نقش نماز در رعایت حقوق فردی ، اجتماعی و خانوادگی

آیا نماز- که عملی تقریبا فردی است- می تواند پیامدهای اجتماعی، مانند تأثیر در تأمین آزادی و عدالت اجتماعی داشته باشد یا نه؟
انجام این پژوهش بدین جهت ضروری است که میان دو امر مهم در اسلام، ارتباط برقرار می کند. این دو مهم عبارتند از «نماز به عنوان ستون دین اسلام» و «برقراری آزادی و عدالت»، هدف اساسی آن.

نماز در تحقق عدالت و آزادی مؤثر است. از آن جا که این تاثیر از طریق محتوای نماز و نقش آن در یادآوری قیامت و ایجاد ملکه عدالت و…است؛ به نظر می آید، هر چه اهتمام به نماز و توجه به معانی آن بیشتر باشد، تأثیرِ یاد شده فزونی یابد.
روش برگزیده برای اثبات این فرضیه، روش اسنادی با استفاده از منابع مکتوب، فیش برداری از آن ها و سپس تجزیه و تحلیل عقلی می باشد.

نماز در لغت به معنای پرستش و بندگی، و در اصطلاح فقه عملی عبادی با اجزاء و شرایط خاص است. عدالت، از عدل گرفته شده و به معنی راستی، درستی و دادگری می باشد. آزادی در زبان فارسی به معنای خلاص، رهایی، قدرت انتخاب و…..به کار می رود.

آزادی و عدالت از مفاهیمی هستند که برداشتهای متفاوتی ازآن دو می توان داشت. در پژوهش حاضر آزادی و عدالت در علم حقوق و اجتماع می باشد؛ و مراد از آن،عدالت و آزادی مورد نظراسلام است؛ البته گاه از عدالت فردی و آزادی معنوی به عنوان ملکه ای نفسانی و واسط در ایجاد عدالت و آزادی، سخن رفته است.

نماز یکی از مناسک دینی است، لذا مطالعۀ نظری رابطه میان نماز(متغیر مستقل) بامتغیرهای وابسته(آزادی و عدالت)، نیازمندِ نیم نگاهی به دین و کشف امکان وجود کارکردهای اجتماعی برای دین و سبک خاص آن، نماز، می باشد.
مهم ترین پیامدهای اجتماعی دین، حفظ همستگی و وفاق اجتماعی، تقدیم منافع مهم جمعی بر منافع شخصی، اعتراض به وضع موجود و دعوت به وضع مطلوب و کنترل افراد جامعه، می باشد. این کارکردها در تحقق آزادی و عدالت اجتماعی مؤثرند.

رابطۀ میان دین و عدل از آیات و روایات نیز به دست می آید. امر به قسط و عدل در آیۀ ۲۹ سورۀ اعراف، و برابر و برادر انگاری مسلمانان، یکی از دو خصلت اساسی سیستم دین، در دیدگاه امام علی(علیه السلام) از این نمونه آیات و روایات می باشند.

 

