نقش اعتماد به نفس در پیشرفت تحصیلی
مقدمه :
یکی از عوامل بسیار موثر بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان داشتن اعتماد به نفس تحصیلی است نتایج تحقیقا ت مختلف نشان دهند ه این

امر است که اعتماد به نفس متغیر تا ثیر گذار تر از هوش در موفقیت ها ی تحصیلی است معمولا دانش آموزانی که به طور مکرر از یک یا چند درس نمره کم می گیرند اعتماد به نفس تحصیلی خودرا از آن دروس از دست می دهند واین نگرش که آنها توانایی پیشرفت در آن درس را ندارندشکل می گیرد برای رفع این مشکل معلمان می توانند با استفاده از آزمون های ساده که در آن دانش آموزان می توانند نمره بالا بگیرن

د احساس موفقیت را در دانش آموزان ضعیف تقویت نمایند تادانش آموزان مزه ی کسب نمرات با لا را در دروسی که انتظاری جز شکست برای آنها ندارند

بچشند وبه تدریج در دانش آموزان تجربه های موفقیت آمیزی ایجاد شودوبعد از آنکه دانش آموزان با کسب نمره خوب اعتماد به نفس لازم را کسب نمودند به تدریج سطح دشواری سوالات را تغیرداد
عزت نفس عبارت است از احساس ارزشمند بودن. عزت نفس و خودارزشمندی از اساسی ترین عوامل رشد مطلوب شخصیت دانش آموزان محسوب می شود. حس ارزشمند بودن هر فرد از مجموع افكار، احساس ها، عواطف و تجربیات او در ط

ول زندگی ناشی می شود. مجموعه برداشت ها و تجربه هایی كه فرد از خویش دارد، باعث می شود كه نسبت به خود احساس خوشایند و یا بر عكس احساس ناخوشایندی داشته باشد. احساس ارزشمندی، واسطه ای از یك طرف میان تجربه حمایت و كفایت اجتماعی دانش آموزان و از طرف دیگر جهت گیری انگیزشی و عاطفی وی در موقعیت تحصیلی است.
عزت نفس، از مهم ترین عوامل تعدیل كننده فشارهای روانی- اجتماعی بوده و بر زمینه های روابط خانوادگی، تعامل های اجتماعی، موفقیت های تحصیلی، تصور بدن

ی و احساس خودارزشمندی كلی مبتنی است و میزان اهمیت این زمینه ها با توجه به تفاوت های فردی و رشد فرد تغییر می كند. نحوه برخورد، پذیرش، دوست داشتن و مساعدت با دانش آموز، وی را برای ایفای نقش های اجتماعی و برطرف ساختن نیازهایش یاری می دهد. رشد و حفظ احساس ارزشمندی مثبت منحصراً برحسب تجربه دانش آموزان از احترام دیگران نسبت به ایشان در نظر گرفته می شود.
ارتباط و پیوند افراد خانواده و رعایت احترام متقابل یكدیگر، در سلامت روانی- جسمانی دانش آموز تأثیر بسزایی دارد، به گونه ای كه الگوهای رفتاری وی را در بزرگسا

لی بنیان نهاده و موجبات امنیت خاطر و عزت نفس را در وی فراهم می آورد. به تدریج كه كودكان به سوی نوجوانی می روند، پذیرش اجتماعی توسط همسالانشان نقش مهمتری نسبت به خانواده در شكل گیری عزت نفس كلی آنان ایفا می كند.
هر چه خود ایده آل فرد با خود و یا خویشتن وی نزدیكتر باشد، عزت نفس او بیشتر و شخصیت وی متعادل تر است.
خود ایده آل یا آرمانی، مجموعه ویژگیهای شخصی و شخصیتی است كه ما دوست داریم واجد آن باشیم. این تمایل، ممكن است هدفی فردی و ذهنی باشد كه ما در تخیّل خود می خواهیم به آن دست یابیم و یا تصویری است كه میل داریم از خود به دیگران نشان دهیم. خود ایده ال، ممكن است بسیار دور از واقعیت و غیرقابل دسترس باشد. خودپنداره نیز به معنای نگرش، ادراك و برداشتی است كه شخص از خود دارد و محور اصلی این پندار، عبارت است از نام شخص، احساساتش نسبت به اندام و بدن خود، تصور ازكل بدن، جنسیت، سن و یا حتی طبقه اجتماعی- اقتصادی، مذهب، پیشرفت های فردی و یا هر عامل دیگری كه او را از دیگران جدا می سازد.
اگر تصوّر از خود مثبت و نسبتاً متعادل باشد، شخص دارا

