نقدي بر هزينه يابي استاندارد

چکیده:
نیاز سازمان ها به سازگاری با محیط تجاری پویا و هماهنگی با پیشرفت هاي صنعتي ، برای ادامه حیات و نیاز به معیارهای دقیق و شفاف اندازه گیری باعث شد که درصدد بررسی و تجزیه و تحلیل سیستم هزینه یابی استاندارد بر آييم. يكي از وظايف اصلي مديريت برنامه ريزي و بدنبال آن كنترل است .برنامه ريزي به معني تعيين هدف و تدوين برنامه در جهت دستيابي به هدف. و كنترل مقايسه برنامه با واقعيت هاست.بديهي است زماني واحد تجاري توان رقابت با دنياي تجاري و تداوم فعاليت را دارد كه از نظر درون سازماني از وضعيت مناسبي برخوردار باشد .بر اساس

تحقيقات، صنايع توليدي هزينه يابي استاندارد را به منظور كنترل هزينه ها بكار مي برند . سیستم هزینه یابی استاندارد نگرشی است که در آن برای هر یک از عوامل هزینه در ابتدای دوره مالی

استانداردهایی تعیین می شود که طي دوره ملاک محاسبه بهای تمام شده استاندارد محصولات ساخته شده طی دوره خواهد بود . در پایان دوره مالی از مقایسه هزینه های واقعی انجام شده با هزینه های استاندارد ، انحرافات از استاندارد محاسبه می گردد که این انحرافات ممکن است مساعد و یا نامساعد باشد.در اين مقاله سعي داريم با ديدي من

تقدانه آسيب ها يي را كه ممكن است از بكار گيري اين سيستم به مؤسسه برسد و احتمالا اين آسيب ها ناشي از ايرادات و يا عدم توجه اين سيستم به برخي نكات حين وضع استاندارد ها باشد را مطرح نماييم و نكاتي را ياد آوري كنيم كه عدم توجه به آنها حين وضع استاندارد ها موجب بروز اختلاف بين هزينه هاي واقعي واستاندارد ها (وقوع انحرافات

) مي شود .

واژه های کلیدی :

هزینه یابی استاندارد ، استاندارد ، انحرافات ، بودجه ،كنترل ،

مقدمه :
در دنياي امروز شركتهايي مي توانند بر دنياي بيرون حاكم شوند كه ابتدا بر دنياي درون حاكم باشند.يك واحد تجاري كه از بخش هاي قوي بهره مند باشد مي تواند در دنياي تجارت رقابت داده شود و بدون آنكه در پي حذف رقبا باشد درصدد برتر بودن و پيشي گرفتن از آنان بر آيد. در حال حاضر كه اطلاعات صحيح مهمترين عامل تصميم گيري فرض شده است ، مي توان پا را فراتر نهاد و مديران قوي ، درستكار و شجاع را مهمترين ابزار تصميم گيري صحيح و به تبع آن پيشرفت واحد تجاري دانست.
چرا كه حتي با وجود در دسترس بودن اطلاعات صحيح هم ممكن است يك مدير بي كفايت تصميمات صحيح ، كارا و اثر بخش نگيرد.

امروزه شرکتها برای افزایش رقابت با رقبای تجاری خود نیازمند به بازنگری در استانداردها و مقررات حاکم می باشند . پیشرفت های سریع در صنایع مختلف ، روشهای ارزیابی و قیمت گذاری را متحول کرده است . سودآوری بلند مدت شرکت به کیفیت و قیمت گذاری مناسب و صحیح محصولات تولیدی بستگی دارد .
شرکتها برای نیل به اهداف خود از سیستم حسابداری بهره می گیرند . هدف حسابداری صنعتی برنامه ریزی ، کنترل و محاسبه بهای تمام شده است و برنامه

با رقم های برآوردی سروکار دارد و در این امر از شاخص ها بهره گرفته می شود که همان استانداردها است . استاندارد مأخذی است جهت سنجش کارآیی واحد تجاری و ابزار اولیه برنامه ریزی تهیه بودجه، و کنترل (مقايسه نتايج واقعي با استاندارد ها و محاسبه انحرافات ) است .
متن اصلی :

