نقش مدیریت هزینه در کسب مزیت رقابتی پایدار
محمد نظری پور
استادیار گروه حسابداری دانشگاه کردستان
هادی فرهادی
دانشجوی کارشناسی ارشد حسابداری دانشگاه آزاد اسلامی واحد همدان
چکیده :
عواملی همچون رقابتی تر شدن بازارهای جهانی، پیشرفتهای تکنولوژیکی، و تغیی

رات مداوم در ساختارهای سازمانی باعث شده اند که شرکتها بدنبال یافتن راهکارهای مطمئن برای بقا و تداوم فعالیت خود باشند. یکی از این راهکارهای مطمئن می تواند مدیریت هزینه باشد. از طریق مدیریت هزینه یک شرکت می تواند علاوه بر ارتقاء کیفیت محصولات، به م

قدار قابل توجهی از هزینه های تولیدی و تشکیلاتی خود بکاهد. یکی از دغدغه های اصلی شرکتهای امروزی، استفاده بهینه از منابع سازمانی می باشد. داشتن “استراتژی کاهش هزینه ها” و یا به بیان دیگر مدیریت منطقی بر هزینه ها می تواند در زمینه استفاده بهینه از منابع در اختیار موثر واقع گردد. می توان ادعا نمود که کاهش هزینه نه تنها یک تهدید نبوده بلکه یک فرصت بحساب می آید. زیرا از این طریق ظرفیت های بلا استفاده یک شرکت شناسایی شده و مورد استفاده قرار می گیرند. عواملی که اهمیت مدیریت هزینه را برای شرکتهای ایرانی دوچندان می کند عبارتند از: حذف تدریجی یارانه های انرژی، کاهش تعرفه های گمرکی، بهره وری پایین منابع، و غیره.
در این مقاله پس از مرور ادبیات تحقیق، تلاش خواهد گردید که مدلهای موجود مرتبط با مدیریت هزینه و همچنین وضعیت فعلی شرکتهای تولیدی ایرانی در زمینه مدیریت هزینه مورد مطالعه و تجزیه و تحلیل قرار گرفته تا راهکارهای مناسبی برای مدیریت بهینه هزینه که بتواند شرکتهای تولیدی ایرانی را در کسب مزیت رقابتی یاری نماید، ارائه گرد

ند.
کلمات کلیدی: مدیریت هزینه، شرکتهای تولیدی، مزیت رقابتی
مقدمه:
عواملی همچون: رقابتی شدن بازارهای جهانی، تسریع پیشرفتهای تکنولوژیکی، تغییرات مداوم ساختارهای سازمانی باعث پیدایش مدیریت جدیدی موسوم به مدیریت هزینه در سازمانهای امروزی گشته اند. مدیریت کارآمد هزینه های مختلف یکی از دغدغه های اصلی سازمانهای امروزی بحساب می آید. زیرا در بازارهای رقابتی امروزی، سازمان ها

