مقدمه
قرآن کریم ،آخرین سروش آسمانی است که پیامبر اکرم (ص)آن را برای بشریت به ارمغان آورده است . این کتاب الهی ،از جهات مختلفی مانند فصاحت و بلاغت ،معارف عالی و قوانین استوار ،خبرهای غیبی و اعجاز علمی و. . . معجزه محسوب می شود . و در باب اعجاز علمی مباحثی چون فیزیک ،شیمی ،علوم پزشکی و . . . در آیات قرآن به چشم می خورد و آنچه در این تحقیق مطرح گردیده است مباحث مربوط به بهداشت جسم انسان است که امروزه از مهمترین شاخه های علوم پزشکی محسوب می شود . آن چه در این راستا قابل توجه است این است که اصولاً بهداشت جسمی و روحی در تعالیم انبیاء جایگاه ویژه ای داشته است تا آن جا که پیشوایان دینی عقل سالم را در بدن سالم بیان نموده اند .

امروزه بهداشت جایگاه رفیعی در بین علوم پزشکی دارد چرا که توجه به امور مربوط به بهداشت موجب سلامت اقشار مختلف جامعه خواهد شد همه شاخه های متنوعی که در بهداشت امروزه مورد مطالعه قرار گرفته است همگی در جهت توسعه سلامت و امنیت افراد قرار گرفته است .

اگر به بهداشت و اصول آن توجه کافی بشود بطور یقین اقتصاد جامعه رونق بخصوصی خواهد گرفت و از ناحیه این عنایت و برنامه ریزی می توان به سمت قله های تمدن و توسعه انسانی قدم برداشت که سلامت و بهداشت جسم و روح زمینه ای برای عبادت و بندگی خداست که خود تکامل انسان محسوب می شود و بشر با آرامش خاطر بهتری می تواند در مسیر رضایت الهی گام بردارد .

در این پژوهش سعی شده است با کمک آیات و روایات بخشی از نقش و جایگاه زندگی اسلامی بهداشت جسم انسان در تعالیم الهی مورد بررسی قرار گیرد ،امید است که مورد رضایت حضرت حق واقع شود.

 

کلیات
تعریف و تبیین موضوع
ضرورت اهداف تحقیق
پیشینه موضوع
سوالات اصلی و فرعی
فرضیه ها
روش تحقیق
مفاهیم و متغیرها

تعریف و تبیین موضوع
در تحقیق حاضر واژگان سلامتی، سبک، جسم بیشتر به کار می¬رود.
اصل و ریشه¬ی واژه¬ی سلامتی از (سَلم)بر وزن فَلس است.
راغب در مفردات آورده سلامتی یعنی کنار بودن از آفات ظاهری و باطنی. و همچنین راغب در کتاب (اَقرب) سلامتی را به معنای نجات یافتن از بلاها و عیب¬ها آورده است با اندکی تامل می-بینیم¬که قاموس نیز در مورد واژه سلامتی همین معنا را ارائه داده است و در فرهنگ عمید سلامتی به معنای بی¬گزند شدن از عیب و آفت به کار رفته است پس واژه سلامتی آن است که انسان از تمام عیوب و آفات ظاهری و باطنی پاک باشد.
اما واژه جسم در مفردات راغب به معنای هر چیزی که دارای طول و عرض و عمق باشد اطلاق شده است و نیز گفته شده اجزاء جسم هرگز از جسم بودن خارج نمی¬شود اگر چه قطعه قطعه و ریز ریز شود. البته این واژه در قرآن کریم در موارد متعددی به کار رفته است و در قاموس آمده جسم در مقابل روح است و نیز اضافه کرده که جسم فقط راجع به تن است پس واژه جسم به هر چیزی که دارای طول و عرض و عمق و به عبارتی دارای ابعاد سه گانه باشد اطلاق می¬شود.

