چکیده

در شرایطی که مرزها محل نا آرامیهاي نظامی امنیتی و سیاسی باشد، جمعیت به تدریج از مناطق مرزي به محلهاي امنتـري کوچ کرده و تراکم جمعیت در مناطق مرزي کمتر و ناپایداري جمعیت بیش تر می گردد. این پدیده در فرایند توسعه و امنیت مناطق مرزي تأثیر منفی می گذارد. به همین دلیل این مسئله به یکی از دلمشغولی هاي اصلی برنامه ریزان و سیاست گـذران استان تبدیل شده است. چرا که استان خراسان جنوبی با داشتن ۴۲۰کیلومتر مرز مشترك با کشور افغانسـتان بـا معضـلات و تنگناهاي متعددي روبروست. به منظور رفع برخی از این مشکلات مسئولین استان با اتخاذ رویکردهاي مختلف از جمله احداث بازارچه هاي مرزي، یکجا نشین نمودن عشایر و احداث چاههاي کشاورزي و ………. در راسـتاي اشـتغالزایی و تثبیـت جمعیـت قدمهاي مثبتی برداشته اند. نظر به این که بررسی همه این اقدامات در یک پژوهش کوتاه امکان نبوده است، تحقیق حاضر در نظر دارد یکی از این اقدامات یعنی نقش بازارچه هاي مرزي را در اشتغالزایی و تثبیت جمعیت مناطق مـرزي مـورد بررسـی و کنکاش قرار دهد. این بررسی به شیوه توصیفی و تحلیلی به انجام رسیده است. به این منظور چهـار شهرسـتان مـرزي اسـتان انتخاب شده است و نقش و عملکرد بازارچه هاي مرزي در آن مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج این بررسی نشان می دهـد که وقتی اولویت ها و خواسته هاي مردم محلی که بیشتر حل مسئله بیکاري می باشد مورد توجه قرار گیرد، تثبیت جمعیت روستایی امکان پذیر خواهد بود.

واژگان کلیدي: بازارچه مرزي،تثبیت جمعیت، اشتغالزایی، مناطق مرزي، خراسان جنوبی

مقدمه

در دنیاي آینده کشوري موفق خواهد بود که بتواند مشکلات جمعیتی خود را به حداقل برساند و با استفاده از راهکارهاي مختلف اقتصادي، اجتماعی و امنیتی بتواند جمعیت را به ماندن در نواحی مرزي و محل تولدشان علاقه مند نمایـد. اگرچـه این وضعیت براي تمام کشور ضروري به نظر می رسد، اما مناطق مرزي اولویت و اهمیت بیشتري دارند. چرا که نواحی مـرزي بواسطه دوري از مرکز، انزواي جغرافیایی و توسعه نیافتگی و … مشکلات و تگناهاي مختلفی را تجربه می کنند. به طـوري کـه تمامی امکانات رو به مرکز داشته و مناطق مرزي به عنوان کم توسعه یافته ترین پهنه ها به عنوان حاشـیه همیشـه مـورد بـی مهري بودهاند. این تفاوتهاي عمده منجر به گسست این دو ناحیه و ایجاد یک رابطه استثماري به نفـع مرکـز مـی شـود. بـراي تغییر این روند باید نسبت به بهبود شرایط در مناطق مرزي اقدام نمود. راهکارهاي متفاوتی در این مورد مطرح شده است کـه در اغلب نواحی مرزي نیز مورد توجه قرار گرفته است. هدف این بررسی تجزیه و تحلیل، ایجاد و توسـعه بازارچـه هـاي مـرزي است. چرا که به نظر می رسد ایجاد بازارچه هاي مرزي یکطرفه یا مشترك در نقطه صفر مرزي، باعـث ایجـاد روابـط تجـاري،

١٠٠٧

ھما ش م ی ی زی و ا ؛ چا ش و ر یا
۳۰ و ۳۱ فروردین – ۱۳۹۱ دانشگاه سیستان و بلوچستان
National Congress on Border Cities and Security; Challenges and Strategies – CBCS 2012

فرهنگی بین مرز نشینان دو سوي مرز می شود و علاوه بر آن به توسعه نسبی اقتصادي، افزایش فرصتهاي تولیـد، درآمـد و
شغل ، دلبستگی بیشتر مرز نشینان به سرزمین آبا و اجدادي و ….. کمک می نماید. این وضعیت در استان خراسـان جنـوبی
به دلیل داشتن ۴۲۰ کیلو متر مرز مشترك از جایگاه و اهمیت ویژه اي برخوردار است. به این منظور مسئولین استان فعالیـت هاي متعددي را مورد توجه قرار داده اند. این بررسی در نظر دارد یکی از این اقدامات یعنی ایجاد و توسعه ۴ بازارچه مرزي در استان را مورد بررسی قرار دهد. دلیل این امر آن است که به ادعاي مقامات مسئول این بازارچه ها به تثبیت جمعیت و بهبـود شرایط سیاسی و امنیتی این مناطق کمک کرده است.

