نقش نماز و نیایش در بهداشت روانی

نقش نماز و توجه به خدا، در بهداشت روان
رسیدن به آرامش، از رکن‏های مهم سلامت روان است که در سایه دین‏داری و بندگی خالصانه خداوند نصیب انسان می‏شود. در میان عبادت‏ها نیز نماز جایگاهی والا و ارزشمند دارد و نقش مهمی در ایجاد آرامش روح و روان ایفا می‏کند. توماس هایسلوپ،در این باره می‏گوید: «مهم‏ترین راه ایجاد آرامش در روان و اعصاب انسان که من تاکنون شناخته‏ام، نماز است.
در علم رفتارشناسی نیز به عبادت‏ها به صورت منظم و منسجم توجه شده و از آنجا که انسان در طول زندگی روزانه‏اش همواره نیاز به پشتیبانی دارد، باید خود را در همه حال بدان منبع عظیم نزدیک نگه دارد. بر این اساس، نماز به سبب نزدیک ساختن انسان به پروردگار، تسکین و تخفیف رنج‏ها و خستگی‏های روحی انسان را در پی دارد و آدمی را بر تحمل غم‏ها و مصیبت‏ها توانا می‏سازد. در نتیجه، از عوامل اصلی ایجاد بهداشت روانی به شمار می‏آید.
پیام متن:
انسان برخوردار از بهداشت روانی، انسانی آرام، خویشتن‏دار و بردبار است و نماز، سودمندترین ابزار برای رسیدن او به چنین جایگاهی است.

