جهاد در فرهنگ لغت به معني: كارزار، جنگ كردن، جنگيدن در راه حق، جنگ ديني و غزو مسلمانان با كافران است.
يكي از مفاهيم اساسي و ارزمند در جهان بيني اسلامي مفهوم شهادت است كه اين مفهوم داراي معناي خاصي است در واقع شهادت در اصطلاح قرآن، حديث، كلام بزرگان و از ديد عامه به مفهوم كشته شدن در راه خدا تلقي مي شود و بر همين اساس شهيد به كسي گفته مي شود كه در ضمن جهاد در راه خدا به دست مخالفين دين كشته شود.

امروزه دامنة معنايي شهيد و شهادت تنها به مفهوم كشته شدن در ميدان جنگ و در مقابل دشمن دين نيست بلكه به استناد احاديث و روايات معناي اين مفهوم بسظ يافته و براي بسياري از اشخاص كه نه در ميدان جنگ بلكه در راه دين و شريعت و به خاطر عشق به حق، شربت شيرين شهادت را نوشيدند نيز استعمال مي شود و مرگ آنها در رديف شهادت محسوب مي گردد. اين بر اساس بنا به ضرورت مسئله در بخش هاي بعدي به طور كامل اين موضوع مورد بررسي قرار مي گيرد.

۳-۳- فناي عاشق و معشوق
بشر افتخار مي‌كند به اين كه در زمينة معشوق همه چيزش را فدا مي‌كند. خودش را در مقابل او فاني نيست نشان مي‌دهد. يعني اين براي او عظمت و شكوه است كه در مقابل معشوق از خود چيزي ندارد و هرچه هست دوست و به تعبير ديگر معناي عاشق در مقابل معشوق چيزي است نظير آنچه در اخلاق است، در اخلاق چيزي است كه با نطق منفعت جور در نمي آيد ولي فضيلت است يعني يايثار يعني از خود گذشتن به معناي رها شدن از خود در مقابل آنكه معشوق است

، آنكه يا آنچه كه بزرگتر است از خود و خواسته هاي خود و اينجاست كه منفعت در برابر ايثار عاشق خود را به فراموشي مي سپارد.

ايثار با خودمحوري جور در نمي آيد، فداكاري با خود محوري جور در نمي آيد ولي معذلك مي بيند انسان از جنبة اخلاقي وجود را، احسان را، ايثار را، فداكاري را تقديس مي كند، اينها را فضيبت مي داند، عظمت و بزرگي مي داند و در اين هست كه مسأله عشق با مسأله شهوت متفاوت است، چون اگر شهوت باشد يعني شيئ را براي خود خواستن. فرق بين شهوت و غير شهوت در همين جاست. آن جا كه كسي عاشق ديگري است مسأله، مسأله شهوت اخلاق كه بحث چگونه

زيستن و چگونه آدمي بودن، آدمي است برسد اصل استوار است و هر مكتبي چه مذهبي، چه غير مذهبي، معنوي يا مادي، ايده آليستي يا رئاليستي بايد اين سه اصل را شرح و روشن كند، كه اگر طرح نشود يا مبهم بماند. اخلاق استوار و قابل تحقق نيست كه يكي از اصل ايثار است. آنچه كه ستون اساسي و عمود خيمة انسان بودن، يا اخلاق است، در يك كلمه ايثار است. كلمه اي كه در هيچ زباني وجود ندارد. كه با اينهمه كوتاهي و دقت، اينقدر معني را القا مي‌كند و ايثار يعني انتخاب منافع و مصالح ديگر و ديگران، بر منافع و مصالح خويش. ايثار، علمي است در اوج اخلاق وقتي

كسي در دو راهي «خود» و «ديگران» قرار مي‌گيرد كه در راهي به منابع، لدت امنيت و بقاء و بودن خويش مي رسد و در راه دوم بايد اينهمه را به خاطر تأمين منافع، لدت و خوشبختي ديگران از دست بدهد و راه دوم يعني ديگران را مي گزيند. ايثار كرده است و اين غير از راهي است كه فرد، در ضمن حركت به سوي جلب منافع خويش و در حال زندگي كردن براي خويش، به نفع ديگران ني

ز ميانديشد و تأمين زندگي ديگران، در اين حال، ايثار نسبت، احسان است. ايثار مسأله بسيار بزرگي است، اما مهمتر از خود عمل كه فرد واقعاً منافع خويش را سخاوتمندانه و پارسايانه و بي نظر و بي چشمه است، به ديگري و ديگران ببخشد و خود را محكوم و محروم بگذارد توجيه منطقي

