود.

نقوش خود دسته بندي هاي مختلف دارد و شيوه هاي بيان نيز نقاشي ديواري يكي از شيوه هاست كه از انسان غار نشين تا انسان قرن بيست و يكم از آن براي بيان مفاهيم مختلف جادويي، سمبليك، نهادينه و روزمره استفاده كرده است.تنها سير زمان در شيوه هاي اجراي آن دست برده است.

يكي از كهن ترين نمونه هاي هنري انسان عصر پارينه سنگي است كه با استفاده از دوده ذغال يا سوخته استخوان مخلوط با پيه جانوران و يا با رنگدانه هاي كاني همچون گل اخرا و خاك سرخ مي باشد و از نخستين ترسيمات و تصاوير انتزاعي بشر نخستين از آنچه پيرامونش مي گذشت با رويكردهاي سمبليك و يا جادويي با اشكالي مجرد بر روي ديواره ي غارها مي باشد.

قديميترين آثار بجاي مانده به حدود ۲۰۰۰ سال پيش از ميلاد مسيح مي رسد. كه عموماً مشتمل برشكلهاي انتزاعي و مخطط بسيار ساده از پيكره آدم كه در حال شكار جانوران است يا رقص دسته جمعي مردان و زنان يا گله هاي چار پاياني چون گاوميش و بز كوهي و گوزن.

در حدود ۱۲۰۰۰ سال پيش از ميلاد در زمينه بازنمايي تصوير و دقت در مشاهده يا در واقع دستيابي به نوعي واقعگرايي در ترسيمات پيشرفت بزرگي حاصل شد. شاهد اين مدعا آثاريست كه در غار باستاني آلتاميرا در شمال اسپانياو نيز آثار مكشوف در فون دوگوم فرانسه است. همچنين غار لاسكو در ايالات دوردوني فرانسه.

اين نقاشي معمولاً در انتها و در عمق غار ها و دور از دسترس حيوانات وحشي و با استفاده از برآمدگي ها و فرورفتگي هاي طبيعي غارها ترسيم مي شده كه دليلي برخاصيت جادويي اين تصاوير مي باشد. عده اي از اين تصاوير حيوانات زخم خورده و محتضر مي باشند كه انسان نخستين براي جشن فتح خود و يا افزايش توان مقابله شكار و ترسيم كرده است.

غارهايي چون هميان، دوشه و مير ملاث در استان لرستان و كرفتو در كردستان از جمله غارهايي هستند ه نقاشي ديواري در آنها پيدا شده است. كه قدمتشان حدوداً به ۱۵ هزار سال قيل از ميلاد مي رسد.
به عقيده اكثر محققين و صاحبنظران نقاشي هاي كشف شده در غارها ريشه هاي اعتقادي داشته و داراي اهميت جادويي و مذهبي بوده اند.

برخي چون ژرژباتيل از آنها به عنوان گهواره ي هنر ياد مي كنند و يا كورت ولت كه نقاشي ديواري را مادر هنرها ناميده و در رابطه با نقاشي هاي مكشوفه در غارها مي گويد:” اين مطلب را كه آيا اين كارها را مي توان جز, هنر محسوب كرد و يا اينكه صرفاً نشانه هاي مذهبي هستند مطرح نيست و فقط بايد اذعان داشت كه شروع هنر با نقاشي ديواري است

از اوايل هزاره اول ق. م و پس از استقرار آريائيان در ايران و بدست گرفتن سرنوشت سياسي، فرهنگي كشور و پس از كورش و جانشيناش كه تلاش داشتند با سيطره بر حكومتهاي اطراف با استفاده از هنر همه كشور ها فرهنگ و تمدن جهاني بسازد با استقرار سلوكيان يوناني نژاد ايرانيان با هنر واقع گراي يونان آشنا شدند و از اين پس تاثير هنر هلندي بر هنر ايراني مشهود مي گردد اما هنوز هم هنر ايراني برتري دارد

