نقش فن آوری اطلاعات و ارتباطات در توسعه روستایی

چکیده:
فناوری اطلاعات عصاره دانش و تجربه دو هزار ساله بشر است. انسان در تمام طول تاریخ برای شناخت پدیده‌ها و کاهش ابهامات پیرامون ناشناخته‌ها به اطلاعات نیازمند بوده است. آغاز تاریخ بشر با توانایی او درانباشت اطلاعات و مبادله آن مقارن است.
توسعه ملی بر مبنای فناوری اطلاعات و ارتباطات مستلزم فراهم شدن زیر ساختهای فراوان است که مهمترین آنها بسط مهارتهای ICT است. جامعه اطلاعاتی مبتنی بر ‌ICT مسلما منحصر به یک گروه خاص از شهروندان نخواهد بود بلکه یک جامعه توسعه یافته اطلاعاتی زمانی محقق خواهد شد که توان دسترسی آسان و ارزان به اطلاعات و مهارت استفاده از فناوری‌های مربوطه برای عموم مردم فراهم باشد از آنجا که روستا و روستاییان منابع بنیانی تولید و رشد اقتصاد ملی در هر جامعه‌ای می‌باشند و به فراموشی سپردن این نیروهای مولد و موثر در توسعه اقتصادی به معنای مرگ اقتصادی هر جامعه است بر آن شدیم تا در این سطور هرچند جزئی به اهمیت بکارگیری فن آوری اطلاعات و ارتباطات در توسعه روستاها بپردازیم در این راستا ابتدا به تشریح ویژگی‌های روستا و روستایی و بعدبه مفاهیم توسعه و توسعه روستایی و در نهایت به چگونگی کاربرد ICT در توسعه روستایی پرداخته‌ایم با این امید که گام هرچند جزئی زمینه ساز شکل گیری نوعی جدیدی از روستاها بر مبنای جامعه‌های نوین امروزی باشد.

کلمات کلیدی: فناوری اطلاعات و ارتباطات- توسعه- توسعه روستایی- روستا.

مقدمه:
پیش‌از پرداختن‌به جایگاه فناوری‌های اطلاعات و‌ارتباطات در‌توسعه مناطق روستایی، لازم و‌سودمند است که به طور‌مختصر مباحثی در ارتباط با توسعه روستایی واگویه گردد. بیش از این می‌بایست خاطرنشان شد که کشورهای درحال توسعه، با وجود تجارب متعددی که در زمینه کابرد الگوهای مختلف رشد و توسعه بدست آورده‌اند، هنوز‌هم شاهد‌وجود شکاف‌ها و‌تبعیضات بعضاً وسیع بین منطقه‌ای یا درون منطقه‌ای و بین گروههای مختلف جمعیتی به عنوان مانعی بر سر راه توسعه و بهبود وضعیت زندگی عامه مردم در روندی پایدار می‌باشند.

تکنولوژی اطلاعات یا به طور دقیقتر تکنولوژی ارتباطات و اطلاعات (ICT) به عنوان تکنولوژی هزاره جدید ظاهر گشته است. با زیاد گشتن فرایند تبادل اطلاعات و کاهش هزینه معاملات، این تکنولوژی به عنوان یک وسیله برای افزایش تولید، بهره‌وری، رقابت و رشد در همه جنبه‌های فعالیت‌های بشر شناخته شده است.
درحال حاضر‌وضعیت روستاهای کشور از جهات مختلف اقتصادی، رفاهی، بهداشتی و….. به مراتب از شهرها وخیم‌تر می‌باشد و اگر از هم اکنون ICT را در روستاها نبینیم وضع به مراتب وخیم‌تر خواهد شد و نرخ مهاجرت ساکنین روستاها به شهرها به طور قابل ملاحظه‌ای افزایش خواهد یافت و همه اینها به معنی نابودی روستاها و نابودی بخش عظیمی از سرمایه کشور خواهد بود.

بدون شک بررسی بسیاری از تحولات روستاهای امروز و برنامه ریزی برای آینده آنها، بدون توجه به نقش و اهمیت توسعه فن آوری اطلاعات و ارتباطات غیر قابل تصور است. به همین دلیل امروزه تدوین و تنظیم سیاستها و استراتژی‌های توسعه ICT به یک مسئله مهم برای بسیاری از کشورها، به ویژه کشورهای جهان سوم تبدیل گردیده است.

با توجه به اهمیت ICT، در این تحقیق به بررسی اثرات ICT بر توسعه با تاکید خاص بر روستاها پرداخته‌ایم. بدین منظور، ابتدا تعریف مختصری از فن آوری اطلاعات و ارتباطات ارائه گردیده و سپس اهمیت آن در توسعه ذکر گردیده و در ادامه اثرات آن بر روی توسعه روستایی مورد بحث قرار گرفته و در نهایت با توجه به این اثرات از بحث نتیجه گیری شده است.

مسئله تحقیق:
توسعه در‌اصطلاح عام به‌معنی شکفتگی تدریجی، بارزتر شدن اجزای هر چیز، و رشد چیزی است که در نطفه مکنون است. مفهوم توسعه تا انقلاب صنعتی سده هیجده و پیدایش و گسترش روابط و کشورهای صنعتی در جهان مطرح نبود و از این دوره به بعد‌است که مفهوم توسعه‌تدریجا وارد‌مباحث عملی و سیاسی می‌گردد. مفهوم توسعه را همچون مفاهیم علمی دیگر، می‌توان از دو دیدگاه و در دو بعد تعریف کرد: بعد فلسفی- نظری و بعد عینی- کاربردی.

وارنر، بالر و چارلز توسعه را از بعد فلسفی، «توالی بیش رونده‌ای از دگرگونیهای یک پدیده که انتظام و طرح پیوسته‌ای داشته باشد»، تعریف کرده‌اند به بیان بهتر، «توسعه روندی است‌خود جنب از‌حالتی پایین و‌ساده به‌حالتی بالاتر و پیچیده‌تر، که گرایشهای درونی و ماهیت پدیده‌ها را نشان می‌دهد و به ظهور حالت نوینی می‌انجامد. روند توسعه یک آغاز و یک انجام دارد که انجام آن به شکلی در آغازش نهفته است. از این رو تکمیل یک دوره نشانه‌شروع دوره دیگر می‌باشد و ممکن است برخی از ویژگیهای دوره نخستین در آن تکرار شوند.

توسعه را می‌توان به صورت روند مداوم مارپیچی تجسم کرد که در آن هر دور جدید حالت تکراری دور قبلی، منتهی در یک سطح بالاتر می‌باشد. به این ترتیب است که جریان عمومی توسعه صعودی و پیشرفت به وجود می‌آید. (تقوی، ۱۳۸۰) به نظر میسرا، یکی از اندیشمندان هنری «نظریه توسعه یکپارچه»، «توسعه جریانی است که تجدید سازمان و سمتگیری متفاوت کل نظام اقتصادی- اجتماعی و سیاسی- فرهنگی را به همراه دارد. توسعه، علاوه بر بهبود در میزان تولید و درآمد، شامل دگرگونی اساسی در ساختهای نهادی، اجتماعی، اداری، فرهنگی، و همچنین سوگیریهای عمومی مردم است. توسعه حتی اکثر عادات، رسوم و عقاید مردم را نیز دربرمی گیرد» (تقوی، ۱۳۸۰).

به اعتقاد عبیدالله خان، متفکر بنگلادشی، «توسعه عبارت است از توسعه انسان به عنوان یک فرد و یک موجود اجتماعی، با هدف آزادی و شکوفایی او. توسعه باید بومی و متکی به خود، یعنی هماهنگ با محیط و متکی به نیرو و توان جامعه‌ای باشد که پیشبرد امر توسعه را برعهده می‌گیرد. کاهش گرسنگی، فقر، بیکاری و نابرابری، همگی معیار توسعه به شمار می‌روند؛ اما هدف نهایی توسعه بالا بردن کیفیت زندگی توده‌های مردم و آزاد کردن نیروهایی خلاقه آنان است.
بنابراین، همپای رفع نیازهای اساسی- از قبیل خوراک، اشتغال، بهداشت، مسکن و آموزش- مشارکت اکثر مردم در تصمیم گیری‌هایی که بر زندگی خود، خانواده و اجتماعشان و به طور کلی، نقش آنها در جامعه تاثیر می‌گذارد، به همان اندازه اهمیت دارد.» (تقوی، ۱۳۸۰).

از آنجا که مختصات جوامع روستایی هر کشور، به علت قرار گرفتن آنها در مراحل مختلف تحول اجتماعی و شرایط اجتماعی متفاوت، با کشورهای دیگر مغایر است، از این رو علل و عوامل موثر در عقب‌ماندگی و انگیزه‌های توسعه این جوامع و در نتیجه شیوه‌های توسعه آنها نیز نمی‌توانند یکسان باشد.
بنابراین، در جریان بررسیها و مطالعات اجتماعی است که اهداف و روشهای توسعه روستایی به‌درستی مشخص و‌معین شده برای‌عمران و توسعه روستاها برنامه‌ریزی اقتصادی و اجتماعی می‌شود.

توسعه‌روستایی روندی‌اجتماعی و‌اقتصادی است‌که هدف‌آن تشویق‌و ترویج مطالعات و‌بررسیهای روستایی‌است تا برای رشد و پیشرفت این جوامع به منظور بهبود محیط انسانی و‌ارتقای شرایط‌اجتماعی و‌مناسب ساختن آن برای زیستن و بهزیستی انسانها برنامه‌ریزی شود. برنامه‌های توسعه روستایی، که به دو بخش نظری (پژوهش) و کاربردی (برنامه ریزی) تقسیم می‌شوند، روستاییان را تشویق می‌کنند تا در انجام برنامه‌ها‌به منظور‌پیشرفت امر‌برنامه‌ریزی مشارکت‌کنند.‌به‌طور کلی،‌اهداف برنامه‌های توسعه روستایی به شرح زیرند:

– آگاه کردن روستاییان از وضعیت موجود و هویت اجتماعی خود
– تحریک و جلب مشارکت آنان نسبت به اقدامات عمرانی
– ایجاد گونه‌ای از نظارت اجتماعی به وسیله خود آنان
– هماهنگ و همگام کردن تمام فعالیتهای جمعی و گروهی در سطح روستا
– برکنار نگهداشتن جامعه روستایی از نفوذ و تاثیرات نامناسب و شرایط نامساعد
– ایجاد همکاری و همیاری میان روستاییان و جوامع روستایی دیگر به منظور تامین نیازهای عمومی و مشترک
– توسعه و بهبود مدیریت امور اجتماعی و اقتصادی و اداری روستا
– تلاش برای تامین هرچه بیشتر نیازهای آنی و آتی روستاییان

به طور کلی، توسعه روستایی طیف وسیعی از فعالیتهای گوناگون و بسیج انسانی است که هدف آن در‌نهایت این است که مردم روستاها بتوانند روی پای خود بایستند و ناتواناییهایی که آنها را در اسارت شرایط نامناسب زندگیشان نگهداشته است از میان بردارند. (تقوی، ۱۳۸۰).
توسعه روستایی سه عنصر عمده را در خود قرار داده است: بهبود و یا رفاه روستاییان که این شامل ابعاد مادی و غیر مادی مانند آموزش و بهداشت می‌شود؛ بهبود منابع که افزایش تولیدات و کارایی آن را شامل می‌شود و توسعه تشکیلاتی که حفظ و یا تاسیس سازمان‌های روستایی است که مردم بتوانند توان و انرژی خود را از طریق این ساختارها منتقل نمایند. سازمان‌های توسعه اجتماعی و تعاونی‌های خود اشتغالی نمونه‌هایی از فعالیت‌‌هایی هستند که در تقویت توسعه تشکیلاتی نقش دارند. (بلک برن، ۲۰۰۲).

