نقش هزینه یابی بر مبنای هدف در اصلاح الگوی مصرف

چکیده
اصلاح الگوي مصرف نیزعبارت است از نهادينه كردن روش صحيح استفاده از منابع كشور به قسمي كه سبب ارتقاي شاخص‌هاي زندگي مردم و كاهش هزينه‌ها شده و از اين منظر زمينه‌اي براي گسترش عدالت عمومي است. از طرفي الزام مصرف بهينه باعث شده تا علاوه بر پيشرفت علمي ناشي از ارتقاي فناوري در طراحي و ساخت وسايل و تجهيزات بهينه مطابق با استان

داردهاي جهاني، فرصت توزيع مناسب منابع و پيشرفت در بخش‌هايي كه كمتر مورد توجه قرار داشته نيز فراهم شود. هزینه یابی هدف یک ابزار راهبردی قوی است که سازمان را هم زمان قادر به یافتن سه بعد کیفیت، هزینه و زمان می کند تا هزینه ها را قبل از وقوع کنت

رل کند. از طرف دیگر هزینه یابی برمبنای هدف را می توان به عنوان فرایند سیستماتیک مدیریت هزینه و برنامه ریزی سود توصیف کرد که کاهش هزینه ها را با متمرکز کردن تلاش تمامی دوایر مربوط به یک شرکت مانند بازاریابی، مهندسی، تولید و حسابداری انجام می دهد تا فرایند کاهش هزینه در مراحل قبل از تولید انجام می شود.
کلمات کلیدی:
اصلاح الگوی مصرف، مدیریت هزینه، هزینه یابی هدف، هزینه یابی، حسابداری

مقدمه
اصلاح الگوی مصرف که به معنی نهادینه کردن روش صحیح استفاده از منابع کشور است، سبب ارتقای شاخص‌های زندگی و کاهش هزینه‌‌ها شده و زمینه ای برای گسترش عدالت است. از طرفی الزام مصرف بهینه باعث می شود تا علاوه بر پیشرفت علمی ناشی از ارتقای فن آوری در طراحی و ساخت وسایل و تجهیزات بهینه مطابق با استانداردهای جهانی، فرصت توزیع مناسب منابع و به تبع آن پیشرفت در دیگر بخش هایی که کمتر مورد توجه بوده است نیز فراهم گردد. اصلاح الگوي مصرف نيازمند فرهنگ‌سازي پايدار

است، و اين خود نيازمند راهكاري است تا همه افراد جامعه الزام رفتارهاي اصلاحي در مصرف را احساس كنند و به تدريج اين رويه نهادينه شده و به يك رفتار پايدار و نهايتاً به يك فرهنگ عمومي در تمامي عرصه‌ها تبديل شود. اصلاح الگوي مصرف در دو سطح «توليد كالا» و «مصرف كالا» قابل بررسي است. در سطح توليد كالا كه از مرحله تبديل مواد خام تا انتقال و توزيع به مصرف‌كننده را شامل ‌مي‌شود، نياز است كه سازندگان و

توليدكنندگان هر دو بخش دولتي و خصوصي علاوه بر رعايت ضوابط قانوني فن‌آوري توليد، خود را با استاندارد جهاني و يا حتي‌الامكان با اقليم هر منطقه تطابق دهند.
با دقت در مفاهيم اصلاح الگوي مصرف و مقايسه آن با اصول و مباني بهره‌وري، مي‌توان به ارتباط عميق و تفكيك‌ناپذير اين دو موضوع پي برد. هدف از بهره‌وري به حداكثر رساندن استفاده از منابع، نيروي انساني و تسهيلات به طريقه علمي،كاهش هزينه‌هاي توليد، گسترش بازارها، افزايش اشتغال و كوشش براي افزايش دستمزدهاي واقعي به طوري كه به سود كارگر، مديريت و عموم مصرف‌كنندگان باشد. مديريت هزينه بر اين نگرش استوار است كه هزينه ها به خودي خود ايجاد نمي شوند بلكه تمام هزينه هاي توليد و يا انجام خدمات، محصول و نتيجه تصميم گيري هاي مديريت است كه عمدتاً معطوف به چگونگي استفاده از منابع محدود سازمان است. نگرش مديريت هزينه نقش مهمي در جهت دادن تصميمات

