چکیده

امنیت به معناي احساس ذهنی و عینی، مصونیت، اطمینان و آرامش در برابر خوف و خطر با شاخصهاي ایجابی و سلبی، یکی از نیازها و حقوق اساسی و رکن رکین حیات بشري است. این اصل مهم خود تابع اوضاع و امکانات و تواناییهاي فردي و اجتماعی است و صرفاً به امکانات و تجهیزات نظامی، با اندازههاي مادي و فیزیکی یا مقولات اقتصادي و … بستگی ندارد به همین دلیل در ادبیات و متون دینی امنیت مفهومی عمیقتر، ظریفتر و فراگیرتر داشته و به ابعاد روحی، فکري، فرهنگی، اخلاقی، معنوي، اعتقادي و ارزشهاي الهی نیز اتکا و وابستگی کامل دارد.

مقوله امنیت جداي از آنکه ابعاد مختلف دارد، در هر گستره جغرافیایی نیز اسباب و علل سلبی و ایجابی مربوط به خود را داراست، و به عبارت روشنتر اگرچه امنیت و عوامل و موانع آن بطور کلی در همه دنیا و یا در یک کشور، شاخصهاي عمومی و مشترکی دارد اما بسته به باورها و ارزشها، محیطهاي مختلف جغرافیایی، تمدنهاي پیشین و پسین و … تفاوت و شدت و ضعف دارد که قابل تأمل و توجه می باشد، مسئله این است که آیا مسائل و مبانی فکري-فرهنگی حاکم بر افکار واخلاق و اعمال مردم شهرهاي مرزي ارتباط و تأثیر معناداري با امنیت آن شهرها دارد؟ اگر چنین است در استان سیستان و بلوچستان علل اعتقادي- فرهنگی دخیل در امنیت مرزهاي آن چیست؟ فرض بر این است که مسائل فرهنگی یعنی مجموعه باورها و ارزشهاي، دینی، مذهبی، فرقه اي، قومی، عرفی، اخلاقی و … در امنیت سازي و امنیت سوزي نقش موثر و تعیین کننده اي دارند و این تأثیر بنیانی و بی بدیل در شهرهاي مرزي این استان مضاعف و و حساستر می باشند. این موضوع هم پشتوانه عقلانی، هم تجربی و هم دینی دارد و قابل دفاع و اثبات می باشد.لذا ضرورت دارد نسبت به اعطاي بینش و اصلاح نگرش مثبت و مفید و فرهنگ سازي مبتنی بر دین اسلام ناب در ابعاد مذکور مخصوصاً در مجموعه عوامل مؤثر مذهبی دخیل در امنیت شهرهاي مرزي اهتمام جدي مبذول گردد.

واژگان کلیدي: امنیت، ایمان، فرهنگ، اعتقاد، ارزش، شهرهاي مرزي استان سیستان و بلوچستان

مقدمه:

امنیت به معناي وجود و تحقق فضاي آسایش و آرامش در همه ابعاد فکري، فیزیکی و … است به نحوي که انسان را عملاً هیچ خطر و مخاطره اي تهدید نکند و زندگی طبیعی و عادي فردي و اجتماعی او را تحت الشعاع قرار ندهد، بدیهی است امنیت بدین معنا از نیازهاي ضروري و اولویت دار هر انسان و جامعهاي می باشد و لازمه جریان و استمرار زندگی عادي و طبیعی انسانها و مقدمه و زمینه براي تربیت و پیشرفت و تکامل همه جانبه اوست.

مقوله امنیت نیاز به عوامل: تأمین، استقرار و تقویت و تحکیم مادي و معنوي داشته و در مقابل آن آفات، موانع و آسیبهاي جدي نیز دارد. هم عوامل و هم موانع ایجاد و استمرار و امنیت می تواند ریشه هاي فردي، اجتماعی، فرهنگی، جغرافیایی، سیاسی، اقتصادي و اعتقادي در سطوح منطقه اي، ملی و بین المللی داشته باشد. لذا موضوع و مسئله اي است ذوابعاد و چند

٤٠٤

ھما ش م ی ی زی و ا ؛ چا ش و ر یا
۳۰ و ۳۱ فروردین – ۱۳۹۱ دانشگاه سیستان و بلوچستان
National Congress on Border Cities and Security; Challenges and Strategies – CBCS 2012

وجهی که هر یک از وجوه آن به عنوان یک علت ناقصه مؤثر است و مجموعه عوامل و موانع نقش علت تامه براي امنیت

(معلول) را داراست و البته امنیت و یا عدم آن به نوبه خود منشاء و علت بسیاري از توابع مختلف مربوط به آن می باشد.

