چکیده:

ارسی پنجره هایی با شیشه هاي رنگی است که نور را در رنگ هاي متغیر و متنوع از خود عبور میدهدو جلوه طرحی را با نور روي طرح دیگر می اندازد که خاص جهان اسلام و منحصر به فرد بوده است. این هنرخارق العاده از نقطه نظر هنر و معماري نمونه با ارزشی تلقی شده است. بسیاري از پژوهشگران ایران در این زمینه نوشته ها و توصیفات زیادي را به رشته تحریر درآورده اند، اما در لابه لاي کتب و مقالات ارایه شده کمتر به چرایی پدید آمدن این عناصر توجه شده است. آیا تنها دلیل ساخت این ارسی ها فقط بخاطر جنبه ي زیبایی آن بوده و یا اینکه باید به دنبال دلایل دیگري بود.سؤال اصلی این تحقیق تاثیر شیشه هاي رنگی و نور عبوري رنگی در ارسی ها می باشد.آیا از ارسی ها و شیشه هاي رنگی باز هم میتوان در فضاها و خانه ها استفاده کرد؟آیا با احیاء دوباره شیشه هاي رنگی می توان گامی در جهت حفظ این هنر ارزشمند در معماري امروزي برداشت؟آیا ایجاد ارسی ها و ترکیب آن ها با شیشه هاي رنگی به جاي شیشه سفید دلیل خاصی دارد؟سعی بر آن بوده که با کنکاش در متون قدیم و جدید گامی هر چند کوچک جهت شناخت ارسی ها و علل ترکیب شیشه و نور و رنگ برداشت.با مطالعات انجام شده بایستی اذعان نمود که همواره این عنصر معماري به عنوان یک عنصر زیبا و تزئینی و همچنین بخاطر ایجادمحرمیت،خواص صوتی، و رنگ درمانیمورد استفاده هنرمندان ایرانی قرار گرفته است. که این دلایل را میتوان از علل عمومی و بعضاً مشترك در ارسی ها دانست.