در دوره ساسانيان از تلفيق اين دو هنر نتايج ارزشمندي بدست مي آيد. بطور كلي نقاشي ديواري در ايران باستان بتدريج مسيري نو يافته و آنرا تجربه مي كند ايرانيان انبيار به جاي نقوش كوچك كوچك روي سفال تصاويري از اندازه هاي بزرگ بر ديواره بنا ها اعم از كاخها و يا معابر مي آفريند. در نتيجه هنر نقاشي تا حدي از دسترس و فهم مردم دور شده و در خدمت قدرتمندان و شكوه دربارها قرار گيرد و زباني نسبتاً پيچيده پيدا مي كند كه تنها مخاطبين خاصه اي را ارضا مي نمايد .

اگر چه برخلاف سفالهاي منقوش نمونه ها ي بر جا مانده از نقاشي ديواري ايران باستان ، محدود و اندك شمار است كه آنها نيز از گذر ايام لطمات فراوان خورده اند ولي در هر حال شاخص ترين نوع توليد نقاشي همين ديوار نگاري هاست كه در هماهنگي با فضاهاي داخلي در اندازه هاي بزرگ ،با هدف آراستن بناهاي شكوهمند و با ابزار تمپرااجرا شده است.(tempera)

اسلوبي است قديمي در نقاشي كه در آن گرد رنگ را با زرده يا زرده و سفيده تخم مرغ رقيق شده با آب مخلوط مي كنند و بر روي زمينه بكار مي برند به اين ترتيب رنگهاي كدر ، پايدار زود خشك شونده اي حاصل مي آيد كه پس از خشك شدن نمودي روشن تر دارند

در سرتا سر دوران ايران باستان ابزارها، اندازه ها، اهداف و شيوه هاي اجرايي نقاشي تاتا حدودي ثابت ماند. براي مثال ازاستفاده رنگهاي تخت ( بكار بردن رنگ بدون سايه روشن كاري) همراه با خطوط كناره نما از ويژگي هاي ثابت نقاشي هاي ديواري تمامي سده هاي مذكور است كه سنتي ايران به شمار مي رود . همچنين نقاشان همواره، تلخيص و ساده كردن فرهاو نقوش را براي نشان دادن واقعيت ها ترجيح مي دهند. البته در اين دوران موضوعاتي نقاشي ها دچار دگرگوني شده اند.

در نقاشي ها حضور شاه و اعمال و رفتار او موضوع محوري است و اهميتي ويژه دارد حضور شاه در تصوير علاوه بر اين كه حاكي از اقتدار زميني اوست داراي مفهومي تمثيلي و برخاسته از اين اعتقاد است كه شاه قدرت خود را از ايزديا خدا گرفته است.

به همين جهت قرار داد هايويژه اي نيز در ترسيم اندام شاه و ديگر شخصيت ها رعايت مي شود كه از جمله شامل محل استقراراو، اندازه، حالت، و نوع پوشاك و نيز عملي مي شود كه شاه در حال انجام آن است. دامنه تنوع رنگها در اين تصاوير محدود است

و چيدن رنگها بيشتر بر مبناي مفاهيم نمادين و يا تزئيني صورت مي پذيرد تا واقعيت عيني و طبيعت پردازي ، تركيب بنديها اغلب شاه است و سترگ نما، پيكرهاي اصلي در اندازه هايبزرگ بر زمينه اي با رنگ هاي تخت و ساده مي نشيند. در بناهاي ايران باستان ، نقاش ديوار با آوردن نقوش تزئيني در زمينه يا حاشيه تصاوير يا در پوشاك افراد فضايي شاهانه و شكوهمند پديد آورد همين ميل به تزئين كردن و آراستن صحنه ها به گونه اي انتزاعي است كه بعد ها، در دنياي اسلامي بسياركار ساز واقع شد .