نقش جنگل در اقتصاد و کشاورزي ايران

رشد روز افزون جمعيت جهان ، و تامين غذا و بهداشت به عنوان اولين نيازهاي ميلياردها انسان از مهمترين مشکلات قرن اخيراست.
درحال حاضر ميليونها انسان درجهان از گرسنگي رنج مي برند و درعين حال هر ده سال يک ميليارد نفر به جمعيت جهان افزوده مي شود.
از طرفي ناکامي بشر براي يافتن محيط زيستي مناسب در ساير کرات منظومه شمسي باعث شده تا تلاش براي تامين غذا ، به استفاده از امکانات کره زمين محدود شود.به دليل همين محدوديت ، انسان با بکار گرفتن شيوه هاي پيشرفته علمي سعي مي کند تا هر روز به کميت و کيفيت محصول درواحد سطح بيفزايد که اين امر خود باعث بهم خوردن قوانين طبيعت مي شود و در دراز مدت مشکلات فراواني را بوجود مي آورد که دربسياري از کشورهاي پيشرفته تجربه شده است ، و بيم آن مي رود که کشاورزي مدرن با شکستي فجيع روبرو شود.
در اين مقاله سعي برآن است که با اشاره به اهميت آب و خاک و هوا ورابطه جنگل با هريک ازآنها، نظر برنامه ريزان جامعه به حفاظت و احياي جنگلها جلب شود.

خاک
خاک يکي از منابع طبيعي و شايد مهمترين زيربناي تمدن هر کشور است و در واقع مسير پيشرفت يا سير قهقرايي هر جامعه را اصول و چگونگي بهره برداري از حاک تعيين مي کند.
لايه نازکي از پوسته زمين را که روي سنگها قرار گرفته ، خاک مي نامند که در هر گرم آن ميليونها باکتري تک ياخته و موجودات ذره بيني وجود دارد، و منشاء مواد معدني آن متعلق به سنگها و منشاء مواد آلي آن وابسته به پوشش زنده ي آن و ميکروارگانيسم ها است.
قرنها طول مي کشد تا فقط يک سانتيمتر خاک بر روي زمين پديد آيد ، و در مناطق مختلف مقدار و حاصلخيزي خاک متفاوت است . عمق متوسط تقريبي خاک هجده سانتيمتراست و در يک کلام حيات تمام انسانها و گياهان و جانوران بسته به اين قشر نازک است که به خاک سطح الارضي معروف است.

متاسفانه در سراسردنيا سالانه ۲۵ ميليارد تن خاک به وسيله رودها به اقيانوسها مي ريزند که به دليل نداشتن پوشش گياهي مناسب تحت بارش باران شسته شده اند.
در چند دهه ي اخير ، ريشه کن کردن صدها هزار درخت و نابودي ميليونها هکتار جنگل براي منظورهاي مختلف سبب شده تا باران هاي سنگين بخش هاي بزرگي از خاک سطحي را شسته و از ميان ببرد.
آب
کره خاکي ، دنيايي است که آن را محيطي آبي به نام هيدروسفر پوشانده است ، هيدروسفر شامل اقيانوسها ، درياها و همه منابع آبي ديگراست .(تا عمق ۱۲ کيلومتر)
زيست در اقيانوسها ظاهر شد و شکل گرفت .اما بطورکلي امروزه در کره زمين مکانيسم پيچيده ي حيات بدون آب شيرين و در واقع بدون بخش کوچکي از آب که هرساله در چرخه ي آب بصورت تبخير، بارش ، نفوذ به زمين و جاري شدن در سطح آن تجديد مي شود ممکن نخواهد بود.