واژه¬ی سبک در فرهنگ عمید به معنای گداختن فلز و بقالب، ریختن، کلمات را به طرز نیکو تلفیق کردن و آراستن و همچنین به معنای ریخت طرز روش آمده است ولی واژه¬ی سبک در اصطلاح روش یا شیوه¬ی خاصی است که شاعران یا نویسندگی برای بیان مطلب و افکار خود اختیار می¬کنند که عبارت از طرز جمله¬بندی و استعمال الفاظ و ترکیبات و چگونگی تعبیر و بیان مضامین است اما واژه¬ی سبک در فرهنگ بزرگ سخن به معنای شیوه¬ی مشخصی که در انجام گرفتن کاری یا ساخته شدن چیزی به کار می¬رود.

بنابراین با توجه تعاریف فوق هر چند زندگی راستین و واقعی در آخرت تحقق می یابد وزندگی این دنیا،جز سرگرمی وبازیچه نیست، و بی¬تردید زندگی حقیقی در سرای آخرت است اما از نظر قرآن، زندگی انسان در این جهان موقت وکوتاه و سبک زندگی وسعادت وشقاوت او در این گذرگاه، تاثیر حتمی بر چگونگی زندگی جاودان او در آخرت دارد.هرکس در این جهان کور باشد، در آخرت هم کور وگمرا¬ه¬ترخواهدبود. از این رو، مهمترین وظیفه ادیان الهی به ویژه اسلام،به عنوان خاتم ادیان، ارائه

سبک زندگی است که در آن، ارتباط انسان با خود وخدا وجامعه ومحیط زیست و جهان هستی، صحیح وانسانی باشد. از سوی دیگر، موضوع سبک زندگی اسلامی، از موضوع های بسیار مهمی است که همه ادیان الهی و حتی مکاتب بشری را به خود مشغول کرده است. همه مکاتب الهی و بشری، ادعای عرضه الگوی سبک زندگی برتر را دارند. بشر خسته از دود و آهن و تکنولوژی مدرن و در آشفته بازار مکاتب ، در حیران و سرگردانی، بسر می¬برد. واقعیت این است که انسان اسیر تکنولوژی و توسعه، از سبک زندگی سالم که فطرت آدمی؛ خواهان آن است، دور افتاد¬ه است.

بشریت امروز، علی¬رغم پیشرفت شگفت انگیز علم و دانش و طب نوین گرفتار انواع بیمار یهای روحی و جسمی است که در گذشته، کمتر دچار این بیمار یها بوده و یا اصلاً نبود¬ه است