کوپ توسعه روستایی را فرایندی می‌داند که از طریق فعالیت‌های جمعی به هدف بهبود وضعیت و خودآگاهی مردم در مناطق غیر شهری انجام می‌شود. هدف نهایی توسعه روستایی مردم و نه زیر بناها می‌باشند. اما ایجاد زیربناهایی مثل ارتباطات قبل از اینکه به توسعه مردم پرداخته شود ضروری است. تسهیل روند توسعه علی الخصوص در مناطق کمتر توسعه یافته احتمال دارد شامل کمک به مردم برای تعیین اهداف و ترغیب آنها به فعالیت‌هایی جهت دستیابی به اهداف فوق باشد. (بلک برن، ۲۰۰۲).

موشر بر‌این نکته‌تاکید دارد توسعه‌روستایی در‌جوامع دمکراتیک فقط‌طرح‌ها و آمارها، اهداف و بودجه، تکنولوژی و روشها، کمک‌های مادی و متخصصان یا سازمان‌ها و سازمان‌هایی برای اداره آنها نمی‌باشد، بلکه توسعه روستایی یک استفاده موثر از این مکانیسم‌ها به عنوان ابزار آموزشی است که به هدف تغییر در افکار و اعمال افراد می‌باشد به نحوی که آنها بتوانند به خود اتکایی در بهبود شرایط اقتصادی واجتماعی دست یابند. (بلک برن، ۲۰۰۲).

راجرز تغییر اجتماعی را فرایندی تلقی می‌کند که دگرگونی در ساختار و وظایف یک نظام اجتماعی به وجود آورد. جامعه یک نوع از نظام اجتماعی است. تغییر اجتماعی به طور نسبی در دراز مدت و‌ تدریجی صورت می‌گیرد و ماهیت این تغییرات در طول زمان را‌شامل می‌شود. فرایندهای طراحی‌شده تغییرات‌اجتماعی از‌قبیل انتقال اطلاعات، مدیریت سیاسی، انتقال فناوری یا آموزش همگانی برای دستیابی به تغییرات اجتماعی مورد استفاده قرار می‌گیرند. (همان منبع)

امروزه پارادایم جدیدی در توسعه کشاورزی کشورهای توسعه یافته و کشورهای در حال توسعه به سرعت در حال به وجود آمدن است، به طوری که توسعه همه جانبه روستاها به سمت افق‌های جدیدی در حال گسترش است؛ روشهای قدیمی ارائه خدمات به شهروندان تغییر یافته و جوامع قدیمی در حال گذار به سمت جوامع دانش محور می‌باشند علت اصلی عقب افتادگی کشورهای در حال توسعه در پیشرفتهای اجتماعی و‌اقتصادی و حتی فرهنگی، ناتوانی آنها در بازشناخت و گسترش و یا انتقال تکنولوژی مناسب و بهره‌گیری از آن در فعالیت‌های تولیدی است. تکنولوژی اگر به درستی اداره شود می‌تواند شاه کلید حل بحران‌های کشورهای درحال توسعه باشد. تکنولوژی وسیله‌ای است که به انسان توانایی می‌بخشد تا از وابستگی مستقیم به طبیعت رهایی یابد و مسیر صرفاً زیست شناختی تکامل خود را در راستای چیرگی بر طبیعت و آغاز یک دوره تکامل خردمندانه تغییر دهد. تکنولوژی به عنوان یک عامل انتقال دروندادها و بروندادها تعریف می‌شود. (ماهنامه علمی جهاد، ۱۳۸۵).

اهمیت و ضرورت تحقیق:
فناوری اطلاعات به شکل نوین از سال ۱۹۸۰ میلادی مورد توجه جدی قرار گرفته است. در‌این برهه از‌زمان بسیاری‌از کشورها به این اعتقاد رسیدند که توسعه فناوری اطلاعات عاملی بسیار مهم در توسعه و رشد اقتصادی آنان محسوب می‌شود در دهه ۸۰ میلادی کشورهایی نظیر انگلستان، فرانسه، سوئیس، کانادا، امریکا و ژاپن در زمینه معرفی و بکارگیری کامپیوتر در فناوری اطلاعات و اطلاع رسانی اقداماتی اساسی انجام دادند. تا جایی که دولت انگلستان سال ۱۹۸۲ میلادی را سال فن آوری اطلاعات و سازمان ملل نیز سال ۱۹۸۲ را سال ارتباطات جهانی نامید. در حال حاضر نیز اهمیت فناوری اطلاعات را نمی‌توان کمرنگ دانست بسیاری از کشورهای آسیایی اهمیت کلیدی برای توسعه این فناوری قائل شده‌اند. بعنوان مثال سنگاپور محور توسعه اقتصادی خود‌را توسعه فناوری اطلاعات قرار داده و سعی دارد تا سال ۲۰۰۴ میلادی با تحقق کامل دولت الکترونیکی به یک جزیره هوشمند تبدیل شود.

کشور هند که توسعه صنعت اطلاعاتی آن از سالها بیش با صادرات نرم‌افزار شروع شده است. اکنون بیش از ۲۲ میلیون فرصت شغلی در این صنعت ایجاد نموده است. اعتقاد عموم دست اندرکاران بر این است که دلیل عمده این پیشرفت‌ها ریشه در تعیین نیازها و اولویتها دارد. در سالهای بین ۱۹۸۶ تا ۱۹۹۶ میلادی بسیاری از کشورهای توسعه یافته صنعتی و روبه رشد آسیایی به تدوین استراتژی‌ها و تهیه طرحهای جامع فناوری اطلاعات و ارتباطات اقدام نموده‌اند که محور اصلی کلیه این طرحها را می‌توان در موارد زیر خلاصه نمود:

– ایجاد اشتغال و رشد اقتصادی
– ارتقاء کیفیت خدمات بهداشتی
– تقویت هویت و اقتدار ملی
– ارتقاء سطح زندگی و افزایش تواناییهای فرد (بارانی و قدسی، ۱۳۸۲).
پس از ذکر اهمیت فناوری اطلاعات به طور مختصر به فوائد ICT می‌پردازیم که عبارت است از:
– ابتکار عمل ICT مردم را صاحب قدرت و اختیار می‌کند.

– ICT بهره‌وری محصولات کشاورزی، لبنیات، پرورش ماکیان و شیلات را افزایش می‌دهد. سبب افزایش ظرفیت منابع طبیعی می‌شود.
– شرایط اقتصادی کشاورزان را بهبود می‌بخشد.
– در تحقیق، ترویج، تجارت محصولات، بازاریابی و تکنولوژی‌های پیشرو نقش دارد.
– کاربرد ICT در‌پذیرش اطلاعات‌از‌طریق‌سیستم‌های کامپیوتری، شبکه‌های اطلاعاتی، سیستم‌های دورگو، برنامه‌های ویدئویی، اینترنت، ترمینال‌های کامپیوتری، ویدئو کنفرانسها، تکنولوژی‌های ماهواره‌ای، تلگراف، پخش برنامه‌های دیجیتالی و غیره می باشد.
– ارائه‌دانش مفید به همه افراد و بالا بردن سطح اطلاعاتی، توانمندی و اختیارات افراد.
– فرصتهای جدیدی برای رشد اقتصادی، ارائه خدمات بهتر، بهبود روشهای مبارزه با بیماری‌ها، بهبود سلامتی، یادگیری از راه دور و پیشرفت‌های فرهنگی و اجتماعی را فراهم می‌کند.

– سبب افزایش در آزادی، انعطاف پذیری و فرصتهای تصمیم گیری می‌شود.
– ایجاد کنش متقابل بین مردم و حکومت

در حقیقت ICT فرصتهای گسترده‌ای را برای پیشرفته در تمامی سطوح زندگی و برای تمامی افراد جامعه فراهم می‌کند.
اگر برنامه‌های ICT در مناطقی که دارای ظرفیت ایجاد آن برای استفاده می‌باشند، اجرا گردد سبب می‌شود که افراد شرکت کننده اعم از فقرا، جوانان، زنان و غیره توامندیهای خود را افزایش دهند، همکاری‌های سازمانی افزایش یافته و اطلاعات، تجربیات،‌بهترین و‌جدیدترین شیوه‌ها و نوآوری‌ها در پروژه‌ها و برنامه‌های گوناگون ارائه شوند. (خیری، ۱۳۸۲)

مهمترین نقش ICT و توانمند سازی، تامین اطلاعات سریع، صحیح و به موقع با کیفیت و هزینه مناسب می‌باشد. علاوه بر این ICT قادر است ابزارهای جدیدی را فراهم آورد که خلاقیت و بهره‌وری افراد و کیفیت کارشان را افزایش دهد.
با توجه به مطالب عنوان شده، ICT نقش مهمی در افزایش آگاهی عمومی و افزایش سطح مشارکت محلی در تصمیم گیری، اجرا و نظارت دارد و می‌تواند حتی به فقرای روستایی نیز این امکان را بدهد که در سرنوشت خود دخالت کنند.

فناوری اطلاعات و ارتباطات نقش بسیار مهمی در شکوفایی و ارتقای روستاییان در زمینه‌های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و سیاسی دارد. با توجه به اینکه بخش عظیمی از نیروهای مولد جامعه در روستاها زندگی می‌کنند خدمت رسانی دولت به این بخش از توزیع عادلانه ای برخوردار نمی باشد و روستائیان نسبت به شهر نشینان سهم کمتری در برنامه‌های توسعه‌ای دولت دارند.

این موضوع یکی از مهمترین دلایل مهاجرت بی رویه روستاییان به شهرها جهت دسترسی به امکانات شهری است. همانطور که تلفن در تمام پیشرفته‌های اقتصادی سهیم بود، با داشتن اینترنت مردم در جوامع روستایی، اطلاعات مورد نیاز خود را، از شبکه‌های محلی‌دریافت می‌کنند. مثلا قیمت محصولات کشاورزی می‌تواند هر روزه در این شبکه‌ها قرار گیرد. کشاورزان به دلیل دوری مسافت روستاها و نداشتن اطلاعات کافی و دقیق از قیمت محصولات، دسترنج خود ار به قیمت ناچیزی، به واسطه‌هایی که از شهر آمده‌اند و تنها از یک موبایل بهره می‌گیرند، می‌فروشند.