و عقلي اين است. هيچ خلف و هيچ مكتب جامعه شناسي و انسان شناسي اي وجود ندارد كه بتواند چنين عملي را توجيه و تفسير و تحليل عقلي بكند و منطقي نشان بدهد، عملي را كه فرد در آن جا ديگري را بر خود بر ميگزيند و هيچ پاداشي نمي خواهد- نه معنوي، نه مادي است. هدف تصاحب و از وصال او بهره مند شدن است، ولي در عشق اصلاً مسأله وصال و تصاحب نيست،

مسأله فناي عاشق در معشوق مطرح است. يعني باز با منطق خود محوري سازگار نيست. اين مسئله در اين شكل، فوق العاده قابل بحث و قابل تحليل است كه اين چيست در انسان؟ اين چه حالتي است و از كجا سرچشمه مي گيرد كه فقط در مقابل او مي خواهد تسليم محض باشد؟
مسأله پرسش اين است، يعني عشق انسان را به مرحله اي مي رساند كه از معشوق مي خواهد خدايي بسازد و از خود بنده اي، او را هستي مطلق بداند و خود را نيست و نيستي حساب كند، معشوق را بپرستد و براي او از خود هرچه از خود است در گذرد و خود را بسپارد به فنا شدن در راه مقدس عشق.
۴-۳ دهش و بخشش
لب ببند و كف بدوز برگشا
اين سخا شافي است از سود بهشت
بخل تن بگذار و پيش آور سخا
واي او كز كف چنين سروي بهشت

و آنگاه مردي ثروتمند و با مكنت برخاست و گفت از پير خردمند اكنون ما را از دهش و بخشش بگوي پيامبر گفت:

وقتي از دارايي خود چيزي مي بخشي چندان عطايي نكرده اي.
بخشش حقيقي آن است كه از وجود خود به ديگري هديه كني.
زيرا دارايي تو چيزي نيست جز قناعي كه از ترس نيازهاي فردا آن را نگاهباني مي‌كني.
و فردا چه بار خواهد آورد براي آن سگي كه از فرط حرص و احتيار استخوان هاي 

و ترس از نياز چيست نيازي ديگر كه جان آدمي را مي گذارد، وقتي چاه تو پر آب است و همچنان ترس از تشنگي تو را به اضطراب انداخته، آيا اين ترس نشان از يك عطش سيري ناپذير در تو نيست؟
كساني هستند كه از بسيار اندكي مي بخشند تا به وصف كرامت شناخته شوند و همين شوق به نام و شهرت، هدية آنان را مسموم ميكند و كساني كه هستند كه از كم تمام را مي بخشند.
و كيسه شان هيچگاه تهي نخواهد ماند

و كساني هستند كه با لذت مي بخشند
و همان لذت پاداش آن هاست
و كساني هستند كه به رنج و سختي مي بخشند و آن رنج و سختي غسل تعميد آن‌هاست (تا از تعلق دنيايي پاك شوند)

همچون درخت عطرآگين مورد كه در دره اي دوردست، شميم جان پرورش را هر نفس به دست نسيم مي سپارد.
خداوند از دست هاي چنين بخشندگاني با آدميان سخن مي گويد و از پشت چشم آنان بر زمين لبخند مي زند.

بخشيدن در پاسخ درخواست نيكوست.
اما نيكوتر از آن بخشيدن پيش از درخواست، از راه فهم.
و براي انسان گشاده دست جستجوي پذيرنده بخشش لذتي است كه بر لدت بخشيدن فزوني دارد.
آيا چيزي هست كه بايد از بخشش آن دريغ كرد؟
هرچه هست روزي به ناچار خود به خود بخشيده خواهد شذ.

پس هرچه بهتر اكنون كه كسي را بدان نيازي است آن بخششي تا فرصت بخشش از آن تو باشد و بر وارثان زمين
چه بسيار كه ميگويند: من مي بخشم، اما آن كسي را كه سزاوار نيست.»
اما درختان باغ تو و گوسفندان چراگاهت چنين نمي گويند.
آن هايي مي بخشند تا زنده باشند زيرا نگاه داشتن و دريغ كردن هلاك شدن است بي گمان آن كس كه خداوند موهبت عمر و ثروت شب و روز را به او عطا كرده است به هرچه تو بدون نثار كني سزاوار است و آن كس كه شايسته است تا از اقيانوس بيكران حيات آب نو شد اين شايستگي را نيز دارد كه تو جام او را از جويبار كوچك خود پر كني.
و تو كيستي كه نيازمند پيش تو عريان شود و جام