مديران به سوي ايجاد ارزش براي همه ذي نفع ها (سهام داران، مشتريان، كاركنان و جامعه) به عهده دارد و مي كوشد بين منافع ذي نفع هاي مختلف تلفيق مناسب و خلاقانه ايجاد كند.فلسفه و نگرش «مديريت هزينه» متشكل از مجموعه اي از ابزار و تكنيك هاست كه مي تواند به تجزيه و تحليل جامع تصميمات مديريت بپردازد و در هر مورد تصميمات مديريت را پشتيباني كند.مجموعه ابزار و تكنيك هاي «مديريت هزينه» كه به پيشبرد اهداف و برنامه هاي ياري مي رساند «سيستم مديريت هزينه » ناميده مي شود.

هزینه یابی هدف
مهم‌ترين مشخصه هر شركت قابليت بقا در مقابل رقبا مي‌باشد و براي بقا در بازار متلاطم امروزي، شركت مي‌بايد حداقل براي يك مدت معین به يك مزيت رقابتي خاص دست يابد. روش‌هاي بسياري براي دست‌يابي به اين مزيت رقابتي وجود دارد كه دو روش كلي آن عبارتند از رهبري قيمت و تنوع در محصولات است. مفهوم ساده رهبري قيمت، پايين نگه‌داشتن قيمت محصولات در مقايسه با رقبا است. تنوع در محصولات نيز زماني رخ مي دهد كه شركت موقعيت متمايزي در زمينه عملكرد محصول، ارائه خدمات يا كيفيت در بازار داشته باشد. بنابراين با توجه با شرايط رو به تغيير بازار و افزايش تنوع محصولاتي كه مشتري براي انتخاب در اختيار دارد، براي هر شركتي بسيار مهم است كه محصولات بهتر، ارزانتر و بسيار نوآورانه‌تري ارائه نمايد. افزايش كارایي محصولات داراي دو وجه هزينه و عملكرد است، به گونه‌اي كه يك تكنيك موثر و كارامد طراحي مي بايد در بر گيرنده هزينه و كارايي مشخص شده در مراحل اوليه طراحي محصول باشد.
هزینه یابی هدف به عنوان یک مقوله استراتژیک در مدیریت هزینه است که بحث اصلی آن برآورد هزینه برای محصول یا خدمت می باشد که بر اساس آن پس از فروش محصول یا ارائه خدمات، شرکت به درآمد بر مبنای هدف (درآمد مطلوب) دست می یابد.
در حقیقت هزینه یابی هدف رویکردی است برای رسیدن به بهای محصول یا خدمات در شرایطی که قیمت بر اساس رقابت تعیین می شود و سود مورد انتظار از پیش تعیین شده است. بنابراین در معادله کلی (بهای تمام شده-فروش=سود)، فر

وش و سود از پیش تعیین شده و قطعی فرض می شود. لذا باید هزینه و بهای تمام شده را به سطحی رساند که با فرض قیمت از پیش تعیین شده فروش و حداقل سود انتظاری، هزینه ها از سطح و میزان پیش بینی شده فزونی نیابد. آنچه کار مدیریت بنگاه را در این معادله دشوارتر می سازد این است که کاهش و کنترل هزینه ها بای