مهمترین اثر نماز از منظر قرآن بازدارندگی از فحشا و منکر است. نماز، انسان را به یاد حضور خداوند می اندازد و بدین سان بهترین بازدارنده از کارهای ناشایسته می باشد. این بازداری بسته به رعایت شرایط نماز و کیفیت اقامۀ آن، دارای مراتب است. هر چه روح نماز بیشتر بر زندگی حاکم باشد، این نقش قوی تر خواهد بود.
از دیگر سو، نقطۀ مقابل عدالت و آزادی- یعنی ظلم، جور و ….- از مصادیق بارز منکر می باشد؛ و عقل سلیم و شارع مقدس آن را ناپسند شمرده اند. بدین روی نماز ما نفی ظلم و جور، در تحقق عدالت و آزادی مؤثر می باشد.
افزون بر دلایل نقلی، می توان بر وجود رابطه میان متغیر مستقل و وابسته، نمونه هایی عینی نیز یافت. پیامبراکرم(ص) و حضرت علی(ع) هم برترین نمازگزارانند و هم پرتلاش ترین افراد در راه تأمین عدالت و آزادی و پای بندترین افراد به اصول آن.
فرضیۀ تحقیق با تحلیل عقلی نیز اثبات پذیراست. نماز آزادی را با رفع موانع فرا روی آن، تأمین می کند. استبداد مهمترین مانع آزادی است. استبداد نظامی دارد که در اثر عملکرد دو طرف ایجاد شده است: رأس نظام و مردم تحت سلطه.
بنده به دنبال کسب رضای مولا است نه کسب قدرت نامشروع. این روح در ذکر «ایاک نعبد» به خوبی جلوه گر است. دیگر اینکه نمازگزار در نماز پیشانی خود را بر خاک مذلت در برابر معبود می ساید؛ و این خشوع و تواضع است که ریشۀ غرور را می خشکاند.
سوم اینکه نماز دارای اذکاری است مانند: «مالک یوم الدین»، «قل هو الله احد»، این اذکار اقرار به صاحب اختیاری و مالک تام بودن خداوند و قبول همۀ مراتب توحید از جمله توحید در حاکمیت اوست و با کسب قدرت نامشروع ناسازگار می باشد. افزون به آن ضمایر جمع در پاره ای از قرائات نماز، فرد را از خودبینی، خود گرایی و انحصار طلبی خارج می سازد.
موانع مربوط به سلب شوندگان یا محرومانی از عدالت و آزادی، عبارتند از: خصوصیات شناختی مانند جهل، نادانی و عوامل روانی مانند ترس و ذلت پذیری و نداشتن روحیه صبر و مقاومت. اهتمام شارع نسبت به نماز با تفکر و تدبر در آن، نمازگزار را واجد شخصیت تفکر دهنده می سازد؛ فرد دارای این ویژگی، آمادگی بیشتری نسبت به شناخت حقوق اجتماعی، سیاسی خود و جامعه دارد.

محتوای نماز قدرت را تنها ازآن خدا می داند و خداوند را واحد مالک و قادر مطلق معرفی می کند. بنابراین نمازگزار بر او تکیه می کند و دیگر جایی برای ترس و پذیرش ذلت و حاکمیت غیر، در روح خود باقی نمی گذارد.
تأثیر نماز در تحقق عدالت اجتماعی از دو طریق دیگر نیز تصور پذیر است:

یکم: نماز عامل ایجاد عدالت فردی است و عدالت فردی در مردم و کارگزاران، مهمترین شرط تحقق عدالت اجتماعی است.
دوم: دو پایۀ مهم عدالت اجتماعی، توازن اجتماعی و تکافل عمومی است. نماز در ایجاد توازن به وسیلۀ شرط هایی چون غصبی نبودن مکان، لباس و …تاثیر گذار است. تکافل عمومی نیز از طریق ضمایر جمع در خواست ها و دعاها و اوراد نماز و همچنین نماز جماعت، صورت می بندد.

به اختصار می توان گفت که از یک سو اصلی ترین مصداق عدالت و آزادی در رعایت همۀ حقوق دیگران جلوه گر است. از دیگر سو، مهمترین شرط رعایت حقوق دیگران، کنترل درونی است. نماز به عنوان برترین عبادت، در ایجاد این عامل بسیار مؤثراست.

بنابراین از یک طرف نماز نقش به سزایی در تأمین آزادی و عدالت اجتماعی دارد و از طرف دیگر، بدون اعتقاد به خداوند و بندگی او و کنترل درونی، تحقق نمی یابد. کنترل درون نیز بدون اقامه نماز، ناقص است.

بايد دانست كه «نماز»، تنها در بعد روحي، تأمين كننده «امنيت فردي» نمي باشد بلكه «امنيت فردي» آدمي را در بعد جسماني نيز تأمين مينمايد، زيرا بخشي از مقوله «امنيت فردي» وابسته به جسم و بدن مادي انسان است. درست است كه مهمترين جنبه اين موضوع، همانا بعد روحي و رواني آن ميباشد، ولي آنچه مسلم است «امنيت جسماني» كه عبارت است از «سلامت وپاكيزگي ظاهري» نيز دراين جهت بي تأثير نمي باشد و «نماز» دراين جهت نيز منشأ اثر بسياري ميباشد.
انسان نمازگزار،براي آنكه از عبادت خود بهره كافي برده باشد، خود را مقيد به رعايت اصول بهداشتي مي داند، از استعمال و استفاده مسواك و تميزكردن دندان ها و دهان غفلت نمي كند چرا كه مي داند:

«از حضرت رسول(ص)، منقول است كه دو ركعت نماز كه با مسواك باشد بهتراز هفتاد ركعت نماز كه بي مسواك باشد.
او براي هر نماز و به هنگام ايستادن دربرابر خداوند، موهاي سر را آراسته كرده و شانه مي كند زيرا:
«درحديث حسن از امام موسي كاظم(ع) منقول است. درتفسير آيه كريمه «خذوا زينتكم عند كل مسجد» يعني بگيريد زينت خود را نزد هر مسجدي، حضرت فرمود: از اين زينت است شانه كردن پيش از هر نمازي»
نمازگزار حقيقي به هنگام نماز بوي خوش و عطر استفاده مي كند زيرا:
«از حضرت امام جعفر صادق(ع) مروي است كه: نماز كسي كه خوشبو باشد بهتر است از هفتاد نماز كه بي بوي خوش باشد.»
و علاوه براين ها، او براي هر نماز ناگزير از وضوساختن و در موارد لزوم غسل نمودن است، جامه هاي پاكيزه بر تن مي كند و با لباسي آلوده و بوي ناك، به نماز نمي ايستد. خود را مقيد مي داند به گرفتن و چيدن ناخن ها و زدودن موهاي اضافي از بدن، چرا كه اين همه در ازدياد پاداش نماز دخيل بوده و راه وصول به قرب پروردگار را هموارتر مي سازد و درنتيجه تقيد به چنين امري است كه نمازگزار «امنيت فردي» خود را در بعد جسماني نيز تأمين نموده و بالمآل «نماز»، جسم و جان او را در حصاري از امنيت و آسايش قرار مي دهد. و براستي براي تأمين «امنيت فردي» افراد در جوامع بشري چه عاملي را مي توان نامبرد كه برتر از «نماز» باشد؟

نقش نماز در تأمين «امنيت اجتماعي»:
بدون شك امنيت اجتماعي، در تمامي جوامع بشري همواره از جانب كساني تهديد شده و مختل گرديده است كه شخصيت فردي آنها بنابه علل گوناگون مورد اهانت واقع شده و در نتيجه «كرامت نفس» خود را از دست داده اند. چنين افرادي كه نفش و شخصيت آنها لگدكوب گرديده و ديگر عزت و كرامتي براي خود قائل نيستند، از دست زدن به انواع و اقسام بزهكاري ها و جرم و جنايت هاي اجتماعي، ابايي نداشته و احساس شرمساري نمي كنند و به همين دليل جامعه از شر آنها ايمن نخواهد بود، همچنانكه در سخن حكيمانه اي كه از پيشواي دهم شيعيان امام هادي عليه السلام نقل شده مي خوانيم: «من هانت عليه نفسه فلا تامن شره: كسي كه خود را حفيف و خوار مي داند و در باطن، احساس پستي و حقارت مي كند از شر او ايمني نداشته باش.»

و اما نقطه مقابل اين مسئله يعني «ذلت نفس»، «كرامت نفس» و احساس عزت نمودن است كه آدمي را از هرگونه گناه فردي و اجتماعي مصون مي دارد، همانگونه كه امير مؤمنان علي (ع) در كلامي آسماني مي فرمايد:
«من كرمت عليه نفسه لم يهنها بالمعصيه : آن كس كه بزرگي و كرامت نفس خود را باور دارد هرگز با پليدي گناه ، پست و موهونش نمي كند.