ی سلامت روانی است.برعكس اگر خودپنداری شخص منفی و نامتعادل باشد او از لحاظ روانی ناسالم شناخته می شود. تصوری كه فرد از خود دارد در تعیین روابط با دیگران نیز سهم عمده ای دارد.

تغییرات عزت نفس دانش آموزان را می توان با دو عامل اصلی تبیین كرد:
۱- تجربه قبلی آنان نسبت به حمایت دیگران.
۲- احساس توانا بودن در حوزه های مهم زندگی. گذشته از این تفاوت های مهم فردی به میزان قابل توجهی در پیدایش عزت نفس ك

مك می كنند.
دلیل عمده ایجاد عزت نفس را باید در رابطه فرد با

جامعه اش و به ویژه در دوران پراهمیت كودكی و نوجوانی جستجو كرد. این روابط عبارتند از:
الف) واكنش دیگران،
ب) مقایسه خود با دیگران،
ج) همانند سازی با الگوها،
د) نیاز به احساس ارزش و عزت نفس.
بايد اين مطلب مهم را در نظر داشت كه جوامع پيشرفته بشري با عنايت به توسعه آموزش و پرورش خود توانسته اند پله هاي ترقي و توسعه همه جانبه را به پيمايند.در توسعه آموزش و پرورش ملاكها و فاكتورهاي متعددي نقش دارند .مهمترين آن نظام ارزشيابي در آموزش مي باشد .آموزش را مي توان به عنوان فرايند كنش متقابل معلم و دانش آموز تعريف كرد كه به موجب آن تجارب مناسب يادگيري براي رسيدن دانش آموزان به هدف هاي آموزش و پرورش فراهم مي شود . در آموزش و پرورش سنتي ارزشيلبي به عنوان آخرين حاقه هاي فرايند ياددهي ،يادگيري تلقي مي شود كه در پايان دوره آموزشي براي جدا

كردن دانش آموزان با توانايي يادگيري متفاوت به كار مي رفت . امروزه ارزشيابي را بخش جدايي ناپذير فرايند ياددهي – يادگيري مي داند كه همراه با آموزش و در ارتباط تنگا نتگ با آن ، به گونه اي مستمر انجام مي گيرد و به جاي تاكيد بر طبقه بندي دانش آموزان و مقايسه آنان با يكديگر ، هدايت يادگيري آنان را مركز توجه خود قرار مي دهد.
به منظورنظام بخشي به فعا

ليت هاي ارزشيابي پيشرفت تحصيلي دانش آموزان با توجه به رويكردها ونگرشهاي نوين درتعليم وتربيت.اصول زيرتحت عنوان (اصول حاكم برارزشيابي پيشرفت تحصيلي ) تعيين شده است .
۱- جدايي ناپذيري ارزشيابي ازفرايند ياددهي-يادگيري:
ارزشيابي دانش آموزان بايد به عنوان بخش جدايي ناپذ ير فرآيند ياددهي-يادگيري ونه به عنوان نقطه پاياني آن تلقي شود .
۲-استفاده ازنتايج ارزشيابي دربهبود فرآيند ياددهي-يادگيري واصلاح برنامه ها وروشها.
هدف غايي ارزشيابي ، اصلاح وبهبود فرآيند ياد دهي-يادگيري است ونتايج ارزشيابي ها بايددراصلاح برنامه ها وروشها مورداستفاده قراگيرد .
۳- هماهنگي ميان هدف ها محتوا روش هاي ياددهي-يادگيري و فرآيند ارزشيابي:
در ارزشيابي بايد تناسب و هماهنگي بين هدف ها، محتوا و روش هاي ياددهي-يادگيري مربوط به هردرس مورد توجه قرار گير د