د با حفظ و حتی گاهی ارتقاء کیفیت نیز همراه باشد. به همین لحاظ می گویند، هزینه یابی هدف بخشی از فرایند مدیریت جامع برای بقاء سازمان در محیط رقابت فزاینده است.
هاروات با در نظر گرفتن كل طول عمر محصول، هزينه يابي هدف را به صورت ذيل تعريف مي نمايد :
” هزينه يابي هدف شامل يك مجموعه از روشهاي مديريتي و ابزارهايي است براي هدايت هزينه ها، تعيين اهداف فعاليت هاي طراحي و برنامه ريزي محصول جديد ، تامين كنترلهاي اوليه براي فازهاي بعدي عمليات وحصول اطمينان از اينكه اين محصولات به اهداف سودآور تعيين شده در طول عمر خود خواهند رسيد.
هزينه يابي هدف به وسيله كوپر و اسلاگمولدر به صورت زير تعريف شده است :
” هزينه يابي هدف يك رويكرد ساختار يافته براي تعيين هزينه در طول عمر محصول است به طوري كه تعيين نمايد محصول مورد نظر با چه شاخصهاي عملكردي و كيفيتي مي بايد توليد توليد شود تا در هنگام فروش با قيمت پيش بيني شده، به ميزان سود دلخواه در طول عمر خود دست يابد.”
در یک تعریف کلی می توان گفت هزینه یابی هدف رویکردی است سازمند برای تعیین اینکه محصول مورد نظر با کیفیت و قابلیت کارکرد مشخص، با چه بهایی باید تولید شود تا بتوان سود مورد انتظار را در قیمت فروش پیش بینی شده تحصیل کرد. در این تعریف این نکته اهمیت دارد که در آن تأکید شده است که هزینه یابی هدف چیزی است بسیار فراتر از فنون حسابداری مدیریت در واقع هزینه یابی هدف بخش مهمی از فرایند مدیریت جامع است که هدف آن کمک به سازمان برای بقا در محیط رقابت فزاینده است. در این معنی، عبارت هزینه یابی هدف اسم بی مسمایی است: این سیستم به دنبال هزینه یابی محصول نیست بلکه به عنوان یک فن مدیریتی در پی کاهش هزینه های چرخه عمر محصول است. تمامي تعاريف ارائه شده در رابطه با هزينه يابي هدف بر مبناي اين منطق استوار است كه يك شركت مي بايد محصولاتش را به گونه اي توليد نمايد كه سود دلخواه خود را از آن كسب نمايد. اگر محصول نتواند ميزان دلخواه سود را عايد سازمان نمايد، يا بايد طراحي آن تغيير يابد يا از گردونه توليد خارج شود. در اين راستا تعريف جامع و كاملي از هزينه يابي هدف به صورت زير ارائه شده است:
” به كارگيري مطلوب و توأم با كارآيي منابع سازمان در جه

ت ارزش آفريني براي مشتريان.”

اين تعريف بر اين نكته محوري تاكيد دارد كه سودآوري و رشد بنگاه از طريق خلق ارزش براي مشتريان تحقق مي يابد. منشأ ثروت زايي بنگاه هاي اقتصادي و سازمان ها مشتريان هستند و تنها مشتريان رضايتمند و خشنود وفادار مي مانند و به صورت پايدار به ايجاد ثروت در سازمان ها ادامه مي دهند. رضايتمندي مشتريان نيز به آن بستگي دارد كه ما تا چه ميزان در مقايسه با رقبا محصول و خدمات ارزشمند و داراي كيفيت را با قيمت مناسب و در زمان مناسب به آنان عرضه مي كنيم. «مديريت هزينه» مفهومي است كه به ميزان زيادي تحقق هدف فوق را برآورده مي سازد. مديريت هزينه فلسفه بهبود است زيرا مي كوشد راه هاي مناسب براي تصميم گيري هايي كه متضمن ارزش آفريني براي مشتریان همراه با کاهش هزینه ها است را بیابد .
اهداف هزینه یابی هدف
هزینه یابی هدف کاهش هزینه ها را در مرحله قبل از تولید و با متمرکز کردن تلاش تمامی دوایر مربوط به یک شرکت و ایجاد انگیزه در تمام کارکنان شرکت برای رسیدن به هدف سود در فرایند توسعه محصولات جدید را به عنوان هدفهای اصلی دنبال می کند. مدیریت هزینه با بکارگیری هزینه یابی هدف که مستلزم: (۱) تصمیم گیری در خصوص اینکه چه محصولی در نظر است فروخته شود. (۲) تعیین قیمت فروش که رقابت موجود اجازه می دهد. (۳) مدیریت هزینه ها به منظور تحصیل سود مورد انتظار است، با دایره فروش و بازاریابی و دایره مهندسی، همکاری نزدیک دارند. منظور از هزینه یابی بر مبنای هدف، کاهش هزینه و گزینش تدبیرهای مناسب برای مدیریت مؤثر هزینه ها در مراحل تحقیق، توسعه و طراحی (مراحل قبل از تولید) است. زیرا از آنجا که فرآیندها و روش های تولید، نوع تجهیزات و نوع محصول قبلاً در مرحله برنامه ریزی مشخص و تثبیت شده است. لذا تلاشهایی که برای کاهش هزینه ها در مرحله تولید می شود اثر محدود دارد. هزینه یابی هدف یک مهندسی معکوس است که در ابتدا مراحل طراحی محصول، نتایج احتمالی را با تحقیقات بازار پیش بینی کرده و سعی دارد محصولی با بهای تمام شده مشخص که هم تأمین کننده سود مورد نظر مدیریت و هم تأمین کننده نیازهای مشتری (از لحاظ قیمت، کیفیت و کارکرد) باشد ارائه کند.
مزیت های هزینه یابی هدف
هزینه یابی بر مبنای هدف از کارسازترین روشهای مدیریت هزینه است، زیرا با سایر استراتژیهای مدیریت که امروزه در بازارهای رقابتی و مخصوصاً بازار تجارت آزاد جهانی برای محصولات با چرخه عملیاتی کوتاه مدت به کار گرفته می شود مقایسه پذیر است. محاسبه هزینه بر مبنای هدف، این امکان را فراهم می آورد که شرکتها هدف کاهش هزینه را در قالب عملی بیان کنند. این کار ابزار نیرومندی برای مدیران فراهم می آورد، زیرا حسابداری مدیریت از