ضرر و زیانی که بدلیل نداشتن اطلاعات بازار به کل کشاورزان یک کشور در سال وارد می‌‌شود، رقم قابل توجهی است. از دیگر موارد می‌توان به برنامه‌های ترویجی وزارت کشاورزی اشاره کرد، که در صورت بهره‌گیری از تکنولوژی ICT می‌تواند سریعتر و با بازدهی بیشتری به کشاورزان و روستاییان منتقل گردد.
همچنین شرکت‌های تعاونی روستایی که خود روستاییان سهامدار آن هستند، می‌توانند با بهره‌گیری از ICT روستایی سرویس دهی بهتر و بیشتری برای روستاییان داشته باشند، می‌توانند به عنوان یک مرجع حمایت کننده و سرمایه‌گذار توسعه فناوری روستایی عمل نمایند. (تقوی و گرزین، ۱۳۸۵).

دلایل انتخاب موضوع:
– توجه به عصر حاضر که عصر اطلاعات است و اطلاعات هم از نقش ویژه‌ای در جوامع انسانی برخوردار است بطوری که اطلاعات می‌تواند توسعه پایدار را در تمام زمینه‌ها مهیا سازد.
– کمک به تامین نیازهای جامعه روستایی اعم از نیازهای اصلی (چون تعالی فرهنگ) و نیازهای فرعی (نظیر سرگرمی‌ها).
– توجه به این موضوع که ICT می‌تواند به اقتصاد روستایی کمک کند و درهای تجاری بازارهای محلی و فرامحلی را بر روی روستاها بگشاید و فرصتهای جدید اقتصادی ایجاد کند.
– ICT می‌تواند اقتصاد روستاها را کاراتر و رقابت پذیرتر نماید.
– ICT می‌تواند سطح مواد و آگاهی روستاییان مخصوصا جوانان را بالا ببرد و این امر خود باعث توسعه روستایی می‌گردد.
– ICT می‌تواند باعث ارتقای سطح بهداشت روستاییان گردد.
– ICT به همه فرصت‌هایی مساوی‌داده و آنها را‌در پذیرش اطلاعات نوین که مناسبت بیشتری با توانمندی‌ها و شرایط اجتماعی- اقتصادی دارد، متقاعد می‌سازد.
– ICT باعث توسعه روستایی و توسعه روستایی هم موجب رشد خلاقیت‌ها در اعضای جوامع روستایی و حرکت برای بکارگیری استعدادها و کشف منابع بالقوه می‌شود همچنین باعث بلوغ فکری روستایی در شناخت و حل مسائل مربوط به خود و اجتماع خود می شود.

اهداف تحقیق:
هدف کلی:
هدف کلی در‌این تحقیق‌بررسی نقش فناوری اطلاعات و‌ارتباطات درتوسعه روستیایی می‌باشد.
اهداف اختصاصی:
– بررسی دیدگاههای توسعه
– رویکرد و مدل‌های توسعه روستایی
– آشنای با اطلاعات و ارتباطات (‌ICT)
– بررسی ابزارهای فناوری‌های اطلاعات و ارتباطات در حوزه روستا
– و نقش این ابرازها در توسعه روستایی

روش گردآوری اطلاعات:
روش گردآوری اطلاعات در این تحقیق، روش کتباخانه‌ای بوده است و برای گرد آوری مطالب از مقالات اینترنتی و مجلات کشاورزی هم استفاده شده است.

مرور ادبیات:
توسعه:
اصطلاح توسعه به صورت فراگیر پس از جنگ جهانی دوم مطرح گردید. واژه توسعه در لغت به معنای خروج از «لفاف» است. در قالب نظریه نوسازی، لفاف همان جامعه سنتی و فر هنگ و ارزشهای مربوط به آن است که جوامع برای متجرد شدن باید از این‌مرحله سنتی خارج شوند. در‌تعریف توسعه باید نکاتی را‌مدنظر داشت که مهمترین آنها عبارتنداز اینکه اولاً، توسعه را مقوله ارزشی تلقی کنیم، ثانیا آن را جریان چند بعدی بدانیم، ثالثا، به ارتباط و نزدیکی آن با مفهوم بهبود توجه داشته باشیم. (اسدی، شریف زاده، مراد نژادی، ۱۳۸۶).

به طور کلی در ادوار و مقاطع زمانی مختلف فرایندهای توسعه از ویژگیهای خاصی برخوردار بوده و بر‌مولفه‌های عمده‌ای متمرکز بوده است. درحال حاضر‌پایداری یکی از خصایص لاینفک فرایندی توسعه به شمار می‌رود. این خصیصه می‌بایستی چه در تعریف و چه در‌سیاست‌گذاری، تدوین راهبردها و‌اجرای برنامه‌های توسعه به حساب آید. تلفیق پایداری در فرایندهای توسعه، سبب ساز طرح و گسترش مفاهیم، نظریات، راهبردها و‌سیاست‌های مرتبط‌با توسعه‌پایدار گشته است. براساس گزارش کمیسیون برانت لند، توسعه پایدار عبارت است از توسعه‌ای که نیازهای کنونی جهان را تامین کند، بدون آنکه توانایی نسل‌های آتی را در برآوردن نیازهای خود به مخاطره بیافکند و اینکه توسعه پایدار رابطه متقابل انسان و طبیعت در سراسر جهان است. (اسدی و همکاران، ۱۳۸۶).

در هر حال توسعه پایدار، پرداختن به همه اجزا یا ابعاد با رویکردی سیستمی و کل نگر است تا همه ابعاد و روابط متقابل بین آنها در نظر گرفته شود. عدم توجه به یک بعد، باعث ناپایداری و عدم دستیابی به توسعه پایدار خواهد شد.
با مرور مفاهیم، اصول و ابعاد برشمرده شده برای توسعه پایدار، می‌توان به طور مختصر به این جمع بندی رسید که توسعه پایدار به نوعی، یک دیدمان یا پارادایم و دیدگاه کلان است. به لحاظ مفهومی و تعریفی، پارادایم از یک سو، منظومه کاملی از عقاید، تکنیک‌ها و مانند آنها است و از سوی دیگر به عنصر یا عناصر معینی از آن منظومه یا راه‌حل‌های عینی برای پیگیری مسایل مطرح در آن حیطه دلالت می‌نماید. براساس چنین برداشتی، پارادایم، الگو یا نمونه شاخصی است که می‌توان آن را برای حل مسایل یک منظومه علمی متعارف، مبنا قرار داد. به عبارت دیگر، پارادایم مفروضات کلی نظری، قوانین و روشهایی را شامل می‌شود که اعضا و کنشگران یک جامعه علمی خاص برای هدایت اندیشه و عمل در حوزه خویش، می‌پذیرند. (اسدی و همکاران، ۱۳۸۶).

تمدن بشری همواره نوعی تغییر و تحول را در ابعاد و زمینه‌های مختلف تجربه نموده و خواهد نمود. همزمان با این تغییر و تحول، مفهوم و ابعاد توسعه نیز تغییر کرده است.
مایکل تودارو، توسعه را جریانی چند بعدی دانسته که مستلزم تغییرات اساسی در ساخت اجتماعی و نهادهای ملی، طرز تلقی عامه مردم، تسریع رشد اقتصادی، کاهش نابرابری و ریشه کردن فقر مطلق است و معتقد به حرکت متوازن و هماهنگ نیازهای اساسی و خواسته‌های اجتماع و فرد درون سیستم به سوی وضع مطلوب مادی و معنوی بوده و بر سه ارزش زیر تاکید می‌کند:

– تامین معاش زندگی (معیشت پایدار)
– افزایش اعتماد به نفس (توانمندی)
– آزادی جهت خود گردانی

دادلی سیرز مانند تودارو، توسعه را جریانی چند بعدی می‌داند که تجدید سازمان و سمت گیری متفاوت کل سیستم اقتصادی را به همراه دارد و علاوه بر بهبود میزان تولید و درآمد شامل دگرگونی ساختهای نهادی، اجتماعی، اداری، ایستارها، وجه نظرها، عادات و رسوم مردم است.
پیتر دونالدس، توسعه را بوجود آوردن تغییرات اساسی در ساخت اجتماعی، گرایشها و نهادها برای تحقیق هدفهای کامل جامعه دانسته، معتقد به دشواری این فرایند بوده و مشارکت داشتن مردم را با آگاهی از تغییرات و نیاز مطابق با آنها را شرط توسعه می‌داند. (اسدی و همکاران، ۱۳۸۶)

توسعه روستایی:
با‌مرور راهبردها‌و‌رهیافت‌های توسعه‌پایدار روستایی،‌سیاست‌های جاری‌و آموزه‌های در دسترس، صرفنظر از دسته بندی‌های کلیشه‌ای، می‌توان فهرستی از مداخله‌گری‌ها و کنش‌ها در‌حوزه توسعه روستایی را‌تدوین نمود که میراث و‌اندوخته انباشتی دهه‌ها اندیشه ورزی و عمل متعهدانه کنگشران مختلف در سراسر دنیا در حوزه مزبور می‌باشند. تعهد دولت به توسعه روستایی از طریق تخصیص منابع عمومی برای گسترش زیرساختها نظیر جاده و‌تسهیلات حمل و نقل، آب آشامیدنی، برق، مخابرات،

خدمات بهداشتی، آموزشی، تامین اجتماعی و کمک‌های فنی در قالب خدمات ترویج و تحقیق کشاورزی، شبکه‌های آبیاری، برقراری یک نظام‌مالیاتی عادلانه و فراهم سازی محیط‌ایمن نهادی و‌مالی برای جلب سرمایه گذاری در‌مناطق روستایی بویژه از سوی بخش خصوصی، بهبود کارایی سیستم گردانش امور در توسعه روستایی، تقویت تشکل‌های روستایی و سازمان‌های غیر دولتی، برقراری پیوند با اهداگران و جلب حمایت‌های‌آنها، هدفمند نمودن پرداخت یارانه‌ها و گردش اعتبارات روستایی، سیاست گذاری عقلایی در زمینه کنترل قیمت‌ها، بازار نهاده‌ها و محصولات کشاورزی، حمایت از کسب و کارهای کارآفرینانه در راستای گسترش اشتغال و درآمدزایی با تاکید بر اشتغال غیر کشاورزی در جهت تنوع بخشی، درونزایی و پایداری نظام معیشت روستایی بر پایه ظرفیت‌ها و مزایای نسبی، حفظ محیط زیست و مدیریت

بحران‌های طبیعی نظیر خشکسالی و اجتماعی همانند نزاع‌های قومی و قبیله‌ای با تکیه بر سیاست تقویت نهادهای مشروع و‌انتخابی محلی از‌عناصر و اجزای کنشگری در فرایند توسعه روستایی به شمار می‌روند. در واقع، ظرفیت سازی، توانمند سازی، تنوع گرایی، تکثیر گرایی استوار‌بر تمرکز‌زدایی، مشارکت گرایی نهادینه شده و‌شبکه سازی چند بخشی، حفظ پویایی و بهره‌برداری عقلایی توامان و ترکیبی از منابع دانشی، فناوری، انسانی، مالی، فیزیکی، طبیعی، فرهنگی/ اجتماعی و نهادی از محورهای کنشگری در فرایند توسعه پایدار روستایی به شمار می‌روند. (اسدی و همکاران، ۱۳۸۶).