تعیین استانداردها :
موفقیت یک سیستم هزینه یابی استاندارد به قابلیت اطمینان ، صحت و پذیرش استانداردها بستگی دارد . به منظور حصول اطمینان از اینکه کلیه عوامل مؤثر در تعیین استانداردها در نظر گرفته می شود ، لازم است حداکثر سعی و توجه مبذول گر دد.
يك قلم هزينه ، تركيبي از نرخ و مقدار است. پس بايد هزينه استاندارد، تركيبي از نرخ ا ستاندارد و مقدار استاندارد باشد
در برخی موارد ، متوسط تجربیات گذشته که از مدارک حسابداری دوره های قبل بدست می آید ، به عنوان استاندارد مورد استفاده قرار می گیرد . بررسی زمان و حرکت ، زمان لازم برای انجام عملیات مختلف تولیدی را تعیین می کند . به منظور تعیین مقادیر و انواع مواد مورد نیاز ، انجام بررسی های مهندسی نیز ضروری است مؤثرترین استانداردهاي مقداري توسط دایره مهندسی و بر اساس مطالعات و بررسی های دقیق در مورد محصولات و

عملیات و تشریک مساعی فعالانه افرادی که عملکرد آنها با استاندارها مقایسه می شود ، تعیین می گردد .
اما در باب تعيين استاندارد هاي نرخ ( پولي )مشكلاتي وجود دارد. چرا كه هرگاه در محاسبات پاي پول در ميانه باشد با توجه به وابستگي ديگر دارايي ها به آن، تعيين يك معيار پولي دشوار خواهد بود.

اهداف هزینه های استاندارد :

هزینه های استاندارد برای مقاصد زیر مورد استفاده قرار می گیرند
۱ – تهیه و تنظیم بودجه ها
۲ – کنترل هزینه ها ، بهاي تمام شده و ایجاد انگیزه در کارکنان و سنجش کارآیی آنها
۳ – تعيين قيمت هاي ثابت و مشخص نمودن سياست وخط مشي سازمان
۴ – تسهیل روشهای هزینه یابی و تسریع در ارائه گزارشات هزینه
۵ – تخصیص هزینه ها به موجودی مواد ، کالای در جریان ساخت و کالای ساخته شده
۶ – تعیین مبنایی به منظور ارائه پیشنهاد جهت شرکت در مناقصه ها ، انعقاد قراردادها و محاسبه قیمت های فروش
۷ – سهولت تقسيم كار
۸ – كمك به برنامه ريزي و ايجاد هماهنگي
۹ – تعديل و حتي حذف ضايعات و فعاليت هاي بي ثمر
ارزشيابي موجودي ها ۱۰ –
۱۱ – مديريت بر مبناي استثناء

استفاده مدیریت از تجزیه و تحلیل انحرافات :
هزینه های تولید اکثراً متأثر از عوامل داخلی واحد تجاری می باشند که مدیریت تا حد زیادی می تواند کنترل های لازم را نسبت به میزان تأثیر کوششهای انجام شده در رابطه با تولید و همچنین عملکرد سرپرستان دوایر ، آگاهی های لازم را کسب نماید .
سرپرستان دوایر که اغلب دو سوم تا سه چهارم هزینه های تولیدی را انجام می دهند ، در قبال انحرافات ( نرخ ، مقدار ، بازده و ضایعات ) یا انحرافات دستمزد مستقیم ( نرخ و کارایی ) ، مسئولیت مستقیم دارند .
انحرافات سربار کارخانه شامل انحرافات هزینه ، قابل کنترل ، ظرفیت بلا استفاده ، حجم و کارایی ، بیانگر موفقیت یا عدم موفقیت در اعمال کنترل نسبت به هزینه های سربار متغیر و ثابت ، در هریک از دوایر می باشد .
با محاسبه انحرافات ، عملیات خاتمه یافته تلقی نشده بلکه

