خلاصه

فراگیری مهارت های نوین و مرتبط سرآغاز تکامل و پیشرفت در هر شغل و پیشه ای میباشد. اندیشمندان و کارگزاران مدیریت برای بهبود عملکرد سازمانها از یکی از نوآوریهای مدیریتی به نام مهندسی مجدد فرآیندها استفاده میکنند، که بر طراحی مجدد فرآیندهای کاری جهت دستیابی به بهره وری و مزیت رقابتی تمرکز میکند. در سالهای اخیر، آموزش و پرورش نیز با چالشها و بحرانهای زیادی مواجه است، لذا در این مقاله تعریف، اهداف، اصول، فنون، عوامل موفقیت، موانع، دیدگاهها، عناصر مهندسی مجدد و همچنین ضرورت مهندسی مجدد فرآیندها ، ماهیت و چالشهای فراروی آموزش و پرورش در آینده بحث میگردد.

کلمات کلیدی: مهندسی مجدد فرآیندها , آموزش و پرورش , مدیریت سازمان

.۱ مقدمه

اندیشمندان و کارگزاران مدیریت برای بهبود عملکرد سازمانها، اقدام به نوآوریهای مختلفی از جمله مدیریت کیفیت جامع، بهبود مستمر، تحول سازمانی، تعیین اندازه صحیح سازمانها نموده اند. هدف مشترک تمامی این رویکردها، تغییر نحوه انجام کارها به منظور بهبود عملکرد سازمانی بوده است. در این میان یکی از نوآوریهای مدیریتی که به سرعت متداول شده، مهندسی مجدد فرآیند کسب و کار (BPR) است .مهندسی مجدد با فرآیند محوری و با تغییرهای اساسی که در سازمان به وجود می آورد فعالیتهایی که در سازمان ارزش افزوده ایجاد نمیکنند را با فرآیندهای جدید جایگزین میکند. در آن صورت، انرژی سازمان روی کارهای واقعی و ارزش آفرین متمرکز می شود که ارتقای بهره وری را با افزایش سرعت، ارتقای کیفیت، بهبود خدمات و کاهش قیمت تمام شده به دنبال خواهد داشت. در سالهای اخیر، آموزش و پرورش نیز به دلیل پیشرفت در فناوری، افزایش هزینه آموزش، رقابت جهانی و انتظار جامعه، با چالشها و بحرانهای زیادی روبرو است.هدف آموزش و پرورش از مهندسی مجدد فرآیندها، ساده سازی روشهای انجام فعالیتها به منظور افزایش رضایت افرادی که به آنها خدمات ارائه میگردد، مانند دبیران ، هنرآموزان، دانش آموزان ،هنرجویان، کارکنان، پشتیبانی کنندگان مالی و کاهش معنی دار هزینه ها میباشد.

.۲بیان مسئله

امروزه آموزش و پرورش با مشکلات متعددی درگیر است. اهداف یا به خوبی تدوین نشده و یا راهبردهای حاکم آنها را به مقصد نمی رسانند. لذا برای رسیدن به اهداف عالیه خویش لزوم بازنگری، تغییر و تحول روزآمد، تجدیدنظر در برخی اهداف و برنامه های عملیاتی خویش را احساس می گردد. برای این کار باید از شناخت کامل و همه جانبه فرآیندهای مختلف آموزش و پرورش شروع نموده تا وضعیت موجود بدست آید و سپس با

استفاده از فنون مدیریتی از جمله فن مهندسی مجدد فرآیندها که در دنیای کسب و کار قویاً مورد استفاده قرار گرفته است، دست به تغییر و بهبود فرآیندها زد .مهندسی مجدد با دگرگون سازی و طراحی جدید، تغییر ذهنیت، فرهنگ و نظام ارزشی در ساختار فرآیندها و روش استفاده از منابع و امکانات تحول بنیادی ایجاد می نماید، در اینجا باید پرسید :

شرایط مناسب و اولیه برای اجرای BPR در آموزش و پرورش کدامند؟ روش مناسب BPR برای انجام در آموزش و پرورش چه خصوصیاتی باید داشته باشد؟ چگونه میتوان شرایط لازم برای اجرای مؤثر BPR را در آموزش و پرورش فراهم آورد؟

.۳تعریف مهندسی مجدد فرآیندها

هر سازمان و یا شرکت، یک نهاد اجتماعی است که مبتنی بر هدف بوده و دارای سیستمهای فعال و هماهنگ است و با محیط خارجی ارتباط دارد. در گذشته، هنگامی که محیط نسبتاً با ثبات بود بیشتر سازمانها برای بهره برداری از فرصتهای پیش آمده به تغییرهای تدریجی و اندک اکتفا می کردند ؛ اما با گذشت زمان، در سراسر دنیا سازمانها دریافته اند که تنها تغییرهای تدریجی راهگشای مشکلات کنونی آنان نیست و گاهی برای بقای سازمان لازم است تغییرهایی به صورتی اساسی و زیربنایی در سازمان ایجاد شود. امروزه در سراسر دنیا این تغییرهای انقلابی را با نام مهندسی مجدد می شناسند؛ مهندسی مجدد (BPR) روندی است که در آن وظیفه های فعلی سازمان جای خود را با فرآیندهای اصلی کسب و کار عوض کرده و بنابراین، سازمان از حالت وظیفه گرایی به سوی فرآیند محوری حرکت می کند. همین امر موجب سرعت بخشیدن به روند کسب و کار و کاهش

هزینه ها و در نتیجه رقابتی تر شدن سازمان میگردد.