بهداشت روان در قاموس دعا
دعا، از بهترین عبادت‏ها و مایه کمال نفس و نزدیکی دل‏ها به خداست. از این رو، خداوند سبحان همواره بندگان را به دعا کردن در پیشگاه خود فرامی‏خواند و می‏فرماید: «مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم.
داشتن ارتباط محکم و پیوسته با خدا و امید بستن به اجابت خواسته‏ها، آرام‏بخش دل‏ها و مایه سبکی روح و دل‏گرمی انسان در سختی و راحتی می‏شود. هنگامی که فرد در مشکلات و گرفتاری‏هایش به خدا پناه می‏برد، در واقع با ناامیدی مبارزه می‏کند و در حل مشکلاتش از نیروی غیبی کمک می‏خواهد. پس آن گاه که رحمتی از پروردگار به او می‏رسد، سزاوار است به درگاه احدیت رو کند و از خدا بخواهد که او را در این راه، ثابت قدم و بر این توفیق پایدار بدارد.
پیامبران خدا و ائمه اطهار علیهم‏السلام همواره از این سلاح، استفاده و بهره‏گیری از آن را به مؤمنان نیز سفارش می‏کردند.
حافظا در کنج فقر و خلوت شب‏های تار تا بود وردت دعا و درس قرآن، غم مخور
دعا و مناجات، در مذهب‏های گوناگون، شکل‏های متفاوتی دارد، ولی محتوای آن در همه دین‏ها، گویای اعتراف و پشیمانی قلبی به گناه و ابراز نقص و ضعف آدمی است. همچنین دربردارنده درخواست سلامت و سعادت و رسیدن به قرب الهی است.
یکی از دانشمندان می‏گوید:
دعا، عبارت است از رابطه یا معامله یک روح مضطرب در کمال شعور و اراده، با قدرتی که آن روح احساس می‏کند به آن بستگی دارد و سرنوشتش به دست اوست.
«آدمی در تلاش‏های خود، ذخیره و نیروی روانی خود را از دست می‏دهد و تنها منبعی که می‏تواند آن نیرو را جبران کند، اتصال به قدرت لایزال الهی است و آن اتصال حاصل نمی‏شود مگر با مناجات». «دعا تنها جبران کننده ضعف انسان نیست، بلکه تقویت‏کننده قدرت انسانی و ادامه دهنده کار مثبت و تلاش سازنده فرد در ساختن زندگی فردی و اجتماعی به حساب می‏آید».
پس از دعا، شخص احساس خود شکوفایی می‏کند و از افسردگی‏های روحی وی کاسته می‏شود. تخلیه هیجان‏های درونی، از دیگر دست‏آوردهای دعاست.
پیام متن:
دعا، پالایش کننده دل آدمی از زنگار غصه‏ها و افسردگی‏ها و عامل دست‏یابی انسان به آرامش و نشاط است.
تأثیر کار بر بهداشت روان
کار از نظر سازندگی فرد، امری لازم است. انسان، موجودی چند کانونی است. انسان جسم دارد، قوه خیال دارد و عقل دارد. کار برای جسم انسان، ضروری است. بدن انسان اگر کار نکند، بیمار می‏شود. پس کار، یکی از عوامل سلامتی انسان است. همچنین کار برای کنترل قوه خیال انسان مفید است. اگر قوه خیال آزاد باشد، منشأ فساد اخلاق می شود و همین خیالات است که انسان را به هزاران نوع گناه می‏کشاند. اگر انسان کار و شغل مناسبی داشته باشد، آن کار و شغل، او را به سوی خود جذب می‏کند و به او مجال فکر و خیال باطل نمی‏دهد. همچنین انسان همواره با طبیعت در حال مبادله است؛ یعنی از یک طرف نیرو و انرژی می‏گیرد و از طرف دیگر باید مصرف کند. حال اگر این تخلیه انرژی از راه‏های درستی چون کار کردن صورت نپذیرد، از راه‏های نادرست و نامشروع انجام می‏گیرد. بنابراین، کار به حکم اینکه مانع تخلیه انرژی به شکل نامشروع آن می‏شود، از عوامل بازدارنده انسان از گناه و در نتیجه، زمینه‏ساز بهداشت روانی در انسان به شمار می‏رود.
افزون بر این فایده‏ها، پرداختن به کار و کوشش سبب حفظ استقلال، آبرو و شخصیت انسان می‏شود.
همچنین «اینکه فرد به حکم نیازش کار می‏کند، دست به ابتکار و خلاقیت می‏زند و به ایفای نقش در خانواده و اجتماع مشغول می‏شود مسائل موجب می‏شود که در برابر دیگران احساس حقارت نکند».
اندیشمندان غربی نیز به پی‏آمدهای مفید کار در زمینه سلامت جسم و روان انسان توجه ویژه داشتند.
پاستور، دانشمند معروف در این باره می‏گوید: «بهداشت روانی انسان، در لابراتوار و کتاب‏خانه است». منظور این است که بهداشت روانی انسان، به کار بستگی دارد و انسان بی‏کار، خود به خود بیمار است.
ولتر، گفته است: «هر وقت احساس می‏کنم که درد و رنج بیماری می‏خواهد مرا از پای درآورد، به کار پناه می‏برم. کار، بهترین درمان دردهای درونی من است».
از بنیامین فرانکلین نیز چنین نقل می‏کنند. «عروس زندگی‏ام، کار نام دارد. اگر شما بخواهید داماد این عروس شوید، فرزند شما سعادت نام خواهد داشت».
پاسکال هم می‏گوید:
ریشه کلیه مفاسد فکری و اخلاقی، بی‏کاری است. هر کشوری که بخواهد این عیب بزرگ اجتماعی را رفع کند، باید مردم را به کار وا دارد تا آن آرامش عمیق روحی که عده معدودی از آن آگاهند، در عرصه وجود افراد برقرار شود.
همچنین سقراط می‏گوید: «کار، سرمایه و سعادت و نیک‏بختی است».
پیام متن:
کارآفرینی افزون بر آنکه سبب پیشرفت مادی است، زمینه بهداشت روانی و سلامت فرد و جامعه را نیز آماده می‏کند.