بنابراین باید توجه داشت که سلامتی یک ارزش است. سلامت جسم و روان و نگا هداشت حریم آبرو، واجب شرعی است. مقدمه واجب که حفظ سلامتی است، واجب خواهد بود. مومن و بندگان خوب خدا، برای سالم زیستن و سبک زندگی برتر، از همه شایسته ترند.لازمه عبودیت و بندگی، سلامتی است. سلامتی برای انسان مومن، یک ارزش دینی به حساب می¬آید که در روایات از آن به نعمت الهی گواراترین نصیب¬ها نعمت دنیاسرمایه زندگی و دعا و درخواست مهم از پروردگار متعال است.
ضرورت و اهمیت تحقیق
خداوند متعال از آغاز خلقت انسان نعمت¬های بی¬شماری به او عطا کرده است که یکی از مهم¬ترین و با ارزش¬ترین این نعمتها نعمت سلامتی و تندرستی است البته این نعمت بزرگ الهی دارای دو بعد است: جسمی – روحی.
دین مبین اسلام نسبت به این نعمت بزرگ الهی اهمیت و اهتمام فوق¬العاده¬ای قائل شده است و تاکید فراوانی بر این امر کرده است اما امروزه چهره¬ی این نعمت بزرگ و خطیر الهی رفته رفته کم¬رنگ شده است و با کم رنگ شدن چهره¬ی این نعمت الهی می-بینیم که زندگی بسیاری از افراد جامعه به خطر افتاده است چرا که سلامتی حق هر انسانی است و هر انسانی بنا بر فطرت خود سالم بودن و سلامتی را دوست دارد، می¬خواهد ابعاد جسمی و روحی¬اش از هرگونه آفات و عیوب پاک شود چون نعمت سلامتی رااز حقوق اصلی و تبعیض¬ناپذیر خود می¬داند، و تا انسان از این نعمت الهی برخوردار نشود نمی¬تواند زندگی سالم داشته باشد چون سالم بودن زندگی و به عبارتی سالم بودن جسم و سالم بودن زندگی ارتباط متقابل دارند اگر در جامعه¬ای افراد از نداشتن امر سلامتی رنج ببرند هرگز نمی¬توانند جامعه¬ای سالم داشته باشند و در نتیجه حتی در تربیت فرزندان نیز با مشکل مواجه شده و نمی¬توانند فرزندان سالم و صالح را به جامعه ارائه دهند. و نیز با توجه به اینکه افراد در زندگی امروزی گرایش و میل بیشتری به راحت¬طلبی داشته و به عبارتی زندگی ماشینی را بر زندگی سنتی ترجیح می¬دهند و سلامتی جسمی خود را بیشتر به خطر می¬اندازند.
پس با توجه به مطالب فوق درمی¬یابیم که سبک زندگی نیز بر تسریع سلامتی جسمی می¬تواند تاثیر داشته باشد چرا که سبک زندگی همان شیوه¬ی زیستن است یعنی انسان باید بداند چه طور زندگی کند و چگونه موانع، معضلات و مشکلاتی که موانع امر سلامتی به شمار می¬روند را برطرف کرده و در جهت تسریع این عامل(سلامتی) گام بردارد بنابراین اگر سبک زندگی ما اسلامی و سالم باشد و انسان علاوه براینکه از پاره¬ای ازامور برای سالم زیستن سود می¬برد و می¬تواند آن¬ها را با موازین شرعی همگام سازد و می¬تواند به حیات طیبه¬ای رهنمون شود که در آن از همه¬ی عیوب و آفات ظاهری و باطنی رهایی یابد.

امروزه اصلی¬ترین مشکلی که ما در جامعه¬ی امروزی مشاهده می-کنیم سالم نبودن سبک زندگی است چون افراد با توجه به تبلیغات رسانه¬هایی چون ماهواره¬، اینترنت و… به جای اینکه از اصول و موازین اسلامی پیروی کنند از اصول و موازین غربی پیروی کرده و سلامتی خود را به خطر می¬اندازد برای مثال امروزه با تبلیغ انواع غذاهای آماده¬ی غربی افراد بیش¬تر میل و شوق فراوانی به این نوع غذاها پیدا کرده¬اند و سلامتی خود را به خطر انداخته¬اند ولی با توجه به اینکه سبک زندگی اسلامی می¬تواند در تمام عرصه¬های زندگی آدمی نقش موثری داشته باشد. باید بر سالم بودن، سبک و روش زندگی اهمیت ویژه¬ای قائل بشویم و بنابراینکه انسان می¬تواند بر متن سخن سیره¬ی معصومان تکیه کند و شیوه¬ی زیستن ائمه¬ی اطهار را الگو قرار دهد بنابراین تحقیق حاضر در نظر دارد به اصلاح سبک زندگی اسلامی در میان مسلمانان بپردازد و نقش سبک زندگی اسلامی بر سلامت جسمی انسان را مورد بررسی قرار دهد.