از آنچه گفته شد، اين نتيجه حاصل مي شود كه براي برقراري «امنيت اجتماعي» يكي از راهكارهاي اساسي و مهم، آن است كه عوامل عزت آفرين و كرامت بخش را شناسايي و تقويت نموده تا افراد جامعه با تمسك و عمل به آنها از چنان كرامت نفسي برخوردار شوند كه ارتكاب گناه حتي در خلوات و پنهاني براي آنها امري دشوار و هراسناك جلوه كند و بدين ترتيب انساني كه از چنين «تربيت الهي» برخوردار شد هرگز نه در عرصه زندگي فردي و نه در عرصه زندگي اجتماعي، تهديدي براي «امنيت و آسايش» خود و جامعه نخواهد بود. و در اين راه يعني مسير «كرامت بخشي» به نفوس انسان ها، بدون شك، يكي از مهمترين عوامل و راهكارهاي قابل توجه كه در عين حال هيچگونه هزينه اي را دربرندارد، امر مقدس و عظيم «نماز» مي باشد. چرا كه نماز در واقع حلقه اتصال انسان با وجودي عظيم الشأن و بي نهايت بنام خداست كه يكي از مهمترين اسامي و صفات او «كريم» است بمعني بزرگوار، و كسي است كه به مصداق آيه شريفه «فان العزه لله جميعاً: تمامي عزت از آن خداست» دارنده تمامي مراتب عزت مي باشد، و يقيناً انساني كه با او سر و كار پيدا كرد، رنگ و بوي خدايي به خود مي گيرد و «كريم» مي گردد و «عزيز» مي شود و چون چنين شد هرگز نفس كريم و عزيز خود را با گناه نمي آلايد و جامعه از جانب او در امن و آسايش قرار خواهد گرفت.
از سوي ديگر همانگونه كه مي دانيم، خداوند عزيز در سوره مباركه عنكبوت آيه ۴۵ يكي از مهمترين آثار نماز را دور نمودن نماز گزار از «فساد و فحشاء» معرفي مي نمايد، آنجا كه مي فرمايد:
«ان الصلوه تنهي عن الفحشاء و المنكر…:
در نتيجه انسان نمازگزار فردي است كه گرد گناه نمي گردد چرا كه صبح و شام با خداي خود در راز و نيازي عاشقانه است و حضور او را مستمراً درك مي كند و چنانچه صحنه گناه و تجاوز به حقوق ديگران پيش آيد، پا پس مي كشد و مرتكب گناه نمي شود زيرا خداوند را حاضر و ناظر مي داند و بالمآل جامعه از ناحيه او در امن و امان خواهد بود. نگاهي هر چند گذرا به تاريخچه

زندگي بزهكاران اجتماعي و آنانكه «امنيت اجتماعي» را به نحوي از انحاء مختل نموده اند، به خوبي اين نكته را ثابت مي كند كه اكثر قريب به اتفاق آنان، كساني بوده اند كه با نماز و مسجد ارتباطي نداشته و به اين دو عنصر انسانساز علقه اي نشان نداده اند وبدين ترتيب خود را در عرصه حيات، يكه و آزاد شمرده و دست به گناهان عظيمي همچون قتل، تجاوز به عنف، سرقت و … آلوده اند و جوامع بشري را با «ناامني» مواجه نموده اند. حال آنكه در ميان كساني كه در طول حيات خود،

 

بيشترين تعهد و مسئوليت را نسبت به جان، مال، عرض و ناموس ديگران داشته اند، همواره نام «نمازگزاران» و مقيدين به نماز از درخشندگي ويژه اي برخوردار بوده است. زيرا نمازگزار ميداند كه «اقامه نماز» با «تجاوز به حقوق ديگران» سازگاري ندارد و اصولاً نمازي كه در كنار آن به نوعي «تجاوز» به حقوق انسان ها باشد، نماز نخواهد بود. جايي كه بودن حتي يك تار نخ غصبي در لباس نمازگزار، موجب بطلان نماز گردد، مسلم است كه نمازگزار خود را مقيد به رعايت حقوق ديگران مي كند و ا

ز دست يازيدن به گناهاني بزرگتر خودداري مي كند. مطالعه زندگي نمازگزار ان حقيقي، در طول تاريخ، اثبات كننده اين حقيقت مسلم است كه براي برقراري «امنيت اجتماعي» هيچ عاملي برتر و بالاتر از نماز نمي باشد، چراكه اين خاصان درگاه خداوندي، چنان تقيدي به رعايت حقوق مردمان داشته اند كه گاه تا مرز وسواس پيش رفته اند. سلسله جنبان عرفان و تقوا، مولاي متقيان علي(ع) در آن كلام نوراني خود مي فرمايد كه:
به خدا سوگند، اگر هفت اقليم را با آنچه در زير آسمان هاست به من