این راه، با محصول رابطه بسیار نزدیکی پیدا می‌کند و درک اطلاعات تهیه شده به وسیله سیستم حسابداری مدیریت نیز برای کارکنان آسان می شود. هزینه یابی هدف یک ابزار راهبردی قوی است که سازمان ها را همزمان قادر به یافتن سه بعد کیفیت، هزینه و زمان می کند و هزینه ها را قبل از وقوع کنترل می کند. همچنین هزینه یابی هدف، فرهنگی را مقرر می‌کند که به مشتری ارزش دهد، کارکردهای هم عرض را هماهنگ می سازد و اطلاعات را شفاف می‌کند. اگر در اجرا و حفظ یک سامانه‌ی هزینه یابی هدف مؤثر، موفق باشیم علاوه بر موارد بالا، قادر به انجام مواردی به شرح زیر خواهیم بود:

(۱( تعیین هزینه انتظاری تولید محصول یا ارائه خدمات، (۲)دستیابی به هزینه کارآتر، (۳) شناسایی نیازهای مشتریان، (۴) افزایش سودآوری در بلند مدت، (۵) تطابق فعالیت های شرکت با نیازهای مشتریان، (۶) ورود به رقابت جهانی، (۷) آگاه ساختن اعضای کاری از اهداف هزینه و احساس تعهد آنها نسبت به نوآوری در محصول، (۸) استفاده از فرصت های موجود در بازار، (۹) کاهش بهای خرید قطعات ومواد، (۱۰) ایجاد انگیزه و روحیه کار گروهی در سازمان و….
هزینه یابی هدف در مقایسه با مدیریت سنتی هزینه
متداولترین سامانه مدیریت در برنامه ریزی سود، رویکرد سنتی می باشد که همان رویکرد بهای تمام شده به علاوه درصدی سود است،جذابیتهای روش هزینه یابی سنتی به دلیل سهولت استفاده و سهولت درک، در مواردی که چرخه عملیات ساخت محصول طولانی، رقابت محدود و تقاضای داخلی برای خرید محصول بالا باشد انکار ناپذیر است اقلام هزینه به راحتی از طریق سیستم حسابداری مورد محاسبه قرار می گیرد. در این رویکرد ابتدا هزینه های اولیه تولید را برآورد و سپس حاشیه سود را برای به دست آوردن قیمت بازار به آن اضافه می کنند و اگر بازار این قیمت را نپذیرفت شرکت در یافتن راههایی برای کاهش هزینه تلاش می کند در صورتی که هزینه یابی هدف با قیمت بازار و حاشیه سودی که برای محصول برنامه ریزی شده است و با برقراری هزینه های مجاز محصول شروع می شود و طراحی عملیات و تولید، پس از آنکه هزینه محصول تا میزان هزینه مجاز کاهش یافت، آغاز می شود
اصلاح الگوی مصرف
اصلاح در لغت به معنی به صلاح آوردن، سامان بخشیدن و تغییرات است اما اصلاح به تغییراتی اطلاق می شود که در جهت رساندن امور به مصلحت و تصحیح و تغییر در انحرافاتی که از مسیر درست و واقعی خارج شده است بر این اساس اصلاح الگوی مصرف سامان بخشیدن و به مسیر صحیح وارد کردن چارچوب های تعیین شده کیفیت وکمیت مصرف است و به تعبیری نوع مصرف جامعه باید طوری تغییر کند که به خیر وصلاح فرد و جامعه باشد . اصلاح برای همه جوامع یک ضرورت است و هدفش برطرف کردن انحرافات می باشد. سخن از