۴- توجه به آمادگي دانش آموزان:
در طراحي و اجراي انواع برنامه هاي ارزشيابي بايد به آمادگي هاي جسماني ، عقلي ، عاطفي و رواني دانش آموزان توجه شود ۰
۵-توجه به رشد همه جانبه دانش آموزان:
در ارزشيابي بايد به جنبه هاي مختلف رشد بدني، عقلي ،عاطفي، اجتماعي، اخلاقي و حركتي دانش آموزان توجه شود ۰
۶-توجه همه جانبه به دانش ها، نگرش ها و مها رت ها:
در ارزشيابي، متناسب با محتو
۷- توجه به ارزشيابي دانش آموز از يادگيري هاي خود (خود ارزشيابي:
در ارزشيابي بايد شرايطي فراهم شود كه دانش آموز نيز بتواند از يادگيريها و عملكرد هاي خود و ديگر دانش آموزان ارزشيابي كند ۰
۸- ارزشيابي از فعاليتهاي گروهي:
در نظام ارزشيابي ،علاوه بر ارزش يابي فردي، بايد از فعاليتهاي گروهي نيز ارزشيابي به عمل آيد ۰
۹- توجه به فر آيند هاي فكري منتهي به توليد پاسخ:
در ارزشيابي بايد علاوه بر پاسخ نهايي، به فرآيندي كه منجر به توليد پاسخ شده است توجه كرد۰
۱۰-تاكيد بر نو آوري و خلاقيت :
در ارزشيابي بايد با تاكيد بر روش حل مساله ، زمينه رشد و شكوفايي دانش آموزان را فراهم كرد .
۱۱- تنوع روش ها و ابزار هاي اندازه گيري و سنجش پيشرفت تحصيلي:
با توجه به اهداف ، ماهيت و نوع موارد ارزشيابي ، از انواع مختلف روش ها و ابزارهاي ارزشيابي (مانند پرسش هاي شفاهي ،آزمون هاي عملي ،انواع پرسش هاي عيني و انشايي، روشهاي مشاهده رفتار ، پوشه هاي مجموع

ه كار ، ارايه مقالات و طرح ها ، گزارش مربوط به فعاليت هاي تحقيقاتي ، ارزشيابي عملكردي ، ارزشيابي مستمر ، انواع دست ساخته ها ، روش خود سنجي و … استفاده مي شود .
۱۲- استفاده از انواع ارزشيابي:
در فر آيند ياددهي- يادگيري لازم است با توجه به هدف ها ، محتوا و روش هاي تدريس از انواع ارزشيابي ها ( از قبيل تشخيصي، تكويني، مجموعي، هنجار مرجع، هدف مرجع ، دروني، بيروني ، ملي و …) استفاده شود .
۱۳- استقلال مدرسه ومعل

