مقدمه

بسیاري از روانشناسان، به جاي پژوهش جنبههاي گوناگون آشفتگی و بیماري، به مطالعه جنبههاي مثبت

بهزیستی و سلامت علاقمند هسـتند Aspinwall & Staudinger, 2003)؛.(Peterson & Seligman, 2004

آنهـا معتقدنـد: روانشناسـی بـهگونــهاي نامتناسـب بـر آسـیبشناســی و اصـلاح متمرکـز شـده اســت

.(Aspinwall & Staudinger, 2003, p. 9; Seligman & Csikszentmihaly, 2000, p. 5) اخیـراً جنـبش

روانشناسی مثبتنگر بررسی گستردهاي را براي مطالعه توانمنديهاي انسانی و پیشـگیري مبتنـی بـر آن آغاز کرده است؛ توانمنديها و پیشگیريهایی که در سطح فردي، اجتماعی و ارتباطی بـه پدیـدایی یـک زندگی ارزشمند میانجامند (ر. ك: .(Peterson & Seligman, 2004 پژوهشـگران دریافتـهانـد کـه بـراي انجام وظیفه پیشگیري در حوزه روانشناسی، باید علم توانمنديهاي انسانی بنیاد شود که وظیفه آن فهـم و آموزش شیوه پرورش فضایل در جوانـان اسـت. آنهـا بـر ایـن باورنـد کـه اکنـون روانشناسـان بایـد پژوهشهاي خود را به سمت توانمنديها و فضایل انسانی سوق دهنـد. همچنـین روانشناسـانی کـه در فضاي خانواده، مدرسه، و جوامع دینی کار میکنند، باید فضایی را به وجود آورند که این توانمنديهـا و

فضایل پرورش یابند .(Seligman & Csikszentmihaly, 2000, p. 5)

مطالعه توانمنديهاي خوي در قلمرو روانشناسی، از آخرین روزهاي قرن بیستم آغـاز شـد؛ زمـانی که جمعی از دانشمندان براي تهیه آزمونی براي سنجش توانمنديهاي انسانی به این امید گردهم آمدنـد، که این سیاهه بتواند پایهاي براي ایجاد چارچوبی عمومیتر در قلمرو رگههـاي (صـفت) مثبـت انسـانی شود. پترسون و سلیگمن این کار را ادامـه دادنـد و در کنفـرانسهـاي متعـدد آن را ارائـه کردنـد. طـرح »ارزشها در عمل«، که توسط روانشناسان مثبتنگر دنبال شده است، بر توانمنـديهـایی متمرکـز شـده است که »زندگی خوب« را میسر میکند .(Park, 2009, p. 135) آنها توانمنديهـاي خـوي را بـهعنـوان مجموعهاي از رگههاي روانشناختی قلمداد میکنند که در گسترهاي از افکار، احساسات و رفتارها بـروز مییابد و موجب بروز فضایل بنیادین اخلاقی میشود .(Peterson & Seligman, 2004, p. 13)

طبقهبندي ارزشها در عمل، بیست و چهار توانمندي را ذیل شش فضیلت اخلاقـی اصـلی سـازمان داده است. روانشناسان مثبتنگر، براي رسیدن به این طبقـهبنـدي، عـلاوه بـر مطالعـه گسـترده در آثـار روانشناسان، آموزههاي اسلام، مسیحیت، یهودیت، کنفوسیوسیسـم، تائوئیسـم، بودیسـم و هندویسـم، و

فلسفه یونان باستان را بررسی کردهاند .(Park, 2009, p. 135; Peterson & Seligman, 2004, p. 40-50)

نقش فرایندهای خودشناختی و عوامل بزرگ شخصیت در فضایل اخلاقی  ۳۷

از جملــه متغیرهــایی کــه مــیتوانــد توانمنــديهــاي خــوي را پــیشبینــی کنــد، شخصــیت اســت (Otake & et al, 2005, p. 461; Park, 2009)؛ زیرا توانمنديهاي خوي، زیرمجموعـهاي از ویژگـیهـاي شخصـیت فـرض شـده اسـت .(Park, 2009, p. 135) ادعـا شـده اسـت کـه توانمنـديهـاي رغبـت، شوخطبعی با عامـل شخصـیتی بـرونگرایـی، توانمنـديهـاي کنجکـاوي، خلاقیـت و درك زیبـایی بـا عامــل شخصــیتی تجربــهپــذیري، توانمنــديهــاي مهربــانی و قــدردانی بــا عامــل شخصــیتی توافق و توانمنديهاي خودنظمبخشی و پشتکار با عامل شخصیتی وظیفهشناسـی قرابـت معنـایی دارنـد

.(Peterson & Seligman, 2004, p. 69)

دیگر سازهاي که نقش اساسی در توانمنديهاي خوي دارد، خودشناسی است. اگر علم روانشناسـی بخواهد توانشها را به فعلیت برساند و توانمنديهاي انسانی را ارتقا ببخشد، باید برظرفیتهـاي خـود-تأملگري بهطور جدي تمرکز کنـد .(Caprara & Cervine, 2003, p. 66) خودشناسـی بـر پایـه دیـدگاه خودنظمدهی، کنشوري بیهمتایی در بقا دارد؛ زیرا در بین شناختهاي ذخیـرهشـده مـا، تنهـا موضـوعِ شناختی است که فرد براي بقاي خود باید به نظمدهی مداوم آن بپردازد. ازاینرو، هر انـدازه خودشناسـی بیشتر باشد، سازشیافتگی روانی بیشتر است (قربانی و واتسـن، ۱۳۸۴، ص .(۴ ایـن یافتـه، بیـانگر ایـن نکتـه اســت کــه فراینــدهاي خودشــناختی، ظرفیــت ارتقــاء توانمنــديهــاي انســانی را دارنــد. در کنــار خودشناسی، ادعا شده است که خودمهارگري برترین فضیلت است؛ به این معنا که در تحقـق فضـایل و اجتناب از رذایل، وجودش ضرورت دارد .(Geyer & Baumeister, 2005, p. 412)