این محاسبات آغازی برای انجام تجزیه و تحلیل و بررسی های بیشتر و انجام اقدامات ضروری خواهد بود . به علاوه ، انحرافات حاصله به سرپرستان این اجازه را می دهد تا در مقابل انحرافات نامساعد ایجاد شده که ناشی از عملکرد آنان نبوده است ، از خود و کارکنان تحت سرپرستی خویش دفاع نمایند .
در برخی موارد انحراف ایجاد شده می تواند به عنوان ضابطه ای جهت سنجش میزان مطلوبیت یک استاندارد ، مدنظر قرار گیرد و همچنین این اجازه را به مدیریت بدهد تا کوششهای خود را جهت داده و تجدید نظر های لازم را بر اساس ضوابطی معقول ان

جام دهد.
اقدام جهت حذف علل انحراف نامطلوب (نامساعد) و فراهم نمودن زمینه لازم جهت اجرای عملیات به نحوی مطلوب ، در چارچوب وظایف و اختیارات مدیریت قرار دارد ولی کارکنان سرپرستی و عملیاتی ، در رابطه با واقعیت هایی که انجام اقدامات اصلاحی را جهت کنترل هزینه ها فراهم می کند ، به سیستم اطلاعاتی حسابداری متکی می باشند .اين سيستم هزينه يابي در كنار مزاياي مطروحه داراي نواقص ، ايرادات ، اشكالات و محدوديت هايي در هفت زمينه است كه به آنها مي پردازيم :

۱-ایرادات ناشي از بكار گيري سيستم هزینه یابی استاندارد ( ۲ مورد )

۲-ايرادات ناشي از وضع و لحاظ استاندارد ها ( ۹ مورد )

۳-ايرادات وضعف هاي تجزيه وتحليل انحرافات (۱۰ مورد)

۴- ايرادات مربوط به تخصيص انحرافات (۱ مورد)

 

۵-محدوديت هاي سد راه اعمال سيستم هزينه يابي استاندارد (۳ مورد )

۶-ايرادات ناشي از عدم تمايز بين هزينه هاي استاندارد و هزينه هاي پيش بيني شده ( ۵ مورد )

۷ – ايرادات ناشي از كاربرد سيستم هاي هزينه يابي استاندارد و كنترل بود جه اي به جاي يكديگر (۵ مورد)

 

ایرادات ناشي از بكار گيري سيستم هزینه یابی استاندارد :-۱
۱-۱ : استفاده از اين سيستم مستلزم پيش بيني و براورد است . پيش بيني و براورد موجب كاهش قابليت اتكاي اطلاعاتي توليدي اين سيستم مي شود . اگر اين اطلاعات قابليت اتكاي كافي نداشته باشند ممكن است تصميم گيري ها صحيح نباشد (مثلا قيمت گذاري صحيح نبوده و پس از قطعي شدن هزينه ها مجبور به پذيرش سود كمتر، بيشتر و يا حتي ناگزير به تغيير قيمت ها شويم كه هر كدام پيامد هاي منفي خاص خود چون ( به ترتيب ) مخاطره تداوم فعاليت ، عدم رضايت مشتري ، و عدم ثبات در سازمان را دارد .

۲-۱ : استفاده از اين سيستم و بكار گيري استاندارد ها مي تواند باعث كاهش انگيزه در كاركنان شود چرا كه ممكن است گاهي اين استاندارد ها دست نيافتني جلوه كند و روحيه تلاش در كاركنان تضعيف شود از طرفي باز و دست يافتني تر بودن استاندارد ها موجب ايجاد انحرافات مساعد گشته كه بازهم باعث ضعف كنترلي خواهد بود.

۲-ايرادات ناشي از وضع استاندارد ها :

اختلاف بين استانداردهاي وضع شده و هزينه ئهاي واقعي دليل بوجود آمدن انحراف است و انحرافات مساعد و نامساعد نه تنها هيچ مطلوبيتي براي مديريت ود

يگر ذينفعان ندارد بلكه آثاري مخرب در كنترل كه از اهداف پايه اي اين سيستم است مي گذارد لذا براي پيش گيري از وقوع انحراف بايستي تمام تلاش در وضع استانداردها به عمل آيد تا با هزينه هاي واقعي اختلاف فاحشي بوجود نيايد . اين تلاش ها كه توسط علوم مهندسي وعملياتي صورت مي گيرد بايد از مشاوره ي حسابداري و اقتصادي بهره ببرد:

۱-۲ : اگر استانداردهای وضع شده بخواهد همینطور ثابت بماند و با تغییرات صنعت و تکنولوژی تغییر نکند ، این استانداردها از وضعیت روز عقب می افتند . همانطور که صنایع

پویا می باشند ، استانداردها نیز باید خود را هماهنگ با صنایع جلو ببرند .