دهند تا خداي را نافرماني كنم كه پوست جوي را از مورچه اي ناروا بگيرم، چنين نخواهم كرد!…»
بدون ترديد اين همه تقيد به رعايت حقوق ديگران و حتي حيوانات، از تأثيرات «نمازهاي حقيقي» آن يگانه عالم خلقت است. و اينگونه است كه نماز، «نفس سركش» را مؤدب به آداب الهي و رعايت حقوق فردي و اجتماعي ديگران نموده و درنتيجه «امنيت اجتماعي» را در بالاترين سطح براي جوامع بشري به ارمغان مي آورد.

آري، «نماز» بنابه تصريح آيه شريفه «ان الصلوه تنهي عن الفحشاء والمنكر» انسان را از «غيبت»، «دروغ»، «سرقت»، «قتل نفس»، «تجاوز به حريم خصوصي ديگران»، «رباخواري»، «زنا»، «چشم چراني»، «تهمت»، «حرامخواري»، «قمار»، «شرب خمر»، و هر آنچه از اعمال كه به نوعي منجر به تجاوز به حقوق ديگران و درنتيجه ايجاد اختلال در «امنيت اجتماعي» مي گردد برحذر مي دارد و آيا فقدان امنيت اجتماعي در جوامع بشري به غير از اين امور و امثالهم، سرچشمه اي ديگر دارد؟! و مگر تمامي هم و غم متوليان ايجاد «امنيت» و تئوري پردازان اجتماعي، دست يافتن به راه حلي عملي و كارا براي از بين بردن ناامني و ريشه كن كردن عوامل آن نمي باشد؟ پس چرا بايد از سهل ترين و در دسترس ترين و في الواقع ارزان ترين راه حل اين امر يعني «نماز» غافل باشيم؟ و درست به همين خاطر است كه ما معتقديم براي برقراري امنيت اجتماعي، بهترين و مهمترين راه، اصلاح و بهينه سازي رابطه بين «انسان» و «خداوند» و تلاش در جهت آشنا كردن «انسانها» با «خالق خويش» است كه اين امر نيز ممكن نخواهد بود جز از طريق «اقامه نماز»، البته با توجه به تمامي شرايط صحت و قبول آن.

نقش نماز در روابط اجتماعی

۲) اگر نمازگزار پیش از وقت. نماز بخواند و در بین نماز بفهمد كه وقت داخل شده چون بی نظمی كرده تنبیه می‌شود و نمازش باطل اعلام می‌گردد.
۳) اگر مصلّی نماز عصر را پیش از نماز ظهر و نماز عشاء را پیش از نماز مغرب عمداً بخواند چون ترتیب را بهم زده است نمازش باطل است.
۴) چنانچه نمازگزار، ترتیب نماز كه خود یك اصل است را عمداً بهم بزند، فی المثل سوره را پیش از حمد بخواند یا سجود را پیش از ركوع به جا آورد، چون مرتكب بی‌نظمی شده، نمازش از درجه اعتبار، ساقط می‌گردد. رعایت موالات هم در نماز، از این قاعده مستثنی نیست. نمازگزار نباید بین اجزاء نماز همانند ركوع، سجود و تشهد به اندازه‌ای فاصله بیندازد كه بگویند نماز نمی‌خواند.
۵) اطاعت مأموم از امام، انضباط اجتماعی را در افراد پرورش می‌دهد. مأموم نباید تكبیره الاحرام را پیش از امام بگوید. نباید عمداً پیش از امام به ركوع و سجود برود، در این صورت مرتكب معصیت شده، ولو نمازش را صحیح منظور نمایند. چنانچه پیش از امام، سهواً سر از ركوع بردارد و امام هم در حال ركوع باشد، ؟ منظور ایجاد نظم و وحدت رو بین نمازگزاران، باید؟ ركوع برگردد. علیرغم اینكه ركوع، ركن است و افزایش ركن، باعث ساقط شدن نماز از درجه اعتبار می‌شود، ارفاق شده و نماز مأموم را باطل اعلام نمی‌كنند.
۶) اگر در صف‌های جماعت جا باشد، كراهت دارد انسان تنها بایستد در دریا، گروهی كه با هم شنا كنند زیبا نخواهد بود شناگری در گوشه‌ای تنها شنا كند. قطعاً به هنگام خطر جان سالم بدر نخواهد برد.
۷) نماز، انسان را از كار زشت و فحشاء باز می‌دارد. اگر انسان نماز خواند و مرتكب فحشاء و منكر شد از عدم نظم و هماهنگی بین دل و زبان سرچشمه می‌گیرد.
هرگز حدیث حاضر و غایب شنیده‌ای؟ من در میان جمع و دلم جای دیگرست؟
۸) در آیه ۳۱ سوره اعراف می‌خوانیم: «خذوا زینتكم عند كل مسجد» زینت مساجد جلوه‌ای از آراستگی و انضباط اجتماعی است.
۹) پاكی از مصادیق آراستگی و اصول انضباطی است. لباس نمازگزار باید پاك باشد، اگر كسی عمداً با بدن یا لباس نجس نماز بخواند نمازش مردود و مطرود است.