توسعه جوامع روستایی به سیاست‌ها ونهادهایی برای تسهیل روند دستیابی، سازگار سازی، اشاعه و کاربست دانش، فناوری و اطلاعات نیاز دارد.
به همین منظور نیاز است تا دسترسی بیشتر به فناوری‌های اطلاعاتی و ارتباطی از طریق برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری راهبردی هم از سوی کارگزاران امر هم از سوی گروههای هدف و جوامع روستایی، تسهیل شود.

گزارش توسعه انسانی ارایه شده از سوی برنامه توسعه ملل متحد در سال ۲۰۰۱ بر مقوله تغییر و تحولات فناورانه و تاثیر آن بر توسعه، تاکید کرده است و به این نکته اشاره نموده است که کنشگران توسعه در قالب سازمانها، مشاغل و ارگانهای دولتی و غیر دولتی، نمی‌توانند این تغییرات را نادیده بگیرند.
استفاده‌راهبردی از‌فناوری‌های اطلاعاتی و‌ارتباطی‌برای کاهش فقر،‌بستگی به گسترش زیر ساختهای مناسب برای توسعه اقتصادی و همچنین اطلاعات مناسب برای توسعه اجتماعی و انسانی دارد. تجزیه و تحلیل بیشتر از زیرساختهای موجود فناوری‌های اطلاعاتی و ارتباطی و نیز رهیافت‌ها و طرح‌های جاری، کمک می‌کند تا راهبردهای آینده توسعه روستایی به شکل عقلایی و عملی شکل گیرد.

در حال حاضر در حوزه توسعه روستایی، اغلب به اطلاعات برای سیاست‌گذاری به تصمیم گیری، اولویت بالایی داده می‌شود. متخصصان ارتباطات از طریق تلفیق یک سازوکار چند رسانه‌ای در فرایندهای مربوطه، قابلیت و سازه‌های تاثیر گذار بر فناوری‌های اطلاعاتی و ارتباطی برای تقویت ارتباطات بین طیف وسیعی از کنشگران در حیطه‌های مختلف را تشخیص داده‌اند.

بر طبق نظریه رامیرز (۱۹۹۸)، ارتباطات توسعه‌ای، هدف تسهیلگری و پشتیبانی از عاملان توسعه بویژه در زمینه درک نیازها، ارزیابی فرصتها، برنامه ریزی و اجرای اقدامات و نیز یادگیری مشارکتی و تعاملی را دنبال می‌نماید. ارتباطات، تجهیز عاملان توسعه با روش‌ها و رسانه‌ها است تا بتوانند در حیطه‌های عملیاتی و سیاسی به درک مشترکی از مسایل و راهیارها نایل گردند و قادر شوند تا با دیگر عامل برخوردار از دیدگاه‌ها و علایق متفاوت، چانه‌زنی، رایزنی و همکوشی نمایند. (اسدی و همکاران، ۱۳۸۶).

توسعه پایدار روستایی
امروزه بحث توسعه پایدار نه تنها در ابعاد مختلف اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، نهادی و اکولوژیکی فراتر از یک گزیدار ترجیحی می‌باشد، بلکه به مشابه یک اصل و ضرورت برای سیاست گذاران، برنامه ریزان، دولت مداران، کار گزاران غیر دولتی توسعه در کشورهای مختلف و نیز نهادهای بین المللی مطرح است. همانطور که می‌دانیم یکی از حیطه‌های توسعه پایدار، توسعه روستایی است.

توسعه روستایی راهبردی است جهت بهبود زندگی اجتماعی و اقتصادی روستاییان فقیر. چون هدف از توسعه روستایی کاهش فقر است و باید افزایش تولید و قدرت تولیدی را مشخصاً بدنبال داشته باشد. این راهبرد، با نوسازی و پولی کردن جامعه روستایی و نیز انتقال آن از انزوای سنتی و اتصال به اقتصاد ملی، ارتباط دارد.
بنابراین، هدف‌های توسعه روستایی، فراتر از هر بخش ویژه‌ای گسترش می‌یایند. این هدف‌ها، بهبود وضع تولید، افزایش اشتغال، کارآفرینی و تامین حداقل قابل قبولی از نیازهای اساسی مرتبط با غذا، مسکن، آموزش و بهداشت را شامل می‌شود.

از منظری دیگر، توسعه روستایی عبارت است از مجموعه‌ای از فعالیت‌ها، اعمال از اقدامات کارگزاران متعدد شامل افراد، سازمان‌ها و گروه‌ها که حاصل و نتیجه همگی آنها با هم به بهبود و پیشرفت وضعیت مناطق روستایی، منجر می‌گردد.
به لحاظ کارکردی توسعه روستایی را می‌توان فرایندی پنداشت که منجر به پویایی اقتصاد روستایی، افزایش درآمد روستاییان، بالا رفتن کیفیت زندگی روستاییان، آمایش وبرابری بین روستا وشهر، فقیر وغنی، افزایش قدرت تاثیر گذاری روستاییان و بخصوص فقرای روستایی در سیاستهای دولت و مواردی از این قبیل می‌شود.
هرچند توسعه روستایی در مناطق گوناگون، اهداف و رویه‌های مختلفی را شامل می‌شود و شرایط و بستر متفاوتی نیز دارد، با اینحال به طور کلی، اهداف اصلی توسعه روستایی را می‌توان به شرح زیر برشمرد:

۱٫ افزایش بهره‌وری و تولید؛
۲٫ توزیع عادلانه منابع و منافع در جهت برابری و کاهش فقر؛
۳٫ ایجاد اشتغال و توسعه کارآفرینی؛
۴٫ مشارکت مردم در همه ابعاد (هم وسیله و هم هدف)؛
۵٫ خود اتکایی و ظرفیت سازی؛
۶٫ توسعه نهادهای محلی؛ و
۷٫ حفظ نوعی توازن بومی شناختی بین انسان و طبیعت؛

بطور کلی پارادایم نوین توسعه روستایی که مبین توسعه پایدار روستایی است بر عناصری همچون ظرفیت سازی، مشارکت، دخالت زنان در توسعه، دانش بومی و توسعه تکنولوژی مشارکتی، خود گردانی، ایجاد محیطی توانمند ساز، رشد کیفی و توجه به محیط زیست، استوار است.
این دسته از عناصر روی هم رفته ماتریسی را شکل می‌دهند که مبین پارادایم توسعه پایدار روستایی است. (اسدی، شریف زاده و مراد نژادی (۱۳۸۶)).

آشنایی با اطلاعات و ارتباطات (ICT):
ICT ابزاری حیاتی و ضروری در مبارزه با فقر جهانی می‌باشد. اهمیت ICT در خدمت به‌مناطق روستایی‌خصوصا روستائیان‌فقیر (که غالبا به کشاورزی وابسته‌اند)، از طریق بهبود امکان دستیابی، بهبود کیفیت و افزایش جریان ارتباطی اطلاعاتی برای حمایت از راهبردهای معیشتی و امنیت غذایی شناخته شده است.
ICT نقش مهمی را در ارتباط و اتصال بین تحقیق، ترویج و بازار در جهت گسترش شایستگی‌های حرفه‌ای و ظرفیت‌ها و توانمندیهای کارآفرینی در میان متخصصان و جوامع کشاورزی بازی می‌کند در تمامی کارکردهای ICT اطلاعات از منبع مقتضی و مناسب به نقطه‌ای که می‌تواند از اطلاعات بطور بالقوه استفاده کند، جریان می‌یابد. (خیری، ۱۳۸۲).

ICT به همه فرصت‌هایی مساوی داده و آنها را در پذیرش اطلاعات نوین که مناسبت بیشتری با توانمندیها و شرایط اجتماعی- اقتصادی دارد، متقاعد می‌سازد. نقش ICT در کاهش فقر، افزایش تولید کشاورزی، قدرت دهی به فقرا و خصوصا زنان می‌باشد. (خیری، ۱۳۸۲).
سازمان خواروبار‌جهانی (FAO)، (UNDP) و(IDRC) برای‌طراحی و اجرای برنامه‌های ICT تلاشهای فراوانی می‌کنند. با‌این کار سبب توسعه اقتصادی و اجتماعی در سطوح ملی و منطقه‌ای شده و تلاش می‌کنند تا زیر بناها و شرایط لازمه برای آمادگی الکترونیکی در کشورهای در حال توسعه را فراهم نمایند و سبب حرکت این کشورها به سوی برنامه‌های پایدار شوند. (خیری، ۱۳۸۲).

ابزارهای ‌‌ICT:
دسترسی به اطلاعات و بهبود ارتباطات یک نیاز اساسی برای توسعه کشاورزی پایدار است. فن آوری‌های ارتباطی و اطلاعاتی جدید زمانی که در نواحی روستایی بکار برده‌شوند، به‌بهبود ارتباطات و‌جریان‌اطلاعات کشاورزی کمک می‌کنند، مشارکت را افزایش می‌دهند، اطلاعات را اشاعه و دانش و مهارتها را تسهیم می‌کنند. جمعیت روستایی اکثر کشورهای در حال توسعه هنوز در دسترسی به اطلاعات ضروری برای تصمیم گیری بموقع دچار مشکل هستند. چالش موجود فقط بهبود دسترسی مردم روستایی به فن آوری ارتباطی نیست، بلکه مناسب آن برای توسعه محلی نیز مطرح‌است. بطور کلی فن‌آوری‌های اطلاعاتی-‌ارتباطی را‌می‌توان بعنوان فن‌آوری‌هایی که توسط وسایل الکترونیک ارتباطات را تسهیل می‌کنند و‌اطلاعات را‌پردازش و انتقال می‌دهند، تعریف کرد.

به عبارت دیگر فن‌آوریهای اطلاع رسانی و ارتباطی بعنوان ابزار الکترونیک کسب، پردازش، ذخیره و رسانش اطلاعات عمل می‌کنند. این تعریف طیف وسیعی از فن آوری‌های اطلاعاتی- ارتباطی از رادیو و تلویزیون تا تلفن (ثابت، سیار)، کامپیوتر و اینترنت را دربرمی گیرد. امروزه‌صور مختلف فن‌آوری‌های ارتباطاتی توسعه یافته‌اند در زیر به معرفی ابزارهای سنتی و مدرن ICT اشاره می‌گردد. (رضایی، زمانی میاندشتی، ۱۳۸۲).

