نقش زنان روستايي در اقتصاد روستا

فصل اول

نقش و حيطه كارزنان
در فعاليتهاي غير زراعي

نقش و حيطه كارزنان در فعاليتهاي غير زراعي:
اقتصاد روستا، فعاليتهايي را در بر مي گيرد كه هر يك بر حسب گستردگي و وسعتي كه دارد در ارتقاء درآمد روستائيان مؤثر مي باشد. از اين رو بررسي هاي انجام شده نشان مي دهد كه هر قدر امكان بهره گيري از منابع درآمد براي روستائيان متنوع تر و فراوانتر باشد سطح درآمد و رفاه آن جامعه بالاتر بوده است براي مثال روستاهاي منطقه تالش به لحاظ برخورداري از امكان كشت محصولات متنوع (برنج، مركبات، تنباكو) از درآمد نسبتاً بهتري برخوردار مي باشند. يا مناطق ساحلي به لحاظ همجواري با دريا قادرند از طريق فعاليتهاي توريستي يا ماهيگيري درآمد حاصل از كشاورزي خود را تكميل نمايند. در عين حال عمده ترين فعاليتهاي جانبي روستائيان كه معمولاً در كنار زراعت صورت مي گيرد به شرح زير مي باشد:

دامداري و پرورش طيور
دامداري و نگهداري از حيوانات بزرگ جثه در منطقه بسيار محدود بوده و تنها گاوداري در قسمت جلگه اي رواج دارد. در مناطق روستايي مورد مطالعه گاوداري عمدتاً به شكل سنتي و در جوار ساير اشتغالات كشاورزي صورت مي گيرد. البته با رواج زندگي شهري و خصوصاً گسترش جاده هاي مواصلاتي كه براي گاوهايي كه در سطح روستا زندگي مي كردند خطرآفرين مي باشد. از تعداد گاوهاي منطقه كاسته شده است. گاوداري در بين خانواده هاي نمونه نسبتاً رواج چنداني ندارد و اكثراً تنها به داشتن يك يا دو گاو اكتفا مي نمايند كه اين گاوها تنها قادرند لبنيات خانواده را تأمين نمايند و محصولي براي عرصه به بازار از آنها بدست مي آيد. در گاوداري به شكل سنتي معمولاً زن و مرد توأمان همكاري دارند ليكن برحسب نوع و وظايف سهم هر يك از آنها متغير مي باشد.

جدول (۵-۱) سهم زنان و مردان را در گاوداري بشكل سنتي و پرورش ماكيان نشان ميدهد
سهم مردان و زنان از پرورش دام «گاو» و طيور به تفكيك فصول
نيروي كار فصول تعليف دام نگهداري در آغل دوشيدن شير علف چيني پرورش طيور
زن بهار ۱۰۰ ۱۰۰
تابستان ۱۰۰ ۱۰۰
پاييز ۱۰ ۱۰۰ ۱۰۰
زمستان ۲۰ ۱۰۰ ۱۰۰
بهار ۱۰۰ ۱۰۰
تابستان ۱۰۰ ۱۰۰
پاييز ۹۰ ۱۰۰
زمستان ۱۰۰
۸۰

هر يك از مراحل دامداري ۱۰۰% در نظر گرفته شده كه بطور نسبي سهم زنان و مردان نسبت به اين ارقام محاسبه شده است.
همانطور كه از جدول مستفاد مي گردد اوج حجم كار مردان عمدتاً در فصول بهار و تابستان كه امر علف چيني تعليف دام مي پردازند مي باشد و در فصل پاييز كه فصل بيكاري زراعي است نگهداري حيوان در آغل را نيز بر عهده دارند اين در حاليست كه در فصل زمستان كه به آماده كردن زمين زراعي مبادرت مي ورزند بخشي از اين وظايف را به زنان محول مي كنند، ليكن دوشيدن از وظايف مختص زنان است كه در چهار فصل برحسب شيردهي جوان قابل انجام است.