بر پايه ي برآورد هاي به دست آمده (يونسکو) سالانه ۵۰۵ هزار کيلومتر مکعب آب از سطح اقيانوسها تبخير مي شود. اما ۴۵۸ هزار کيلومترمکعب از آن مستقيما بر اقيانوسها مي بارد و تنها ۴۷ هزار کيلومتر مکعب از آن به شکل ابر از اقيانوسها دور مي شوند و بر روي قاره ها مي بارند و همين آب است که مصارف صنعتي ، کشاورزي و عادي انسان را تامين ميکند.
در حقيقت سالانه ۱۱۹ هزار کيلومتر مکعب آب به صورت باران بر قاره ها مي بارد و اختلاف اين دومقدار( ۷۲ = ۴۷ – ۱۱۹) ناشي از رطوبت موجود در اتمسفر ، خاک و پوششهاي گياهي است که توسط يک چرخه دائمي در اثر تبخير از آبهاي سطحي ، تراوش بر گهاي گياهان و انقباض مولکولهاي آب موجود در آتمسفر تامين مي شود . بطور کلي اين مقدار بارش سالانه

(۱۱۹کيلومتر مکعب) تنها برابر ۱% آبهاي جاري و ۰٫۱% آبهاي زير زميني است که خود مهمترين عامل ادامه زيست در سياره ي ما شمرده مي شود چرا که پوشش گياهي خاک را ، که براي کشاورزي اهميت فراوان دارد ، سيراب مي سازد و ادامه زيست و کسترش جنگلها را ممکن مي سازد و سر انجام منابع زير زميني آب را تکميل مي کند.
در نقاط گرمسيرو خشک جهان که شبکه هاي رود خانه اي از اهميت فراوان برخودارند ، منابع آبي بر اثر استفاده بيش از اندازه براي رفع نيازهاي اقتصادي هم اکنون تهي شده يا به زودي خواهند شد . فعاليتهاي اقتصادي بشر ضمن تاثير بر سيستمهاي هيدرولوژيک و کيفيت منابع آبي، چرخه ي آب را تغيير مي دهد. وارد شدن ترکيبات سولفور به جو موجب پديد آمدن (باران اسيدي) شده و سبب بالا رفتن ميزان اسيديته محيط آبي شده و برانواع گوناگون آبزيان اثر زيان بخش گذارده و از رشد گياهان مي کاهد.

نتيجه همه رويدادهاي مخربي که توسط انسان انجام مي شود کاهش بارندگي در فصل بهار و عدم طغيان رودخانه ها است . بدين ترتيب سر زمينهاي کمتري بطور طبيعي آبياري مي شوند و شوري آب نيز در دهانه ي رودخانه ها افزايش مي يابد.
ريشه گياهان در خاک موجب باز شدن کانالهاي متعددي مي شود که آب در آن خاک نفوذ يابد . مواد آلي که در اثر بقاياي گياهي به خاک اضافه مي شود خاک را بهبود مي بخشد . چنين خاکي آب بيشتري را جذب مي کند و در خود نگه مي دارد .
بطور کلي قابليت نفوذ خاک جنگلي در برابر آب ، ۴۰ بار بيشتر از خاکهاي ديگر است.

هوا
هواي طبيعي از ۰۹/۷۸% نيتروژن و ۲۰% اکسيژن و ۰٫۳% اکسيد کربن و بقيه مقدار ناچيزي از گازهاي کربنيک ، نئون ، هليوم ، متان و کديپتون تشکيل يافته است که نسبت هاي ياد شده با تغييرات فاصله از سطح زمين دچار تغييراتي مي شود.

زندگي ماشيني و صنعتي شدن با استفاده از سوخت هاي مختلف همراه است که از سوختن آنها گازهاي متصاعد شده همراه با استفاده بشر از ساير آلوده کننده هاي هوا باعث به هم خوردن نسبت هاي فوق مي شود.
به عنوان مثال از سوختن يک کيلو گرم بنزين ۸۰۰ گرم اکسيد کربن و ۲۰ گرم اکسيد ازت و ۹۰ گرم هيدروکربن و ۱٫۸ گرم آلدئيد و انيدريد سولفورو و ترکيبات سرب همراه با ۰٫۱۲ گرم گرد و غبار در فضا پخش مي شود.