ه غرور خود چاك كند تا تو شايستگي او را عريان ببيني و غرور او را بي شرم نظاره كني.
نخست بنگر كه آيا تو خود مقام بخشندگي را شايسته اي؟ و آيا شأن و مرتبه را يافته‌اي كه واسط در فيض بخشش باشي؟
زيرا به راستي زندگي است كه به زندگاني چيزي مي بخشد و تو كه خود را دهنده مي‌بيني، تنها شاهد و گواه اين بخشش و شما گيرندگان بخشش ها كه تمامي مردم جهانيد، بار سنگين سپاس زياد بر دوش خود مگذاريد، مبادا كه بر گردن خود و گردن آن كس كه شما را بخشش كرده است اسارت نهيده
خوشتر آند است، كه گيرنده و بخشنده هر دو با هم بر بال هاي آن هديه پرواز كنيد، زيرا در انديشه ي سپاس

بودن، شك كردن است در گوهر سخاوت كه زمين بخشنده ما در او خداوند آسمان پدر اوست.

۵-۳انفاق
يكي ديگر از نمودهاي ايثار انفاق است كه مربوط به ايثار مال مي‌باشد. انفاق و ايثار امامان، از بهترين اموال خويش و در سخت ترين شرايط نيازمندي صورت مي گرفت قرآن كريم نيز داستان ايثار حضرت علي (ع) و خاندان گراميش را در آيات پر شكوه خود در سوره ي هل اتي منعكس كرده

است، حضرت علي (ع) و حضرت فاطمه (س) و فرزندانشان آنچه در ميسور داشتند- كه جز چند قرص نان نبود- با مال نيازي كه بدان داشتند تنها و تنها به خاطر رضاي حق به مسكين و يتيم و اسير بخشيدند، اين بود كه اين داستان در ملأ اعلي باز گوش و آية قرآن درباره اش نازل گشت.

۶-۳ ايثار در جامعه پزشكي
از جمله فداكاريهاي كه در عصر امروزي در جامعه ديده مي شود، از خود گذشتگي‌هايي است كه به وسيله انسان هاي عادل و خوش قلب انجام شده. افرادي چون ريزعلي خواجوي و حسن اميدزاده كه نام خود را جاودان ساختند.
همچنين بسيارند، بيماراني كه براي ادامة حيات به پيوند اعضا نيازمندند و هر از گاه ايثارگران را مي يابيم كه با اهداء عضوي از بدنشان جان ديگران را نجات مي دهند و باعث مي شوند كه بيماران سلامتي خود را بدست آورند.

و نيز پزشكان بسياري كه وقت و فرصت خود مي زنند و جان بسياري از بيماران را نجات مي دهند و يا دانشمنداني كه در پايگاه هاي هسته اي مشغول به كار مي شوند يا اينكه مي دانند بعد از مدتي تشعشعات حاصل از شكافت هسته اي به بدن آن ها آسيب مي رساند و آن ها را دچار بيماري مي‌كند.
و اساساً تمام انسان هايي كه صادقانه براي رضاي الهي خدمت مي كنند و سعي در انجام وظايف محوله خويش دارند ايثارگرند.

۴-ايثار پيامبر (ص) و اهل بيت (ع)
۱-۴ ايثار پيامبر در راه ترويج اسلام:
درامالي در تاريخ پيغمبر اسلام چنين آمده است كه: شبي مردي به نزد آن حضرت آمد و از گرسنگي به ستوه آمده بود، حضرت كسي را به خانة همسران خود فرستاد. آنان گفتند ما چيزي جز آب در خانه نداريم فرمود: چه كسي امشب اين مرد را از گرسنگي نجات مي‌دهد؟ علي (ع)

برخاست و عرض كرد: من آماده ام. پس وي را به خانه نزد فاطمه(س) گفت: جز غذاي كودكان چيزي در خانه نيست ولي مهمان را بر خود و فرزندان مقدم مي داريم و آنرا به وي مي دهيم. علي (ع) فرمود: پس كودكان را بخوابان و چراغ را خاموش كن پس آن غذا را به مهمان دادند و خود گرسنه ماندند.