از سوي ديگر همانطور كه در جدول ملاحظه مي گردد، پرورش طيور از وظايف خاص زنان مي باشد كه عمدتاً جهت تأمين تخم مرغ و گوشت سفيد خانوار بدان اقدام مي ورزند و بعضاً به فروش محصولات حاصل از آن نيز مي پردازند. جالب توجه است كه اصلي ترين گوشت مصرفي خانوار گوشت سفيد بوده و تخم مرغ از اقلام مهم تأمين كننده پروتئين خانواده مي باشد.
در سال ۱۳۷۵ تعداد گاو و گاوميش موجود شهرستان ۱۱۲۸۴۴ رأس گزارش شده است. آمار دريافتي كشتار دام، از ۳۰۴۶۶ رأس گاو و گاوميش كشتار شده شهرستان در سال ۱۳۷۵ مقدار ۳۳۵۳ تن گوشت قرمز و ۶۴۹ تن پوست توليد شده است. مقدار شير توليد شده از گاو و گاوميش هاي موجود شهرستان اين سال برابر ۲/۱۱۹۳۲ تن گزارش شده است. شهرستان تالش در سال ۱۳۷۵ داراي ۴۶۷۸۲۱ رأس گوسفند و بز بوده است كه با كشتار ۱۷۰۵۴۷ رأس از آن، مقدار ۲۵۵۵ تن گوشت قرمز و ۸/۱۷۰ تن پوست توليد شده است.(۱)
منطقه تالش از دوران هاي اوليه سكونت اقوام و متأخرين داراي نظام عشيره اي و پدرسالاري بوده و به نظر مي رسد كه دام داري قبل از رواج كشاورزي با توجه به استعدادهاي اقليمي و معيشت هاي خدادادي در تالش رواج داشته و مردم ابتدا دام دار بوده و بعداً به تدريج به كشاورزي روي آورده اند.

دختران خردسال به جاي حضور در كلاس درس به مراقبت از بزها و گوسفندان هستند اكنون خواندن و نوشتن و بازي كردن محروم هستند فردا محروميتهاي ديگري در انتظار آنهاست. بعلت شرايط توپوگرافي شهرستان تالش و وجود ارتفاعات كه پوشيده از مراتع طبيعي مرغوب است بنابراين عده اي به زندگي كوچ نشيني روي آورده اند. وضعيت اصلي و غالب آنها پرورش دام از نوع گوسفند و بز مي باشد.

زنان در جامعه كوچ نشين علاوه بر ايفاي وظيفه همسر ومادري نقش مهمي را نيز در اقتصاد خانواده دارند گذشته از چارچوب قانوني جايگاه زن در خانواده و جامعه بعلت نقش توليدي زنان در جامعه كوچ نشين كه دوشادوش مردان چرخ زندگي را در عرصه خانواده و ميدان اجتماع به حركت در مي آورند. زن در رتبه باارزشي در ميان خانواده قرار دارد. وي بعنوان يار و ياور مرد، در امور خانه از پخت و پز تا تهيه پنيز و ماست و كره و صنايع دستي، هيزم شكستن تا رسيدگي به دام ها همچنين امور فرزندان نقش عاطفي ويژه اي را نيز در خانواده ايفا مي كند او به عنوان همسر از ابتداي زندگي با ناملايمات و رنج و مشكلات در كنار شوهر مسير زندگي را با جبر و تلاش مي پيمايد و فرزندان خانواده را تربيت مي كند. زن بعنوان مدير خانه داراي اختياراتي بسيار در حوزة تصميم گيري در مسايل شخصي و خانوادگي است و تا حدي كه قوانين اجتماعي، سنتي به وي اجازه اين اختيار را بدهد پيش مي رود.(۲)
زنبورداري

شهرستان تالش سابقه ديرينه در پرورش زنبورعسل دارد. اين شهرستان به واسطه برخورداري از آب و هوا و شرايط مناسب و ميزان بارندگي مطلوب همواره پر از گونه هاي مختلف گياهي است كه فعاليت زنبورداري را آسان مي نمايد. بنابراين، استعداد خاص اقليم جغرافيايي منطقه از نظر پوشش و تنوع گياهي موجب شده تا توليد عسل در حد مطلوب باشد.
فرهنگ، آداب و رسوم و سنت مردم تالش به گونه اي است كه بين فعاليت زن و مرد در امور مختلف كشاورزي تفاوت خاصي وجود ندارد.