اهداف و فوائد تحقیق
هدف کلی
تبیین نقش سبک زندگی اسلامی بر سلامت جسمی انسان
اهداف جزئی
-بررسی تاثیرات رعایت بهداشت بر تندرستی و سلامت جسمی انسان
-بررسی تاثیرات موازین اسلامی بر سالم¬سازی جسمی
-بررسی ارتباط سبک زندگی اسلامی و سلامت جسمی انسان
پیشینه تحقیق
با توجه به اینکه سلامتی جسمی انسان و سبک زندگی اسلامی در زندگی انسان از اهمیت فوق¬العاده¬ای برخوردارند کتابها و مقالات متفاوتی در این زمینه به قلم تحریر درآمده که از جمله می¬توان بررسي سبك زندگي اسلامي از منظر «حيات طيبه» در قرآن؛دكتر محمد رضا رجب نژاد يحيي حاجي دكتر امير مهدي طالب و دكتر سعيد رجب نژاد ؛ سلامت جسم، سلامت روان اثر ضیاءالدین هیئت؛ سلامتی و طول عمر در احکام اسلامی اثر مهدی طاهری؛ روش¬های حفظ ارتقاء سلامتی اثر بیژن معصوم، دانستنی-های بهداشتی اثر تهمینه پورهاشمیان نام برد که این کتابها به صورتهای مختلف و از بعدهای گوناگونی مسائل فوق را مورد بررسی قرار داده¬اند اما چون در این کتاب تنها به بخش¬ها و بعدهایی از این امر پرداخته شده است تحقیق حاضر سعی دارد به صورت مستقل تا حد امکان تاثیرات متقابل سبک زندگی اسلامی و سلامتی جسمی انسان را مورد بررسی قرار داده و راه¬حل¬هایی را برای رواج بیشتر افراد به سبک زندگی اسلامی را ارائه دهد.
سؤالات اصلی
۱-تغذیه چه نقشی در سلامت جسمی انسان دارد؟
سؤالات فرعی
۱- رعایت اصول و موازین شرعی چه تأثیری بر سلامتی جسمی انسان دارد؟
۲-ارتباط ورزش با سلامتی جسمی انسان چیست؟
۳-آیا راهکارهای برای سالم¬سازی جسمی وجود دارد؟
فرضیه تحقیق
۱- به نظر می¬رسد تغذیه¬ی سالم در سلامتی جسمی موثرترین عامل باشد.
۲-به نظر می¬رسد نقش سبک زندگی اسلامی مهم¬ترین عاملی باشد که بر سلامتی جسمی انسان تاثیر گذارد.
۳- احتمالاً آموزه¬های اسلامی برنامه¬های جامعی برای سلامتی جسمی دارند.
۴-بهداشت جسم با سبک زندگی فرد دیندار متلازم است
۵-احتمالاً راه¬کارهایی برای سالم¬سازی جسمی وجود داشته باشد.
پیش¬فرض¬های تحقیق
آموزه¬های اسلامی برای زندگی سالم برنامه¬ریزی دقیق¬تری دارد.
تغذیه سالم تا حدودی می¬تواند، روند سلامتی را ارتقا بخشد.
ورزش و تحرک بهترین راه برای تضمین سلامتی است.
روش تحقیق
با توجه به این که نوع موضوع علمی توصیفی است روش تحقیق کتابخانه¬ای خواهد بود.
ساختار تحقیق
فصل اول : سبک زندگی اسلامی
فصل دوم : بهداشت فردی و جسمانی متأثر از سبک زندگی
فصل سوم: مبانی نظام بهداشت و سلامتی در اسلام
مفاهیم و متغیرها
واژه¬ی سلامتی از ریشه¬ی سلم بر وزن فَلس است که به معنای کنار بودن از آفات ظاهری و باطنی است.
واژه¬ی جسم بر وزن فِعل به معنای هر چیزی که دارای طول و عرض و عمق به عبارتی دارای ابعاد سه¬گانه باشد. اطلاق می¬شود.
واژه¬ی سبک به معنای گداختن فلز و به قالب ریختن و کلمات را به طرز نیکو تلفیق کردن می¬باشد و در اصطلاح روش یا شیوه¬ی خاصی است که شاعران یا نویسندگان برای بیان مطالب و افکار خود اختیار می¬کنند.