۱-۱-۴ ايثار در آئين محمدي(ص) و ائمه اطهار:
از خود گذشتگي و ايثار، جان باختگي و شهادت طلبي ارزش هاي اصيل و ناب آئين محمدي و ائمه اطهار به شمار مي آيند كه از صفات برجسته مردان الهي و عاشقان راه حق بوده، تا در مقابل هرگونه تهاجم فرهنگي و دست اندازي به حريم پاك و مقدس اسلام از سوي دشمنان و بيگانگان مقاومت و ايستادگي نموده و حقايق آن را از آلودگي‌ها و تحريفات گوناگون مصون بدارند و خود نيز در مسير الهي هدايت شده و به كمالات انساني و ارزش هاي معنوي دست يافته و در واقع به سوي باري تعالي بشتابند و سعادتمند ابري گردن

از صدر اسلام تا كنون به ويژه در طول تاريخ مكتب تشييع، ما شاهد بسياري از فداكاري ها و شهادت طلبي هاي مسلمانان در جهاد با دشمنان اسلام بوده و هستيم كه «واقعه جانسوز، عاشوراي حسيني» از مهم ترين آنها به شمار مي آيد. اوح وارستگي، آزادي، ايثار و شهادت امام حسين (ع) و ۷۲ تن از ياران با وفايش درس هاي عبرت آموزي را به پيروان و عاشان راه حق مي‌دهد كه قابل مطالعه و بررسي اند. در واقع آنچه كه باعث پيروزي انقلاب اسلامي ايران به

رهبري امام خميني (ره) در سال ۵۷ و هشت سال دفاع مقدس شد، وجود عاشوراي حسيني و در يك كلام وجود فرهنگ «ايثار و شهادت» مردان بزرگ الهي بود كه به مرور، اخلاق و رفتار اقشار مختلف مردم مسلمان و مؤمن ايران اعم از زنان و مردان، نوجوانان و جوانان تحصيل كردگان و عامي را تحت تأثير قرار داد و متحول ساخت، آن چنان كه توانستند با اعتقاد و ايمان راسخ به ارزش‌هاي اصيل اسلامي به ايثار و از خود گذشتگي در ابعاد مختلف فردي، اجتماعي و فرهنگي پرداخته و در برابر دشمنان و بيگانگان غرب و شرق مقاومت ايستادگي كنند و نقش آفريني هاي مختلف انقلاب

و جنگ تحميلي به نمايش بگذارند و با پيروزي و سربلندي از اين آزمايش الهي بيرون آمدخه و زمينه و شرايط تشكيل حكومت اسلامي را در جامعه ايران فراهم سازند و دست هر تجاوز گر بيگانه اي را اعم از غرب و شرق از اين سرزمين هاي اسلامي كوتاه سازند. بنابراين يكي از ويژگي هاي انكارناپذير انقلاب اسلامي كه ريشه در مكتب رهايي بخش اسلام دارد ايثار و شهادت است كه همواره انگيزه جهاد بوده و شهدا با آرمان هاي اسلاميشان مشخص كننده راه و خصلت انقلاب و عامل پيروزي آن بوده اند.

اكنون بعد از گذشت سالها از پيروزي انقلاب اسلامي و هشت سال دفاع مقدس، زمان آن فرا رسيده است كه باجرا و پياده كردن اهداف، ارزش ها و آرمان هاي اصيل انقلاب اسلامي كه همانا اصول و ارزش هاي اسلام ناب محمدي (ص) است، بپردازيم و اين امر جز با فرهنگ «ايثار و شهادت) ميسر نخواهد بود.

۲-۱-۴ ايثار انصار نسبت به مهاجران
ايثار انصار براي برادران مهاجرشان فراتر از توصيف است، مهاجران چيزي به جز لباسشان را نداشتند، علي رغم اينكه قبلاً ثروتمند بودند.
همه مي دانند كه اهل مدينه كشاورزند و ساكنان مكه تاجر.
ايثار انصار چيزي خيالي است كه عقل آن را باور نمي كند.

به خدا قسم ايثار عجيبي است، مهاجر به قيد قرعه با برادر انصاري خود افتاده است، چون وقتي گفته مي شد فلاني پيش چه كسي بماند، همة انصار مي گفتند: نزد من، نزد من، يعني چه؟ اين چه ايثاري است؟!
آيا باور كردني است؟ هيچ صلة رحم

قرابت يا پيوندي جز پيوند برادري كه اسلام در بينشان برقرار نموده است، ميانشان وجود ندارد.
۲-۴ ايثار حضرت علي(ع):
اميرالمؤمنين (ع) فرمود: ايثار خوي نيكان و روش پاكان است.

