چکیده

در میان مهارتهای مورد نیاز قرن ۲۱ توانایی تطبیق مستمر با افرادی از فرهنگهای مختلف و توانایی اداره ارتباطات بین فرهنگی حائز اهمیت است. محیط کار جهانی، نیاز به افرادی دارد که به فرهنگهای مختلف آشنا باشند وبتوانند با افراد سایر فرهنگها ارتباط مناسب برقرار کنند. برای این منظور افراد نیاز به هوش فرهنگی دارند. توانایی فرد برای تطبیق با ارزشها، سنتها و آداب و رسوم متفاوت از آنچه به آنها عادت کرده است و کار کردن در یک محیط متفاوت فرهنگی، معرف هوش فرهنگی است. هوش فرهنگی، منبع بالقوهای برای ایجاد مزیت رقابتی است . در این تحقیق به نقش هوش فرهنگی در ایجاد مزیت رقابتی برای سازمانها پرداخته و ابعاد مختلف آن را معرفی می نماید . این تحقیق قصد دارد با شرح جنبه های مختلف هوش فرهنگی نقش و اهمیت آن را به عنوان یک شایستگی برای مدیران نشان دهد. این مقاله قصد دارد با توجه به مطالعات محققین مختلف به بررسی نقش هوش فرهنگی در اثربخشی مدیریت بپردازد.

واژگان کلیدی : هوش فرهنگی ، هوش ، فرهنگ،مدیریت

×
Role of cultural intelligence in the management×
×

Abstract The ability to make effective intercultural communication is very important in 21st. century. Global business
environment needs to the people who are familiar with different cultures. For this reason, managers need to have

cultural intelligence. This paper explores some of the key issues related to cultural intelligence in management. The importance of cultural intelligence roles in organization is shown in this paper. This paper tries to present

that cultural intelligence is a potential source to develop the competitive advantage for organizations.

Keywords : Cultural intelligence, intelligence, culture, management

×

۱

-۱ مقدمه

همیشه این سئوال برای ما پیش میآید که چرا برخی از مدیران در محیطهای کاری خود موفقتر از دیگران هستند؟ چرا برخی از مدیران فرهنگی میتوانند اعتماد بیشتر مخاطبان را جلب کرده و سریعتر با هزینه کمتر به اهداف سازمانی خود دست پیدا کنند؟ چرا برخی از مدیران با مدیران رده بالاتر خود راحتتر رابطه برقرار کرده و با کارکنان متعلق به فرهنگهای مختلف رابطه برقرار کرده و آنها را در فعالیتهای جمعی مشارکت میدهند؟ چرا برخی از مدیران میتوانند به کسانی که دنیا را به مشکلی متفاوت تر از آنها میبینند احترام گذاشته و با آنان تعامل مناسبتری داشته باشند ؟ در حالی که برخی از مدیران میتوانند از پس مدیریت تفاوتهای موجود در دفتر کار خود برآیند. (اسماعیلی و نیک بخت، ۱۳۹۰، (۳۴ یادگیری رهبری با هوش فرهنگی به طوری است که مدیر بتواند از طریق تقویت و افزایش هوش فرهنگی خود، در فعالیتهای فرهنگی موفقتر شود .

هوش فرهنگی را میتوان نوعی توانمندی دانست که یک مدیر برای انجام فعالیت در بخش فرهنگهای ملی، قومی و یا سازمانی کسب کرده است . هوش فرهنگی به مدیر در مجموعه سازمانی کمک میکند که به جای کنترل قاعدههای متفاوت که در محیط و در میان مخاطبان وجود دارد بینش جامع را در خود به وجود آورد تا منجر به رهبری اثربخش در محیط شود. (اسماعیلی و نیک بخت، ۱۳۹۰، (۳۴ هوش فرهنگی مهمترین ابزاری است که می توان برای مواجهه با موقعیت های چند فرهنگی به کار گرفت . هوش فرهنگی کمک می کند با درک سریع