فصل اول
سبک زندگی اسلامی

سبک زندگی در دانش جامعه شناسی
سبک زندگی کنونی ما در مواجهه با غرب مدرن
سرّ وصیت همزمان امیرالمومنین(ع) به تقوا و نظم
توجه قرآن به سبک زندگی
سبک زندگی در بیان امام حسین علیه السلام
سبک زندگی اسلامی و نیازهای اجتماعی امروزین

۱-۱ : سبک زندگی
مفهوم «سبک زندگی» از جمله مفاهیم علوم اجتماعی و علم جامعه شناسی و مردم شناسی است که اخیراً و در دهه اخیر بسیار مورد توجه عالمان علوم اجتماعی و مدیران فرهنگی قرار گرفته است؛ سبک زندگی معنایی است که از به هم تنیدگی عوامل متعددی که در شیوه های زندگی یا اقلیم های زیستن انسان تأثیر می گذارند، به وجود آمده است.
تقریباً در اکثر تعریف های سبک زندگی می توان دو مفهوم را یافت که در تعریف سبک زندگی در نظر گرفته شده است؛ و در واقع هر دو مفهوم هم، به واژه «سبک» باز می گردد: اول، مفهوم وحدت و جامعیت و دوم، مفهوم تمایز و تفارق. به این معنی که سبک زندگی حاکی از مجموعه عوامل و عناصری است که کم و بیش به طور نظام مند با هم ارتباط داشته و یک شاکله کلی فرهنگی و اجتماعی را پدید می آورند. همین پیوستگی، اتحاد و نظام مندی این کُل را از کُل های دیگر متمایز می کند. وجود کلماتی همچون الگو، نظام مندی، کلیت، هویت و تمایز در بیانات اخیر رهبر فرزانه انقلاب نیز حاکی از همین مطلب است و به همین دلیل است که امروز از دو مدل و الگوی متمایز و متفاوت سبک زندگی اسلامی و غربی سخن می گوییم. واژگان مترادف سبک زندگی اسلامی: سبک زندگی شیعی، ارزشی، انقلابی، دینی و تعابیر معادل سبک زندگی غربی: سبک زندگی اروپایی، مسیحی، آمریکایی می باشد اما آن چه در تعریف های سبک زندگی، جلوه گر می شود آن است که این تعریف قرابت بسیاری با مفهوم هویت پیدا می کند اما با این تفاوت که علاوه بر هویت، مناسبات و رفتارهای عینی و واقعی زندگی را نیز شامل می شود و می توان مثالها و مصداقهایی از زندگی واقعی را شاهد آورد که ناظر بر همین معناست .

۱-۲: مفهوم شناسی سبک زندگی
مفهوم سبک زندگی(Li e style) از زمره مفاهیمی است که پژوهشگران حوزه جامعه شناسی و مطالعات فرهنگی برای بیان پاره ای از واقعیت های فرهنگی جامعه آن را مطرح و به کار می برند و دامنه به کارگیری آن در ادبیات علوم اجتماعی و مطالعات فرهنگی رواج زیادی یافته است تا حدی که بعضی معتقدند که این مفهوم قابلیت جانشینی بسیاری از واژگان موجود از جمله مفهوم طبقه را داراست و می تواند به نحو دقیق تری، گویای واقعیت پیچیده رفتارها و حتی نگرش های فرهنگی و اجتماعی در جامعه امروز ما باشد و حتی برخی اندیشمندان به کارگیری آن به جای مفاهیم فراگیری چون قومیّت و ملیّت را مطرح کرده اند. سبک زندگی در رشته مطالعات فرهنگی به مجموعه رفتارها، مدلها و الگوهای کنش های هر فرد اطلاق می شود که معطوف به ابعاد هنجاری، رفتاری و معنایی زندگی اجتماعی او باشد و نشان دهنده کم و کیف نظام باورها و کنش ها و واکنش های فرد و جامعه می باشد. به عبارتی سبک زندگی دلالت بر ماهیت و محتوای روابط، تعاملات و کنش های اشخاص و آحاد مردم در هر جامعه دارد.