نمونه اي از رفتار ايثارگران امام علي(ع):
فرزندان علي و فاطمه(حسن و حسين) بيمار شدند. به آنها پيشنهاد شد براي بهبودي فرزندانشان نذر كنند. علي(ع) و فاطمه(ع) و فضه در درگاه خدا نذر كردند هنگامي كه بر فرزندانشان آفيت

حاصل شد، سه روز روزه بگيرند. خداي سبحان نعمت سلامتي را نصيب آنان كرد. اينك آنان بايد به نذر خود وفا كنند ليكن چيزي در خانه علي يافت نمي شود. علي سه پيمانه جو براي فراهم آوردن نان قرض مي‌كند. سه روز روزه شروع مي شود. يك پيمانه آن را در روز اول فاطمه (ع) چند گرده نان براي افطار فراهم مي‌كند. هنگام افطار كه فرا مي رسد مسكيني در خانه را مي كوبد همه نام ها را به وي داده با آب خالص افطار مي كنند! روز دوم نيز همانند روز اول بخشي ديگر آرد را براي

تهيه افطاري آماده ميكند و هنگام افطار كه فرا مي رسد يتيمي در خانه را مي زند. همانند روز اول همه نام ها را به يتيم داده با آب خالص افطار مي نمايند و براي روز سوم آماده مي شوند روزه بگيرند، در هنگام افطار روز سوم كه همانند روزهاي پيش چند گرده نان تهيه مي شود، ناگهان اسيري در خانه علي مي آيد و همانند شب هاي پيش گرده نان ها نصيب وي مي شود.
افطار هر سه روز روزه با آب خالص سپري مي شود! رخسار اهل بين از گرسنگي رنجور شده است.
رسول (ص) وارد خانه علي و فاطمه شده، رخسار رنجور آنان را مشاهده مي‌كند به همين سبب مي پرسد فاطمه براي پدر توضيح مي‌دهد. آنگاه ايثار فاطمه و علي تجلي مي نمايد و غذاي بهشتي نصيب خانواده عترت مي گردد. خداي سبحان ستايشي از ايثار آنها بخشي از آيات سوره انسان را نازل مي نمايد:

«يؤمنون بالنذر و يخافون يوما كان شره مستطيرا و يطمعون الطعام علي حبه، مسكينا و يتيما و اسيرا»
به نذرها خود وفا مي كنند و از شر و عذاب فراگير روز قيامت در هراسند. طعام را با اين كه خود نياز دارند و محبوب آنهاست در راه خدا به مسكن و يتيم و اسير طعام مي‌نمايند.

۳-۴ حماسة حسيني
شهادت امام حسين (ع) با توجه به ابعاد فوق العاده شخصيت وي و دودمان وي و انعكاس آن در اجتماع و با وجود هشياري و آزادگي امام حسين عاليترين جلوه شهادت يك انسان كامل است كه عظمت فوق طبيعي و علو شخصيت و هدف او را اثبات مي‌كند. امام حسين راهي را برگزيد و مقصدي را به عالميان نشان داد كه بعد از وي الگوي همة آزادگان جهان شد. البته پديدة شهادت

في نفسه آنقدر عالي و بلند مرتبه است كه اگر در همه تاريخ بشري فقط يك بار اتفاق مي افتاد يعني در تاريخ بشر تنها يك نفر شهيد مي شد بازهم اهميت شهادت فوق همه پديده هاي حيات بشر بود چه رسد به اين كه در گذرگاه قرون و اعصار كاروان شهادت متجاوز از ميليون ها پاكان اولاد آدم را به خود ديده است و پيشتاز برجسته اي چون حسين بن علي (ع) و شخصيت هاي متمايزي در اين كاروان الهي شركت داشتند.

به هر حال عاشورا اتفاق افتاد تا بار ديگر شهادت و لقاء الله زنده شود و نه تنها زنده بلكه براي هميشه و در همه جا جاودانه مانده عاشورا كربلا صحنه متقابل دو جريان ابدي تاريخ است. جريان هابيل و قابيل در روز عاشورا نيز همين واقعه تكرار شد. يك طرف لشكر حق و حقيقت و طرف ديگر باطل و ضلالت؛ امام حسين عليه السلام نصرت و پيروزي دين خدا و شهادت در راه خدا را مي خواست و آن قوم پيروي از هوي و هوس و بازگشتن به سنت هاي جاهلي و نيز كشتن امام حسين را مي خواستند.