در همين رابطه مردم تهران در حال حاضر در خطر شديد مسموميت هاي ناشي از آلودگي هوا قرار دارند بطوريکه منو اکسيد کربن در بيشترين حد خود ۱۸٫۱۱ قسمت در ميليون و دي اکسيد ازت ۰٫۱۱ قسمت در ميليون (حد مجاز ۰٫۰۵) براي هواي تهران ثبت شده است .
(گزارشات سازمان حفاظت محيط زيست)
هرهکنار از جنگل سالانه ۲۵۰۰ تن اکسيژن آزاد مي کند و ضمن آن ۷۰ تن از ذرات گرد وغبار و گازهاي مضر را به خود جذب مي کند.
انرژي
گياهان سبز تنها تامين کننده ي انرژي مورد نياز موجودات زنده مي باشند که آنرا طي مکانيزم پيچيده ي فتوسنتز از تبديل انرژي خورشيدي به انرژي شيميايي به وجود مي آورند.
در اعماق خورشيد ، ماده با سرعتي برابر ۱۲۰ ميليون تن در دقيقه ناپديد شده و به واسطه آن سالانه ۳۳^۱۰ ×۱٫۳۵ کالري انرژي آزاد مي شود که تقريبا ۲۳^۱۰×۵٫۵ کالري از آن به سطح زمين مي رسد (۱۰^۱۰×۴ نسبت به کل) که يک سوم آن صرف تبخير آب و بقيه در فتو سنتز بکار گرفته مي شود.
گياهان با جذب انرژي ياد شده و تبديل آن به انواع پيچيده اي از مواد آلي منبع نهايي تمام مواد غذايي هستند.
گياهان با گونه هاي متنوع در اشکال و ترکيب و ساختمان و رفتار فيزيولوژي متفاوت در تمامي سطح زمين گسترده اند و فقط در نواحي فوق العاده خشک يا فوق العاده سرد اثري از آنها ديده نمي شود .
عوامل و فاکتورهاي مختلفي ممکن است با عث ض

عف و نامرغوب شدن گياهان شوند که از آن ميان آبهاي آلوده و خاک خسته يا نامتعادل مي باشد.
اکنون ثابتد شده که خاکهاي مريض ، گياهان مريض را موجب مي شوند و گياهان مريض جانوران و انسانهاي مريض را باعث مي شوند.
انسان
۱- خداوند انسان را آفريد و انسان بيابان را

۲- نخست جنگلها پديد آمدند بعد انسانها و بعد بيابانها

انسان با تمام پيشرفتهاي علمي خود در ارتباط با محيط زندگي خود چنان غافل است که امروزه حيات وي به مخاطره افتاده و اگر چاره اي انديشده نشود ادامه زندگي بشر با خطرات جدي روبرو است .

هم اکنون طي آمارهايي که سازمان خواربار جهاني (F.A.O) انتشار داده بالغ بر ۱۰۰ کشور جهان با ۸۵۰ ميليون انسان در معرض خطرند و هرسال شش ميليون هکتار از بهترين اراضي کشاورزي جهان به بيابان تبديل مي شود و هم اکنون ۲۱ ميليون هکتار از زمينهاي کشاورزي جهان در حال تخريب و در معرض خطر بيابان زايي است.
خساراتي که از اين راه به محصولات کشاورزي جهان وارد مي شود برابر است با بيست وشش ميليارد دلار در سال. که متاسفانه بيشتر اين فجايع در کشورهاي جهان سوم اتفاق مي افتد.
از طرفي براي هرگونه مقابله با چنين رخدادهايي به اقداماتي هماهنگ و بين المللي نياز مي باشد که شايد تا مدتها بصورت يک آرزو بيشتر نماند.
ولي آنچه که روزنه اميدي باقي مي گذارد شرايط خاص کشورمان است که به ما امکان مي دهد که با تکيه بر ملتي انقلابي به يک بسيج همگاني بيانديشيم.