چکیده

یکی از مباحث عمده اجتماعی، مشارکت مردم و میزان آن در فعالیتهاي مختلف عمرانی و توسعهاي میباشد، زیرا زمانی یک پروژه عمرانی میتواند زیربناي توسعه یک منطقه واقع شود که علاوه بر پذیرش مردم، مشارکت آنان را نیز به همراه داشته باشد، چرا که هدف از اجراي هر نوع پروژه عمرانی و توسعهاي، مردم، و به بیان دیگـر بهـرهبـرداران هسـتند. مفهـوم مشـارکت همانند توسعه داراي مفاهیمی بسیار گسترده و کلی است، که ماهیت آن از یک سو به شرایط اجتماعی و اقتصادي جامعـه و از سوي دیگر به اهداف، برنامهها و برداشتهاي مختلف بستگی دارد و جامع نگري و نگرش سیستمی لازمه رسیدن به مشارکت و توسعه پایدار است. ضرورت اعمال آبخیزداي و مدیریت آب و خاك در سطح وسیع و هزینههاي بالاي عملیات در این زمینه بـه ویژه نگهداري پروژههاي اجرا شده دو ویژگی فعالیت آبخیزداري هستند. اگر تحقیقات علمی و پیشرفتهاي فن آوري به میدان عمل انتقال نیابد، هیچ سودي حاصل نخواهد شد به همین جهت نتایج تحقیقات کشـاورزي در همـه زمینـههـا بایـد در عمـل توسط اکثر مردم،خصوصاً مردم مناطق روستایی مورد استفاده قرار گیرد. این مقاله نتیجه ارزیابی اقتصادي – اجتماعی عملیات آبخیزداري انجام شده در حوزه آبریز بانه واقع در استان کردستان بوده که طی ۴ سال بـه انجـام رسـیده اسـت و در آن نحـوه مشارکت مردم و رضایتمندي آنان از اجراي عملیات آبخیزداري به صورت جداول و نمودارهـایی ترسـیم و مـورد بررسـی قـرار گرفته است.

کلمات کلیدي: مشارکتهاي مردمی، توسعه پایدار، آبخیزداري

۱

مقدمه:

از آنجائیکه بخش عمدهاي از منابع آب و دیگر منابع مورد نیاز مردم در آبخیزهاي مجاور و اراضی حومه آنهـا قـرار دارنـد اجراي برنامههاي مدیریتی غالبا با منافع و تقاضاهاي آبخیزنشینان تـداخل پیـدا مـیکنـد. رفـع ایـن منازعـات جـز از راههـاي مسالمتآمیز و قانونی که دربرگیرنده حقوق طرفین و پایداري محیط زیست باشد امکانپـذیر نیسـت. یکـی از ابزارهـاي مـوثر، همکاري و مشارکت جوامع ذینفع چه از طریق تشکیلات و کمیتههاي برنامهریزي آبخیز به صـورت رسـمی و چـه بـا برقـراري روابط صمیمانه دراز مدت به صورت غیر رسمی میباشد. مشارکت و همکاري، موضوعی بنیادي و اساسـی در بررسـی تصـمیم-

گیري است. زیرا در گستره فراگرد انتخاب و گزینش جایگاهی ویژه دارد. با این همه به رغـم بسـیاري از گواهـههـاي حـاکی از اهمیت مشارکت در مدیریت عمومی، بسیاري از سازمانهاي دولتی همچنـان سـاختار ردهبنـدي شـده را حفـظ کـرده و از راه فراگردهاي غیر مشارکتی و نسبتا متمرکز به کار میپردازند. حال بر آنیم تا با معرفی و شناخت هر چه بیشتر از اهمیت و نقش مهم این نوع از مدیریت (مدیریت مشارکتی) و بهرهگیري از تجربهها و بهرهمنديهاي مـوثر جهـانی، زمینـه لازم جهـت احیـاء

حوزههاي آبخیز کشور را مهیا نماییم (شمسائی وهمکاران، .(۱۳۸۶

در ادبیات توسعه به ویژه توسعه پایدار، واژه مشارکت از جایگاه خاصی برخوردار است. مفهوم واژه مشارکت، امروزه تبـدیل