زنان روستايي همگام با همسرانشان در تمام طول سال به فعاليتهاي متعدد كشاورزي و دامپروري از جمله در زمينه پرورش زنبور عسل مشغول هستند؛ چرا كه زنان روستايي منطقه دوش به دوش مردان و در برخي موارد حتي به تنهايي در اموري از قبيل موم بافي، استحصال عسل، برداشت عسل، تغذيه مصنوعي و انتقال كندوها فعاليت دارند تعداد پرورش دهندگان زنان روستايي استان گيلان بيش از ۲۵۰ نفر است به همين دليل، استان گيلان به عنوان محل اجرا پروژه زنبور عسل با همكاري سازمان ملل خواربار كشاورزي (فائو) FAO مورد توجه قرار گرفت و انتخاب شد.

اجراء پروژه زنبور عسل با همكاري فائو پروژه زنبورداري با همكاري فائو در سال ۷۹ با تلاش دختر امور زنان روستايي و عشايري وزارت جهاد سازندگي سابق و مديريت ترويج و مشاركت مردمي گيلان به اجرا آمد. اين پروژه شامل فعاليتهاي توليد عسل به منظور ايجاد درآمد براي قشر آسيب پذير جامعه روستايي مي شود.
هدف اصلي طرح فراهم نمودن امكانات مستقيم براي روستاييان زنبوردار به منظور توليد عسل و در نتيجه افزايش درآمد خانوار روستايي است. مخاطبان اين طرح، زنان روستايي هستند اين پروژه سعي دارد ابزار پيشرفت در زمينه تهيه وتوليد عسل را به منظور افزايش درآمد و اهميت غذايي خانوار به طور رايگان در اختيار زنان روستايي قرار دهند.

اجراي پروژه زنبور عسل با همكاري فائو در استان گيلان با هدف افزايش و بهبود توليد عسل و فرآورده هاي جانبي. حمايت از زنان فقير روستايي و يا سرپرست خانوار و كمك به ايجاد درآمد خانوار روستايي پيگيري شد. قيمت فروش هر كيلوگرم عسل حدود ۱۲ هزار ريال مي باشد. (۳)

جدول (۵-۲) پراكندگي گروههاي زنان زنبوردار استان گيلان
رديف نام شهرستان مناطق روستايي تعداد (نفر) تعداد هر گروه (نفر) تعداد گروهها
۱ تالش چوبر – ‌- اسالم ۱۸ ۶ ۳
۲ ماسال ورمپه – تبرسرا ۱۲ ۶ ۲
۳ رضوانشهر دوران – آبرياد – استه سر ۱۸ ۶ ۳
۴ لنگرود سياه منه سر – مريوان ۱۲ ۶ ۲
جمع ۶۰ ۲۴ ۱۰
منبع: هيماي اقتصادي استان گيلان شهرستان تالش، سازمان مديريت و برنامه ريزي استان ۱۳۷۷٫
نوغانداري:

كرم ابريشم و پرورش آن يكي از درآمدهاي فرعي خانوارهاي روستائيان خصوصاً نقاط جلگه اي بوده و در ۷۶ روستا رواج دارد.
اگر چه به لحاظ بالا رفتن قيمت تخم مرغ نوغان و ساير محدوديتهاي ايجاد شده تا حدودي از وقت خانواده ها به انجام اينگونه فعاليتها كاسته شده ليكن فعاليت مذكور در ارتقاء درآمد خانوارهاي بهره بردار بسيار مؤثر بوده است و هر چند كه طول مدت صرف شده براي عمل آوري پيله كرم ابريشم كمتر از دو ماه مي باشد ليكن در اين مدت محدود قادر است درآمد زيادي را نصيب خانواده ها نمايد.