۲-۲ : در وضع استاندارد واقعیت این است که باید استاندارد را به جزء تعریف کرد و به پرسش هایی همانند ” کدام استاندارد ؟ برای چه صنعتی ؟ برای چه کشوری ؟ و برای چه کاری ؟ ” باید پاسخ داد . ممکن است استاندارد یک کشور با کشور دیگر نخواند . به طور مثال استاندارد ایران با استاندارد بین المللی متفاوت است .
پس نتیجه می گیریم که خود واژه استاندارد جای بحث دارد . به طور مثال در کشور ایران استاندارد می گوید برای تولید محصول الف باید ۲ کیلو ماده آلف استفاده شود اما نمی گوید که ماده آلفا از چه نوعی و چه کیفیتی باید باشد . در ضمن باید توجه داشته باشیم که این استاندارد برای مردم ایران وضع شده و شاید برای کشور دیگری برای تولید همین محصول نیاز به ۵/۲ کیلو ماده آلفا باشد یا اصلاً در آن کشور ماده آلفا با آن کیفیت نباشد و نیاز به اندازه متفاوت در تولید آن باشد . خود استاندارد خوب است اما راجع به آن تحلیل های بیشتری نیاز است . اگر استاندارد را بدون

بررسی و با دید بسته قبول کنیم و به کار ببریم به مشکل برمی خوریم لذا بهتر اين است كه استاندارد را مانند الگویی بدانیم که باید این الگو تعریف شود تا بتوان آن را به کار بست . پس باید تعریفی از استاندارد به طور دقیق به عمل آید . پیشنهاد می شود که واژه استاندارد و هزینه یابی استاندارد بومی سازی شود .

۳-۲: هزينه هاي استاندارد در شرايط كاراي عمليات بوقوع مي پيوندد حال آنكه شرايط توليدي مؤسسات معمولا با شرايط كارا فاصله دارد پس بهتر است بجاي مد نظر قرار دادن شرايط ك

ارا در وضع استاندارد ها شرايط مؤسسه مد نظر قرار گيرد تا وقوع انحرافات به حد اقل خود تعديل شود .

۴-۲: عدم توجه به شرايط اقتصادي وشرايط بازار مانند تورم ، ركود و … كه ممكن است موجبات افزايش يا كاهش درهزينه هاي انباشته شده در انباره ي مواد يا دستمزد يا سربار شود،در هنگام وضع استانداردها.

۵-۲:عدم توجه به تغيير قوانين جاري چون قانون كار ، تامين اجتماعي و… كه ممكن است موجبات افزايش يا كاهش درهزينه هاي انباشته شده در انباره هاي بهاي دستمزد و سربار شود،در هنگام وضع استانداردها.

۶-۲:عدم توجه به تصاعدي بودن برخي هزينه هاي سربارچون آب و برق و گاز و… كه با افزايش حجم توليد در دوره هاي آتي افزايش مي يابند و ديگر از استانداردهاي دوره هاي لحاظ كردن استاندارد بر مبناي آنها(ميانگين ها)، پيروي نمي كنند و در نتيجه موجب وقوع انحرافات مي شوند در هنگام وضع استاندارد ها.

۷-۲:در نظر نگرفتن منحني هاي يادگيري در لحاظ كردن استانداردها چرا كه با افزايش حجم توليد زمان كمتري براي توليد هر واحد نياز بوده همچنين ضايعات كمتري حاصل مي شود يعني هزينه هاي واقعي از استاندارد ها كوچكتر شده و موجب وقوع انحراف مي شود.