يكي از نكته هاي مهم و عبرت آميز عاشورا وفاداري و ايثار ياران با وفاي امام حسين عليه السلام است. اصحاب امام حسين عليه السلام با وجود اينكه به طور قطع مي‌دانستند قدم نهادن در اين راه مساوي با كشته شدن و شهادت است، اما حسين عليه السلام را همراهي كردند و به جز آنان كه به طلب مال دنيا با امام همراه شده بودند و در نيمه راه نيز از امام جدا شدند، ساير ياران و افراد خانواده ايشان تا آخرين لحظه با امام ماندند و جان خود را فداي امام كردند به طوري امام حسين عليه السملا وفاداري يارانش را به آنها يادآور شده بود.
و اينچنين هم شد.

۵-شهادت
تأثير شگرف فرهنگ پربار ايثار و شهادت در گستره جهان بيني ديني ما از جلوه و منزلت متمايزي برخوردار است. فرآيند تأثيرگذاري ايثار و شهادت در مايه هاي فرهنگي، اجتماعي و … با ظهور مكتب حماسي تشيع به عنوان زيباترين جلوه هاي روح ديني مايه شگفتي شده است. فرهنگ متعالي ايثار و شهادت با هويت قدسي خود توانايي سرشاري را در متأثر ساختن نهادهاي اجتماعي و ساختارهاي سياسي و فرهنگي جامعه دارا مي‌باشد. يافته ها و دستاوردهاي ديرينه تاريخي مبين اين واقعيت روشن است كه ايثار و شهادت به عنوان كارآمدترين عنصر فرهنگي در مهار و يا تشديد فرآيندها و پديده هاي اجتماعي تلقي مي شود. بي ترديد قوام بردار و رشد اعتلاي فكري و اجتماعي جامعه منوط به مؤلفه هايي است كه در ساختار جامعه ترسيم و جهت يابي مي شوند و در راستاي اين هدف، تلاش ما بر اين استوار است كه با نمودار ساختن تأثير فرهنگ ايثار و شهادت بر علل و اسباب رشد جامعه يعني حركت و پويايي، حضور معنادار، آزادي، تعهد و مسئوليت و ارزش هاي ديني- ملي ارتباط عميق و تنگاتنگ فرهنگ ايثار و شهادت را با رشد و اعتلاي فرهنگي نمايان سازيم. فرهنگ ايثار و شهادت، بي گزاف، برترين اصل براي كسي رشد

اجتماعي و فرهنگي محسوب مي شود. بر اساس بينش درست، دستاوردهاي نهايي رشد و اقتدار جاودانه يك ملت، تثبيت و تحكيم ساختارهاي بنيادين نظام همراه با بسط انديشه هاي پاك و جهاني كعمار انديشمند انقلاب اسلامي است. «فرهنگ ايثار و شهادت» حاصل و تلاش و جانفشاني برگزدگان اين آب و خاك است كه طي سالها و با هزينه اي جبران ناپذير و به همان نسبت و طي ساليان دراز و با تلاش فراوان و گران سنگ عزيران ايثارگر به دست آمده طي ساليان دراز و با تلاش فراوان، قابليت نهادينه شدن در جامعه و تبديل شدن به رفتار فردي و جمعي را دارد. بسي جان اميد است كه اين حركت با ارزش فرهنگي بين نسل ها به صورتي منظم و هماهنگ به حيات طيبه خود ادامه دهد و به سر منزل مقصود برسد.

 

۱-۵ فلسفه وجودي فرهنگ ايثار و شهادت در مكتب اسلام
دين اسلام به عنوان آخرين و كامل ترين آيين در ميان اديان الهي، وظيفة خود مي‌داند كه فطرت انسان ها را بيدار ساخته و در صراط مستقيم به سوي كمالات انساني و ارزش هاي الهي هدايت نمايد و اين امر جز با پياده كردن احكام و دستورات الهي در مراحل مختلف زندگي بشر اعم از فردي، اجتماعي، سياسي، اقتصادي، فرهنگي و … ميسر و مقدور نخواهد بود. اما آيين مقدس اسلام به ويژه مكتب تشييع، در اين راه پر فراز و نشيب با بسياري از توطئه ها و دسيسه هاي

 