م در فرآيند ارزشيابي:
در فرآيند ارزشيابي بايد استقلال مدرسه و معلم در چار چوب سياست هاي كلي آموزش و پرورش حفظ شود .
۱۴- اصل رعايت قواعد اخلاقي و انساني در ارزشيابي:
به موجب اين اصل ، ارزشيابي بايد به گونه اي سازماندهي و اجرا شود كه موجب خدشه دار شدن حقوق ، تعاملات انساني ، اعتماد به نفس و سلامت رواني دانش آموز يا معلم نگردد .
۱۵-اصل توجه به تفاوت هاي فردي:
در انجام ارزشيابي پيشرفت تحصيلي مي بايست به تفاوت هاي فردي دانش آموزان توجه شود .
۱۶-ضرورت هماهنگي در تحقق اصول ارزشيابي:
در به كارگيري اصول فوق الذكر بايد ميان سازمانها ، مراكز ، ادارات، واحدها و ساير بخش هاي مسئول ارزشيابي در مورد روش ها ، ابزارها، معيار ها و برنامه هاي اندازه گيري و سنجش پيشرفت تحصيلي دانش آموزان، تعهد و هماهنگي كامل وجود داشته باشد .
يكي از عمده ترين دلايل «كمرويي» نيز

نزد كودكان و نوجوانان، ضعف در اعتماد به نفس و احساس خود ارزشمندي است. پديده كمرويي كه امروزه به عنوان يك معلوليت اجتماعي مطرح است، رابطه مستقيمي با چگونگي نگرش فردت نسبت به خود واحساس خود ارزشمندي وي دارد. در درمان كمرويي هم براي كاهش اضطراب و افزايش مهارتهاي اجتماعي (مثل شمرده و رسا صحبت كردن، برقراری ارتباط بصري با مخاطبين و…)، بدون توجه اساسي به اصول و روشهاي تقويت اعتماد به نفس اقدام مؤثري انجام نمي پذيرد.

خودشناسي و پذيرش مسؤوليت اجتماعي از مهمترين هدفهاي تربيتي در هر جامعه اي است و برخورداري از حس «خود ارزشمندي» و «اعتماد به نفس» قوي به مثابه ی يك سرمايه ی ارزشمند حياتي، براي همه ی انسانها، بويژه كودكان و نوجواناني كه از مهارتهاي اجتماعي كمتري بهره مند هستند، از مؤثرترين عوامل پيشرفت و شكوفايي استعدادها و خلاقيتها به شمار مي آيد. به طور كلي فرآيندهاي شناختي، احساسات، انگيزه ها، برقراري روابط في مابين، شيوه زندگي، تصميم گيريها و انتخابهاي ما قوياً متأثر از چگونگي احساس خودارزشمندي و اعتماد به نفس است.
يك اراده قوي در گرو اعتماد به نفس قوي و استوار است.تسليم ناپذيری، مطمئن، مصمم و راسخ قدم بودن از صفات برجسته رهبران بزرگ تاريخ انسانهاست.* به عبارت ديگر تنها عوامل تعيين كننده ی رفتار، اعتماد به نفس و احساسي است كه ما نسبت به خودمان داريم. به قول «مازلو۱»(۱۹۵۴) ما براي سلامت رواني خود نياز به احساس اعتماد به نفس مثبت و قوي داريم. بنابراين براي برخورداري از اعتماد به نفس، انسان نياز دارد كه از احترام و شأن اجتماعي مطلوب و نگرش مثبت به خويشتن بهره مند باشد.
تحقيقات انجام شده در مدارس مختلف بويژه مدارس اس

 

تثنايي نشان مي دهد كه بين پيشرفت تحصيلي و نگرش فرد نسبت به خودش رابطه ی مستقيمي وجود دارد. هر قدر فرد احساس و نگرشي مثبتي نسبت به خود داشته باشد، موفقيت بيشتري در امور تحصيلي از خود نشان مي دهد (فرانك۲۱۹۷۶).
در اين ميان والدين، خواهران و برادران، معلمان و همسالان كودكاني كه به دلايلي نظير كمرويي، اضطراب، ناتواني در انجام تكاليف درسي و يا عقب ماند