۸-۲: وضع استاندارد ها در سيستم هزينه يابي سفارش كار از قابليت اتكا بر خورد

ار نبوده و معمولا در پيش بيني هزينه ها ضعيف جلوه مي كند چون در اين سيستم با توجه به تفاوت شرايط هر سفارش و خاص بودن آنها داده هاي قابل مقايسه براي تخمين و وضع استاندارد كمتر در دسترس است . ضمنا باتوجه به هزينه هاي بالا مقرون به صرفه نيست

كه براي هرسفارش استاندارد جديد تعريف كرد .

۹-۲:وضع استاندارد هاي غير واقع بينانه ممكن منجر به سؤتفاهم و رنجش كاركنان شود.

۳-ايرادات وضعف هاي تجزيه وتحليل انحرافات:

مي توان گفت تجزيه وتحليل انحرافات مقدار ونتيجه گيري از آن به نحو قابل ملاحظه اي ميتواند ثمر بخش باشد اما اين امر بطور مطلق در مورد نرخ و قيمت ها صادق نيست ، چرا كه همواره در تجزيه و تحليل آنها مشكلاتي وجود دارد .

انحرافات مواد مستقيم :
با فرض وجود يك نوع مواد مستقيم بكار رفته ، انحراف كل مواد از

اختلاف بين « هزينه استاندارد مواد براي توليد واقعي» و«مواد واقعي مصرف شده» بدست مي آيد .كه خود به دو انحراف نرخ و مصرف مواد تقسيم مي شود .
اگر مواد مصرفي كمتر از ميزان استاندارد باشد انحراف مقدار را مساعد شناسايي كرده وداراي مطلوبيت است ، در حاليكه اين انحراف ممكن است ناشي از موارد زير باشد:
۱- مصرف كمتر مواد ممكن است با كاهش كيفيت همراه باشد .
۲- مصرف كمتر مواد ممكن است مربوط به عواملي چون كيفيت بالاي مواد ويا مهارت كاركنان و… باشد .
همچنين اگر نرخ وقعي مواد مصرفي از نرخ استاندارد آن كمتر باشد بازهم انحراف نرخ مساعد شناسايي مي شود واين در شرايطي است كه اين انحراف مي تواند دلايلي چون موارد زير داشته باشد :
۱-اين نرخ پايين ممكن بدليل كيفيت پايين مواد و از درجه هاي بالاتر باشد .
۲- اين نرخ پايين مي تواند موجبات عوامل نامساعد ديگري را فراهم آورد .

با فرض وجود بيش از يك نوع مواد مستقيم بكار رفته در توليدانحراف مصرف به «انحراف تركيب» و «انحراف بازده » تقسيم مي شود .كه براي حجم مشخصي از توليد ، بايستي براي مصرف هر نوع مواد فرمول مشخصي تعريف كرد ، كه امر دشوار بوده

و در مؤسسات با تنوع فعاليت دشوارتر است.
انحرافات دستمزد مستقيم :
دستمزد مستقيم نيز تركيبي از نرخ و مقدار بوده كه در محاسبه انحرافات آن بترتيب انحرافات نرخ و كارايي محاسبه مي شود . باز هم همان مشكلات مطروحه در محاسبه ي انحرافات يعني كمتر كار كردن مساعد شناسايي شده در حاليكه حجم بي

شتر توليد در زمان كمتر مشكلاتي چون كاهش كيفيت ، ايجاد خستگي و بي انگيزگي در كاركنان و … مي كند .
همچنين پايين بودن نرخ دستمزد مساعد و مطلوبست در حاليكه اين نرخ پايين ممكن است مربوط به عدم صلاحيت كاركنان و به تبع آن كاهش كيفيت و … باشد.
انحرا فات سربار كارخانه :
در اين مورد هم كاهش هزينه وافزايش مقدار محصول مبناهاي اصلي شناسايي انحراف مساعد و مطلوب است
. بطور كلي «در محاسبه انحرافات فقط موضوع كنترل و كاهش هزينه ها در نظر گرفته مي شود و كيفيت محصول يا خدمات مد نظر قرار نمي گيرد» .در شرايطي كه شعار هر توليد كننده بايد كاهش هزينه توأم با افزايش كيفيت و به تبع آن كاهش قيمت فروش باشد .
انحرافات سربار را به طرق زير مي توان تجزيه و تحليل كرد :
انحراف قابل كنترل سربار ۱- از ايرادات اين روش مي توان به عدم تشخيص جزئيات انحرافات سربار متغير و سربار ثابت اشاره كرد . روش دو انحرافي :

انحراف حجم سربار
انحراف هزينه سربار

در اين روش ايراد روش دو انحرافي بر طرف مي شود يعني سهم نرخ و كارايي ۲-
روش سه انحرافي: انحراف كارايي سربار مشخص مي شود اما جزئيات سربار ثابت هنوز مشخص نيست .