ی مختلف جهت بقا و تداوم فعالیت، می بایست هزینه های خود را با هزینه های رقبا خود بطور مداوم مورد مقایسه قرار دهند (گودرزی،غلامرضا ورضوانی،ساسان،۱۳۸۱). امروزه موضوع مدیریت هزینه بیش از هر مقوله ای ذهن مدیران سازمانها و بنگاهها را به خود مشغول کرده و لذا بخش قابل ملاحظه ای از تحقیقات مدیریت و حسابداری بدان اختصاص یافته است(فخاریان،۱۳۸۳).
تاریخچه مدیریت هزینه:
از سال ۱۹۸۰ به بعد اهمیت مدیریت هزینه برای سازمانها دوچندان گشته و تحقیقات زیادی نیز در ارتباط با آن بعمل آمده است. در سالهای گذشته شرکتها عمدتا از سیستم هزینه یابی سنتی استفاده نموده و قیمت محصولات خود را به صورت قیمت تمام شده بعلاوه چند درصد سود تعیین می نمودند. در این شیوه حساسیتی در خصوص افزایش غیر منطقی هزینه ها صورت نگرفته و در نتیجه قیمت تمام شده محصولات به نحو بی رویه ای افزایش می یافت. در طی ۳۰ سال اخیر با توجه به رقابتی تر شدن بازارهای رقابتی، ایجاد یک فرهنگ هوشیاری در تمام سطوح سازمانی نسبت به بهای تمام شده با هدف بهینه سازی عملکرد و کاهش هزینه ها احساس شده است (عین آبادی و قرایی پور،۱۳۸۴).
تعریف سیستم مدیریت هزینه:
سیستم مدیریت هزینه یک نوع سیستم برنامه ریزی و کنترل مدیریتی با هدف کاهش هزینه هاست. تعریف دیگری از مدیریت هزینه می تواند به شرح زیر باشد:
سیستم مدیریت هزینه، شامل مجموعه روشهایی است که برای برنامه ریزی و کنترل فعالیتهای هزینه ای و تحقق اهداف یک سازمان، تدوین شده و بهبود می یابند(عین آبادی،۱۳۸۲). از دید موسسه مدیریت پروژه آمریکا، سیستم مدیریت هزینه یکی از محدوده های اصلی دانش مدیریت پروژه (مدیریت هزینه، مدیریت زمان، مدیریت کیفیت پروژه) می باشد. به عبارت دیگر سیستم مدیریت هزینه عبارت است از: مجموعه فرآیندهای مورد نیاز جهت اطمینان از تکمیل پروژه مطابق با بودجه مصوب.

در یک تعریف کلی می توان گفت : سیستم مدیریت هزینه عبارت از مجموعه اجزایی که برای رسیدن به اهداف مشترک با یکدیگر تعامل و همکاری دارند (۱۹۹۴، Maher , M, et al).

فرآیندهای مدیریت هزینه:
فرآیندهای مدیریت هزینه را می توان به شرح زیر خلاصه نمود:
۱)برنامه ریزی منابع مورد نیاز: این فرآیند، شامل برآورد مقادیر منابع کاری مورد نیاز برای انجام فعالیت های مرتبط با پروژه و برنامه ریزی آنهاست.

 

۲)برآورد هزینه: فرآیندی شامل برآورد هزینه اجرای پروژه (هزینه های مستقیم انجام فعالیت ها و همچنین هزینه های غیر مستقیم) و همچنین هزینه های عمومی پروژه است.
۳)بودجه: این فرآیند شامل، برآورد میزان بودجه کل مورد نیاز پروژه البته به تفکیک بودجه هر فعالیت دخیل در اجرای پروژه و تخصیص آن به فعالیت های اصلی و همچنین تهیه برنامه مبنا و منحنی های هزینه بر اساس برنامه از پیش تعیین شده.
۴)کنترل هزینه: فرآیند ثبت و تعیین هزینه های واقعی انجام فعالیت ها و همچنین مشخص کردن مقادیر منابع مصرف شده، مقایسه مقادیر واقعی هزینه و منابع مصرفی برنامه پروژه با مقادیر پیش بینی شده، مشخص کردن انحرافات و تغییرات نسبت به بودجه مصوب پروژه، ارزیابی و تحلیل عملکرد هزینه ای پروژه با استفاده از فنون مربوطه، ارائه راهکارهای مرتبط با اصلاح عملکرد هزینه ای پروژه و همچنین ارائه برآوردهای جدید از هزینه انجام فعالیت های پروژه می باشند. (گودرزی، ۱۳۸۳).
انواع روشهای مدیریت هزینه:
سه روش عمده در زمینه مدیریت هزینه وجود دارد، که هر کدام در زیر مورد بحث قرار می گیرند. هر سازمان به مقتضای شرایط خود می تواند از هر کدام از این روشها استفاده نماید.
الف) هزینه یابی بر مبنای فعالیت: (Activity based costing , ABC)
هزینه یابی بر مبنای فعالیت را می توان بسط تکامل یافته ای از روش تخصیص دو مرحله ای هزینه دانست که پایه و اساس سیستم های نوین حسابداری صنعتی محسوب می گردند. در مرحله اول این روش، هزینه های سربار به مراکز هزینه تخصیص یافته و در مرحله دوم هزینه های انباشت شده در مراکز هزینه به محصولات (یا به سایر موضوعات هزینه) تخصیص داده می شوند. تخصیص مرحله اول معمولاً برای ارزیابی عملکرد مدیران مراکز هزینه و تخصیص مرحله دوم برای تعیین بهای تمام شده محصولات به کار می روند. (۲۰۰۱ Naughton , J . P,).
ب) هزینه یابی بر مبنای هدف : (Target costing , TC)
هزینه یابی هدف عبارت است از فرآیند مدیریت استراتژیک هزینه به منظور کاهش مجموع هزینه ها در مراحل طراحی و برنامه ریزی محصول. هزینه یابی هدف کاهش هزینه ها را با متمرکز کردن تلاشهای تمامی دوایر مربوط به یک شرکت، مانند بازاریابی، مهندسی، تولید و حسابداری انجام می دهد. معمولا فرآیند کاهش هزینه، در مراحل قبل از ت

