نقش خانواده در بهداشت روانی

چکیده

بهداشت روانی چنان تاثیر عمیقی دارد که فقط انسان با روحیه و روان خوب می تواند زندگی کندو بدون روحیه مرده است.تشکیل خانواده نیز بستگی به داشتن روحیه دارد . روابط افراد خانواده از نظر احساسات در این مقاله بررسی شده است و سنت ها و باور هایی که به وسیله خانواده

انتقال می یابد مورد بررسی قرار گرفته است اعتماد به نفس یکی از مباحث اصلی بهداشت روانی است که در این مقوله گنجانده شده است و اعتماد به نفس به نحو عالی تعریف شده است که انواع اعتماد به نفس در این مبحث آورده شده است و راه های تقویت اعتماد به نفس آمده است که با بررسی مطالب فوق نتیجه گیری شده و پیشنهادهایی ارائه شده است.

مقدمه

خانواده نظام اجتماعی پویایی است كه برای خود ساختار، اجزاء و قواعدی دارد و در بین تمامی نهادها ، سازمان ها و تأسیسات اجتماعی ، نقش و اهمیتی خاص و بسزا دارد . خانواده در زمره ی عمومی ترین سازمان های اجتماعی است و نشان یا نماد اجتماعی شمرده می شود و برآیند یا انعكاس از كل جامعه است . در یك جامعه ی منحط ، خانواده نیز خود به خود منحط خواهد بود و بالعكس. بنابراین خانواده را می توان معیاری برای شناخت آسیب های اجتماعی دانست و برای پی بردن به علل این انحرافات ، به خانواده مراجعه كرد.
اغلب مردم معنای واقعی کلمه ی “اعتماد به نفس”را به خوبی درک نمی کنند . به همین دلیل ان نوع از اعتماد به نفس وخود باوری را که مطلوب ومورد نظرشان است در زند گی تجربه نمی کنند چون فکر می کنند اعتماد به نفس یعنی این که ایمان واعتماد به موفقیتها یی که در کارها به دست می اورند. در صورتی که اعتماد به نفس واقعی وحقیقی ان است که قبل از این که در کاری موفق شویم نوعی اعتماد به توانایی خود برای انجام ان کار داشته باشیم .
كیفیت روابط خانواده

هر نظام برای خود اجزایی دارد. در نظام خانواده اجزاء مهم عبارت است از رابطه مادر با خود و با پدر، و رابطه ی پدر با خود و با مادر. چگونگی این روابط كیفیت خانواده را مشخص می سازد.
خانواده مانند هر نظام اجتماعی نیازهای اولیه دارد . از جمله این نیازها عبارت اند از : احساس ارزشمندی ، احساس امنیت فیزیكی ، احساس صمیمیت و به هم وابستگی ، احساس مسئولیت ، نیاز به انگیزه ، نیاز به شادی ، نیاز به تأیید و تصدیق و بالاخره نیازهای روحی و معنوی . خانواده همچنین به پدر و مادری احتیاج دارد كه به برقراری یك رابطه سالم باهم متعهد باشند و آن قدر احساس امنیت كنند كه بتوانند فرزندان خود را به دور از آلودگی ها پرورش دهند.
خانواده همچنین مانند سایر نظامهای اجتماعی به تولید ( غذا ، لباس ، مسكن) ، به حفظ روابط عاطفی ( نوازش و محبت ) ، به روابط خوب ( عشق و صمیمیت )، به خود شكوفایی ، به تحریك ( هیجان ، رقابت ، نشاط ) و به وحدت ( احساس تعلق و اتفاق ) احتیاج دارد .
خانواده ، گروه كوچكی است كه از زن و شوهر و فرزند یا فرزندان تشكیل می شود. عضو خانواده بودن ، یعنی در نوعی شبكه عاطفی سهیم شدن ، به یك گروه اجتماعی تعلق داشتن ، تاریخ مشترك داشتن و به محیط زندگی خاصی عادت كردن. اهمیت خانواده نیز به خاطر همین دستاوردهاست.

هارلوكElizabet Harlock خانواده را به صورت یك سیستم متعامل و پیچیده تعریف می كند . ابتدا زن و شوهر با تشكیل خانواده ، این سیستم متعامل را بنیان می نهند و سپس با ورود هر كودك و یا هر فرد دیگری ( مثل پدر و مادربزرگ ) این سیستم پیچیده تر می شود. به عنوان مثال ، در خانواده تك فرزندی فقط سه رابطه تعاملی وجود دارد در حالی كه در خانواده سه فرزندی ، ده رابطه تعاملی وجود خواهد داشت .