طرح مسئله:

عنصر و متغیر »مرز« و »شهر مرزي« نیز به عنوان یکی از نقاط جغرافیایی، خود تحت تعامل عوامل و موانع مادي و معنوي فوق الذکر در مسئله امنیت می باشد که هر کدام از آن ابعاد بحث مستقل و مستوفایی می طلبد؛ اما مسائل فرهنگی شامل:
مجموعه اعتقادات، عادات، رسوم، باورها و ارزشهاي حاکم بر حوزههاي انسانی هر شهر و منطقه مخصوصاً در محدوده شهرهاي مرزي، بالاخص سیستان و بلوچستان تأثیر و کارکردهاي ویژهاي دارد. زیرا اعمال و رفتار انسان تحت تأثیر صفات و باورهاي اخلاقی و ایمانی هر فرد و جامعه ظهور و بروز می یابد، یعنی هیچ فعلی و کنشی بدون بینش و دانش خاصی از انسان صادر نمی شود چه مثبت و چه منفی، چه ممدوح و چه مذموم، و از سوي دیگر رفتارها و کنشها نیز در افکار و صفات درونی تأثیرگذار است.

در یک تقسیم بندي کهن، ابعاد وجودي انسان را در سه حوزه: »اندیشه«،»صفات نفسانی«،و»رفتار« جاي دادهاند. بخش اندیشه اي وجود انسان، عهده دار کشف انواع حقایق و واقعیات است. صفات و ملکات نفسانی آدمی نیروي محرکه او در اعمال و رفتارش می باشد و حوزه رفتاري نیز عبارت است از آن بخش از وجود انسان که نمود و بروز خارجی و آشکار دارد، بدون تردید حوزه هاي سه گانه وجودي انسان ارتباطی تنگاتنگ و تأثیر و تأثري متقابل بر یکدیگر دارند و همه در یک داد و ستد نزدیک با هم عمل می کنند. مفاهیم ایمان، باور و اندیشه(فرهنگ) نقش هدایتگري دارند و صفات نفسانی (فرهنگ) نقش عمل کننده در سایه صفات هدایتگر را دارا هستند و آثار خاصی را نیز در حوزه رفتار در پی دارند(دیلمی، آذربایجانی، -۷۰ :۱۳۸۰ (۶۷

بنابراین رفتارها زائیده جهانبینی ها و ایدئولوژي ها می باشند که به معناي عام فرهنگ یا منشاء فرهنگ تلقی می شوند. وقتی رفتارهایی مثل: آدم ربایی، قتل و غارت، واگرایی، قاچاق مواد مخدر، قاچاق کالا، تجاوز و عبور غیر قانونی از مرز، جاسوسی، بمب گذاري، اقدامات انتحاري، مهاجرت هاي غیر مجاز، سرقت، پنهان کاري و شهادت دروغ، همکاري با متجاوزین و اشرار، ارتشاء، اهمال در مرزبانی، ازدواجهاي فرامرزي و … از مصادیق و شاخصهاي رفتارهاي ناامنی محسوب می شوند، باید دید این رفتارها ریشه در چه چیز دارند؟ بدیهی است این اعمال و رفتار ریشه در اعتقادات، باورها، رسوم و خلقیات و عادات انسانی دارد که مستقیم و یا غیر مستقیم در بروز و ظهور این رفتارها نقش دارند و مجموعه این مفاهیم تحت عنوان »فرهنگ و مسائل فرهنگی« قابل تعریف میباشد. حال باید دید کدام باورها و ارزشها باعث امنیت سازي و کدامها باعث امنیت سوزي در شهرهاي مرزي میگردد. و اصولاً امنیت و ماهیت دینی آن چیست؟ رابطه فرهنگ با امنیت کدام است؟ چه ارتباطی میان ایمان دینی و امنیت می باشد؟ و ابعاد و مصادیق امنیت از نظر اسلام چیست؟ آسیبها و آفات امنیت در شهرهاي مرزي جمهوري اسلامی از جمله سیستان و بلوچستان چه چیزهایی است؟ نقش رهبران و بزرگان دینی در امنیت شهرهاي مرزي کدام است؟ نهادها و سازمانهاي مستقر در شهرهاي مرزي و مسئول در قبال امنیت ، چه نقشی در امنیت دارند؟ و بالاخره راهبردها و راه حلهاي کاهش ناامنی کدام است؟