فعاليت فوق الذكر نيز داراي مراحل متعددي است كه در هر يك از مراحل به تناسب توانايي جنسيتها از نيروي كار زنان ، مردان و كودكان استفاده مي گردد.
جدول ۵-۳- مراحل متعدد عمل آوري پيله كرم ابريشم را بر حسب سهم هر يك از جنسيتها نشان مي دهد.
جدول (۵-۳) مراحل و سهم كار زنان و مردان در پرورش كرم ابريشم
جنس تهيه تخم نوغان نگهداري كرم نوزاد چيدن و آماده كردن برگ تميز كردن جا برداشت متوسط

زن – ۲۰ ۳۰ ۱۰ ۵۰ ۲/۲۰
مرد ۱۰۰ ۸۰ ۷۰ ۹۰ ۵۰ ۸/۷۰
نظر به اينكه انجام مراحل فوق الذكر عمدتاً در ماههاي فروردين و ارديبهشت كه زمان اوج كار زنان در و وجين مي باشد صورت مي گيرد لذا نقش مردان عمدتاً برجسته تر از نقش زنان مي شود هر چند كه در اين نوع اشتغال كه بيشتر بصورت حاشيه اي و در كنار ساير فعاليتها صورت مي گيرد تمامي اعضاي خانواده شركت دارند ليكن مردان و فرزندان پسر نقش بيشتري را در اين فرآيند برعهده دارند.
در سال ۱۳۷۵ شهرستان تالش داراي ۵۲۱ خانوار نوغاندار بوده است كه اين خانوارها با استفادهاز ۱۰ هكتار توتستان و ۱۲۱۶ جعبه تخم نوغان مقدار ۳۳۰۰۰ كيلوگرم پيله تر توليد نموده اند. (۴)
۱- سيماي اقتصادي – اجتماعي شهرستان تالش سال ۱۳۷۷ – تهيه كننده معاونت هماهنگي و برنامه ريزي تلفيق و تنظيم: فرشته طالش انساندوست . سازمان برنامه و بودجه.
۲- شكوري، چنگيز. سيري در كوچ نشينان تالش ، انتشارات آذر خزر ۱۳۸۲٫
۳- حسن زاده، مليحه ، توسكا فصلنامه آموزشي و ترويجي. شماره چهارم زمستان ۸۰٫
۴- سيماي اقتصادي – اجتماعي شهرستان تالش سال ۱۳۷۷٫ تهيه كننده معاونت هماهنگي و برنامه ريزي تلفيق و تنظيم: فرشته طالش انساندوست. سازمان برنامه و بودجه.
صنايع روستايي:

اگر چه روستا و زندگي روستايي با فعاليتهاي كشاورزي عجين شده و كشاورزي نقش اصلي را در فعاليتهاي توسعه روستايي دارد اما در سه دهه گذشته نقش فعاليتهاي اشتغالزا موسوم به فعاليتهاي خارج از مزرعه به عنوان فرصتهاي تكميلي اشتغال توليد به افزايش درآمد خانوارهاي روستايي مورد توجه سياستگذاران و برنامه ريزان توسعه قرار گرفته است. (۱)
انواع صنايعي كه در روستاها ممكن است وجود داشته باشد:

الف : صنايع دستي و سنتي
ب : صنايع تبديلي
ج : خدمات فني و صنعتي روستاها

جان هامفري دلايل حمايت از صنايع كوچك مقياس را وابسته به شرح زير مي داند:
۱- صنايع كوچك داراي منافع ملي است، چنانكه با داشتن يك بخش صنعتي كوچك توانمند، مي توان حضور متنوع كالاهاي توليدي و اشتغال كارآمد را تضمين كرد.
۲- صنايع كوچك مقياس بدون حمايتهاي دولتي بوجود نخواهد آمد چرا كه اين صنايع داراي محدوديتهاي از قبيل رسوخ به بازار است.
صنعتي شدن به عنوان قسمتي از راهبرد و توسعه همه جانبه روستايي در تحقق مهمترين اهداف توسعه روستايي نقش بسزايي داشته است.
در يك جمع بندي كلي از مطالعات صورت گرفته پنج اثر عمده صنعتي شدن و روستا را مي توان اينگونه ذكر كرد:
الف : ايجاد اشتغال، افزايش درآمد، ثبات شغلي و درآمد

ب : كاهش مهاجرتهاي روستايي
ج : كاهش نابرابري هاي منطقه اي با استفاده از منابع محلي و رونق كشاورزي
د: افزايش رفاه روستايي (مسكن، بهداشت، پس انداز) تغيير الگوي مصرف مواد غذايي و كالاهاي مصرفي با دوام ، افزايش آگاهي ها و رونق آموزشي
هـ : گسترش صادرات

با توجه به مطالب ذكر شده بايد اذعان داشت كه در شهرستان تالش از انواع صنايع روستايي فقط صنايع دستي سنتي و صنايع تبديلي آنهم بصورت محدود وجود دارد كه در صنايع تبديلي معمولاً زنان نقش خاصي ندارند.