گي ذهني از اعتماد به نفس لازم برخوردار نيستند، نقش بسيار مهمي در ايجاد و تقويت حس «خودارزشمندي» و اعتماد به نفس آنها دارند. آنچه براي بهداشت رواني، پيشرفت تحصيلي و شغلي اين قبيل دانش آموزان ضروري مي باشد، اين است كه به آنها كمك نماييم تا حس خودپنداري واقعي و اعتماد به نفس قوي در آنان رشد يابد. به ديگر سخن بوجود آمدن و تقويت كارآيي و احساس ارزشمندي در شكوفايي شخصيت و توانمنديهاي كودكان و نوجوانان بسيار مهم است.
روشهاي تقويت اعتماد به نفس در كودكان و نوجوانان
عوامل متعددي مي تواند در پرورش و تقويت حس اعتماد به نفس در كودكان و نوجوانان، آنهايي كه دچار كمرويي و يا عدم تمركز هستند، با توجه به ويژگيهاي جسماني و قابليتهاي ذهني و توانمنديهاي عمومي آنها دخيل باشد. خانواده ها و مربيان مراكز آموزشي مي بايست، اطمينان حاصل كنند كه همه ی افرادي كه با ايشان محشور هستند در اتخاذ تصميمات و انجام فعاليتهاي مختلف از اعتماد به نفس كافي برخوردار مي باشند. بايد تلاش نمود تا احساس «كارا» بودن، مفيد واقع شدن و بالطبع «خود ارزشمندي» و قابل احترام

بودن را در آنها تقويت كرد. بايد توجه داشت كه رفتارهايي از قبيل بي توجهي، تحقير، تهديد، و ايجاد موانع و محدوديتهاي بي جهت براي فعاليتهاي فردي كه از اعتماد به نفس كافي برخوردار نيست، از آفتهاي رشد اين ويژگي در او محسوب مي شوند. طبيعي است از نوجواني كه فاقد اعتماد به نفس كافي باشد، نمي توان پيشرفتهاي قابل ملاحظه اي را در امر تحصيل، فعاليتهاي شغلي و حرفه اي و مهارتهاي ارتباطي انتظار داشت. نوجواني كه احساس كارآيي، ارزشمندي و اعتماد به نفس نداشته باشد، چگونه مي تواند با انگيزه ا

ي قوي و تصميم و اراده اي استوار كه اساس پيشرفت در هر كاري است در امر تحصيل و كسب مهارتهاي لازم موفق شود.
در اين جا به چند عامل بسيار مهم براي پرورش و تقويت حس اعتماد به نفس در كودكان و نوجوانان اشاره مي نماييم.
الف) همواره سعي نماييد كه در برخورد با كودكان و نوجوانان توانمنديهاي آنها را مدنظر قرار دهيد، نه ضعفها و ناتواناييها را:
لازم است پيوسته با ديد و بازخورد مثبت و سازنده به آنان نگريست. هرگونه احساس و نگرشي كه ما نسبت به كودكان و نوجوانان داريم، بدون شك در رفتار في مابين تأثير بسزايي خواهد داشت. اگر احساس و نگرش ما نسبت به كودك مملو از ضعف و درماندگي او باشد، منجر به رفتارهايي نظير بي رغبتي و بي توجهي نسبت به او، يا حمايت بيش از حد از وي خواهد شد، كه در هر دو صورت كودك نمي تواند از حس ارزشمندي و اعتماد به نفس لازم برخوردار باشد.
فرزند هبه الهي است و بايد با ديدۀ منت بر او نگريست، تقدير خالق در خلقت وجود انسان هميشه در احسن تقويم است،*به عبارت ديگر آنچه خداوند هبه مي كند در راستاي بهترين صورتهاست، اما تأثيرپذيري نطفه از اختلالات ژنتيكي و يا عوامل

ديگر، امري است كه در بسياري از مواقع كنترل آن خارج از توان انسان مي باشد.
لذا با پذيرش قلبي هبه الهي** در وضعيت موجود، بايد نقاط قوت و توانمنديهاي كودك را مدنظر قرار داده، براي شكوفايي استعدادهاي بالقوه اش تلاش كرد. از جمله اين كه محيط خانه، مدرسه و محله كودك را به صورت صحنه هايي از نمايش به فعليت رسيدن مهارتها و استعدادهاي بالقوه او درآوريم.
وجود نگرش منفي نه تنها تأثير سوء و يا بازدارن