روابط كودك و والدین و سایر اعضای خانواده ، چون شبكه و نظامی درهم پیچیده است كه افراد آن در كنش متقابل با یكدیگرند . این نظام در مجموعه ای از نظام های بزرگتر همچون محله ، جامعه شهری و جامعه ی گسترده تر قرار گرفته است .
انتقال سنتها وباورها

 

خانواده از این نظر نیز اهمیت دارد كه محل انتقال سنتها ، باورها و انواع مختلف شناختهاست . ( از شیوه غذا خوردن تا افكار سیاسی ) . خانواده از طریق اجتماعی بارآوردن كودك ، میراث فرهنگی آماده و تجربه شده به وسیله نسلهای گذشته را در اختیار كودك می گذرد.

به طور كلی درخانواده است ، كه كودك اولین قدمهای اجتماعی شدن را برمی دارد و درنهایت به موجودی كاملاً اجتماعی تبدیل می شود. خانواده اسم خود را به كودك انتقال می دهد و بدین وسیله او را در مسیری می اندازد و در شبكه ای از خویشاوندی قرار می دهد كه چند نسل را در برمی گیرد. بنابراین ، خانواده اولین هویت اجتماعی فرد را فراهم می آورد . موقعیت اجتماعی والدین ، موقعیت اجتماعی كودك را در بیست سال اول زندگی تعیین می كند . محل سكونت خانواده ، به طورعینی بافت های اجتماعی و فرهنگی مؤثر بر كودك را مشخص می كند . بالاخره شغل والدین ، كودك را در طبقه اجتماعی معینی جای می دهد . بنابراین خانواده اولین محیطی است كه در آن اولین پایه های اجتماعی شدن گذاشته می شود . خانواده ، كودك را درشبكه ای از روابط عاطفی ، اجتماعی ، تاریخی و محیط زندگی خاصی قرار می دهد و برای كودك میراث فرهنگی به ارمغان می آورد، این كه گذشته ای دارد ، باید طبق آداب و سنن خانواده و فرهنگ خود زندگی كند و او را وادار می كند كه آداب معاشرت یاد بگیرد ، برای خود ایدئولوژی خاص داشته باشد و درصورت لزوم احساسات خود را بروز دهد یا پنهان نگه دارد .
خانواده با الگو قرار گرفتن، به كودك یاد می دهد كه چگونه باید رفتار كند و چگونه با اجتماع سازگار شود . همچنین خانواده یاد می دهد كه زن و مرد نقش های متفاوتی دارند و هركس باید مطابق با جنس خود رفتار كند . خلاصه این كه خانواده ، كودك را یك موجود اجتماعی بار می آورد .
خانواده جایگاهی است كه آنجا در آیینه چشم پدر و مادر، خود را تماشا می كنیم . برای نخستین بار خود را می بینیم ؛ احساس صمیمیت را درك می كنیم ؛ می آموزیم كه احساس چیست و چگونه می توانیم آن را ابراز كنیم و این پدر و مادر هستند كه احساسات قابل قبول را مشخص می سازند، آنها هستند كه اجازه ها را صادر می كنند و احساسات ممنوع را مشخص می سازند.
رشد كودكان در خانواده بیشتر متأثر از همین ارزش گذاری ها و گرایش ها ی اخلاقی ، عاطفی و اجتماعی است . از این رو خانواده به عنوان یكی ازعوامل مؤثر در رشد ، در ردیف سایر عوامل قرارمی گیرد .
هر خانواده دارای نظام و ساختار خاصی است كه می توان آن را به سه نوع كلی دسته بندی كرد : والدین سهلگیر، والدین سختگیر ، والدین مقتدر.
اعتماد به نفس چیست ؟

 

“عزت نفس” یک منبع انرژی است . یک چتر وسیعی است که” اعتماد به نفس ” زیر سایه ان است . اعتماد به نفس یعنی دیدن خودبه عنوان فردی توانا با کفایت دوست داشتنی ومنحصر به فرد .