دشمنان كه قصد تحريف و نابودي حقايق آن را دارند، روبر خواهد بود. بنابراين بر اساس فلسفه جهاد اسلامي، پيروان و عاشقان راه حق مبارزه و مقاومت در برابر ظلم و ستم دشمنان و تن به ذلت آنها را ندادن از وظايف مهم شرعي و اخلاقي خود مي دانند و پايبند به آن هستند. در اين زمينه در آيات و روايات بسياري به جهادگران راه خدا سفارش شده تا آنها با جامن و مال و هر آنچه كه در اختيار خود دارند به مبارزه و جهاد با دشمنان اسلام بپا خيزند و مانع هرگونه تجاوز و تعدي به اصول و حقايق اسلام شده و جلوي ظلم و ستم و فساد آنها را بگيرند.
احكام و دستوراتي كه در فلسفه جهاد اسلامي آمده از مهم ترين دستورات الهي است كه در آئين و شريعت محمدي (ص) و سراسر زندگي ائمه اطهار (ع) به وضوح ديده شده و قابل مطالعه و بررسي است. مطالعات در زمينه فلسفه جهاد و مبارزه در مكتب اسلام چنين آورده اند.
«آيين مقدس اسلام، آيين توحيد و آيين عقل و فطرت و آيين رشد و كمال و آيين صلح و صفا و مهر و محبت و آيين تربيت است. اسلام عشق و علاقه دارد قلوب انسان‌ها را از راه ارتباط با شرك و كفر و بت پرستي و بندگي نسبت به بندگان پاك كند… اسلام كه خود آيين فطرت و عقل و مدرسه كرامت و شرافت و فضاي عدل و عدالت، دين و صلح و سلامت، مهر و رأفت و عشق به انسان

است تنها و تنها براي درهم شكستن ظلم و ستم و به خاك ماليدن دماغ ظالم و ستمكار و گرفتن حق مظلومان از دست ستمگران بر پا شدن عدل و قسط در تمام پهنه زمين، جهاد را همراه با تمام لوازمش تجويز نموده است … اسلام دعوتش را با دليل و برهان و موعظه حسنه و جلال حسن

شروع مي‌كند و از اين راه سعي مي‌كند انسان منحرف از فطرت توحيدي را به صراط مستقيم برگرداند. اسلام، موضع گيري عليه توحيدي را كه به ضرر خود موضع گيران و مزاحم مؤمنان پاك است نمي پسندد و چنانچه ببيند دشمن عالم يا جاهل در زمينة رشد انسان و انسانيت مانع ايجاد مي‌كند خود را به خاطر اقامه حق مجبور به جهاد مي بيند و براي او جهاد ابتدايي يا دفاعي فرقي نمي كند. آنچه براي او اهميت دارد پاكسازي حيات انسان از آلودگي شرك و كفر و فسق و فجور و بت و بت پرستي است.»

اكنون كه روشن شد براي چه هدف والايي در اسلام سخن از جهاد و مبارزه به ميان آمده است، ضروري است به بررسي ارزش هاي ايثار و شهادت در آيين جهاد و مبارزه پرداخته شود. اصولاً هر جهاد و مبارزه اي براي ريشه كن نمودن ظلم و ستم و رهايي مظلومان و ستم ديدگان از شد

دشمنان و منافقان از خدا بي خبر و نيز اجراي فرامين احكام و دستورات اسلامي بدون وجود ارزش هايي همچون ايثار و شهادت معنا و مفهومي ندارد. زماني جهاد و مبارزه اي به اهداف متعالي خود مي رسد و پيروز از ميدان عمل بيرون مي آيد كه رهروان آن آراسته به صفات و ارزش هايي همچون ايثار و از خود گذشتگي در امور مختلف زندگي و آماده شهادت و جان باختگي در هر مرحله از

مبارزه باشند. در غير اين صورت آن مبارزه و جهاد بي محتوا بوده و در نيمه راه به علت وجود مشكلات و مسائل گوناگون، رها شده و به اهداف، متعالي خود نمي رسند. چنانچه در طول تاريخ، ما شاهد بسياري از مبارزات و انقلاباتي بوده ايم كه به علت نداشتن فرهنگ ايثار و شهادت شكست خورده و پيروان آن ناكام و نااميد دست از مبارزه كشيده اند و همه چيز به نفع دشمن تمام شده است.

اكنون براي روشن تر شدن مطلب، ضروري است به بررسي مفاهيم «ايثار» و «شهادت» در فرهنگ اصيل اسلامي بپردازيم. ايثار يعني «مقدم داشتن ديگري بر خويشتن و در واقع به معناي از خود گذشتگي است كه از خود گذشتگي از صفات مردان شريف و كريم است و تمرين بندگي لازم داشته و از ايمان و اعتقاد ريشه دار صاحبش حكايت دارد. ايثار و از خودگذشتگي امري است ديني، اخلاقي و انساني و بسيار نيكو و پسنديده كه در هر آيين و مذهبي ستوده شده و دربارة آن