۱۰) پرهیز نمازگزار از لباس غصبی، زمینه رعایت حقوق و نظم اجتماعی را فراهم می‌كند. در صورت عدم توجّه به غصب و عمد در كار، نمازش محلی از اِعراب نخواهد داشت.

۱۱) به هنگام انجام غسل جنابت غسل و بهره‌وری از آن برای نماز، چنانچه نمازگزار از سیستم غسل ترتیبی استفاده كند و عمداً‌ به ترتیب سر و گردن، طرف راست و طرف چپ بدن را نشوید غسل او«هباء منثوراً»خواهد ‌بود.
۱۲) رعایت آداب و حضور مردم در نماز جمعه، علاوه بر ایجاد ارتباط جمعی بین نمازگزاران، با برپائی همایش عبادی ـ سیاسی مردم و گردهمایی معنوی آنان، درس انضباط اجتماعی و استواری را به ما می‌آموزد.

۱۳) ویل دورانت مورخ و دانشمند آمریكائی، درباره زیبایی نماز، در جوامع اسلامی كه نشأت گرفته از انضباط اجتماعی است، در كتاب « تاریخ تمدن، عصر ایمان»‌ می‌گوید:
در جامعه‌های اسلامی، مؤذن از گلدسته بالا می‌رود و به وسیله اذان مسلمانان را به نماز دعوت می‌كند. به راستی چه نیرومند و شریف است كه مردم را پیش از طلوع آفتاب به بیداری دعوت می‌كند. چه خوب است، انسان به هنگام نیمروز از كار باز ایستد و چه بزرگ و با شكوه است كه خاطر انسان در سكوت شب به جانب خداوند توجّه كند. چه خوش آهنگ است، صدای مؤذن كه جانهای محبوس در پیكر خاكی را، به سوی خالق بخشنده و مهربان دعوت می‌كند. هنگام نماز، هر مسلمانی باید از كار خود دست بردارد، خود را تطهیر كند، رو به جانب كعبه بایستد، رسوم و تشریفات نماز را به همان صورت كه مسلمانان دیگر، در اوقات مختلف روز عمل می‌كنند به انجام‌برساند.
۱۴) در راه تحقق بخشیدن به انضباط اجتماعی، عوامل بازدارنده‌ای همانند اعتقاد به امتیازات نژادی و طبقاتی و ملّی گرایی وجود دارد. نماز این عوامل بازدارنده را از میان برمی‌دارد زیرا در صفوف نماز، نمازگزاران از هر نژاد، رنگ و ملیّت كه باشند برابرند. در كناز هم بر خاك می‌افتند و با هم برمی‌خیزند.