در مهندسی مجدد اعتقاد بر این است که مهندسی مجدد را نمیتوان با گامهای کوچک و محتاط به اجرا درآورد. این قضیه همان قضیه صفر یا یک است؛ به عبارت دیگر یا تغییری تحقق نیابد و یا در صورت تحقق از ریشه و بنیان تغییر حاصل گردد.

مهندسی مجدد به این معنا نیست که آنچه را که از پیش وجود دارد ترمیم کنیم یا تغییرهایی اضافی بدهیم و ساختارهای اصلی را دست نخورده باقی بگذاریم؛ مهندسی مجدد یعنی از نقطه صفر شروع کردن، یعنی به کنار نهادن روشهای قدیمی و افکندن نگاهی نو به کار .

مهندسی مجدد را با نامهای متفاوتی می توان شناخت، نامهایی از قبیل طراحی مجدد فرآیندهای اصلی (کالپان و مورداک)، نوآوری فرآیندی (داونپورت)، طراحی مجدد فرآیندهای کسب و کار (داونپورت، شورت و ابلنسکی)، مهندسی مجدد سازمان (لوونتال، همر و چمپی)، طراحی مجدد ریشه ای (جوهاتسون) و معماری مجدد سازمان (تالوار) همگی از نامهایی هستند که مقوله مهندسی مجدد را معرفی کرده اند (همر، (۱۳۷۷ .مایکل همر با مقاله »اتوماسیون کارساز نیست، فرآیندهای زائد را حذف کنید«، در مجله H.B.Rدر سال ۱۹۹۱ نظریه مهندسی مجدد را به جهان مدیریت معرفی کرد و پس از آن با چاپ کتاب مهندسی مجدد سازمانها توسط مایکل همر و جیمز چمپی در سال ۱۹۹۳، مهندسی مجدد مانند یک کشتی نجات برای سازمانهای امروزی مطرح گردید (ابلنسکی، (۱۳۷۶ .مطالعات و بررسی های به عمل آمده بیانگر آن است که بیش از یک دهه از تدوین علمی این نظریه نمی گذرد که به شدت در جهان مطرح شده و به عنوان یکی از بحث های داغ سازماندهی مطرح می باشد. جدیدترین بررسیهای به عمل آمده در خصوص تکامل این نظریه حاکی از آن است که از شدت مباحث داغ اولیه آن که حکایت از تغییر بنیادی و انقلابی داشته کاسته شده و مؤلفه های دیگر این نظریه از جمله فرآیند به عنوان مهمترین نمود مهندسی دوباره مطرح می باشد .واژه کلیدی در تعریف مهندسی مجدد »فرآیند« است. هر چند این واژه مهمترین نقش را در تعریف ما دارد، به همان نسبت برای بیشتر مدیران بزرگترین دردسرها را به همراه می آورد. بیشتر دست اندرکاران دنیای کسب و کار تاکنون »فرآیندگرا« نبوده اند .توجه آنها به وظیفه ها، شغل ها، افراد، و ساختارها معطوف است، و به فرآیندها عنایتی ندارند .فرآیند کار، مجموعه گامهایی است که یک یا چند »درونداد« را بکار گرفته و »بروندادی« می آفرینند که برای مشتری سودمند و خواستنی است. به طور مثال پذیرش درخواست مشتری بعنوان »درونداد« و تحویل رضایتبخش کالا بدست وی در حکم »برونداد«، و ارزشی می باشد که فرآیند بوجود آورده است (صدیقیان، (۱۳۸۲ .اندیشه وظیفه گرایی، یعنی خرد کردن کار به ساده ترین اجزاء و سپردن هر جزء به یک متخصص، به مدت دویست سال بر طراحی سازمان شرکتها تأثیر داشته است. ولی چرخش بسوی اندیشه فرآیندگرایی آغاز گردیده، و این چرخش، در دگرگونیهای ریشه ای که در پاره ای از شرکتهای کهن و سرشناس رخ داده است، بخوبی به چشم می خورد .لازم به ذکر است تفاوت میان وظیفه و فرآیند همانند تفاوت میان جزء و کل است.

وظیفه واحدی از کار است، فعالیتی که معمولاً یک نفر انجام می دهد. در برابر، فرآیند گروهی از وظیفه های به هم پیوسته است که با همدیگر، نتیجه ای بــا ارزش از دید مشتری را به بار می آورند (صدیقیان، . (۱۳۸۲