ولید انجام می شود (خوش طینت و جامعی، ۱۳۸۱).
هزینه یابی هدف مربوط به استراتژی رقابتی سازمان و چرخه تولید محصول است. استراتژی رقابتی اهداف دراز مدتی را که سازمان باید با هدف پیش بینی تقاضای بازار و سودآوری صورت می گیرد، تعیین کرده و ضمنا شرایطی را باید فراهم آورد که سازمان بتواند با استفاده از آن به اهدافش دست یابد. بنابراین هزینه یابی هدف از طریق متغیرهای استراتژیکی همچون تمایلات بازار، نیاز مشتریان، پیشرفت فناوری، و الزامات کیفیت، می تواند محصولی را که به لحاظ قیمت، کیفیت و زمان مورد انتظار، تقاضای مشتریان را برآورده سازد، شناسایی کند. (۱۹۹۷ Cooper, R,).
ج) هزینه یابی کایزن: (Kayzen costing)
فلسفه کایزن بر این اصل استوار است که می بایست بطور مداوم شیوه زندگی فردی، شغلی، اجتماعی، و خانوادگی بهبود یابد. پیام کلیدی کایزن این است که حتی یک روز نباید بدون ایجاد نوعی بهبود در هربخش از یک سازمان سپری گردد. زیرا سازمان یک سیستم باز است و باید پیوسته در حال تحول باشد. به عبارت دیگر، هزینه یابی کایزن یعنی حفظ سطوح هزینه فعلی برای تولید محصولات فعلی و انجام کار سیستماتیک برای کاهش هزینه ها تا سطح مطلوب. (ایمایی و ماساکی، ۱۳۸۰).
مزیت رقابتی:
درابتدا لازم است تعاریف مرتبط با مزیت رقابتی بشرح زیر ارائه گردند:
– مزیت رقابتی، میزان فزونی جذابیت پیشنهادهای شرکت از نظر مشتریان در مقایسه با رقبا است (وارن، ۱۹۹۸).
– مزیت رقابتی، تمایز در ویژگی ها یا ابعاد هر شرکتی است که آن را قادر به ارائه خدمات بهتر از رقبا به مشتریان می کند. (هائوما، ۱۹۹۹).

– مزیت رقابتی ارزشی است که سازمان به رقبای خود عرضه می کند، به نحوی که در آن زمان این ارزش توسط رقبای بالقوه و بالفعل عرضه نمی شود (میگوئل و همکاران، ۲۰۰۲).
– مزیت رقابتی، ارزشهای قابل ارائه شرکت به مشتریان است، به نحویکه این ارزشها از هزینه های مشتری بالاتر باشد. (پورتر، ۱۹۸۰).
– مزیت رقابتی شامل مجموعه عوامل یا توانمندیهایی است که همواره شرکت را به نشان دادن عملکردی بهتر از رقبا قادر می سازد (بورجیس و همکاران، ۲۰۰۳).
با توجه به تعاریف فوق و سایر تعاریف ارائه شده در مورد مزیت رقابتی می توان ادعا نمود که مفهوم مزیت رقابتی، ارتباط مستقیمی با ارزشهای مورد نظر مشتریان داش

