چکیده

برنامه ریزي منطقه اي در حقیقت چهارچوبی است که در آن خصوصیات فضایی سیستم هاي اقتصادي – اجتماعی را می توان درك کرد و در جهت رشد و توسعه منطقه اقدام کرد به این معنی که در بعد فضایی چه عوامل و ویژگی هایی می تواند در توزیع جمعیت و فعالیت هاي مختلف اقتصادي در سطح یک منطقه موثر باشد. بررسی رشد و توسعه یک منطقه عمدتاً حول محور متغیرهایی نظیر اشتغال، جمعیت، درآمد، حمل و نقل بین شهري، مهاجرت و مکان یابی فعالیت هاي اقتصادي و در نهایت تصمیمات سیاسی دولت قرار می گیرد. سومار که در طول چند دهه گذشته عنوان شهر را به یدك کشیده در واقع هیچ یک از معیارهاي شهري را نداشته است علیرغم ظرفیت هاي مختلف طبیعی تنها به لحاظ شرایط سیاسی و وجود ذخایر نفتی در این بخش از استان کرمانشاه بوده است که همواره به عنوان شهر مطرح بوده است شهري که در آخرین سرشماري (۱۳۸۵)تنها ۷۸ نفر جمعیت داشته است. در این پژوهش با بررسی عوامل مختلف در قالب مدل swot به بررسی جنبه هاي مختلف عدم رشد و توسعه شهر سومار پرداخته شد و در نهایت سیاست ها و راهبردهایی همچون سرمایه گذاري هاي زیربنایی در حوزه حمل و نقل، ایجاد بازارچه مرزي و استقرار صنایع در جهت تقویت شهرنشینی و توسعه منطقه پیشنهاد گردید.

واژگان کلیدي: برنامه ریزي منطقه اي، سومار، توسعه، شهرنشینی

مقدمه

روند شهرنشینی و شهرسازي از گذشته هاي دور تاکنون با فراز و نشیب هاي بسیاري روبرو بوده است. این روند در هیچ جایی نمی تواند مستقل از مسائل اجتماعی، اقتصادي و سیاسی بررسی شود. به عبارت دیگر، همواره روند شهرنشینی تابع تحولاتی است که تحت تأثیر شرایط سیاسی و اقتصادي اتفاق می افتد. این تغییر و تحول از یک سو متأثر از عوامل و شرایط گوناگون زمانی و مکانی بوده و از سوي دیگر باعث ایجاد دگرگونی هایی در شکل و شیوه ي شهرنشینی و شهرسازي شده است(حبیبی، (۱۷۸ : ۱۳۷۵ امروزه در کنار بردارها و الگوهاي سنتی رشد شهري، که هانس بوبک قانون مندي ها و سازوکار آن را در قالب نظریه ي سرمایه داري بهره بري بیان کرده است، نیروهاي جدیدي در تکوین و تکامل سازمان شهري کشور، به گونه اي سازمان یافته، دخالت دارند. تنوع بردارهاي اثرگذار، همراه با اهداف، عملکرد، سازوکار و پیامدهاي متفاوت، الگوهاي شهري متعددي را پدید آورده و فرایند توسعه شهري را به یکی از پیچیده ترین پدیده هاي اجتماعی- اقتصادي تبدیل کرده است( علی اکبري و فرجی دارابخانی، .(۱۵۶ :۱۳۸۵

در حال حاضر هرگونه برنامه ریزي در مدیریت نظام شهري و هدایت خردمندانه ي آن، مستلزم شناخت صحیح بردارها و سازوکارهاي رشد شهري و پایداري یا ناپایداري در الگوهاي شهري منبعث از آنهاست. از آن جا که این الگوها تنوع ناحیه اي

٧١٤

ھما ش م ی ی زی و ا ؛ چا ش و ر یا
۳۰ و ۳۱ فروردین – ۱۳۹۱ دانشگاه سیستان و بلوچستان
National Congress on Border Cities and Security; Challenges and Strategies – CBCS 2012

خاص خود در گستره ي کشور را دارند، لذا امروزه در کنار مطالعات موضوعی، لزوم مطالعات شهرشناسی ناحیه اي بیش از پیش احساس می شود(همان منبع، .(۱۵۶
پشتوانهي نظري براي تحلیل الگوهاي شهري دوره اخیر را می توان در قالب» نظریه ي دولت و شهرنشینی« دکتر محمدتقی رهنمایی جستجو کرد( رهنمایی، .(۱۷ :۱۳۷۳ از دیدگاه این نظریه، شهرهاي اداري- سیاسی، شهرهاي نظامی یا پادگان شهرهاي مرزي، شهرهاي معدنی به ویژه شهرهاي نفتی، شهرهاي صنعتی و نوشهرهایا شهرهاي جدید، از جمله الگوهاي شهري هستند که در تکوین یا تکامل نظام اجتماعی ، اقتصادي و همین طور فضایی آنها، دولت و سرمایه گذاري هاي دولتی نقش به سزایی داشته است(علی اکبري و فرجی دارابخانی، .(۱۵۶ : ۱۳۸۵