بهداشت روانی در سایه توبه
یکی از روش‏های سودمند و کم نظیر برای درمان احساس گناه، توبه است؛ زیرا توبه سبب آمرزش گناهان و تقویت امید انسان به جلب خرسندی الهی است. بدین ترتیب، از اضطراب ناشی از اشتباه‏های گذشته فرد می‏کاهد. همچنین توبه، انسان را به اصلاح و خودسازی وا می‏دارد و او را از ارتکاب دوباره گناهان باز می‏دارد.
توبه، به بالا رفتن بهداشت روانی در فرد کمک می‏کند؛ زیرا بر اثر توبه دل، صفا می‏گیرد، روح، پاکیزه و زنگار گناه از قلب انسان زدوده می‏شود. توبه، حالتی است که روان و روح را صیقل می‏دهد و به انسان سرزندگی و نشاط می‏بخشد، به گونه ایی که انسان، دیگر رغبتی به انجام دادن گناه ندارد.
امروزه اعتقاد بر این است که با پیشرفت علم صنعت و فناوری آمار بیماری های روانی نیز بالا رفته است و بیش از پیش شاهد مشکلات و معضلاتی هستیم که بر جسم و روح انسان ها تأثیر گذاشته و آن ها را در تطبیق و سازگاری با محیط خودش دچار مشکل می کند. اگرچه گفته می شود هیچ فردی در مقابل مشکلات روانی مصونیت ندارد و این خطر ممکن است هر فردی را تهدید کند ولی باید این واقعیت انکارناپذیر را پذیرفت که چنان چه افراد ظرفیت روانی و ایمان قلبی خود را بالا برده و خود را مقاوم سازند، می توانند شیوه های حل مسئله و رویارویی با مسایل و مشکلات را فراگرفته و کمک بزرگی در جهت پیشگیری از مبتلا شدن به بیماری های روانی داشته باشند.
برای داشتن بهداشت روانی خوب، شرایطی وجود دارد: روبه رو شدن با واقعیت، سازگار شدن با تغییرات، گنجایش داشتن برای اضطراب ها، کم توقع بودن، احترام قایل شدن برای دیگران، دشمنی نکردن با دیگران و کمک رساندن به مردم، مهیا نشدن بهداشت روانی در یک فرد زمینه را برای پیدایش انواع دشواری های روحی و روانی مثل افسردگی، اضطراب، نابسامانی های روحی، انواع بیماری های روحی و روانی، استرس و… فراهم می کند.
مطالعات نشان داده است که اشخاص مذهبی کمتر دچار افسردگی و اضطراب می شوند، پژوهش های زیادی نشان داده اند که حضور مذهب می تواند انسان را در برابر مسایل و مشکلات روحی و روانی محافظت کند. مذهب، نیایش و ارتباط با خداوند راهی است که بشر پس از قرن ها جدایی از آن، دیگر بار به سویش بازگشته و به توانایی های عمیق و کارساز آن در مبارزه با مشکلات زندگی جدید؛ که اضطراب نیز ثمره آن است، پی برده و دیگر نمی تواند منکر تعامل بین روان پزشکی، روان شناسی و حتی در مواردی پزشکی از یک سو و مذهب از سوی دیگر شود لذا در مقاله حاضر موضوع تأثیر نماز بر بهداشت روانی مورد بحث و بررسی قرار گرفته است.

نماز و نقش آن در زندگی بشر
نماز ارتباط صمیمانه ای است میان انسان و خدا. نماز تسلی بخش دل های مضطرب و خسته و مایه روشنی و صفای باطن است. در قرآن نام های دیگری نیز در مورد نماز نقل شده است: صلاه، ایمان، تسبیح، قرآن، رکوع، قنوت، قیام و سجده، امانت، استغفار و ذکر.
نماز ستون دین و بهترین و استوارترین برنامه آدم سازی است. نمازگزار با خدایش به راز و نیاز می پردازد نماز انسان را فرشته خود می کند چرا که نمازگزار از هر بدی پاک می شود. انسان با نماز از احساس تنهایی خلاص می شود گویی از نو متولد شده و یأس و ناامیدی در آسمان روح وی دیده نمی شود. لذا با گام های استوار به سوی زندگی پیش می رود. هیچ عملی نزد خداوند محبوب تر از نماز نیست، پس هیچ کاری از کارهای دنیا نباید انسان را از نماز غافل سازد.
در اسلام هیچ فریضه ای بالاتر از نماز نیست، ادیان آسمانی نیز در دعوت به عبادات خدا و دوری از طاغوت با هم متحد بودند و وظایف گوناگون را برعهده بندگان می گذاشتند و وجه مشترک تمامی آن ها، اقامه نماز است.