انحراف ظرفيت سربار

 

انحراف هزينه سربار ۳- در اين روش تمامي ايرادات روش هاي قبلي بر طرف شده به همين جهت
بهترين روش محاسبه انحرافات سربار بوده اما ، هنوز هم با توجه به اين امر كه
انحراف كارايي سربار متغيير انحرافات سربار پايان دوره محاسبه مي شود لذانمي توان طي دوره اصلاحات
را لحاظ كرد ،نواقصي دارد . بهتر بود انحرافات

طي دوره محاسبه مي شد .
روش چهار انحرافي :
انحراف كارايي سربار ثابت

انحراف ظرفيت سربار

 

باتوجه به اين امر كه سيستم هزينه يابي استاندارد تركيبي از واقعيت و اطلاعاتي است كه هنوز واقعي نشده ، مطابق اصول پذيرفته شده
( اصل بهاي تمام شده تاريخي )قابل قبول نمي باشد . لذا بايد در پايان دوره پس از مشخص شدن كل انحرافات بايستي انحرافات تخصيص داده شوند تا از استاندارد ها به واقعيت برسيم . بمنظور اين تخصيص دادن دو روش بشرح ذيل وجود دارد :
۱- به حساب بهاي تمام شده كالاي فروش رفته بردن انحرافات ، كه اين روش مغاير با اصل تطابق است . اما نبايد فراموش كرد كه به ندرت اتفاق مي افتد كه عمل حسابداري با تئوري حسابداري مطابقت كامل داشته باشد .لذا انحراف از اصل تطابق تحت تأثير اهميت بلامانع است .

۲- اگر انحرافات با اهميت باشند ، آنها به حسابهاي مربوط به انحراف (حسابهايي كه از هزينه مرتبط با انحراف سهم برده اند ) تخصيص ميابد .اين روش در پيروي از اصول پذيرفته شده حسابداري قوي تر است .
اما اشكال اين روش در ابتداي دوره ي مالي بعد ،چن

انچه كالاي در جريان ساخت و كالاي ساخته شده موجود باشد ،بشرح زير بروز مي كند :
در واقع ، واقعي شده اندو حال اگر در ابتداي دوره بخواهيم از سيستم استاندارد بهره بگيريم ، موجودي هاي ابتداي ما ديگر استاندارد نيستند حال آنكه طي دوره استاندارد در موردآنها ثبت مي گردد و مشكل دو ارزش در يك حساب پديدار مي

شود:
«يك ارزش انتقالي از دوره قبل كه در بردارنده سهمي از انحرافات است» + «هزينه هاي استاندارد دوره ي جاري»
تنها پيشنهاد ممكن براي رفع اين اشكال دائمي كردن انحرافات و انتقال آنها از دوره اي به دوره ديگر به نظر مي رسد .

۵-محدوديت هاي سد راه اعمال سيستم هزينه يابي استاندارد:

۱ – نياز به كار كنان كاردان و شايسته براي پياده سازي اين سيستم .
۲ –پياده سازي اين سيستم هزينه بر بوده و ممكن است استفاده از آن در برخي واحدهاي تجاري صرفه ي اقتصادي نداشته باشد .
۳ – به روز كردن استاندارد ها هزينه بر بوده و اغلب مؤسسات ممكن است از اين امر اجتناب ورزيده و لاجرم نتايج مطلوب نخواهد بود .