سفارشات زيادي شده است «ايثار در فرهنگ اجتماعي، سياسي و اقتصادي اسلام به عنوان اوج وارستگي مؤمن و نشانة بارز پيوستگي به خدا و مكتب تلقي شده و در قرآن از آن براي آزمودن صلاحيت رهبري و امامت نام برده شده است. حضرت ابراهيم (ع) پيش از رسيدن به امامت با ايثار آزمايش شد و علي (ع) در ايثار جان آنچنان پيش رفت كه حتي بر جبرائيل و ميكائيل پيشي گرفت و ملايك و عالم آسمان ها را به حيرت واداشته و عامل مباهات پروردگار عالم شد!!…» همچنين

واقعه عاشوراي حسيني، اوجي از ايثار و شهادت در طول تاريخ تشيع به شمار مي رود كه سرشار از نكات عبرت آموزي براي تمام شيعيان و مسلمين جهان اسلام به شمار مي آيد.
بنابر آنچه كه گذشت، ايثار را مي توان با استناد به روايات و احاديث نوعي آزمايش الهي براي مؤمنان و رهروان راه حق بر شمرد كه از طريق آن به نداي پروردگار خود لبيك مي گويند و در برابر فرامين و دستورات الهي سر تعظيم و تسليم فرود مي آورند. آري مؤمن كسي است كه از خود

بگذرد و به ياري مردم گرفتار و ستمديده بشتابد و آنان را در مسايل و مشكلات روزگار تنها نگذارد كه اگر چنين كند از يك سو جامعه مسلمين هرگز دچار گرفتاري و مشكلات هديده اي در سطوح مختلف سياسي، فرهنگي، اقتصادي اجتماعي و … نمي شود كه دشمنان و بيگانگان هر لحظه براي آنها توطئه كرده اند و از سوي ديگر چنين فردي رضايت خداوند را حاصل نموده و خود نيز به سوي باري تعالي شتافته و سعادتمند ابري خواهد شد.

مفهوم شهادت از ارزش والايي برخوردار است و مي توان آن را در راستاي ايثار و از خود گذشتگي مطرح كرده و در واقع مكمل آن محسوب نمود. در حقيقت، ارزش شهادت مرتبه بالاي ايثار است و به عبارت ساده تر منتهي درجه ايثار به شمار مي رود. در نظام ارزشي اسلام، شهادت معياري است كه ارزش هاي ديگر و اعمال صالح انسان با آن سنجيده شده و در طبقه ي ارزش ها، جايگاه بسي رفيع به آن اختصاص داده شده است.

فرهنگ شهادت و ايثار در نظام اسلامي از مهم ترين ويژگي مكتب تشيع به شمار مي‌رود و بر همگان پوشيده نيست كه وجود همين فرهنگ بوده و هست كه حقايق اسلام همچنان پا بر جا و زنده تا اكنون، تاريخ شيعه، شاهد ايثارگري و شهادت طلبي مردان بزرگ الهي همچون پيامبر بزرگوار اسلام (ص) و اصحابش ائمه اطهار (ع) و ياران و رهروان آنها بوده و اين امر حاكي از آنست كه «اسلام مكتبي است كه حركت جنبش، تلاش، جهاد و ايثار را براي تحقق بخشيدن به حاكميت قوانين الهي مي طلبد. چنان كه در طول تاريخ اصلام تحقق عيني اين حركت و تلاش و جهاد به

شكل هاي گوناگون كه برخاسته از طبيعت اين مكتب جامع است- به ثبوت رسيده است- موضوع كربلا و مظلوميت امام و اهل بينش در طول تاريخ براي تشييع به يك رمز و شعار و هويت انقلابي و خصيصه لاينفك تشيع تبديل شده به پيروان اهل بيت در هر زمان و عصري براي حفظ اين رمز و شعار از جان نيز گذشتند و حراست و حرمت آن را به معني پاسداري از موجوديت و شرف و مذهب خود دانسته اند. صحنه هاي با شكوه ايثار و شهادت از اين قبيل در تاريخ پيروزي انقلاب اسلامي و جبهه هاي هشت سال دفاع مقدس كم نيستند. ما تكرار واقعه كربلا را در تاريخ خونبار تشيع بارها ديده و آثار پر بار آن را لمس كرده ايم.

اكنون وظيفه شرعي و ديني ماست كه با بدست آوردن شناخت كافي و صحيح از فرهنگ ايثار و شهادت در مكتب اسلام و با عمل كردن به اصول، دستورات آن، ما نيز رهروان همان جان باختگاني باشيم كه جان، مال و آبروي خويش را در مسير حق از كف دادند و توانستند با ايثار و شهادت به پاسداري و صيانت از ارزش ها و حقايق اسلامي بپردازند.