واژگان کلیدي: ارسی ، رنگ درمانی ، عالم مثل، خانهایرانی

مقدمه

انسان از دیرباز تا به امروز به دنبال زیبایی هایی بوده تا او را از جهان ماده جدا کند و به عالم مثل(خیال) ببرد.و این هنر و زیبایی بیشتر در مکان هایی به کار گرفته میشد که جدا از فضاي سکونت او بوده است.یکی از این عناصر هنري زیبا استفاده از شیشه هاي رنگی و نورهاي رنگی بوده است.رنگ به عنوان یک نماد در زندگی روزمره مردم دیده می شود.رنگ ها مفاهیم مختلف و تاثیرات متفاوتی بر روي روان و احساس انسان دارند و گاها از آنها براي درمان ،با عنوان رنگ درمانی استفاده میشود. از دیگر نتایج مثبت شیشه هاي رنگی میتوان به احساس ارامش و رفع تنش هاي محیطی اشاره کرد. به وجود آوردن شیشه رنگی براي اولین بار به احتمال قوي به صورت تصادفی صورت گرفته است.استفاده از این شیشه ها در جهان در پنجره ي کلیساها بوده که اوج تصویر پردازي با استفاده از شیشه هاي رنگی است.در جهان اسلام استفاده از این هنردر ارسی ها شکوفا شده است و ترکیبی زیبا از نور و رنگ و چوب را به نمایش می گذارد. هنر ایرانی،هنري سرشار از از نبوغ اصیل ایرانی است که در غریزه او است و برگرفته از فرهنگ هاي دیگر نیست.یکی از هزاران هنر معمار ایرانی استفاده از شیشه هاي رنگی در”ارسی”می باشد.ارسی در معماري ایرانی درتعداد گسترده اي از خانه هاي سنتی استفاده شده است، اما مانند سایر عناصر یا آرایه هاي معماري مورد توجه قرار نگرفته است.زمان شروع هنر ارسی سازي و قرار گرفتن این عنصر زیبا در خانه ي ایرانی به دوران صغوي باز می گردد و در دوره هاي زندیه و قاجاریه نیز مورد توجه واقع شده است.در این دوره ها از ارسی در همه ي خانه هاي سنتی استفاده نمیشده و مختص عموم مردم نبوده است،بلکه براي افرادي که توانایی مالی داشته به عنوان یک عنصر زیبا و تزئینی استفاده می شده ولی استفاده از آن فقط بخاطر جنبه زیبایی آن نبوده و از لحاظ محرمیت،خواص صوتی، و تاثیر رنگ هاي شیشه هاي ارسی بر روي روان انسان و نور عبوري رنگی آن،مورد استقبال مردم آن دوره ها بوده است.ارسی در مساجد،حسینیه ها و کاخ ها نیز استفاده می شد.بنابراین ارسی آنطور که باید شناخته نشده است و دیگر استفاده اي از آن ها در ساخت بناهاي جدید نمی شود و این هنر زیبا که ریشه در نبوغ معمار ایرانی داشته،در خانه ها و معماري امروزه به فراموشی سپرده شده است. تحقیقات نگارنده نشان میدهد که با اینکه مطالعات زیادي در زمینه ارسی انجام شده و به بررسی نمونه هاي موردي زیادي از ارسی پرداخته شده است،اما به حکمت استفاده از شیشه هاي رنگی در ارسی ها و جزئیات ارسی ها دقت نشده است. امروزه در کشورهاي مختلف جهان و در جاي جاي ساختمان هاي ساخته شده در دنیا از شیشه هاي رنگی در ساختمان ها و فضاهاي عمومی ، بخصوص در کلیساها استفاده شده و بر تاثیرات شیشه هاي رنگی آگاه هستند ولی در معماري جدید ایرانی هیچ اهمیتی به این هنر زیبا داده نمیشود.باشد که با معرفی این هنر شگفت انگیز،گامی در جهت استفاده مجدد حتی با شکلی متفاوت صورت بگیرد. این پژوهش به صورت توصیفی و بر مبناي روش کتابخانه اي انجام شده است. و در روش کتابخانه اي به طور عمده از دست نوشته ها و مدارك مکتوب مرتبط با هنر ارسی سازي و شیشه هاي رنگی استفاده شده است.

نور و رنگ

“ماده،نور خاموش است… وقتی که نور دست از نور بودنش بر دارد ماده می شود.در سکوت،تمایل بودن نهفته است بودن براي چیزي.در نور نیز تمایل بودن نهفته است،بودن براي خلق کردن چیزي”(گروتر،”(۴۴۹:۱۳۸۸لویی کان ” »معماري بازي اگاهانه،صحیح و شکوهمند حجم هایی است که در زیر نور با یکدیگر در امیخته اند.«این جمله گفتار معمار مشهور فرانسوي،لوکوربوزیه (۱۹۳۷)است وتا کنون بار ها به عنوان یکی از تعریف هاي پایه اي معماري نقل شده است.معمار،همانند

هر هنرمند یا صنعتگر دیگر،به ابزار خود مینگرد.شاعر به واژه ها،اهنگ ساز به نت ها و معمار،بیش از هر چیز به نور توجه دارد.مواد،جنسیت ها و نقوش پس از تبدیل شدن به نور است که به کمک چشم درك میشوند.بنابراین،گوهر معماري نور است و منبا اصلی ان نور خورشید. (افشار نادري، (۱۳۸۱