تدوین یک الگو و نقشه ای است که اگر مصرف جامعه براساس آن ساماندهی شود، جامعه به همان میزان مصرف نسبت به حالت قبل از سطح ثروت و رفاه چند برابری برخوردار می شوند .
الگويي بودن شيوه‌ي مصرف
نگاهي به مطالعات انجام شده در مورد شيوه‌هاي مصرف اين نظر را تقويت مي‌کند که شيوه‌ي مصرف، يک طريقه‌ي مصرف الگويي و مدل‌واره است. الگويي بودن شيوه‌ي مصرف به اين معناست که انتخاب کالاهاي مصرفي مادي و فرهنگي اگرچه يک انتخا

ب شخصي است و فرد مستقيماً و با اراده و خواست خود در ميان کالاهاي مصرفي دست به انتخاب مي‌زند و آن فرد با توجه به درآمد و امکانات مالي، قدرت خريد، قيمت کالا، ذوق و سليقه و علائق‌اش و نيز ارزش‌هايي که به آن‌ها اتکاء و باور دارد دست به انتخاب مي‌زند اما از آنجا که «انتخاب شخصي» تحت تأثير عوامل و متغيرهاي اجتماعي‌اي چون متغيرهاي اجتماعي – دموگرافيک (سن، جنس، محل تولد، نوع شغل و…) و متغيرهاي سبک زندگي، پايگاه اجتماعي، طبقه‌ي اجتماعي، قشربندي اجتماعي و ساير متغيرهاي اجتماعي اثر گذار بر شيوه‌ي تفکر، احساس و رفتار فرد است، بنابراين انتخاب‌هاي شخصي وجه اجتماعي- فرهنگي پيدا مي‌کنند و در يک جامعه و متن يک فرهنگ، انتخاب‌هاي شخصي مدل‌واره و الگويي مي‌شوند و در يک جامعه انواعي از الگوهاي مصرف که جنبه‌هاي اجتماعي دارند نه فردي وجود دارند و تغييرات در الگوهاي مصرف تابعي از تغييرات در عوامل شکل دهنده و ابقاء کننده‌ي الگوهاي مصرف در آن جامعه است. در نتيجه اين فرض جدي مي‌نمايد که «در يک جامعه‌ي آماري معين و در داخل افراد متعلق به يک قشر اجتماعي و پايگاه اجتماعي معين، تنها چند نوع الگو مصرف وجود دارد و همه انتخاب‌هاي شخصي کالاهاي مصرفي مادي و فرهنگي در تبعيت و تحت تأثير الگوهاي مصرف غالب بر آن جامعه آماري معين صورت مي‌گيرد. از آنجا که در انتخاب هاي شخصي افراد متعلق به يک جامعه آماري معين شباهت ها و تفاوت ها معنادار است.در نتيجه اين نظر را که شيوه‌ي مصرف کالاها الگويي است تقويت مي‌کند.
اهداف و ضرورت‌هاي اصلاح الگوي مصرف
۱٫ اصلاح فرهنگ مصرف بي‌رويه به مثابه پديده نكوهيده، غيرفرهنگي و ضدتوسعه در عرصه‌هاي مختلف

۲٫ جلوگيري از هدر رفتن و اتلاف منابع مهم كشور بويژه در حوزه منابع تجديدناپذير
۳٫ تخصيص بهينة منابع و دستيابي به اقتصاد قويتر، رشد افزونتر و توسعه فراگير و پايدار
۴٫ كاهش هزينه‌ها در سطوح مختلف و كاهش وابستگي به ويژه به درآمد نفت
۵٫ ايجاد بستر مناسب براي بسط عدالت و كاهش فاصله بين طبقات مختلف جامعه
۶٫ ايجاد بستر مناسب براي دستيابي به اهداف تعيين شده در سند چشم‌انداز بيست ساله كشور