صنايع تبديلي – صنايع دستي:
صنايع تبديلي در كليه بخشهاي صنعت وجود دارد كه تعريفهاي گوناگوني براي آن ارائه شده است.در بخش كشاورزي. صنايع تبديلي به صنايعي گفته مي شود كه ارتباط مستقيم و تنگاتنگ با زيربخشهاي مختلف بخش كشاورزي داشته باشد. در واقع اين صنايع با تكميل فرآيند توليد مواد كشاورزي و آماده سازي اين محصولات، براي عرضه به بازار فروش و مصرف نقش ايفا مي كند. اين صنايع به تكنولوژي ساده وماشين آلات سبكي نياز دارد كه به آساني مي توان آنها را در مناطق روستايي ايجاد كرد. مواد اوليه اين صنعت در روستاها به سهولت آماده است بخش سنتي كشاورزي زماني به رشد و توسعه واقعي مي رسد كه همزمان با رشد تكنولوژي در ديگر بخشهاي اقتصادي، از تكنولوژي در ديگر بخشهاي اقتصادي، از تكنولوژي نو بهره بگيرد. (۱)

بهترين صنايع تبديلي محصولات كشاورزي شهرستان تالش كارخانه برنجكوبي است. در سال ۱۳۷۵ اين شهرستان ۸۳ كارخانه برنجكوبي داشته كه به تبديل شلتوك برنج به دانه برنج مشغول بوده اند. متأسفانه بجز اين صنعت تبديلي صنعت تبديلي ديگري وجود ندارد و اين حرفه نيز تا به اين زمان صرفاً به مردان اختصاص داشته است و زنان در آن نقشي نداشته اند و مشكلات اين بخش را مي توان به دلايل زير شرح داد:
– كمبود نقدينگي براي توليدكنندگان
– عدم انگيزه سرمايه گذاري براي سرمايه گذاران در مناطق روستايي به دليل نداشتن امكانات مناسب و بازارسازي
– نبود خلاقيت در بسته بنديهاي محصولات مختلف بويژه براي صادرات
– عدم تنوع در تكنولوژي توليد و استفاده از ماشين آلات قديمي
– كمبود آموزشهاي فني و حرفه اي در مدارس
با توجه به مطالب ذكر شده مي توان نتيجه گرفت كه صنايع تبديلي مواد غذايي، عامل مهمي در توسعه و گسترش كشاورزي و كشوري است به طوري كه اگر در بعضي از محصولات شيوه هاي صحيح تبديل و انبارداري مواد غذايي به كار گرفته شود، كشور از لحاظ تأمين اين محصولات بي نياز خواهد شد. با توجه به اين عناوين و اهميت فعاليت زنان در اين زمينه موارد چندي براي تحقق اهداف توسعه صنايع تبديلي و اشتغال زايي مؤثر زنان روستايي پيشنهاد مي شود كه با عملكرد و اجراي آنها زنان روستاهاي تالش نيز مي توانند در زمينه اين صنعت به فعاليت بپردازند.
الف ) تسهيلات و حمايتهاي دولت از زنان بخصوص زنان روستايي بيشتر شود تا آنها بتوانند از منابع اعتباري و تسهيلات بانكي به راحتي استفاده كنند.
ب ) الگوهايي براي مصرف بهينه محصولات كشاورزي و فرآوري و توليد فرآورده هاي سالم و مغذي خانگي توسط مروجان و كارشناسان زن براي خانوارهاي شهري و روستايي ترسيم و به آنها آموزش شود.
ج ) از فارغ التحصيلان زن دانشگاهها در رشته هاي كشاورزي به عنوان سرمايه هاي علمي و فني مورد نياز بخش كشاورزي براي توليد بهتر و مرغوبتر و راه اندازي صنايع تبديلي و همچنين براي نظارت و مشاهده استفاده شود.