ته، به نحویکه در یک طیف مقایسه ای هر چقدر ارزشهای عرضه شده یک سازمان به ارزشهای مورد نظر مشتری نزدیکتر یا با آن منطبق تر باشد سازمان نسبت به رقبای خود در یک یا چند معیار رقابتی دارای برتری یا مزیت خواهد بود.
انواع مزیت رقابتی:
۱-)مزیت موقعیتی در مقابل مزیت جنبشی (پویا): مزیتهای موقعیتی از ویژگیها و موجودیهای شرکت ایجاد می شود و معمولاً عوامل ایجاد کننده آن نیز ایستا بوده و براساس مالکیت منابع و دارائیها و یا بر اساس امکانات در دسترس هستند. مزیت جنبشی (پویا) اساس کارایی و اثر بخشی شرکتها بوده چون باعث می شود که شرکتها فعالیتهای تجاری خود را کاراتر و اثر بخش تر از رقبا کنند. این نوع مزیت متکی به دانش و قابلیتهای سازمان می باشد.
۲-)مزیت متجانس در مقابل مزیت نامتجانس: در مزیت متجانس مزیت رقابتی شرکتها از منابع و روشهای یکسان و مشابهی حاصل شده و دوام این نوع مزیت رقابتی بیشتر است. تمایز در مزیت نامتجانس نقش تعیین کننده ای دارد. بدین معنی که شرکتها با ایجاد تمایزات در فرهنگ سازمانی، فرایندها، سیستم های سازمانی، ساختار سازمانی، به دنبال دستیاب به شیوه های متفاوت هماهنگی و همکاری می باشند.
۳-)مزیت موقتی در مقابل مزیت پایدار: مزیت موقتی از حیث کارکرد بازار، کوتاه مدت و انتقالی بوده ولی در مقابل مزیت پایدار به لحاظ زمانی دارای کارکرد طولانی مدت بوده و به راحتی توسط رقبا قابل نسخه برداری نمی باشد.
۴-)مزیت مشهود در مقابل مزیت نامشهود: در مزیت مشهود منابع به شکل فیزیکی مانند ماشین آلات و تجهیزات قابل مشاهده می باشند. در مقابل در مزیت نامشهود ماهیت فیزیکی نداشته و به راحتی نیز قابل مشاهده نمی باشند.
۵-)مزیت ساده در مقابل مزیت مرکب: اگر به لحاظ عملکرد، مزیت رقابتی

بتواند به تنهایی عمل کند، ساده تلقی شده ولی به لحاظ عملکرد، اگر مزیت رقابتی به صورت ترکیبی از مزیتهای چند گانه که با یکدیگر در تعامل هستند عمل کنند، مزیت مرکب بحساب می آیند.
۶-)مزیت بالقوه در مقابل مزیت بالفعل: مزیت بالقوه پتانسیل های لازم جهت برخورداری از ارزش رقابتی بالفعل را داشته، اما مزیت بالفعل در مکانیزم رقابتی بازار به صورت عملی ایفای نقش می کند.
۷-)مزین نسبی درمقابل مزیت مطلق: در یک مقیاس مقایسه ای اگر م