اهمیت نماز در بهداشت روانی
بسیاری از گرفتاری ها و رنج های روحی و روانی انسان با توسل و استمداد از درگاه خداوند تسکین می یابد. از نظر اسلام منشأ قدرت و کمال روحی و روانی برای انسان و تنها عامل متعالی کردن بشر صرفا توجه قلبی و درونی رو به سوی خالق خویش است و به جرأت می توان گفت بخش عمده ای از بیماری های روانی و مشکلات اخلاقی به طور کلی انجام آن چه پست شمرده می شود و روح و روان را آلوده می کند، همه و همه ناشی از غفلت از یاد خدا و پرداختن به مسایل بی اهمیت و جزیی زندگی دنیوی است. و بی جهت نیست که در دین اسلام انسان وظیفه دارد از صبح گاه تا شام گاهان از یاد خداوند و ذکر نعمات او غافل نباشد و در مرحله بالاتر، اسلام انسان را موظف کرده است که در همه احوال از یاد خدای خویش غفلت نکند. علت تأکید اسلام بر ذکر پیوسته خداوند یکی این است که انسان در خلال زندگی دنیوی لحظه به لحظه ممکن است استرس ها و فشارهای روانی گوناگونی را تجربه کند، که غلبه بر آن ها از قدرت روحی و روانی انسان به طور تدریجی کاسته و زمینه را برای ایجاد بیماری های خطرناک روانی و گاه جسمی فراهم می سازد. بنابراین انسان باید با ارتباط دادن خویش به منبع و سرچشمه هستی و استمداد قلبی از او و در سایه دعا و نیایش پیوسته بر قدرت روحی و روانی خود بیافزاید و نه تنها بر مشکلات کنونی غلبه کند بلکه در گامی فراتر و در پرتو ایمان و نیایش به درگاه خدا به پیشرفت های شگرفی دست یابد؛ کوتاه سخن این که ذکر و یاد قلبی خداوند نتایج و پیامدهای روحی و معنوی زیبا و دلنشین دارد و معمولا با عمیق ترین و لطیف ترین احساسات و هیجانات روحی و روانی همراه است. مدت هاست که فرض می شود، ارتباط مثبتی بین نیایش، نماز و باورهای مذهبی و سلامت روانی وجود دارد و اخیرا روان شناسی مذهب، حمایت های تجربی برای این عقیده را فراهم نموده است.
تأثیر نماز بر شادابی روح و روان
هر عاملی که شادابی را به انسان هدیه کند، درواقع به سلامتی جسم و روان او کمک کرده است، اما نکته بسیار مهمی که دانش طب امروز به بشر آموخته است، این است که شادابی و افسردگی انسان پیش از آن که تحت کنترل اراده او باشد، زیر فرمان تغییرات مواد شیمیایی در سلسله اعصاب مرکزی انسان است. مثلا افزایش یک ماده شیمیایی به نام «دوپامین» در بدن سبب می شود، انسان بدون آن که خود بخواهد دچار ناراحتی شود و کاهش این ماده نیز سبب شاد شدن غیر ارادی انسان خواهد شد.
عصبانیت و ناراحتی غیرارادی و بدون علت صبح گاهی که حالت شدید آن به عنوان «ملانکولی» و یا همان مالیخولیا (افسردگی درون زاد صبحگاهی) شناخته می شود، در اثر تغییرات و کم و زیاد شدن همین مواد شیمیایی به وقوع می پیوندد اضطراب یک حالت احساسی، هیجانی است که از خصوصیات برجسته آن ایجاد حالت بی قراری و دلواپسی است که با اتفاقات زمان و شرایط مکان تناسب ندارد. اگر اضطراب عکس العمل نسبت به شرایط زمان و مکان باشد نه تنها بیماری نبوده، بلکه ممکن است رساننده و سازنده باشد، مانند دلهره در موقع امتحانات و یا اضطراب در رسیدن به فرودگاه یا ایستگاه قطار و مانند اینها.