د ) ايجاد روحيه تعاون و همكاري در بانوان و قدرتمندكردن سرمايه هاي جزيي در قالب تعاوني.
توليد صنايع دستي از جمله فعاليتهايي است كه عمده اي از زنان را بخود مشغول نموده است. صنايع دستي انواع گوناگون محصولات را شامل مي گردد از جمله اين فعاليتها مي توان حصيربافي – توليد وسايل چوبي، بافت قالي و قاليچه و بافندگي را نام برد كه برخي از آنها مانند قاليبافي از فعاليتهاي كاملاً زنان محسوب مي گردد و برخي ديگر مانند ساخت وسايل چوبي جهت عرضه به بازار و حصيربافي از فعاليتهايي است كه مردان نيز بدان اقدام مي نمايند.
شكي نيست كه صنايع دستي با سنتها و آداب و رسوم جامعه و تفكر و بينش هنرمندان و سازندگان و نيز محيط جغرافيايي و طبيعي رابطه مستقيم و بسيار نزديك دارد. و به همين جهت از صنايع ماشيني متمايز مي باشد.

در سال ۱۳۷۵ تعداد ۱۷۵۴ واحد صنايع دستي در شهرستان تالش فعال بوده است اين واحدها توانستند ۲۵۴۸ نفر را به فعاليت مشغول نمايد. انواع صنايع مورد نظر عبارتند از قالي بافي، گليم بافي توليدات دست بافت پشمي و سفالسازي ، گليم بافي با بيشترين تعداد، ۸/۵۳ درصد شاغلان و سفالسازي با تعداد ۴ واحد يك درصد شاغلان صنعت دستي اين شهرستان را به خود اختصاص داده اند در كل ۱۶ درصد كل شاغلان صنايع دستي استان در اين شهرستان فعاليت دارند.
در تالش بعد از انقلاب توليد گليم به لحاظ مهاجرت برخي بافندگان از نواحي اردبيل و خلخال و تنگناهاي ناشي از فرصت هاي شغلي نضج گرفته و حدود ۴۰۰ دستگاه بافندگي در دهستانهاي اسالم و حومه شهرستان تالش وجود دارد كه ساليانه بيش از ۰۰۰/۱۰ مترمربع گليم به بهاي حدوداً ۵۶۰ ميليون ريال توليد مي نمايد.
اين فعاليتها معمولاً مختص بانوان شهرستان تالش مي باشد كه در زماني كه از كار كشاورزي فارغ مي شوند به كارهاي ديگر روي مي آورند. همچنين در اين شهرستان ساختن تنورهاي سفالي نيز بر عهده زنان روستا مي باشد.

۱- مرادي ، آزاده . مقاله اشتغالزايي زنان روستايي در زمينه صنايع تبديلي، هدي، نشريه آموزشي ترويجي ، ويژه مروجان زن روستايي.

فصل دوم

ويژگيهاي اجتماعي – اقتصادي فعاليتهاي زنان روستايي منطقه

۲- ويژگيهاي اجتماعي – اقتصادي فعاليتهاي زنان روستايي منطقه:
۲-۱- تفاوتهاي جنسي در نحوه بهره گيري از سواد و تأثير آن بر اقتصاد روستايي منطقه:

همانطور كه بيش از اين نيز اشاره شد از اهرمهاي مهمي كه جهت ارتقاء آگاهي و كيفيت كار زنان مورد نياز است تحصيل مي باشد. بالا بودن سطح تحصيل درجامعه اي كه خصوصاً در بين زنان نه تنها آنها را قادر به بهره گيري از مهارتهاي جديد و بهبود كيفيت كار مي كند بلكه اين امر خود به خود سبب محدوديت تعداد فرزندان شده و همچنين فرزنداني سالم و آگاه در دامان چنين مادراني پرورش خواهند يافت.