فرضیه:

مشاهدات عینی و مطالعات علمی (اسنادي و میدانی) نشان میدهد که ارتباط مستقیم، گسترده و عمیقی میان عوامل فرهنگی و امنیت شهرهاي استان سیستان و بلوچستان وجود دارد و در میان عوامل مختلف فرهنگی ، اعتقادات دینی و برداشتهاي مذهبی نقش اول را دارا هستند.

٤٠٥

ھما ش م ی ی زی و ا ؛ چا ش و ر یا
۳۰ و ۳۱ فروردین – ۱۳۹۱ دانشگاه سیستان و بلوچستان
National Congress on Border Cities and Security; Challenges and Strategies – CBCS 2012

مفهوم شناسی :

قبل از پرداختن به پاسخ و تجزیه و تحلیل مسائل اصلی بحث، ضرورت دارد درباره چند واژه و مفهوم کلیدي توضیح مختصري ارائه شود.

فرهنگ : این لفظ از واژه هاي کثیر المعنی و کثیرالمفهومی است که شمول زیادي دارد. به همین دلیل داراي ابعاد و گستره مفهومی زیادي است که روشن نشدن منظور از کاربرد آن، ابهاماتی را به دنبال دارد. فرهنگ در لغت به معانی : ادب، تربیت، دانش، علم، معرفت، مجموعه آداب و رسوم، مجموعه علوم و معارف و هنرهاي یک قوم، کتاب لغت و… آمده است (معین،

۱۳۶۳، ج(۲۵۳۸ :۲ و معنایی که از استقراء عرفی و اصطلاحی بدست می آیداین است که: »فرهنگ مجموعه قوانین و آداب معاشرت مسلم و مورد قبول یک جامعه میباشد.« (فاضلی، (۱۹۸ :۱۳۷۰ و منظور از فرهنگ اسلامی همان مجموعه قوانین و آداب معاشرت مسلمه و مورد قبول اسلام میباشد. (همان، ص (۱۹۹ پس ممکن است یک جامعه هم داراي فرهنگ ملی باشد و هم فرهنگ دینی. علامه مصباح درباره واژه فرهنگ میفرماید:

»مفهوم واژه »فرهنگ« از مفاهیم بسیار پیچیده است و به رغم تعاریف بی شماري که درباره آن بیان شده، تا کنون تعریف روشن و جامعی از آن ارائه نشده است، با این همه، منظور ما از آن مجموعه اي از مایه هاي فکري و ارزشی است که در رفتار اختیاري و اجتماعی انسان اثر می گذارد، این مجموعه داراي عناصر متعددي است)«مصباح یزدي، (۲۲ :۱۳۸۹

از مجموع فرمایشات و تعاریف مقام معظم رهبري حضرت آیت االله امام خامنه اي(زیدعزه) درباره فرهنگ استنباط می شود که از نظر ایشان فرهنگ عبارت است از: آداب و رسوم حاکم بر زندگی، باورها و اعتقادات در محیطهاي زندگی، عادات، خلقیات و ذاتیات بومی یک جامعه که شکل دهنده هویت یک ملت که عامل پیشرفت یا انحطاط آن ملت می گردد( خامنهاي، علی،

۱۳۸۸، : (۲۵-۲۷