ردیف طبقه (حیطه) رسانه‌ها رسانه‌های با کاربرد گروهی رسانه‌های با کاربرد انبوهی
۱ دیداری اسلاید، طلق شفاف، عکس، فیلم استریپ، فتورمان، تابلو اعلانات، تابلو مغناطیسی و… عکس، فتورمان، تابلو اعلانات و….
۲ شنیداری نوارهای صوتی و ….. برنامه‌هایی رادیو و….
۳ دیداری- شنیداری فیلم ۱۶ میلی‌متری، نوار ویدئو و….. برنامه‌های تلویزیونی، سینمایی و…
۴ نوشتاری کتاب درسی، جزوه آموزشی و….. نشریات ترویجی، بروشور، گزارشها، آگاهی نامه و…..
۵ رایانه‌ای انواع نرم‌افزارها و برنامه‌های رایانه‌ای اینترنت، ماهواره، فکس، تلفن و….
۶ ترسیمی چارت، پوستر، نقشه، نمودار و ….
۷ حجمی (سه بعدی) رزین‌ها، کلکسیون حشرات، مدل، ماکت، مقاطع برش خورده، نمونه‌های جانوری و…
۸ اجتماعی سخنرانی، گردش علمی نمایشگاه، جشنواره، کنفرانس، سمینار و….

سیستم مکان‌یابی جهانی (GPS):
روش کلی برای شناسایی و ضبط الکترونیکی موقعیت مکانی یک شی یا شخص می‌باشد. این سیستم می‌تواند به منظور تهیه نقشه بیشروی یک خودرو در سطح کره زمین، هوا یا فضا مورد استفاده قرار گیرد. این سیستم با کمک به کشاورزان در شناسایی و ضبط دقیق موقعیت مکانی یک تراکتور، کماین یا خودرو بازرسی مزرعه می‌تواند به عنوان پایه و اساس کشاورزی دقیق محسوب شود. برای نمونه ضبط موقعیت یک کمبانی در‌هر چند‌ثانیه در‌طول مرحله برداشت محصول، اطلاعات اساسی برای تهیه نقشه عملکرد محصول را فراهم می‌سازد. فناوری‌های جدید به کشاورزان اجازه می‌دهد تا عملکرد محصول را در سطوحی بسیار کوچک‌تر از کل هر کشتزار اندازه گیری

نماید. با این اطلاعات موقعیت مکانی می‌توان از نتایج آزمون خاک برای تهیه نقشه استفاده کرد. تغییر عمق خاکورزی و میزان بقایای گیاهی باقی مانده در سطح خاک، میزان پخش کود شیمیایی و آهک در مزارع براساس سطح مواد غذایی که از طریق نتایج آزمون خاک اندازه گیری و تخمین زده می‌شود، تغییر میزان پخش سم در مزرعه، نصب حسگرها روی کمباین که قادر است شدت جریان دانه به مخزن کمباین را سنجش کرده و عملکرد محصول در واحد سطح را در حال برداشت محاسبه نماید از دیگر مزایای این سیستم است. (باقری، ۱۳۸۲)

سنجش از دور (RS):
مجموعه‌ای از فنون جمع آوری اطلاعات درباره یک شی یا یک سطح بدون تماس با آن سطح یا شی می‌باشد. سنجش از دور به عنوان یک ابزار مدیریتی بالقوه برای کشاورزان دقیق توجه زیادی را به خود جلب کرده است.

سنجش از دور محصولات زراعی به علت دارا بودن توانایی پوشش سطوح وسیع می‌تواند جایگزینی جذاب برای روش‌های سنتی بازدید از کشتزارها باشد. این روش می‌تواند در‌تمامی طول فصل رشد، حتی زمانی که تماس مستقیم با محصولات زراعی دشوار بوده و یا خسارت وارد می‌سازد به کار گرفته شود.
سنجش از دور اطلاعات روزآمدتری را در مورد شرایط محصول زراعی فراهم می‌سازد. تشخیص و رسیدگی سریع به مسائل، به جلوگیری از وارد آمدن زیان‌های بالقوه به‌محصولات زراعی کمک می‌کند. RS وسایل و امکانات تشخیص مسائل بالقوه را‌قبل از آن که ایراد و خسارت به عملکرد و کیفیت محصول غیر قابل بازگشت گردد، برای کشاورزان فراهم می‌سازد تصاویر دریافتی از ماهواره‌ها و عکس‌های هوایی ممکن است به کشاورز اجازه دهد که بدون ترک منزل به سرعت محصولات زراعی کل مزرعه خود را مشاهده نماید و در مورد این که چه قسمت نیاز به مدیریت بیشتر دارد، تصمیم بگیرد.

در فهرست زیر دو مرحله اول به وسیله ارایه کنندگان خدمات RS اجرا می‌گردد. پنج گام بعدی می‌تواند توسط کشاورزان برداشته شود:
– جمع آوری داده‌های سنجش از دور
– پردازش تصاویر و داده‌ها
– آزمایش دقیق تصاویر و تحلیل داده‌های آماری
– اجرای گواهی زمینی داده‌ای از دور سنجیده شده
– ترکیب داده‌های سنجیده از دور و گواهی شده در یک سیستم اطلاعات جغرافیایی
– تشخیص رابطه علت و معلول بین متغیرهای سنجیده شده و شرایط محصول
– تیمار کشتزارها بر مبنای اطلاعات ایجاد شده.

سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS):
در واقع نوعی پایگاه اطلاعاتی می‌باشد. سیستم پایگاه اطلاعاتی امکان ورود، ذخیره، بازخوانی داده‌ها را فراهم می‌سازد. به مجموعه واقعی از داده‌های اطلاعاتی ذخیره شده پایگاه‌اطلاعاتی می‌گویند. در‌مورد GIS پایگاه‌اطلاعاتی شامل داده‌های جغرافیایی است. داده‌های اطلاعات جغرافیایی نه تنها شامل ویژگی‌های گزارش شده است بلکه شامل موقعیت مکانی آن ویژگی‌ها نیز می‌باشد. (منبع پیشین)

تکنولوژی‌های میزان متغیر (VRT):
یک راهکار مدیریتی برای پرداختن به تغییر پذیری مکانی درون کشتزار می‌باشد. مدیریت خاص مکانی محصول زراعی واژه‌ای است که بطور گسترده‌ای استفاده از تغییر پذیری پارامترهای خاک در گیاه در تصمیم گیری‌های مربوط به استعمال دقیق نهاده‌های تولید را توصیف می‌کند.
کشاورزی دقیق‌این تکنولوژی‌ها را‌برای کمک به‌تصمیم گیری‌ها از‌طریق تهیه اطلاعات مورد نیاز برای محصول و مدیریت خاک در موقعیت‌های مزرعه ویژه جمع آوری می‌نماید. (منبع پیشین).

اینترنت و توسعه روستایی
اینترنت شاه کلید توسعه روستایی نیست اما منابع اطلاعاتی نوینی را ارایه می‌کند و مسیرهای ارتباطی جدیدی به روی جامعه روستایی می‌گشاید. ابزاری است برای پر کردن شکاف بین متخصصان توسعه و روستاییان.

اینترنت می‌تواند با ایجاد تعامل و گفتگو، اتحادیه‌های جدید، شبکه‌های بین فردی و پیوندهای بین بخشی در سازمان‌ها به این خواسته مدد برساند. این شبکه سازو کاری برای گفت و گوی صحیح از پایین به بالا و به اشتراک گذاشتن دانش بومی فراهم می‌سازد.
سودمندی‌های اینترنت‌شامل افزایش کارآیی در‌استفاده از‌منابع توسعه، کاهش دوباره کاری، کاهش هزینه‌های ارتباطی و دسترسی فراگیر به اطلاعات و منابع انسانی است.

اینترنت به هم اندیشی مردم به منظور دستیابی به اهداف کمی و کیفی توسعه‌ای‌شان کمک می‌نماید، اما در وهله نخست آن را در زمینه و شرایط انسانی و به مشابه «ابزار فرایند ارتباطات» و نه یک فناوری صرفا اطلاعاتی ساکن یا رسانه جمعی یک طرفه باید نگریست. در غیر این صورت اینترنت نیز به جمع فناوری‌های نامناسب توسعه خواهد پیوست و جایی پیدا نخواهد کرد. البته باید توجه داشت که اینترنت تنها ابزار ارتباطی نیست. رادیو و تلویزیون ممکن است توان مشابه یا بیشتری داشته باشند. ما باید از ایجاد شکاف اطلاعاتی بین دارندگان و فقرا بپرهیزیم. اگر اینترنت فقط به محققان و کارشناسان اختصاص یابد: این شکاف ایجاد خواهد شد. ما باید تلاش کنیم تا راهی برای نزدیکی دانش تولید کنندگان اطلاعات (مانند محققان و سیاست گذاران) و سایر تولید کنندگان کمتر شناخته شده (از نظر اجتماعی و نه فقط جغرافیایی) بیابیم.

کاربران اینترنت در کشورهای در حال توسعه ثابت کرده‌اند که می‌توانند خدمات محلی بسیار مناسبی ارایه کنند و از منابع دانایی به طور محلی استفاده نمایند.
لیکن، بدون حمایت آژانس‌های توسعه احتمال دارد که این تلاش‌ها هرگز برآورنده نیارهای مردمان روستایی نباشد و با آن‌ها تطابق نداشته باشد.
اتخاذ یک راهبرد پویشگرانه وعملی به منظور آوردن اینترنت به جوامع روستایی و کشاورزی در کشورهای در حال توسعه، روستاییان را قادر می‌سازد تا با چالش‌های پیش‌بینی نشده بر‌اثر دگرگونی اقتصاد جهانی، تغییرات سیاسی، تخریب محیط زیست و فشارهای جمعیت رویارویی نمایند.
برای مواجهه با این چالش‌ها و تصمیم گیری‌های حیاتی، مردم در تمام سطوح جامعه مخصوصا افراد‌دچار ناامنی غذایی و‌سازمان‌های نماینده آنها باید‌به اطلاعات حساس و ارتباطات دسترسی داشته باشند.