اما به جهت برنامه ریزي فضایی توسعه شهرها نیز می بایست به سیاست هاي دولت در این زمینه توجه داشت. رشد و توسعه شهري براي کشورهاي کمتر توسعه یافته، توسعه هدف کم وبیش مشخصی است که باید آن را از راه برنامه ریزي محقق ساخت. بدین سان توسعه بدل به هدف معینی می شود که می توان با طی کردن مراحل مشخص بدان جامه عمل پوشاند. در واقع در همین نحوه برداشت از چگونگی محقق شدن توسعه یافتگی است که دستگاه یا سازمان نیرومندي به عنوان موتور محرك توسعه معرفی می شود و غالباً دولت است که در نهایت به عنوان مسئول و مجري توسعه یافتگی ایفاء نقش می کند(سریع القلم، .(۶۱ :۱۳۷۲ می توان از ویژگی هاي این گونه برنامه ریزي هاي شهري جدید، عدم استراتژي مشخص در مقوله پراکنش مزایا، منابع و فعالیت ها، عدم توزیع عادلانه سرمایه گذاري هاي دولتی و فقدان تفکر جامع، سبب عدم انطباق طرح هاي توسعه یا نیازهاي واقعی و تسهیلات کافی در زمینه خدمات و اشتغال جامعه گردیده است. مفهوم برنامه ریزي سلسله مراتبی مکان هاي مرکزي، مبتنی بر استقرار آگاهانه و سنجیده ي نظام مطلوب فضایی است و شهرهاي کوچک و محلی به عنوان یکی از این مراکز، نقش عمده اي در ایجاد تعادل و توازن نظام سکونتگاهی به عهده دارد(مهندسان مشاورDHV از هلند، ۱۵۷ :۱۳۷۱ و .( ۱۵۶

با این توصیف می توان گفت، توسعه یافتگی پدیده اي صرفاً متکی بر منابع لازم براي پیشبرد اهداف خود نیست؛ بلکه فزون بر این، چگونگی تدارك این منابع و نوع و ویژگی آنها نیز می تواند مسیر توسعه را دستخوش تحول سازد و به ساخت هاي مؤثر و پابرجایی شکل دهد که بسیاري از برآوردها، نتایج و روال هاي برآمده از برنامه ریزي هاي معطوف به توسعه را از خود متأثر می کند. بر این اساس توسعه نیافتگی را باید فراتر از مسأله اي اجرایی مدیریتی، کلیتی قلمداد نمود که از جمله حاصل چرخه اي معیوب از عملکردها، هنجارها، ایده ها و نگرش ها، سیاست گذاري ها و کاربردهاي ساده انگارانه منابع، بهره مندي هاي قدرت مدارانه از آنها، و نهایتاً ابزاري تلقی نمودن منابع توسعه است(افشار کهن، ۲۲۲:۱۳۸۸ تا.(۲۳۱ بنابراین توسعه در معناي فرایندي دگرگونی آفرین به کار رفته است که براي مدنظر قرار دادن تلاش هاي آگاهانه در جهت بهبود سازمان جامعه به کار می رود(.(Allen & Thomas,2000:29

با تمرکز بر موضوع توسعه می توان گفت برنامه ریزي براي توسعه اشاره به مجموعه فعالیت هایی دارد که با بکارگیري منظم دانش و مهارت ها، به توسعه یکپارچه منابع موجود یا ایجاد منابع جدید براي پیشرفت اقتصادي و اجتماعی تمامی جمعیت سروکار دارد(لیوینگستون، .(۱۱۴ :۱۳۶۸ بنابراین از آنجا که امروزه توسعه پدیده اي چند بعدي و ناظر به همه ابعاد زندگی جمعی پنداشته می شود، برنامه ریزي براي توسعه نیز واجد چنین خصیصه اي است.