بر همین اساس، سئوال اصلی تحقیق این طور مطرح می شود که آیا احداث بازارچه هاي مـرزي در چهـار شهرسـتان اسـتان توانسته است بر اشتغالزایی و تثبیت جمعیت مناطق مرزي تأثیر گذار باشد.

مبانی نظري

روند مرکزگرایی، منجر به بروز نوعی عدم تعادل شده است؛ به گونه اي که ما شاهد ارتقاي سطح اسـتانداردهاي زنـدگی در استانهاي مرکزي و کاهش آن در مناطق مرزي هستیم. از حیث امنیتی، این پدیده منفی ارزیابی شده و می توانـد واکـنش هایی را به دنبال داشته باشد (علینقی، .(۱۲۸ : ۱۳۷۸

از اولین نظریه هاي مربوط به توسعه منطقه اي و تفسیر کننده عدم تعادل منطقه اي می توان به نظریه هاي مکان مرکزي اشاره نمود. بر اساس این نظریه در مناطق هموار توزیع جمعیت، فعالیت و به تبع آن خدمات به شکل مراکز سلسله مراتبی در پهنه سرزمینی صورت می گیرد که شکل قرار گیري آن ها در کنار یکدیگر به شکل کریستال هاي منظم هندسی نمایش داده می شود. یعنی توزیع خدمات به جمعیت از طریق مراکزي که در فواصل منظمی از یکدیگر در کل منطقه پراکنده اند، صورت می گیرد این نظریه مفاهیم مرز مناطق، عدم تعادل بین مراکز و نواحی دور از آنها با یکدیگر را تبیین می کند.

پس از کریستالر، نظریه قطب رشد توسط فرانسوا پرو در سال ۱۹۵۵ ارائه گردید. طبق این نظریـه، توسـعه را بایـد از یـک قطب رشد شروع کرد که شعاع آن بعد از توسعه قطب، خود به خود به اطراف پراکنده و منتشر مـی شـود (دارونـت، :۱۳۷۳ .( ۵۲

درحقیقت نظریه قطب رشد با پذیرفتن پدیده عدم تعادل منطقه اي (بین قطب رشـد و نـواحی دور از قطـب) آن را لازمـه توسعه کشورها یا مناطق بزرگ می داند.

پایه هاي نظري فوق که به پدیده عدم تعادل منطقه اي و دلایل توسعه نیافتگی مناطق می پردازند، در سالهاي بعد توسـط پژوهشگران برنامه ریزي منطقه اي، براي تفسیر عدم تعادل منطقه اي میان مناطق مرکزي و مناطق مرزي بـه کـار گرفتـه شد. “نایلز هانسن” با مطالعاتی که در مناطق مرزي بین آلمان، سویس و فرانسه انجام داد، با اسـتناد بـه نظریـه کریسـتالر، سعی در تفسیر پدیده عدم تعادل منطقه اي در آن نواحی داشته است. “ژاندارم” نیز سعی در تفسیر مشکلات عـدم تعـادل منطقه اي و توسعه نیافتگی مناطق مرزي با استناد به نظریه قطب رشد داشت. او معتقد بود که موانع گمرکـی، نـاتوانی در بهره برداري از منابع طبیعی، وجود گرایش هاي غلط در زمینه احداث راه هاي حمل و نقل موازي با مرزها به جاي احداث و توسعه راهها به درون کشور همجوار و مشکلات عرضه و تقاضا به دلیل تلفیق بازار کار، عوامـل عـدم تعـادل منطقـه اي در مناطق مرزي و توسعه نیافتگی آنهاست.

پس از هانسن و ژاندارم، “فیلیب جونز” و”تریور وایلد”با اتکا بر پایه هاي نظري مکان مرکزي کریستالر و کارهاي لوش سعی در تفسیر پدیده عدم تعادل منطقه اي و عقب ماندگی مناطق مرزي نمودند .آنها معتقد بودنـد کـه شـرایط نامسـاعدي در مناطق مرزي، مانند هزینه هاي امنیتی بالا، گسیختگی فضایی ایجاد شده توسط خطوط مرزي از مناطق داخلـی عقـب تـر بماند. آنها همچنین به پیروي از روملی و مینچی((۱۹۹۱ معتقدند که نواحی مرزي علاوه بر پدیده توسعه نیافتگی ناشـی از موقعیت جغرافیایی (به عنوان مناطق دور از مرکز) تأثیرات مستقیمی بر ساختار فضایی و کالبدي کل کشور نیز دارند.

١٠٠٨