کفایت یعنی توانایی که درحد کافی وتسلط بر امور باشد .
منحصر به فرد یعنی با توجه ودر نظر گرفتن تفاوتها ی فردی.
به تعبیر دیگر اعتماد به نفس یعنی ان احساس وشناختی که از توانایی هاومحد ودیت های بیرونی ودرونی خود دارید .

بنا براین وقتی که اعتماد به نفس وخود باوری خود را بر اساس ان که وان چه به راستی هستید ونه بر اساس موفقیت ها و دست یا بی ها یا شکست ها وناکامی های خود بنا می کنید چیزی را در خود خلق می نمایید که هیچ کس وهیچ چیز یارای گرفتنش را از شما نخواهد داشت . حال با توجه به مفاهیم بالا می توان گفت که اعتماد به نفس واقعی همواره در درون خود شما تولید می شود نه از بیرون . اعتماد به نفس واقعی زاییده ی تعهد شما به خودتان است . این تعهد که هر ان چه لازم باشد انجام خواهید داد تا به خواسته ها ونیازهایتان برسید .

اعتماد به نفس باور شخصی شماست نسبت به روح خودتان به عنوان یک انسان .
اعتمادبه نفس حقیقت این نیست که نترسیم . بلکه ان است که بدانید ومطمئن باشید با این که می ترسید
اما بی گمان دست یه عمل خواهید زد .
انواع اعتماد به نفس
• اعتماد به نفس رفتاری
• اعتماد به نفس احساسی ، عاطفی
• اعتماد به نفس روحی ومعنوی
به منظوران که اقتدار شخصی لازم رابه دست اورده ورضایت وغنایی که استحقاقش رادارید تجربه کنید ، به هر سه نوع اعتماد به نفس نیاز دارید
— اعتماد به نفس رفتاری ، به معنای قابلیت وتوانایی در عمل کردن وانجام دادن کارهاست . از کارهای ساده گرفته تا کارهای
سخت همانند جامه عمل پوشاندن به رویاهایتان . این همان نوع از اعتماد به نفس است که مورد نظر اغلب ماست .
— اعتماد به نفس احساسی وعاطفی به معنای توانایی در تسلط وبه کنترل در اوردن دنیای احساس وعواطف شماست .این که بدانید
چه احساساتی دارید ، معنای ان ها را بفهمید وبتوانید انتخابهای احساسی درست بکنید وازخود در مقابل درد و رنج روحی ولطمه ها وصد مه های عاطفی محافظت کنید وبدانید چگونه روابطی صمیمی ، سالم ومانگار خلق نمایید .

— سومین نوع از اعتماد به نفس که مهم ترین انها می باشد ، اعتماد به نفس روحی ومعنوی است . این نوع از اعتماد به نفس همانا اعتماد وایمان شما به جهان هستی وکل افرینش وموجودات است . این ایمان روحی که زندگی ، هدف ونهایتی مثبت را در پی خواهد داشت وشمابه خاطر هدفی این جا هستید وزندگی ۷۰ – ۸۰ – ۹۰ ساله تان برروی این کره خاکی هدف ومقصودی را دنبال

می کند .
اعتماد به نفس ان است که باور داشته باشید می توانید وتوانایی ان را دارید که تمام توانتان رابه کار
بگیرید وشرایط واوضاع زندگی را ان گونه که مطلوب ودلخواه شماست تغییر دهید
چگونه اعتماد به نفس را در خود تقویت کنیم ؟

اصل اول – گذشته را بپذیرید وا ینده را دگرگون کنید
شما باید بدانید که گذشته را نمی توان تغییرداداما اینده هنوز افریده نشده است . اینده چیزی نیست جز اندیشه های شما وکوشش برای افریدن انها . منظور ما این است که در بند گذ شته نباشید نه اینکه از تجربیات ، خطاها وشکستهای گذشته درس نگیرید .پس باید عاقلانه به گذشته نگاه کردواند یشه ووقت خودرا صرف چیزی کنیم که توان افریدن ودگرگون ساختن ان را داریم .
اصل دوم – درباره اهدافتان با خود گفتگو کنید .