و صحیح مولفه های فرهنگی مختلف ، رفتاری متناسب با هر یک از آنها بروز دهیم ، از طرفی با روند رو به رشد جهانی سازی به خصوص انسجام اقتصادی ، فرهنگ به عنوان جزء نامرئی ، ولی اساسی در تعاملات بین المللی بیش از پیش خودنمایی می کند . یکی از جدیدترین دیدگاههای مدیریتی در این گستره ، توانایی های لازم موفقیت مدیران را بر اساس هوش های چندگانه ارزیابی می کند به عبارت دیگر مدیران جهانی باید علاوه بر برخوردار بودن از هوش تحلیلی و هوش عاطفی ،از هوش فرهنگی مناسبی برخوردار باشند . (خاشعی و مستمع ، (۱۳۹۰

-۲ چرا به هوش فرهنگی نیاز داریم؟

امروز رهبری در سازمانهای مختلف به ویژه سازمانهای فرهنگی یک چالش چند فرهنگی است. تعداد معدودی از مدیران نسبت به این موضوع آشکار، نیازمند متقاعد شدن هستند. در سطح بینالمللی سازمانها و مؤسسات در یک بازار جهانی با فرهنگهای مختلف مواجه هستند که سلیقه، گرایش و رفتارهای متفاوتی را تجربه میکنند. این مدیران مجبورند کالاها و محصولات یا فرآوردههای خدماتی خود را به دیگران عرضه نمایند که با آنان تفاوت دارد؟ یا سازمانها و مؤسساتی که مجبورند کارمندان خود را به دیگر مأموریت ها بفرستند که با محیط آنان تفاوت دارد؟ همیشه این پرسش مطرح میشود که کدام کارمند در مأموریت خود توفیق بیشتری کسب میکند؟ یا در محیط کاری خود با کارکنانی مواجه هستند که دارای پیشینه فرهنگی متفاوتی هستند؟ هر کدام در یک بستر فرهنگی خاص رشد یافته اند. ارشها و هنجارهای ویژهای را یاد گرفتهاند، دارای رو حیات متفاوتی هستند و نگرش آنها نسبت به موضوعات با هم متفاوت است. هوش فرهنگی به ما کمک میکند تا بتوانیم معلم، شهروند، پدر، دوست و مدیر بهتری باشیم. از طریق هوش فرهنگی میتوانیم یک روش مطمئن برای درک و آماده سازی کارهای میان فرهنگی پیدا کنیم. هوش فرهنگی ابزاری است بر اثر بخشی بیشتر در فعالیتهای مدیریت در هنگامی که با تنوع فرهنگی مواجه هستیم. هر کس میتواند هوش فرهنگی را یاد بگیرد و با استفاده از آموختههای خود به گنجینهای دست یابد که میتواند در موقعیتهای متنوع فرهنگی از آن استفاده کند. ما میتوانیم با استفاده از هوش فرهنگی به همراه مهارتهای حرفه ای دیگر، مشکلات کاری خود را سریعتر و با هزینه کمتر حل و فصل نماییم . زیرا ما ناچاراً هستیم با الگوها و بافتهای فرهنگی متفاوت کار کنیم، منظور از فرهنگ همان معناهایی است که ما در زندگی خود به کار میبریم و با آن، جهان و رویدادهای اطراف خود را معنا و تفسیر میکنیم و با دیگران ارتباط برقرار می نماییم. (اسماعیلی و نیک بخت، (۱۳۹۰ هوش فرهنگی یک توانمندی فوق العاده مناسب برای مواجه با فرهنگهای دیگر است و برای ما این انتظار را به وجود می آورد که باید تمامی قواعد و

ارزشها و فرهنگهای دیگر را بهتر بشناسیم و بهتر است یک مجموعه کلی و چشماندازی را ایجاد کنیم که به رهبری اثربخشی تر منتهی شود. (اسماعیلی و نیک بخت، (۱۳۹۰ رهبری بدون هوش فرهنگی موجب می شود که زمان بیشتری را برای انجام کارها صرف کنیم، هزینههای بیشتری را برای سفرها داشته باشیم و با

خستگی بیشتری مواجه شویم. مهمترین دلیل نیاز رهبران به هوش فرهنگی، درک مشتریان و مخاطبان مختلف مدیریت تیمهای متنوع، استخدام و تربیت استعدادهای میان فرهنگی و سازگار نمودن با شبکههای رهبری است. (اسماعیلی و نیک بخت، ۱۳۹۰، (۳۴-۳۵

-۳ هوش فرهنگی، مفهوم شناسی و تعاریف