به یکی از واژههاي کلیدي در فرهنگ توسعه شده است (شعبانعلی فمی و همکاران، .(۱۳۸۳

دستیابی به توسعه همه جانبه روستایی، بدون اتخاذ روشهایی که در آن به مشارکت مردمی بـه عنـوان زیربنـا نگریسـته شود، میسر نمیباشد. مشارکت در نواحی روستایی به مفهوم ساماندهی رابطه متقابل انسان روستایی بـا محـیط جغرافیـایی یـا
بهرهوري بهینه در سطوح مختلف تولید کشاورزي میباشد (مطیعی لنگرودي، .(۱۳۸۲

در این میان میتوان گفت: توسعه اجتماعی، سیاسی و اقتصادي ملتهاي جهان سوم از طریق مشارکت، مداخله و کنترل

مردم بهتر تحقق خواهد یافت (طاهري، .(۱۳۷۵

بهرهبرداران واقعی حوزههاي آبخیز روستاییان هستند و باید به طور حتم در طرحهاي آبخیزداري مشارکت داشته باشـند.

ردي و همکاران (۱۹۷۳) در تحقیق با عنوان “چه کسی در فعالیتهاي داوطلبانه شرکت میکند؟ ” بیان میدارد که افراد با

مهارتهاي اجتماعی (توانایی براي ارتباط، نفوذ کردن و اداره کردن دیگران) فعال هستند و توصیه یا خواهش دوستان، اقـوام و همسایگان دلیل شرکت بیشتر افراد در فعالیتهاي داوطلبانه است.
در سالهاي اخیر توسعه چشمگیري در برنامههاي مدیریت جمعـی در سراسـر جهـان رخ داده اسـت کـه تحـت عنـاوین مختلفی نظیر: مدیریت اجتماعی، مدیریت مشارکتی، مدیریت اشتراکی، مدیریت غیرمتمرکز، مدیریت بومی و مدیریت همکارانه توصیف میشوند. مشارکت بهرهبرداران به عنوان اساس موفقیت پروژههاي توسعه آبخیزهـا مطـرح اسـت کـه توسـط محققـان

مختلفی مورد اشاره قرار گرفته است. خاتونآبادي و نادري نبی (۱۳۸۳) این گروهها را گروههاي عمل مشارکتی ذکـر مـی-

کنند. اعتقاد بر این است که از طریق درگیر کردن مردم در مدیریت آبخیزها، مهارتهاي فنی و تحلیلـی بهـرهبـرداران بهبـود مییابد. حتی بسته به چگونگی اجرا، منافع میتواند فراتر از تقویت سرمایه انسانی و منجر به تقویت سرمایه اجتماعی و انسجام اجتماعی گردد .(Johnson et al. 2001) سنگلتون و تیلور (۱۹۹۲) خاطر نشان کردهاند که مشـارکت جامعـه سـبب کـاهش هزینهها در جمعآوري اطلاعات، تعیین راهکارها، توافق، تدوین قوانین، هماهنگی اعضاي جامعه، نظارت و اعمـال بهتـر قـوانین میگردد. همچنین مدیریت اجتماعی به علت فراهم کردن فرصت براي اشتراك مساعی مستقیم در تصـمیمات و امـور کـاربري

۳

منابع باعث حصول برابري و برقراري دمکراسی میشود. نتایج تحقیقات گسترده در کشورهاي مختلف جهـان نشـان مـیدهـد، یکی از علل مهم موفقیت برنامهریزيها به علت بعد مشارکتی بودن آنها بوده و برعکس برنامههایی که حتی تصـور مـیگردیـد مناسب براي توسعه مناطق میباشند، اغلب به دلیل اینکه فاقد مشارکت بودند، شکست خوردند .(Stephen, 1995) رضـایی و ابراهیمی (۱۳۷۹) اعلام داشتند که اجراي طرح آبخوانداري در استان ایلام داراي توجیه اقتصادي بوده و از جنبههاي اجتمـاعی اثرات بسیار مطلوبی همچون افزایش درآمد و اشتغال، جلوگیري از مهاجرت و تثبیت جمعیـت روسـتایی، حفـظ آب و خـاك و جلوگیري از خسارات ناشی از سیل و فرسایش و … داشته است. آنها در ارزیابی اقتصادي طرح پایش اقتصـادي – اجتمـاعی ایستگاه پخش سیلاب در استان ایلام نسبت فایده به هزینه را ۱,۵۸ به دست آوردهاند و بیان میکنند که با افزایش عمر طـرح این نسبت افزایش مییابد.