زیت سازمان نسبت به رقبا اندکی متفاوت باشد، مزیت از نوع نسبی تلقی شده ولی اگر نسبت به رقبا مسلط و در موقعیت بازار تاثیر قابل ملاحظه ای داشته باشد از نوع مطلق است.
۸-) مزیت مستقیم درمقابل مزیت غیر مستقیم : مزیت مستقیم مزیتی است که در ایجاد ارزشهای رقابتی به صورت مستقیم موثر بوده ولی مزیت غیر مستقیم نقش خود را با عوامل واسطه ای ایفاء می نماید.
مزیت رقابتی پایدار:
مفهوم مزیت رقابتی پایدار (SCA) در سال ۱۹۸۴ زمانی که دی (Day) استراتژیهای حفظ مزیت رقابتی را تبیین کرد، مطرح شد. اصطلاح SCA به شکل جدیدی در سال ۱۹۸۵ از سوی پورتر و در چارچوب انواع استراتژیهای رقابتی (رهبری هزینه، تمایز، و متمرکز) برای رسیدن به مزیت رقابتی بلند مدت مطرح شد. علیرغم این موضوع پورتر اقدام به ارائه یک تعریف رسمی از مزیت رقابتی پایدار نکرد. از دید بارنی مزیت رقابتی پایدار عبارت از: تداوم فواید حاصل از اعمال استراتژیهای منحصر به فرد و به شکل غیر همزمان در مقایسه با رقبای بالقوه و موجود که قادر به نسخه برداری از این فواید نیستند، می باشد.
هدف از مزیت رقابتی پایدار، ایجاد و حفظ مزیت برای یک دوره زمانی بلندمدت می باشد. بر اساس مطالعات پنکیج (۱۹۸۶) مزیت رقابتی پایدار متاثر از سه عامل: اندازه بازار هدف، دستیابی بیشتر به منابع و مشتریان، و محدودیت در اختیارات رقبا می باشد. به طور کلی شرکتی می تواند به مزیت رقابتی پایدار دست یابد که مدیران آن، قادر باشند استراتژیهای خود را بر اساس ویژگی هایی که به راحتی قابل کپی شدن از سوی رقبا نیستند، تدوین نمایند (کوین ۱۹۸۶, بارنی ۱۹۹۱). از دید کوین زمانی مزیت رقابتی پایدار ایجاد می شود که مشتریان بتوانند تفاوتهایی را میان محصول مورد نظر و سایر محصولات ارائه شده از سوی رقبا تش

خیص دهند. البته باید این تفاوتها بواسطه منابعی که فقط در اختیارشرکت و نه رقبا است، ایجاد شده باشد. کی (۱۹۹۵) معتقد است که می توان مفهوم مزیت رقابتی پایدار را از طریق ساختار
رابطه ای، شهرت، نوآوری، و دارائیهای استراتژیک تعریف نمود(طالقانی،فروغی فر،۱۳۸۷).
نقش مدیریت هزینه در کسب مزیت رقابتی پایدار:
برای موفقیت در بازارهای رقابتی بین المللی، شرکتها باید بیش از گذشته نسبت به سلایق و خواسته های مشتریان حساس بوده و همچنین باید بتوانند فعالیتهای خود را با کارایی بیشتر انجام دهند. این شرکتها می توانند از طریق ارائه محصولات و خدمات برتر با قیمت کمتر با رقبای خود رقابت کنند. رقابتی تر شدن بازارهای بین المللی و تغییرات شگرف در فناوری، باعث پیدایش مدیریت جدیدی در زمینه هزینه ها با نام مدیریت ه