ارتقای‌ارتباطات و‌دسترسی به اطلاعات به‌طور مستقیم با توسعه اجتماعی و اقتصادی جامعه تناسب دارد.
زمان عمل برای حمایت از سیستم‌های ارتباطی و دانش گستر اینترنت در کشورهای در حال توسعه، اکنون است. امروز ما به واقع در یک دهکده جهانی زندگی می‌کنیم اما دهکده‌ای که عده‌ای در آن «ثروتمندان اطلاعات» و تعداد زیادی «فقرای اطلاعات» هستند با توجه به فناوری جدید در دسترس، فرصت خوبی برای تغییر وضع موجود داریم (ماهنامه علمی- کشاورزی- زیست محیطی، ۱۳۸۵).
ابعاد ICT ، تجارب و کاربردها:

نقش بالقوه ICT در‌توسعه اجتماعی در‌دو سطح فرد و‌گروه مشاهده می‌شود. آموزش و پروش می‌تواند نقش عمده‌ای در توسعه اجتماعی داشته باشد و بین ICT و آموزش رابطه روشن و‌متقابلی وجود دارد. به عبارت دیگر ICT مکمل توسعه خردمندانه است و وجود اطلاعات زیاد در طبقه بندی‌های تخصصی موجب می‌شود که افراد به طور قابل ملاحظه‌ای به دانش و کاربرد آن دسترسی یابند. شاید ملموس‌ترین فایده انقلاب ICT برای کشورهای در حال توسعه، دسترسی به منابع عظیم برای افزایش آموزش و پرورش با حداقل هزینه یا بدون هزینه است. در حال حاضر اینترنت میزبان هزارها برنامه آموزش و پروش و یادگیری از راه دور است که واقعا غیر قابل تصور است.
در‌عین حال یادگیری از راه‌دور بویژه برای مناطق روستایی و محرومی که استطاعت مالی و فاصله جغرافیایی موانع واقعی دسترسی است، موفقیت آمیز بوده است. براین اساس می‌توان‌گفت که توسعه ICT با فراهم کردن امکان آموزش از راه دور، پتانسیل ایجاد توسعه اجتماعی را برای فقرای روستایی و گروه‌های آسیب پذیر بویژه زنان و کودکان دارد. (نوری، ۱۳۸۲).

در ارتباط با ICT و افزایش قدرت تصمیم گیری روستاییان می‌توان گفت که اطلاعات منبع اصلی تصمیم گیری است و آنچنان اهمیت استراتژیکی دارد که آن را مترادف با قدرت می‌دانند. تصمیم درست و به موقع و برنامه ریزی کوتاه مدت و بلند مدت در مسائل اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و سایر موارد مربوط به یک سازمان، شرکت و یا در سطح محلی (روستا)، ملی و بین المللی به اطلاعات مناسب و درست بستگی دارد و عدم دسترسی به آن خسارتهای اقتصادی و مالی فراوان و در بعضی مواقع جبران ناپذیری را به جای خواهد گذاشت. ICT نقش مهمی در افزایش سرعت تصمیم‌گیری، یعنی‌سرعت اندیشیدن داشته‌است. در‌نتیجه این پشرفت‌های تکنولوژیکی امروزه سرعت تصمیم گیری تاکتیکی انسان‌ها در زنجیره فرماندهی افزایش یافته و زمان لازم برای در‌پیش گرفتن اقدامات مختلف هرچه محدودتر گشته است. به عبارت دیگر با بکار گیری ICT مسئله یابی و فرصت یابی که سنگ زیر بنای تصمیم گیری و برنامه ریزی استراتژیک است، سریعتر و دقیقتر انجام می‌گیرد و کیفیت تصمیمات افزایش یافته و زمان مورد نیاز برای اخذ آن کاهش می‌یابد. بنابراین با افزایش کاربرد ICT در‌مناطق روستایی و‌در اختیار قرار‌گرفتن اطلاعات مفید و‌به موقع به روستائیان، می‌توان امیدوار بود که قدرت تصمیم گیری آنها به میزان قابل توجهی افزایش یابد. (نوری، ۱۳۸۲).

درارتباط با ICT و‌گسترش‌ترویج‌روستایی باید‌افزود که‌افزایش استفاده‌از فناوری‌های ارتباطی مانند فاکس و سرویس‌های پست الکترونیک توسط مخاطبان ترویج، راه را برای تامین نیازهای آنان گشوده است. این فناوری‌های ارتباطی فرصت‌هایی را برای ترویج و واکنش موثر و به موقع در تامین نیازهای مخاطبان بوجود آورده است. در حقیقت سرویس‌های ارتباطی اینترنتی ابزاری کمکی برای پرسنل ترویج به منظور اشاعه فن‌آوری‌های جدید هستند. همچنین استفاده از اینترنت می‌تواند فاصله بین محققان توسعه روستایی و همچنین فاصله بین محققان و روستاییان را کوتاه کرده و سازوکارهایی ایجاد کند که گفتگوی پایین و بالا را ممکن ساخته و دانش بومی را نشر دهد. در حقیقت گسترش ICT می‌توان ارتباط متقابل بین روستاییان و مروجان و محققان را افزایش داده و زمینه کاربرد بیشتر اصول علمی در کشاورزی و توجه بیشتر به نیازها و خواسته‌های روستاییان در تحقیقات علمی را فراهم نماید. (نوری، ۱۳۸۲).

یکی از مظاهر گسترش ICT شکل گیری تجارت الکترونیکی است. تجارت الکترونیکی عبارت از‌کاربرد وسیع فناوری اطلاعات در پردازش‌های تجاری است که با بهره‌گیری از ابزارهای الکترونیک و به منظور نیل به هدف تجاری صورت می‌گیرد. تجارت الکترونیکی خرید و فروش کالا و خدمات را در سراسر شبکه‌های کامپیوتری بویژه اینترنت امکان پذیر کرده است. زمان در تجارت الکترونیک یک فاکتور مهم به حساب می‌آید. امروزه هر دارنده تجارت الکترونیکی که زود تر از دیگران وارد بازار شود، در برآوردن نیازهای مشتری، آگاهی از وضع بازار و نفوذ در بازار یک قدم از دیگران جلوتر است.

با‌گسترش تجارت الکترونیکی تولید کنندگان می‌توانند با تعقیب مستمر قیمت و تقاضا، فرآورده‌های خود را در بهترین زمان و شایسته‌ترین مکان به بازار عرضه کنند و همچنین دولت‌ها می‌توانند به بهترین نحو ممکن از محصولات استفاده و یا آنها را توزیع کنند.

افزون بر این رسانه‌های ارتباطی دوربرد می‌توانند به نقل و انتقالات بانکی کمک کرده وخدمات مالی دیگری را هم ارائه کنند، خدماتی که مدتها در دسترس کشورهای توسعه یافته و مراکز شهری کشورهای درحال توسعه بوده، اما از تجار و مدیران اقتصادی روستاها به خاطر محدودیتهای جغرافیایی و ملاحظات مالی به دور مانده است. درواقع این نوع از نوآوری پتانسیل کاهش هزینه‌های معامله‌ها و حذف لایه‌های واسط که اغلب قسمت زیادی از سواد را جذب می‌کنند، دارد. این تسهیلات همچنین فرصت بی نظیری برای مردم نواحی روستایی در گسترش تجارت و فعالیت‌های خود به مستمعین جهانی در آنسوی مرزهای محلی فراهم می‌کند.

به طور مثال یک روستا در تامیل نادوی هند که در تولید ساری‌های نخی، سنتی و سایر پوشاک برتری دارد، محصولات خود را از طریق سایت اینترنتی بنام People که بوسیله یک سازمان غیر دولتی ایجاد شده به خریداران سراسر جهان می‌فروشند. همینطور، یک سازمان غیر دولتی در تایلند تولیدات صنایع دستی فقیران روستایی را از طریق وب سایت خود به فروش می‌رساند. یکی یگر از تجربیات کشورها در این زمینه، تجربه گرامین بانک بنگلادش است. این بانک بوسیله پرداخت تسهیلات برای خرید تلفن همراه با زنان و فقیران ساکن در نواحی شهری غیر توسعه یافته و نواحی ساحلی و روستایی، به آنها کمک نموده است که به موقع از اطلاعات بازار و دیگر منافع انقلاب اطلاعات برخوردار گردند. براین اساس گسترش ICT می‌تواند نقش مهمی در گسترش بازارهای روستاییان، کوتاه شدن دست واسطه‌ها و در نتیجه افزایش سود خالص روستاییان داشته باشد.

در حقیقت با ارائه اطلاعات بیطرفانه امکان تقلب تاجران بی انصاف در تعیین قیمت محصولات کشاورزی به حداقل می‌رسد. (نوری، ۱۳۸۲).
تکنولوژی اطلاعات و ارتباطات می‌تواند در جهت جلوگیری از خسارات ناشی از بلایای‌طبیعی مورد استفاده قرار گیرد. ICT می‌تواند با اطلاع رسانی به موقع و سریع خسارت‌های ناشی از بلایای طبیعی و آفات بنایی را کاهش دهد و از این نظر می‌تواند کمک موثری برای روستاییان و کشاورزان فقیر باشد. البته لازم است که همزمان با اطلاع رسانی، روشهای آسان، کم هزینه و سریع کاهش خسارت نیز به آنها آموزش داده شود. (نوری، ۱۳۸۲).

طی یک مطالعه نشان داده شده است که با راه اندازی مراکز اطلاع رسانی (اینترنتی) بطور قابل توجهی می‌توان از میزان سفرهای شغلی، آموزشی، سفر به قصد خرید اطلاعات و خدمات و همچنین سفرهای تفریحی و هزینه‌های آن کاست که این عامل خود در کاهش غلظت آلاینده‌های هوا اعم از SO2, HC, CO2 و آلودگی ناشی از تردد وسایل نقلیه، نقش موثر خواهد داشت. یکی دیگر از مزیت‌های تکنولوژی اطلاعات، نیاز کم این تکنولوژی به‌مواد و انرژی است. این تکنولوژی نسبت به سایر تکنولوژیها از مواد اولیه و انرژی کمتری استفاده می‌کند و در عین حال ارزش افزوده بیشتری تولید می‌نماید. بنابراین، با توجه به اینکه تکنولوژی اطلاعات از مواد و انرژی کمتری استفاده می‌کند، از لحاظ زیست محیطی کم خطرتر نیز می‌باشد. براین اساس گسترش ICT می‌تواند با کاهش سفرهای شغلی، آموزشی و اداری بین مناطق روستایی و

شهری، هزینه‌های روستاییان را کاهش داده و به صورت غیر مستقیم به حفظ محیط روستایی کمک نماید.‌البته نکته قابل توجه‌دیگر این‌است که افزایش‌اطلاعات روستاییان در مورد محیط زیست اطراف آنها، اهمیت آن و راه‌های حفاظت از آن می‌تواند به طور مستقیم در حفظ و حراست از محیط زیست روستاها مفید واقع شود. (همان منبع).
ICT با ایجاد مجموعه‌ای از تسهیلات و امکانات موجب افزایش کیفیت زندگی انسان می‌گردد. به طور مثال امروزه سنگاپوری‌ها از طریق استفاده از ICT در جهت کاهش و یا ساده‌تر کردن کارهای روزمره و وقت گیر، زمان فراغت بیشتری در دسترس دارند. در این کشور، تقریبا تمامی معاملات دولتی از طریق رایانه‌ها و شبکه‌های مخابراتی‌ان

جام می‌گیرد.‌پذیرش و‌ثبت‌نام مدارس، پرداخت‌مالیات، دریافت تقاضانامه‌ها و موافقت‌نامه‌ها، پرداخت قبض‌ها و‌غیره همگی به‌صورت الکترونیکی انجام می‌پذیرند. خریداران می‌توانند با انتخاب تصاویر ویدئوئی کلوپ‌های مختلف بر روی صفحات رایانه، کالاهای مختلف را با هم مقایسه کرده و از طریق معاملات غیر نقدی کالای خود را خریداری نمایند. همچنین در نتیجه کاربرد ICT حق انتخاب و کیفیت فعالیتهای تفریحی ارائه شده در‌این کشور افزایش یافته است. به طور کلی، نتیجه نهایی گسترش ICT ، ساده کردن زیست و افزایش کیفیت آن است. این تسهیلات بویژه برای روستاهایی که سالها به علت دوری راه از بسیاری از امکانات و تسهیلات محروم بوده‌اند بسیار مفید خواهد بود. (همان منبع)

توانمند سازی فرآیند تسهیم قدرت با اعضای گروه است و به عبارت دیگر توانمند سازی عبارت از اعطای اختیار تصمیم گیری به مرئوسان است. مهمترین نقش ICT در توانمندسازی، تامین اطلاعات صحیح و‌به موقع با کیفیت و هزینه مناسب می‌باشد. علاوه بر این ICT قادر است ابزارهای جدیدی را فراهم آورد که خلاقیت و بهره‌وری افراد و کیفیت کارشان را افزایش دهد. با توجه به مطالب عنوان شده، ICT نقش مهمی در افزایش آگاهی عمومی و افزایش سطح مشارکت محلی در تصمیم گیری، اجرا و نظارت دارد و‌می‌تواند حتی به فقرای روستایی نیز این امکان را بدهد که در سرنوشت خود دخالت کنند. (منبع پیشین).