راهکارهاي اساسي اصلاح الگوي مصرف

آنچه بر اصلاح الگوي مصرف و دستيابي به فرهنگ بهينه مصرف در کشور داراي اهميت مي‌باشد اين است که اصلاح الگوي مصرف نيازمند تبيين استراتژي و تعيين خط مشي است که طي آن، اين اصل به يک شعار تغيير ماهيت ندهد؛ در واقع لازمه دستيابي به اين مهم در کشور، خيزش و حرکتي عميق از سوي مسئولان و همه جامعه مي‌باشد؛ لذا مي‌بايست همگي اين اصل را يک ضرورت دانسته و فعاليت‌هاي خود را در راستاي رسيدن به اين اصل مهم برنامه‌ريزي نمايند و براي دستيابي به اين امر فرهنگ ساز اقدام نمايند. لذا پرهيز از شعارزدگي و حفظ صيانت اصل موضوع به عنوان مهمترين عامل در مسير اصلاح الگوهاي مصرفي و همچنين تبيين و تحقق آن وظيفه اصلي همه مردم و مسئولين به شمار مي‌رود.
۱- فرهنگ سازي
يکي از پيش نيازهاي اين مسير براي رسيدن به نتيجه مطلوب، زمينه‌سازي ذهني و فرهنگي براي اقشار مختلف جامعه است. امروز هر فردي از اعضاي جامعه بايد بداند که در فعاليت‌هاي خود بايد به بهينه مصرف کردن منابع مادي اقدام نمايد تا کشور به اهداف تعريف شده در سند چشم انداز بيست ساله نظام برسد و شکوفايي در همه ابعاد ملي تحقق يابد. لذا بدون ايجاد فرهنگ اين کار و طراحي و تامين بايسته‌هاي آن به طور قطع راه به جايي نخواهيم برد. چرا که اصلاح الگوهاي مصرف در کشور يک شب و به طور ناگهاني و با صدور يک دستورالعمل و بخش نامه عملي نمي‌شود. لذا فرهنگ سازي پايدار بستر اصلي نهضت اصلاح الگوي مصرف مي‌باشد.
۲- مديريت قوي
داشتن مديريت مدبرانه و عاقلانه مصرف يکي ديگر از ضروريات اوليه اين امر به حساب مي‌آيد. وجود مديريت صحيح و عاقلانه در سطح کلان در جهت هدايت و تدوين انتخاب يک استراتژي راهبري، زمينه تحقق اين طرح ملي و آينده ساز که حقيقتاً پيشرفت کشور و توسعه عدالت در گرو آن است از ضروريات اجتناب ناپذير مي‌باشد. مدیران با برنامه ریزی صحیح و با استفاده از فناوری های نوین می تواند نوع و روش مصرف را تغییر داده و در اجرای اصلاح الگوی مصرف و بهینه نمودن مصرف تلاش نمایند.
۳- طراحي سازوکار
يکي ديگر از پيش نيازهاي اصلي در مسير اصلاح

الگوي مصرف، ترسيم اهداف، ابعاد و راهکارهاي رسيدن به موضوع و تعيين شاخص‌هايي براي سنجش و ارزيابي روند و چگونگي پيشرفت امور است. بايد براي جلوگيري از مصرف گرايي و اتلاف منابع و فرصت‌ها و هزينه‌ها در تمامي حوزه‌ها، سند و نقشه راهبردي تهيه و ابلاغ شود. يعني با تهيه اين سند، مديران، مسئولان و فرماندهان سازمان‌هاي مختلف مي‌توانند با اجرا و به کارگيري روش‌ها و شيوه‌هاي مدون، خود را در مسير تحقق اين اصل مهم قرار دهند.
۴- جلب مشارکت مردم
۱) جلب مشارکت مردم و افزايش آگاهي‌هاي