ده روي كودك خواهد گذاشت، بلكه صاحبان چنين انديشه ها و نگرش هايي خود را نيز در پس ديواره اي از برداشتهاي آزاردهنده و ويرانگر محبوس كرده، از خلاقيتها و ابتكار عمل، نشاط و سرزندگي و بالاتر از همه اميد، توكل و تحرك باز مي دارند.
ب) براي نوجوانان و جوانان تجارب خوشايندي از فعاليتهاي مستقل و آزاد فراهم نماييد؛
به آنها فرصت دهيد تا با فعاليتهاي مستقل، احساس مسؤوليت و مراقبت از خويشتن را بيابند. براي اين كار ايجاد انگيزه هاي لازم براي تحرك و فعاليتهاي داوطلبانه بسيار حائز اهميت است. غالباً نوجوانان با انگيزه هاي محيطي به فعاليت افتاده با رضامندي و احساس خوشايند دروني پيشرفت مي كنند. بديهي است فعاليتهاي مستقل و آزاد در زمينه ی انجام كارهاي روزانه از نظارت مستمر و بعضاً هدايت، ارشاد و تشويق خانواده بي نياز نخواهد بود. اما آنچه مهم است اين كه نظارت بزرگسالان، به معناي دخالت مداوم ايشان در فعاليتها و امور نوجوانان نيست. نبايد در همه كارهاي آنان دخالت كرده و به جاي اين ك

ه ابتكار عمل به دست نوجوانان باشد، آنها را به عناصر منفعل و غيرفعال تبديل سازيم.
ج) تجارب موفقيت آميز كودكان و نوجوانان را افزايش دهيد:
يكي از مهمترين عوامل ايجاد و تقويت حس اعتماد به نفس در كودكان و نوجوانان، بويژه نوجوانان كمرو و يا ناموفق، فراواني موفقيتهاي آنها در انجام فعاليتهاي مختلف مي باشد. به عبارت ديگر لازم است برنامه هاي آموزشي و فعاليتهايي كه براي آنها پيش بيني مي شود به گونه اي تهيه و تنظيم گردد كه با سعي و تلا

شي كه از خود نشان مي دهند موفق به انجام آنها بشوند.
جواني كه تجارب چنداني از موفقيت در خانه و مدرسه ندارد، هر قدر در انجام فعاليتهاي مختلف با موفقيت بيشتري مواجه گردد، حس كارآيي، ارزشمندي و بالطبع اعتماد به نفس در او تقويت مي شود. آنچه در اين ارتباط بسيار مهم و قابل توجه است اين كه تلاش افراد هدفمند و جهت دار باشد، يعني كسب هرگونه موفقيت مي بايست در سايه تلاش و تقلا انجام پذيرد، تا آنها احساس خوشايندي از دقت و تلاش داشته باشند. بديهي است كه اين انتظار كه همه فعاليتها و تلاشها بدون استثناء منجر به موفقيت گردد، همواره نمي تواند امري طبيعي و ايده آل باشد، بلكه توقع نامعقول آن است كه با توجه به شرايط ذهني و رواني افراد برنامه هاي آموزشي و تربيتي خاص نوجوانان و جوانان به گونه اي تنظيم گردد كه در غالب موارد آنها با تلاش مستمر خود به نتيجه مطلوب دست يابند.
بي ترديد در غير اين صورت، يعني

وقوع شكستها و ناكاميهاي پياپي به دليل كمرويي و يا دشواري تكاليف ارائه شده و بالطبع دلسرديها و دلزدگيهاي مستمر، نوجوان حس كارايي و ارزشمندي خود را از دست داده، احساس بي كفايتي بر او مستولي مي گردد، اعتما

