خلاصه

در پژوهش حاضر، بر اساس فرضیه همگرایی با هیجان، نقش ابعاد شخصیتی بـرونگرایـی و روان نوروزگرایی در پردازش اطّلاعات هیجانی و نقش تعدیل کنندة خلق مثبت و منفـی در ایـن رابطه بررسی شد. ابتدا ۶۵۴ نفـر از دانـشجویان دختـر دانـشگاه تربیـت مـدرس، نـسخه تجدیـد نظرشدة پرسشنامه شخصیتی آیزنک را تکمیل نمودند؛ سپس ۱۲۰ نفر از آنها بر اساس نمرههاي انتهایی توزیع در دو بعد برونگرایی و روان نوروزگرایی، به عنوان ۴ گـروه بـرونگـرا، درونگـرا، نوروزگرا و پایدار هیجانی (هر گروه ۳۰ نفر)، انتخاب شدند. در مورد هر یک از آزمـودنیهـا در دو جلسه با فاصله دو تا چهار هفته، کاربندي آزمایشی اِعمال گردید؛ در یک جلسه خُلق مثبت و در جلسه دیگر، خُلق منفی القا شد. پس از هر بار القا خُلـق، آزمـودنیهـا سـه تکلیـف شـناختی یادآوري آزاد، درجهبندي احتمال و تکمیل داستان را انجام دادند. با توجه به نتایج تحلیـل دادههـا و مقایسه عملکرد افراد گروه برونگرا و نـوروزگرا بـین دو موقعیـت خُلقـی، افـراد بـرونگـرا در موقعیت خُلقی مثبت نسبت به موقعیت خُلقی منفی، قضاوت و تفسیر مثبتتـر و افـراد نـوروزگرا نیز در موقعیت خُلقی منفی نسبت به موقعیت خُلقی مثبت، قضاوت و تفسیر منفیتري داشتند؛ امـا در تعداد واژههاي مثبت و منفی یادآوري شده افراد برونگرا و افراد نـوروزگرا، بـین دو موقعیـت خُلقی مثبت و منفی، تفاوت معناداري مشاهده نشد. نتایج پژوهش حاضر از یک سـو بیـانگر ایـن است که صفات شخصیتی به گونهاي همگرا با هیجان بر برخـی زمینـههـاي پـردازش اطّلاعـات هیجانی تأثیر میگذارند و از سوي دیگر، بر نقش تعدیل کنندة حالتهـاي خُلقـی در قـضاوت و تفسیر افراد برونگرا و نوروزگرا تأکید میکند.

واژگان کلیدي: برونگرا، نوروزگرایی، همگرایی با هیجان، خُلق، پردازش اطّلاعات

١٩٤

مقدمه

مطالعات نشان دادهاند پردازش محرّك هیجانی هم با حالت جاري خُلق و هم با صفات پایدار مرتبط است (به عنوان مثال، راستینگ۱، .(۱۹۹۹ این موضوع، این احتمال را ایجاد میکند که صفات شخصیتی مرتبط با حالتهاي خُلقی، پیشبینی کنندة سودمند پردازش انتخابی اطّلاعات هیجانی هستند (گومز۲ و همکاران، .(۲۰۰۲

چندین مطالعه شواهدي را ارایه میدهند که برونگرایی با عاطفه مثبت، و نـوروزگرایی بـا عاطفه منفی ارتباط قابل توجهی دارد (به عنوان مثال؛ کاسـتا۳ و مـککـري۴، ۱۹۸۰؛ ؛ گـومز و

همکاران، .(۲۰۰۰ مطابق با نظریه گـري ۱۹۷۱)، ۱۹۸۱، ۱۹۸۹؛ بـه نقـل از لارسـن۵ و کـتلار۶،

(۱۹۹۱، مؤلفه زودانگیختگی برونگرایی، فعالیت BAS قوي یا حساسیت بالا بـه نـشانههـاي پاداش؛ و مؤلفه اضطراب نوروزگرایی، فعالیت BIS قوي یا حساسیت بالا به نشانههاي تنبیه را بازنمـایی مـیکنـد (راسـتینگ، .(۱۹۹۹ ایـن حـساسیت بـه پـاداش و تنبیـه ممکـن اسـت بـا حساسیتهاي هیجانی مرتبط باشد. عاطفه مثبت از مواجهه با نشانههاي پاداش و عاطفه منفـی از مواجهه با نشانههاي تنبیه ناشی میشود. این حساسیتها به پاداش و تنبیه، نشان میدهند که برونگرایی و نوروزگرایی ممکن است به ترتیب با پردازش اطّلاعات هیجانی مثبـت و منفـی مرتبط باشند (راستینگ،.(۱۹۹۹

دربارة عوامل مرتبط با پردازش اطّلاعـات هیجـانی، فرضـیه همگرایـی بـا خُلـق۷ (بـاور۸،

(۱۹۹۱، بیانگر آن است که حالتهاي خُلقی مثبت، باید گرایش به قضاوتهاي مثبت و بازیابی خاطرههاي مثبت، و حالتهاي خلقی منفی نیز باید گرایش به قضاوتهـاي منفـی و بازیـابی

خاطرههاي منفی را افزایش دهند و طبق فرضیه همگرایی با صـفت۹ (راسـتینگ(۱۹۹۸، افـراد،

۱- Rusting, C. L.

۲- Gomez, R.
3- Costa, P. T.
4- Mc Crae , R. P.
5- Larsen, R.
6- Ketelaar, T. 7- mood – congruency hypothesis
8- Bower, G. H. 9- trait – congruency hypothesis

١٩٥

بیشتر اطّلاعاتی را پردازش میکنند که به لحاظ محتواي هیجانی با صفات غالـب آنهـا همگـرا است و مطابق با رویکرد میانجی (راستینگ، (۱۹۹۸، حالت خُلقـی جـاري مـیتوانـد در آثـار شخصیت بر پردازش نشانههاي هیجانی، نقش میانجی را ایفا کند.

پیشینه پژوهش حاضر نشان میدهد اغلب مطالعات، تنها آثار یکـی از متغیرهـاي خُلـق یـا صفات را بر فرآیندهاي شناختی بررسی نمودهاند و برخی از آنها نیز، بر مطالعه خُلق طبیعی و یا خُلق در بیماران روانی (به عنوان مثال، دنی و هانت۱، ۱۹۹۲؛ جوزفسون۲ و همکاران، (۲۰۰۰

تمرکز کردهاند؛ بنابراین نقش حالتهاي خُلقـی دسـتکاري شـده در رابطـه بـین شخـصیت-

شناخت در افراد معمولی، ناآشکار اسـت؛ از ایـنرو، بررسـی رابطـه شخـصیت بـا پـردازش

(یادآوري، قضاوت و تفسیر) اطّلاعات هیجانی و نقش تعدیل کنندة حالتهاي خُلقـی موقّـت

(دستکاري شده) در این رابطه ضروري مینماید.

روش

۶۵۴ نفر از دانشجویان دختر دانشگاه تربیت مدرس، نـسخه تجدیدنظرشـدة پرسـشنامـه شخصیتی آیزنک۳ را تکمیل نمودند؛ سپس ۱۲۰ نفر از آنها بر اساس نمرههاي انتهایی توزیع در دو بعد برونگرایی و نوروزگرایی، براي چهار گروه برونگـرا، درونگـرا، نـوروزگرا و پایـدار هیجانی (هر گروه۳۰ نفر)، انتخابشدند.