اهداف را به صورت جملا تی مشخص در اورید وبه خود بگویید ان هم به صورت جملات مثبت . اهداف باید واقعی ومعقول باشند نه بلند پروازانه که دسترسی به انها ممکن نباشد ونه پیش پا افتاده که ارزش کوشیدن را نداشته باشند . اهداف معقولی برای هرساعت ، روز ، هفته وماه وضع کنید . موفقییت در اهداف کوتاه شما را برای دست یافتن به اهداف بلند مدت تشویق می کند و انگیزه تلاش را در شما بیدار می سازد . همواره اهداف را یاداور شوید تا بخشی از ضمیر ناخوداگاه شما گردد.
اصل سوم – تصمیم گرفتن را تمرین کنید .
روانشناسان نشان داده اند که کودکانی که در سالهای اولیه زندگی خود تشویق شده اند تا برای خود تصمیم بگیرند از دیگر
کودکانی که این موقعییت را نداشته اند در اعتماد به نفس رتبه بالاتری کسب کرده اند .تمرین تصمیم گیری به شما کمک می کند تا نسبت به قدرت قضاوت خود اطمینان بیشتری به دست اورید ودرنتیجه اعتماد به نفس کامل تری کسب نمایید . مهم تصمیم گیری است . یادتان باشد که قضاوت درست نتیجه تجربه است وتجربه خود نتیجه چندین قضاوت نادرست . بنابراین از هرفرصتی برای تصمیم گیری استفاده کنید واین نیرو را در خود پرورش دهید . تصمیم گیری مستلزم خطر پذیری واحساس مسئولیت است
اصل چهارم – نتایجی را که می خواهید مجسم کنید .
تصویر روشنی را از انچه می خواهید به دست اورید ، داشته باشید این کار باعث می شود تا انرژی خودرا بران هدف متمرکز کنید . این برخورد تصویری باهمه ارمان ها واهداف برای شما مفید است ویاری تان می دهد تا کم کم زمینه های -دست یابی به انها را فراهم سازید .

اگر می خواهید از شر خصلتی رها شوید خودر ا در حالتی تصور کنید که از ان خصلت هیچ اثری در شما نیست . همین تصویر وتکرار ان وانجام دادن تمرینهای اصلاحی به شما کمک می کند تا از ان خصلت نا خوشایند رها شوید . این کار خیال پردازی ، بی خاصیت نیست بلکه واقعیت روانشناختی پذیرفته شده ای است که به بسیاری کسا ن یاری رسانده است .

اصل پنجم – دربرخی زمینه ها متخصص شوید .
آگاهی عمومی لازمه زندگی فردی واجتماعی است اما کافی نیست . برای پیشرفت در زندگی فردی وحرفه ای شما باید در زمینه هایی متخصص ومنحصر به فرد باشید . همین نکته که شما چیزی می دانید ودیگران نمی دانند به شما اعتماد به نفس می دهد . باید اموزش مداوم را به عنوان یک اصل در زندگی خویش بپذیرید .

نتیجه گیری و پیشنهاد ها:
اعتماد به نفس را اغلب مردم به خوبی درک نمی کنند چون فکر می کنند اعتماد به نفس یعنی اینکه ایمان و اعتماد به موفقیت هایی که در کار ها به دست می آورند. در صورتی که اعتماد به نفس واقعی و حقیقی آن است که قبل از اینکه در کاری موفق شویم نوعی اعتماد به توانایی خود برای انجام آن کار داشته باشیم . در زندگی باید اعتماد به نفس داشته باشیم و باور های شخصی خود را قبول کرده و عمل نماییم و انواع اعتماد به نفس در نتیجه منجر به بهداشت روانی خوب شده و به تشکیل و محکم شدن زندگی و خانواده می شود و باید اعتماد به نفس خود را تقویت کنیم تا

بتوانیم آینده را تغییر بدهیم و اهداف و تصمیم ها را فراموش نکنیم و نتایج را در نظر گرفته تا در برخی زمینه ها متخصص شویم . بر دولت وظیفه است تا شرایط و زمینه های تحصیلی و شغلی را در جوانان محیا نموده تا جوانان از دغدغه ها و آسیب های روانی به دور باشند و در بهداشت روانی مناسب نسبت به تشکیل خانواده اقدام نمایند. راهکار دوم آن است که جلسات لازم برای قبل از ازدواج توسط مسئولین زیربط ترتیب داده شود تا جوانان با آمادگی لازم و رفع معایب رفتاری و اخلاقی و اعتماد کامل به تشکیل خانواده اقدام نمایند . انشا الله