آنان نسبت به مصرف صحيح امکانات و منابع از ديگر راهکارها در مسير اصلاح الگوي مصرف مي‌باشد. حقيقتاً اصلاح الگوي مصرف در جامعه از کارهايي انجام شدني است که هر يک از اعضاي جامعه با مشارکت و ملزم نمودن نمودن خود به درست مصرف کردن از منابع، منافع عظيمي را براي جامعه حاصل مي‌نمايد.
۲) گنجاندن اصلاح در نظام آموزشي کشور به گونه‌اي که هر چه سطح آموزش بالاتر رود اطلاع و شناخت بيشتري در خصوص درک و ضرورت اصلاح الگوي مصرف در جامعه حاصل شود.
۳) استفاده و بهره‌گيري از برنامه‌هاي تلويزيوني و رسانه‌اي در راستاي اصلاح الگوي مصرف
۴) گنجاندن برنامه اصلاح الگو در برنامه توسعه کشور و مصوبه‌هاي دولت.
۵) ارائه الگوي آموزشي مناسب و اصولي به مردم از طريق سازمان‌ها و نهادهاي ذي ربط، براي مثال سازمان برق مي‌تواند از طريق آموزش مصرف بهينه در برگه‌هاي قبوض مصرفي مشترکين به ارائه الگوهاي مناسب مصرفي در جهت اصلاح مصرف اقدام نمايد.
۶) ارايه الگوي مصرفي مناسب عملي اعم از اداري و خصوصي کليه مسئولين کشور
۷) تغيير در فرهنگ مصرف کنوني و ضد ارزش نشان دادن مصرف گرايي بر اساس ارزش‌ها و آموزه‌هاي ديني
۸) مبارزه با تهاجم فرهنگي غرب در ايجاد فرهنگ ناپسند مصرف گرايي و تجمل پرستي با آگاه‌سازي و تعميق بينش و بصيرت سياسي و اسلامي افراد جامعه.

نقش استاندارد در اصلاح الگوي مصرف
اصلاح الگوي مصرف در دو سطح «توليد کالا» و «مصرف کالا» قابل بررسي است. مسئولين کشور مي‌توانند در گام اول با الزام توليد‌کنندگان به رعايت استانداردهاي توليد و بکارگيري ضوابط مرتبط و در گام دوم با فرهنگ سازي نحوه مصرف بهينه منابع و اس

تفاده از کالاهاي استاندارد در خانواده در اين مسير قرار گيرند چرا که در حقيقت اصلاح الگوي مصرف همان بهبود استفاده از استاندارد سازي در همه ابعاد است. چه در توليد و چه در مصرف و چه در عرضه خدمات و الزام به تعريف و رعايت استاندارد در کليه فعاليت‌هاي فردي و اجتماعي مي‌تواند موجب کاهش هزينه، ضايعات و حتي مرگ و

مير انسان‌ها شود.

نقش هزینه یابی هدف در اصلاح الگوی مصرف
هزینه یابی هدف، کاهش هزینه ها را در مرحله قبل از تولید دنبال می کند. در اصلاح الگوی مصرف سعی در این است که با تغییر نوع مصرف و استفاده از مصرف بهینه و مطلوب به سوی بهره وری در موسسات تولیدی گام بر دارد و هزینه یابی هدف نیز با همین هدف یعنی کاهش و حذف برخی از هزینه ها و تغییر در نحوه مصرف در موسسات موجب سود آوری شرکت می گردد. این مدل با در نظرگرفتن سه عنصر کیفیت، هزینه و زمان ضمن ارزش دهی به مشتریان و حفظ کیفیت محصول و کاهش بهای تمام شده با حذف هزینه های غیر ضروری و تغییر نوع مصرف وکاستن هزینه های آن ضمن ارایه الگوی مصرفی خوب و انجام تولید بهینه موجبات تولید محصول با قیمتی مناسب می گردد. مدل هزینه یابی هدف با در نظر گرفتن قیمت بازار رقابتی در برنامه ریزی، تعیین هزینه تولید با استفاده از قیمت فروش، کنترل و نظارت بر هزینه ها قبل از وقوع آن، استفاده از اطلاعات مشتریان به عنوان راهنمایی برای کاهش هزینه ها و استفاده از زنجیره ارزش در برنامه ریزی های بهای تمام شده ، متفاوت با هزینه یابی سنتی حرکتی در اصلاح الگوی مصرف ، رضایتمندی مشتری و سودآوری موسسه است.

نتیجه گیری
در اصلاح الگوی مصرف یکی از راهکارهای اساسی که تاثیر زیادی دارد مدیریت می باشد . مدیریت با در نظر گرفتن ابزارها و راهکارهای گوناگون مدیریتی که در اختیار دارد با حذف،کاهش و یا تغییر مصرف و یافتن مصرف بهینه می توانند گام بزرگی در اجرای اصلاح الگوی مصرف بردارد. هزینه یابی هدف به عنوان یکی از این ابزارها با قابلیت هدایت هزینه و تعیین اهداف فعالیت های طراحی و برنامه ریزی محصول جدید، تأمین کنترل های اولیه برای فازهای بعدی عملیات و تعیین سود آوری محصولات و… قادر است مدیریت را در رساندن به بهره وری، سودآوری مناسب، بهبود مصرف و اجرای صحیح اصلاح الگوی مصرف کمک کند.