۶-ايرادات ناشي از عدم تمايز بين هزينه هاي استاندارد و هزينه هاي پيش بيني شده :
عليرغم اين امر كه هردو گروه هزينه هاي استاندارد و هزينه هاي پيش بيني شده مربوط به قبل از آغاز فعاليت است اما تفاوت هايي باهم دارند كه هنگام بكار گيري سيستم هزينه يابي استاندارد بايد مورد توجه قرار گيرد . نمونه هايي از اين تفاوت ها بشرح ذيل است :
هزينه هاي استاندارد : هزينه هاي پيش بيني شده :
۱- ۶:از نظر ماهيتي در تعيين آنچه بايد باشد كمك ميكند

. – و هزينه هاي پيش بيني شده معياري
در رابطه با آنچه خواهد بود است .
۲- ۶:از نظر مبنايي هزينه هاي استاندارد قابل برنامه ريزي بوده – و هزينه هاي پيش بيني شده ميانگيني
از اقلام گذشته است و در تعيين آنها وبادرنظر گرفتن س

طح معيني از كارايي به شيوه ي عملي تغييرات آتي لحاظ مي شود .
تعيين مي شود.

۳-۶ :هزينه هاي استاندارد را معمولا مي توان در رابطه با حسابهايي – هزينه هاي پيش بيني شده بعنوان
بكار گرفت و اختلاف آنها را باواقعيت بعنوان انحراف در نظر گرفت . داده هاي آماري باواقعيت ها مقايسه
ميگردند چنين هزينه هايي در دفاتر
ثبت نمي گردند .

۴ – ۶: از هزينه هاي استاندارد بعنوان ابزاري در جهت ارزيابي عملكرد – هزينه هاي پيش بيني شده را در هر زمينه استفاده مي شود . عملياتي مي توان بكار گرفت .
.
۵ – ۶:هدف اصلي هزينه يابي استاندارد كنترلي است . – هزينه هاي پيش بيني شده بدنبال كنترل نيستند
بلكه تعيين قيمت محصولات جديد ، تصميمات
مربوط به ساخت يا خريد و … بكار مي رود .

 

۷ – ايرادات ناشي از كاربرد سيستم هاي هزينه يابي استاندارد و كنترل بود جه اي به جاي يكديگر:
اين دو سيستم وجوهات مشترك و شباهت هاي بسياري باهم دارند . مثلا : هر دو با تعيين معيار از پيش تعيين شده هدف كنترلي دارند و به مقايسه ي نتايج واقعي و ميار ها دست مي زنند . عليرغم وجود شباهات و حتي اينكه اين دو سيستم مكمل هم اند بدليل اختلافات ذيل نبايد بجاي هم بكار بروند .

هزينه يابي استاندارد : كنترل بود جه اي :
۱-۷: زمينه كاري ، معمولا در ارتباط واحدهاي توليدي و يا بازار -بودجه در هر زمينه اي چون خريد ، فروش ، يابي و اداري بكار مي رود . توليد، وجوه نقد مخارج سرمايه اي و …. مي توان ۱ بكار برد .

۲-۷ : ارتباط با حسابها ، در هزينه يابي استاندارد انحرافات بر حسب – در بودجه بندي انحرافات در رابطه با حسابها ارزيابي
حسابها تعيين مي شود . نمي شوند بلكه بودجه در كنار واقعيات درج مي شود.

۳-۷ : ثمر بخشي ، هزينه يابي استاندارد يك معيار واقع بينانه فراهم – بودجه معمولا حد فوقاني را مشخص مي كند بدون
نموده بنابر اين ابزار مفيدي در جهت كنترل و كاهش هزينه هاست. اينكه اث

ر بخشي مخارج را با توجه به محصول در نظر
بگيرد
۴-۷ : زمينه بكار گيري ، هزينه يابي استاندارد در رابطه با قيمت تمام – بودجه در زمينه حسابداري مالي قرار مي گيرد .
شده مي باشد ( حسابداري صنعتي )

 

۵-۷ : مبناي كاري ، هزينه يابي استاندارد معمولا بعد از در نظر گرفتن – در بودجه تا حدود زيادي گذشته مد نظر قرار
عواملي چون ظرفيت توليد ، روش هاي كاري و … تعيين مي گردند . ميگيرد و توجه چنداني به كارايي نمي شود.

