چکیده

این تحقیق به بررسی نقش معلمان در پرورش خلاقیت دانش آموزان ابتدایی پرداخته است . معمولاً در اغلب روش های تدریس از خلاقیت و نوآوری استفاده نمی شود . در صورتی که در دنیای امروزی بایستی به یادگیری خلاقیت توجه ویژه ای بشود . بنابراین در مدارس جایگاه ویژه ای برای این امر در نظر گرفته شده است تا بدینوسیله تفکر خلاق پرورش یابد . در این بین معلم نقش حیاتی و مهمی ایفا می کند که با تکنیک های خاصی به تقویت قوه خلاقیت می پردازد . و معلمان با قاطعیت ویژه ای که دارند می دانند که دانش آموزان در دوره ابتدایی به یادگیری چه مطالبی نیاز دارند تا آنها را به روش های فعال و کودک محور آموزش دهند .

کلمات کلیدی : خلاقیت ، معلم ، دوره ابتدایی ، پرورش خلاقیت

~۱~

مقدمه

تورنس (۱۹۹۱) و مللو (۱۹۹۶) ضمن انتقاد از آموزش و پرورش سنتی بر اهمیت تغییر و تحول برنامههای سنتی و هدایت آموزش به سمت برنامههای خلاق تأکید میورزد. این محققان معتقدند که برای تحقق بخشیدن به این موضوع باید به غنیسازی محیط آموزشی و ارائه برنامههای خلاق پرداخت، معلمان به عنوان یکی از مهمترین عوامل رشد یا تخریب خلاقیت دانشآموزان از جایگاهی ویژه در نظام آموزشی برخوردارند. به همین جهت، نقش معلم مورد توجه محققان قرار گرفته است. اغلب این تحقیقات در محورهای شناخت معلمان از خلاقیت و تأثیر ویژگیهای شخصیتی معلم در خلاقیت دانشآموزان بوده است. نتایج به دست آمده از اغلب این پژوهشها نشان داده است که معلمان خلاقیت را نمیشناسند لذا تربیت معلمان خلاق، به منظور تربیت دانشآموزانی خلاق اهمیت زیادی دارد. تورنس نتیجه گرفت که معلم در کلاس درس عامل تعیینکنندهای در افزایش خلاقیت دانشآموزان است، تحقیقات حسینی((۱۳۸۱ (در فاز اول این تحقیق) نشان دادهاند که اگر به معلمان ساختار آموزشی مناسبی ارائه شود دانش آنها افزایش مییابد و نگرش آنها تغییر میکند و میتواند از مهارتهای نوین تدریس و آموزش مبتنی بر رشد خلاقیت دانش-آموزان بهره بگیرند.

زندگی پیچیده امروزی، هر لحظه در حال نو شدن است و خلاقیت و نوآوری، ضرورت استمرار زندگی فعال؛ انسان برای خلق نشاط و پویایی در زندگی نیازمند نوآوری و ابتکار است تا انگیزه تنوع طلبی خود را ارضاء کند . جامعه انسانی برای زنده ماندن و گریز از مرگ و ایستایی به تحول و نوآوری نیاز دارد و امروز شعار »نابودی در انتظار شماست مگر اینکه خلاق و نوآور باشید« در پیش روی مدیران همه سازمانها قرار دارد اما مسئولیت سازمانهای آموزشی به خصوص آموزش و پرورش که وظیفه تعلیم و تربیت فرزندان و آیندهسازان جامعه را برعهده دارد، صبغهای دیگر به خود میگیرد. از اینرو سازمانهای آموزشی از یک سو وظیفه فراهم آوردن زمینه رشد و پرورش خلاقیت و نوآوری و استفاده صحیح و جهتدار از استعدادها و تواناییهای افراد را برعهده دارند که این خود زمینهساز توسعه فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی در جامعه است و از سوی دیگر برای پویایی خود نیازمند پرورش و بهرهمندی از خلاقیت و نوآوری در سطوح سازمانی میباشند.

همه کودکانی که به دنیا میآیند دارای تواناییهای بالقوه خدادادیاند. این تواناییها به علل مختلف وراثتی و محیطی در برخی بیشترند و در برخی از آنها کمتراند. یکی از این تواناییها روحیهی خودنمایی است که از سال دوم کودکی آغاز میشود و در پرتو همین روحیه، اختراعات، ابتکارات و پیشرفتهای علمی و فنی به وجود میآید. اگر این توانایی نبود هیچگاه تمدن صنعتی بشر تا این حد اوج نمیگرفت. معلمان و مربیان باید در امر تعلیم و تربیت از وجود این توانایی بالقوه حداکثر استفاده را بکنند زیرا نیروهای دانشآموزان همانند چشمه جوشانی است که ابتکار و خلاقیت از آن فوران میکند. منتها ابتکار در این است که به آنان فرصت ابراز کردن داده شود. کودکان خلاق از دیرباز مورد توجه بودهاند . شناخت دانشآموزان خلاق میتواند راهگشای کار معلمان مدارس باشد تا بدین وسیله بتوانند استعدادهای چنین دانشآموزانی را شکوفا سازند و آنها را به سوی رشد و تعالی سوق دهند. شناخت و پرورش استعدادهای برجسته و خلاق از وظایف و مسئولیتهای خطیر مربیان است پس تعلیم و تربیت دانشآموزان خلاق باید همراه با شناخت، احساس مسئولیت خطیر الهی و پذیرش رسالتهای اجتماعی باشد(آمابلی ؛ ماتز ، ترجمه: مهدی قرا چه راغی ، ( ۱۳۷۴

.