د به نفس وي نيز به حداقل مي رسد.
اولياء و مربيان بايد به خاطر داشته باشند كه آنچه در رشد و پيشرفت اين قبيل افراد، مهم و حائز اهميت است. مسأله انگيزه و تلاش آنهاست و نه صرف نتايج حاصل از آن. افراد با هم فرق دارند و در انجام يك فعاليت مشخص و يكسان انگيزه و تلاشهاي متنوعي از خود نشان مي دهند. در اين رهگذر امكان دارد نوجوان تيزهوشي با حداقل تلاش بتواند به نتيجه مورد نظر دست يابد، در حالي كه ممكن است نوجواني كه با عقب ماندگ

ي ذهني مواجه است با حداكثر تلاش قادر نشود به حداقل نتيجه مورد نظر نايل گردد. لذا صرف نگريستن به نتايج كار، يعني نمرات حاصله نمي تواند رويه اي منطقي و عادلانه باشد. به ح

كم عقل سليم، آنچه مهم است و بايد تشويق و تقويت بشود همان نفس تلاش مستمر و هدف دار بودن آن است .و بس.
همه افراد بويژه نوجوانان و جوانان كمرو در فعاليتها و تلاشهايشان به تشويق و ترغيب نياز دارند. موفقيتهاي ايشان در انجام مهارتهاي مختلف موجب تقويت انگيزه و رغبت آنها براي ادامه كار و تلاش بيشتر مي شود. به عبارت ديگر تجارب موفق، انگيزه، جرأت، تلاش، پشتكار و اعتماد به نفس آنها را تقويت مي كند.
د)قدرت تحمل كودكان و نوجوانان را براي مواجه شدن با ناكاميهاي احتمالي افزايش دهيد:
بدون ترديد، علي رغم همه تمهيدات و برنامه ريزي هاي مناسب، فردي كه داراي اعتماد به نفس ضعيف است و يا از توان ذهني مطلوب و مهارتهاي لازم اجتماعي برخوردار نيست، در زندگي خانوادگي، آموزشگاهي و اجتماعي به دلا

يل گوناگون در انجام فعاليتهاي متنوع بعضاً با تجارب ناخوشايندي از ناكاميها و شكستها مواجه خواهد شد. والدين و مربيان مي بايست از اين قبيل تجارب ظاهراً ناخوشايند براي او نيز نهايت حسن استفاده را بنمايند و با تشويق و ترغيب نوجوان به سعي و تلاش دوباره، مسأله ناكامي او را به سكوي پرش و جهشی تازه تبدیل کنند.گاه تجربه ی شکست و ناکامی در بعضی از افراد انگيزه ای قوي تر و غني تر براي كوشش و ادامه كار بوجود مي آورد. آنچه در اين مورد فوق العاده مهم است چگونگي نگرش و تلقي ما از تجربه

شكست يا عدم موفقيت نوجوان در انجام كار است. اگر ما ياد بگيريم که نوجوان را به دلیل ناتوانی و ناکامی اش در انجام کاری، سرزنش، تحقیر و تنبیه نکنیم، آن وقت خواهیم توانست، چنین شرایط ظاهراً ناخوشایند را به بهترین تجربه ها و آموخته ها در زندگی او مبدل سازیم.
افراد می توانند از ناکامیها و سرخوردگیها، درس صبر و مقاومت، طرح ریزی اندیشه نو و تلاش تازه را بیاموزند. بالاتر از همه، تجارب ناشی ا

ز ناکامیها و سرخوردگیها به نوجوانان و جوانان می آموزد که دیدی واقع بینانه نسبت به تواناییهای خود، فعالیتها و امور مختلف زندگی داشته باشند. بالطبع برخورداری ایشان از نگرشی واقع بینانه نسبت به توانمندی خود و مسائل و م

شکلاتی که با آن مواجه می شوند، موجب تقویت کارآیی و ارزشمندی شخصی و اعتماد به نفس خواهد شد.