بیشتر نظریه پردازان بر این باورند که تمرکز زیادی با تکنولوژی اطلاعات مرتبط است و صنایع می‌توانند با کمک این تکنولوژی بر محدودیت‌های مکانی فائق آیند. هاروی می‌گوید «تکنولوژی اطلاعات به شرکت‌ها این امکان را داده است که بر فواصل جغرافیایی غلبه کرده، از فشردگی زمانی بهره گیرند و ساختار روابط تجاری را از نو تعیین کنند.» هپورث نیز براین نظر است که شرکت‌هایی که در مکان‌های مختلف و متعدد استقرار یافته‌اند، قادرند در نتیجه صرفه‌جویی‌های عظیم‌تر ناشی از مقیاس که خود محصول شبکه‌های رایانه‌ای است به سطوح بالایی از انعطاف پذیری مکانی از جمله «تمرکز زدایی» دست یابند. لازم به ذکر است که ادعاهای این نظریه پردازان و دیگر نویسندگان به بسط مفهوم «ابر شاهراه» کمک کرده است. در عین حال، مهاجرت معکوس از شهرها به روستاها که در برخی از کشورهای اروپایی قابل مشاهده است، خود شاهدی به روستاها که در برخی از کشورهای اروپایی قابل مشاهده است، خود شاهدی بر این مدعاست. بنابراین ICT با فراهم کردن زمینه تمرکز زدایی می‌تواند در رشد مجرد روستاها و افزایش جمعیت آنها تاثیر مثبت داشته باشد. (منبع پیشین)

در این بخش بطور مختصر برخی از تجربیات کشورهای در حال توسعه در زمینه استفاده از فن‌آوری‌های اطلاعاتی در امور توسعه (بویژه در رسیدگی به مناطق و حوزه‌های دور افتاده) معرفی شده‌اند.

یکی از این نمونه‌ها دهکده الکترونیکی در مالزی است، پروژه e- barrio (نام روستایی در مالزی)پروژه‌ای دولتی در‌زمینه توسعه روستایی است که در آن از کامپیوتر، تلفن و دریافت کننده امواج ماهواره‌ای برای ارتباط دادن روستاها با اینترنت در نواحی دور‌افتاده استفاده‌می‌شود.‌تجربه‌روستای مذکور که حاصل‌کار‌شرکت‌های خصوصی، بخش‌دولتی و‌سازمانهای بین المللی است، نشان‌داد که به چه روش‌هایی، فن‌آوری‌های اطلاعاتی و ارتباطی می‌تواند در کمک به جوامع حاشیه‌ای به لحاظ اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی موثر باشد. در این پروژه از مدرسه روستا بعنوان مرکز ارتباطی استفاده شده است. (خسروی، ۱۳۸۲)

ایجاد دسترسی دیجیتال در نواحی دور افتاده (مصر) بعنوان یک پروژه پایلوت و بخشی از یک طرح گسترده برای ایجاد دسترسی عمومی به فن‌آوری‌های اطلاعاتی، سه مرکز دسترسی به فن‌آوری‌ها (TACCS) در ناحیه Sharkega در سال ۱۹۹۸ ایجاد شد. مراکز دسترسی به فن‌آوری در نواحی دور افتاده امکان دسترسی افراد به فن آوری‌های اطلاعاتی را برای زنان، جوانان، تاجران و دانشجویان و کارکنان امور کشاورزی فراهم می‌کنند. در این مراکز، کامپیوترهای شخصی، ارتباط با اینترنت، کتابخانه‌های نرم افزاری، چاپگر و دیگر ابزارهای لازم در دسترس افراد قرار داده می‌شود. این‌مراکز همچنین بعنوان مرکز آموزشی‌گروه‌های اجتماعی،‌بخش خصوصی و افراد و گروه‌های کم درآمد عمل می‌کنند. این پروژه رهیافتی جدید در توسعه اجتماعی، ارتباطات و نشر و توسعه اطلاعات، خلاقیت‌ها، اطلاعات آموزشی، برنامه‌ها و‌داده‌ها است. این پروژه‌همچنین امکان در پیشبرد آموزشهای غیر رسمی و یادگیری مادام العمر را از طریق ارتباط دادن جوامع محلی به منابع جهانی اینترنت تحقق می‌بخشد با اجرای این پروژه، تعداد کاربران اینترنت در ناحیه به ۶۰۰۰ نفر رسیده است و همچنین فرصتهای شغلی زیادی برای جوانان بعنوان آموزشگران فن‌آوری اطلاعات‌ایجاد نموده‌است. تجربه TACCS در کشورهای اردن،‌لبنان، مراکش و سودان نیز در دست اجرا است. (خسروی، ۱۳۸۲)

در برزیل کمیته دموکراسی در تکنولوژی اطلاعات در زمینه آموزش جوانان در محله‌های فقیرنشین شهری در زمینه استفاده از کامپیوتر فعالیت می‌نماید. ایده اصلی فعالیت این است که آموزش کامپیوتر می‌تواند. فرصت‌های افراد برای حضور در بازار کار را بیشتر کرده و برابری اجتماعی و دموکراسی را بهبود بخشد. در این دوره‌ها، علاوه بر آموزشهایی چون کاربرد واژه پرداز‌ها، نرم‌افزارهای صفحه گسترده، حسابداری و طراحی وب، به این افراد نحوه مشارکت اجتماعی، حقوق مدنی، قوانین اطلاعات زیست محیطی، بهداشتی و سواد آموزی را نیز آموزش می‌دهد. پس از گذراندن یک دوره ۳ تا ۴ ماهه، اغلب این افراد می‌توانند مشاغل خوبی پیدا کنند، به داد و ستدهای جزئی بپردازند و یا بعنوان آموزشگر عمل کنند. الگوی CDI علاوه بر فقیران حاشیه نشین، برای جوامع سنتی، نابینایان، زندانیان و معلولین نیز قابل تعمیم است. (خسروی،

۱۳۸۲)
سازمان PEO PLINK یک سازمان غیر انتفاعی است که به صنعتگران در بیش از ۲۲ کشور کم توسعه یافته کمک می‌کند تا از طریق اینترنت به بازارهای جهانی مرتبط شوند. این سازمان درصدد ایجاد شبکه‌ای جهانی از شرکای تجاری است که به صنعتگران محلی و گروه‌های آنان سرویس‌های تجاری ارائه نماید. این سازمان شرکای تجاری مزبور را به دوربین‌های دیجیتال مجهز نموده و به آنها آموزش می‌دهد که تصویرهای لازم از تولیدات را تهیه و بر روی شبکه اینترنت قرار دهند. سپس این تصاویر و اطلاعات بر روی سایت اینترنتی PEO PLINK قرار گرفته و به خریداران آنها در سراسر جهان بویژه کشورهای صنعتی بصورت خرده فروشی یا عمده فروشی عرضه

می‌شوند. همچنین این وب سایت محتوی مواد آموزشی است که در اختیار شرکای تجاری مزبور قرار می‌گیرد. هم اکنون تعداد این شرکای تجاری (عمدتاً سازمانهای غیر دولتی مرتبط با اتحادیه‌ها، تعاونی‌ها و انجمن‌های کشاورزان خرده پا) بیش از ۱۰۵ مورد در کشورهای افریقایی، آسیایی و امریکای جنوبی است. (خسروی، ۱۳۸۲)
در‌کشور هند، شبکه دولتی کامپیوتری Gyandoot امکان دسترسی آسان‌تر روستائیان به تشکیلات دولت، کاهش وقت و هزینه ارتباط با ادارات دولتی و دسترسی سریع به اسناد و اطلاعات را فراهم کرده است. این برنامه با احداث یک اینترنت کم هزینه روستایی آغاز گردید که به تدریج تمامی روستاهای ناحیه مورد نظر (پایلوت‌ها) را تحت پوشش قرار داده است. برای دریافت اطلاعات کیوسک‌هایی در محل مراکز دهستانی که دارای بازارهای هفتگی هستند و یا در مسیر جاده‌های اصلی احداث شده‌اند که به کیوسک به ۲۵ تا ۳۰ روستا خدمات ارائه نماید. (خسروی، ۱۳۸۲)

در پروژه‌ای تحت عنوان Grameen Phone در بنگلادش، خدمات استفاده تجاری از تلفن همراه را در نواحی روستایی از طریق فروشندگان جز، (اغلب زنان فقیر) ارائه می‌شود. روش کار بدین ترتیب است که ابتدا زنان مزبور، مبلغ ۳۵۰ دلار با بهره ۲۲ درصدی از Grameen Bank جهت خرید تلفن همراه وام می‌گیرند. آنها خدمات تلفن مزبور را به روستائیان دیگر می‌فروشند که این امر علاوه بر بازپرداخت وام، موجب کسب درآمد برای آنها می‌شود. این مسئله یک فرصت شغلی در هر روستا ایجاد کرده و از سوی دیگر موجب دسترسی روستائیان به تلفن می‌شود. تجربه Grameen Phone بحث‌های زیادی در مورد توانایی‌ها و استعداد‌های زنان روستایی فقیر ایجاد نموده است. حتی زنان کاملا بی سواد در نواحی روستایی که قبل از آن حتی یک گوشی‌تلفن ندیده‌بودند، مهارتهای‌مربوط را بسرعت فراگرفته و در جامعه خود جایگاه و موقعیت خاصی بعنوان مالک یک ابزار مهم و مطلوب پیدا کرده‌اند.