منابع و مأخذ :
۱) ثقفی، دکتر علی و دکتر رحیم ارباب اسماعیلی، «بررسی اثرات اقتصادی پیوستن ایران به سازمان تجارت جهانی بر روی صنعت خودرو با نگرش به روشهای حسابداری مدیریت در شرکت ایران خودرو»، نشریه مطالعات حسابداری، شماره ۵، بهار ۱۳۸۳٫
۲) حجازی، رضوان، «مدیریت هزینه بر مبنای هدف» ، مجله دانشکده علوم اداری و اقتصاد دانشگاه اصفهان، سال پانزدهم، شماره ۱، بهار ۱۳۸۲٫

۳) خوش طینت، محسن و اشرف جامعی ، «هزینه یابی هدف، شناخت، کاربرد و ضرورت بکارگیری آن»، نشریه حسابرس شماره ۱۶، سا ل چهارم، مهر و آبان ۱۳۸۱ .
۴) دستگیر، محسن و جواد عرب یارمحمدی، «بررسی موانع بکارگیری هزینه های هدف در شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران»، فصلنامه بررسی های حسابداری و حسابرسی، سال دوازدهم، شماره ۳۹ ، بهار ۱۳۸۴٫
۵) دستگیر، محسن و ناصر ایزدی‌نیا، «مدیریت مبتنی

بر ارزش»، حسابدار شماره ۱۵۵، سال هیجدهم.
۶) رحیمیان ، نظام الدین، «مقایسه قیمت‌گذاری بر مبنای هزینه به اضافه چند درصد و قیمت گذاری بر مبنای هدف»، نشریه حسابرس شماره ۶ سال دوم، بهار ۱۳۷۹٫
۷) سماواتی، رضا «ویژگی‌های بارز حسابداری مدیریت در ژاپن»، نشریه حسابرس شماره ۱۰، سال سوم، بهار ۱۳۸۰٫
۸) شباهنگ ، رضا، «حسابداری مدیریت»، انتشارات سازمان حسابرسی، نشریه ۱۳۱، چاپ ششم ۱۳۷۸٫
۹) طیبی راد،وحید وسیمرغ ،سمیه، مفاهیم نوین مدیریت هزینه پیش نیاز اصلاح الگوی مصرف در سازمانها، همایش منطقه ای اصلاح الگوی مصرف، چالشها و فرصت های فرا روی،آذرماه ۱۳۸۸
۱۰) عالی ور، عزیز، «حسابداری صنعتی، مفاهیم و کاربردها در هزینه یابی – جلد اول»، انتشارات سازمان حسابرسی، نشریه ۱۵۸ ، چاپ دوم ، دی ماه ۱۳۸۱٫
۱۱) عزتی، مرتضی، اصلاح الگوی مصرف، پژوهشکده مطالعات وتحقیقات بسیج، چاپ اول، ۱۳۸۸
۱۲) مکرمی ، یدالله ، «هزینه یابی هدف: روشی اثربخش برای مدیریت هزینه‌ها، حسابدار شماره ۱۳۲، سال ۱۳۷۸٫
ولی پور،مهرداد و احمدی ،سعید، هزینه یابی بر

مبنای هدف، راهکاری کلیدی در اصلاح الگوی مصرف، همایش منطقه ای اصلاح الگوی مصرف، چالشها و فرصت های فرا روی،آذرماه ۱۳۸۸

۱۴) Horongren and foster, “Cost Accounting a Mana

gerial Emphasis”, ۸ th ed, prentice Hall. Inc, new jersey. USA, 1994.
15) Castellano and Young, “Speed splashes an interactive team – based target costing exercise”, journal of Accounting Education 2003, pp 149-155, www.elsevier.com/locate/jaccedu
) Dal_RI.F, Alonso.I, Duarte.C, 2005″Modeling the Subjectivity in the target costing Process: an experimental approach based on the fuzzy logic concepts” the international journals of digital accounting research volume 5_number 1016