از منظری که سبک زندگی و بررسی ابعاد و وجوه آن، حوزه بسیار تخصصی و حرفه ای در مطالعات فرهنگی به خود اختصاص می دهد، مقوله بسیار تعیین کننده و محوری در مطالعات و بررسی های کلان استراتژیک و طراحی چشم اندازهای یک فرهنگ نیز می باشد. اصولاً باید دانست حوزه مطالعات استراتژیک برخلاف بار لغوی آن که همواره نوعی نگاه کلان را مطرح

می سازد، در حوزه فرهنگ تنها بر پایه مطالعات و بررسی های جزئی امکان پذیر است. به عبارتی در مطالعات و بررسی های راهبردی، از لحاظ روش شناختی، بایستی بر مبنای مشاهدات و تحلیل های جزئی، کوچک (و استقرایی) حرکت کرد تا به تحلیل و توصیف و تبیین کلان نزدیک شد و پس از آن به حوزه پیش بینی، آینده پژوهی و آینده نگری، که اساس مباحث راهبردی بر آن استوار است، نزدیک شد. بنابراین مجموعه توصیف های ریز و جزئی مبنای تحلیل های راهبردی محسوب می شوند و پس از آن متغیرهای کلان یا ساختاری را بایستی در این گونه بررسی ها وارد و اعمال نمود. چرا که واقعیت های موجود و پراکنده که امکان بررسی و سنجش تجربی و ملاحظه عینی داشته باشند می توانند پایه نتیجه گیری های کلان و راهبردهای آینده نگرانه باشد. در واقع با به کارگیری مفهوم سبک زندگی و ژرف اندیشی و تعمیق درباره مفهوم آن می توان از هنجارهای پنهان که در اذهان، باورها و رفتارهای مردم یک جامعه قابل مشاهده است، سردر آورد و از جهت گیری ها و الگوهای موجود یا در حال شکل گیری آتی جامعه، به نحو واقع بینانه ای تفسیر به دست داد.

 

۱-۲-۱ : فضای مفهومی «سبک زندگی»
هر اصطلاح از اصطلاحات علوم اجتماعی مانند سایر علوم در فضای مفهومی (Context) آن قابل درک است. «سبک زندگی» نیز به عنوان یکی از اصطلاحات علوم اجتماعی، پیوند مستقیم و وثیقی با مجموعه ای از مفاهیم دارد؛ مفاهیمی مانند: عینیت و ذهنیت، فرهنگ و جامعه، فرهنگ عینی و ذهنی، صورت (شکل، قالب) محتوا، رفتار و معنا(نگرش، ارزش و هنجار)، اخلاق و (تجدد)، شخصیت و هویت(فردی و جمعی)، وراثت و محیط، فردیت و عمومیت (تفرّد و تعمیم)، خلاقیت و بازتولید، تولید و مصرف، طبقه و قشر(بندی) اجتماعی، زیبایی شناسی(سلیقه) و نیاز، مقبولیت و مشروعیت و … .
بدون شناخت این روابط متکثر و متنوع، درک درستی از «سبک زندگی» و نظریه های مربوط به آن به دست نخواهد آمد. بدین لحاظ، هر محققی که می خواهد در این حوزه به مطالعه بپردازد، موظف به روشن کردن معنای «سبک زندگی» است که آن را در نظر دارد؛ معنایی که حداقل رابطه «سبک زندگی» را با سایر پدیده ها و مفاهیم همجوار نشان می دهد.
آیا واژه و مفهوم «سبک زندگی» اصطلاح دقیقی در علوم اجتماعی است یا اصطلاحی خاص و ترکیبی از معنای دو واژه «زندگی» و «سبک»است؟ آیا این واژه دو کلمه ای، موصوف و صفت است یا مضاف و مضاف الیه؟ آیا یک ترکیب وصفی است یا یک ترکیب اضافی؟ آیا کسانی که از این ترکیب بهره برده اند، همگی معنای واحدی را از آن ارائه کرده اند؟
لازمه پاسخ به این سؤال، بحث واژه شناسی سبک زندگی است که اجمالاً و فعلاً بر سر این مفهوم توافق می کنیم که شیوه زندگی یا سبک زیستن منعکس کننده گرایش ها، تمایلات، رفتارها، عقاید و ارزش های یک فرد یا جامعه است و مجموعه ای از طرز تلقی ها، عادت ها، نگرش ها، سلیقه ها، معیارهای اخلاقی و سطح اقتصادی، در کنار یکدیگر طرز زندگی کردن فرد یا گروهی را می سازند.