زینه شده است. سیستم مدیریت هزینه یک سیستم برنامه ریزی و کنترل مدیریت کاهش هزینه ها بوده که در جهت نیل به اهداف زیر استقرار می یابد:
۱)اندازه گیری هزینه منابع مصرف شده در انجام فعالیتهای اساسی سازمان
۲)تشخیص و حذف فعالیتهای فاقد ارزش افزوده و هزینه های مرتبط با آن
۳)تعیین میزان کارایی و اثربخشی فعالیتهای عمده انجام شده در سازمان
۴)تعیین میزان فعالیتهای جدیدی که باعث بهبود عملکرد آینده سازمان می شود.
منظور از کاهش هزینه به هیچ عنوان حذف هزینه های اثر بخش نبوده، بلکه در مقابل انجام درست و موثر هزینه ها و جلوگیری از صرف هزینه های بیهوده و غیر موثر و ممانعت از به هدر رفتن منابع می باشد.
در شرایطی که رقابت بر بازار حاکم است، بنگاههای اقتصادی ملزم به مدیریت قیمت/ بهای تمام شده، کیفیت و کارکرد محصولات خود بوده، زیرا در بازارهای امروزی حفظ یک مزیت رقابتی به مدت طولانی غیر ممکن است. شیوه های سنتی محاسبه بهای تمام شده در چنین محیط رقابتی کارساز نبوده و لذا ضرورت استفاده از مدیریت هزینه به عنوان یک تکنیک نوین بیش از پیش احساس می گردد. بی تردید شرط بقا و تداوم فعالیت در بازارهای رقابتی امروزی، کاهش هزینه های سربار وغیر ضروری است. کاهش اینگونه هزینه ها نه تنها یک تهدید نبوده، بلکه یک فرصت است تا از این طریق ضمن جلوگیری از اتلاف منابع از آنها به نحو مطلوبی استفاده گردد.
امروزه یکی از چالشهای اساسی شرکتهای تولیدی و خدماتی ایرانی بالا بودن قیمت تمام شده محصولات و خدمات آنها می باشد. لذا مدیریت هزینه یکی از نیازهای اساسی اینگونه شرکتها بحساب می آید. طرح هدفمند کردن یارانه ها اهمیت مدیریت هزینه را برای شرکتهای ایرانی دوچندان کرده است. طبق این طرح قرار است در طی یک دوره پنج ساله و با یک شیب ۲۰ درصدی قیمت حاملهای انرژی به سطح قیمت های بین ا

لمللی برسد. افزایش قیمت حاملهای انرژی به صورت مستقیم و غیر مستقیم باعث افزایش قیمت تمام شده محصولات و خدمات خواهد گشت. از طرف دیگر جهت عضویت در ساز مان تجارت جهانی (WTO) کاهش و یکسان سازی تعرفه های گمرکی ضروری بنظر می رسد. کاهش تعرفه ها موقعیت رقابتی شرکتهای ایرانی را بشدت تح

ت تاثیر قرار داده و لذا برای آنها کاهش هزینه ها و افزایش کیفیت یک ضرورت اجتناب ناپذیر بحساب می آید. در مقایسه با رقبای خارجی، بهره وری عوامل موثر در تولید از جمله نیروی انسانی در شرکتهای ایرانی پایین است. از جمله مشکلات دیگر شرکتهای تولیدی ایرانی بالا بودن عمر ماشین آلات و تجهیزات تولیدی و عدم استفاده از تکنولوژی مدرن می باشد. عوامل فوق باعث تضعیف موقعیت رقابتی شرکتهای تولیدی ایرانی در مقایسه با رقبای خارجی آنها می گردند. بنابراین ضرورت مدیریت کارآمد هزینه های مرتبط با عوامل تشکیل دهنده قیمت تمام شده محصولات و خدمات در شرکتهای تولیدی ایرانی جهت کسب مزیت رقابتی بشدت احساس می شود.
راهکارهای پیشنهادی جهت بهبود و ارتقای مدیریت هزینه در راستای کسب مزیت رقابتی:
پیاده سازی موفق مدیریت هزینه در شرکتهای تولیدی ایرانی نیازمند فراهم سازی بسترهای فرهنگی و رفتاری مناسب و همچنین ارائه آموزشهای لازم در این زمینه می باشد. در صورت تحقق شرایط فوق افراد به جای اینکه به فکر منافع خود باشند به فکر منافع جمعی خواهند بود. اجراي فرايند يادگيري مشارکتي در یک شرکت می تواند باعث ايجاد مزيت رقابتي برمبناي نوآوري و انعطاف پذيري گردد. البته اين قسمت درصدد بيان متغيرهاي سازماني موثر بر مزيت رقابتي نبوده بلکه هدف آن سطح بندي مزيت رقابتي است. آموزش کارکنان(توجه به منابع انسانی) و ایجاد امکان مشارکت فعالانه آنان در فرایند تصمیم گیری می تواند نقش بسزائی در کاهش و مدیریت منطقی هزینه ها فراهم سازد. بدیهی است که آموزش می تواند باعث ارتقاء سطح کیفیت محصولات تولید شده و خدمات ارائه شده، کاهش مدت زمان تولید، کاهش ضایعات، افزایش رضایتمندی مشتریان، و در نهایت افزایش سهم بازار گردد.
نتیجه گیری:
هم اکنون بسیاری از شرکتها به این نتیجه رسیده ان