نتيجه گيري :

– دنیای رقابتی و مشتری گرایی که در جستجوی خلق ارزش و حذف اتلاف است، به همراه خود در کلیه سیستمهاي سازمانی تحول پدید آورده است. بسیاری از این تحولات را در سیستم های تولیدی می شناسیم. اما عدم توجه به هزینه ها و یا بعد راهبردی هزینه، فنون مدیریت تولید را با ضعف مواجه می سازد. لذا لزوم توجه به تکنیک های نوین مدیریت هزینه بیش از پیش احساس می شود. نكته حائز اهميت در بكار گيري اين فنون كاربرد صحيح و هوشمندانه آنها با توجه به شرايط محيط استفاده ي آنهاست . يكي از اين سيستمهاي كارا سيستم هزينه يابي استاندارد است كه عليرغم مزايا وويژگي هاي بسيارش داراي نواقص ، ايرادات ، اشكالات و محدوديت هايي است كه در هفت گروه زير تقسيم بندي و به آنان اشاره كرده ايم :
۱-ایرادات ناشي از بكار گيري سيستم هزینه یابی استاندارد ( ۲ مورد )
۲-ايرادات ناشي از وضع و لحاظ استاندارد ها ( ۹ مورد )
۳-ايرادات وضعف هاي تجزيه وتحليل انحرافات (۱۰ مورد)
۴- ايرادات مربوط به تخصيص انحرافات (۱ مورد)
۵-محدوديت هاي سد راه اعمال سيستم هزينه يابي است

اندارد (۳ مورد )
۶-ايرادات ناشي از عدم تمايز بين هزينه هاي استاندارد و هزينه هاي پيش بين

ي شده ( ۵ مورد )
۷ – ايرادات ناشي از كاربرد سيستم هاي هزينه يابي ا

 

ستاندارد و كنترل بود جه اي به جاي يكديگر (۵ مورد)

منابع مآخذ :

۱- کتاب حسابداری صنعتی -اعتمادي حسين / سيد نژاد فهیم سید رضا –

انتشارات سنجش – چاپ پنجم / ۱۳۸۶
۲- كتاب حسابداری صنعتی – جلد دوم : برنامه ریزی و کنترل ترجمه : نویسی فرشید/ نظری رضا/ حسینی احمد/ عالی ور عزیز
چاپ بیستم ۱۳۸۵
۳- ، حسابداري صنعتي (۲): بودجه‌بندي و كنترل سيستم‌هاي استاندارد نمازي، محمد، (۱۳۸۴ )، سازمان سمت، تهران
۴- حسابداري صنعتي جلد اول – عثماني محمد قسيم / قاسم زاده علي – انتشارات ترمه ۱۳۸۴ تهران
۵-حسابداري صنعتي۲- اسكندري جمشيد –نشر حفيظ – تهران -۱۳۸۷
۶- حسابداري صنعتي۳- اسكندري جمشيد –نشر حفيظ – تهران -۱۳۸۶
۷-حسابداري صنعتي- همت فر محمود – عبدل زاده روح اله – انتشارات فرهنگ زبان
۸- حسابداري صنعتي – درگاهي رضا –كانون فرهنگي آموزش – تهران ۱۳۸۴
۹ – مباني نظري و كابردي حسابداري صنعتي – هومن احمد –نشر كتاب مهربان تهران ۱۳۸۳
۱۰- هزينه يابي هدف رويكرد تطبيقي -مولف/مترجم: دکتر محمد حسن قلی‌زاده؛ فاروق کاظم‌اُف
۱۱- كتاب سيستم هاي اطلاعاتي حسابداري -همت فر محمود / كوليوند عباس- انتشارات فرهنگ زبان – چاپ ۱۳۸۸
منابع انگليسي :
۱٫ARORA Mn – cost & management accounting
2. ELDENBURG leslieg / WOLCOTT susank – cost manag ment
3 . RAG thukaharam me – cost accounting

۴ . ARORA Mn – cost accounting principles and practice
5. Michael R. Kinney –cost accounting -South-Western College Pub; 6 edition (February 2, 2005)

۶٫ Colin Drury-managemment & cost accounting
7.charles t .horngren – cost accounting-12th edition -2007