۱-۳ : ضرورت عبرت پژوهی تاریخی و بررسی تاریخی مقوله «سبک زندگی»
در هم تنیدگی فلسفه علم و تاریخ علم ایجاب می کند در تحلیل دقیق یک مقوله، تاریخ آن را بکاویم. بی شک مواجهه فرهنگ و جامعه ایرانی با فرهنگ و نگرش غربی و مدرن، سبب تحول در سبک زندگی ایرانی شده است و یک زندگی شبه مدرن را که بارقه هایی از سنت نیز در آن وجود دارد، برای جامعه ایرانی رقم زده است. با چند دقیقه نظاره و قدم زدن در محیطهای اجتماعی و شهری این هویت را مشاهده می نمائید.

از پایان دوره صفویه و مخصوصاً از دوران قاجاریه تا به امروز، مسأله مواجهه با عالمی جدید و ساحتی نوین به نام غرب و کم کم در ایران رخ نموده است. غالباً این مواجهه چند جانبه بوده است اما در هر دوره وجهی از آن بر وجوه دیگر غلبه داشته است: این مواجهه ابتدا به صورت سلطه جغرافیایی محدود بود. مانند حضور پرتغالی ها در جنوب ایران. پس از قوت صفویه، این مواجهه، به عرصه کلام قدم می گذارد و این مسیونرهای مسیحی هستند که حامل پیام غرب نوین و اروپای متجدد در ایران هستند. اولین مدارس جدید را همین مسیونرها بنا می کنند.(به ویژه دردوره قاجار) پس از این، از دوران یعنی پس از صفویه تا استقرار قاجار و حتی تا زمان تحریم تنباکو، مواجهه ما بیشتر شکل اقتصادی استعماری دارد.

جنگ های ایران و روس و حضور استعماری انگلیس در ایران و منطقه، سخن از مواجهه نظامی را مطرح ساخت. از اواسط دوره قاجار غرب و غرب زدگی و مواجهه ما با این پدیده، شکلی جدید به خود گرفت. این نحوه مواجهه جدید، در حوزه اندیشه و تفکر و علم و فرهنگ بوده و غرب زدگی گسترده فرهنگی و علمی را پدیدار کرد. بدین سبب طبقه روشنفکران غیر دینی و فراماسونرها در این دوره آن هم تحت نظارت و حمایت و هدایت انگلیس و روسیه و بعدها آمریکا شکل گرفت و براساس این شیوه مواجهه است که کم کم سبک زندگی ایرانی دستخوش تغییرات می شود؛ تغییراتی که هرچه زمان برایش جلوتر می رفت، سرعت این تغییرات نیز سریع تر می شد و واکنش آگاهان، روشنفکران دینی، خواص سیاسی و علما را باعث می گشت.

 

این در حالی بود که سبک زندگی سنتی – دینی با مایه ها و جوهره شیعی و گرایشات اهل بیتی مردم ایران از استحکام دیرینه و با پشتوانه ای برخوردار بود و جامعه ایرانی را به چاره واداشت که چگونه این را وانهد و نه آن را رد نماید. پرسشی که هنوز در این دوران برای پاسخ به آن هستیم و به سؤال «چه باید کرد» در برابر هجوم اندیشه غربی صدها پاسخ داده شده است. هر چند همگان معتقدیم جوهره شیعی و اسلامی مردم و جوانان ایران اسلامی دگرگون نمی شود اما سبک زندگی در صد سال اخیر دچار تحولات عمیق و ریشه داری شده است و همواره مسأله تماس، برخورد، پذیرش، طرد، مقابله و یا همزیستی میان فرهنگ سنتی– اسلامی ایرانی و ورود فرهنگ غربی و اروپایی که حامل تجدد به معنای دقیق کلمه است، مطرح بوده و هنوز هم این موضوع در قلب تحولات فکری فرهنگی جامعه قرار دارد. این مسأله برای آگاهان و خواص، آشکار، و برای عموم مردم، مسأله رایج و مبتلا بهی است که عامه مردم نسبت به آن تا کنون غفلت معرفتی را ترجیح داده اند .