اصلی ترین مسأله ي مطرح شده در این پژوهش این است که چگونه می توان براي یک شهر با جمعیتی به اندازه یک روستاي کوچک برنامه ریزي کرد به گونه اي که زمینه ساز توسعه و شکوفایی اقتصادي یک منطقه که داراي ظرفیت هاي بالایی است، گردد؟

٧١٥

ھما ش م ی ی زی و ا ؛ چا ش و ر یا
۳۰ و ۳۱ فروردین – ۱۳۹۱ دانشگاه سیستان و بلوچستان
National Congress on Border Cities and Security; Challenges and Strategies – CBCS 2012

مبانی نظري

برنامه ریزي راهبردي

پراکنش محل استقرار انسان و فعالیت ها در پهنه جغرافیا(فضا) برخوردار از امکانات و محدودیت هاي معین و تنظیم تعاملات بین این عناصر به منظور نیل به جامعه اي توسعه یافته را می توان داعیه قدیمی برنامه ریزي فضایی- کالبدي دانست(عندلیب و ثابت قدم، .( ۸۶ – ۸۵ :۱۳۸۸ از پیشروترین شیوه هاي برنامه ریزي که در سال هاي اخیر در علوم انسانی رواج یافته، »برنامه ریزي راهبردي« است. مشخصه هاي اصلی برنامه ریزي راهبردي در سطح اجتماع محلی، معطوف به شناخت نقاط قوت و ضعف و مخاطرات به منظور دستیابی به موضوعات محوري و تعیین اهداف و مقاصد است. رسیدن به اهداف مورد نظر در برنامه ریزي راهبردي مستلزم طی کردن چندین مرحله است. مراحل اصلی برنامه ریزي راهبردي در اجتماع محلی را می توان در هفت بخش دسته بندي کرد: (۱ کاوش در محیط زیست؛ (۲ انتخاب موضوعات محوري؛ (۳

تدوین اهداف کلان؛ (۴تحلیل عوامل درونی و بیرونی؛ (۵ تدقیق اهداف و راهبردها در هر زمینه؛ (۶ تدوین برنامه اجرایی؛ و (۷

مراقبت، اصلاح و پی گیري(زیاري، ۱۳۸۳، .(۲۳۵ هدف نهایی در برنامه ریزي راهبردي آن است که نتایج راهبردها را در سازگاري مناسب با عوامل داخلی و خارجی توسعه دهد(.(Kurttila,2000,42 فرایند برنامه ریزي راهبردي عموماً به مثابه وسیله اي براي توسعه ناحیه اي و منطقه اي از سوي کاربران عمومی یا سیاستمداران به کار گرفته می شود( (Terrados & .Almonacid , 2007, 1276 از این رو برنامه ریزي راهبردي یکی از راه هاي مهم حمایتی براي تصمیم گیري و استفاده هاي مشترك در تحلیل سیستماتیک عوامل داخلی و خارجی محیط به شمار می آید که با تعریف نقاط قوت، ضعف، فرصت ها و تهدیدهاي سازمان می تواند راهبردهایی بسازد که مبناي آن استفاده از فرصت ها، از بین بردن ضعف ها و مقابله با تهدیدهاست(.(Yuksel & Dagdeviren, 2007, 3356 در برنامه ریزي راهبردي لازم است براي تدوین راهبردي نهایی، همه ي عوامل به مثابه بخشی از روند برنامه ریزي راهبردي در چارچوب روش تجزیه و تحلیل SWOT در نظر گرفته شوند(.(Bernroider,2002,546 از دیدگاه این مدل یک استراتژي مناسب قوت ها و فرصت ها را به حداکثر و ضعف و تهدیدها را به حداقل ممکن می رساند، نقطه کلیدي در این مدل، تجزیه و تحلیل دامنه اي از همه جنبه هاي موقعیتی سیستم و در نتیجه فراهم کننده چارچوب مفیدي براي انتخاب راهبرد است(حکمت نیا و موسوي، .(۲۹۳ : ۱۳۸۵

پیشینه تحقیق

به صورت کلی در زمینه تأسیس نمونه شهرهایی که براساس اراده سیاسی دولت به وجود آمده اند و چگونگی پایداري یا ناپایداري آنها نظریات و تحقیقات متعددي در کشورمان صورت گرفته است که به صورت یک نظریه، از سوي دکتر محمدتقی رهنمایی مطرح گردیده است. علی اکبري((۱۳۸۵ در تحقیقی در سال ۱۳۸۳ شهرهاي استان ایلام را بررسی نموده است و بیان کرده است دیوان سالاري و اشتغال سازي گسترده در بخش دولتی، نقش برجسته اي در سازماندهی و تأمین اقتصاد شهري استان ایلام ایفا کرده است، همچنین وي به صورت موردي در مقاله اي دیگر شهر سرابله در استان ایلام را بررسی نموده است که نتایج کار، بر مداخله ي غیر علمی و ناکارآمد دولت در توسعه شهر اداري- سیاسی مزبور تأکید دارد و جنبه هاي ناپایداري متعددي را براي آن شناسایی نموده است.