خلاصه

با بررسی نحوه شکل گیري شهرها و تأثیر انواع عوامل طبیعی و زیست محیطی بر این روند، دخالت عناصر طبیعی را از مهمترین عوامل در این مهم می توان برشمرد. آب اولین عامل پاي بند بشر به زمین، جهت نیازهاي ابتدایی و اساسی او است، چنانکه از دیر باز همواره نطفه هاي اولیه ي شهرها را رودخانه ها تشکیل داده اند و نبض چگونگی شکل گیري، قرارگیري و نحوه ارتباط فضاها را با یکدیگر و در نتیجه، بافت و سیماي شهر را در اختیار دارند.

با توجه به بررسی هاي اجمالی روي این نقاط عطف و از آن جا که در کشور ما برخورد جدي در این مورد کم تر صورت گرفته است. در این مقاله رودخانه مهاباد مورد توجه قرار می گیرد و نقش بنیادین آن از زمان هاي گذشته تا به حال و نیز در آینده برررسی می شود. حضور این رود در شهر مهاباد دیروز، افت و خیزهاي زیادي داشته است و در شهر مهاباد امرز، آب تنها در سطح کلان حضوردارد که آن هم نا به سامان می نماید.

کلمات کلیدي: آب، رودخانه مهاباد، شهرسازي، مادي

.۱ مقدمه

عناصر طبیعی مانند آب، از گذشته هاي بسیار دور، به عنوان عواملی زندگی آفرین، در نزد اقوام و گروه هاي فرهنگی ساکن در نقاط مختلف دنیا مقدس بودند. به ویژه در سرزمین ایران- به دلیل وجود شرایط اقلیمی خاص-آب به عنوان عنصر هستی بخش، بسیار مورد توجه بوده و به دلیل نیاز روزمره به آن و ترس از نبودنش، به عنوان یکی از ایزدان، در ذهن ایرانیان، چایگاه ویژه اي داشته است. به این ترتیب، با اینکه آب، از عوامل طبیعی اثر گذار بر شهرسازي محسوب می شد، انتخاب مکان مناسب شهرها و نحوه نمایش آب در آنها – به منظور پرستش- بر اساس مقوله هاي اساطیري و با دقت کامل انجام می گرفت. در نتیجه، آب که به عنوان سرچشمه حیات، جایگاه ویژه اي در تفکر ایرانی داشت، در سطح زیستگاه ها تبلور کالبدي یافت و شهرها و آرمان شهرها را معنا بخشید و به صورت هاي گوناگون مانند نقطه، خط و سطوح ایستا و پویا، فضاي پیرامونش را شکل داد. هر شهر با حضور آب، ویژگی هاي منحصر به فردي یافت و از بقیه ي زیستگاه ها متمایز گردید. مکان فعالیت ها، با توجه به جریان آب انتخاب شد و عناصر شهري با توجه به حرکت آب شکل گرفتند. در واقع، ضمن اینکه ضرورت هاي ساختاري، باعث شکل گیري شهر بر مبناي آب می شد، این عنصر شناسه اي بود براي در مکان، و به این ترتیب، نیازي روزمره کالبد شهر زا می ساخت، فضاي اجتماعی را تعریف می کرد و جهت رشد و توسعه را معلوم می نمود و از سوي دیگر، به عنوان نمودي مقدس از یک حقیقت ( استواري زندگی برآب) در ذهن تقدیس می شد و در شهر تظاهري نمادین یافت. با بررسی نحوه ي شکل گیري و تکامل شهرها و تأثیر انواع عوامل طبیعی و زیست محیطی بر این روند، دخالت عناصر طبیعی را از جمله مهم ترین و مؤکدترین عوامل در این مهم می توان برشمرد. آب اولین عامل پاي بندي بشر به زمین جهت رفع نیازهاي ابتدایی و اساسی اوست. از این جهت از دیرباز همواره نطفه هاي اولیه شهرها را رودها تشکیل داده اند. این شریان هاي حیاتی، نبض چگونگی شکل گیري، قرارگیري و نحوه ارتباط فضاها را با یکدیگر و در نتیجه، بافت و سیماي شهررا در اختیار دارند.

١دانشجوي کارشناسی ارشد رشته معماري گرایش معماري
٢عضو هیأت علمی گروه معماري دانشگاه آزاد اسلامی واحد مهاباد

۱

اولین همایش بین المللی و چهارمین همایش ملی عمران شهري دانشکده فنی دانشگاه آزاد اسلامی واحد سنندج

۱۳، ۱۴و ۱۵ اسفند ماه ۱۳۹۲

.۲ نقش آب در شهر ایرانی

شهر ایرانی، مانند همه ي شهرهاي ایرانی، باید در جایی شکل می گرفت که به آسانی به آب روان دسترسی می داشت. نحوه ي حضور آب، در تبیین شکل کالبدي- فضایی شهر، هنوز هم در شهر ایرانی پس از اسلام قابل مشاهده است و در مورد شهرهاي پیش از اسلام، نوشته ها و اندك آثار به جا مانده ازشهرهاي آیینی، تصوري ازرابطه ي آب وشهررا شکل می دهند. [۱]

