چکیده

هدف از این مقاله، بررسی نقش مدرسه در تبیین و ترویج سبک زندگی اسلامی- ایرانی است. پس از بیان مقدمه و مسأله و تبیین مفاهیم و مبانی نظری مربوطه، به بررسی موضوع پرداخته شد. نتیجه این که با تبدیل مدرسه به شکل ساده ای از جامعه ی اسلامی- ایرانی مروج ارزش های ملی و دینی تا در قالب آن فراگیران، رفتارها و الگوهای اسلامی و ایرانی را تجربه کنند، همچنین با آموزش هنجارها و ارزش های اسلامی و ایرانی در قالب حوزه های یادگیری، راهبردهای آموزشی و ارزشیابی و فعالیت های فوق برنامه؛ تأمین مواد، تجهیزات و رسانه ها و بکارگیری آن ها در انتقال مستقیم و غیرمستقیم ارزش های مذکور؛ معماری فضاهای فیزیکی منطبق با معیارها و فرهنگ اسلامی- ایرانی؛ حاکمیت الگوهای رفتاری برگرفته از آموزه های دین مبین اسلام و سنن ایرانی بر روابط اجتماعی درون مدرسه و تقید اولیای مدرسه به این ارزشها؛ برگزاری مراسمات ملی و دینی؛ ارائه بسته های فرهنگی و آموزش های خانواده؛ سبک زندگی اسلامی- ایرانی را به بهترین نحو به فراگیران شناساند و در وجود آن ها نهادینه کرد.

کلیدواژه ها: مدرسه، سبک زندگی اسلامی- ایرانی

مقدمه

آموزش و پرورش، زیربنای توسعه ی اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی هر جامعه است. بررسی عوامل مؤثر بر پیشرفت و ترقی جوامع پیشرفته نشان میدهد که همه ی این کشورها آموزش و پرورش توانمند و کارآمدی داشته اند. همچنین در هر نظام آموزشی، عوامل بسیاری با یکدیگر عمل میکنند تا تعلیم و تربیت مطلوب برای دانشآموزان حاصل گردد. هرقسمت از این نظام باید به گونهای آماده شود که دسترسی به بازده مطلوب و اهداف مورد نظر میسر شود.

از عوامل زیر بنایی آموزش و پرورش ایجاد امکانات و بستر مناسب برای اجرای فرآیند آموزش و پرورش است. مدرسه کانون رسمی و محوری این فرآیند در هر برنامه ی آموزشی و پرورشی است. این مکان که بخشی از یک محیط فراگیر با عنوان محیط تربیتی است باید دارای ویژگی ها و ظرفیت های لازم جهت بسترسازی تحقق اهداف آموزش و پرورش رسمی را داشته باشد. حال در کشور ما که چند سالی است بحث تحول بنیادین آموزش و پروش مطرح و اجرای آن آغاز گردیده است و در اسناد تدوین شده ی آن اهدافی متعالی چون دستیابی به مراتبی از قرب الهی و حیات طیبه، جامعه ی عدل جهانی و تمدن اسلامی- ایرانی مدنظر قرار گرفته است، پس می توان گفت هدف ایجاد جامعه ای است که شیوه و سبک زندگی افراد آن مطابق با الگوی اسلامی و ایرانی باشد که این موضوع چند سالی است نقل محافل اجتماعی و فرهنگی کشور گردیده است.

پیروزی انقلاب اسلامی آغازی بود برای هموار ساختن مسیر تحقق ارزشها و آرمانهای متعالی این انقلاب بر پایه ی ارزش های دین مبین اسلام و هویت اصیل ایرانی که مستلزم تلاش همهجانبه در تمام ابعاد فرهنگی، علمی، اجتماعی و اقتصادی بود. به این ترتیب تحقق آرمانهای متعالی انقلاب اسلامی ایران مانند احیای تمدن عظیم اسلامی، حضور سازنده، فعال و پیشرو در میان ملتها و کسب آمادگی برای برقراری عدالت و معنویت در جهان در گرو تربیت انسانهای عالم، متقی و آزاده و اخلاقی است که این امر تنها در قالب یک جامعه ای با ویژگی های منحصر به فرد امکان پذیر است؛ جامعه ای که تحقق بخش زندگی پاک، جامعه عدل جهانی و تمدن اسلامی – ایرانی باشد(دانشور، .(۱۳۹۰ علی رغم گذشت چند دهه از پیروزی انقلاب اسلامی و ایجاد نظام اسلامی، برای تحقق پیشرفت همهجانبه که در واقع همان تمدن نوین اسلامی- ایرانی است، کشور مستلزم پیشرفت در دو بُعد بوده؛بُعد ابزاری و بُعد محتواییپیشرفت؛ در بُعد ابزاری این تمدن تاکنون مطلوببوده است، اما در بُعد شیوه ی