پنجره ها در اغاز هیچگاه وسیله ي دید نبودند.نور می توانست از پنجره ها به درون بتابد اما نه امکان نگاه از پنجره به خارج وجود داشت و نه به عکس،پنجره در اغاز از صفحات بسیار نازك سنگی ساخته شد.مثلا سنگ مرمر و سفید و بعد ها از شیشه هاي مات،ایجاد نوعی جدایی بین درون و بیرون از نظر گرما و سرما که در عین حال امکان ازادي دید را بدهد ،به دلیل تکنیک و مصالح ممکن نبود،اما این نوع آزادي دید امروزه در همه جا مطلوب نیست،در معماري ممالک عربی شبکه هاي ریز چوبی که در مقابل پنجره قرار می گیرد یکی از عناصري است که بسیار مورد استفاده قرار می گیرد.با استفاده از این شبکه ها می شود بیرون را دید بدون اینکه بیننده دیده شود.فرهنگ اسلامی این شبکه هارا با خود به اسپانیا اورد و از انجا به امریکا جنوبی برده شد.اسلام چنین نوعی از حجاب را به شرق هم برد و در هندوستان نمونه هاي سنگی ان دیده می شود. (گروتر،(۴۶۲ : ۱۳۸۸

-۳نقش نور در شیشه هاي رنگی

بعضی از نویسندگان با نمادگرایی عرفانی به نظارت دقیق منابع و بازي با نور در معماري اسلامی تاکید ورزیده اند.نور در نظر این نویسندگان نماد وحدت الهی است معتقدند که ” هنرمند مسلمان در انتقال ماده باید از نوسان و ارتعاش نور بهره بگیرد”نور در معماري اسلامی علاوه بر بعد مذهب کارکردي دوسویه داشت:سایر عناصر تزئین را مشخص می کرد و نقوش ازآن مایع می گرفت.عناصر معماري در بناهاي اسلامی و مواد تزئین آن طوري شکل میگرفت که نور را منعکس،منکسر و منتقل می کرد. نور با این مفهوم همچون آب به تزئین معماري اسلامی کیفیتی پویا می بخشد و نقوش،اشکال و طرح ها به درون زمان میکشید.روز که فرو می نشست اشکال بر طبق زوایاي نور و سایه،مثال یک کالیدوسکوپ تغییر می یافت.به محض اینکه نور از لابه لاي مشاربیه هاي چوبی،جداره هاي گچی و مرمري از شیشه هاي منقوش پنجره ها رد می شد نقوش را بر روي سطوح پشتی و داخلی نمودار می ساخت و پوششی زمان مند متغیر از رنگ و سایه پدید می آورد.رشته جلوه هایی که در معماري اسلامی از راه چندگونگی جداره هاي نور پدید می آمد،خارق العاده بود.انگیزه اصلی این نوع جلوه ها باید از شگردهاي مشابه موجود در جهان کلاسیک متاخر منشا گرفته باشد چون در این دوره از پنجره ها و جداره هایی با طرح هندسی استفاده می شده است.اما جلوه طرح که با نور روي طرح دیگر می افتاد خاص جهان اسلام و منحصر به فرد بود. (میشل،۱۷۳: ۱۳۹۱ ).نمونه زیبایی از این نورپردازي را در مسجد نصیر الملک شیراز میتوان دید(تصویر .(۱در این بنا تابش نور از بین شیشه هاي رنگی خرد شده محیط را متبرك کرده است.گویی ملاحظه شأن و منزلت انسان و تاکید بر فضیلت آن دارد و می خواهد غم درون انسان را به فراموشی سپارد.(پور عبداالله،.(۲۸۴: ۱۳۸۹شیشه هاي رنگی چیده شده درون مشبک هاي چوبی،با طرح پرکار هندسی،یکی دیگر از روش هاي نور پردازي جادویی فضاي داخلی ساختمان هستند،خصوصا که فضاي درون نیز به خودي خود به لحاظ نقش و رنگ کانلا غنی است.زیبایی شناسی ایرانی به عبارتی زیبایی شناسی »تاکید« و »اغراق«است.در مسجد وکیل شیراز (تصویر .(۲نقش حاصل از تابش نورهاي رنگی بر فرش هاي الوان و پرنقش و نگار خوانیی نقوش را کاهش می دهد و به جاي آن حس سیراب شدن از پیام هاي بصري را القا می کند. (افشار نادري،