مروري برآرمان شهرهایی که دراندیشه ي ایرانی ساخته و پرداخته شده اند، نشان می دهد که آب، یکی از عناصر ساختاري شهر بوده و دراین مکان ها که به عنوان بهشت هایی دراین جهان به تصور درمی آمده اند، به نشانه ي سرزندگی و پویش شهر، حضوره کلیدي داشته است. مهم ترین آرمان شهر ایرانی، ورجمکرد است که در بخشی از متن اوستا- وندیداد- دستور ایجاد آن از سوي اهوارمزدا به جمشید داده شده است و می توان از آن به عنوان یکی از کهن ترین مجموعه هاي شهري یاد کرد. براي ساختن این شهر، پس ایجاد محوطه اي براي زندگی مردمان ومحوطه ي دیگري براي چهارپایان به جمشید دستور داده می شود. در پژوهشی که در مورد ساختار کالبدي و رجمکرد انجام شده است، رابطه عنصرآب، با شکل شهر، این گونه تفسیر شده است: »الگوي کالبدي شهر داراي طرح هندسی منظم با گذرگاه هاي موازي است. هجده گذرگاه استخوان بندي کالبدي شهر را می سازند. یک آبراهه ي عریض عمود برگذرگاه ها، سراسر شهر را طی می کند. و مانند آب پخشان بزرگی در شعبه هایی از آن در گذرگاه ها جاري می شود و خیابان هایی مشجر، با شهر آب پدید می آید. مدخل آبراهه از محلی که آب وارد باروي شهر می شود، تنها در یا روزن بارو و یا به عبارتی دیگر تنها ورودي شهر را پدید می آورد. از هر چهارسوي ]هرخانه[ می توان بر فضاي سبز شهر نظاره کرد. حیات خانه ها به وسیله دیوار و پرچین از همدیگر جدا نمی شود، فضاي سبز حیاط ها به همدیگر پیوسته و به فضاي سبز اصلی شهر در پیرامون آبراهه می پیوندند. «

به این ترتیب، می توان دریافت که آب، در این شهر اسطوره اي، در هیأت عنصر ساختاري شکل دهنده به جهت توسعه شهر مطرح بوده و علاوه بر ضرورتی زیستی، بخش بندي هاي کالبدي را شکل داده و با تأمین مجموعه اي از سازه هاي نرم، مانند درختان وسبزي ها، موجب تمایز فضاها از هم شده است. ]همان، ص [۲۷۷

پس همان گونه که آب در سروده هاي دینی ایرانی ستوده می شود، وجود آن در اندیشه هاي مانی از شهرهاي جاوید نیز، گویاي ارزش فرازیست محیطی است. آب براي مردمان مفهومی ازلی داشته است و در پیوند با روان انسان، در سطح زیستگاه ها تبلور کالبدي می یابد. این تظاهر ماد، در ساختار شهر نهادینه شده و در نتیجه در صورت حذف آب آرمان شهر، مفاهیم بنیادي آن، نظیر بخش بندي هاي فضایی، تعیین گسترده ي شهري و در عین حال جاودانه سازي زندگی، در آرامش، به واسطه ي ایجاد نرم فضاهاي طبیعی با حضور آب، همه از اندیشه ي آرمانی شهر، حذف می گردند. ]همان، ص

[۲۷۶

درجایی که یافته هاي باستان شناسی، حکایت از وجود نظام شبکه ي جوي هاي آب در پاسارگاد، براي آبیاري یکی از نخستین نمونه هاي باغ ایرانی می کنند، وجود شبکه ي مجاري فاضلاب تخت جمشید نشان کوچه ها و خیابان ها را روشن کرده است. [۲]

پس، با وجود این که، ابنیه ي شهر، برمبناي تفکر ایرانی، با فضاي سبز و درختان محصور بوده اند، در واقعیت نیز برمبناي طبیعت رابطه ي انسان و محیط با آب برخورد می شد. به عبارت دیگر، هم ضرورت هاي فرهنگی – آیینی و هم ضرورت هاي زیست محیطی، در نحوه ي حضور آب در شهر ایرانی پیش از اسلام مؤثر بودند. پیشرفت هاي فنی در آن عصر، چنان بود که برمبناي یافته ها، در شهر ایلامی و شوش، دیواره ي چاه هاي آب را براي جلوگیري از نفوذ فاضلاب با آجر می پوشانده اند. [۳] از سئی دیگر، در شهرهاي آیینی، تظاهر کالبدي آب، به شکل دیگري نیز وجود داشته است. در این مکان ها، معماري بناهایی که ویژه ي پرستش آب ها است، یا سطوح گسترده ي آبی که در کنار معبد قرار می گرفته، منظرسازي هاي گوناگونی را در مقیاس هاي میانی و طراحی شهر، سبب شده است. به طور کلی، سیر تحول تاریخی شهرهاي ایران، نشان دهنده ي برپایی مراکز مذهبی، در کنار آب ها است. ]همان ص[۲۶

حضور آب، در شهر ایرانی پس از اسلام دنباله ي همان حضور پیش از اسلام است، با این تفاوت که دیگر آب، ایزد نیست، گرچه به عنوان عنصري که تجلی ذات خداوندي است، هنوز هم گرامی دانسته می شود. در شهر ایرانی پس از اسلام، منظر شهري، در مرحله ي نخست، تابع چند نوبت فعل و انفعالات اجتماعی، در شرایط هرج و مرج ها و سکون هاي مقطعی و عدم وجود آرامش درونی، در سرزمینی یکپارچه، از نظر سیاسی، در یک فاصله هزار ساله بوده است. از سوي دیگر، با گسترش شهرنشینی و نهادینه شدن فن استقرار و توسعه ي کالبدي شهر، نیاز به آب، به عنوان یک اصل در اذهان پذیرفته شده است و روش هاي استفاده از آب در شهرها، بر مبناي الگوهاي تاریخی موجود، دنبال می شده اند. [۴]

به طور کلی، مکان استقرار شهر ایرانی پس از اسلام، مانند قبل، تابع حضور آب بوده است. شهرهایی که در امتداد مسیر رودخانه ها شکل گرفته (

اصفهان، شوشترو…) زیستگاه هایی که به واسطه ي حضور چشمه ي آب، گسترش یافته ( ري، تبریزو…) و آن ها که با ایجاد قنات ها، ساخته شده بودند،