البته بايد توجه داشت كه گسترش آموزش و پرورش درس دختران و زنان روستايي ممكن است موجب كاهش مشاركت آنان در فعاليتهاي سنتي گردد ليكن در عين حال مي تواند زمينه را براي فراگيري فنون و مهارتهاي نوين فراهم ساخته و آنان را با شرايط توسعه روستايي همراه سازد.
گسترش امكانات امكانات تحصيلي براي دختران روستايي در سالهاي اخير تا حدي توانسته فاصله سواد بين جنسهاي مذكر و مؤنث را در روستاها كاهش دهد. اين در حاليست كه گسترش تحصيلات بين مردان ممكن است سبب بالارفتن نرخ مهاجرت آنان از روستا به شهر گردد ليكن براي دختران تنها سبب بالارفتن نرخ بيكاري خواهد شد چرا كه همپاي گسترش امكانات آموزشي اشتغالات متناسب با آموزشهاي داده شده بوجود نيامده است. و از آنجائيكه دختران از توان تحرك فيزيكي كمتري برخوردار مي باشند، قادر به يافتن شغلي مناسب براي خويش نخواهند بود.

بنابراين اطلاعات مربوط به سطوح تحصيلات جمعيت نمونه ما را در تشريح برخي از تفاوتهاي جنسيتي در ساختار شغلي ياري خواهد نمود. بر اين اساس جدول (۵-۴) تهيه شده است كه سطح تحصيلات در ميان جمعيت نمونه را نشان مي دهد.

همچنين در اكثر نواحي توسعه يافته فاصله سواد بين دو جنس در سنين پايين رو به كاهش مي رود. خصوصاً در سطوح دبستان در قريب به اتفاق روستاهاي مورد مطالعه امكانات آموزشي براي دختران و پسران بطور برابر موجود است. چنين شرايطي اين اميدواري را مي دهد كه در آينده بهبود دسترسي به تحصيل سبب افزايش فرصتهاي اشتغال براي زنان روستايي گردد. همانطور كه در جدول (۵-۴) ملاحظه مي گردد. در گروه سني دبستان حتي تعداد و نسبت آنان بيش از جمعيت ذكور مي باشد بطوريكه ۵۱ درصد باسوادان در سطح تحصيلي ابتدايي را زنان تشكيل مي دهند و دليل اين امر را عمدتاً در كاهش تعداد تحصيل كردگان زن در سطوح بالاتر نسبت به مردان مي توان قلمداد نمود در سطوح بعد از ابتدايي و از سطح راهنمايي مي توان اين سير نزولي و افزايش تفاوت بين باسوادان مذكر و مؤنث را مشاهده نمود. لذا در اين مقطع در برابر ۱۲۶ باسواد مرد ۸۶ باسواد زن يعني تنها (۶/۴۰) درصد وجود دارد. علاوه بر اين ۲۳ درصد باسواران زن نيز در اين سطح سواد قرار دارند و به عبارتي ۵۵ درصد زنان با سواد كمتر از سطح دبيرستان سواد دارند و در عين حال ۶/۳۲ درصد آنان نيز بي سواد مي باشند.

شايد دسترسي تحصيل براي زنان، محدوده اي باشد كه آنان در سالهاي اخير بيشترين نفع را از آن برده اند جدول مذكور نشان مي دهد كه هنوز تفاوت بسياري بين اناث و ذكور در اين منطقه وجود دارد. علاوه بر اينها سقوط نرخ باسوادان در مقطع نظري و ديپلم به بعد براي هر دو جنس زياد است و نسبت . آناني كه دبيرستان را پشت سر گذاشته اند و يا تا آن سطح پيش رفته اند تنها ۲/۱۰ درصد است.

عليرغم اهميتي كه كسب سواد و تحصيلات در آگاهي بخشيدن و اعطاء اعتبار اجتماعي و بالطبع آن مشاركت در تصميم گيريها براي زنان دارد، آنها عمدتاً تحصيلات را به عنوان وسيله اي جهت دستيابي به شغلي مناسب مي نگرند تا به عنوان ابزاري براي ايفاي نقش اجتماعي.

بدين ترتيب اگر چه گسترش سواد در بين زنان روستايي در آگاهي بخشيدن و ارتقاء توان اجتماعي آنان مناسب در بهره گيري از توانهاي ايجاد شده و عدم امكان اعطاء نقش هاي متناسب با قابليتهاي موجود مشكلات فردي و اجتماعي آنان دوچندان مي گردد لذا به موازات سرمايه گذاري در جهت ايجاد امكانات دسترسي برابر به آموزش براي دختران خصوصاً در سطوح تحصيلي بالاتر لازم است برنامه هايي در جهت بهره گيري از تواناييهاي بالقوه آنان طرح ريزي گردد.