زندگی کهبُعد محتوایی تمدن اسلامی است، پیشرفت در خور توجهی حاصل نگردیده است. شیوه های رفتاری در جامعه ما متأسفانه شایسته ی جامعه و تمدنی که منادی آن هستیم، نیست. اگر باور داشته باشیم که داشتن شیوهی زندگی اسلامی-ایرانی، بسترساز تمدن نوین اسلامی- ایرانی و پیشرفت همهجانبه است، رسیدن به این شیوهی زندگی و عمل به آن اهمیت خود را بهتر مینمایاند. یکی از عوامل تأثیرگذار بر شیوه و سبک زندگی، تربیت فردی و اجتماعی است که در این میان عرصه ی تعلیم و تربیت از مهمترین زیرساختهای دستیابی به این هدف است. حال این پرسش مطرح است که، مدرسه در نقش محوری ترین بستر برای تحقق اهداف آموزش و پرورش و به عنوان کانون اصلی فرآیند تعلیم و تربیت، چه نقشی در تبیین، ترویج سبک زندگی اسلامی- ایرانی، می تواند داشته باشد؟ با فرض این که مدرسه به مثابه نهاد رسمی در امر انتقال و نهادینه سازی ارزش ها و گسترش سبک زندگی اسلامی- ایرانی مطلوب و مورد نظر و با توجه به حضور نونهالان و نوجوانان در بتن آن می تواند بازیگر نقش قابل توجهی در این زمینه باشد. در این مقاله پس از تبیین مبانی نظری سبک زندگی، سبک زندگی اسلامی- ایرانی و مدرسه به بررسی نقش این نهاد در تبیین و ترویج این شیوه ی زندگی پرداخته می شود و در پایان نتیجه گیری لازم و پیشنهادات کاربردی در این زمینه ارائه می گردد.

مبانی نظری

مفهوم سبک زندگی:

مفهوم »سبک زندگی« از جمله مفاهیم علوم اجتماعی و علم جامعه شناسی و مردم شناسی است کهاخیراً و در دهه ی اخیر بسیار مورد توجه عالمان علوم اجتماعی و مدیران فرهنگی قرار گرفته است؛ سبک زندگی معنایی است که از به هم تنیدگی و پیوند و نظام وارگی و شبکه ای بودن عوامل متعددی که در شیوه های زندگی یا اقلیم های زیستن انسان تأثیر می گذارند، به وجود آمده است.

تقریباً در اکثر تعریف های سبک زندگی می توان دو مفهوم را یافت که در تعریف سبک زندگی در نظر گرفته شده است؛ و در واقع هر دو مفهوم هم، به واژه »سبک« باز می گردد: اول، مفهوم وحدت و جامعیت و دوم، مفهوم تمایز و تفارق. به این معنی که سبک زندگی حاکی از مجموعه عوامل و عناصری است که کم و بیش به طور نظام مند با هم ارتباط داشته و یک شاکله کلی فرهنگی و اجتماعی را پدید می آورند. اما آن چه در تعریف های سبک زندگی، جلوه گر می شود آن است که این تعریف قرابت بسیاری با مفهوم هویت پیدا می کند اما با این تفاوت که علاوه بر هویت، مناسبات و رفتارهای عینی و واقعی زندگی را نیز شامل می شود و می توان مثالها و مصداقهایی از زندگی واقعی را شاهد آورد(بسته اجرایی سبک زندگی پایدار اسلامی ایرانی در مدارس، .(۱۳۹۱

مدرسه:

سازمانی است که بر مبنای معیارهای رسمی تشکیل می شود و با نظارت اداره آموزش و پرورش، مسئولیت اجرای برنامه های مصوب آموزشی و پرورشی کشور را در سطح تحصیلی معین عهده دار می شود (صافی،.(۱۳۸۰

مدرسه در فرهنگ اسلامی ـ ایرانی

بر اساس آن چه که در مبانی نظری تعلیم و تربیت کشور ما آمده است، مبانی نظام تعلیم و تربیت کشور ما باید برگرفته از آموزه های دین مبین اسلام ( قرآن کریم و سنت حضرات معصومین علیهم السلام ) و فرهنگ اصیل ایرانی باشد؛ بی شک تدوین هر گونه برنامه ای در ارتباط با آموزش و پرورش بر اساس ارزش های این دین متعالی است ؛ لذا باید دانست که جایگاه مدرسه به عنوان محل نهادینه سازی این ارزش ها در مکتب اسلامی- ایرانی، به چه صورت می باشد؟