ازآنجاکه عاملهاي شخصیتی و فرایندهاي خودشناختی در پیشبینـی توانمنـديهـاي خـوي نقـش بهسزایی دارند و از سوي دیگر، هنوز شواهد تجربی چندانی از ارتباط این متغیرها، بـهویـژه در ایـران در دست نیست، شایسته است مجموعه پژوهشهایی در این زمینه انجام گیرد.

هدف این پژوهش، بررسی رابطه عوامل شخصیت و فراینـدهاي خودشـناختی بـا فضـایل اخلاقـی است. وجود رابطه مثبت میان عاملهاي شخصیت و خودشناسی انسجامی بـا فضـایل اخلاقـی، فرضـیه اصلی این پژوهش است. همچنین در این پژوهش، بـه پاسـخ ایـن پرسـش خـواهیم پرداخـت کـه آیـا شخصیت میتواند از طریق خودشناسی و یا خودمهارگري، تفـاوتهـاي فـردي در فضـایل اخلاقـی را تبیین کند یا نه؟

۴۷  ، سال ششم، شماره سوم، پاییز ۲۹۳۱

روش پژوهش

الف. جامعه آماری و نمونه: جامعه آماري این پژوهش، دانشجویان دانشگاههاي تهران، صـنعتی شـریف، و شاهد در سال تحصیلی ۱۳۸۸-۱۳۸۹ بود. ۳۱۵ دانشجو ۲۲۷) پسر، ۸۸ دختـر)، بـا روش نمونـهبـرداري غیرتصادفی، در این پژوهش شرکت کردند. میانگین سنی شرکتکنندگان ۲۴ سال و چهار ماه بود.

براي تحلیل دادهها، روشهایی چون ضریب همبستگی پیرسون، و آزمون سوبل بهکـار رفـت. بـراي این مدلها، تعداد نمونه دستکم ۱۰ تا ۲۰ برابر تعداد متغیرهاي مستقل تعیـین شـده اسـت (فراهـانی و عریضی، ۱۳۸۴، ص ۱۱۴؛ هومن، ۱۳۸۶، ص .(۲۹۹ بدینترتیب، وجود هفت متغیر مستقل (عامـلهـاي پنجگانه شخصیت، خودشناسی، و خودمهارگري)، حجم نمونه این پژوهش کافی است. در این پـژوهش از مقیاسهاي زیر استفاده شد:

ب. ابزار سنجش

۱٫ »پرسشنامه ارزشها در عمل: ابراز قابلیت خود:« این پرسشنامه توانمنـديهـاي انسـانی را در شـش زمینه شناختی، هیجانی، میان فردي، شهروندي، اعتـدال، و تعـالی مـیسـنجد ( Peterson & Seligman,

۳۳۶ .(۲۰۰۴, p. براي هر شرکتکننده، افزون بر شش زیرمقیاس گفتـه شـده، یـک نمـره کلـی در زمینـه

فضایل اخلاقی بهدست میآید. این پرسشنامه براساس دسـتهبنـدي »ارزشهـا در عمـل« سـاخته شـده است. مطالعات مقدماتی نشان میدهد که این پرسشنامه، داراي روایی و اعتبـار رضـایتبخشـی اسـت. براي مثال، نمرة »گزارش شخصی« و »گـزارش مشـاهدهگـر« همبسـتگی بـالایی داشـت .(Ibid) نسـخه فارسی این پرسشنامه، براي انجام این پژوهش، طی فرایند اسـتاندارد ترجمـه و ترجمـه برگـردان تهیـه شد. شرکتکنندگان در یک مقیاس شش درجهاي به گویههاي ۲۴گانه این پرسشنامه پاسخ دادند.
» .۲خزانه بینالمللی گویههاي شخصیت- پنج عامل بزرگ:« این مقیاس، بر پایه الگـوي پـنج عـاملی شخصیت ساخته شده است و عوامل برونگردي، توافق، وظیفهشناسی، ثبات هیجانی و تجربهپـذیري را میسنجد .(Goldberg, 1999) در این پژوهش، نسخه ۵۰ گویهاي آن بهکار رفت. روایی و پایایی مناسـب نسخههاي انگلیسی و فارسی مقیاس، در پژوهشهاي مختلف و با نمونههاي متفاوت تأییـد شـده اسـت

.(Aghababaei, 2012; Goldberg, 1999; Ghorbani & et al, 2005) بـراي نمونـه، در پژوهشـی جدیـد

روي دانشجویان ایرانی، پایایی درونی عاملهـاي ایـن مقیـاس بـین ۰/۷۰ و ۰/۷۹ گـزارش شـده اسـت .(Aghababaei, 2012, p. 197) شرکتکنندگان به هر گویه در یک مقیاس پنج درجهاي لیکرت ازکـاملاً» موافق« ت »کاملاً مخالف« پاسخ میدهند.