بعنوان برنامه آینده، شرکت Grameen Phone در نظر دارد کیوسک‌های اطلاعاتی در نواحی روستایی ایجاد نماید. مسئولین Grameen Bank می‌گویند که پس از تلفنهای همراه باید اینترنت، فکس و شبکه‌های جهانی نیز به روستاها وارد شود و امیدوارند که تکنولوژی‌های ارتباطی تحولات اساسی در نواحی روستایی ایجاد نمایند. (منبع پیشین)

متخصصین‌موسسه علوم هنر با همکاری یک شرکت تولید کننده نرم‌افزار، کامپیوتری تحت عنوان Simputer طراحی نموده‌اند که یک نوع دستگاه کامپیوتری کوچک، ساده و ارزان قیمت می‌باشد که برای کاربرد توسط افراد بی‌سواد و کم‌سواد طراحی شده است. این دستگاه دارای نمادها و نشانه‌های مرتبط با امور روستایی، صفحه حساس به تماس (برای کاربری از طریق اشاره با قلم و عدم نیاز به تایپ) و امکانات گویا (تبدیل متن به گفتار) به زبانهای مختلف محلی می‌باشد.

قیمت این کامپیوتر حدود ۲۰۰ دلار است و به منظور استفاده گروهی و مشترک (مثلاً در شوراهای روستایی، مدارس روستایی و یا توسط فروشندگان محلی برای اجاره آن به دیگران) طراحی شده است. امکان استفاده از تکنولوژی کارتهای هوشمند نیز برای اختصاصی نمودن اطلاعات کاربران (ذخیره) در آن پیش‌بینی شده است. (همان منبع)
نمونه‌دیگر، پروژه روستابه روستا در هند است که هدف از این پروژه ایجاد جامعه‌ای خود محور، جدید و پایدار در سراسر مناطق روستایی هند می‌باشد که مبتلا به فقر و تفکر قبیله‌ای بودند. آرمان این پروژه فراهم نمودن امکانات و رفع نیازهای روستاییان در زمینه‌های اجتماعی اقتصادی و فرهنگی در قالب مدل دولت/ شهروند بوده است. جهت این امر کیوسک‌هایی به جوانان مشتاق و آموزش دیده در روستاها واگذار گردید که هزینه سرمایه گذاریهای انجام شده در آنها بصورت وام بانکی از نتیجه کارکرد همان کیوسک‌ها اخذ می‌شده است. هر کیوسک واجد تجهیزات سخت افزاری رایانه‌ای، مردم، چاپگر، یو.پی. اس.و مبلمان اداری بوده است که روستای مرکزی قرار گرفته بود. این کیوسک‌ها بعضاً ۵ تا ۱۰ روستای مجاور هم با جمعیتی بالغ بر ۵۰۰۰ تا ۱۰۰۰۰ نفر را پوشش می‌داده است.

نکته حایز اهمیت در این پروژه سهل الوصول بودن، شفافیت و تأثیر شگرف آن در بهره‌گیری روستاییان از خدمات دولتی و مزایای شهروندی بوده است که به فناوری اطلاعاتی در حکم ابزاری جهت رفع نیاز نگاه شده و‌بنابراین نتیجه مطلوب اخذ گردیده است. نتایج بدست آمده از این پروژه برای گروههای مختلف روستایی دلگرم کننده بوده است. مردم دستیابی مناسب‌تری به خدمات دولتی پیدا کرده و به حقوق واقعی خود نزدیک‌تر شده‌اند. (بارانی، قدسی راثی، ۱۳۸۲)

دراین قسمت برای نمونه به پروژه اتوبوس اینترنتی اشاره گشته است که در بسیاری از کشورهای دنیا پیاده سازی گشته و نتایج حاصله از آن بسیار سودمند واقع شده است.
قرار بر این است که این پروژه در کشور ما نیز پیاده سازی شود و هم اکنون در فازهای نهایی قرار دارد. این پروژه مخصوصا در امر آموزش روستاییان می‌تواند بسیار مفید واقع شود در این قسمت سعی شده تا آشنایی مختصری با این پروژه حاصل گردد.

دسترسی‌به اینترنت‌و کامپیوتر در مناطق دوردست به ویژه مناطق روستایی با مشکل مواجه‌است. علاوه بر‌آن به‌دلیل مشکلاتی مانند هزینه راه اندازی، پشتیبانی و نگهداری و عدم دسترسی به نیروی متخصص امکان ایجاد مراکز ثابت دسترسی به کامپیوتر و اینترنت در بسیاری نقاط وجود ندارد. ابتکار اتوبوس اینترنتی این امکان را فراهم آورده است تا اینترنت و کامپیوتر در اختیار قشر وسیعی از اهالی روستاها قرار گیرد.

پروژه اتوبوس اینترنتی با اهداف آموزشی در مناطق روستایی اولین بار در سال ۱۹۹۸ در کشور مالزی تعریف شد. اولین اتوبوس اینترنتی با نام اختصاری MIU در سال ۱۹۹۹ به بهره‌برداری رسید. این پروژه با حمایت و همکاری UNDP، وزارت آموزش مالزی و شرکت خودروسازی مالزی در حال اجراست. هزینه راه اندازی و پشتیبانی پروژه به مدت دو سال ۳۲۰۰۰۰ دلار برآورد شده است.

این اتوبوس دارای ۲۱ دستگاه کامپیوتر، دستگاههای پرینتر رنگی، اسکنر، ویدئو پروجکشن، پرده ICD، دوربین دیجیتالی، فاکس و تلویزیون رنگی است. اتصال به اینترنت دراین اتوبوس از طریق VSAT یا مودم صورت می‌گیرد. (سوزنگر، ۱۳۸۲)
طرح رویکردهای آمایشی در توسعه روستایی:
وابستگی‌های متقابل بین جوامع روستایی با مراکز شهری و صنعتی، کمتر بصورت کارکردهای تعاملی سازنده همراه با تسهیم عادلانه منافع و هزینه‌ها برای این مناطق بوده است.

در بیشتر موارد این کنشگران، برخاسته از مراکز شهری و صنعتی می‌باشند که با در اختیار داشتن مدیریت کلان، در نقش تصمیم گیر و مجری اصلی فرآیندهای توسعه روستایی،‌ظاهر شده‌اند و بدیهی است که آنها خود، سودبران واقعی ناشی از گسترش این روابط ناهمگن می‌باشند و این امر بصورت مداخله گری‌های نابجا در زمینه تعاملات مناطق شهری- روستایی منجر به برآیش پیامدهای منفی ناخواسته‌ای شده است که می‌توان به صور مختلف آن را مشاهده نمود.
یکی از علل اصلی گسترش این پیامدهای منفی در زمینه توسعه و عمران کشورهای در‌حال رشد، همانا اعتقادی است که برنامه‌ریزان و کارگزاران توسعه به الگوی خطی در زمینه توسعه دارند.

که خود نتیجه طرز تفکر مطرود نفوذ به پایین در زمینه رشد اقتصادی می‌باشد، چرا که این دسته، براین باورند که با سرمایه گذاری همه جانبه و در نتیجه رشد یک بخش اقتصادی یا یک منطقه، سایر بخش‌های اقتصادی و مناطق پیرامون به موازات آن رشد می‌یابند.
این گرایشها‌ریشه در الگوهای نوسازی غرب مابانه دارند که خود زمینه‌ساز گسترش انقلاب‌سبز در‌بخش کشاورزی، گسترش پروژه‌های عمرانی‌مقطعی در‌مناطق روستایی و سرمایه‌گذاری تک بخشی محسوب می‌شود.

البته این پیامدها نه تنها در شرق و جنوب شرقی آسیا، بلکه در مناطق دیگری در آسیا، آمریکای لاتین و آفریقا که از چنین وضعیت نامتعادلی در سطوح نسبی توسعه یافتگی بین مناطق شهری و روستایی، برخوردار می‌باشند، به وضوح قابل مشاهده است و همه این پیامدها و اثرات نامطلوب، روند تنزل موقعیت مناطق روستایی و قطبی شدن توسعه ملی در ارتباط با کلان شهرها را تداوم می‌بخشند.

بدین منظور بایستی زمینه توانمندسازی بهره‌وران و تاثیر گذاران فرآیندهای توسعه در ابعاد توسعه انسانی و اجتماعی در نظر گرفته شود و زمینه مشارکت واقعی و خود‌جوش مردم محلی در مراحل طراحی، اجرا، نگهداری، ارزیابی و اصلاح فعالیتهای توسعه،‌فراهم شود و‌همچنین لازم‌است که تفاوت‌های فرهنگی، پتانسیل‌ها و ظرفیتهای بومی، توانایی‌ها و دانش بومی و مهمتر از همه تفاوتها در زمینه تبیین اهداف واقعی مناطق مختلف، برشمرده شوند. چرا که هدف اصلی اجرای فعالیتهای توسعه، همانا گسترش‌زمینه‌های خود اتکائی در بین کشاورزان و مولدان جامعه روستایی می‌باشد.

نوآوری‌ها و ابتکارات کشاورزی در زمینه بیوتکنولوژی کشاورزی، کشت ارگانیک، دفع آفات بیولوژیکی، توجه به گسترش تحقیقات ژنتیکی روی تنوع گیاهی مناطق مختلف و غیره مطرح شده است که همه این عوامل بر گسترش کارکردی و ساختاری روابط بین مناطق روستایی و شهری اثر می‌گذارند و گسترش این تعاملات باعث شده که کشاورزان، برنامه‌های تولید خود را در ارتباط با بازار مصرف شهری در سطح ملی یا بین المللی، سازماندهی نمایند. (اسدی، شریف زاده، مراد نژادی، ۱۳۸۶)
شواهد، نشان دهنده جریان سرمایه گذاری وابسته، توسط قطب‌های اقتصادی بین المللی کشورهای توسعه یافته صنعتی در بخش صنایع کشورهای درحال توسعه می‌باشد که باعث گسترش صنایع مونتاژ و استخراج معادن برای صدور مواد خام نظیر نفت و گاز، ذغال سنگ و فلزات با ارزش افزوده کم می‌باشد که بنابر نظریه نفوذ به

پایین- مناطق توسعه یافته، مناطق پیرامون خود را هم رشد می‌دهند- به رشد شهر نشینی و در نتیجه توسعه مناطق روستایی در نواحی حاشیه‌ای، کمک می‌شود. ولی آنچه تاکنون از کارکرد این نظریات به اثبات رسیده است، همانا رشد و توسعه یافتگی بیش از حد قطب‌های اقتصادی یا به تعبیری غولهای اقتصادی در سطح جهان، خصوصا در بخش اقتصادی کشورهای توسعه یافته صنعتی و در نتیجه باز جذب یک سو به ارزش افزوده کالا و خدمات تولید شده و صدور آنها به مناطق پیرامون از یک سو و وابستگی شدید بخش صنعت و معدن به اقتصاد بیمار مناطق روستایی کشورهای در حال توسعه بوده است.
چرا که اکثر سرمایه گذاری‌ها در بخش صنایع و معادنی، متمرکز است که غالبا دارای اهداف و کارکردهای متضاد با جریانات رشد و توسعه بخش کشاورزی مناطق روستایی، دارند.