در صحنه پرغوغای زندگی امروز هزاران گونه نگرانی وجود دارد، انسان در این دریای متلاطم در جستجوی پناهگاهی است که در مشکلات از وی استمداد جوید و حتی به امید او زنده بماند و برای امید او نفس بکشد. این پناهگاه جز خدا نمی تواند باشد، خدایی که تمام مشکلات در برابر قدرت و توانایی او سهل و آسان است. خدایی که نطفه بی ارزش را جان می بخشد و به او نیروی فوق العاده ای می دهد تا به کمک بال و پر علم و ایمان به فضا پرواز کند و آثار عظمت او را همه جا ببیند. آری یاد اوست که دل را آرامش و جان را نور و صفا می دهد و تیرگی های یأس و نگرانی را از دل می زداید، چه پناهگاهی بهتر از او می توان پیدا کرد.

مذهب، نیایش و ارتباط با خداوند راهی است که بشر پس از قرن ها جدایی از آن، دیگر بار به سویش بازگشته و به توانایی های عمیق و کارساز آن در مبارزه با مشکلات زندگی جدید، که اضطراب نیز ثمره آن است، پی برده و دیگر نمی تواند منکر تعامل بین روان پزشکی، روان شناسی و حتی در مواردی پزشکی از یک سو و مذهب از سوی دیگر شود.
ذکر و وابسته شدن به ریسمان الهی که پیوندی قوی و ناگسستنی با حقیقت وجود و زندگی دارد انسان را به وادی امن می رساند و فکر اتصال به نیرویی مافوق تمام نیروهای طبیعی خوف و بیم را از دل و ذهن انسان بیرون می راند و به عقیده روان شناسان این مهم ترین داروی ضداضطراب است.

انسان با ایجاد ارتباط با خداوند و دعا، راه رهیدن از ناراحتی های درونی و بیرونی را آسان نموده، و در نتیجه به عوارض روانی نیز مبتلا نمی گردد. و از طریق دعا و نیایش نیروی محدود خویش را با توسل به منبع نامحدودی چون قدرت خداوند افزایش می دهد، هنگامی که دعا می کند؛ خویشتن را به قوه محرکه پایان ناپذیری که آفرینش و تمام کائنات را به هم پیوسته، متصل می کند و یادآوری مشکلات و بازگو نمودن آن ها نه تنها در حالات عاطفی موثر بوده بلکه در کیفیات بدنی نیز تأثیر داشته و سبب بهبودی می شود. احساس این که انسان می تواند با نیایش، خواسته ها، کاستی ها و ناآرامی های خویش را به درگاه معبودی که قادر متعال است اظهار کند سبب آرامش می گردد.
تاثير نماز بر بهداشت

 

هر انسان طبيعي در حدود ۳/۱ عمر خود را در خواب به سر مي برد و تآثير خواب بر روان و جسم انسان از دانسته هاي مسلم علم پزشکي است . بطوريکه امروزه تغييرات خواب انسان از پيش آگهي هاي مهم و قابل توجه در زمينه ابتلا به بيماريها ، به حساب مي آيد .
به عنوان مثال ، در اشخاص مبتلا به افسردگي ، ميزان خواب به نحو چشمگيري ، افزايش و يا به ندرت کاهش مي يابد . تغييرات خواب انسان در بيماريهاي جسمي نيز بسيار چشمگير است . بخصوص اگر تآثير ناراحتي هاي روان انسان بر جسم او را در نظر داشته باشيم .و به يادآوريم که بيش از ۶۰ درصد مراجعه کنندگان به بيمارستانهاي عمومي ، در واقع از يک مشکل رواني رنج مي برند .

به اين ترتيب ايجاد بهداشت خوا

ب ، در واقع يک رکن مهم بهداشت رواني و جسمي به حساب مي آيد و هر عاملي که در تنظيم بهداشت خواب مؤثر باشد ، پيشگيري کننده و حتي درمانگر بسياري از بيماريهاي جسمي و رواني است و
امروزه تخستين اصلي که در ايجاد بهداشت خواب ، ائسط جديدترين منابع علمي دنيا توصيه مي شود بيدار شدن هر صبح سر يک موقع مشخص از خواب است .
يک نگاه کلي به جدول اوقات شرعي ، نشان مي دهد ، که وقت نماز صبح ، در تمام طول سال ، با در نظر گرفتن ، تغييرات ناشي از حرکات وضعي و انتقابي زمين اساسي ترين گام را دز جهت رعايت بهداشت خواب و در نتيجه آن ، سلامت بدني و تعادل رواني برداشته است .