به تعبیر مقام معظم رهبری: نماز یك زنگ بیداری و یك هشدار در ساعات مختلف شبانه روز است، به انسان برنامه می‌دهد و از او تعهد می‌خواهد، به روز و شبش معنا می‌دهد و از گذشت لحظه‌ها حساب می‌كشد. جمع‌بندی راهكارهای اجرایی در تسهیل روابط جمعی و تقویت انضباط اجتماعی، می‌تواند فرهنگ بی‌تفاوتی را، كه یكی از ابزارهای موفقیت دشمن در زمینه‌ی تهاجم فرهنگی اوست، حذف نماید و به عبارت دیگر، حذف فرهنگ بی تفاوتی از طریق راهكارهای اجرایی، مصوّبه فقاهت اسلامی موجب استمرار و بیمه‌ی انقلاب اسلامی و حاكمیت صالحان و خنثی شدن ترفند دشمنان اسلام و نظام جمهوری اسلامی خواهد شد. حُسن ختام این نوشتار را با حُسن مطلع همایش و عنوان اجلاس به پایان می‌بریم كه زندگی بدون نماز، یعنی حیات بدون تحرّك، سرباز بدون اسلحه، آبشار بدون آب، كوه بدون قلّه، هوای بدون اكسیژن، آتش بدون حرارت و باد بدون برودت.

در زندگی بدون نماز، انسان بصورت میّت متحرك، ماشین كوكی و همانند عشق دروغین درمی‌آید.
آخرین نظریه فلاسفه شرق و غرب این گونه عنوان شده است كه: زندگی مادّی، زمانی از پوچی و سرگردانی نجات می‌یابد كه به دامان «نماز» پناه ببرد.

آيه شريفه‌ «الا بذكر اللّه تطمئن القلوب» حكايت از آن دارد كه با ياد خدا دل‏ها آرامش مي‏گيرد. دل پايگاه نفس آدمي است و آنگاه كه دل آرام گيرد، نفس انسان نيز اطمينان مي‏يابد. پس براي داشتن دلي آرام و قلبي مطمئن بايد به ذكر باري تعالي پرداخت. ذكر اكبر خدا نيز نماز است و قرآن مي‏فرمايد: »و لذكر اللّه اكبر«

در خانه ما رونق اگر نيست صفا هست
هر جا كه صفا هست در آن نور خدا هست
نماز خواندن و انجام عبادت، براي نمازگزار آرامش رواني پديد مي‏آورد و دل مؤمن را امنيت مي‏بخشد، آن هايي كه توفيق بيشتري در برگزاري نماز داشته‏اند، به آرامش بيشتري نيز دست يافته‏اند. يعني آن‏ها كه علاوه بر انجام فرايض مبادرت به خواندن نوافل نيز نموده‏اند، در بررسي‏هاي موردي آرامش بيشتري را گزارش كرده‏اند و همين باعث شده تا ديگران را نيز به انجام نوافل توصيه كنند. سخن چنين كساني اين است كه:
برخيز كه عاشقان به شب راز كنند
گرد در و بام دوست پرواز كنند
هر در كه بود فراز بر خود بندند
الا در دوست را كه شب باز كنند
آنان حلاوت عبادت خالص در شب و رازگويي با خداوند عالميان را دريافته‏اند، چرا كه شب فرصتي مناسب‏تر براي عبادت بي رياست. قرآن مي‏فرمايد: «انّ ناشئة اللّيل هي اشدّ وطأً و اقوم قيلا» پس فقط صاحبان خلوص و عاشقان عبادت خدا، شيريني راز و نياز با او را درمي‌يابند و مي‏توان گفت:
شرح اين واقعه را مرغ سحر داند و بس تو چه داني كه شب سوختگان چون گذرد
پس برگزاري نماز به طور مداوم و محافظت بر آن، رمز دست يافتن به آرامش رواني است. اينك به اختصار برخي از نقش هايي كه نماز در آرامش رواني دارد، مرور مي‏كنيم:
۱ـ عدم احساس گناه و يا كاهش آن
آدمي آنگاه كه به سجاده مي‏نشيند تا با خدا راز گويد، بايد هوشيار باشد. چرا كه قرآن مي‏فرمايد «لا تقربوا الصّلاة و انتم سكاري» آنگاه كه مست هستيد، نزديك نماز نشويد. پس لازمه مقبوليت و پذيرش نماز، دور بودن از ناهشياري و مستي است.