در آموزش و پرورش کنونی تدریس و کتاب بر معلم تکیه دارد و اغلب روشهای تدریس، سخنرانی میباشد و هیچگونه تناسبی با تفاوتهای فردی و استعدادهای متنوع دانشآموزان ندارد و در واقع معلمان از ارزشها و الگوهای نوین تدریس در یاددهی-یادگیری و ارزشیابی کیفی استفاده نمیکنند. ارزشیابی برنامهها علیرغم تغییر کتابهای درسی برای چندین سال ثابتاند و تغییری

~۲~

در آنها حاصل نمیشود(زارعی ، . ( ۱۳۸۵ آموختههای دانشآموزان به عنوان شرط لازم عبور از یک پایه به پایه بالاتر و است به جای پرداختن به فرآیند فعالیتهای دانشآموزان به نتایج ارزشیابی پایانی بسنده میشود. امروزه در آموزش و پرورش ما یک نظام کارآمد نیازسنجی برای مشخص کردن نیازهای واقعی دانشآموزان و معلمان و والدین وجود ندارد. از یک طرف حجم زیاد کتابهای درسی و از طرف دیگر پایین بودن کیفیت محتوایی آنها و سایر منابع یادگیری خود منابع یادگیری خود مانع بزرگی جهت بروز خلاقیتها میباشد(سیف، . ( ۱۳۹۰ از اینرو با توجه به اهمیت مسئله خلاقیت در دانشآموزان ، این تحقیق به دنبال نقش معلم در پرورش خلاقیت در دانشآموزان ابتدایی است .

اهمیت و ضرورت پژوهش
در شرایط کنونی وزارت آموزش و پرورش با توجه به گستردگی و نقش زیربنایی آن مسئولیت اصلی روال بخشیدن به خلاقیت

æ نوآوری در جامعه را برعهده دارد. البته انجام این مهم در گروی اعمال تغییر و تحول اساسی در رسالت و ساختار سازمان آموزش

æ پرورش است. ابتدا باید بستر مناسب برای تبلور خلاقیت و نوآوری در سازمان مدیریت آموزش و پرورش ایجاد کرد تا بتوان خلاقیت و نوآوری را در جامعه شکوفا و هدایت کرد برای نیل به این منظور ایجاد فضای مناسب در محیطهای آموزشی الزامی است.

نخستین گام جهت ایجاد فضای مناسب برای ظهور خلاقیت و نوآوری تغییر در محیطهای سازمانی است. از آنجا که تغییر، اصلاح

æ بهبود مبنای بروز خلاقیت و نوآوری است لذا میل به عدم تمرکز در فعالیتهای سازمان نیروی انسانی و استفاده از انواع روشهای اصلاحی و بهبود ضروری است. در حال حاضر رویکرد جنسیتی و عدم توجه به تفاوتهای فردی پاسخگو نیست. مدرسه باید نمونه کوچکی از جامعهای باشد که در آن دانشآموزان با مسائل مختلف زندگی آشنا میشوند و از طریق راهنمایی و اندیشیدن میآموزند که مشکلات فردی خود را حل کنند. دیگر نمیتوان مدرسه، معلم، دانشآموزان، کلاس و ارزشیابی و غیره را با مفهوم و ادبیات گذشته رهبری کرد بلکه باید به شکل دیگری نگاه کرد. انتظار میرود مدیران فرآیندمدار که بیشتر در فرآیند سیستم مدرسه تمرکز دارند با توسعه دانش، نگرش و مهارتهای خود به این تغییرات احاطه پیدا کنند.

آموزش و پرورش سنتی آنطور که آن را تدوین کردهاند روی تعلیم مستقیم و بنابراین تقلید و انتقال، متمرکز است. معلم دانش را منتقل میکند و دانشآموز با حفظ کردن آن مبحث مورد ارزشیابی قرار میگیرد. شخصیت هم میتواند خلاقیت را آسان سازد

æ هم مانع آن شود ویژگیهایی از قبیل آمادگی برای خطر کردن، کنجکاوی و جستجوگری، استقلال، اندیشه، پشتکار و پایداری شهامت، استقلال رای، خود آغازگری، ابتکار پرسشگری دربارهی موقعیتهای معما گونه و درگیر شدن با امور دشوار از جمله ویژگیهای آسانساز شمرده شدهاند . ویژگیهای دانشآموزان خلاق: عبارت است از قدرت استدلال، درک سریع مفاهیم و حافظهی قوی. شاگردان خلاقلزوماً در آزمونهای هوشی نمرهی چندان فوقالعادهای کسب نمیکنند. اما در آزمونهای مربوط به سنجش مهارتهای تفکر واگرا نمره بالایی به دست میآورند. بنابراین اشخاص تیزهوش نیستند که میتوانند خلاق باشند بلکه باهوش متوسط هم میتواند خلاق باشد و کمبود خلاقیت را فقط به افرادی که عقبماندگی ذهنی دارند میتوان نسبت داد(سیف، . ( ۱۳۹۰