د که کاهش هزینه ها نقش موثری در سودآوری و کسب مزیت رقابتی دارند. یکی از راههای موثر در زمینه کاهش هزینه ها استفاده از سیستم های هزینه یابی مدرن است. حسابداران که به عنوان متخصصین ارزش افزوده که خط دهندگان اصلی سیاست های مالی بحساب می آیند، می توانند نقش موثری در کاهش هزینه ها و افزایش سودآوری داشته باشند. بواسطه دسترسی همگان به اکثر بازارها و رقابتی بودن آنها، شرکتها مجبورند که محصولات و خدمات خود را با کیفیت عالی و بهای تمام شده کمتر به بازار عرضه نمایند. علاوه بر موارد فوق، الزامات جدیدی همانند موافقتنامه “سازمان تجارت جهانی” می تواند مشوق مناسبی برای استفاده از روشهای نوین مدیریت هزینه باشد.

به طور کلي در ارتباط با مقوله مزيت رقابتي دو نکته بسيار حائز اهميت وجود دارد که عبارتند از: الف- کسب و ايجاد مزيت رقابتي و ايجاد لايه هاي جديد و متعدد مزيت و ب- پايدارسازي آن است. براي تحقق اهداف فوق هر سه دسته منابع مزيت رقابتي (منابع و قابليتهاي درون سازماني، منابع و قابليتهاي بين سازماني، و منابع و قابليتهاي محيطي) مي بايست مورد توجه مدیران شرکتها قرار گرفته تا این منابع از طریق روشهاي کارآمد مورد بهره برداري قرار گيرند.

منابع:
• ایمایی و ماساکی،۱۳۸۰،”کایزن کلید موفقیت رقابتی ژاپن”، ترجمه دکتر محمد حسین سلیمی،انتشارات دانشگاه صنعتی امیر کبیر
• خوش طینت، محسن و جامعی،اشرف،۱۳۸۱،”هزینه یابی هدف،شناخت، کاربرد و ضرورت به کارگیری آن”، نشریه سازمان حسابرسی
• طالقانی، محمد و فروغی فر، طیبه،۱۳۸۷،”مزیت رقابتی پایدار”، مجله مدیریت، سال ۱۹، شماره۱۴۰-۱۳۹
• عین آبادی، جواد و قرایی پور،رضا،۱۳۸۴،”چارچوب مدیریت هزینه و بررسی آن در شرکت مرسدس بنز”، نشریه صنعت خودرو، شماره ۶۵
• فخاریان،ابوالقاسم،۱۳۸۳،”مدیریت هزینه و ارزش آفرینی برای سهامداران”، نشریه حسابدار، شماره ۱۵۴
• گودرزی،غلامرضا،۱۳۸۱،”تحلیل راهبردی هزینه،پارادایم کلیدی مدیریت هزینه در زنجیره عرضه ایران”، نشریه روش، شماره ۸۶
• Barthes, S.(2003), “The Assessment: The Twentieth Century Achievements” Journal of Enterprising Culture, vol. 11

• Cooper, R. & Slagmulder, R.(1997) “Target costing and value engineering”, Productivity Press
• Maher, M and Deakin, E.(1994), “Cost ac

counting”, 4ed, Richard D, Irwin, USA
• Miguel, A. Roderigrez, and Pablo shanchez (2002), “Sustainable Development and the Sustainablity of competitive Advantage”
• Naughton J.P,(2001), “Activity-based-costing: the new management tool”, vol. 21, issue 2
• Porter. M. E,(1980), “competitive strategy” ,Free Press, New York.